اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

پاسخ به سئوالات درباره ازدواج

15- آیا اگر شارع مقدس چیزی مثل ازدواج موقت جائز شمرد آن چیز باید تشویق گردد؟

مباحات شرعی اقسام و مراتب مختلفی دارند. موضوع خود شارع نیز در تشویق و تنزیه از آنها، بسیار متفاوت است.نکاح و طلاق هر دو مباح شرعیاند، ولی یکی حافظ «نصف دین» و دیگری «مبغوض‏ترین حلال» شمرده شده است.اما این که کدامین حلال را باید تشویق نمود و کدام را نباید، بستگی به امور مختلفی دارد؛ از جمله:
1
ـ بررسی دیدگاه اولیه خود شارع در این زمینه، مانند مسأله نکاح و طلاق.
2
ـ بررسی مقتضیات زمانی و مکانی؛ مثلاً اگر جامعه‏ای گرفتار تفاضل آماری زنان نسبت به مردها شد، در آن صورت باید افراد توانگر و قادربه تأمین عدالت را به چند همسری تشویق کرد. یا در جامعه‏ای که کثرت بیوه زنان مشکل آفرین است و غالب افراد حاضر به ازدواج دایمبا آنها نیستند و یا مشکلات مانع از ازدواج دایم، موجب گسترش فساد میشود در آن شرایط میتوان ازدواج موقت را تشویقکرد.البته مسأله ازدواج موقت باید به گونه‏ای طرح شود که حریم خانواده و عفاف نشکند؛ چه اساسا ازدواج موقتبرای صیانت از عفاف و پاک‏دامنی و گریز از فحشا وضع گردیده است. اما این که غرایز جوانان گاه با یک نگاه و حرفزدن تسکین مییابد، به جهاتی نادرست است؛ از جمله:
1
ـ نگاه و گفتارهای جنسی خود آتش افروز و شهوت‏انگیز است، نه اطفا کننده نائره شهوت. از همین‏رو در روایتآمده است: النظر سهم مسموم من سهام ابلیس (بحار الانوار، ج 104، ص 38، روایت 34 باب 33).
2
ـ به فرض با نگاهی بتوان غریزه جنسی را تشکیل داد، لیکن این از نظر شرعی حرام و نارواست و باید درجست‏وجوی تأمین مشروع نیازهای جنسی برآمد.در مقایسه با مسأله ازدواج موقت و حقوق زن در کارهای داخل منزل نیز توجه به چند نکته لازم است:
1
ـ ما هرگز مخالف آگاه سازی زنان در این مسأله نیستیم و معتقدیم زنان باید نسبت به حقوق خود آگاهی کامل داشته باشند.
2
ـ بعد از انقلاب همایش‏هایی نیز در زمینه زن و حقوق وی برگزار گردیده است، که از نظر زمان مقدم و از نظر تعداد افزون‏تر بودهاست.
3
ـ برگزاری همایش در رابطه با «ازدواج موقت» لزوما به معنای تشویق نیست؛ بلکه به معنای بررسی علمی و کار شناختی پیرامون یکی از راهحل‏های تأمین مشروع نیاز شدید و فراگیر جنسی است و یکی از امور مهمی که در این گونه همایش‏ها به آن پرداخته میشود،آسیب‏شناسی و کشف راه‏های بهینه سازی آن است.
4
ـ هر چند اسلام از نظر حقوقی، زن را موظف به هیچ کاری در داخل خانه نمیداند و برای فعالیت‏های او ارزش و حقوق اقتصادی قائلاست؛ لیکن از نظر اخلاقی توصیه‏های دیگری دارد. اسلام زن را به کار کردن در خانه تشویق نموده و برای آن ارزش‏های معنوی والاییهم چون جهاد بیان کرده است. از طرف دیگر اسلام هرگز زن را در برابر مرد به اخذ وجه در برابر خدماتش تشویق نکردهاست، زیراتحریک زن در برابر مرد، بنیان خانواده را ـ که باید بر اساس عشق و تمایل استوار باشد ـ ویران میسازد و آن را به صورت یک بنگاهتجاری در میآورد.این اشتباه را جهان غرب مرتکب شد و تاوان سنگینی نیز برای آن پرداخت.برای آگاهی بیشتر ر.ک: نظام حقوق زن در اسلام.

16 - آیا ازدواج هم از مراحل کامل شدن انسان هست یا خیر؟ و اگر از مراحل کامل شدن انسان می باشد پس کسانی که ازدواج نکرده اند انسان های کاملی نیستند لطفا توضیح دهید.

هر برکتی را با آثارش می توان سنجید و نقش آن را در رشد و کمال آدمی محاسبه کرد. وقتی گفته می شود اقدام به ازدواجی صحیح و شایسته با معیارهای متین و ارزشمند، انسان را در کسب کمالات بیشتر و سیر به سمت کامل شدن یاری می کند به این معنی نیست که هرکه ازدواج کرد کمال می یابد بلکه کمال یابی از قبل ازدواج تلاش دیگری را می طلبد که تنها یک انسان کمال جوی دقیق و فهیم توانایی دستیابی به آن را دارد. انسان در ازدواج درست چه چیزهایی را می یابد؟
اگر شما هم خوب بررسی کنید خواهید دید:
1
ـ آرامش یافتن غرایز و تمایلات درونی انسان.
2
ـ احساس انس و الفت و مودت و همدلی.
3-
سامان یابی.
4
ـ تعلق یافتن به یک زندگی با آدمها و شرایطش.
5
ـ جهت یافتن تلاشهای انسان و مفهوم یافتن سعی برای آینده.
6
ـ بهره مندی از نوازش های دلنشین و ارائه آنها به مخاطب(ابراز علاقه و دریافت آن).
7
ـ فاصله گیری از بی هدفی، پوچی، ناامنی، دلمردگی و مثل اینها ... .
8
ـ افزایش اجر و قرب انسان در نزد خداوند و ازدیاد پاداشهای اعمال انسان.
9
ـ و دهها اثر دیگر... .از جمله دلایلی است که در یک ازدواج آگاهانه، هوشیارانه و متناسب و صحیح به دست می آید. و آیا اینهایی که شمردیم و شما می توانید به آن بیفزائید، در افزایش کمال آدمی نقش ندارد؟! کسانی که از ازدواج دوری می کنند از آثار فوق الذکر محروم می مانند آیا این محرومیت مانع از افزایش رشد و کمال نیست؟!

17 - لطفاً بفر مائید در چه صورت ازدواج بر شخصی واجب می شود ؟( لطفاً به طور کامل و دقیق بفرمائید.)

ازدواج در صورتی بر فرد واجب می شود که شخصی از عدم ازدواج بر سالم ماندن دین خود بترسد و این یا بخاطر هجوم فشارهای شدید قوای جنسی که از سنی شروع و رو به تشدید است و یا بخاطر هجوم افکار مأ یوس کننده واز این قبیل است که انسان را در مسیر زندگی اش با مشکلات مواجه می کند .بطور کل ازدواج پیدا کردن پاکی دیگر است برای پرواز و طیران به سمت حق .و به بیان آقا علی ( ع ) زمان ازدواج وقتی است که هر کدام از دختر و پسر بفهمند که به تنهایی نمی توانند راه تکامل را طی کنند و نیاز به همراه و همپایی دارند که البته این فرع بر آن است که انسان اولاً بخواهد در سمت حق قدم بردارد . ثانیاً راهی را بر گزیند و در آن راه گام نهند . علاوه بر آن به ذره ذره راه رفته شده و راه باقی مانده فکر کند تا به این نتیجه برسد که به تنهایی از رفتن این راه عاجز است .و علاوه بر آن ازدواج یک سیره و طریقه عملی است برای در خط اهل بیت بودن چرا راهی را رفته ایم که آنها قطعاً طی کرده اند و خود انتخاب همسری شایسته نشان می دهد تا کنون در مسیر مان اشتباه نکرده ایم و یا بر عکس انتخاب همسری ناشایستو اینکه از این ازدواج ثمراتی ببار می آید ضامن ما و افکار ما است که همان نسل ما وهزاران مسئله دیگر.

18 - اگر کسی نخواهد ازدواج کند، دینش کامل نخواهد بود و این مسئله موجب خواهد شد که در روز قیامت با مشکل برخورد کند؟

