| آیا منابعی از اهل سنت وجود دارد که به تحریف در آیات قرآن اشاره ای کرده باشد؟ |
در تعداد زیادی از کتاب های برادران اهل سنت؛ از جمله در صحاح سته که از معتبرترین کتاب های آنان به شمار میآید، روایات بسیاری وجود دارد که نشانگر مفقود شدن تعدادی از آیات قرآن کریم؛ از جمله آیه رجم (سنگسار) و یا تغییراتی در قرائت آنها است که قاریان معروف نیز در تلاوت های خود، آنها را مورد توجه قرار میدهند، امّا حتی با فرض پذیرش چنین روایاتی هم آنان و هم ما شیعیان، عمل به قرآنی که با همین قرائت معمول اکنون در دسترس تمام مسلمانان است را راهگشا و هدایت کننده میدانیم و مواردی که عنوان میشود در آنها تغییر یا حذفی انجام شده را در تعارض با آنچه اکنون وجود دارد ندانسته، بلکه آن موارد نیز یا اختلاف تعبیری از آنچه هست بوده و یا مشابه آن در جای دیگری از قرآن و سنت نبوی وجود دارد.
»
ابتدا باید بیان نمود که وجود چنین روایاتی در کتاب های اهل سنت را نمیتوان دلیل آن دانست که آنان به این کتاب مقدس بیاعتقاد هستند. اما روایاتی که در این زمینه؛ چه در کتب اهل سنت و چه در کتاب های شیعیان وجود دارد به دستههای مختلفی تقسیم میشود که گروهی از آنها تبیین است و نه تحریف و ... که باید در جای خود بحث شود. اکنون تنها به این دلیل به بررسی پرسشتان میپردازیم که متأسفانه برخی از برادران اهل سنت با نادیده گرفتن اصل وحدت اسلامی چنان تبلیغ مینمایند که گویا شیعیان، معتقد به قرآنی دیگر بوده و تنها اهل سنتاند که از قرآن دفاع نموده و آن را محترم میشمارند و این موضوع را خواسته یا ناخواسته، زمینهای برای پراکندن بذر اختلاف در جامعۀ اسلامی و متزلزل نمودن باورهایشان مینمایند!
شبههای که به شدت از جانب این گونه افراد تبلیغ میشود، آن است که شیعیان، عقیده به تحریف و تغییر برخی آیات قرآن داشته و در این ارتباط نیز به چند روایت موجود در برخی کتاب های شیعه استناد مینمایند.
باید بدانیم که این شبهه دو پاسخ حلی و نقضی دارد:[1]
پاسخ حلی شبهه، آن است که عقیدۀ دانشمندان شیعه را در ارتباط با تحریف قرآن بدانیم که چنین پاسخی، ظاهراً موضوع پرسشتان نبوده و البته در جای خود به آن پرداخته شده است که نظر غالب دانشمندان شیعه در عدم پذیرش چنین روایاتی و تأکید بر عدم تحریف قرآن است.[2]
پاسخ نقضی به این شبهه، همان چیزی است که شما در جست و جوی آن هستید و آن این که اگر بپذیریم که در کتاب های شیعه، چنین روایاتی وجود دارد، آیا کتاب های اهل سنت، خالی از هرگونه روایتی در این مورد بوده و در نتیجه، در مورد عقیدۀ به تحریف، هیچ اشکالی را نمیتوان به آنان وارد نمود؟
پاسخ ما این است که خویشتن داری دانشمندان شیعه از متهم نمودن سایر مذاهب در اعتقاد به تحریف، دلیل آن نیست که نتوان هیچ مستندی را در این زمینه، از کتاب هایشان به دستآورد. ما در این زمینه، پنج روایت از صحیح بخاری که معتبرترین کتاب روایی اهل سنت بوده و آنان از این کتاب، با عنوان "خواهر قرآن" یاد مینمایند، برایتان نقل نموده و توصیه مینماییم که در این مورد، بیش از این به بحث و گفت و گو با آنان نپردازید، چون ثمرهای جز اختلاف در پی نداشته و اگر طرف مقابل، منصف باشد، با یکی از روایات ذیل نیز باید قانع شده و بیهوده به تلاش، جهت ایراد اتهام تحریف به شیعیان و پاکدامن نشان دادن خود از چنین اتهامی، ادامه ندهد. اکنون در این روایات دقت فرمایید:
1. خلیفۀ دوم بیان میدارد که اگر ترس از مردم نبود که بگویند عمر در قرآن دخل و تصرف نموده و چیزی به آن افزود، حتماً با دستان خودم، آیۀ سنگسار را در قرآن مینگاشتم.[3]
2. در جایی دیگر آمده است، خلیفه دوم بر منبر رفته و بعد از ذکر مطالبی چنین میگوید: و خداوند قرآن را بر رسولش نازل نمود و از جملۀ آیات آن، آیۀ سنگسار بود و ما این آیه را قرائت مینمودیم و در مفهوم آن دقت نموده و به خاطر میسپردیم و بر اساس همین آیه بود که پیامبر (ص)، زانیان را سنگسار مینمود و ما نیز بعد از او به همین شیوه عمل مینمودیم! من میترسم که مدت زمانی بگذرد و اشخاصی بگویند که چنین آیهای در قرآن وجود نداشته است و بدین وسیله از اجرای حکمی که توسط خداوند نازل شده، باز بمانند ... خلیفۀ دوم در ادامه، گفت (علاوه بر آیۀ رجم) از جمله آیاتی که ما در زمان پیامبر (ص) میخواندیم و اکنون قرائت نمیشود، این آیه بود: "ان لا ترغبوا عن آبائکم فانه کفر بکم ان ترغبوا عن آبائکم".[4]
جالب است که در برخی کتاب های اهل سنت، دلیل در دسترس نبودن آیۀ سنگسار را چنین بیان نمودهاند که این آیه که از جمله آیات سورۀ احزاب بود، در کاغذی نگاشته شده و در خانۀ عایشه همسر پیامبر (ص)؛ قرار داشت و گوسفند جناب عایشه (چون غذایی دیگر پیدا نکرده بود)، آن را خورد![5]
3. در جایی دیگر، بیان میشود که آیهای در ارتباط با شهدای واقعۀ "بئرمعونه" نازل شد و ما آن را قرائت مینمودیم که "ان بلغوا قومنا ان قد لقینا ربنا فرضی عنا و ارضانا"؛ یعنی به قوم ما ابلاغ نمایید که ما به ملاقات پروردگار خود نائل شده در حالی که از ما راضی بوده و ما را نیز از خود راضی نمود. بعد از مدتی، این آیه نسخ شد.[6]
4. از عمر بن خطاب شنیدم که میگفت: روزی هشام بن حکیم بن حزام را دیدم که سورۀ فرقان را به گونهای غیر از آنچه من میخواندهام، تلاوت مینماید، با این که من این سوره را نزد پیامبر (ص) آموخته بودم. بر این اساس، بسیار عصبانی شده و نزدیک بود بلائی به سرش بیاورم سپس کمی به او مهلت دادم تا به راه افتد. در این هنگام، او را در لباسش پیچیده و با همین حال نزد پیامبر (ص) بردم و به ایشان عرض نمودم که او این سوره را بر خلاف آنچه شما به من یاد دادهای، میخواند، پیامبر (ص) خطاب به من فرمودند: رهایش کن. سپس به او فرمودند: سوره را قرائت نما. او نیز قرائت نمود. پیامبر (ص) فرمودند: همین گونه نازل شده است. سپس به من فرمودند: حالا تو قرائت کن. من نیز قرائت نمودم. پیامبر (ص) به من نیز فرمودند: همین گونه نازل شده است. همانا قرآن به هفت شیوه، نازل شده و شما تا میتوانید از آن بخوانید.[7]
5. صحیح بخاری از ابن عباس نقل نموده که گفت: من از پیامبر (ص) شنیدم که این متن را تلاوت مینمود: "لو ان لابن آدم مثل واد مالاً لاحبّ ان له الیه مثله و لا یملأ عین ابن آدم الا التراب و یتوب الله علی من تاب"؛ اگر انسانی به مقدار یک وادی مال داشته باشد، دوست دارد که باز هم مالش دو برابر شود و تنها خاک است که میتواند حرص بنی آدم را فرو نشاند و خداوند توبه تائبان را خواهد پذیرفت. ابن عباس میگوید: نمیدانم این متن قرائت شده، جزئی از قرآن بوده یا نه؟[8]
پنج روایت فوق را از معتبرترین کتاب اهل سنت انتخاب نمودیم و گرنه در دیگر کتاب هایشان، صدها مورد دیگر از این قبیل را نیز میتوان یافت،[9] و با دقت در تلاوت قاریان معتبر و محترم اهل سنت نیز درخواهید یافت که در مواردی که کم یا زیاد نمودن قرآن نبوده و تنها تغییر یک کلمه است، آنان تلاوت های مختلفی را اجرا مینمایند و به عنوان نمونه در آیه 58 سورۀ عنکبوت، بسیاری از قاریان اهل سنت، به جای کلمۀ "لنبوئنهم"، عبارت "لنثوینهم" را تلاوت مینمایند.
برخی از دانشمندان اهل سنت که متوجه این نکته شدهاند که این روایات، دقیقاً ناظر به تحریف است، تلاش نمودهاند تا نام تحریف را از آن برداشته و نام هایی چون "نسخ تلاوت" و یا "نسخ حکم" را در این موارد استفاده نمایند، اما پرسش ما این است که به عنوان نمونه، چه دلیلی دارد که تلاوت مورد سوم از روایات فوق، نسخ شود، با این که حکم آن نسخ نشده و مشابه مفاد آن در آیۀ: "ارجعی الی ربک راضیة مرضیة"[10] وجود دارد؟ و آیا برای حذف آن، جز تحریف، نام دیگری را میتوان درنظر گرفت؟ و یا این که عقیدۀ خلیفۀ دوم در بقای حکم رجم و تلاوت آن و تصمیم او در نگارش مجدد این آیه در زمان خلافتش و سپس انصراف از آن، آن هم تنها به دلیل ترس از مردم نمیتوان دلیلی بر اعتقاد ایشان در تحریف قرآن دانست؟!
