X
تبلیغات
رایتل

اندکی صبرسحرنزدیک است

شیعیان لبنان و سوریه

شیعیان لبنان و سوریه

2010 شیعیان لبنان و سوریهجمهوری لبنان :الجمهوریّة اللبنانیّة شعار ملی: شرف تضحیة وفاء       سرود ملی: کلنا للوطن للعلی للعلم حکومت:   جمهوری واحد پول لیره لبنان دامنه اینترنتی.lb      پیش‌شماره تلفنی+۹۶۱        پایتخت: بیروت لبنان در یک نگاه زبان:  زبان رسمی لبنان عربی است، اما هر یک از اقلیتهای نژادی به زبان خود سخن می‌گویند. زبان فرانسه نیز کاربرد دارد. لهجه لبنانی از شاخهٔ عربی شامی است، در کاربرد و تلفظ کلمات با دیگر شاخه‌های زبان عربی تفاوت دارد اما به عربی سوری،فلسطینی و مصری نزدیک است .استقلال:      از فرانسه (22 نوامبر 1943)جمعیت: 050 /874/3 نفر (برآورد سال 2006)   ---  -  ---     325/126/2 نفر (آمار سرشماری سال 1970)

مساحت: 452/10 کیلومتر مربع ادیان اصلی: اسلام و مسیحیت صادرات عمده:  تنباکو و مواد غذایی ریشه‌شناسی نام لبنان

(لوبنان در زبان عربی استاندارد لِبنان در گویش محلی) از ریشه سامی "LBN" گرفته شده که دارای معانی متعددی همچون «شیر» و «سفید» است که شاید اشاره به کوه‌های سر پوشیده از برف لبنان دارد.

تقسیمات کشوری:

لبنان از شش استان (به عربی: ألمحافظة) تشکیل شده‌است.

استان بیروت -استان جبل لبنان -استان شمالی لبنان -استان بقاع -استان نبطیه -استان جنوبی لبنان

جغرافیا

لبنان سرزمینی بلند و کوهستانی است که در کرانه شرقی دریای مدیترانه قرار دارد. کرانه‌های لبنان ۲۵۵ کیلومتر درازا دارد. رودخانه‌های مهم لبنان عبارت‌اند از: عاصی (ألعاصی) و لیطانی (أللیطانی) در دره سهل‌البقاع، و کلب (ألکلب). رشته‌کوه‌های لبنان عبارت‌اند از: رشته‌کوه‌های لبنان شرقی و رشته‌کوه‌هایی لبنان غربی که میان این دو رشته کوه، دره سهل‌البقاع قرار گرفته‌است.

لبنان به عنوان یک کشور خاورمیانه‌ای از غرب با دریای مدیترانه حدود ۲۲۵ مرز ساحلی دارد و از شمال و شرق با سوریه و از جنوب با فلسطین هم مرز است. مرز لبنان با سوریه ۳۷۵ کیلومتر است در حالیکه مرز لبنان با فلسطین تنها ۷۹ کیلومتر است.

آب و هوا

سرزمین لبنان آب‌وهوای مدیترانه‌ای دارد، هوای سواحل در زمستان‌ها سرد و بارانی و در تابستان‌ها گرم و شرجی است. در نواحی بلندتر به ویژه کوهستان‌ها، زمستان‌ها با بارش برف همراه است و دمای هوا به زیر صفر می‌رسد. بخش‌های دیگر این کشور، تابستان‌های گرم و خشک دارد.

مردم:مردم لبنان را گروه‌های نژادی و قومی گوناگونی تشکیل می‌دهند. عربها ۶۰٪، آسوریان و سریانیها ۳۶٪ و ارمنیها ۴٪، کردها و یهودیان ۱٪ جمعیت را تشکیل می‌دهند.

شیعیان لبنان

شیعیان در نقش بزرگ ترین گروه مذهبی لبنان، نه تنها قدمتی طولانی در تاریخ این کشور دارند، بلکه در سال های اخیر، به ویژه از سال 1960 به این سو که برابر با خیزش جنبش شیعه در لبنان است، نقش بسیار مهم و پر رنگی را در حیات سیاسی این کشور ایفا کرده اند. با اینکه شیعیان بزرگ ترین گروه مذهبی لبنانی هستند و باید در نظام سیاسی طایفه ای این کشور، بالاتر از مسیحیان مارونی و اهل سنت قرار گیرند، هنوز نتوانسته اند، به حقوق خود دست یابند و بی توجهی تاریخ دولت مرکزی این کشور به خود را جبران کنند.