ازدواج به خودی خودمستحب مؤکّد و مورد سفارش بسیار و از سنت های بسیار نیکوی پیامبر(ص) و اسلام است. اما در بعضی از موارد واجب می شود، مثلاً برای جلوگیری از به حرام افتادن.ازدواج از نمادها و مظاهر بارز مدنیت و زندگی اجتماعی می باشد. غریزة همسر خواهی همزمان با افزایش سنّ تقویت شده و گاهی به واکنشی غیر قابل کنترل تبدیل می شود و تا پیوندی مناسب ایجاد نشود، تعامل معتدلی نیز شکل نخواهد گرفت و جامعه به هرج و مرج خواهد گرایید.در ابتدای آفرینش، آدم که خلق شد، حوّا به دنبالش آمد تا باعت تسکین و آرامش باشد:‌ "و از نشانه های خدا این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد. در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکّر می کنند".[1] این بیان کوتاه رای علت و حکمت ازدواج بود، اما اگر کسی به دلیل معقول نخواهد ازدواج کند، و البته از نظر زندگی مجرّدی دچار مشکل شرعی نشود، لطمه ای به دینش نخواهد خورد و نباید نگران باشد. البته در حدیث شریف نبوی آمده است که پیامبر(ص) فرمود: "هر کس که ازدواج کند، نصف دینش را به دست آورده است".[2] نکته ای که در حدیث (حفظ نصف دین) وجود دارد، به این معنا است که یکی از مظاهر وجودی انسان شهوت و میل جنسی نسبت به جنس مخالف است و این میل در هر انسانی وجود دارد؛ حال یا باید از راه شرعی و قانونی تأمین شود، و یا آن که ورای شرع و قانون و به صورت نامشروع تحصیل گردد. حدیث نبوی این توجه را می نماید که ازدواج آن نیمة دینی را که در حالت تعلیق قرار دارد،‌به حالت قطعی تثبیت می کند تا نکند مردم از راه غیر شرعی به دنبال حرام روند، و البته شخصی که برای ازدواج کردن مشکلاتی دارد و نیز در مقابل شهوات و غرایز جنسی مقاومت می کند، از ابتدا توجیه چنین تقسیمی برای او غیر موّجه است.ازدواج منافع و فواید فراوانی دارد که همه در اقناع غریزه و شهوات جنسی خلاصه نمی شود، بلکه رسیدن به آرامش فردی و اجتماعی و رشد و بلوغ فکری و اجتماعی و تعادل فکری و روانی و تداوم نسل بشر و ... در این مسیر میسّر است.استاد مطهری می گوید: "یک سری فضایل اخلاقی و خصوصیات روحی مطلوب و پسندیده اخلاقی هست که انسان جز در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آن ها را کسب کند. تشکیل خانواده یعنی علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران... اخلاقیون و ریاضت کِش ها که این دوران را نگذرانده اند، تا آخر عمر یک نوع "خاص" و یک نوع "بچگی" در آن ها وجود داشته و یکی از علل این که در اسلام ازدواج یک امر مقدس و یک عبات تلقی شده، همین است... ازدواج اوّلین مرحلة‌خروج از خودِ طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است".ازدواج در تکمیل بُعد شخصیتی افراد نقش اساسی و متمّم دارد. به تعبیر قرآن زن و مرد بعد از ازدواج، لباس یکدیگر می شوند.[3] لباس یعنی آبرو و شخصیت، زیرا شخصیت ظاهری افراد به لباسی است که بر تن می کنند و در جامعه ظاهر می شوند.استفاده از لباس اعتبار و آبرو و شخصیت دادن به فرد است،‌ نیز حفظ عیوبی است که ممکن است در اندام شخص بوده و باعث تمسخر و یا بی حرمتی می شود. زن و مرد بعد از ازدواج یک شخصیت واحد تشکیل می دهند،‌ یعنی نهاد مقدس خانواده که به ایجاد یک نقش تربیتی ماندگار تبدیل می شود.یک "پختگی" هست که جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود. در مدرسه پیدا نمی شود. در جهاد نقس پیدا نمی شود، در نماز شب پیدا نمی شود با ارادت به نیکان هم پیدا نمی شود، این را فقط در همین جا [ازدواج و تشکیل خانواده] باید به دست آورد".[4]

19 - با چه کسانی نمی توان ازدواج کرد ؟ به چه دلیل زنی که برای خود عقد می نماییم هر چند نزدیکی با او نکرده باشیم مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چند بالا روند به آن مرد محرم می شوند.و انسان نمی تواند با آنها ازدواج کند.

