X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

اندکی صبرسحرنزدیک است

چرا مسلمانان آفریقای مرکزی قتل عام شدند؟+ تصاویر و فیلم

یکی از اعضای آنتی‌بالاکا می‌گوید: باید با شمشیر همه‌شان را قطعه قطعه کرد. اگر مسلمانان اینجا را ترک کنند ما کاری با آن‌ها نداریم اما اگر از اینجا نروند آن‌ها را خواهیم کشت.

گروه جنگ نرم مشرق- در ابتدای سال 2014، یک ملت کوچک آفریقایی شروع کرد به پاره کردن قسمتی از خودش. با هزاران مرده و ناگهان کشور از وجود مسلمانان خالی شد. کمتر کسی درست فهمید که چطور مردم یک کشور می‌توانند شب بخوابند و صبح برخیزند در حالی که آرزوی کشتن همسایه‌شان را در سر می‌پروانند. این مستند شبکه پرس‌تی‌وی به دنبال آن است تا به این سوال پاسخ دهد.

این مستند که به همت شبکه پرس‌تی‌وی تهیه شده به دنبال آن است تا بداند چرا مسیحیان کشور جمهوری آفریقای مرکزی ناگهان تصمیم گرفته‌اند که سر از تن تمام مسلمانان این کشور جدا کنند.

در مارس سال 2013 گروهی شورشی مسلمان به نام سِلِکا از نواحی شمالی این کشور سرازیر شدند و تلاش کردند تا رئیس‌جمهور نامحبوب یعنی بوعزیزی را سرنگون کنند. در طی 10 ماهی که گروه سلکا در قدرت بودند قساوت‌های زیادی را مرتکب شدند؛ قساوت‌هایی مانند کشتن و تجاوز به اکثریت مسیحی. سپس شبه‌نظامیان مسیحی، آنتی‌بالاکاها شروع کردند حمله به مسلمانان و البته نه فقط مسلمانانی که شورش کرده بودند بلکه هر کسی به نظرشان با گروه مسلمان همراهی کرده بود. خشونت‌های قومی پشت سر هم روی داد گویی که هرگز سر صلح با یکدیگر ندارند. مسلمانانی که در اقلیت بودند شکست خوردند. اما آیا این روایت با واقعیت هماهنگ است و حقیقت را در خود دارد؟
چرا مسلمانان آفریقای مرکزی قتل عام شدند // در حال ویرایش
جمهوری آفریقای مرکزی در قلب قاره آفریقا و در همسایگی چاد قرار دارد. کشوری که در نسل‌کشی مسلمانان در این کشور بی‌تاثیر نبود.

رودخانه بنگویی. در دوران استعمار، فرانسه در تلاش بود تا منشا این رودخانه را بیابد زیرا در این صورت مرز دارایی زوری خود را تعیین کرده بودند. جمهوری آفریقای مرکزی، که پایتخت آن همان بنگویی است، پس از مرگ مشکوک رهبر استقلال طلبش یعنی باتلمی بوگاندا در سال 1960 از استعمار فرانسه خارج شد و به استقلال رسید. اما بعد از آن همچنان مردان مورد اعتماد فرانسه بر این کشور حکومت کردند و در آن باقی ماندند. در سال 1965، فرانسه کمک کرد تا شخص به نام جین بدل بوکاسا به قدرت برسد. وی با پیروی از ناپلئون، در مراسمی بسیار با هزینه بالغ بر 5 میلیارد دلار آمریکا تاجگذاری کرد. او اکنون در آفریقای جنوبی نمادی برای ملیگرایی، ولخرجی، و آخرین رهبری بود که در این کشور ساخت و ساز انجام داد. الان بیشتر ساختمانهای این کشور مربوط به زمان او هستند. اما پس از 11 سال در قدرت بودن، فرانسویها او را هم خلاص کردند.

پسر وی دراین باره می‌گوید: وقتی که پدرم، بوکاسا برای سفری به لیبی رفته بود، کماندوهای فرانسوی آمدند و تمام نقاط استراتژیک را اشغال کردند و کس دیگری را در قدرت قرار دادند و دلیل نخستشان هم رابطه رئیس‌جمهور فرانسه با پدرم بود که بسیار بد شده بود. زیرا پدرم به قذافی و دیگر کشورهایی که با فرانسه میانه‌ای نداشتند نزدیک شده بود.

اکنون مردم از دوران وی به خوبی یاد می‌کنند و پیشرفت‌های محدود زمان خود را مدیون او می‌دانند. او با اینکه می‌توانست به زندان برود اما انتخاب کرد که در خانه‌اش در سال 1996 کشته شود. بعد از وی سه رئیس‌جمهور دیگر روی کار آمدند تا نوبت به فرانکویس بوزیز، یک فرانسوی دیگر رسید.