آیا آنچه در کتب شیعه یافتهاند و غیر منصفانه بر این مکتب میتازند، چیزی غیر از مواردی مشابه با این روایات است!؟ چگونه میتوان این تناقض را توجیه نمود؟
در پایان، نتیجه میگیریم که روایاتی؛ هم در کتب اهل سنت و هم در کتاب های شیعه در ارتباط با تحریف وجود دارد، اما با این وجود، در میان هر دو مکتب مسلم است که عمل به همین قرآنی که در میان مسلمانان متداول بوده و در خانۀ هر مسلمان؛ چه شیعه و چه سنی به صورت کاملاً مشابه وجود دارد، بهترین راهنما برای رسیدن به هدایت و سعادت بوده و باید آن را عاملی برای وحدت مسلمانان بدانیم نه موضوعی برای تفرقه و جدایی بین آنان! و بحث های مرتبط را تنها به صورت علمی مطرح نماییم و نه سیاسی و مذهبی.
در این زمینه به دو روایت؛ یکی از کتب شیعه و دیگری از کتب اهل سنت توجه فرمایید که هر دو ناظر به یک مطلب اند:
1. سفیان بن سمط از امام صادق (ع) نقل مینمایند که از ایشان در ارتباط با اختلافاتی که در قرائات قرآن وجود دارد، سؤال نمودم. ایشان فرمودند که (همانند سایر مردم) و همان گونه که به شما آموختهاند، قرآن را تلاوت نمایید.[11]
2. ابن مسعود که خود یکی از صحابۀ پیامبر اکرم (ص) است، میگوید که من قرآن را از قاریان مختلف شنیدم و تمام آنها را (با وجود اختلافاتی که دارند)، نزدیک به هم و به یک معنا ارزیابی نمودهام، بنابر این، از اختلاف و درگیری در این مورد پرهیز نمایید. همانا برخی اختلافاتی که در نقل الفاظ قرآن وجود دارد، همانند آن است که یکی از شما الفاظ مختلفی، چون "هلم" و "تعال" و "اقبل" را برای یک مفهوم واحد بکار ببرد.[12]
مشابه این موضوع را در زبان فارسی هم داریم که برای دعوت نمودن یک شخص از الفاظی همانند "تشریف بیاورید"، "بفرمائید"، "خدمتتان باشیم" و ده ها لفظ شبیه به آن استفاده میشود، اما یقین داریم که تمامشان یک معنا و مفهوم را میرسانند.
بر همین اساس، باید بگوییم که آیات قرآن کریم؛ به نظر بیشتر دانشمندان کم و زیاد نشده، اما اگر احیاناً، اشخاصی از فریقین، معتقد به تغییرات اندکی باشند، این اعتقاد آنان، به کلیت قرآن و صحت آنچه در دستان ما است، آسیبی نخواهد رسانید.
[1] در مورد ما، پاسخ حلی، یعنی پاسخ اصلی و بدون در نظر داشتن عقیدۀ طرف مقابل و پاسخ نقضی؛ یعنی این که به طرف مقابل بگوییم که خودتان نیز دارای همان اشکالی هستید که بر ما وارد میسازید.
[2] اکثر تفاسیر شیعه، در مورد عدم تحریف قرآن، باب های مستقلی را تدوین نموده اند که به عنوان نمونه میتوانید به این تفاسیر مراجعه فرمایید:
الف. المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبائی، ج 12، ص 104.
ب. البیان فی تفسیر القرآن، آیت الله خوئی، ص 195.
ج. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج 11، ص 18. و ... .
[3] صحیح بخاری، ج 8، ص 113، دار الفکر، بیروت.
[4] همان، ج 8، ص 26.
[5] ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج 2، ص ...، مؤسسة اسماعیلیان، قم؛ ابن منظور، لسان العرب، ج 7، ص 33، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1405هـ ق.
[6] صحیح بخاری، ج 3، ص 204 و 208 ؛ ج 5، ص 44.
[7] همان، ج 3، ص 90.
[8] همان، ج 7، ص 175.
[9] به عنوان نمونه، مرحوم آیت الله خویی در صفحه 202 تا 205 تفسیر البیان خویش، بعد از بیان عقاید دانشمندان شیعه در مورد تحریف، دوازده مورد از روایاتی که ناظر به تحریف در کتب اهل سنت میباشند را ذکر نموده است.
[10] فجر، 28.
[11] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 631، ح 15، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1365 ه ش.
12] بیهقی، سنن کبری، ج 2، ص 385، دار الفکر، بیروت.
ریگی کیست؟ عبدالمالک ریگی احتمالاً متولد سال 1358 است. "ریگی " یکی از قبایل سیستان و بلوچستان است، مانند قبایلی چون براهوئی، مری، ناروئی، شهنوازی، کهرازهی، گمشادزهی، بارکزهی. او یکی از اعضای طایفه ریگی است.
عبدالمالک تحصیلات کلاسیک ندارد و تنها چند سال در یکی از حوزههای علمیه اهل سنت مشغول به تحصیل بوده که البته از آنجا نیز اخراج شده است. ریگی خودش را "خادم جندالله " میخواند. او دارای سابقه شرارت و یک مورد چاقوکشی بهخاطر مسائل قبیلهای در داخل شهر زاهدان است و به همین خاطر مدتی هم زندانی شد اما بعد از آزادی خود را زندانی سیاسی معرفی نمود.
بنا به گفته خودش از سن نوزده سالگی اسلحه به دست گرفته و به عملیات تروریستی پرداخته است. گفته می شود ریگی پیش از آغاز فعالیت های تروریستی برای جلب حمایت علمای اهل سنت منطقه -که به مولوی ها مشهور هستند - نزد آن ها رفت اما آنها برای حرفهایش اهمیتی قائل نشدند.
گزینه بعدی ریگی قاچاقچیان عمده مواد مخدر بودند. آنها به دلیل اینکه علاقه داشتند جبهه تازهای در برابر نیروهای انتظامی و امنیتی استان به وجود آید از ریگی استقبال کردند و با در اختیار گذاشتن اسلحه و پول به حمایت از او برخواستند.
به این ترتیب ریگی گروه خود را پایهگذاری کرد. گروهی که پس از نخستین حمله تروریستی نام "جندالله " را بر خود گذاشت. این گروه هدف اصلی خود را "دفاع ازحقوق ملی و مذهبی قوم بلوچ و اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان اعلام کرده " اما بسیاری از مردم غیر نظامی منطقه نیز قربانی عملیات تروریستی او و گروهش شدهاند.
جندالله پس از مدتی نام "جنبش مقاومت ملی ایران! " را بر خود گذاشت. این تغییر نام نمایانگر تغییر حامیان و خط دهندگان اصلی به گروه ریگی بود. پس از این تغییر نام بود که صدا و عکس ریگی به بسامد برخی شبکه های تلویزیونی سلطنت طلب تبدیل شد . جالب اینکه یکی از مجریان این شبکه ها در مصاحبه های مکرر خود با ریگی او را "دکتر ریگی " نامید!
یکی از مجاری تبلیغاتی ریگی رادیو صدای بلوچ است که از استکهلم سوئد پخش می شود. گروه ریگی علاوه بر آن بارها از شبکه العربیه که مالک اصلی آن حاکمان عربستان سعودی هستند به عنوان بلندگوی تبلیغاتی خود استفاده کرده است. این شبکه در اقدامی بحث بر انگیز تصاویر کشته شدن مرزبانان به گروگان گرفته شده ایرانی را پخش کرد. العربیه پیش از آن اقدام مشابهی را نیز در مورد گروگان های غربی اسیر القاعده انجام داده بود.
گروه "جندالله " در سال 1384 شمسی 9 مرزبان ایرانی رابه گروگان گرفت و در قبال آزادی آنها خواهان آزادی برخی از اعضای گروه خود شد که در دادگاه های انقلاب به عنوان مفسد فیالارض به اعدام محکوم شده بودند. جندالله همچنین در حمله ای که بعدها به کشتار تاسوکی معروف شد 21 تن از مردم غیر نظامی را به قتل رساند. دربهمن ماه سال 1385 شمسی شهر زاهدان شاهد انفجار بمب هایی بود که هدف آنها اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان بودند. در این بمب گذاریها یازده تن از پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند. ریگی همچنین باصدای آمریکا مصاحبه داشتهاست. این مصاحبه از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران به دلیل حمایت علنی از تروریسم و نقض قرارداد الجزیره به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. اردیبهشت 1385 شانزده سرباز و پرسنل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در حمله اعضای جندالله به یک پاسگاه درسراوان به گروگان گرفته شدند. این گروه خواستار آزادی برادر عبدالمالک ریگی شد و دو تن از گروگانها را به شهادت رساند.
زیستگاه و محل فعالیت گروه جندالله
گروه ریگی و جندالله در مناطق بدون کنترل افغانستان، پاکستان و بلوچستان ایران رفت و آمد می کردند. وی می گوید: "من انکار نمی کنم. بسیاری از افراد ما در خاک پاکستان هستند. خانواده ها و کسانی که مجبور به فرار شده اند. با زن و بچه ها. ولی افرادی که کار عملیاتی می کنند در خاک ایران هستند. " ریگی گفته است که حتی یک بار هم در نزدیکی تهران اشتباها بازداشت شده، اما چون شناسایی نشده، رهایش کرده اند. بنا به گفته یکی از گروگانهایی که اسیر جندالله بود، نیروهای جندالله افرادی متعصب هستند و شعائر دینی را بسیار دقیق بجا می آورند. گفته می شود ریگی هرگز یک شب بیشتر در مکانی اقامت نمی کند و حتی با دستکش با دیگران دست می دهد.