به طور کلی سه گروه از افراد نمی توانند با یکدیگر ازدواج کنند: 1. محارم نسبی، 2. محارم سببی 3. محارم رضاعی.
1.
محارم نسبی در اصل بر دو گونه است شرعی و غیر شرعی. محارم نسبی شرعی میان افرادی است که خود یا پدر و مادرانشان از یک پدر یا مادر و از راه حلال و شرعی به دنیا آمده باشند و محارم نسبی غیر شرعی میان افرادی است که خود یا پدر و مادرانشان از یک پدر یا مادر و از راه غیر مشروع و زنا متولد شده باشند.محارم نسبی برای مردان عبارتند از: مادر ومادر بزرگ، دختر و نوه های دختری، خواه، دختر خواهر و نوادگان او، دختر برادر و نوادگان او، عمه ، عمه پدر و مادر، خاله، خاله پدر و مادر.محارم نسبی برای زنان عبارتند از: پدر و پدر بزرگ، پسر و نوادگان پسری، برادر، پسر برادر و نوادگان برادر، پسر خواهر و نوادگان خواهر، عمو، عموی پدر و مادر، دایی، دایی پدر و مادر.
2.
محارم سببی برای مردان عبارتند از: مادر و مادر بزرگ زن، دختر زن (نادختری) و نوه هایش (البته در صورتی که مرد با همسرش آمیزش کرده باشد) زن پدر یا نامادری، زن پسر یا عروس.لازم به ذکر است که حضرت امام، عقد دختر خردسال را برای محرم شدن با مادرش اشکال می کنند و دیگر این که ازدواج با دختر برادر زن یا دختر خواهر زن، یعنی زن گرفتن روی عمه یا خاله اش بدون اجازه آنها جایز نیست و ازدواج با خواهر زن نیز - تا وقتی که خواهر دیگر همسر اوست - حرام است.
3.
کسانی که از راه شیرخوارگی با آنها محرمیت ایجاد می شود چنانچه دارای شرایط زیر باشند محارم رضاعی محسوب می گردند و ازدواج با آنها حرام است:الف. شیر مادر محصول آمیزش حلال و شرعی باشد.ب . کودک شیر را از راه مکیدن پستان انجام دهد.ج . بانوی شیر ده زنده باشد.د . کودک شیرخوار در اثنای دو سال، از هنگام تولدش شیر خورده باشد یعنی قبل از این که دو سال از تولدش بگذرد (یعنی 24 ماه قمری).ه . مقدار شیرخوارگی به اندازه ای باشد که باعث رویش گوشت و محکم شدن استخوان کودک گردد و یا از نظر مدت، یک شبانه روز پشت سر هم و یا از نظر تعداد پانزده مرتبه کامل شیر بنوشد.بنابراین چنانچه یکی از این شرایط فوق حاصل نگردد محرمیت رضاعی تحقق نخواهد یافت.محارم رضاعی برای مردان عبارتند از: مادر رضاعی، مادر مادر رضاعی، دختران مادر رضاعی، نوه های دختری اش هر چه پایین روند، خواهر و عمه مادر رضاعی، خاله وی، فرزندان دختر شوهر مادر رضاعی، مادر شوهر مادر رضاعی، خواهر شوهر مادر رضاعی، عمه و خاله شوهر مادر رضاعی.محارم رضاعی برای زنان عبارتند از: شوهر زن مادر رضاعی، پدر و پدر بزرگ مادر رضاعی، فرزندان پسر مادر رضاعی و نوه های پسری اش هر چه پایین روند، برادران مادر رضاعی، عموی مادر رضاعی، دایی مادر رضاعی، فرزندان پسری شوهر مادر رضاعی، پدر شوهر مادر رضاعی، برادر شوهر مادر رضاعی، عمو و دایی شوهر مادر رضاعی.لازم به ذکر است که فرزندان پسر مادر رضاعی برای زنان و فرزندان دختر مادر رضاعی برای مردان، چه آنها که قبلا به دنیا آمده اند و چه آنها که بعدا به دنیا بیایند شامل حرمت ازدواج است (تحریرالوسیله، امام خمینی، ج 2، ص 263 تا 265).و اما در باب حرمت ازدواج با محارم (چه نسبی ، چه سببی و چه رضاعی) ناگزیر از بیان نوع نگرش ادیان به جوامع بشری و روابط حاکم بر آنانیم. در تمامی ادوار تاریخ بشری، فرهنگ هر قوم و ملتی مبتنی بر پاره ای باورها و علایق بوده است که به علل گوناگون طبیعی و انسانی شکل گرفته است و چنین زندگی ای در تمامی طبقات اجتماعی (کم و بیش) از دیرباز وجود داشته است. از این رو ادیان الهی نیز بر اساس سیر تکامل بشری، با لحاظ قومیت ها، ملیت ها، باورها و ادراکات و هماهنگ با توان جسمی و دماغی آنان، احکامی را جعل و وضع نموده و توسط پیامبران به گوش انسان ها رسانده است. گرچه بسیاری از اوامر و نواهی صادر شده از سوی شرایع ناظر به نفس اعمال، و با قطع نظر از حسن و قبح فاعلی و تعصبات قومی - قبیله ای انجام پذیرفته است لیکن کثیری از موارد نیز مشعر به مفسدت و مصلحت ذات عمل وضع گردیده است. فرضا برده داری - که یک امر مرسوم و متداول آن زمان بوده نیز، با شرایطی در شریعت اسلام نیز مشهود بوده است (گرچه پس از آن نیز تا قرن نوزدهم میلادی، در بسیاری از جوامع غیر متمدن چنین امری رایج بوده است).بنابراین در امر ازدواج، هم در زمان جاهلیت و هم پس از آن، شرایط آسمانی احکامی را بیان داشته اند. از این رو، برخی را که زندگی با آنان سبب ساز مفسدت هایی بود نهی، وعده ای را که ازدواج با آنان سبب ساز مصلحت بود مهر تأیید بر آن نهاده و یا خود آن را تأسیس و جعل نموده است، لیکن نباید با این شیوه، این گمان به ذهن آدمی تبادر نماید که دین سازگار با مبانی جاهلی است. بلکه باید اذعان نمود که وحی حضرت حق (جل و علی) مطابق با خواسته ها و برداشت های عقلانی است. متکلم مسیحی، ایان باربور (Eyan barbor) می گوید: «وحی عقل را نسخ نمی کند بلکه آن را رشد می دهد...» (علم و دین، ایان باربور، ص 305). به همین سبب پیامبران با امضای پاره ای از عقاید و مردود شمردن سایر موارد، آنچه را که به لحاظ ذاتی دارای حسن و قبحی بوده اند اعلام و اعلان نموده و آدمیان را به آن امر، یا از آن نهی نموده است و چنانچه امری همانند «ازدواج با گروهی مشخص از زنان» و یا «حرمت ازدواج با گروه دیگر» می توانست به تنقیح مبانی اخلاقی - اعتقادی بینجامد، بدون تردید بدان می پرداختند چنانچه پیامبر مکرم اسلام(ص) صریحا بیان داشته اند: «همانا من برانگیخته شدم تا ارزش های اخلاقی را به پایان برسانم» (کنز العمال، ج 11، ص 420، ح 31962 - مستدرک الوسایل، ج 11، ص 187). در نتیجه هدایت مردم از سوی پیامبران سه گونه بود:الف) یا با تأیید اعتقاداتشان همراه بود،
ب ) گاه یا با مردود شمردن آن اعتقادات همراه بود،
ج ) و یا با تعدیل آن باورها و مرسومات.و این هدایت گری نیز دارای اشکال مختلفی بوده است گاه با تبشیر، گاه با انذار و گاه با وقوع معجزات (چنانچه در بسیاری از شرایع این گونه بوده است) (عهد عتیق، کتاب خروج، ب 14، آیات 21 و 22).از این روی، آنچه از اوامر و نواهی امضایی یا تأسیسی که بشر جهت سعادت خود بدان نیازمند بود (هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی) صراحتا و آشکارا بیان داشته شد، با این تفاوت که برخی از این قوانین با چاشنی برهان و استدلال نیز همراه بوده است تا به کام پرسشگران و یا شریعت پذیران حلاوتی نیز افزون کند و برخی دیگر از این براهین و استدلالات عاری بوده است. گرچه در موضوع حرمت ازدواج با محارم، علت صریح و مشخصی در همه مواردش از سوی شریعت اسلام بیان نگردیده است لیکن با بررسی برخی از آیات و روایات این امر تا حدودی تبیین و آشکار می گردد.در زمان جاهلیت معمول بود که هر گاه کسی از دنیا می رفت و همسر و فرزندانی از خود به یادگار می گذاشت در صورتی که آن همسر نامادری فرزندان او بود فرزندانش نامادری را همانند اموال او به ارث می برند به این ترتیب که آنان حق داشتند با نامادری خود ازدواج کنند و یا او را به ازدواج با شخص دیگری درآورند، پس از اسلام حادثه ای برای یکی از انصار رخ داد و آن این بود که فردی به نام «ابوقیس» از دنیا رفت فرزندش به نامادری خود پیشنهاد ازدواج داد، آن زن گفت من تو را فرزند خود می دانم و چنین کاری را شایسته نمی دانم ولی با این حال از پیامبر کسب تکلیف می کنم. سپس موضوع را خدمت پیامبر عرض کرده و کسب تکلیف نموده آنگاه آیه شماره 22 سوره نساء نازل شد و از این کار به شدت نهی شد. البته در انتهای آیه یک استثنا برای این حکم در نظر گرفته شد و آن هم ازدواج های گذشته بود سپس به سه نکته اشاره می کند: «انه کان فاحشه؛ این کار، عمل بسیار زشتی است» ؛ «و مقتا؛ عملی است که موجب تنفر در افکار مردم است یعنی طبع بشر آن را نمی پسندد» ؛ «وساء سبیلا؛ روش نادرستی است».زیرا ازدواج با نامادری همانند ازدواج با مادر است و از سوی دیگر تجاوز به حریم پدر و هتک حرمت وی، دیگر این که چنین عملی تخم نفاق در میان فرزندان یک فرد می باشد زیرا ممکن است بر سر تصاحب نامادری میان آنها اختلاف ایجاد گردد، حتی میان پدر و فرزند ایجاد رقابت می کند زیرا معمولا میان همسر اول و دوم رقابت و حسادت وجود دارد.از سوی دیگر، طبعا همه افراد از ازدواج با محارم تنفر دارند به همین دلیل همه اقوام و ملل (جز موارد استثنایی) ازدواج با محارم را ممنوع می دانند و حتی مجوسی ها - که در منابع اصلی خود قائل به جواز این گونه ازدواج ها بوده اند امروز آن را انکار می کنند.می توان علت دیگر حرمت ازدواج با محارم را بیماری هایی دانست که امروزه توسط علم پزشکی ثابت شده است. افراد هم خون و حتی اقوام دورتر نیز از این بیماری های ارثی آسیب دیده اند (به استثنای ازدواج عموزاده ها با یکدیگر) لیکن غالبا در خویشاوندان نزدیک که هم خونی شدیدتر است این احتمال خطر بیشتر وجود دارد.به علاوه در میان محارم جاذبه و کشش جنسی معمولا وجود ندارد زیرا محارم غالبا با یکدیگر بزرگ می شوند و برای یکدیگر یک موجود عادی و معمولی هستند و موارد نادر و استثنایی نمی تواند مقیاس قوانین کلی گردد و از سوی دیگر می دانیم که جاذبه جنسی شرط استحکام پیوند زناشویی است بنابراین چنانچه ازدواجی در میان محارم صورت گیرد عواطف انسانی به شهوی تبدیل شده و با خروج انسان از حد اعتدال در ارضاء غریزه جنسی به گونه ای که حتی با نزدیک ترین کسان خود که مثل گوشت و خون و پوست اوست رابطه شهوی و جنسی برقرار می کند، ارزش های انسانی و عواطف خانوادگی سست و ناپایدار خواهد بود. در حالی که استحکام خانواده به عنوان بنیادی ترین نهاد اجتماع به هیچ قیمتی نباید آسیب ببیند.در ادامه آیه 23 سوره نساء ازدواج با مادران رضاعی و خواهران رضاعی را حرام می داند. گرچه در این قسمت از آیه فقط به این دو مورد اشاره می کند لیکن بنا بر روایات فراوانی که وجود دارد محارم رضاعی فقط منحصر به اینها نیستند. از پیامبر مکرم اسلام(ص) نقل شده که فرمود: «یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب؛ تمام کسانی که از نظر ارتباط نسبی حرامند از نظر شیرخوارگی نیز حرام می شوند».فلسفه تحریم محارم رضاعی این است که با پرورش گوشت و استخوان آنها با شیر شخص معینی، شباهت به فرزندان او پیدا می کند مثلا زنی که کودکی را به اندازه ای شیر می دهد که بدن او با آن شیر نمو مخصوصی می کند یک نوع شباهت در میان آن کودک و سایر فرزندان آن زن پیدا می شود و در حقیقت هر کدام جزئی از بدن آن مادر محسوب می گردند و همانندو برادر نسبی هستند. در ادامه آیه «مادران همسرانتان» را به عنوان محارم بر می شمارد. یعنی به مجرد این که زنی به ازدواج مردی در آمد و صیغه عقد جاری گشت مادر او و مادر مادر او و... بر او حرام ابدی می شوند.در موارد دیگر آیه فوق می گوید: و دختران همسرانتان که در دامان شما قرار دارند به شرط آن که با آن همسر آمیزش جنسی پیدا کرده باشید» یعنی تنها با عقد شرعی یک زن، دختران او - که از شوهر دیگری بوده اند بر شوهر حرام نمی شوند بلکه مشروط بر این است که علاوه بر عقد شرعی با آن زن همبستر شده باشد وجود این قید در این مورد تأیید می کند که حکم مادر همسر (که در جمله پیشین گذشت) مشروط به چنین شرطی نیست و به اصطلاح، اطلاق حکم را تأیید می کند. گرچه ظاهر این قید «فی حجورکم؛ در دامان شما باشند» چنین می فهماند که اگر دختر همسر از شوهر دیگر در دامان انسان پرورش نیابد بر او حرام نیست ولی به قرینه روایات و مسلم بودن حکم، این قید به اصطلاح قید احترازی نیست بلکه در واقع اشاره به نکته تحریم است زیرا این گونه دختران - که مادرانشان اقدام به ازدواج مجدد می کنند - معمولا در سنین پایین هستند و غالبا در دامان شوهر جدید همانند دختر او پرورش می یابند. آیه می گوید اینها در واقع همچون دختران خود شما هستند و انتخاب عنوان «ربائب» که جمع ربیبه و به معنی تربیت شده است نیز به همین جهت می باشد.در ادامه آیه فوق می فرماید: «و أن تجمعوا بین الاختین؛ برای شما جمع میان دو خواهر ممنوع است» یعنی ازدواج با دو خواهر در زمان واحد مجاز نیست بنابراین اگر با دو خواهر یا بیشتر در زمان های مختلف و پس از جدایی از خواهر قبلی، ازدواج صورت پذیرد مانعی ندارد.سبب جلوگیری از چنین ازدواجی شاید این باشد که دو خواهر به حکم نسب و پیوند طبیعی نسبت به یکدیگر علاقه شدید دارند ولی هنگامی که رقیب هم شوند طبعا نمی توانند آن علاقه قبلی را حفظ کنند و به این ترتیب یک تضاد عاطفی و کدورت در میان آنان به وجود خواهد آمد که سبب فروپاشی و یا کشمکش درونی می گردد.و در ادامه می فرماید: «والمحصنات من النساء...؛ ازدواج و آمیزش جنسی با زنان شوهردار نیز حرام است» واژه محصنات - که جمع محصنه است - نیز گاه به زنان آزاد در برابر کنیزان هم اطلاق می گردد که در این جا چنین منظوری دنبال نمی شود و تنها استثنایی که در مورد حکم ازدواج با زنان شوهردار وجود دارد در مورد زنان غیر مسلمانی است که در جنگ ها به اسارت مسلمانان در می آیند. اسلام اسارت آنها را به مانند «طلاق» از شوهران سابق تلقی نموده و اجازه می دهد پس از تمام شدن عده آنها، با آنان ازدواج کنند و یا همچون یک کنیز با آنان رفتار شود (الا ما ملکت ایمانکم).ولی این استثنا، استثنای منقطع است؛ یعنی چنین زنانی به مجرد اسیر شدن، رابطه همسری شان قطع می گردد (همانند زن غیر مسلمانی که با اسلام آوردن، رابطه او با شوهر سابقش قطع می گردد) فلسفه این حکم در حقیقت این است که این گونه زنان یا باید به محیط کفر بازگشت داده شوند و یا بدون شوهر همچنان در میان مسلمانان زندگی کنند و یا رابطه آنها با شوهران سابق قطع شده و از نو ازدواج دیگری نمایند.صورت اول برخلاف اصول تربیتی اسلام است و صورت دوم نیز ستمگری است. بنابراین تنها راه باقیمانده همانا راه سوم است.برای آگاهی بیشتر ر.ک تفاسیر، آیه 23 سوره نساء.