1. تاریخچه حضور شیعیان در لبنان

لبنان امروزی، نتیجه گسترش لبنان بزرگ توسط دولت فرانسه در سال 1920 است. در آن سال دولت فرانسه با افزودن بیروت، بعلبک، صیدا و طرابلس به متصرفه جبل لبنان پایه گذار شکل گیری لبنان کنونی گردید. در آن زمان، در حالی که در جبل لبنان، مارونی های مسیحی اکثریت داشتند، ولایت های کشاورزی اکثریت مسلمان را در خود جای داده بودند و سنی ها در طرابلس، صیدا، عکار و شیعیان در دره بقاع و در جنوب شرقی صیدا و صور زندگی می کردند.

اهل سنت به دلیل برخورداری از حمایت های ترک های عثمانی، و مسیحیان به واسطه کمک های فرانسه و انگلستان، از رفاه و قدرت نفوذ به مراتب بیشتری در آن دوران برخوردار بودند و جامعه شیعیان از هرگونه حمایت خارجی محروم بودند و تحت تأثیر سیاست های استعماری دول اروپایی، به ویژه فرانسه در قرن نوزدهم، با مسائلی نظیر انزوای فیزیکی، عدم مشروعیت حقوقی و شناخته نشدن به عنوان یک ملت، دست و پنجه نرم می کرد.

گذاشتن سنگ بنای شکل گیری جامعه شیعی در لبنان را به ابوذر غفاری، از یاران نزدیک پیامبر و از طرفداران و پیروان جدی حضرت علی (ع) نسبت می دهند. این مطلب در اکثر منابع موجود در باره تاریخ شیعه در لبنان مورد تأیید قرار گرفته و در آنها آمده است که نام جبل عامل، پایگاه اصلی و تاریخی شیعیان، از نام قبیله ای یمنی به نام عامله که به شام مهاجرت کرده، در نزدیکی دمشق و در دامنه کوهی که امروزه به جبل عامل معروف شده، اسکان یافته بودند، گرفته شده است. به گفته منابع تاریخی، جبل عامل از نخستین مراکزی بود که به پایگاه شیعه تبدیل گردید و تاریخ شیعه در جبل عامل، تنها از منطقه حجاز قدمتی کمتر دارد.

و اگر شیعه براساس دکترین مطرح شده از سوی امام صادق در نظر گرفته شود، ورود شیعه به لبنان را باید به زمان زندگی آن حضرت، در زمان خلافت عباسیان نسبت داد.

با پایان جنگ جهانی اول و تحت قیمومیت قرار گرفتن منطقه شام، فرانسویان با افزودن مناطقی به جبل لبنان، لبنان امروزی را بنا نهادند. شیعیان در این دوره با پافشاری بر هویت عربی و اسلامی خود، به مقابله با گسترش هر چه بیشتر نفوذ مارونی ها که تحت حمایت فرانسویان بودند، روی آوردند و بیش از آنکه خود را جزء لبنان بزرگ به حساب آورند، با فلسطینی ها و سوری ها به تجارت و همکاری پرداختند. فرانسویان برای تغییر این وضعیت، سیاست خود را در برابر شیعیان تغییر دادند و امکان حضور سیاسی در سطوح پایینی قدرت را برای آنها فراهم آوردند و حق شیعیان برای تأسیس مؤسسات سیاسی و فرهنگی را به رسمیت شناختند.

2. وضعیت اجتماعی و اقتصادی

پایان دهه شصت میلادی، سرآغاز فصل جدیدی در لبنان بود. این کشور به دنبال تغییرات اقتصادی که از قرن نوزدهم آغاز شده بود، شکوفایی اقتصادی خاصی را تجربه می کرد. بیروت به واسطه ای میان کشورهای صنعتی و کشورهای نفت خیز خاور میانه تبدیل شده و قلب اقتصاد منطقه را در خود جای داده بود. به موازات این تغییرات ساختاری در اقتصاد ملی، شیعیان نیز گسترش جمعیتی خوبی را تجربه می کردند و جمعیت آنان نسبت به چهار دهه قبل، افزایش چشمگیری یافته بود. تغییر لبنان از یک جمهوری کشاورزی که حیات خود را به کشاورزی و کشاورزان مدیون بود، به یک جمهوری وابسته به شهر نشینی و تبعات این تغییر برای شیعیان، از مهم ترین دلایل آغاز فعالیت های سیاسی شیعیان در این زمان است. در این سال ها انقلاب جمعیتی شیعیان و بسیج اجتماعی شدید آنها، به واسطه طایفه گری رایج در لبنان و منافع بازیگران منطقه ای و بین المللی نادیده گرفته شد و شیعیان برای احقاق حقوق خود، فعالیت های گسترده ای را به خصوص از سال 1960 به بعد آغاز کردند.