"جندالله " همواره مدعی شده که اقداماتش با دستور رهبران بنیادگرای مذهبی صورت می گیرد. نوع فعالیت این گروه نشان از امکانات پشتیبانی گسترده ای می دهد که تاکنون در میان خوانین بلوچ دیده نشده است. آنان از شبکه اینترنت و همچنین از رسانه های گروهی تلویزیونی و رادیویی عمدتأ وابسته به سلطنت طلبان، در انعکاس خبر عملیات و طرح دیدگاههایش استفاده می کند. در بسیاری از عملیات مسلحانه این گروه، شیوه های کار طرفداران القاعده و الزرقاوی در عراق، به شکل گسترده ای تقلید می شود.
ویژگی های ریگی
1) ریگی و گروهش هرگز از اینکه قاچاق یکی از مشاغل آنهاست انکار نکرده اند. "انکار نمی کنم در بین قوم ما قاچاقچی هم هست، اما باید ببینند چرا این مردم قاچاق می کنند. " وی در مورد طبیعی بودن قاچاق در منطقه می گوید: "الان وضعیت اقتصادی بسته است، مردم نمی توانند کار وبار کنند. 50 هزار 60 هزار نفر از مردم بلوچستان طریق ارتزاق شان فقط مرزهای پاکستان و افغانستان بوده که آنها را مسدود کرده اند. "
2) ریگی میل دارد به عنوان رهبر دانای گروهش شناخته شود، اما گروه وی که توسط افرادی مزدور اداره می شوند، در عملیات نظامی به توحش دست می زنند. به همین دلیل جندالله معمولا عملیاتی را با افتخار اعلام می کند و سپس شرکت خود را در آن نفی می کند. مثلا در ترور جاده کرمان ـ بم اول اعلام شد که این عملیات تروریستی کار این گروه بوده است و بعد از چند روز این گروه آن عملیات را محکوم کرد.
3) شیوه عمل گروه ریگی براساس گروگانگیری و معامله است، چیزی که در منطقه میان نیروی انتظامی و قاچاقچیان سابقه دارد. اما آنها در بسیاری موارد گروگانها را اصلا نمی شناسند. ریگی می گوید: "بعضی گروگان ها را شناسایی کرده بودیم. البته هدف فرماندار و استاندار بودند که فرار کردند. " وی در مورد شیوه گروگانگیری می گوید: "اگر حل نشد دست به اقدام دیگری می زنیم و افراد بزرگ تری را می گیریم. از آدم های اصلی شان می گیریم. آن وقت معامله می کنند. " آنها معمولا برای گرفتن گروگان تور می گذارند، تعداد زیادی را در مسیر حرکت جمعی (اتوبوس و مینی بوس) دستگیر می کنند و بعد گروگانها را تا زمان تعیین تکلیف به کوههای پاکستان یا بلوچستان می برند.
4) گروه ریگی قصد دارد با جنگ نظامی در منطقه ای پر از بحران فضای بازی برای خودش ایجاد کند تا هم از طریق فروش گروگان، هم قاچاق در منطقه، هم باج گیری از قاچاقچیان و هم از طریق کمک های مالی دولتهای خارجی قدرت و ثروت کسب کنند و در نهایت خود را به منطقه تحمیل کنند. برخی ناظران معتقدند در گذشته معمولا این سیستم باج دادن جواب می داد، اما با ورود خارجی ها به معادله دیگر جواب نخواهد داد.
5) بر اساس آنچه تا کنون به دست آمده است، محل آموزش نیروهای تروریست "جندالله " در پاکستان است. آموزش ها به زبان فارسی و انگلیسی صورت می گیرد و اکثر افراد مانند نیروهای الزرقاوی و بسیاری از جریانهای وابسته به القاعده برای عملیات پول می گیرند و باید مدارک انجام عملیات، مانند فیلم و عکس را تحویل بدهند تا پول شان را دریافت کنند، تقریبا این شیوه در کل سیستم جرم و جنایت منطقه وجود دارد. عملیات این گروه جز در حالت گروگانگیری کور، به صورت عملیات انفجاری انجام می گیرد، این گروه در شب 23 آذر 85 عملیاتی علیه استاندار طراحی کرد که ماشین بمب گذاری شده به دلیل نقص فنی قبل از وقت معین و رسیدن استاندار منفجر شد و تعدادی از افرادی که مقابل در استانداری تجمع کرده بودند کشته شدند.
عملیات مهم جندالله عملیات مهم گروه شامل این موارد بوده است: وقایع 24 اسفند 1384 در جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکی. واقعه 23 اردیبهشت 1385 درمحور بم به کرمان در منطقه ی دارزین که با بستن راه خودروهای عبوری 34 نفر را کشته و تعدادی را زخمی کرده یا به اسارت بردند. در روز 13بهمن 85 مقارن ساعت 19 و 45 دقیقه چند فرد مسلح چهار مأمور گشت نیروی انتظامی را که در خیابان بزرگمهر مشغول گشت زنی بودند به رگبار بستند و به قتل رساندند. در این حمله دو افسر انتظامی به نام سرهنگ خواجه و سرهنگ شیبک و یک سرباز وظیفه کشته شدند. و انفجار اتوبوس حامل پاسداران در بامداد 25 بهمن ماه 85 در زاهدان که باعث کشته شدن 11 و زخمی شدن 18 پاسدار نیروی زمینی سپاه شد. و جدیدترین این عملیات تروریستی انفجار بمب صوتی در جلو ی مدرسه دختران معرفت در زاهدان در شامگاه جمعه 27بهمن ماه است. حامیان ریگی چه کسی هستند؟
صبح امروز عبدالمالک ریگی تروریست معروف شرق کشور که عامل ایجاد رعب و ناامنی و قتل دهها تن از شهروندان بیگناه کشور در شرق کشور بود، به دست سربازان گمنام امام زمان (عج) در پروار دوبی به قرقیزستان دستگیر شد.به گزارش رجانیوز، سرانجام پس از نزدیک به شش سال اقدامات تروریستی، سرکرده گروهک تروریستی موسوم به جندالله توسط سربازان گمنام امام زمان دستگیر شد. روابط عمومی وزارت اطلاعات در اطلاعیهای اعلام کرد: رهبر گروه تروریستی جند الله دستگیر شد. ریگی در اقدامات تروریستی که در شرق کشور انجام داد دهها نفر از نیروهای انتظامی و مردم بیگناه را قتل عام کرده است.
ریگی 27 ساله در اولین اقدامات تروریستی گروه خود که با عقاید سلفی و وهابی شکل گرفته بود، سبب شهادت تعدادی از شهروندان بمی در سال 85 در محور ترانزیتی کرمان به زاهدان در منطقه دارزین شد.
گروهک وی همچنین با قتل عام مردم در محور تاسوکی، منفجر کردن اتوبوس حامل پاسداران زاهدان، گروگانگیری تعدادی از نیروهای وظیفه در مرز و به شهادت رساندن آنها، عامل ایجاد ناامنی در شرق کشور بود.
گروه ریگی در آخرین عملیات خود با حمله به سردار نور علی شوشتری فرمانده قرارگاه شرق و تعدادی از سران قبایل بلوچ باعث شهادت این فرمانده مردمی سپاه شد.
عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی موسوم به جندالله در راستای اهداف گروهکی خود اقدام به تاسیس مدرسهای در پاکستان کرده بود. ریگی با هدف آموزش عملیات انتحاری اقدام به راهاندازی چنین مدرسهای کرده بود. در این مدرسه افراد معتاد و فقیر از شهرهای ایالت بلوچستان پاکستان جمعآوری شده و به آنها آموزش عملیات انتحاری داده میشد.
تعدادی از این افراد آموزش دیده به کمربند انتحاری مجهز شده و با پشتیبانی گروهک تروریستی جندالله و به منظور انجام عملیات خرابکاری (انتحاری) وارد خاک ایران شدند.
در ماههای گذشته عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک، نیز دستگیر شده و هم اکنون مراحل تحقیقات و محاکمه وی در حال پیگیری است.
ماجرای حمایت ریگی از موسوی و کروبی
عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی جند الشیطان که امروز توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) دستگیر شد،در حوادث اخیر از فتنه گران حمایت های بی شائبه ای می کرد. به گزارش «جوان آنلاین»، عبدالمالک ریگی در بیانه ای هنگام آشوب های تهران تصریح کرده بود:طی چند روز اخیر بسیاری از مردم و جوانان ایران از نقاط مختلف ایران با روابط عمومی جنبش تماس گرفته و اعلام پیوستن به جنبش مقاومت نموده اند و آمادگی خود را برای عملیاتهای نظامی در تهران و اصفهان و مشهد و شیراز اعلام نموده اند. جنبش مقاومت از احساسات پاک جوانان ایرانی تشکر و قدردانی نموده و اعلام می دارد که آماده همکاری کامل با همه مبارزان ایران در هر نقطه ای از ایران می باشد و همچنین جنبش آمادگی خود را برای آموزش جوانان ایرانی در زمینه های جنگ چریکی و بمب سازی و عملیاتهای انفجاری و تشکیل هسته های مقاومت و روش مبارزه چریکی شهری اعلام می دارد. جنبش مقاومت شهادت مظلومانه تعدادی از مردم مبارز تهران را به خانواده ها و به مردم ایران تسلیت گفته و خود را در غم و درد بازماندگانشان شریک می داند.
امام حسن عسگری یازدهمین پیشوای شیعیان می باشد که در هشتم ربیع الثانی سال 232 متولد گردیده است. پدرش امام دهم حضرت امام هادی علیه السلام و مادرش بانویی شایسته به نام « حدیثه » می باشد.