20 - آیا در قرآن کریم‌، برای ازدواج دوبارة مردان‌، آیه‌ای آمده است و آیا ازدواج دوباره‌، گناه است‌؟

قرآن کریم دربارة ازدواج مجدد و شرایط آن می‌فرماید: "فَانکِحُوا مَا طَاب‌َ لَکُم مِّن‌َ النِّسَآءِ مَثْنَی‌َ وَثُلَـَث‌َ وَرُبَـَع‌َ فَإِن‌ْ خِفْتُم‌ْ أَلآ تَعْدِلُوا فَوَ َحِدَة‌;(نسأ،3) با زنان پاک ]دیگر[ ازدواج کنید دو یاسه یا چهار همسر و اگر می‌ترسید عدالت را ]دربارة همسران متعدد[ رعایت نکنید، تنها به یک همسر قناعت نمایید." از نظر آیة فوق‌، کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر "جسمی‌"، "مالی‌" و "اخلاقی‌" مشکلی بر آن‌ها ایجاد نمی‌شود و قدرت اجرای عدالت کامل در میان همسران و فرزندان خود را دارند به آن‌ها اجازه داده شده که بیش از یک همسر برای خود انتخاب کنند; پس زن نیز همین که می‌بیند خداوند متعال به شوهرش اجازه داده بیش از یک زن اختیار نماید، باید تسلیم ارادة پروردگارش شود و اگر شوهرش می‌تواند "عدالت‌" را بین زنان اجرا نماید هیچ حقی ندارد از این حکم الهی جلوگیری نماید; مگر این‌که همسرش نتواند شرائط سنگین ازدواج مجدد را فراهم آورد; البته زن می‌تواند به صورت "شرطِ ضمن العقد" چنین امری را شرط کند و در آن صورت به مقتضای شرط مذکور عمل کند; چنان که در سند قباله‌های فعلی این مطلب وجود دارد. از مطالب بالا استفاده می‌شود، ازدواج دوباره‌، با شرائطی که دارد، گناه نیست‌، بله‌، اگر مرد نتواند عدالت را در بین همسران خود رعایت کند، گناه کرده است و چنان چه از اول می‌داند که نمی‌تواند با عدالت رفتار نماید، نباید به این کار دست بزند; اما اصل ازدواج دوباره‌، حکم خدا است که در قرآن کریم با صراحت به آن اشاره شده است‌; البته هر حکمی‌، از جمله حکم ازدواج دوباره‌، از روی حکمت است که بیان آن از حوصلة این پاسخ نامه خارج می‌باشد.(ر.ک‌: تفسیر نمونه‌، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 3، ص 254 ـ 260، دار الکتب الاسلامیة / ازدواج و خانواده در کلام خدا، علیرضا عزیزی تهرانی‌، ص 41 ـ 83، انتشارات دار الثقلین‌.)

21 - فلسفه تعدد زوجات چیست؟ چرا این حق تنها برای مردان است؟

در مسأله تعدد زوجات فلسفه‏های متعددی وجود دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود و تحقیق بیشتر را با معرفی منابعی به خودتان میگذاریم: فلسفه تعدد زوجات: مسأله تعدد زوجات یکی از احکام بسیار بااهمیت و ارزشمند از نظر اجتماعی و نظام خانوادگی دراسلام است. درقرون پیشین مستشرقین و اسلام‏شناسان غربی این مسأله را براسلام خرده میگرفتند. اما تحقیقات اخیر و واقعیات و رخدادهای اجتماعی قرن ما اهمیت این حکم را به آنان ثابت کرد به طوری که اندیشمندانی چون برناردشاو جان دیون پورت گوستاو لوبون و ... در این رابطه از در تحسین آمدند و به حکمت آن گواهی دادند. زیرا:
1-
آمارهای موجود درسطح جهان نشان میدهد میزان تولد دختر غالبا بیش از پسر میباشد. بنابراین تکیه بر «تک زنی» باعث میشود همواره تعدادی از زنان تا آخر عمر از نعمت ازدواج محروم بمانند و درتجرد و عزوبت به سربرند واین ظلمیفاحش درحق آنان است.
2-
در طول تاریخ همواره براثر حوادث و کوارث اجتماعی - مانند جنگ‏ها - تعداد بیشماری از مردان تلف میشوند و همسران آنان بیسرپرست میگردند. طبیعی است که غالب مردان جوان حاضر به ازدواج با چنین کسانی برای اولین بار نیستند. بنابراین اگر از نظر قانون و نظام اجتماعی اینان نتوانند به عنوان همسر دوم گزینش شوند همواره بدون شوهر خواهند ماند و این نیز ظلم برآنان است و تنها راه‏حل آن جواز چندزنی باقیود و شرایط خاص است. جالب است بدانید که پس از جنگ جهانی دوم در آلمان چند هزار بیوه زن که سرپرستان خود را در جنگ از دست داده بودند به تظاهرات پرداخته و از کلیسا درخواست کردند که چند همسری را مجاز گرداند. ولی کلیسا در برابر این خواست سرسختی نشان داد
و همین باعث شد که پس از آن فساد و بزهکاری در آلمان به شدت رواج یابد.
3-
بلوغ جسمی و جنسی دختران معمولا چندین سال پیش از پسران است و درطول زمان همراه با رشد جمعیت بشری باعث میشود که در جامعه تک همسرگرا همواره انبوه کثیری از زنان که آمادگی و علایق جنسی دارند در برابر مردانی فاقد شعور و درک جنسی قرارداشته و تمایلات جنسی آنان به نحو مشروع ارضا نگردد.
4-
از نظر روان شناسی تفاوتی اساسی بین ساختار روانی و گرایش‏ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان‏شناسان معتقدند که زنان به طور طبیعی «تک شوهرگرا» میباشند وفطرتا از تنوع همسر گریزانند و خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفی و عملی یک مرد میباشند و تنوع گرایی در زنان نوعی بیماری است. ولی مردان ذاتا تنوع گرا و «چند زن‏گرا» میباشند و چنان که میدانید احکام اسلام همه متناسب با نیازهای واقعی و ویژگیها و خصلت‏های ذاتی انسان‏ها وضع گردیده است.افزون برآن زنان در ایام معینی قابلیت تأمین جنسی مردان را ندارند. اکنون باید پرسید در برابر این حقایق چه باید کرد؟ در این جا سه راه وجود دارد:الف) همیشه تعدادی از زنان درمحرومیت کامل جنسی به سربرند.ب ) راه و روابط نامشروع و کمونیسم جنسی گشوده شود. ج ) به طور مشروع و قانونمند باقیود و شرایطی عادلانه راه چند همسری گشوده شود. کدام یک؟ دین مبین اسلام راه سوم که حکیمانه‏ترین و بهترین راه است را گشوده و اجازه چندزنی را تنها به مردانی میدهد که توانایی کشیدن بارسنگین آن را به نحو عادلانه داشته باشند و دستورات اکیدی در این زمینه برای آنان وضع نموده است و این نه تنها به ضرر زنان نیست بلکه درواقع بیشتر برای تأمین مصالح و منافع آنان است. در این جا ممکن است سوءالی دیگر پدید آید و آن اینکه چرا چند شوهری مجازنیست؟ جواب آن است که:
(1)
چنان که گفتیم این خلاف طبیعت و روحیات زن میباشد.
(2)
بدین وسیله بهداشت و سلامت نسل به خطر میافتد.
(3)
شناخت انساب و تمیز آنها از بین خواهد رفت. در غیر این صورت عواطف خانوادگی از بین خواهد رفت و در نتیجه تمایل به تکثیر نسل و زاد و ولد وجود نخواهد داشت، چون به حسب طبع هر کس فرزند خودش را دوست داشته و برای او سرمایه گذاری می کند، اما در قبال کسی که انتسابش به وی مشکوک است بلکه اصلا معلوم نیست از کیست؟ بیگانه بوده و تعهدی نسبت به او ندارد و از درون نیز چنین انگیزش و تمایلی وجود ندارد.راز کاستی عاطفه و احساسات در جوامع غربی و پناه بردن آنان به حیوانات به ابراز محبت به آنان همین است و نه حس قوی عاطفه بشری آنها. آنان که بشریت را چنان از دم تیغ گذرانده و با وحشیانه ترین راه ها انسان های مظلوم را می کشتند تا ثروت و سرمایه های آنان را به یغما ببرند، چه بویی از عاطفه برده اند!
برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر . ک : 1- نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری 2- زن در آیینه جلال و جمال، آیه‏الله جوادی آملی 3- تفسیر المیزان، ج 4 علامه طباطبایی
برای اطلاع بیشتر ر.ک:
1 -
فمینیسم علیه زنان، سید ابراهیم حسینی، کتاب نقد شماره 17
2 -
منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع)، عباسعلی شامل، کتاب زنان شماره 11