به طور سنتی، کشاورزی منبع اصلی معیشت ها در جنوب لبنان و دره بقاع است. تا اواخر دهه 1950 میلادی، نزدیک به 90 درصد نیروی کار جذب این مناطق می شد و کشاورزان به کشت دیم اشتغال داشتند. البته تا آن زمان، اکثر زمین های کشاورزی به ملاکان بزرگی تعلق داشت که تعداد آنها در چند خانواده شیعی خلاصه می شد. این نوع بهره برداری کاپیتالیستی از کشاورزان شیعه، به همراه عواملی نظیر چرخش بازار سرمایه به بخش های غیر کشاورزی و بی تفاوتی حکومت مرکزی، تضعیف ساختار تولیدات کشاورزی را در پی داشت و کشاورزان شیعه را بیش از هر زمان دیگری تحت فشار قرار داد. در چنین زمانی زیر ساخت های لازم برای صنایع دیگر، به جای قرار گرفتن در مناطق شیعه نشین، برای کم کردن فشار و رفع محرومیت، به مناطق غیر شیعه نشین انتقال یافت و بر محرومیت بیش از پیش شیعیان افزود. باید خاطر نشان ساخت که بروز چنین شرایطی، نتیجه سیاست های تجاری دولت های الخوری (52 ـ 1943) و چامون (58 ـ 1952) و بی تفاوتی آنها به مناطق حاشیه ای ـ شیعه نشین ـ بود. برای سال ها چنین شرایطی تداوم یافت و موجب شد تا بیروت و مناطق کوهستانی نزدیک آن، به حداکثر شکوفایی برسند و مناطق دیگر، به ویژه جنوب و بقاع، رکود بی سابقه ای را تجربه کنند.

در سال 1970 درصد بی سوادی در بقاع، جنوب و شمال 5 درصد بیشتر از محافظه جبل لبنان بود و بی سوادی در بین زنان جنوب به 3/60 درصد می رسید. دیگر آمار آن سال ها نیز محرومیت نسبی و توسعه ناعادلانه جنوب و بقاع را نشان می دهند. مجموعه شرایط یاد شده، موجب گردید تا در سال 1971 تقریباً نیمی از جمعیت جامعه شیعیان لبنان، به بیروت مهاجرت کنند. تا پیش از این زمان، جمعیت کوچکی از شیعیان در بخش های مرکزی بیروت سکونت داشت؛ اما موج جدید مهاجران، اکثراً در جنوب بیروت اسکان یافتند و کمربندی شیعی در جنوب این شهر به وجود آوردند؛ کمربندی که مسببان عقب ماندگی شیعیان، آن را کمربند بدبختی می نامیدند. از سال 1960 تا 1970، 80 تا 90 درصد کارگران کارخانه های مستقر در جنوب بیروت و 50 تا 60 درصد کارگران کارخانه های مستقر در شرق این شهر ـ اکثراً در تصاحب مسیحیان ـ را شیعیان تشکیل می دادند. چنین حضور پر رنگی در قلب تحولات سیاسی، به شکل گیری مثلثی میان بیروت، بقاع و جنوب منجر گردید و از این پس، خواست های شیعیان جنوب و بقاع، زودتر و با سهولت بیشتری به پایتخت انتقال یافت. علاوه بر این، مهاجرت دائم به بیروت، تحولی اساسی در آگاهی سیاسی شیعیان به وجود آورد و شیعیان تمایز میان نفوذ خود و دیگر گروه های مذهبی، ساختار اجتماعی آنان و روابطشان با قدرت سیاسی را بیشتر شناختند. این شناخت به تکوین موضع و جهت گیری شیعیان کمک کرد و به بسیج آنها در انتخابات و ایجاد تحولات سیاسی انجامید.

3. وضعیت سیاسی

چنان که گفته شد، تحولات اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی دهه های 1970 و 1980 مدرنیزاسیون نیروهای شیعی و بسیج سیاسی آنها را در پی داشت و آگاهی سیاسی شیعیان طبقه متوسط سیاسی خاصی را شکل داد که منتقد اصلی شرایط موجود بود و از الگوهای مختلفی نظیر فعالیت گروه های آزادیبخش فلسطینی و برخی گروه های چپ، برای احقاق حقوق خود سود می برد. در چنین شرایطی، با ظهور امام موسی صدر در متن جامعه شیعیان، جنبش سیاسی آنان جهت یافت و به برنامه، هدف و خطمشی لازم برای فعالیت های خود رسید.

امام موسی صدر در اواخر سال 1338 (برابر با 1959 میلادی) و به دنبال توصیه های حضرات آیات بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین، وصیت مرحوم آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین، رهبر فقید شیعیان لبنان را لبیک گفت و به عنوان جانشین آن مرحوم، به شهر صور در جنوب لبنان مهاجرت کرد.

شیعیان لبنان که تا آن زمان فاقد هرنوع برنامه و انسجامی در فعالیت های سیاسی خود بودند، پس از مهاجرت امام موسی صدر و فعالیت های آگاهی بخش او، به بازیگرانی فعال و آگاه در صحنه سیاسی لبنان تبدیل شدند. امام موسی صدر، بلافاصله پس از ورود خود، به فردی تأثیر گذار در حوزه سیاست و فرهنگ شیعیان تبدیل گردید. امام موسی صدر با هدف رفع تبعیض ها و محرومیت زدایی، فعالیت های گسترده فرهنگی و مذهبی را آغاز کرد و برنامه های کوتاه، میان و دراز مدتی را برای احیای جامعه شیعی تدوین کرد. وی در سال 1960 جمعیت خیریه «البر و الاحسان» را تجدید سازمان کرد و با برنامه ای ضربتی، به حل نیازهای مالی خانواده های بی بضاعت در شهر صور و اطراف آن پرداخت.

فعالیت های فرهنگی و آموزشی امام صدر به صور محدود نشد و امام با راه اندازی جمعیت های خیریه و موسسات فرهنگی متعدد، در شهرها و نواحی مختلف شیعه نشین، از قبیل مؤسسه مطالعات اسلامی، مدرسه جبل عامل و خانه زنان و دختران، به اهداف اولیه خود، یعنی آگاه سازی فرهنگی و سیاسی شیعیان، جامه عمل پوشاند. وی پس از این فعالیت ها و موفقیت در برقراری ارتباط با جامعه طایفه ای لبنان و محافل و کشورهای خارجی، برنامه های خود را وارد مرحله سیاسی کرد و به فکر ایجاد تشکیلات سیاسی برای شیعیان افتاد.شیعیان تا به آن زمان، فاقد هرگونه تشکیلات سیاسی برای دفاع از حقوق اجتماعی و سیاسی شان بودند؛ در حالی که مارونی ها و اهل سنت، چنین سازمان هایی را در اختیار داشتند. امام موسی صدر در سال 1966 برای نخستین بار، از ضرورت تشکیل یک مجلس شیعی سخن به میان آورد. این طرح با مخالفت های بسیاری در محافل دولتی و غیر دولتی مواجه گردید ؛ با این همه به دلیل پیگیری های وسیع و مستمر امام موسی صدر و جامعه شیعیان، مجلس لبنان در سال 1967، یا تصویب طرحی به شیعیان اجازه تأسیس چنین مجلسی را داد. این مجلس، با نام مجلس اعلای اسلامی شیعیان، رسماً در ژوئن 1969 کار خود را آغاز کرد و امام موسی صدر، به عنوان اولین رئیس آن انتخاب گردید. امام صدر که طی ایجاد مجلس شیعیان، بارها با بیعت و حمایت گسترده جامعه شیعی مواجه شده بود، با بهره مندی حمایت عمومی، به پیگیری مطالبات شیعیان، از جمله اجرای پروژه های زیر بنایی توسط دولت مرکزی و محرومیت زدایی از مناطقی شیعی پرداخت.

در پی امتناع دولت مرکزی لبنان از پذیرش مطالبات شیعیان، فعالیت امام صدر وارد مرحله جدید دیگری شد و او جنبش «حرکت المحرومین» را در سال 1975 میلادی تأسیس کرد. حرکت المحرومین، یک سازمان منظم شیعی بود که در گام نخست، خواهان برقراری عدالت و رفع تبعیض علیه شیعیان توسط دولت مرکزی گردید. چیزی نگذشت که این جنبش، نقشی محوری در فعالیت های سیاسی و اجتماعی شیعیان یافت و با حمایت عمیق و گسترده آنان، در راستای تأمین منافع شیعیان، تحولات سیاسی کشور را تحت تأثیر قرار داد. تأسیس جنبش محرومان برای نخستین بار در تاریخ شیعیان لبنان اتفاق می افتاد و شیعیان برای نخستین بار، در چار چوب یک تشکیلات مستقل و منظم، حضور خود را به اثبات می رساندند. بعدها از دل این جنبش، واحدهای مقاومت لبنان امل و در دهه 1980 حزب الله سر درآوردند.

با گسترش حملات رژیم صهیونیستی علیه مناطق جنوب لبنان، به واسطه حضور جبهه آزادیبخش فلسطین، امام موسی صدر به فکر ایجاد ارتشی قدرتمند، برای دفاع از این مناطق در برابر رژیم اسرائیل افتاد. وی با همکاری و فرماندهی شهید چمران، سازمان «افواج مقاومت لبنان» را که به اختصار امل نامیده می شد، تأسیس کرد. این سازمان در آغاز به شکل غیر علنی فعالیت می کرد، اما پس از انفجار اردوگاه نظامی آن در دره بقاع، با نام عین البنیه و کشته شدن 27 تن از مجاهدین آن، امام موسی صدر در مصاحبه ای مطبوعاتی رسماً موجودیت مقاومت لبنان را اعلام کرد.

تأسیس مقاومت اسلامی امل، به یک سال پیش از تأسیس جنبش فلسطینی فتح باز می گشت و امام صدر از آن زمان، به فکر ایجاد نیروی مقاومتی برای مقابله با اسرائیل بود. بر این اساس، وی در سال 1965 گروهی از جوانان شیعه را به مصر اعزام کرد تا در دوره ای شش ماهه، فنون نظامی را فراگیرند. با بازگشت این جوانان عملیات ایذایی مشترک رزمندگان فلسطینی و لبنانی در شمال فلسطین اشغالی آغاز گردید. در کنار فعالیت های ذکر شده، امام موسی صدر به دلیل شناختی از جامعه لبنان داشت، خواهان تبدیل لبنان به کشوری براساس «اصل تکثر گرایی دینی و مذهبی» بود و به همین دلیل همواره از جدا کردن جامعه شیعیان از جامعه لبنان مخالفت می ورزید. او به علت بی طرفی و دخالت نکردن در جنگ داخلی لبنان، توانست طایفه شیعه و قدرت کار ساز مؤثر آن را در شرایط بی ثباتی این کشور، در حین جنگ حفظ کند و به همین دلیل تا زمان حضورش، یعنی سال 1978 مناطق شیعه نشین از آتش جنگ داخلی، آن گونه که مناطق مسیحی نشین، سنی نشین و دروزی نشین متضرر شده بودند، متضرر نشدند.

امام موسی صدر، در 3 شهریور 1357 (1978) به دعوت رسمی معمر قذافی وارد لیبی شد و 6 روز پس از آن، در آستانه سفر به ایتالیا مفقود گردید. از آن زمان تاکنون، سرنوشت امام صدر همچنان نا مشخص مانده و مردم و دولت لبنان معتقدند که وی توسط قذافی ربوده و زندانی شده است.

با مفقود شدن امام موسی صدر، توانایی حفظ وحدت و یکپارچی نیروهای جنبش آمل کاهش یافت و مواضع جدید برخی اعضای آن، موجب انشعاب در این جنبش و خروج بعضی اعضای فعال آن با هدف ایجاد جنبشی جدید گردید. بدین ترتیب گام های نخست تأسیس چنین جنبشی که بعدها «حزب الله» نام یافت، در سال 1982 برداشته شد. در آن سال شماری از شخصیت ها و گروه های شیعه معتقد به ضرورت ایجاد حزبی مشخص برای مبارزه با اشتغالگری و کسب هویتی مستقل که در گذشته در چار چوب فعالیت های اسلامی مبازره می کردند، ضرورت تأسیس حزب الله را درک کردند و بدین ترتیب زمینه تأسیس و تکامل آن را فراهم آوردند.

پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 (1979) تأثیری شگرف در ساماندهی اندیشه های حزب الله و جنبه های عملی و نظری آن بر جای گذاشت و گروه های فعال شیعی متعددی، نظیر حزب الدعوه اسلامی با انحلال خود، فعالیت هایشان را در چار چوب انقلاب اسلامی قرار دادند. هنگامی که نبیه بری، رئیس جنبش امل در گردهمایی «کمیته نجات» که به دعوت الیاس سرکیس، رئیس جمهور وقت لبنان، همزمان با اشغال این کشور توسط اسرائیل در سال 1982 برگزار می شد، شرکت کرد، سید ابراهیم امین، مسئول دفتر جنبش امل در تهران، به کمیته نجات و شرکت کنندگان در آن حمله کرد و آن را «کمیته آمریکایی» خواند .

همزمان با این وضع، حسین موسوی جانشین وقت رهبر جنبش امل، به سوی مناطق بقاع در شرق لبنان رفت و با حمله به کمیته نجات، تولد جنبش امل اسلامی را بشارت داد. این اقدام موسوی موجب شد تا دفتر سیاسی جنبش امل در بیروت، طی نشستی وی را از جنبش یاد شده اخراج کند و می توان گفت که از آن به بعد، حزب الله لبنان شکل گرفت.