آن حضرت چون به دستور خلیفه عباسی مجبور به سکونت در سامراء و در محله عسگر، نظامی سکونت گزیدند او را عسگری گویند. البته القاب دیگری نیز برای آن حضرت بوده که عبارتند از « نقی» و « زکی» است و کنیه آن حضرت نیز « ابو محمّد » می باشد.
آن حضرت 23 ساله بود که پدرش امام هادی علیه السلام به شهادت رسید. مدت امامت آن حضرت 6 سال و در مدت کوتاه امامت خویش با سه نفر از خلفای عباسی: المعتزه بالله، المهتدی بالله، المعتمدبالله، معاصر بود که شدیداً از جانب این خلفا تحت فشار و محدودیت بود بطوریکه علاوه بر سکونت اجباری در محله نظامی حتی آن حضرت را در زندان نیز محبوس نمودند.
وی در عین حال از مبارزه با حکومت ستمگر و حفظ یاران و شیعیان خود و ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف ازطریق تعیین نمایندگان و ارسال پیام ها و پیک ها و فعالیت های سری سیاسی، حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات در آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود امام دوازدهم دست برنداشت.
با تمام دشمنی ها و کینه توزی دربار عباسی نسبت به آن حضرت، عظمت معنوی و کمالات و گاهی چنان آنها را تحت تأثیر قرار می داد که در برابر آن حضرت سر تعظیم فرود می آوردند.
اگر چه امام حسن عسگری علیه السلام شدیداً از طرف دستگاه خلافت عباسی تحت نظر و محدودیت شدید قرار داشت لکن آن حضرت بُعد علمی از آیین اسلام و اشکال ها و شبهات مخالفان و تعیین اندیشه صحیح اسلامی و تربیت شاگردان لحظه ای فرو گذار ننمودند. درسال 255 تنها فرزند آن حضرت مهدی موعود چشم به جهان گشود.
از آن حضرت گاه برای دلگرمی و حمایت از شیعیان و دفع منکران و احیاناً جلب آنان کرامات و معجزات فراوانی به ظهور رسیده است. سرانجام حکومت عباسی که از نفوذ و معنویت امام علیه السلام در جامعه نگران بود به همان شیوة دیرینه متوسل شد و آن حضرت را پنهانی مسموم ساخت.
آن حضرت در سال 260 هجری قمری به شهادت رسید و در خانه خود در سامراء در کنار مرقد پدرش به خاک سپرده شد .
http://www.roshd.org/per/subs/show.asp?code=24
امام حسن عسکری (ع) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود. مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد.
این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد. کنیه آن حضرت ابامحمد بود.
صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع)
مواضع علمى امام عسکرى(علیه السلام) در پاسخ هاى قاطع و استوار در مورد شبهه ها و افکار کفرآمیز و بیان کردن حقّ، با روش مناظره و گفتگوهاى موضوعى و مناقشه ها و بحثهاى علمى، روز به روز شخصیّت آن حضرت را بارزتر نشان می داد و مؤمنین را به شخصیّت مکتبى و فکرى خود مجهّز می نمود و از طرفى پایدارى و ایستادگى آنان را در برابر جریانهاى فکرى خطرناک تضمین می نمود.
کِنْدى (ابویوسف یعقوب بن اسحاق) فیلسوف عراقى در زمان امام(علیه السلام)، به زعم خود، پیرامون متناقضات قرآنى به خیال خود، کتابى تدوین کرد، امام عسکرى(علیه السلام)به وسیله بعضى از منسوبانِ به حوزه علمى او، با او تماس گرفت و کوشش او را با شکست رو به رو کرد و کِنْدى را قانع نمود که در اشتباه بوده است، کِنْدى توبه کرد و اوراق خود را...
http://www.ido.ir/a.aspx?a=1387121406
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.namaye.net/ebooks/ch/ch/14/2.htm
زندگینامه حضرت امام حسن عسگری علیه السلام
امام حسن عسکرى (ع) در سال 232 هجرى در مدینه چشم به جهان گشود . مادروالا گهرش سوسن یا سلیل زنى لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد . این زن پرهیزگار در سفرى که امام عسکرى (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد . کنیه آن حضرت ابامحمد بود . |
http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamAskari/2009/4/4/88700.html
امام حسن عسکری (ع) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود. مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد.
این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد. کنیه آن حضرت ابامحمد بود.
صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع)
امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت. ابروهای سیاه کمانی، چشمانی درشت و پیشانی گشاده داشت. دندانها درشت و بسیار سفید بود. خالی بر گونه راست داشت.
امام حسن عسکری (ع) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود. راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد.
دوران امامت
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع) به سه دوره تقسیم می گردد:
دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت.
دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت.
دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد.
دوره امامت حضرت عسکری (ع) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود. خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند.
امام حسن عسکری (ع) از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند.
وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید.
عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید. پیوسته می گفت: در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام، وی
زاهدترین و داناترین مردم روزگار است.
پسر عبیدالله خاقان می گفت: من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم. مردم را نسبت به او متواضع می یافتم. می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند.
با آنکه امام (ع) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت.
از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت، اموال و اوقات شیعه، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص) و جریانهای شیعی بودند، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود.چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا، والی اوقاف و صدقات بود در قم، و او نسبت به اهل بیت رسالت، نهایت مرتبه عداوت را داشت.
نیز اصحاب امام حسن عسکری، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی، پس از شهادت حضرت رضا (ع) معمول داشت، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود. این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی، این همه سختی را تحمل می کرد، و لحظه ای از حراست (و نگهبانی) موضع غفلت نمی کرد.
اینکه حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع) نزدیک بود، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید.
باری، امام حسن عسکری (ع) بیش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع) می رسیدند بر جای گذاشت.
در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کرد، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام، گردید.
در قدرت علمی امام (ع) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند. از جمله: همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد.
شهادت امام حسن عسکری (ع)
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند.
در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است: فرزند عبیدالله بن خاقان گوید: روزی برای پدرم (که وزیر معتمد عباسی بود) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد.
یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است، و ضعف بر او مستولی گردیده. پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات (داور داوران) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند.
و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه. ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود.
بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد... تا دو سال تفحص احوال او می کردند....
این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص) می پیوست، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع) رفت و آمد بسیار می کردند، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند.
به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) تکرار می شد. حتی قابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند. اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد.
باری، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد، از کردار زشت خود پشیمان شد. بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع) در میان بود، برای معالجه فرستاد. البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری داشت، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود.
بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع) شهر سامره را غبار غم گرفت، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست. مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند.
ماجرای جانشین بر حق امام عسکری (ع)
ابوالادیان می گوید: من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع) می کردم. نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم. در مرض موت، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم. سپس امام فرمود: پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود.
ابوالادیان به امام عرض می کند: ای سید من، هرگاه این واقعه دردناک روی دهد، امامت با کیست؟
فرمود: هر که جواب نامه من را از تو طلب کند.
ابوالادیان می گوید: دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما.
امام فرمود: هرکه بر من نماز گزارد.
ابوالادیان می گوید: باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم.
امام می گوید: هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست.
ابوالادیان می گوید: مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری بپرسم. رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم. وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود. داخل خانه امام، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را دیدم که نشسته، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند. من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم. اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد.
چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ایستاد، طفلی گندمگون و پیچیده موی، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت: ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم.
رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ایستاد. سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی علیه السلام دفن کرد. سپس رو به من آورد و فرمود: جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن. من جواب نامه را به آن کودک دادم. پس «حاجزوشا» از جعفر پرسید: این کودک که بود، جعفر گفت: به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام.
در این موقع، عده ای از شیعیان از شهر قم رسیدند، چون از وفات امام (ع) با خبر شدند، مردم به جعفر اشاره کردند. چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند: بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است؟ جعفر گفت: ببینید مردم از من علم غیب می خواهند! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت: ای مردم قم با شما نامه هایی است از فلان و فلان و همیانی (کیسه ای) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا.
شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند: هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن.
جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد. معتمد گفت: بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید. رفتند و از کودک اثری نیافتند. ناچار «صیقل» کنیز حضرت امام عسکری (ع) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است. ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند.
خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد. درود خدای بزرگ بر او باد.
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=34
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.alulbayt.com/farsi/imamaskari.htm
امام حسن عسکری |
1- پرهیز از جدال و شوخى
«لا تُمارِ فَیَذْهَبَ بَهاؤُکَ وَ لا تُمازِحْ فَیُجْتَرَأَ عَلَیْکَ.»:
جدال مکن که ارزشت مىرود و شوخى مکن که بر تو دلیر شوند.
2- تواضع در نشستن
«مَنْ رَضِىَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الَْمجْلِسِ لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَ مَلائِکَتُهُ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتّى یَقُومَ.»:
هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد.
3- هلاکت در ریاست و افشاگرى
«دَعْ مَنْ ذَهَبَ یَمینًا وَ شِمالاً، فَإِنَّ الرّاعِىَ یَجْمَعُ غَنَمَهُ جَمْعَها بِأَهْوَنِ سَعْى وَ إِیّاکَ وَ الاِْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّیاسَةِ، فَإِنَّهُما یَدْعُوانِ إِلَى الْهَلَکَةِ.»:
آن که را به راست و چپ رود واگذار! به راستى چوپان، گوسفندانش را به کمتر تلاشى گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش کرده و سخن پراکنى کنى و در پىریاست باشى، زیرا این دو، آدمى را به هلاکت مىکشانند.
4- گناهى که بخشوده نشود
«مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لا تُغْفَرُ : لَیْتَنى لا أُؤاخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: أَلاِْشْراکُ فِى النّاسِ أَخْفى مِنْ دَبیبِ الَّنمْلِ عَلَى الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِى اللَّیْلَةِ الْمُظْلِمَةِ.»:
از جمله گنـاهانى کـه آمرزیده نشود ایـن است که [آدمى ] بگوید: اى کاش مرا به غیر از این گناه مؤاخذه نکنند. سپس فرمود: شرک در میان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهانتر است.