22 - دربارهء صیغه موقت توضیحاتی ارائه دهید. (عیب ها و فایدهء آن را بنویسید)

دوست گرامی اگر چه ازدواج موقت شرعی بوده و حرام نیست، لیکن در جامعه ما به دلایل فراوانی رواج ندارد. بنابراین نظر کارشناسی ما این است که سعی کنید ازدواج دائم داشته باشید. البته امکان دارد بگویید شرایط آن را ندارید. ولی تجربه ثابت کرده اگر توقعات را پایین آوردیم می توان شخصی را انتخاب کرد که شرایط شما را درک کند و چند مدتی به صورت نامزد رسمی و شرعی باشید و از یکدیگر لذت ببرید و بعد که شرایط مهیا شد رسما زندگی مشترک را آغاز کنید.به دلیل این که صیغه در کشور ما جایگاهی ندارد معمولاً افرادی که این عمل را انجام دهند به نوعی مورد سرزنش واقع میشوند. بنابراین اگر خودتان در آینده بخواهید ازدواج دائم داشته باشید با فردی که قبلا تجربه ازدواج موقت داشته است چه نگرشی خواهید داشت؟ آیا به عنوان یک نقص برای وی مطرح نمی کنید!افرادی که در دوران جوانی اقدام به ازدواج موقت می کنند معمولاً به امید ازدواج دائم این کار را انجام میدهند و عمدتا مشکل‏ساز میشوند. مثلاً بعد از ازدواج با شما انتظار دارند مانند ازدواج دائم شما او را رسما به اقوامتان معرفی کنید یا میخواهند بچه‏دار شوند و... که اینهاخود مشکلات عدیده‏ای به وجود میآورد و افرادی هم که به چنین امیدی نیستند مشکلات دیگری نظیر مخفی بودن و دلهره برملا شدن و... را به دنبال دارد.در ضمن همان مقدار پولی که باید هزینه ازدواج موقت کنید میتوانید به عنوان مقدمات اولیه نامزدی استفاده کنید واز مشکلات بعدی در امان باشید. باز هم تأکید میکنم ازدواج موقت از نظر عرف پسندیده نیست ولی در شرع مطرح شده؛ به هر حال موقعیت کنونی جامعه را باید مد نظر گرفت.البته متعه (صیغه) و نیاز شدیدی که جوانان به آن دارند از مسائل بسیار مهمی است که باید موانع روانی و اجتماعی آن را شناخت به نظر ما مانع اجرای این سنت پسندیده در جامعه ما رسوبات فکری غلط و جاهلانه و هم چنین تبلیغات سوء غربیها و عوامل آن در گذشته وحال است. تردیدی نیست که باید راه صحیح و معقولی برای ارضای غریزه سرکش جنسی برای جوانانی که تا مدت‏ها قادر بر ازدواج نیستند وجود داشته باشد. گرچه آحادی از جوانان ممکن است به درجه‏ای از تقوا رسیده باشند که در سخت ترین شرایط نیز خود را حفظ نمایند ولی اکثرا در چنین وضعیتی نیستند. بنابراین متعه با حفظ شرایط خود آن می تواند راه مناسبی برای ارضای سالم این غریزه تلقی شود. امیدواریم با برنامه‏ریزی هایی که برای جوانان در کشور صورت میگیرد موانع روانی و اجتماعی این مساله از سر راه آنها برداشته شده و آنان بتوانند به صورت مشروع غریزه خود را ارضا نمایند.لازم به ذکر است ازدواج موقت، دارای شرایط زیر است:
1
ـ ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم نیاز به خواندن عقد و الفاظ مخصوصه دارد و با صرف رضایت قلبی درست نمیشود.
2
ـ تنها فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، این است که در عقد موقت باید مدت ذکر شود که آیا مثلاً یک ساعت است یا ده سال.
3
ـ مقدار مهریه هم باید در عقد موقت مشخص شود و هنگام خواندن عقد ذکر گردد.
4
ـ زنی که عقد موقت میشود بلافاصله بعد از عقد مالک تمام مهریه میشود و میتواند از شوهر مطالبه کند. البته در صورتی که زن حاضر به تمکین برای نزدیکی باشد.
5
ـ اگر دختر بکری بخواهد صیغه شود، باید با اذن پدر یا جدّ پدری باشد؛ کما این که در ازدواج دائم نیز این طور است.
6
ـ در عقد ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت، زن باید از مرد جدا شود و عده نگه دارد، مگر این که عقد دوباره تجدید شود. و اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقیه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام میشود (در صورتی که زندیکی واقع شده تمام مهر را باید بدهد و اگر نزدیکی نکرده نصف مهر را بدهد). اما در عقد ازدواج دائم فقط با طلاق یا عقد منفسخ میشود.
7-
اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند بعد از آن که مدت و مهر را معین کردند (و اگر دختر بکر است حتما پدر یا جد پدری دختر اذن داده باشند) چنانچه زن بگوید «زوجتک نفسی فی المده المعلوم علی المهر المعلوم» و بعد بلافاصله مرد بگوید «قبلت» عقد صحیح است (برای آگاهی بیشتر ر.ک: توضیح المسائل).

23 - آیا خواستگار از نظر شرعی , برای ازدواج باید تمام مشکلات روحی و جسمی خود را به همسرآیندهء خود بگوید؟

گفتن و مطرح کردن مشکلات روحی و جسمی لزومی ندارد و بعضی از مشکلات با ازدواج حل می شود, ولی اگر از شما سؤال کردند این عیب ها را دارید؟ نباید کتمان کنید, چرا که بعداً می فهمد و بدبین می شود, ولی اگر صادقانه گفته شود, غالباً به توافق می رسند و فداکاری می کنند. به عقیدهء ما اگر هم سؤال نکند,بهتر است بگوید: از نظر جسمی این عیوب را دارم و روحاً وسواس و بدبین و یا عصبی می باشم .

24 - چرا برای اقدام به ازدواج از سوی دختران راه حلی ارائه نشده است ؟ این مشکل مرا از زندگی ناامید کرده است .

خواهر گرامی! شما این تفکر را از خود برانید و کاملا با تکیه بر فضل خداوند به آینده و زندگی مناسب امیدوار باشید. از دعا به درگاه خداوند غافل نشوید ولی برای او تعیین تکلیف ننمایید بلکه خود را به او واگذار نمایید و خالصانه از او بخواهید که صلاح شما را پیش آورد.شاید این مسأله آزمایش و امتحان الهی است - آزمایش صبر و بردباری و شکیبایی - تا ببیند بنده‏اش چقدر به مولا و معبودش اعتماد دارد و چقدر در خوشیها و ناخوشیهای زندگی به خدا توکل میکند.دوست عزیز! آیا فکر میکنید خداوند خیرخواه بندگانش نیست؟ قادر نیست صلاح بندگانش را در نظر بگیرید؟ با بندگانش ارتباط ندارد و آنها را در زندگی تنها میگذارد و...؟ خیر؛ اگر چنین فکری داشته باشید، باید بگوییم که خداوند مهربان و رحمان و رحیم را نشناخته‏اید وباید در بُعد شناختی، تجدید نظر اساسی بکنید. صد البته که ما نسبت به شما چنین فکری نمیکنیم؛ لذا از شما میخواهیم که آن تفکر و دید منفی را از خود دور کنید و با دید مثبت به زندگی نگاه کنید و بگویید که «ان‏شاءالله در این مسائل خیری است و من هم تمام امور زندگیام را بهخداوند واگذار میکنم چون او خیر و صلاح بندگانش را بهتر از من میداند». در این زمینه خداوند در آیه 216 سوره بقره میفرماید: ... وعسی ان تکرهوا شیئا و هو خیرلکم و عسی ان تحبوا شیئا وهو شرلکم والله یعلم و انتم لاتعلمون ... چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است و یا چیزی رادوست داشته باشید، حال آن که شر شما در آن است و خدا میداند و شما نمیدانید{M. همه اینها به خاطر جهل و محدودیت‏هایی است که در انسان وجود دارد.آخرین سفارش ما به شما - به عنوان خانمی که به تحصیل مشغول است - این است که مثبت‏نگری و دید مثبت به زندگی را هرگز از خود دور نسازید و هیچ‏وقت در زندگی دچار یأس و ناامیدی نشوید؛ زیرا یأس از رحمت الهی، خود گناهی نابخشودنی است. پیوسته بهرحمت او امیدوار باشید و به او توکل کنید که بهترین تکیه‏گاه است.در خاتمه، توجه شما را به چند نکته جلب مینماییم:
1-
به دلیل مشکلات اقتصادی و شغلی پسران و دیگر مسائل فرهنگی و اجتماعی، سن ازدواج افراد مجرد به تأخیر افتاده است و چنان کهروزنامه‏ها هم مینویسند، سن ازدواج در ایران به طور کلی بالاست؛ لذا ازدواج شما زیاد دیر نشده است و نگران این مسأله نباشید.
2-
مناسب است به بعضی مراکز و کانون‏های ازدواج دانشگاه - که مورد اعتماد قطعی شما و افراد باتجربه‏ی دیگر باشد - مراجعه نمایید و آمادگی و شرایط خود را بیان کنید تا ان‏شاءالله از این طریق مسأله به خیر و خوشی حل شود (به بعضی از این مؤسسات در پایین اشاره میشود).
3-
شایسته است پیشنهاد ازدواج را به نحو پسندیده‏ای ارائه نمائید مثلاً به واسطه میتوان پسری را متوجه نمود که این دختر آمادگی دارد که از اوخواستگاری شود. درباره حضرت خدیجه(س) نقل شده است که به واسطه پیامبر(ص) را آگاهانید که آمادگی ازدواج با آن حضرت را دارد.در این زمینه میتوانید با مؤسسات دیگری نامه‏نگاری کنید و آمادگی و شرایط خود را برای ازدواج اعلان نمایید، از آن جمله: قم - مؤسسه خیریه فاطمیه(س) - ص پ 3876{J