این اواخر درگیری‌هایی بین بوزیز و شرکت‌های چندملیتی فرانسوی پیش آمده بود که زیرا بوزیز هم به دنبال برقراری ارتباط با دیگر کشورها و یافتن منابع برای اداره کشور بود.

در مارس سال 2013 با حمله سلکا از شمال وی مجبور به فرار شد و اکنون در کامرون در حال طرح‌ریزی برای بازگشت به قدرت است.

شهردار سابق بنگویی در اینباره می‌گوید: آنچه که در این کشور روی داده شاید مردم جهان را شگفت زده کند اما من را نه زیرا این مردم از ابتدایی که چشم باز کرده‌اند تحت استعمار بودند و هستند. فرانسه‌ای الان در حال بازی در نقش آتن‌نشان است، خودش مسئول 50درصد این وقایع است. سهم مردم اینجا 30درصد و سهم همسایگان هم 20درصد. زیرا اکنون فرانسه یک شریک خوب برای چاپیدن این کشور یافته است: همسایه شمالی ما یعنی چاد.

چرا مسلمانان آفریقای مرکزی قتل عام شدند // در حال ویرایش
ژوزف بندونگا، شهردار سابق پایتخت آفریقای مرکزی و یکی از معتمدان و ریش سفیدان مردم این کشور

اساسا مشکل این کشور به پیش از زمان سلکا برمی‌گردد. این فرانسه بود که همه رژیم‌های سیاسی را نصب و خلع می‌کرد. در دهه 60 داکو را از فرانسه با هواپیما آوردند و بوکاسا را کنار گذاشتند. دوباره در سال 1981، قدرت را از داکو به کولینگ‌با منتقل کردند.

جمهوری آفریقای مرکزی همواره مستعمره فرانسه بوده است. از سال 1959 وقتی که بوکاسا به شکل بدی مرد، فرانسه دوباره کنترل همه چیز در این کشور را به دست گرفت. از ابتدا تا کنون کل مسائل سیاسی این کشور در دست آنان بوده است.

ادریس دِبی، دیکتاتور چاد، رئیس یکی از فاسدترین کشورهای جهان، به چتربازان فرانسوی نیاز دارد تا وی را در قدرت نگاه دارند. او یک متحد وفادار برای فرانسه است. او کسی است که سلکا را مسلح کرد و تجهیزات لازم برای حمله به بوزیز را به آنها داد.

ماکا یکی از روزنامه‌نگاران آفریقای مرکزی می‌گوی: هیچ چاره‌ای جز اینکه بگوییم ادریس ابی به سلکا کمک کرده نداریم زیرا خودش این مسئله را پذیرفته است. ضمن اینکه چاد همیشه، زیر حملات قومی از سوی اقوام مرزی آفریقای مرکزی بوده است پس چاد مایل به تغییر رژیم و امن کردن مرزهای خود است.

پسر بوکاسا، رئیس‌جمهوری معدوم آفریقای مرکزی می‌گوید: آن‌ها همچنان کار تغییر رژیم خود را انجام می‌دهند منتها فقط روششان عوض شده است. تلاش می‌کنند تا مخفیانه‌تر و هوشمندانه‌تر کار کنند برای همین چندان ردپای از خود باقی نمی‌گذارند. این نوعی برده‌داری مدرن است که در آن هیچ نامی از برده به میان نمی‌آید. ما همچنان زندانی منافع خارجی‌ها هستیم.

یکی از رهبران جوان آفریقای مرکزی ادامه می‌دهد: اینجا کشور خوبی است فقط یه مشکل بزرگ با رهبری این کشور داریم. مردم خوب هستند اما رهبران اینجا بد هستند. مشکلات زیادی داریم. آموزش خوب نیست. بخش درمان ضعیف است. هر کس به قدرت می‌رسد تنها به فکر خانواده و خودش و قوم و منطقه خودش است. یک مشکل مرتبط با رهبری است.

اکنون کشور جمهوری آفریقای مرکزی ملغمه‌ای است از چندین منطقه جنگ زده یا در حال جنگ. هر دو منطقه مسلمان‌نشین و مسیحی‌نشین در پایتخت این کشور نابود شده است و تقریبا هیچ منطقه‌ای سالم نمانده است.

عده‌ای از غارتگرانی که در این کشور دست به کشتار زده‌اند می‌گویند: شما با این فیلم‌ها پول‌های هنگفتی به جیب می‌زنید. فقط دنبال پول هستید. دوربین شما را باید شکست. شما حتی دنبال چیزی بیشتر پول هستید. اصلا از کجا به اینجا اومدید؟ شما فقط یک عده آشغال هستید. شما دارید از خیابان‌های ما پول درمی‌آورید.

وقتی به دیدن جنازه‌های افتاده در کف خیابان می‌روی می‌بینی که مرگ از هر گوشه‌ای سرک می‌کشد و هر لحظه ممکن است که یک نفر به دلیل مسلمان بودن قطعه قطعه شود و پس از کشتن آنان خانه‌هایشان را با نارنجک منفجر می‌کنند تا هیچ اثری از آنان باقی نماند.

چرا مسلمانان آفریقای مرکزی قتل عام شدند // در حال ویرایش
اکنون 70 درصد از کشور آفریقای مرکزی به خرابه تبدیل شده است

برخی از مناطق به صورت منطقه ممنوعه درآمده‌اند و کسی حق رفت و آمد در آن‌ها را ندارد زیرا مورد هدف تک‌تیراندازان قرار می‌گیرد و هیچ کس نمی‌داند که این تک‌تیراندازان فرانسوی هستند یا آفریقایی. اگر کسی در این منطقه‌ها کشته شود جنازه‌اش همانجا باقی می‌ماند تا بپوسد. به شکل مرموزی هیچ خبری از صلیب سرخ و نیروهای حافظ صلح در این مناطق نیست. نیروهای فرانسوی و حافظ صلح حتی در دیگر مناطق هم از کشتار مسلمانان جلوگیری نمی‌کنند.

آنچه که کاملا محرز است این است که پشت تمام این اقدامات یک طرح از پیش تعیین شده برای به وجود آوردن آشوب قرار دارد. زیرا هنگامی که درگیری‌ها در حال رخ دادن بود هیچ کس نمیتوانست گرایشات کاری و یا حتی فکری کارشناسان نظامی که برای پایان دادن به درگیری‌ها آمده بودند را بفهمد و تقریبا هیچ کدامشان هیچ کاری نمی‌کردند.

حقیقت آن است که تحت کنترل نگاه داشتن چنین کشوری بسیار ساده است. فقط کافیست مردم را در فقر نگاه دارید.

سرژ ماگنا، یکی از رهبران این کشور می‌گوید: این کشور از نبود رهبران مردمی رنج می‌برد. مشکل اساسی اینجاست که همه گروه‌های سیاسی فقط به دنبال منافع خودشان هستند. به همین دلیل هم هست که جوانان سیاست‌مداران را قبول نمی‌کنند. سیاست‌مداران ما عمدا کشور را در فقر نگاه می‌دارند. باورهای غلط را به مردم تزریق و تفکرشان را دستکاری می‌کنند.

توماس وانگ، یکی از معاونان وزیر کشور آفریقای مرکزی به گونه‌ای صحبت می‌کند که گویی هیچ وقتی اینجا کشوری بنا نشده است. وی ادامه می‌دهد: کشور ما قهوه، پنبه چوب را می‌تواند صادر کند اما شرکت‌های خارجی آن‌ها را به تاراج می‌برند. دلیل اصلی فقر در کشور ما هم همین است.

در عین حال، معادن طلای فراوان، الماس بسیار، معادن غنی اورانیوم، منیزیم و بسیاری از فلزات دیگر در کشور ما وجود دارد از به کار ما نمی‌آید چون اصلا در دست ما نیست. ما حتی هیچ نقشه دقیقی از موقعیت این معادن نداریم.

ژوزف بندونگا، شهردار سابق بانگویی ادامه می‌دهد: سفارت فرانسه در اینجا شرایطی را فراهم آورد تا یک زن در این کشور به قدرت برسد و کسی را انتخاب کردند که بتواند بهتر هر کس دیگری مردم را کنترل کند و مهمتر آنکه آفریقای مرکزی را در اختیار آنان قرار دهد.

چرا مسلمانان آفریقای مرکزی قتل عام شدند // در حال ویرایش
رئیس جمهور آفریقای مرکزی در کنار هولاند رئیس جمهور فرانسه بر فراز جنگل‌های آفریقای مرکزی

شهردار سابق بنگویی ادامه می‌دهد: روش حکومت فرانسه بر کشور ما اینگونه است که آنان با کمک عمال داخلی خود، کاری می‌کنند که هرگز امنیت در کشور ما برقرار نشود و مردم آرام نشوند. این زنی که رئیس‌جمهور کشور ماست، کاملا تحت دستورات هولاند، رئیس‌جمهور فرانسه است و ارتباطشان کاملا ارباب و رعیت است. او خودش بخشی از دارایی‌های فرانسه است.

وی می‌گوید: وقتی با افراد درگیر در جنگ صحبت می‌کنیم به وضوح می‌بینیم که از سوی فرانسویان تحریک شده‌اند. البته جالب آنکه این تحریک‌پذیری از سوی مسیحیان بیشتر دیده می‌شود و این درگیری‌ها بدون پشتیبانی فرانسوی‌ها عملا اتفاق نمی‌افتاد.

بندونگا خاطر نشان می‌کند: فرانسه اجازه نمی‌دهد وگرنه خیلی‌ها هستند که می‌توانند در انتخابات شرکت کرده، رای بیاورند و بسیاری از مشکلات مردم را فقط با استفاده از مردم و فقط با سرمایه داخلی برطرف کنند اما آن‌ها نمی‌خواهند کشور ما از دستشان خارج شود. مردم این کشور معمولا بعد از آنکه اوضاع خیلی وخیم شد از خواب بیدار می‌شوند.

روزانه به تعداد زیادی از مسلمانان در بنگویی حمله می‌شود. هر جا که گروهی از مسلمانان جمع شده باشند تحت خطر هستند و نیروهای صلیب سرخ هم به بهانه آنکه به دنبال حفظ آن هفتاد درصد آرام جامعه هستند کاری نمی‌کنند.

عده‌ای از مسلمانان در میان جنگل‌های انبوه نزدیک شهر بودا تجمع کرده‌اند و از ترس حملات آنتی‌بالاکاها نمی‌توانند حرکت کنند. این افراد در وضعیتی بد و با بدترین و کمترین غذاها زندگی خود را می‌گذرانند. برنامه جهانی غذا هر روز صبح به آنان غذا می‌رساند اما غذایی با بدترین کیفیت و مقداری بسیار کم.

چرا مسلمانان آفریقای مرکزی قتل عام شدند // در حال ویرایش
مسلمانانی که موفق به فرار از این کشور نشدند، در میان جنگل‌ها با ابتدایی‌ترین وسایل زندگی پناه گرفته‌اند

اکنون بیشتر مسلمانان از این کشور فرار کرده‌اند و کسانی که مانده‌اند در سرزمین خود بدون غذا و سلاح زندانی شده‌اند. مصاحبه‌ها با مردم بومی نشان می‌دهد که هر دو طرف ماجرا، ناسازگاری پیش آمده میان مسلمانان و مسیحیان را از سوی ارتش فرانسه می‌دانند. هرچند خبرنگاران تا حدودی در امنیت هستند اما اوضاع برای مسلمانان اصلا مساعد نیست.

چرا مسلمانان آفریقای مرکزی قتل عام شدند // در حال ویرایش
خشمی که در کلام تروریست‌های آنتی‌بالاکا وجود دارد نشان از عطش آنان برای کشتن مسلمانان این کشور است

یکی از اعضای آنتی‌بالاکا که به کشتار مسلمانان معتقد است می‌گوید: باید با شمشیر همه‌شان را قطعه قطعه کرد. اگر مسلمانان اینجا را ترک کنند ما کاری با آن‌ها نداریم اما اگر از اینجا نروند آن‌ها را خواهیم کشت. حتی زنان آن‌ها هم به بدی شوهرانشان هستند. یک کودک مسلمان هم همین‌طور است و باید کشته شود. این‌ها به خاطر این است که ابتدا آنان به ما حمله کردند و ما و زن و بچه‌هایمان به جنگل‌ها پناه بردیم. حالا نوبت آن‌ها است که فرار کنند.

گفته شده که مسلمانان سلکا، پس از حمله، خانه‌های مسیحیان را آتش زدند اکنون اما آنتی‌بالاکاها تقصیر نه گردن آنان بلکه گردن همه مسلمانان می‌دانند. در این کشور و در مناطق معدنی مسلمانان و مسیحیان قرن‌ها با آرامش و شادی در کنار هم زندگی کرده بودند اما اکنون با اتفاقاتی که افتاده فقط مسیحیان حق ماندن دارند. مسلمانان هم به کشورهایی چون چاد و کامرون و یا هر جای دیگر می‌روند.

نکته مهم در این بین آن است که تندروی گروه اسلامی قدرت‌طلب و حمله آن به کلیساها به نام اسلام تمام شده و رسانه‌ها به‌ویژه در غرب به دنبال آن هستند که این نبرد را نبردی اسلامی ـ مسیحی و در راستای آنچه در دیگر کشورهای آفریقا چون نیجریه و مصر رخ می‌دهد، جلوه دهند.

در این بین اما نکته مهم‌تر این است که در دو طرف ماجرا مردم و نه قدرت‌طلبان مسلمان و مسیحی در اوج بی‌گناهی کشته می‌شوند.


مطالب مرتبط