5- نزدیکتر به اسم اعظم
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ أَقْرَبُ إِلَى اسْمِ اللّهِ الاَْعْظَمِ مِنْ سَوادِ الْعَیْنِ إِلى بَیاضِها.»:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» به اسم اعظم خدا، از سیاهى چشم به سفیدىاش نزدیکتر است.
6- دوستى نیکان و دشمنى بدان
«حُبُّ الاَْبْرارِ لِلاَْبْرارِ ثَوابٌ لِلاَْبْرارِ، وَ حُبُّ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ فَضیلَةٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ زَیْنٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الاَْبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْىٌ عَلَى الْفُجّارِ.»:
دوستى نیکان به نیکان، ثوابست براى نیکان. و دوستى بدان به نیکان، فضیلت است براى نیکان. و دشمنى بدان با نیکان، زینت است براى نیکان. و دشمنى نیکان با بدان، رسوایى است براى بدان.
7- سلام نشانه تواضع
«مِنَ التَّواضُعِ أَلسَّلامُ عَلى کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الَْمجْلِسِ.»:
از جمله تواضع و فروتنى، سلام کردن بر هر کسى است که بر او مىگذرى، و نشستن در پایین مجلس است.
8- خنده بیجا
«مِنَ الْجَهْلِ أَلضِّحْکُ مِنْ غَیْرِ عَجَب.»:
خنده بیجا از نادانى است.
9- همسایه بد
«مِنَ الْفَواقِرِ الَّتى تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إِنْ رَأى حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ إِنْ رَأى سَیِّئَةً أَفْشاها.»:
از بلاهاى کمرشکن، همسایه اى است که اگر کردار خوبى را بیند نهانش سازد و اگر کردار بدى را بیند آشکارش نماید.
10- پندى گویا و جامع
«أُوصیکُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دینِکُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله علیه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذا وَرَعَ فى دینِهِ وَ صَدَقَ فى حَدیثِهِ وَ أَدَّى الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قیلَ: هذا شیعِىٌ فَیَسُرُّنى ذلِکَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا زَیْنًا وَ لا تَکُونُوا شَیْنًا، جُرُّوا إِلَیْنا کُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا کُلَّ قَبیح، فَإِنَّهُ ما قیلَ فینا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قیلَ فینا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ کَذلِکَ.»:
لَناحَقٌّ فى کِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهیرٌ مِنَ اللّهِ لا یَدَّعیهِ أَحَدٌ غَیْرُنا إِلاّ کَذّابٌ. أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله علیه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّیْتُکُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُکُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْکُمْ السَّلامَ.»:
شما را به تقواى الهى و پارسایى در دینتان و تلاش براى خدا و راستگویى و امانتدارى درباره کسى که شما را امین دانسته ـ نیکوکار باشد یا بدکار ـ و طول سجود و حُسنِ همسایگى سفارش مىکنم. محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)براى همین آمده است. در میان جماعت هاى آنان نماز بخوانید و بر سر جنازه آنها حاضر شوید و مریضانشان را عیادت کنید. و حقوقشان را ادا نمایید، زیرا هر یک از شما چون در دینش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مىشود: این یک شیعه است، و این کارهاست که مرا خوشحال مىسازد. تقواى الهى داشته باشید، مایه زینت باشید نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بکشانید و همه زشتى را از ما بگردانید، زیرا هر خوبى که درباره ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوریم. در کتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پیامبر خداست و خداوند ما را پاک شمرده، احدى جز ما مدّعى این مقام نیست، مگر آن که دروغ مىگوید. زیاد به یاد خدا باشید و زیاد یاد مرگ کنید و زیاد قرآن را تلاوت نمایید و زیاد بر پیغمبر(صلى الله علیه وآله وسلم) سلام و تحیّت بفرستید. زیرا صلوات بر پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ کنید و شما را به خدا مىسپارم، و سلام بر شما.
11- اندیشه در کار خدا
«لَیْسَتِ الْعِبادَةُ کَثْرَةَ الصِّیامِ وَ الصَّلوةِ وَ إِنَّما الْعِبادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فى أَمْرِ اللّهِ.»:
عبادت کردن به زیادى روزه و نماز نیست، بلکه [حقیقتِ] عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
12- پلیدى خشم
«أَلْغَضَبُ مِفْتاحُ کُلِّ شَرٍّ.»:
خشم و غضب، کلید هر گونه شرّ و بدى است.
13- ویژگى هاى شیعیان
«شیعَتُنا الْفِئَـةُ النّاجِیَةُ وَالْفِرْقَةُ الزّاکِیَةُ صارُوا لَنا رادِئًا وَصَوْنًا وَ عَلَى الظَّلَمَةِ أَلَبًّا وَ عَوْنًا سَیَفْجُرُ لَهُمْ یَنابیعُ الْحَیَوانِ بَعْدَ لَظْىِ مُجْتَمَعِ النِّیرانِ أَمامَ الرَّوْضَةِ.»:
پیروان ما، گروه هاى نجات یابنده و فرقه هاى پاکى هستند که حافظان [آیین] مایند، و ایشان در مقابل ستمکاران، سپر و کمککار ما [هستند]. به زودى چشمه هاى حیات [منجىِ بشریّت] بعد از گدازه توده هاى آتش! پیش از ظهور براى آنان خواهد جوشید.
14- ناآرامى کینه توز
«أَقَلُّ النّاسِ راحَةً أَلْحُقُودُ.»:
کینه توز ، ناآرامترینِ مردمان است.
15- پارساترین مردم
«أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، أَعْبَدُ النّاسِ مَنْ أَقامَ عَلَى الْفَرائِضِ أَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَکَ الْحَرامَ، أَشَدُّ النّاسِ اجْتَهادًا مَنْ تَرَکَ الذُّنُوبَ.»:
پارساترین مردم کسى است که در هنگام شبهه توقّف کند. عابدترین مردم کسى است که واجبات را انجام دهد. زاهدترین مردم کسى است که حرام را ترک نماید. کوشننده ترین مردم کسى است که گناهان را رها سازد.
16- وجود مؤمن
«أَلْمُؤْمِنُ بَرَکَةٌ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ حُجَّةٌ عَلَى الْکافِرِ.»:
مؤمن براى مؤمن ،برکت و بر کافر، اتمام حجّت است.
17- محصول اعمال
«إِنَّکُمْ فى آجال مَنْقُوصَة وَ أَیّام مَعْدُودَة وَ الْمَوْتُ یَأْتى بَغْتَةً، مَنْ یَزْرَعْ خَیْرًا یَحْصِدُ غِبْطَةً وَ مَنْ یَزْرَعْ شَرًّا یَحْصِدُ نِدامَةً، لِکُلِّ زارِع ما زَرَعَ لا یُسْبَقُ بَطىءٌ بِحَظِّهِ، وَ لا یُدْرِکُ حَریصٌ ما لَمْ یُقَدَّرُ لَهُ، مَنْ أُعْطِىَ خَیْرًا فَاللّهُ أَعْطاهُ، وَ مَنْ وُقِىَ شَرًّا فَاللّهُ وَقاهُ.»:
شما عمر کاهنده و روزهاى برشمرده اى دارید، و مرگ به ناگهان مىآید، هر کس تخم خیرى بکارد به خوشى بِدْرَوَد، و هر کس تخم شرّى بکارد به پشیمانى بِدْرَوَد. هر که هر چه بکارد همان براى اوست. کُندکار را بهره از دست نرود و آزمند آنچه را مقدرّش نیست در نیابد، هر که به خیرى رسد خدایش داده، و هر که از شرّى رهد خدایش رهانده.
18- شناخت احمق و حکیم
«قَلْبُ الأَحْمَقِ فى فَمِهِ وَ فَمُ الْحَکیمِ فى قَلْبِهِ.»:
قلب احمق در دهان او و دهان حکیم در قلب اوست.
19- تلاش براى رزق مقدّر
«لا یَشْغَلْکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.»:
رزق و روزىِ ضمانت شده، تو را از کار واجب باز ندارد.
20- عزّتِ حقگرایى
«ما تَرَکَ الْحَقَّ عَزیزٌ إِلاّ ذَلَّ، وَلا أَخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إِلاّ عَزَّ.»:
هیچ عزیزى حقّ را رها نکند، مگر آن که ذلیل گردد و هیچ ذلیلى به حقّ نیاویزد، مگر آن که عزیز شود.
21- دوست نادان
«صَدیقُ الْجاهِلِ تَعَبٌ.»:
دوست نادان، مایه رنج است.
22- بهترین خصلت
«خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَىْءٌ: أَلاِْیمانُ بِاللّهِ وَ نَفْعُ الاِْخْوانِ.»:
دو خصلت است که بهتر و بالاتر از آنها چیزى نیست:ایمان به خدا و سود رساندن به برادران.
23- نتیجه جسارت بر پدر
«جُرْأَةُ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ فى صِغَرِهِ تَدْعُوا إِلَى الْعُقُوقِ فى کِبَرِهِ.»:
جرأت و دلیرى فرزند بر پدرش در کوچکى، سبب عاقّ و نارضایتى پدر در بزرگى مىشود.
24- بهتر از حیات و بدتر از مرگ
«خَیْرٌ مِنَ الْحَیاةِ ما إِذا فَقَدْتَهُ أَبْغَضْتَ الْحَیاةَ وَ شَرُّ مِنَ الْمَوْتِ ما إِذا نَزَلَ بِکَ أَحْبَبْتَ الْمَوْتَ.»:
بهتر از زندگى چیزى است که چون از دستش دهى، از زندگى بدت آید، و بدتر از مرگ چیزى است که چون به سرت آید مرگ را دوست بدارى.