25 - با توجه به پیشرفت تحصیلی و محاسن دیگر به علت نقص در یکی از اعضای بدنم کسی به خواستگاریم نمی آید. آیا این انصاف است که در این دنیا تنها باشم؟

برای راهنمائی شما خانم محترم و گرامی ناگزیر از بیان نکاتی چند هستیم.نکته اول: هر کس در این دنیا امکانات بیشتری دارد مسؤولیت بیشتری هم متوجه اوست. اگر کسی اندامی زیبا و یا استعداد خوب دارد، در قبال آن مسؤولیت بیشتری هم دارد. علاوه بر آن خطرات فزون‏تری نیز او را تهدید میکند.کسی که در قله کوه است، اگر پرتاپ شود بیشتر آسیب میبیند تا کسی که چند متری از کوه بالا رفته است. بنابراین تکلیف و مسؤولیت هر فرد به میزان عقل و دیگر امکانات خدادای او بستگی دارد. ما در مقام مقایسه دچار قضاوت‏هایی میشویم که اصولی و حساب شده نیستند. برای مثال هندوانه‏ای که سی کیلو وزن دارد و هندوانه‏ای یک کیلو، آیا به هندوانه یک کیلویی ظلم شده است؟! آن هنداونه در شرایطی قرار داشته که بیش از یک کیلو امکان رشد نداشته، ولی هنداونه دیگر در شرایط مناسب‏تری قرار داشته و رشد بیشتری کرده است. هیچ تبعیض و بیعدالتی هم صورت نگرفته است. هندوانه یک کیلویی کمال خودش را داراست. خواهید گفت، چرا خداوند شرایط رشد را متفاوت قرار داده است؟ آیا بهتر نبود در تمامی زمین و تمامی نقاط هندوانه‏ها یک شکل و اندازه و رنگ میشدند ؟! روشن است که در این صورت باید ما جهانی را فرض کنیم که همه چیز آن یکنواخت و یک سطح است و هیچ حرکتی هم در آن مشاهده نمیشود؛ زیرا همه چیز در رتبه اعلای خود قرار دارند. این جهان، جهان ماده و طبیعت و حرکت است و لازمه چنین وضعیتی اختلاف مراتب و درجات است.نکته دوم: آدمی زنده به عقاید و مرام و باورهای خویش است و براستای آنچه باور دارد عمل می کند. اگر باور بر عدل الهی آنگونه که گفته شد در کمون وجود و عمق جان ما رسوخ کرده باشد هرگز نه برخورداری از نعمت های الهی و یا آنچه نعمت می پنداریم می تواند موجب طغیان گردد و نه محرومیت از آنچه نعمت می شماریم می تواند مارا انزوا طلبی و فسردگی بکشاند چه می دانیم که آدمی جهت رسیدن به اهداف دنیوی و بهرمندی بدنیا نیامده است. هدف از خلقت او بندگی است و این بندگی چه در موقعیت عالی اجتماعی باشد چه در پائین ترین و چه در برجسته ترین پایگاه اقتصادی باشد و چه در سافلنرین درجه باید انجام بگیرد. چه همانگونه که بیان شده است هیچ یک از این برخورداریها و محرومیت نشان برتری و پائین ترین نیست و در شخصی به آنچه دارد آزموده می شود. لذا اگر این اندیشه بر وجود او حاکمیت پیدا کند و با این ذهنیت زندگی نماید و به تعبیر دیگر باورهای اسلامی بر حیات او دامن گسترده داشته باشد هرگز نباید نشاط خود را از کف دهد و سر بر زانوی غم گذارد چون می داند که هر شخصی بی تردید از برخی نعمت ها محروم است و اینگونه نیست همگان از تمام نعمت ها و در عالیترین مرتبه ی آن برخوردار باشند. شاید شنیده باشید که سقراط فیلسوف یعنی آنکه به اندیشه خود دهها قرن جهان اندیشه را منور ساخته است زشت ترین انسان در زمان خود و حتی بنابر عقیده برخی زشت ترین فیلسوف و اندیشمندی است که جهان تاکنون به خود دیده است . اگر انزوا طلبی و از کف دادن نشاط و فعالیت چاره کار بود او هرگز به این همه یافته عقلی دست پیدا نمی کرد و جهان را اینگونه مدهوش نمی نمود به راستی اگر حتی عدالت را نپذیریم چاره کار چیست آیا با غمزدگی زیبا می شوم و نقص مرتفع می گردد و اگر چاره کار این بود آن اندیشمند همیشه زنده تاریخ تعقل بشری می بایست چنین می کرد که نکرده است.بعد از بیان دو نکته فوق برمی گردیم به درد دلهای شما. باور کنید بر خلاف این که ما هرگز شما را ندیده ایم و نمی شناسیم اما وقتی نامه پر از درد شما را می خوانیم با همه وجود احساس همدردی با شما و تألم و تأثر می کردیم و از طرفی نیز به همت بلند و پشتکار تحسین بر انگیز شما غبطه می خوردیم و شگفت زده تلاش توأم با موفقیت شما را می ستودیم. مطمئن باشید اگر شما با امیدواری به راه خود ادامه دهید و توکل به خداوند را سر لوحه زندگی خود قرار دهید باز هم قله های مرتفع تری را در زندگی فتح خواهید کرد و به موفقیت های بیشتری دست خواهید یافت. ما بعنوان مشاوری دلسوز و راهنمائی همدرد با شما باز هم نکاتی را به شما خواهر محترم و ساعی پیشنهاد می کنیم امیدواریم از دردهای شما بکاهد و روزنه امیدی در دل شما ایجاد کند و شما با نشاط به زندگی سراسر موفقیت آمیز خود ادامه دهید. نکته اول این که شما در این مشکلی که دارید تنها نیستید یعنی بسیاری از دردهائی که مانند بیکاری و عدم موفقیت در دستیابی به کار مناسب، دردهای فراگیر جامعه ماست و افراد بسیار زیادی با مدارک بالای تحصیلی در حد کارشناسی ارشد و حتی دکتری اما فاقد کار مناسب یا کاملا بیکار هستند امیدواریم این مشکل فراگیر با تمهیدات صحیح دولتمردان و دلسوزان جامعه هرچه زودتر حل شود. البته ناگفته نماند که مشکل بیکاری فقط دامنگیر کشور ما نیست. بسیاری از کشور های جهان از این مشکل رنج می برند. نکته دوم اینکه ما قبول داریم ازدواج در این سنین حق طبیعی هر جوانی است و شما نیز از این قاعده مستثنی نیستید، مسئله ازدواج گرچه یکی از مهمترین مسائل زندگی انسان است اما تنها راه سعادت انسان نیست. چه بسا انسانهائی که تا پایان عمر نتوانسته اند یا نخواسته اند ازدواج کنند اما راههای سعادت آفرین دیگری را انتخاب کرده اند تا به مقامات بالای علمی و معنوی رسیده و هیچگاه از رشد و کمال باز نایستاده زبان به ناشکری و ناسپاسی نگشوده اند. شاید شرح حال آخوند کاشی آن عالم فرزانه را مطالعه کرده باشید. اگر مطالعه نکرده اید به کتاب سیمای فرزانگان مراجعه کنید. این مرد بزرگ تا پایان عمر ازدواج نکرد، اما رشد معنوی و تکاملی علمی و عملی او زبان زد عام و خاص شد. بنابراین تأخیر در ازدواج یا عدم ازدواج مساوی با بدبختی نیست.نکته سوم: زندگی انسان همواره دارای فراز و نشیب های فراوانی است و ما از این قاعده مستثنی نیستیم. همه افراد همه امکانات را ندارند. اوحدی از مردم هستند که شاید بتوان گفت از بیشتر امکانات معنوی و مادی برخوردارند اما اکثریت مردم به طور نسبی از امکانات مادی و معنوی برخوردارند آنچه مهم است عقل سلیم حکم می کند انسان از همان امکاناتی که دارد باید حداکثر استفاده را ببرد همچنانکه شما در بخشی از زندگی خود چنین کرده اید و موفقیت هایی نیز بدست آورده اید. بزرگان دین ما فرموده اند برای اینکه راحت تر زندگی کنید در امور مادی به زیر دست خود نگاه کنید و در مسائل معنوی همیشه به افراد موفق تر نگاه کنید. به هر حال هر کسی در زندگی مشکلی دارد. مهم این است که انسان از امکانات موجود بهتر استفاده را ببرد و نسبت به کاستی ها دائما گله مند و اهل شکوه و شکایت نباشد چه اینکه این روحیه نه تنها همه روزنه های امید را به روی انسان می بندد بلکه یک حالت منفی باقی و نگرش منفی را در انسان تقویت می کند که همه عالم و حتی زندگی خودش را نیز سیاه می بیند طبیعی است که سرانجام چنین حالتی جز افسردگی، پوچی و نهایتا طلب مرگ کردن یا حتی اقدام به کاری که منجر به مرگ شود در پی نخواهد داشت. بنابراین انسان باید در پله ای که قرار می گیرد اولا جنبه های مثبت زندگی و موفقیت ها را نگاه کند و از جنبه های منفی زندگی خود و جامعه کابوس نسازد. به عبارت دیگر همواره نباید نیمه خالی لیوان را نگاه کرد بلکه باید به نیمه پر هم توجه داشت و از آن بهترین استفاده را نمود زندگی شما مملو از جنبه های مثبت است گرچه توأم با مرارتها و سختی ها نیز هست، شما به این جنبه های مثبت بیشتر توجه کنید جامعه نیز این چنین است یعنی بر خلاف اینکه بی عدالتی، بی انصافی و ... وجود دارد اما جنبه های بسیار مثبتی نیز در جامعهه و در انسان ها وجود دارد که نباید مورد غفلت واقع شود.در پایان ضمن همدردی مجدد با شما خواهر گرامی شما را توصیه به صبر، پشتکار، تقویت ایمان، مثبت نگری، اجتناب از منفی نگری، توکل به خداوند متعال و امید به رحمت خداوند در دنیا و آخرت می نمائیم و امیدواریم شاهد موفقیت های بیشتری در شما باشیم. «و استعینوا بالصبر و الصلوه ان الله مع الصابرین» سعی کنید حضرت زهرا سلام الله علیها که بر خلاف اینکه دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و همسر علی علیه السلام و مادر ائمه معصومین علیهم السلام بود و در عین شاهد نامردمی ترین خیانت ها و ظلم نسبت به خود و همسرش و خانواده اش بود الگوی خود قرار داده، همو که علیرغم همه این نامردمی ها باز هم به مردم دعا می کرد و در جواب فرزندش حسن که فرمود چرا مادر به خودت دعا نمی کنی و همواره به مردم دعا می کنی، فرمود: «الجار ثم الدار، اول همسایه ها و سپس خودمان» را الگوی زندگی خود قرار داده و با او زندگی کنید تا سعادت واقعی را در آغوش گیرید، انشاء الله