از میان نیروها و شخصیت هایی که به این حزب پیوستند می توان، به اعضای جزب الدعوه، تعدادی از کادرهای جنبش امل، برخی روحانیون شیعه و شماری از کادرهای سابقه دار در سازمان های فلسطینی و احزاب ملی لبنان و برخی جناح های اسلام گرا و مستقل لبنان اشاره کرد. حزب الله اندکی پس از دوران تأسیس، موفق شد حضور مردمی و نظامی مهمی در صحنه لبنان بیابد. در میان طرح های اولیه حزب الله می توان به طرح توسعه قلمرو و نفوذ اجتماعی، از طریق ارائه خدمات اجتماعی، مانند بیمارستان، درمانگاه و مراکز خدماتی و تبلیغاتی در منطقه جنوب بیروت و دره بقاع و ناحیه ضاحیه در بیروت که مقر اصلی شیعیان در این شهر است، اشاره کرد.

احزاب در لبنان:1ـ احزاب چپ‌گرا: به گروه‌هایی  اطلاق می‌شود که اگر چ همگی از مشی واحدی پیروی نمی‌کنند ولی معمولاً هر کدام از آنها با یکی از قدرت‌های خارجی ارتباط و همسوـ یی داشته‌اند.

به علاوه چپ‌گراها معمولاً با سازمان‌های فلسطینی در آمیخته‌اند. احزابی مثل حزب سوسیالیست ترقی‌خواه و حزب ملی‌گراهای آزاد از این دسته‌اند.2 ـ احزاب راست‌گرا:طبق تعاریف عمومی علوم سیاسی راست‌گرایان به کسانی اطلاق می‌شود که معمولاً طرفدار وضع موجود و عدم تغییرات اساسی بوده‌اند. در این چارچوب مسیحیان لبنانی با توجه به سبقه تسلط سیاسی و فرهنگی در دوره جدید این کشور جزء راست‌گرایان شناخته می‌شوند.

3 ـ احزاب اسلامی سنی:

قدمت آنها به اندازه تاریخ استقلال لبنان است و از همان دهه‌های چهل و پنجاه میلادی گاه به گام فعال‌تر شوند.

ـ الجماعة الاسلامیه-حرکة التوحید الاسلامیه ـ‌ و.....

4ـ احزاب اسلامی شیعه

جنبش امل-

-جنبش حزب الله

این جنبش در آغاز دهه‌ی 198 با بهره‌گیری از تعالیم و رهنمود‌های حضرت امام(ره) پا به عرصه‌ی معادلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی گذاشت. البته کمیته 9 نفری اسم (جنبش اسلامی در لبنان) را پیشنهاد کرد که بعد از آن که معلوم شد گروه دیگری از آن استفاده می‌کند، نام حزب الله را برگزید.                    سید حسن نصرالله

به عقیده موافقین و مخالفین او یکی از با تدبیر‌ترین و مؤثر‌ترین افراد در مسائل لبنان و منطقه بوده است.اما بعد از ربوده شدن امام موسی صدر (ره) و چرخشی ائدئولوژیکی در کادر رهبری حزب و بروز اختلافات در جنبش امل به تدریج هسته فکری جدیدی بوجود آمد که نهایتاً شکل‌گیری حزب الله منتهی شد. سید حسن در کادر رهبری حزب الله قرار گرفت. درسال 1989 به قم رفت اما با افزایش تجاوزات اسرائیل و مبارزات جزب الله پس از یکسال به لبنان برگشت.جسارت، تدبیر، صداق و پیروی از آموزه‌های والای دینی او را به عنوان فردی مؤثر در نزد گروه‌ها و حتی صهیونیست‌ها معرفی کرد.در سال 1992 پس از شهادت سید عباس موسوی او را به اجماع شورای رهبری حزب الله به عنوان دبیر کل جدید شناخته شد.

مهم‌ترین عوامل عدم شکوفایی شیعیان در جامعه لبنان:

1ـ خودداری دولت مسیحی لبنان از سرشماری جمعیت و نادیده گرفتن جایگاه واقعی شیعیان در ساختار سیاسی ـ اجتماعی لبنان.

2ـ حمایت بی‌دریغ دولت‌های غربی و آمریکایی از اقدامات دولت مسیحی.

3ـ مخالفت با مسلمانان به ویژه با شیعیان و جلوگیری از زمینه‌های گسترش نفوذ آنها در ساختار‌های اجتماعی و سیاسی.

4ـ رواج تز جدایی دین از مذهب توسط روحانیون دولتی.

5ـ عدم رفع نواقص آموزشی، بهداشتی، اقتصادی و سیاسی در مراکز شیعه‌نشین از طرف دولت مسیحی.

6ـ تشویق مسلمانان به ویژه شیعیان به اشتغال در کار‌های غیردولتی و جلوگیری از استخدام شیعیان در ارتش و وزارت خارجه و وزارت کشور.

7ـ حمایت برخی دول غربی دست راستی از دولت‌های مسیحی و اعطای کمک‌های مالی به آنان.

8ـ پشتیبانی دول غریب دست چپی و رادیکال از احزاب سیاسی و غیرمذهبی در لبنان.

از منبع حزب الله پیروز-تألیف بهنام سرخیل-ناشر، وزارت علوم، دفتر برنامه‌ریزی اجتماعی-

جمهوری عربی سوریه

سرود ملی: حماة الدیار پایتخت(و بزرگترین شهر): دمشق زبان(های) رسمی : عربی         حکومت: جمهوری

مساحت: ۱۸۵٬۱۸۰

جمعیت:سرشماری : 20,581,290 (۵۴ام)          واحد پول : لیره‌ سوریه (SYP)               دامنه اینترنتی : .sy پیش‌شماره تلفنی : +۹۶۳

جغرافیای سوریه

سوریه با ۱۸۵۱۸۰ کیلومتر مربع وسعت، هشتاد و هفتمین کشور جهان است[نیازمند منبع] که در جنوب غربی قاره آسیا، کنار دریای مدیترانه و در همسایگی کشورهای ترکیه در شمال، عراق در شرق و جنوب شرقی، اردن در جنوب، اسرائیل در جنوب غربی و لبنان در غرب واقع شده‌است. آب و هوای آن در کناره‌هاا و نواحی جنوب غربی معتدل و مرطوب (مدیترانه‌ای)و در سایر نقاط گرم و خشک است. بلندترین نقطه آن از دریا، جبل شیخ با ۲۸۱۴ متر ارتفاع است. ازز رودهای مهم آن می‌توان به فرات، خابور، عاصی، عفرین، قوین و دجله اشاره داشت که رود فرات، با ۶۹۶/۲ کیلومتر طولانی‌ترین آنها و حدود نیمی از آن در ترکیه و عراق جاری است. بندرهای مهم سوریه عبارت‌اند از لاذقیه، طرطوس و بانیاس که در کنار دریای مدیترانه واقع شده‌اند.

تقسیمات کشوری:کشور سوریه دارای ۱۴ استان است و پایتخت این کشور خود نیز یک استان نیز به‌شمار می‌آید.

دمشق قُنِیطْرَه دَرعا سُوَیداء ‎حُمْص ‎طَرطوس ‎لاذِقیه ‎حماه ‎اِدلِب ‎حَلَب ‎رَقّه ‎دِیرالزور ‎حَسَکه

در نقشه‌های دولت سوریه استان ختای نیز که اکنون جزو خاک ترکیه‌است خاک سوریه به‌شمار می‌آید. بلندی‌های جولان (به عربی: هضبة الجولان) که جزو خاک سوریه‌است امروزه در تصرف اسرائیل است.

وجه تسمیّه شام و سوریه: سوریه کنونى در گذشته بخش عمده اى از شام بوده است. سرزمین شام، کشورهاى کنونى سوریه، لبنان، فلسطین و اردن را دربر مى گرفته است(1) و در حقیقت «الشأْم و الشَأم و الشآم»(2) نامى بوده که جغرافیدانان عرب بر منطقه اى که از طرفى به دریاى روم و بیابان ممتد ـ از ایله تا فرات ـ و از طرف دیگر ـ از فرات تا مرز روم ـ محدود مى شود نهاده اند; بدین صورت سرزمین هاى روم در شمال، مرز مصر و بیابان بنى اسرائیل در جنوب آن و آخرین محدوده آن ـ در سمت مصر «رَفَحْ» و سمت روم «الثغور» مى باشد(3).

بعضى گویند آن را بدین سبب شام نامیده اند که قومى از کنعان در این سرزمین ساکن شده اند، «فَتَشاءَ مُوا اِلَیْها» و لذا بدین سبب آن را شام خوانده اند. کسان دیگرى گویند بدین علت آن را شام گفته اند که اهل یمن در آن «تشاءُمْ» کرده اند یعنى به آن روى آوردند. عده اى نیز گفته اند به علت کثرت و فراوانى قریه ها و دهات آن که نزدیک به یکدیگرند آن را شام نامیده اند یا اینکه سرزمین شام به رنگهاى مختلفى مثل سرخ، سفید و سیاه است و لذا چنین خوانده اند همانطور که خال بدن انسان را شام گویند(3).

فضائل فراوانى در مورد شام ذکر کرده اند و بعضى از مورخان نیز احادیثى از رسول خدا(ص) در مورد فضائل آن ارائه کرده اند(5) که بنظر مى رسد این احادیث را وابستگان و محدثان اموى ساخته اند تا بنحوى سرزمین شام را در مقابل شهر پیامبر(ص) یعنى مدینة النبى(ص) مطرح نمایند زیرا این سرزمین، مقر حکومتى بنى امیه بوده است.

وجه تسمیه دمشق و بناى نخستین آن

کلمه «دمشق» یا «دماسکو» «Demascus» در اصل، آرامى یا کلدانى یا سریانى قدیم بوده است. در نوشته اى «هیروگلیفى» که

از 15 قرن قبل از میلاد بدست آمده نام «تمسقو یا دماسکو» در آن دیده شده است. همچنین نام «دماسکو» در آثار معبد «کرنک» متعلق به 18 قرن قبل از میلاد نیز دیده شده است(1).

از آنجا که دمشق، قدیمى ترین شهرهاى آباد جهان و از مهمترین پایتخت هاى تمدن قدیم محسوب مى شده; در طول قرون متمادى نامهاى خاصى داشته است. این امر بیانگر قدمت تاریخى آن که حدوداً به پنج هزار سال پیش مى رسد مى باشد.

شهر دمشق قدیمى ترین شهرهاى مسکونى بعد از «اریحا» در قدس است. امّت ها و ملتهاى زیادى در این شهر سکونت یافته اند از قبیل: لودى ها، آرامى ها،فنیقى ها، حیثون، عبرانیان، آشوریان، بابلیها، میدیون،(مادها ـ ایرانیان) یونانیها، رومیها، اعراب و اقوام دیگرى چون ترکها، کردها و(3)...

مذاهب و فرق مذهبى در سوریه

مسلمانان این کشور 86% کل جمعیت را تشکیل مى دهند و مسیحیان که 5/13% جمعیت آن را بخود اختصاص مى دهند اقلیت نسبة قابل توجهى در این کشور مى باشند. حدود پنج هزار یهودى نیز در دمشق و اطراف آن زندگى مى کنند و اما در میان مسلمین، فرق مذهبى مختلفى در سوریه وجود دارند که پس از اهل سنت که اکثریت را تشکیل مى دهند عبارتند از:

1 ـ دروزیه: گروهى از غلات شیعه هستند که حدود یک میلیون نفر از جمعیت سوریه را تشکیل مى دهند. اغلب دروزیها در استان سویدا و «جبل دروز» واقع در جنوب لاذقیه ساکن هستند. فرقه دروزیه ترکیبى از عقاید شیعه، زرتشت و مسیحیت دارند که «شیخ عقل» اکنون مرجع دینى آنان است.

2 ـ علویان: آنان که خود را شیعه اثنى عشرى مى دانند، نزدیک به دو میلیون نفر هستند و اکثر در س تا انطاکیه پراکنده اند. علویان پستهاى حساس کوههاى شمال غرب سوریه به موازات ساحل طرطودر سوریه را بر عهده داشته و گفته مى شود حافظ اسد نیز خود یک علوى است. شایان ذکر است علویان اغلب صحابه اولیه رسول خدا(ص) از جمله عمار و یاسر، مقداد، سلمان و اباذر را قبول دارند و به آنان عشق مىورزند.

3 ـ شیعه امامیه یا اثنى عشریه: بین دویست تا سیصد هزار نفر هستند. آنان در غرب «باب توما» در دمشق و قریه داریا زندگى مى کنند واکنون نیز قریه راویه و اطراف مرقد مطهر حضرت زینب سلام الله علیها محل سکونت بیشتر آنان گردیده است. در گذشته مرحوم «محسن الامین» صاحب دائرة المعارف الاسلامیة الشیعیه و «سید على مکى» و اکنون «آیت الله فهرى» نماینده مقام معظم ولى فقیه در سوریه منشأ تلاشهایى براى انسجام اعتقادى و فکرى شیعه شده اند.

اهل تسنن  : سنی‌ها برزرگترین گروه دینی سوریه به‌شمار می‌روند که بیش از ۷۴٪ جمعیت آن کشور را که ۸۰٪ ساکنان آن عرب هستند،تشکیل می‌دهند وسایر ساکنان سوریه کردها،چرکس‌ها ،ترکمن‌ها و فلسطینیان می‌باشند.مذهب سنی مذهب رسمی کشور سوریه به‌شمار می‌رود. سنی‌ها در مشاغل وو مناصب مختلف فعالیت داشته و در سرتاسر کشور پراکنده‌اند.آنان تنها در دو استان سوریه اکثریت نیستند زیرا در استان سویداء دروزی‌ها اکثریت مطلق راا دارند و اکثریت جمعیتی در استان لاذقیه نیز در اختیار علوی‌ها قرار دارد. سنی‌ها در استان حسکه نیز اکثریت به‌شمار می‌روند لیکن در این استان کردهایی سنی بیش از عرب‌های سنی هستند.

 

سید باقر حسینی