25- وابستگى و خوارى
«ما أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ.»:
چه زشت است براى مؤمن، دلبستگى به چیزى که او را خوار دارد.
26- نعمت بلا
«ما مِنْ بَلِیَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فیها نِعْمَةٌ تُحیطُ بِها.»:
هیچ بلایى نیست، مگر این که در آن از طرف خدا نعمتى است.
27- اکرام بدون افراط
«لا تُکْرِمِ الرَّجُلَ بِما یَشُقُّ عَلَیْهِ.»:
هیچ کس را طورى اکرام مکن که بر او سخت گذرد.
28- ارزش پند پنهان
«مَنْ وَعَظَ أَخاهُ سِرًّا فَقَدْ زانَهُ، وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِیَةً فَقَدْ شانَهُ.»:
هر که در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر که آشکارا برادرش را پند دهد او را کاسته.
29- تواضع و فروتنى
«أَلتَّواضُعُ نِعْمَةٌ لا یُحْسَدُ عَلَیْها.»:
تواضع و فروتنى، نعمتى است که بر آن حسد نبرند.
30- سختى تربیت نادان
«رِیاضَةُ الْجاهِلِ وَ رَدُّ المُعْتادِ عَنْ عادَتِهِ کَالْمُعْجِزِ.»:
پرورش دادن نادان و ترک دادن معتاد از عادتش، مانند معجزه است.
31- شادى بیجا
«لَیْسَ مِنَ الأَدَبِ إِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الَْمحْزُونِ.»:
اظهار شادى نزد غمدیده، از بىادبى است.
32- جمال ظاهر و باطن
«حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالُ ظاهر، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالُ باطِن.»:
صورت نیکو، زیبایى ظاهرى است،و عقل نیکو، زیبایى باطنى است.
33- کلید تمام گناهان
«جُعِلَتِ الْخَبائِثُ فى بَیْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْکَذِبَ.»:
تمام پلیدى ها در خانه اى قرار داده شده و کلید آن دروغگویى است.
34- چشم پوشى از لغزش و یادآورى احسان
«خَیْرُ إِخْوانِکَ مَنْ نَسِىَ ذَنْبَکَ وَ ذَکَرَ إِحْسانَکَ إِلَیْهِ.»:
بهترین برادران تو کسى است که خطایت را نادیده گیرد و احسانت را یادآور شود.
35- مدح نالایق
«مَنْ مَدَحَ غَیْرَالمُسْتَحِقِّ فَقَدْ قامَ مَقامَ المُتَّهَمِ.»:
هر که نالایقى را ثنا گوید، خود در موضعِ اتّهام قرار گیرد.
36- راه دوست یابى
«مَنْ کانَ الْورَعُ سَجِیَّتَهُ، وَ الْکَرَمُ طَبیعَتَهُ، وَ الْحِلْمُ خُلَّتَهُ کَثُرَ صَدیقُهُ.»:
کسى که پارسایى خوى او، و بخشندگى طبیعت او، و بردبارى خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند.
37- انس با خدا
«مَنْ آنـَسَ بِاللّهِ إِسْتَوْحَشَ مِنَ النّاسِ.»:
کسى که با خدا مأنوس باشد، از مردم گریزان گردد.
38- خرابى مناره ها و کاخ ها
«إِذا قامَ الْقائِمُ أَمَرَ بِهَدْمِ الْمَنائِرِ وَ الْمَقاصیرِ الَّتى فِى الْمَساجِدِ.»:
هنگامى که قائم(علیه السلام) قیام کند، دستور به خرابى مناره ها و کاخ هاى مساجد دهد.
39- نماز شب، سیر شبانه
«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا یُدْرَکُ إِلاّ بِامْتِطاءِ اللَّیْلِ.»:
وصول به خداوند عزّوجلّ، سفرى است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.
40- ادبى بسنده
«کَفاکَ أَدَبًا تَجَنُّبُکَ ما تَکْرَهُ مِنْ غَیْرِکَ.»:
در مقام ادب براى تو همین بس که آنچه براى دیگران نمىپسندى، خود، از آن دورى کنى.
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.hawzah.net/hawzah/magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4763&id=39201
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
مرثیه ومداحی امام حسن عسکری علیه السلام
http://www.aviny.com/voice/marsieh/emam_hasan_asgari/emam_hasan_asgari.aspx
http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=4979
مطالب ویژه شهادت امام حسن عسکری
اوضاع سیاسی درزمان امام حسن عسکری
شیعه یا محب اززبان امام حسن عسکری
درس های برای زندگی از امام حسن عسکری
زیارت نامه امام حسن عسکری صوتی
http://hassanmojtaba.parsiblog.com/-189684.htm
چهارده معصوم(علیهم السلام) | |
http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=4447&Itemid=905
مناظره امام حسن عسکری(علیه السلام) با اسحاق کندی- تناقض در ق |
انتقال یافته : سایت ویژه امام حسن عسکری (علیه السلام) |
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=3705
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.rasekhoon.net/Article/Show-49660.aspx
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.3noqte.com/main/sms-monasebati/7245-sms-imam-hasan-askari
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.soog.ir/archives/category/imamasgari
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.abna.ir/data.asp?lang=1&Id=154353
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=6016
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.ict.gov.ir/forum/Default.aspx?g=posts&t=519
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.bashgah.net/pages-31028.html
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=18838
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://salam-shia.com/content/view/508/92/
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://noorportal.net/951/1198/1725/25726/30879.aspx
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://behar.ir/html/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=181&page=1
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.absar.ir/details.aspx?ProdID=291
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.porsojoo.com/fa/node/80659
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.askdin.com/showthread.php?p=11315#post11315
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=7997
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.karimahlbait.ir/post-3545.aspx
http://www.ahlolbait.ir/web/c/monasebatha/shahadat_imamaskari
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.iec-md.org/ahlulbayt/imam_askari_harim_aqaaed_shia_mohammadi-eshtehaardi.html
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.iec-md.org/ahlulbayt/imam_askari.html
بحث کوتاهى درباره امام حسن عسکرى (ع) | فروغ هدایت در سیره امام عسکرى(ع) |
زندگی امام حسن عسکری علیه السّلام از کتاب منتهی الامال (مرحوم حاج شیخ عباس قمی) چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن عسکرى علیه السلام (عبداللّه صالحى) حیات پاکان جلد ۵ (مهدى محدثى) | |
http://zakerin.ir/fa/index.php?option=com_content&task=view&id=555&Itemid=124
ویژه نامه حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
http://www.shamimm.ir/?1F2E007AF6564663A0A32EE6A0B184EA
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=116546
نگین سامرا
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=65047
دانستنیهادرباره حضرت امام حسن عسکرى ( ع )
کتابخانه دیجیتالی شامل : زندگینامه : شامل : حضرت امام حسن عسکرى ( ع ) ، اسوههای بشریّت ، شناخت مختصرى از زندگانى امام عسگرى ( ع ) ، امام عسکری ( ع ) ، تاریخ امام یازدهم ، درود بر هدایتگران و مجاهدان.. ، سیماى امام حسن عسکرى ( ع ) سیره : شامل : حضرت عسکرىعلیه السلام طلایهدار عبادت و عرفان ، اخلاق ، پرتوى از سیره و سیماى امام حسن عسکرى ، پاسداری از حریم عقاید سیره امام حسن عسکری ( ع ) ، امام یازدهم ، سیری در سیره فردی و اجتماعی امام حسن عسکری ( ع ) فضائل : شامل: امام عسکرى ( ع ) نماد فضیلتها ، امام عسکرى ( ع ) و تصوّف ، امام حسن عسکری ( ع ) از منظر دیگران ، اخـلاق و نـوادر احوال حضرت جایگاه علمی و هدایتی : شامل : فروغ هدایت در سیره امام عسکرى ( ع ) ، فروغ هدایت در سیره امام عسکرى ( ع ) ، مبارزات امام حسن عسکری علیهالسلام ، امام حسن عسکرى ( ع ) و منحرفان فکرى ، گوشه هایى از تلاش علمى امام حسن عسگرى ( ع ) ، امام عسکرى ( ع ) و تصوّف ، امام عسکرى و زمامداران معاصر ، انوار امام در آفاق جهان امامت : شامل : دوران امامت سخنان : شامل : چهل حدیث ( 1 ) ، چهل حدیث ( 2 ) ، بعضى از کلمات حکمت آمیز حضرت عسکرى علیه السلام ، جایگاه اندیشه و عمل در سخنان امام حسن عسکرى علیه السلام ، جلوههاى هدایت در سیره و سخن امام حسن عسکرى علیه السلام ، برخى انتظارات امام حسن عسکرى ( علیه السلام ) از شیعیان ، تفسیر منسوب به امام حسن عسکرى ( ع ) معجزات : شامل : در دلایل و معجزات باهرات حضرت امام حسن عسکرى ، معجزات وکرامات امام عسکرى ( ع ) ، سری از اسرار ، آفتاب ، در قفس! ، تکرار مباهله ، کرامت امام حسن عسکری علیهالسلام ، مسافری از آسمان هفتم اصحاب : شامل : شرح حال احمد بن اسحاق اشعرى ، شرح حال احمد بن محمّد بن مطهر ، شرح حال اسماعیل نوبخت ، شرح حال محمّد همدانى ، شاگردان داستان : شامل : چهل داستان شعر : شامل : مدح ، مرثیه شهادت : شامل : در شهادت حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام ، شهادت امام عسگرى ( ع ) و توطئههاى بىثمر پرسش و پاسخ : شامل : چرا غیبت از زمان امام حسن عسکری ( ع ) آغاز نشد ؟ ، امام یازدهم ( ع ) با چه کسی ازدواج کرد ؟ و غیره ... زیارتنامه : شامل : در زیارت ائمه سر من راى علیهم السلام ، زیارت حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام ، زیارت والده امام قائم علیه السلام ، زیارت حکیمه دختر امام محمد تقى علیه السلام ، نماز امام حسن عسکرى علیه السلام ، سامرا: شامل : اسوههای بشریّت ( 11 ) ، امام حسن عسکرى ( ع ) درسامرا ، لحظههاى ناب سامرا ، یادگارهای موعود سرداب سامرا ، عروس سامرا ، حوزه علمیه سامرا ، خورشید سامراء ، سرداب سامرا ، تجمع اعتراض آمیز مردمی برای بازسازی حرمین عسگرین ( ع ) در سامرا ، پرده برداری از گنبد طلایی در رسانه و اینترنت : شامل : اینترنت در خدمت اهلبیت ( ع ) کتابشناسی : شامل : کتابهاى چاپى عربى ، کتابهاى چاپى فارسى ، کتابهاى اردو و غیره ..
دریافت نرم افزار دانستنیهای امام حسن عسکری علیه السلام (نسخه 1)
امام مهدی (عج )
در این قسمت پرسش و پاسخ های مربوط به امام مهدی(علیه السلام) مطرح می شود.
· چگونه می توانید ثابت کنید امام زمان (عج) وجود دارد؟
· درباره دجّال زیاد شنیدهام. مىخواهم بدانم چگونه موجودى است و هدفش چیست؟
· شیعه چگونه می تواند ثابت کند که فرزند امام حسن عسکری (ع) متولد شده است؟
· فلسفه غیبت امام زمان را توضیح دهید.
· منظور از مثلث برمودا چیست؟ مى گویند این مثلث در اقیانوس اطلس قرار دارد و هیچ کس مگر افرادى خاص ....
· منظور از جزیره خضراء چیست؟ آیا چنین مکانى در کره خاکى وجود دارد؟
· مدت حکومت امام زمان چقدر است و چقدر با قیامت فاصله دارد؟
· مسجد جمکران چگونه شکل گرفت و تاریخچه اش چیست؟
· چگونه میتوانیم با امام زمان ارتباط داشته باشیم؟
· چگونه امام زمان کشته می شود؟
· نشانههاى ظهورامام زمان رابیان کنید.
· چطور ممکن است امام زمان(عج) بیش از 1400سال زنده باشد؟
· چطور می توان یک بار هم که شده، موفق به دیدار صاحب الزمان(عج) شویم؟
· هدف امام زمان از قیام و ظهور چیست؟
· یاران امام زمان(عج) چند نفر هستند؟
· پس از آن که امام زمان ظهور کرد چه اتفاقاتی می افتد؟
· آیا ملتهای دیگرهم می دانند که امام دیگری نیز خواهد آمد وجهان را از ظلم وستم پاک می کند ؟
· آیا می توانیم در زمان غیبت، امام زمان را ببینیم؟
· آیا امام زمان بعد از ظهور بر جهان حکمفرمایی می کنند یا بعد از ظهور قیامت بر پا می شود؟
· آیا امام زمان(عج) ازدواج نموده و زن و فرزند دارد؟
· آیا امام زمان(عج) با اسب و شمشیر ظهور خواهد کرد یا با پیشرفتهترین سلاح؟
· آرماگدون که غربىها به آن معتقدند یا دامن مىزنند چیست؟
· امام زمان(عج) در چه مکانی زندگی می کنند؟
· اگر بخواهیم اندیشه مهدویت را حفظ کنیم، ضرورى است آسیبهاى آن را بشناسیم. آسیبهاى آن کدام است؟
· اعتقاد به مهدویت و اهداف آن در ادیان دیگر چگونه است؟
· اعتقاد به انتظار چه تاثیرهایی بر شخصیت فرد منتظر دارد ؟
· با وجود قطع ارتباط امام زمان با نواب اربعه چگونه برخی ادعای ملاقات با امام زمان را می کنند؟
· با توجه به کمبود افراد صالح در همة زمان ها چگونه امام مهدی (ع) عدالت را گسترش خواهد داد؟
· تمامی ادیان به منجی باور آیا نجات دهندگان برای هدف خاصی ظهور می کنند؟
· سفیانی کیست؟آیا هم اکنون زنده است؟آیا می شود به طور مستقیم با او جهاد کرد؟
· علائم ظهور حضرت صاحب الامر(عج) چیست و تا کنون کدام یک از علائم حتمى و غیر حتمى به وقوع پیوسته است؟
تاریخ اسلام
در این قسمت پرسش و پاسخ های مربوط به تاریخ اسلام مطرح می شود.
· کلیات
علائم ظهور حضرت صاحب الامر(عج) چیست و تا کنون کدام یک از علائم حتمى و غیر حتمى به وقوع پیوسته است؟
نشانههاى ظهور:
در روایات برخى امور به عنوان نشانههاى ظهور ذکر شده است. از جمله انحراف بنى عبّاس و از هم گسستن حکومت آنان، جنگ صلیبى، فتح قسطنطنیه به دست مسلمانان، در آمدن پرچمهاى سیاه از خراسان، خروج مغربى در مصر و تشکیل دولت فاطمیان، وارد شدن ترکها در منطقه بین النّهرین، وارد شدن رومیان در منطقه رمله و شام، رها شدن کشورهاى عرب از قید قدرتهاى ظالم (استعمار)، بالا آمدن آب رودخانه دجله و سرازیر شدن آن به کوچههاى کوفه، بسته شدن پل روى دجله در بین بغداد و کرخ، اختلاف بین شرق و غرب و جنگ و خونریزى فراوان، خروج سفیانى، خروج یمانى، خروج دجال، صیحه آسمانى، قتل نفس زکیه، فراگیر شدن جهان از ظلم، رواج علوم دینى در قم و نشر آن در سایر بلاد و....(1)لیکن از این امور نمىتوان قضاوت نمود کدام یک حتمى و کدام یک غیر حتمى است، نیز کدام یک به وقوع پیوسته و کدام یک در آینده به وقوع مىپیوندد و آن چه به وقوع پیوسته، همان است که در روایات آمده.براى روشن شدن این مطالب لازم است امورى بدین شرح بیان گردد.
1- نامعلوم بودن وقت ظهور: اگر از نشانههاى ظهور سخن به میان مىآید، بدین معنا نیست که از این طریق وقت ظهور حضرت مهدى(عج) را مشخص کنیم. بنا به مصالحى زمان ظهور حضرت مشخص نشده است. هیچ کس جز خدا از وقت دقیق ظهور حضرت آگاه نیست. بارها از امامان(ع) در مورد زمان خروج قائم پرسیدند، اما آنان از مشخص نمودن آن نهى نمودند و زمان ظهور را همانند علم به قیامت در انحصار خدا معرّفى کردند.(2)
»شیخ طوسى« در اینباره مىگوید: زمان ظهور مهدى(عج) به روشنى بر ما معلوم نیست، بلکه او تا آنگاه که خداوند اجازه خروج بدهد، از دیدگان ما پنهان است.(3)بنابراین نشانههاى ظهور تنها بیانگر نزدیک شدن زمان ظهور است. بیش از آن نباید انتظار داشت. حال اگر روایتى باشد که در آن زمان ظهور حضرت مشخص شده است، ناگزیر باید آن را توجیه نمود و یا به کنارى نهاد.
2- مراد از نشانههاى ظهور: مقصود از نشانههاى ظهور این نیست که با تحقق هر یک ظهور حضرت وقوع مىیابد، بلکه مراد، رخدادهایى است که بر اساس پیشگویى معصومان(ع) پیش و یا در آستانه ظهور حضرت مهدى(عج) پدید خواهند آمد که تحقق هر یک نوید نزدیکتر شدن ظهور حضرت است، به گونهاى که با وقوع تمامى آن رخدادها و به دنبال آخرین نشانههاى ظهور، حضرت قیام خواهد نمود.
3- انواع نشانههاى ظهور: با نگاهى به روایات معصومان(ع) مىتوان نشانههاى ظهور را بدین شرح تقسیم و دسته بندى نمود:أ) نشانههاى حتمى و غیر حتمى: در نشانهها شمارى به روشنى به عنوان علائم حتمى ظهور یاد شده است؛ بدین معنا که بدون هیچ قید و شرطى قطعاً تحقق خواهند یافت و ظهور حضرت منوط به پیدایش آنها مىباشد، امّا نشانههاى غیر حتمى به نشانههایى گفته مىشود که مقید و مشروط به امورى هستند که در صورت تحقق آنها، به عنوان نشانه به شمار مىآیند.(4)ب) نشانههاى عادى و غیر عادى: برخى از نشانههاى ظهور به روال طبیعى و عادى تحقق مىیابد، مانند زوال دولت عباسیان، ولى برخى به روال غیر طبیعى و غیر عادى است مانند »صیحه آسمانى« و »طلوع خورشید از مغرب«.این دسته روایات را باید به نوعى خاص معنا نمود، چون پدیدار شدن آنها عادتاً ممکن نیست. اینها را یا مىبایست در چار چوب معجزه قرار داد و توجیه نمود، یا از معناى ظاهرى آن دست کشید و به معناى کنایى و مجازى آن دانست.ج) نشانههاى متصل و غیر متصل: در روایات شمارى از نشانههاى ظهور به گونهاى بیان شده است که از آنها استفاده مىشود بین آنها و ظهور حضرت فاصلهاى وجود ندارد، بلکه به زمان ظهور متصل مىباشند، مانند خروج سفیانى و یمانى. اینها نشانههاى متصل به ظهورند، امّا بیشتر نشانهها به گونهاى دیگر است که بین تحقق آنها و زمان ظهور حضرت مهدى ممکن است فاصله زیادى وجود داشته باشد، به عنوان مثال در روایات آمده: یکى از نشانهها در آمدن پرچمهاى سیاه از خراسان است. حال اگر این را به خروج ابومسلم خراسانى و سپاه سیاه جامگان تفسیر کنیم، بین این نشانه و ظهور حضرت مهدى زمان طولانى فاصله است.
4- شمار نشانههاى ظهور: در مورد شمار نشانههاى ظهور پاسخ دقیق و روشنى وجود ندارد.برخى از عالمان بزرگ مانند شیخ مفید در بحث »علامات قیام القائم« با اشاره به اخبار و آثارى که از معصومان(ع) رسیده، بیش از پنجاه نشانه را بیان کرده است.(5) برخى دیگر همانند علامه مجلسى شمار بیشترى را متذکّر شدهاند.(6)عالمان اهل سنت در کتابهاى خویش به برخى امور دیگر اشاره کردهاند. هنگامى که به این آثار و نشانهها و روایات دقت کنیم، متوجه مىشویم که:برخى از علائم تنها نشانه ظهورند و برخى نشانه ظهور و برپایى قیامت. بعضى کلى هستند و برخى به امور جزئى پرداختهاند. برخى از نظر سند مشکل دارند و پارهاى مشکل ندارند. برخى در دلالت معنایى مشکل دارند و بعضى ندارند، بنابراین نمىتوان در مورد تعداد نشانههاى ظهور قاطعانه سخن گفت.
5- خلط بین نشانههاى ظهور و برپایى قیامت: برخى از نشانهها مانند خروج دجال و طلوع خورشید از مغرب، در پارهاى از منابع روایى، از نشانههاى برپایى قیامت و »اشراط الساعة« آمده است اما در بعضى دیگر از نشانههاى قیام حضرت مهدى(عج)، به نظر مىرسد در برخى روایات بین این دو دسته نشانهها جابجایى صورت گرفته باشد. بعید نیست برخى از نشانههاى غیر عادى که در پارهاى از منابع روایى، از نشانههاى ظهور حضرت آمده است، نشانههاى برپایى قیامت باشند، نه نشانههاى ظهور، چون این گونه امور با »اشراط الساعة« بیشتر تناسب دارد.
6- خلط بین قائم و مهدى موعود: در روایات گاهى سخن از حضرت مهدى آمده است و گاهى از قائم، نمىتوان تمامى مواردى را که واژه قائم به کار رفته است، به مهدى موعود حمل نمود، چرا که این واژه به تمامى امامان(ع) اطلاق شده است. در روایت آمده است »کلّنا قائم بأمراللَّه واحدٌ بعد واحد؛(7) همه ما یکى پس از دیگرى قیام کننده به حکم خدا هستیم«.نیز به غیر امامان هم اطلاق شده، چرا که قائم به معناى قیام کننده است. هر کسى که انقلاب کند و مردم را بر ضد ظلم فرا خواند، قائم است. امام على(ع) در خطبهاى که در مورد حوادث آینده ایراد کرد فرمود: »إذا قام القائم بخراسان... و قام منّا قائم بجیلان؛(8) هنگامى که قائم در خراسان قیام کند و قیام کنندهاى از ما در سرزمین گیلان قیام کند...«. این احادیث را نمىتوان درباره حضرت مهدى(عج) دانست.
7- خلط بین فرج و ظهور حضرت مهدى(عج): گرچه ظهور حضرت مهدى(عج) براى اهل بیت پیامبر(ص) و شیعیان فرج و گشایش است، لیکن همه جا واژه فرج را نمىتوان به ظهور حضرت مهدى حمل نمود. متأسفانه گاهى چنین خلطى یافت مىشود.پیش گویىهاى معصومان در مورد رخدادهاى دوران حکومت امویان و عباسیان و چگونگى فروپاشى آنها و حرکت هایى که در مقابل آنها شکل مىگیرد، گاه از آنها به علائم فرج یاد شده است، که لزوماً به معناى نشانههاى ظهور حضرت مهدى(عج) نیست، بلکه مىتواند به معناى لغوى فرج؛ یعنى گشایش در کار شیعیان باشد.
8- احتمال جعل و تحریف: اهمیّت بحث مهدویّت به ویژه بهره مندى آن از بار سیاسى از یک سو، و علاقه شدید مسلمانان به آگاهى از چگونگى رخدادهاى آینده و پدیدار شدن نشانههاى ظهور از سوى دیگر، سبب شد که برخى در پى تحریف و جعل روایات در زمینه مهدویّت و نشانههاى ظهور برآیند.با دقت در روایاتِ نشانههاى ظهور این سخن تأیید مىشود، زیرا بسیارى از روایاتى که در زمینه نشانههاى ظهور وجود دارد، از نظر سند ضعیف و قابل مناقشه است و دلالت آنها نیز با مشکل مواجه است.از مطالبى که بیان شد، به این نتیجه نایل مىشویم که در زمینه علائم ظهور حضرت مهدى(عج)، و این که کدام یک از آنها به راستى به وقوع پیوسته است، نمىتوان قضاوت قاطعى را ابراز نمود.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------پى نوشتها:
1. سید محمد صدر، تاریخ الغیبه الکبرى، ج 2، ص 472 به بعد؛ کتاب الغیبة، محمد بن ابراهیم نعمانى، ص 283 - 247؛ سفینة البحار، ج 2، ص 445.
2. مجلسى، بحارالأنوار، ج 52، ص 182.
3. الغیبه، ص 425.
4. مجله حوزه، شماره 72، ص 240.
5. ارشاد، ج 2، ص 368 به بعد.
6. بحار، ج 52، ص 279 - 180.
7. کلینى، کافى، ج 1، ص 536.
8. مجلسى، بحار، ح 52، ص 235.
http://imamsadeq.com/index.php/page,512A1427.html
دانستنیهای امام حسن عسکری علیه السلام (نسخه 1)
کتابخانه دیجیتالی شامل :
زندگینامه : شامل : حضرت امام حسن عسکرى ( ع ) ، اسوههای بشریّت ، شناخت مختصرى از زندگانى امام عسگرى ( ع ) ، امام عسکری ( ع ) ، تاریخ امام یازدهم ، درود بر هدایتگران و مجاهدان.. ، سیماى امام حسن عسکرى ( ع )
سیره : شامل : حضرت عسکرىعلیه السلام طلایهدار عبادت و عرفان ، اخلاق ، پرتوى از سیره و سیماى امام حسن عسکرى ، پاسداری از حریم عقاید سیره امام حسن عسکری ( ع ) ، امام یازدهم ، سیری در سیره فردی و اجتماعی امام حسن عسکری ( ع )
فضائل : شامل: امام عسکرى ( ع ) نماد فضیلتها ، امام عسکرى ( ع ) و تصوّف ، امام حسن عسکری ( ع ) از منظر دیگران ، اخـلاق و نـوادر احوال حضرت
جایگاه علمی و هدایتی : شامل : فروغ هدایت در سیره امام عسکرى ( ع ) ، فروغ هدایت در سیره امام عسکرى ( ع ) ، مبارزات امام حسن عسکری علیهالسلام ، امام حسن عسکرى ( ع ) و منحرفان فکرى ، گوشه هایى از تلاش علمى امام حسن عسگرى ( ع ) ، امام عسکرى ( ع ) و تصوّف ، امام عسکرى و زمامداران معاصر ، انوار امام در آفاق جهان
امامت : شامل : دوران امامت
سخنان : شامل : چهل حدیث ( 1 ) ، چهل حدیث ( 2 ) ، بعضى از کلمات حکمت آمیز حضرت عسکرى علیه السلام ، جایگاه اندیشه و عمل در سخنان امام حسن عسکرى علیه السلام ، جلوههاى هدایت در سیره و سخن امام حسن عسکرى علیه السلام ، برخى انتظارات امام حسن عسکرى ( علیه السلام ) از شیعیان ، تفسیر منسوب به امام حسن عسکرى ( ع )
معجزات : شامل : در دلایل و معجزات باهرات حضرت امام حسن عسکرى ، معجزات وکرامات امام عسکرى ( ع ) ، سری از اسرار ، آفتاب ، در قفس! ، تکرار مباهله ، کرامت امام حسن عسکری علیهالسلام ، مسافری از آسمان هفتم
اصحاب : شامل : شرح حال احمد بن اسحاق اشعرى ، شرح حال احمد بن محمّد بن مطهر ، شرح حال اسماعیل نوبخت ، شرح حال محمّد همدانى ، شاگردان
داستان : شامل : چهل داستان
شعر : شامل : مدح ، مرثیه
شهادت : شامل : در شهادت حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام ، شهادت امام عسگرى ( ع ) و توطئههاى بىثمر
پرسش و پاسخ : شامل : چرا غیبت از زمان امام حسن عسکری ( ع ) آغاز نشد ؟ ، امام یازدهم ( ع ) با چه کسی ازدواج کرد ؟ و غیره ...
زیارتنامه : شامل : در زیارت ائمه سر من راى علیهم السلام ، زیارت حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام ، زیارت والده امام قائم علیه السلام ، زیارت حکیمه دختر امام محمد تقى علیه السلام ، نماز امام حسن عسکرى علیه السلام ،
سامرا: شامل : اسوههای بشریّت ( 11 ) ، امام حسن عسکرى ( ع ) درسامرا ، لحظههاى ناب سامرا ، یادگارهای موعود سرداب سامرا ، عروس سامرا ، حوزه علمیه سامرا ، خورشید سامراء ، سرداب سامرا ، تجمع اعتراض آمیز مردمی برای بازسازی حرمین عسگرین ( ع ) در سامرا ، پرده برداری از گنبد طلایی
در رسانه و اینترنت : شامل : اینترنت در خدمت اهلبیت ( ع )
کتابشناسی : شامل : کتابهاى چاپى عربى ، کتابهاى چاپى فارسى ، کتابهاى اردو و غیره ..
دریافت نرم افزار دانستنیهای امام حسن عسکری علیه السلام (نسخه 1)