26 - برای اظهار علاقه نسبت به کسی به نیت ازدواج در صورتی که خجالتی است و نمی تواند این میل باطنی خود را آشکار کند باید از کجا شروع کرد.(حتی با پدر و مادر نیز رویش باز نیست.)

علاقه به جنس مخالف و تمایل نسبت به او بویژه در دوران جوانی امری طبیعی است اما اظهار این علاقه کجا و در چه زمانی و چگونه باید باشد؟ ابراز علاقه به فردی که هنوز خواستگاری انجام نگرفته و صیغه محرمیت نیز خوانده نشده اگر در این حد باشد که صرفا می خواهد به طرف مقابل بفهماند من تمایل دارم با شما ازدواج کنم و شما را بعنوان همسر آینده خود انتخاب کنم بدو صورت امکان پذیر است مستقیم و غیر مستقیم. مستقیم می تواند به صورت شفاهی یا از طریق نامه یا تلفن انجام بگیرد و غیر مستقیم از طریق واسطه ای مورد اطمینان که این صورت در واقع همان خواستگاری است البته بصورت مستقیم نیز اگر اظهار علاقه کند می تواند خواستگاری باشد. بنظر می رسد اگر این علاقه و تمایل به جنس مخالف برای ازدواج به صورت غیر مستقیم باشد بهتر است زیرا در ارتباط مستقیم ممکن است مشکلاتی را ایجاد کند و به هر دو طرف آسیب وارد کند یکی از این آسیب ها اینست که در ارتباط مستقیم ممکن است شهوت جنسی شعله ور شود و قبل از اینکه تحقیقات و کارهای مقدماتی انجام گیرد رابطه دوستی نامشروع برقرار شود و این ارتباط در حالیکه هنوز خانواده ها مطلع نیستند کار صحیحی نیست و ممکن است به آبروی هر دو خانواده لطمه وارد کند علاوه بر این بر اثر شدت پیدا کردن تمایلات جنسی قدرت انتخاب را از هر دو طرف سلب نماید و نتیجه چنین ازدواجهایی اطمینان بخش نیست و چه بسا بعد از فروکش نمودن تمایلات جنسی و ارضا موقت آن دختر و پسر احساس کنند که ایندو نفر از نظر اخلاقی و فکری و همچنین از لحاظ خانوادگی ، سطح فرهنگ با یکدیگر سنخیتی ندارند و اینجاست که آغاز اختلافات ، ناسازگاریها و نهایتا منتهی به طلاق و جدایی می شود بنابراین برای اینکه از اینگونه مشکلات پیشگیری شود بهتر است این اظهار علاقه بصورت غیر مستقیم و در قالب خواستگاری رسمی انجام گیرد . اما خواستگار چگونه انجام شود بهتر است؟ اگر از اینکه مستقیما آنرا با والدین خود در میان گذارید حیا می کنید و خجالت می کشید می توانید در صورت داشتن برادر یا خواهر بزرگ تر مسئله را با آنها در میان گذارید تا از طریق آنها با والدین تان مطرح شود اگر برادر یا خواهر بزرگ تر ندارید می توانید از طریق اقوام یا دوستان نزدیک و در عین حال قابل اعتماد و مجرب مسئله را مطرح کنید تا به والدین شما بگویند آنگاه از طریق والدین به خواستگاری فردی که مورد علاقه شما ست بروند و به صورت رسمی خواستگاری کنند انتخاب این مسیر برای ابراز علاقه نسبت به فرد مورد مورد نظر راه بسیار مطمئن بی آسیب ، آبرومندانه و معقولانه است و مشکل کمرویی و خجالت شما را نیز حل می کند بعد از اینکه خواستگاری انجام گرفت و مقدمات اولیه فراهم شد آنگاه می توانید با آرامش بیشتری با ایشان جلسه خصوصی البته با نظارت خانواده ها داشته باشید و از نزدیک هم این تمایل و علاقه درونی را ابراز کنید و هم با نقطه نظرات یکدیگر نسبت به امر ازدواج و زندگی آینده آشنا شوید. معمولا ارتباطات مستقیمی که بین دختر و پسرها برقرار می شود صرفا بر اساس علاقه و تمایلات جنسی است و هر چه این ارتباط نزدیکتر شود شهوت آنها شعله ورتر می گردد و در نتیجه نمی توانند به همه جوانب مسئله خوب فکر کنند و معیارهای یک انتخاب صحیح را لحاظ کنند و هر دو خسارت می بینند و بیشتر خواستگارهایی کوچه و خیابانی با در پارک و دانشگاه بعد از مدتی کوتاه دوباره در همان کوچه و خیابان و پارک به جدایی منتهی می شود.

27 - زوج‏های جوان قبل از مراسم عقد و عروسی باید درباره چه گفت و گو کنند؟ چه پرسش هایی را مناسب‏تر میبینید؟

موضوعات قابل طرح در گفت و گوی قبل از مراسم عقد مختلف است؛ زیرا افراد عقیده‏ها، آرمان‏ها، هدف‏ها و خواسته‏های گوناگون دارند. البته بعضی از مسائل و موضوعات عمومی است و ضرورت دارد جوانان قبل از ازدواج برای آگاهی یافتن از ویژگیهای جسمانی، روانی، اخلاقی یکدیگر مطرح کنند و درباره آن‏ها به گفت و گو بنشینند. ناگفته پیداست، این گونه جلسات حتماً باید تحت اشراف خانواده‏های دو طرف صورت گیرد؛ زیرا مذاکره مستقیم و بدون اطلاع خانواده دختر و پسر مطلوب عرف و در اکثر موارد مورد پسند شرع و عقل نیست و به جای این که زوج جوان را به حقیقت برساند، مایه انحراف و مشکلات دیگر میشود. در این جلسات میتوان درباره مسائل زیر گفت و گو کرد:
1.
خط مشی کلی زندگی آینده‏ مراد تبیین مبنای زندگی آینده است؛ برای مثال جوان متدین میخواهد زندگی اش بر اساس قوانین اسلام بنا شود. در این جا باید از میزان پای بندی افراد به ارزش‏های دینی و اخلاقی سؤال شود.
2.
اهداف زندگی یعنی هدف هایی که هر کدام قصد دارند در زندگی آینده شان دنبال کنند؛ هدف‏ها و آرمان‏های علمی و تحصیلی، اجتماعی، شغلی و...؛ برای مثال تا چه اندازه به ادامه تحصیل علاقه‏مند است و مشکلات تحصیل را تحمل میکند. شغل مناسب و مورد علاقه‏اش چیست؟ جایگاه اجتماعی را دارای چه اهمیتی میداند؟ از نظر اقتصادی و مالی به چه سطحی میاندیشد و حداقل و حداکثر چقدر است؟
3.
چگونگی رابطه با خانواده و بستگان برای مثال به چه اندازه به رفت و آمد با اقوام و خویشان و نیز دوستان اهمیت میدهید و بر آن اصرار میورزید؟ به آداب و رسوم فرهنگی و اجتماعی رفتار با بستگان چقدر پایبندید؟
4.
خواست‏ها و انتظارهای دو طرف از یکدیگر
5.
شیوه تربیت فرزندان مسؤولیت تربیت با چه کسی است و چگونه باید آن را آموخت؟
6.
نقص‏های جسمانی و بیماریهای مزمن احتمالی یکدیگر در این جلسات باید به نکات زیر توجه شود تا به شکل مناسب انجام گیرد و دو طرف به هدف خود دست یابند.
1.
گفت و گو باید خونسردانه و با آمادگی قبلی و در فضایی آرام و بدون خوف و فشار از طرف دیگران صورت گیرد.
2.
گفت و گو پس از انجام خواستگاری رسمی از طرف خانوادها و تحقیق و آگاهی از بعضی شرایط که در مرحله تفحص به دست میآید، انجام گیرد نه در ابتدای آشنایی؛ به عبارت دیگر، در واپسین مراحل تحقیق و قبل از مراسم عقد باید گفت و گو تحقق یابد.
3.
برای موفقیت بیش‏تر، دو طرف باید در ابتدای جلسه از یکدیگر بخواهند صادقانه به پرسش‏ها و مسائل مطرح شده پاسخ دهند تا از صفات اخلاقی و خصوصیات یکدیگر آگاهی یابند.

28 - فردی که به جنس مخالف علاقه مند می شود چگونه می تواند این علاقه را به فرد مقابل بفهماند؟

معمولاً این علاقه‏ها برآیند غریزه جنسی است و قبل از هر چیز انسان باید موضع عملی خود را در این باره مشخص سازد؛ یعنی، اگر فرد مورد علاقه را پس از بررسیها و مشورت‏های لازم صالح برای تشکیل خانواده تشخیص داد و خواستار ازدواج با او شد، بنابراین بهترین راه این است که میل و تصمیم خود را از طریق واسطه‏هایی به طرف مقابل اعلام کند و نظر او را جویا شود. ولی اگر چنین تصمیمی ندارد هیچ دلیلی برای ابراز این علاقه وجودندارد، بلکه باید نسبت به آن بیاعتنایی ورزد تا به تدریج ذهن و قلبش از آن فارغ شود. در غیر این صورت چه بسا خدای نخواسته در دام‏های خطرناک ابلیسی که در کمین شخص قرار دارد خواهد افتاد.

29 - با توجه به اینکه دختر باحجابی هستم ولی به خاطر اینکه در خانواده ما اختلافاتی وجود دارد, خواستگار ندارم * چه کار کنم ؟

مسائل مربوط به ازدواج از همسریابی گرفته تا مراسم آن و بالاخره زندگی مشترک و حوادث پس از آن، در روزگار ما به دلیل اختلاط فرهنگی و بر هم خوردن معیارهای گذشته و ده‏ها عامل دیگر، دستخوش تغییرات و نابسامانیهای فراوانی شده است و به قاطعیت میتوان گفت: این موضوعات در حال حاضر از مهم‏ترین گرفتاریهای فرهنگی جامعه ما محسوب میشود. متأسفانه تفوق ارزش‏های مادی و نادیده گرفته شدن شخصیت انسانی وارزش‏های حقیقی نیز مزید بر علت شده است. ولی خواهر عزیز! در عین این نابسامانیهای فرهنگی، گروه کثیری در جامعه ما وجود دارند که چشم آنها به ظاهر نیست و خودنماییها، آنان را مجذوب نمیکند؛ بلکه متنفّر میسازد.البته برخی با دیدن حرکات و خودنماییها مجذوب میشوند؛ ولی همه این چنین نبوده و دختران محجوب و متقی نیز کمتر از دیگران مورد نظر نیستند. خداوند نیز وعده داده است: کسی که تقوا پیشه سازد، ما برای خروج او از بن‏بست‏ها و دشواریها راهی قرار میدهیم{M، (طلاق، آیه 3). بنابراین مسلم بدانید که با حفظ تقوا و مراعات حدود الهی راه سعادت به روی شما باز خواهد شد.تردیدی نیست که شما مشکلات و سختیهای فراوانی را تحمل کرده و با آن دست به گریبان بوده‏اید. بیمحبتیها، رنج اطرافیان و... همه از مواردی است که فشار روانی مضاعفی را بر شما وارد کرده است. ولی در عین حال وضعیت شما در مقایسه با افراد بسیاری نسبتا روشن‏تر و بهتر است. نمونه‏های فراوانی وجود دارد (انبوه نامه‏های ما شاهد آن است) که در وضعیتی صدها بار اسفبارتر و دردناک‏تر زندگی میکنند. آن فرزند سر راهی که هیچ اثر ونشانی از کسان خود نمییابد و آرزو دارد که کاش قبری از مادر و یا پدرش به دست میآورد و به همین قانع است. یا دختری که پدر و مادرش معتادند و خود نیز در دام... نمونه‏های رنج و سختی فراوان است که سخن گفتن از آن عمر نوح میخواهد و مثنوی هفتاد من. شما بحمدالله دارای خانواده هستید گرچه... شما در رشته‏ای مناسب مشغول به تحصیل هستید . بسیاری از جوانان هستند که حسرت موقعیت شما را در تحصیل دارند. از اینها که بگذریم درستاست که سختیهای شما جانکاه بوده و هست ولی میدانید که سختیها خود سکوی ترقی و رشد و کمال انسانی است؛ مگر نه این است که اکثریت قریب به اتفاق شخصیت‏های بزرگ علمی، هنری، اجتماعی، سیاسی و... از کوره سختیها بیرون آمده‏اند. کسانی که با سختیها دست و پنجه نرم نکرده و هیچ گاه طعم نداری و محرومیت را نچشیده‏اند احساسات متعالی را نیز کمتر در وجود خود مییابند، آنها کجا میتوانند احساس شما و امثال شما را در موردمحرومیت جهل و... داشته باشند. میدانید که مرتاضان چه رنج‏ها بر خود هموار میکنند تا بتوانند به قدرت روح دسترسی پیدا کنند. شما سختیها را پشت سر گذاشته‏اید، از آن نیرو بگیرید نه اینکه آنها را در راه تخریب شخصیت خود به کار گیرید. آیا شما که این همه بار گران را پشت سر گذاشته‏اید حقیر و کوچک هستید یا آنانی که اگر کمترین دشواری ببینند فریادشان به آسمان بلند میشود. قدر خود را بدان که نمونه‏ای از صبر، استقامت و احساس‏های متعالیهستی و این ویژگیها آسان و ارزان به دست نیامده است. آینده‏ای را برای خود ترسیم کن که با موقعیت مناسب شغلی بتوانی دست افتادگان را بگیری و به خانواده خود رسیدگی کنی و مرهمی بر زخم‏ها و دردهای آنان باشی. اهدافی بلند، زندگانی آبرومند، شخصیتی ممتاز و به تمام معنا انسان و دلسوز، همسری مناسب و مهربان و ... اینها را در نظر بگیر وبا توکل بر خداوند عزم خود را برای رسیدن به آن جزم کن که بدون کمترین تردید به آنها خواهی رسید.واقعیت خود را بشناس و به آن ایمان داشته باش و خود را دست‏کم نگیر. استقامت کن. نیرویت را به جای تلف کردن برای گذشته در اهداف آتیه خویش متمرکز کن. از گذشته فقط درس‏های آن را به یاد داشته باش. برخیز، بکوش، دگرگون شو، دگرگون کن، بشتاب، همت کن و شکر خداوند مهربان بگذار که تو را از گردنه‏های بلند حوادث سالم عبور داد و هم از او مدد بجوی که همواره یاور و پشتیبانت خواهد بود.آری واقعیت آن است که گذشته‏ها گذشته است و آینده نیز نیامده و ما در این میان سرگردانیم ولی به فرموده مولا علی(ع): «ما فات مضی و ما سیاتیک فاین قم فاغتنم الفرصه بین العدمین ؛ گذشته‏ها گذشت و آینده‏ها هنوز نرسیده‏اند، بپاخیز و فرصت را در بین این دو نیستی غنیمت شمار».درست است که شما در شرایطی ناگوار و ناپسند قرار داشته‏اید، از محیط تربیتی و خانواده گرفته تا محیط اجتماعی و تحصیلی ولی آیا اینحس عدالت خواهی و روح مبارزه با فساد شما از ثمرات همین برخوردها و محیط شما نبوده است. آیا صداقت شما که نشانه سلامت شما و نفرت از دورویی و دغل پیشگی است از ثمرات شرایط زندگی شما نبوده است. اساسا حاصل زندگی همان ارزش‏هایی است که فرد بدان پایبند میشود و برای آن میکوشد: «ان الحیوه عقیده و جهاد ؛ زندگی آرمان و مبارزه در راه آرمان‏هاست». پس چرا درمانده باشید؟ درماندگی و احساسضعف را از خود دور کنید، با تمام توان به صحنه زندگی وارد شوید، درس بخوانید، پیش بروید، استعدادهای خود را بشناسید و آن را به فعلیت برسانید. مردان بزرگ تاریخ در عرصه‏های مختلف هنر، ادبیات، سیاست و ... همه از دامان سختیها و شرایط دشوار بیرون آمده‏اند. هنر آن نیست که گلی در گلخانه گرم و مرطوب پرورش یابد. هنر آن است که در بین صخره‏های سرسخت و طوفان و سرما نهالی سر بیرون بیاورد و گلی دلنواز را بر دامان خود نشاند. مردانبزرگ از شرایط دشوار خسته و مأیوس نمیشوند. به قول بزرگ‏مهر: باید لب فرو بست و بازو گشود. این دیدگاه کلی ما در مورد طرز تفکر شماست. برخی مشکلاتی که مطرح کرده‏اید، به طور طبیعی در زندگی افراد، پیش میآید، منتها برای هر کس به رنگ و کیفیت خاصی. آنچه مایه امیدواری است این که، این مسائل گذراست و به تدریج حل میشود. به هر حال شما ازدواج خواهید کرد و زندگی مستقلی تشکیل خواهید داد. بنابراین، احترام دیگران را داشته باشید و با آنها مدارا کنید. رعایت این اصل، باعث آرامش بیشتری در زندگی شما خواهد شد. و بالاخره بگذار که بازبان حافظ شیرازی حرف را به آخر برسانیم.یوسف گم‏گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نیی از سر غیب باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
ضمنا در موقع اندوه ذکر لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین را تکرار کن.درباره تحصیل به هیچ وجه در ادامه تحصیل خود درنگ نکنید و محکم و مطمئن به راه خود ادامه دهید. درباره ازدواج نیز ان‏شاءاللّه‏ خواستگار خوبی خواهد آمد و شما بدون جهت خواستگاران را رد نکنید.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد