اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

تقاضای دولت عربستان از “مالکوم شباز” برای تبلیغ وهابیت

تقاضای دولت عربستان از “مالکوم شباز” برای تبلیغ وهابیت

خیلی طول کشید که جسدش را برگرداندن ابتدا قرار بود در کالیفرنیا دفن شود مراسمش آنجا برگزار شد و مادر و دوستانش هم آمده بودند.

 

به گزارش موعود به نقل از تسنیم محمدحسن گلزاری از دوستان شهید “مالکوم شباز” در مراسم سالگرد شهادت این شهید غریب جهان اسلام که دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۳ در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد، با اشاره به آشنایی‌اش با شهید گفت: در تابستان سال ۲۰۱۰ در یک برنامه اسلامی که سالی یک بار برای شیعه‌ها در میامی برگزار می‌شود با مالکوم آشنا شدیم. با دوستان دیگری هم در آنجا آشنا شدیم و توانستیم رابطه برادری خوبی تا امروز با همه‌شان داشته باشیم.

تقاضای دولت عربستان از مالکوم شباز برای تبلیغ وهابیتمالکوم آخر همان سال به سفر حج رفت من در آن زمان دبی زندگی می‌کردم او بعد از حج برای مدتی پیش من آمد و آنجا درباره سفر حجش و مشکلات زندگی‌اش خیلی چیزها تعریف کرد. ظاهرا وقتی دولت عربستان فهمیده بود که مالکوم به سفر حج می‌رود بسیار او را تحویل گرفته بودند، مانند پدربزرگش مالکوم ایکس که در سفر حج از او استقبال زیادی شد. در این سفر از مالکوم شباز برای حضور در جلسات بزرگی به همراه شیوخ حرمین دعوت کرده بودند و صحبت‌هایی با او داشتند.

آنطور که خودش می‌گفت حاضر بودند هرچیزی دلش می‌خواهد به او بدهند تا در عربستان بماند و تبلیغ وهابیت را برای آن‌ها بکند. آن‌ها تا آن زمان نمی‌دانستند که مالکوم شیعه شده است. وقتی پیش من در دبی آمد تمام وسایل شخصی‌اش را در یک کوله پشتی ریخته بود و چمدانی که به همراه داشت تمام از کتاب پر شده بود کتاب‌های مختلفی در مورداسلام، شیعه و اهل بیت.

عده‌ای نمی‌خواستند فعالیت مالکوم پیشرفته‌تر شود
وی افزود: مالکوم زندگی سختی داشت سختی زندگی آن‌ها از زمان پدر پدربرزگش شروع شده بود که یک پدر روحانی مسیحی بود و به خاطر مبارزه با نژاد پرستی کشته شد. تا پدربزرگش مالکوم ایکس که نهایتا معلوم نشد چطور و توسط اف بی آی و یا سی آی ای کشته شده است. به هرحال معمولا اف بی آی و سی آی ای در همه این قتل‌های مشکوک دست دارد.

آنچه من از مالکوم فهمیدم این بود که طرز فکرش از سنش بسیار جلوتر بود. زیرا پدربزرگش وقتی از زندان درآمد و شروع به تبلیغ اسلام کرد ۳۵ سال سن داشت. و از همان جا انقلابی بزرگ را آغاز کرد. اما مالکوم همین کار را در کار ۲۶ سالگی آغاز کرد او واقعا به همین دلیل کشته شد. چون عده‌ای نمی‌خواستند فعالیتش پیشرفته‌تر شود. مالکوم وقتی ۱۱ ساله بود به خاطر آتش سوزی که درخانه مادربزرگش اتفاق افتاد او را از دست داد و مالکوم را در همان سن به زندان جوانان می‌برند تعریف می‌کرد در زندان بسیاری از پلیس‌ها سفید پوستان ضد سیاه پوست بودند. و این نشان می‌داد تفکر دولت آمریکا چیست و مقصودش از افراد داخل زندان و سیاه‌ها و زندانیان مکزیکی چیست.

گلزاری با اشاره به زندانی شدن‌های متعدد مالکوم شباز گفت: او در سن نوجوانی به خاطر آشنایی با برخی گروه‌های بد روزی صد دلار در سن ۱۵ سالگی می‌دزدد و فقط به همین به این خاطر او را سه سال به زندان می‌برند دفعه آخر نیز به دلیل اینکه نصفه شب در کوچه صدای جیغ و داد دختری را می‌شوند و می‌فهمد پسری قصد تجاوز به او را دارد آن پسر را به شدت کتک می‌زند به همین دلیل مالکوم را دادگاهی می‌کنند درحالی که او انتظار داشت دختر برای شهادت در دادگاه حاضر شود اما پدر دختر به خاطر آبرو این اجازه را به او نمی‌دهد. به همین دلیل مالکوم نیز سه یا چهار سال به زندان می‌رود. یکی از مسلمانانی که شاعر نیز بود با مالکوم آشنا می‌شود و مالکوم از طریق او شیعه می‌شود.

دو هفته قبل از شهادتش در فیس بوک اعلام کرده بود خیلی‌ها در تعقیب او هستند

وی با اشاره به حضور مالکوم شباز در سوریه گفت: بعد از قبول مکتب تشیع مالکوم هرجور که می‌تواند پول جمع می‌کند و به سوریه می‌رود تا در حوزه علمیه دمشق به تحصیل بپردازد اما فقط به اندازه بلیت پول داشت به همین دلیل در دمشق سرگردان مانده و شروع به دعا می‌کند تا راهی برای ورود به حوزه پیدا کند. همان موقع یکی از روحانیون شیعه در مقابل او حاضر می‌شود و مالکوم از او کمک می کند او نیز مالکوم را به دفتر مدیریت حوزه علمیه دمشق می‌برد و تا زه مشخص می‌شود آن روحانی مدیر یکی از آن حوزه‌هاست.

او بعد از ۸ یا ۹ ماه دوباره به آمریکا باز می‌گردد تقریبا دو هفته قبل از شهادتش در فیس بوک و در دیگر شبکه‌ها اعلام کرده بود خیلی‌ها در تعقیب او هستند. دولت آمریکا چنانچه سعی کنند کسی را بکشند اول تلاش می‌کند آبرویش را ببرد تا مردم او را بعد از مرگ به عنوان شهید نشناسند در مورد مالکوم هم همین شد. اوایل که از خبر شهادتش خبری نبود تا اینکه خانم مرضیه هاشمی در شبکه پرس تی وی شهادت او را اعلام کرد و بعد از آن تمام جهان خبر را اعلام کردند. اما رسانه‌های وابسته به آمریکا سعی کردند موضوع را آنطور که خود می‌خواهند مخابره کنند به همین دلیل گفتند طبق بررسی ها او در مکزیک وارد یک بار شده بود و به خاطر برخی دخترها و مشروب‌هایی که درآنجا خورده بود دعوایش شده و در این درگیری کشته شد. درحالی که همه آنهایی مالکوم را می‌شناسند می‌دانند چنین چیزی امکان ندارد.

مالکوم شباز تا یک هفته قبل از سالگردش سنگ قبر نداشت

گلزاری با اشاره به اذیت و آزار اف بی آی در آمریکا برای مالکوم شباز و خانواده‌اش گفت: یک سال و نیم قبل از شهادت او اف بی آی دائما با حضورش در مقابل منزل مالکوم و پرس و جوی فراوان بدون هیچ دلیلی از خانواده او را آزار می‌داد و به محض آنکه مالکوم پایش را از زمین آمریکا بیرون گذاشت کشته شد. خیلی طول کشید که جسدش را برگرداندن ابتدا قرار بود در کالیفرنیا دفن شود مراسمش آنجا برگزار شد و مادر و دوستانش هم آمده بودند.

جالب بود که در این مراسم همه گونه آدمی که مالکوم با آنها در ارتباط بودند حضور داشت از سیاه پوست و سرخ پوست گرفته تا هندی‌ها و گروه‌های مختلف آمریکایی. روز آخر مراسم مادرش توانست در نیویورک همانجایی که مادربزرگ و پدربزرگش دفن شده‌اند جایی برای او پیدا کند به همین دلیل به آنجا منتقل شد و بعد از یک هفته به خاک سپرده شد بخاطر بدهی‌هایی که خانواده‌اش به قبرستان داشتند به آنها اجازه داده نشد که برایش سنگ قبر بگذارند من وقتی بعد از سه ماه به آنجا رفتم نتوانستم قبرش را به راحتی پیدا کنم و با دردسر فراوان کمک کردیم تا یک هفته قبل از سالگرد شهادتش اجازه دادند برایش سنگ قبر بگذاریم.

مالکوم شباز وقتی شهید شد یک دختر داشت و همسرش باردار بود. دختر دوم او الآن ۸ ماهه است.

پیامک‌های تسلیت شهادت امام کاظم(ع)


با استفاده از این پیامک‌ها می‌توانید شهادت جانگذار هفتمین ستاره تابناک آسمان امامت، امام "موسی کاظم (ع)" را به دوستان و آشنایان خود تسلیت بگویید.
به گزارش مشرق، با استفاده از این پیامک‌ها می‌توانید شهادت جانگذار هفتمین ستاره تابناک آسمان امامت، امام "موسی کاظم (ع)" را به دوستان و آشنایان خود تسلیت بگویید.
یا حضرت معصومه، ای یادگار زهرا
بزم عزا به پا کن امشب برای بابا
ای شیعیان بیارید عطر و گلاب و قرآن
موسی بن جعفر آزاد، گردد ز کنج زندان
شهادت غریبانه ی امام کاظم-ع تسلیت باد


تا که ما همسفر عشق به افلاک شویم / بارالها!مددی کن که همه پاک شویم
دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان / در جوار حرم عشق همه خاک شویم
شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت


کسی که روح الامین است طایر حرمش
هجوم حادثه بر هم زد آشیانش را
به حبس و بند و شهادت اگر چه راضی شد
به جان خرید بلاهای شیعیانش را . . .
شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت باد


کن روان اشک غم ای شیعه به دامان امروز
تسلیت ده به شهنشاه خراسان امروز
کشته شد موسی بن جعفر ز جفای هارون
زیر زنجیر بلا، گوشه ی زندان امروز


ای بنای حرم عدل و امان را بانی
وی ز رخسار تو آفاقْ همه نورانی
که گمان داشت که با آن همه تشریف و جلال
یوسف فاطمه یک عمر شود زندانی؟
شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت باد


امام کاظم-ع:
هر که خشم خود را از مردم باز دارد،
خداوند عذاب روز قیامت را از او باز می دارد.


سخنی گهربار از هفتمین امام همام و نهمین معصوم مظلوم:
کم گویى ، حکمت بزرگى است، بر شما باد به خموشى
که شیوه اى نیکو و سبک بار و سبب تخفیف گناه است.
شهادتش تسلیت و تعزیت


امشب شب عزای امام عالمین است
دل را هوای قبر غریب کاظمین است
باب الحوائج امشب حاجت روا گردیده
مهدی به یاد جدش، صاحب عزا گردیده
آجرک الله یا بقیة الله


امام کاظم-ع:
بدانید که بهاى تن شما مردم، جز بهشت نیست، آن را جز بدان مفروشید.
شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت باد


کی میام به کاظمین / تا کنم شیون و شین
بعد از اون یه سر برم / سر تربت حسین


غروب غربت آمیخته هفتمین آفتاب ولایت را به تمام آزادگان جهان، تسلیت می گوییم


ای صبر پیشه سرو قامت، ای هفتمین تجلی معجزه کمال! سالروز آزادی‌ات گرامی باد


پسرش نیست ، که تا گریه کند بر پدرش          پس شما گریه بر آن کشته بیداد کنید
نگـذاریـد کـه مـعـصومــه خبــردار شــود          رحـم بـر حـال دل دخـتـر نـاشــاد کنید

 
در پشت ابر، ماه تمام تو تا به کی؟/با پای خسته گرم طلب شیعه تا کجا؟
أین الامام؟ یا حسن عسگری، دخیل/در انتظار سامره توست، کربلا


خدایا بحق امام کاظم (ع)، توفیق کظم غیظ در لحظات
سخت امتحان را به همه ما عطا بفرما
آمین


فردا که هر کسی به شفیعی برد پناه
چشم تمام خلق به موسی بن جعفر است


از جهان رفته با قلب خسته /نزد زهرای پهلو شکسته
راحت از جور و زنجیر کین شد / خاک غم بر سر مسلمین شد
شهادت امام موسی کاظم تسبیت باد

15 راهکار برای دور زدن قبض برق


راهکارهای مختلفی برای کاهش هزینه قبض برق وجود دارد که به آنها کمتر اشاره شده است.
به گزارش گروه اجتماعی مشرق، با نزدیک شدن به فصل تابستان، علاوه بر مصرف آب میزان مصرف برق هم بسیار بالا می‌رود و هشدارهایی برای صرفه‌جویی در آن به مردم داده می‌شود. هشدارهایی که به نظر می‌رسد آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نمی‌گیرند و حتی جدی گرفته نمی‌شوند.

خنک کننده‌های پرمصرف

هرچه هوا گرمتر می‌شود، کولر‌ها بیشتر کار می‌کنند و این یعنی مصرف برق بیشتر. به خصوص با وجود کولرهای گازی که چند سالی است استفاده از آنها بیشتر باب شده و بسیاری از واحد‌های مسکونی و تجاری ترجیح می‌دهند به جای کولر آبی، از این خنک کننده‌های جدید استفاده کنند که البته بالا رفتن صعودی مصرف برق هم سوغاتی همین کولرهاست!به جز این، روشن گذاشتن مداوم چراغ‌ها و وسایل صوتی و تصویری و لوازم برقی دیگر، باعث شده است که ایران یکی از پر مصرف‌ترین کشورهای دنیا در حوزه برق باشد. طبق آمارها ایران هجدهمین کشور پرمصرف برق جهان است. یعنی ایرانی‌ها به طور متوسط ۲۰۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون کیلووات ساعت در سال برق مصرف می‌کنند آماری که چند برابر کشورهای توسعه یافته‌ای چون سوئد و آلمان است.

واقعیت این است که خشکسالی و کمبود آب روی دیگری هم دارد و آن کاهش میزان تولید برق در نیروگاه‌های کشور است. با کاهش شدید ذخیره آب در پشت سدهای کشور، تولید برق در نیروگاه‌های برق ـ آبی کشور هم کمتر می‌شود و این در مقابل بالا رفتن میزان مصرف برق در همین فصل قرار می‌گیرد و به این ترتیب کشور را با کمبود برق مواجه می‌کند. قیمت پایین برق در کشور در طول سال‌های گذشته و از ابتدا، باعث شده که بسیاری از مردم توجه چندانی به صرفه جویی در مصرف آن نداشته باشند اما واقعیت این است که در صورت بالا رفتن بیش از اندازه مصرف برق در کشور و به خصوص در روزهای گرم سال، خاموشی خانه‌های همه مردم را تهدید می‌کند!

صرفه‌جویی سخت نیست

درست است که مصرف برق در واحدهای تجاری و کشاورزی هم بسیار بالاست و آنها در ایجاد این بحران نقش دارند اما صرفه جویی در میان مشترکان خانگی برق، تاثیر زیادی در حل این بحران دارد. از طرفی مصرف بی رویه و استفاده نادرست از وسایل مصرف‌کننده انرژی، سالانه ۵ میلیارد دلار هزینه در بر دارد و صرفه جویی این بار را از روی دوش کشور برمی دارد. در واقع با راه‌های بسیار ساده‌ای که بسیاری از ما از آنها آگاهی نداریم یا به آن توجه نمی‌کنیم، می‌توانیم به کاهش مصرف برق در کشور و حل این بحران کمک کنیم:

۱ـ دمایی که یک شخص در محیط بسته و بدون استفاده از وسایل سرمایشی در تابستان احساس راحتی کند، بین ۲۴ تا ۲۶ درجه سانتی گراد تعریف شده. هر وقت دمای خانه شما به این درجــــه رسید، وسایل خنک کننده را خاموش کنید. برای اطلاع از این دما می‌توانید یک دماسنج ساده در خانه داشته باشید.

۲ـ در خانه با نصب پرده‌های ضخیم‌تر سایه ایجاد کنید تا گرما کمتر وارد خانه شود. استفاده از پنکه به ویژه از نوع سقفی آن به دلیل ایجاد جریان هوا در اتاق، محیط را چهار درجه و یا بیشتر خنک می‌کند و تنها به اندازه یک لام‍پ ۱۰۰ واتی انرژی مصرف می‌کند.

۳ـ در ایران پیک مصرف برق در روز بین ساعت‌های ۱۱ تا ۱۵ و در شب از اذان مغرب و عشا تا ساعت ۲۳ است. سعی کنید در این ساعات از لوازم برقی پر مصرف مانند ماشین لباسشویی و ظرفشویی، اتو و جاروبرقی استفاده نکنید.

۴ـ فکر نکنید تلویزیون‌ها کم مصرفند. بسیاری از تلویزیون‌های جدید، شارژرها و وسایل الکترونیکی در زمانی که خاموش بوده اما به پریز برق اتصال دارند، انرژی مصرف می‌کنند. اگر زمانی که از این وسایل استفاده نمی‌کنید، آنها را از پریز برق جـــــــدا کنید، بیش از ۵۰ وات صرفه جویی می‌کنید. وقتی به مسافرت می‌روید یا چند روزی در خانه نیستید، همه وسایل برقی به جز یخچال و فریزر را از برق بکشید.

۵ـ حتی الامکان در طول روز از نور طبیعی استفاده کنید و لامپ‌ها را روشن نکنید.

۶ـ برای انجام کارهای ظریف (خیاطی ـ بافتنی ـ کارهای دستی )‌و مطالعه که به نور بیشتری احتیاج دارند، به جای افزایش میزان روشنایی سقفی، از نورهای موضعی مانند چراغ مطالعه و آباژور و… استفاده کنید.

۷ـ تمیز کردن مرتب لامپ‌ها و حباب‌ها باعث افزایش نوردهی آنها می‌شود‌، بهتر است نظافت آنها را نیز در امور منزل وارد کنید.

۸ـ شعار لامپ اضافی خاموش شاید تکراری به نظر برسد اما بسیاری از ما آن را رعایت نمی‌کنیم. پس وقتی از اتاقی استفاده نمی‌کنید، لامپ آن را حتما خاموش کنید.

۹ـ استفاده از لامپ‌های کم مصرف نقش بسیار زیادی در کاهش مصرف برق دارند و از طرفی این لامپ‌ها گرما تولید نمی‌کنند و خانه را گرم نمی‌کنند. به همین دلیل هم لازم نیست بیش از حد از کولر و وسایل خنک‌کننده استفاده کنید. به خصوص برای لوسترهای چند شاخه بهتر از است از این لامپ‌ها استفاده کنید. با انواع جدید این لامپ‌ها که در بازار عرضه شده است، دیگر لازم نیست نگران نامناسب شدن ظاهر لوسترتان باشید چون کاملا شبیه لامپ‌های عادی هستند و البته بسیار بیشتر از لامپ‌های معمولی عمر می‌کنند.

۱۰ـ لامپ‌های بیرونی مانند حیاط و راهرو را مداوم روشن نگذارید. از سنسورهای حرکتی و صوتی برای روشن کردن این لامپ‌ها استفاده کنید تا با حضور افراد در محیط روشــن شده و سپس خاموش شوند و بی دلیل روشن نمانند.

۱۱ـ برای شستن لباس با ماشین لباسشویی از آب گرم استفاده کنید چون ۷۵درصد برق مصرف شده توسط ماشین لباسشویی صرف گرم کردن آب می‌شود.

۱۲ـ در هنگام خرید لوازم برقی به برچسب انرژی آنها و مقدار مصرف شان توجه کنید.

۱۳ـ عایق کردن خانه تاثیر زیادی در مصرف بهینه انرژی و جلوگیری از هدررفتن آن دارد. با استفاده از درزگیر برای پنجره‌ها و درها و پنجره‌های دو جداره می‌توانید هم در مصرف برق و هم گاز صرفه جویی کرده و زمستان و تابستان دمای متعادلی در خانه ایجاد کنید.

۱۴ـ اگر از آب گرمکن‌های دیواری یا پکیج استفاده می‌کنید، زمان حمام کردن‌تان را کمتر کنید تا این وسایل برای گرم کردن آب از برق کمتری استفاده کنند.

۱۵ـ بسیاری از وسایل برقی وقتی دچار مشکلاتی مانند اتصالی می‌شوند، برق بیشتری مصرف می‌کنند. وسایل برقی را مدام بررسی کنید و اگر نیاز به تعمیر دارند، سریع‌تر آنها را تعمیر کنید. بسیاری از وسایل برقی قدیمی نسبت به مدل‌های جدید پر مصرف‌تر هستند. پس وسایل قدیمی را با جدیدتر‌ها تعویض کنید.


مخاطبان محترم گروه اجتماعی مشرق می توانند اخبار، مقالات و تصاویر اجتماعی خود را به آدرس shoma@mashreghnews.irارسال کنند تا در سریع ترین زمان ممکن به نام خودشان و به عنوان یکی از مطالب ویژه مشرق منتشر شود. در ضمن گروه اجتماعی مشرق در صدد است با پیگیری مشکلات ارسالی شما از طریق کارشناسان و مشاوران مجرب پاسخی برای ابهامات مخاطبان عزیز بیابد.

منبع: اطلاعات

کشوری ناقض حقوق بشر است که 450 میلیون وبسایت پورن دارد


امروزه غرب به نئوپاگانیسم (کفرکیشی جدید) خود افتخار می‌کند. اما اسلام و قرآن هرگز با دین مخالف نبوده است اما در عین حال می‌فرماید الهی اعوذ بک من علم لاینفع. چه علمی نفع نمی‌دهد؟ علمی که براساس متدولوژی است لاینفع است؛ این یک جاهلیت مدرن است و یک رخنه علمی و معرفتی است.

گروه جنگ نرم مشرق- عصر روز شنبه، سوم خرداد مصادف با سالروز آزادسازی خرمشهر و روز ملی مقاومت، حسن عباسی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برای ایراد سخنرانی با موضوع «درآمدی بر اعلامیه جهانی حق خدا» در مراسمی که در این دانشکده برگزار شده بود حضور یافت.

این مراسم با پخش خلاصه‌ای از سخنرانی‌های حسن عباسی طی سال‌های گذشته در سالروز آزادسازی خرمشهر آغاز شد و با اجتماع دانشجویان در سالن، مراسم با قرائت قرآن و توضیحات ابتدایی مجری برنامه، شکل رسمی به خود گرفت.

حسن عباسی در دانشگاه تهران:

پس از دعوت مجری از حسن عباسی، وی روی سن قرار گرفته و هنوز جملات خود را آغاز نکرده بود که جمعیت با هیاهوی بی‌جا و بی‌موقع یک نفر متعجب شد. البته این شخص با شعارهای مرگ بر منافق و مرگ بر اسلام آمریکایی توسط حضار به سکوت دعوت شد.

حسن عباسی در آغاز سخنان خود ضمن تبریک سالروز آزادسازی خرمشهر و تبریک پیشاپیش عید مبعث، صحبت پیرامون حق خدا را پیوند زدن میان همین دو عید خواند.

حسن عباسی در دانشگاه تهران:

حسن عباسی ادامه داد: امروز در انگلستان لواط را به صورت رسمی درآورده‌اند و تحت نام حقوق بشر، همین را در ایران پیگیری می‌کنند. آیا حق بشر، همان عمل قبیحی است که یک قوم به نام قوم لوط برایش نابود شد؟

حسن عباسی در ادامه با برقراری شباهت میان منشور حقوق بشر کوروش و اعلامیه حقوق بشر امروزی گفت: اولین بار کوروش با انتشار منشور حقوق بشر زمینه‌ساز گسترش امپراطوری خود شد و قاعده‌اش هم این بود که با دادن آزادی به ملل و تنها گرفتن خراج و مالیات آنان را به زیر سلطه خود درمی‌آورد. اکنون هم ایالات متحده با همین اعلامیه جهانی حقوق بشر به دنبال گسترش امیپریالیسم خود در جهان است؛ زیرا هر تمدنی برای ارشد شدن یک سری قواعد جهان‌شمول را ارائه می‌دهد.

وی افزود: در عالم به طور کل دو حق وجود دارد؛ حق طبیعی و حق الهی. حق طبیعی همان تبیین فیزیکال مناسبات طبیعی است؛ مانند قوانین فیزیک و نیوتون که به آن متدولوژی گفته می‌شود. از این رو هر چیزی به نسبت کارکردی که دارد تعریف می‌شود.

حسن عباسی در دانشگاه تهران:

حسن عباسی با اشاره به ماجرای یک پدر اتریشی که چندین سال قبل دختر خود را در خانه زندانی کرده و از او چندین فرزند به دنیا آورده بود گفت: وقتی این پدر را بازداشت کردند و فقط به دلیل زندانی کردن دخترش در خانه او را محاکمه کردند و نه به خاطر برقراری رابطه نامشروع. در آن زمان بحثی حقوقی در گرفت با این موضوع که این مرد به لحاظ مسائل بایولوژیکی و فیزیکی کار اشتباهی انجام نداده است و از نظر حق طبیعی کاملا درست است. این‌ها درمورد پرستش هم همین نظر را دارند.

حسن عباسی در ادامه گفت: اساسا متدولوژی در مورد پرستش می‌گوید هر چیزی که می‌خواهی بپرستی را بپرست. امروز غربی‌ها برای هر موضوع این چنینی یک حق تولید می‌کنند. امروز آمریکا 450 میلیون وب‌سایت پورن دارد که 89 درصد کاربران آن آمریکاییان هستند. این برنامه‌ها با اندیشه داروین و فروید تئوریزه می‌شود. چرا؟ چون حق طبیعی است. اصالت لذت هم همین‌جا تعریف می‌شود. مادامی که چیزی نفع داشت، لذت داشت سود داشت، آزاد است.

حسن عباسی در دانشگاه تهران:

حسن عباسی در ادامه می‌افزاید: اقتصاد این‌ها هم همین وضع را دارد و اساتید دانشگاه‌های ما می‌گویند این‌ها مسائل علمی است و دین حق دخالت ندارد. اگر اینگونه پیش برود، فردا متخصصین خانواده هم می‌توانند بگویند که مسائل جنسی علم است و دین حق دخالت در آن را ندارد.

حسن عباسی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروزه غرب به نئوپاگانیسم (کفرکیشی جدید) خود افتخار می‌کند. اما اسلام و قرآن هرگز با دین مخالف نبوده است اما در عین حال می‌فرماید الهی اعوذ بک من علم یا ینفع. چه علمی نفع نمی‌دهد؟ علمی که براساس متدولوژی است لاینفع است؛ این یک جاهلیت مدرن است و یک رخنه علمی و معرفتی است. امروز بنیان حقوق بشر بر حقوق طبیعی گذاشته شده است.

رئیس اندیشکده یقین در ادامه گفت: از سویی دیگر اما حق الهی می‌گوید تو نیروی پرستش داری اما نباید هر چیزی را بپرستی. جهتش مهم است. قبله‌مدار بودن مهم است.

حسن عباسی در دانشگاه تهران:

حسن عباسی در ادامه با اشاره به داستان حضرت ابراهیم نبی و شکستن بت بزرگ و گلستان شدن آتش برای وی کار این حضرت را آسان‌تر از کاری که پیامبر اسلام (ص) کرد دانست چرا که در صدر اسلام بت‌ها به درون خانه کعبه نفوذ کرده بودند و هم‌چنین کار امام زمان (عج) را سخت‌تر از پیامبرمان (ص) دانست چرا که امام زمان (عج) باید بت‌هایی که ما در باورهای خود ساخته‌ایم را بشکند.

ایشان در ادامه افزود: غرب در مسئله حقوق بشر زمین و قواعد خود را تعریف کرده است و بازی در زمین آنها و با قواعد آنها اشتباه است بلکه باید زمین و قواعد خود را برای این مسئله تبیین کنیم. اگر امروز حسن باقری‌ها و همت‌ها بودند به جای فتح شهرهای اشغال شده باورهای مردم را فتح می‌کردند.

حسن عباسی در دانشگاه تهران:

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز افزود: اکنون با این توضیح دو دسته اعلامیه حقوق به وجود می‌آید؛ حقوق بشر مبتنی بر حق طبیعی و متدولوژی، و همچنین حق الهی مبتنی بر وحی. خداوند در قرآن به دوری از ربا اشاره فرموده در حالی که اکنون در کره زمین به دلیل استفاده از نظام مالی ربوی، 52 تریلیون دلار بدهی وجود دارد و این در حالی است که کل درآمد کره زمین 45 تریلیون دلار است.

حسن عباسی ادامه داد: اعلامیه حق خدا 3 فصل دارد: نخست حق خدا در نسبت با بشر. بدانید که در اعلامیه حق خدا، خدا هیچ نفعی ندارد. تمامی این کار را بکن و آن کار را نکن‌ها حد خداست. حق خدا همان حد خداست. لا تقربوا الواحش، ربا، زنا و ... همه حدود الهی هستند. دوم آنکه محیط زیست انسان اعم از زمین و فضا و دریا همگی باید مورد احترام باشند و حفظ شوند زیرا فرمود ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس. انسان امروز شیره جان زمین را می‌کشد و هوا را آلوده می‌کند و فساد را حتی به دریا هم کشانده است. و سوم آنکه حق نباتات و حیوانات بخشی از حق خداست. آیه 112 سوره توبه والحافظون لحدودلله را برای مومنینی آورده است که حد خدا و حق خدا را رعایت می‌کنند.

کشوری ناقض حقوق بشر است که 450 میلیون وبسایت پورن دارد

حسن عباسی گفت: قرآن می‌فرماید قتل نفس نکنید. اما تا کنون تمدن غرب و مدرنیته چه کرده است؟ در طی 3 سال 200 هزار نفر را در سوریه به قتل رسانده است. در یک قرن 125 میلیون نفر را به قتل رسانده است که فقط 52 میلیون نفرش در طول جنگ جهانی دوم بود. آن‌هایی که از هولوکاست دم می‌زنند اگر چنین اتفاقی افتاده باشد چه کسی این کار کرده؟ مسیحیت پروتستان یا اسلام؟ چه کسانی شیره جان آفریقا را در این چند قرن اخیر مکیدند؟ دهه 1990 در بیانیه‌ای به نام بیانیه غنا که یک سند بین‌المللی است، خودشان اعلام کردند که مجموعا 777 تریلیون دلار سرمایه را از آفریقا دزدیده‌اند تا با آن کشورهای مثلا پیشرفته خودشان را بسازند. هنوز سهم قاره آسیا محاسبه نشده است. امروز آمریکا و غرب به قدرت رسیده چون در 400 سال گذشته دستش در جیب دیگران بوده. در این میزان 777 هزار میلیاردی سهم انگلیس به تنهایی 185 تریلیون پوند است. این حرفی است که نایل فرگوسن در کتاب امپراطوری می‌زند. غرب با حرف‌های دکارت و جان و لاک و غیره رشد نکرد بلکه با سفرهای تاسمانی و کریستف کلمب و ... رشد کرد. این‌ها هیچ وقت در رسانه‌ها و دانشگاه‌های ما گفته نمی‌شود.

حسن عباسی در ادامه افزود: هر روش و متدی را که در علم داریم باید غشایی روی آن کشیده شود به نام غشای ارزش. حقنه می‌کنند که هنر برای هنر؛ علم برای علم؛ تفکر برای تفکر و ... در حالی که خودشان هیچ کدام از اینها را برنمی‌تابند. اگر علم برای علم مطرح است چرا دانشمندان اتمی ما را می‌کشید؟ در هنر برای هنر اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی می‌کنند. چطور می‌گویید هیچ چیز مقدسی وجود ندارد ولی حقوق بشر شما مقدس است؟

حسن عباسی در دانشگاه تهران:

رئیس اندیشکده یقین افزود: امروز در فقه مترقی شیعه اگر کسی دوجنسی باشد به صورت کاملا قانونی می‌تواند مشکلش را در بیمارستان‌ها حل کند اما اگر مشکل شما همان مشکل قوم لوط است جمهوری اسلامی به شما فضای عرض اندام نمی‌دهد. شما می‌خواهید ما را شرمنده کنید؟ شما خودتان باید پاسخ آن 777 هزار میلیارد دلار را بدهید.

وی ادامه داد: در انجیل و در قرآن آمده است که به زنا نزدیک نشوید. تمدنی که 450 میلیون وب‌سایت پورن راه‌اندازی کرده آیا حق دارد که بیاید درمورد اخلاق حرف بزند؟ شما متهم هستید. همانطور که پیامبران گفتند فتقوالله و اطیعون ما هم به شما می‌گوییم به چه حقی 450 میلیون وب‌سایت پورن راه می‌اندازید و بعد شما ما را متهم می‌کنید که چرا به هم‌جنس‌بازان میدان نمی‌دهید؟

حسن عباسی در دانشگاه تهران:

وی افزود: قرآن می‌گوید اگر به زنا نزدیک شوید حرث و نسل شما یعنی زن و فرزندان شما به هلاکت کشیده می‌شوند. به آمار وحشتانک تعداد کودکان زنازاده جهان که خود سازمان ملل منتشر کرده نگاه کنید و میزان پاکی کشورهای اسلامی را در همین سند ببینید.

حسن عباسی در ادامه افزود: باید سجده شکر در پیشگاه خدایی گذاشت که چنین پیامبری را فرستاد که پیروان او در یک کشور 80 میلیون نفری اجازه تاسیس حتی یک وب‌سایت مستهجن را نمی‌دهد. چرا تمام علومی که تمدن غرب دارد نتوانسته جامعه‌اش را تصفیه و پاک کند؟ از همین دانشکده حقوق دانشگاه تهران کسی می‌آید که می‌تواند خرمشهر را آزاد کند و دانشگاه تهران تا ابد می‌توان به خودش ببالد برای چنین موجودی. زیرا حسن باقری آنقدر در دوران نوجوانی و کودکی از لحاظ فکری و روانی پاک بود که حکمت از قلبش به زبانش جاری شد.

حسن عباسی در دانشگاه تهران:

حسن عباسی در بخش‌ پایانی صحبت‌های خود خطاب به ایالات متحده گفت: هر چه که کنید خداوند ربا را به محاق می‌برد و خواه ناخواه شما در حال آب شدن هستید. دلار شما در حال فروپاشی است و امروز در ایران جنبش مبارزه با ربا در حال همه گیر شدن است. امروز قوه قضاییه با اقتدار یکی از همین دزدان را به دار آویخت و ما از این قوه حمایت می‌کنیم.

حسن عباسی ادامه داد: دلار آمریکایی امروز در حال فروپاشی است و این فروپاشی دلار را ایران شروع کرد. بعد از آن روسیه و چین و بعد ژاپن هم جرات پیدا کردند و به این جرگه پیوستند که دلار را مانند ایران از معاملات خود کنار بگذارند. کار خوبی که این دولت در ماه‌های اخیر انجام داد همین بود.

این استاد دانشگاه پس از پایان صحبت‌هایش با بدرغه گرم دانشجویان سالن را ترک کرد.

عکس: سهیل صحرانورد

مطالب مرتبط

وقتی امیرالمؤمنین تکفیری با امیرالمؤمنین تکفیری می‌جنگد!


حالا، بغدادی در مقابل ملا محمد عمر قرار دارد. «امیرالمؤمنین» در برابر «امیرالمؤمنین». بدین ترتیب، بغدادی دشمنش را مشخص می‌کند، او جولانی وظواهری را رد کرده و به شیخ بزرگ‌تر آنها رسیده است.
گروه بین‌الملل مشرق - جریان موسوم به «جهاد جهانی» چند پاره شد. سازمان القاعده حالا شده است دو القاعده و امارت جهاد، حالا دو رأُس دارد و مؤمنین جهادی، به جای یک امیرالمومنین حالا دو امیرالمؤمنین دارند. یکی دوهفته‌ی پیش هم «بیعت خراسانی» آخرین میخ را بر تابوت مصالحه بین «برادران جهادی» کوبید. حالا دیگر کار از کار گذشته و جنگ آغاز شده است، نه فقط بین داعش و النصرة در سوریه، بلکه بین داعش و القاعده در امتداد میادین جهاد جهانی.

وقتی امیرالمؤمنین تکفیری با امیرالمؤمنین تکفیری می‌جنگد!/ در حال ویرایش
به نوشته‌‌ی رضوان مرتضی (از کارشناسان گروه‌های تکفیری) در روزنامه‌ی الاخبار، چندی پیش بود که 9 نفر از امرای سازمان القاعده در افغانستان و ترکمنستان و پاکستان [یعنی مناطقی که به اصطلاح جهادی، خراسان بزرگ خوانده می‌شود] با امیر «دولت اسلامی عراق و شام» ابوبکر البغدادی به عنوان «امیرالمؤمنین» بیعت کردند. این بیعت به نام «بیعت خراسانی» معروف شد. این اسم را خوب به خاطر بسپارید، این نقطه‌ی تحولی است که درگیری محصور در میدان سوریه بین بغدادی و شیخ اَیمَن الظواهری را تبدیل به نبردی نامحدود در سراسر جهان اسلام می‌کند.

هنوز چند روزی از این ماجرا نگذشته بود که سخنگوی رسمی داعش، ابومحد العدنانی، باز در رسانه‌ها ظاهر شد تا اعلام کند «القاعده از مسیر صحیح منحرف شده است» و در ادامه بیفزاد که «اختلاف [داعش و القاعده] بر سر کشتن فلان کس یا بیعت با بهمان کس نیست، بلکه درگیری بر سر دینی است که ناموزونش کرده‌اند و مسیر و روشی است که انحرافش داده‌اند.»

اینجا نقطه‌ی جدایی است. این قضیه را چندی پیش از رخ دادنش، ابوعلی الانباری مشاور امیر داعش در یکی از جلسات مصالحه بیان کرده و به وضوح کفته بود: «یا ما آنها [تکفیری‌های مخالف داعش] را نیست و نابود و از روی زمین محو می‌کنیم یا آنها ما را نیست و نابود می‌کنند و از روی زمین برمی‌دارند.» راجع به چیزی که می‌گفته کاملا مطمئن بوده و این جمله را سه بار تکرار کرده است.

وقتی امیرالمؤمنین تکفیری با امیرالمؤمنین تکفیری می‌جنگد!/ در حال ویرایش
در همین چارچوب است که 9 امیر القاعده (بیعت کنندگان بیعت خراسانی) حالا ابوبکر البغدادی را مشخصا در مقابل ملا محمد عمر [رهبر طالبان که تکفیریون با او به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کرده بودند] قرار داده‌‌اند. حالا بغدادی در مقابل رهبر طالبان قرار داده شده است، یعنی کسی که برای اولین بار [از طرف تکفیریون معاصر] حائز لقب «امیرالمؤمنین» شد، در رأس «دولت اسلامی» که طالبان در افغانستان ایجاد نموده بود.

این‌ها تصمیم دارند القاعده را از رأس بزنند. برخی از همین قبیل افراد می‌گویند عظمت نمادین القاعده «امری مربوط به گذشته‌هاست و عظمت‌های امروز را سربازان دولت [اسلامی عراق و شام] می‌سازند.»

در همین راستا بد نیست یادآوری کنیم که ملا محمد عمر، امیر امرای القاعده است که هم اسامه بن لادن و هم ایمن الظواهری با او بیعت کرده بودند. او همان کسی است که در دوره‌ی او و بعد از آنکه درخواست آمریکا برای تحویل دادن بن لادن و دیگران را رد کرد، افغانستان ویران شد.

وقتی امیرالمؤمنین تکفیری با امیرالمؤمنین تکفیری می‌جنگد!/ در حال ویرایش
ملا محمد عمر
پس حالا، بغدادی در مقابل ملا محمد عمر قرار دارد. «امیرالمؤمنین» در برابر «امیرالمؤمنین». بدین ترتیب، بغدادی دشمنش را مشخص می‌کند، او جولانی و ظواهری را رد کرده و به شیخ بزرگ‌تر آنها رسیده است. به رغم شایعاتی که پیرامون کشته‌شدن ملاعمر به وجود آمد (خصوصا پس از قطع شدن اطلاعات مرتبط با او پس از حمله‌ی آمریکا به افغانستان) ولی دلایل و داده‌های اطلاعاتی خلاف این را نشان می‌دهد.

درست در سالگرد حملات یازدهم سپتامبر در سال 2012 یعنی همین سال گذشته بود که ظواهری در پیامی با تمجید از ابویحیی الییبی (نفر دوم سازمان القاعده که به تازگی کشته شده بود) صریحا و علنا گفت: «در اینجا خبر شهادت شیر لیبی، شیخ حسن محمد قائد را به خدمت امت اسلامی و مجاهدین و امیرالمؤمنین ملا محمد عمر و مجاهدین در لیبی اعلام می‌‌کنم.»

آتش فروزان جنگ بین جبهة النصرة و دولت اسلامی عراق و شام در سوریه، هیچ چیزی کم نداشت الا همین بیعت خراسانی را! این بیعت که رسانه‌های اینترنتی جهادی خصوصا «شبکه‌ی شموخ الاسلام» آن را مدام دهن به دهن می‌چرخانند، بر روی آتش جنگ بین این دو گروه بنزین بیشتری ریخت.
وقتی امیرالمؤمنین تکفیری با امیرالمؤمنین تکفیری می‌جنگد!/ در حال ویرایش
یکی از رهبران گروه‌های جهادی در گفتگو با الاخبار، این بیعت را کم اهمیت خوانده و می‌گوید: «فقط یک چند نفری هستند که اعلام بیعت کرده‌اند. ولی قضیه از طرف رسانه‌ها بزرگنمایی شده است.» و ادامه می‌دهد: «این 9 نفری که بیعت کرده‌‌اند نه جزو رهبرانند و نه مسئولیت قابل ذکری دارند.» این حرف درحالی است که می‌دانیم این 9 نفر عبارتند از شیوخ: ابوعبیدة اللبنانی، ابوالمهند الاردنی، ابوجریر الشمالی، ابوالهدی السودانی، عبدالعزیز المقدسی (برادر ابومحمد المقدسی: استاد زرقاوی و از مشهورترین مفتیان تکفیری)، عبدالله البنجابی، ابویونس الکردی، ابوعائشة القرطبی و ابومصعب التضامنی.

در مقابل، کسانی هستند که معتقدند این بیعت مثل دیگر بیعت‌ها نیست [و به اصطلاح، این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها نیست!] برخی افراد پیگیر شئون گروه‌های جهادی می‌گویند: «این بیعت، نوعی رفراندم درباره رهبری جهاد جهانی است.» به قول این دسته، این بیعت‌کنندگان بر آمده از «بذر اولی هستند که در بین‌النهرین در دوران ابومصعب الزرقاوی کاشته شد.» در آن روز، گروه‌ جهادی او به اسم «جماعت توحید و جهاد در بین‌النهرین» معروف بود.

چندی بعد امیر این گروه یعنی زرقاوی، با بن لادن بیعت کرد. اینها معتتقدند که در اولین جرقه‌های تاسیس «دولت اسلامی عراق» زرقاوی نقشی اساسی داشت، یعنی کسی که اصحاب «بیعت خراسانی» او را سازنده‌ی هسته‌ی اولیه و پدر «دولت اسلامی» می‌شمارند که حالا گسترش پیدا کرده و تبدیل شده است به «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش).

وقتی امیرالمؤمنین تکفیری با امیرالمؤمنین تکفیری می‌جنگد!/ در حال ویرایش
در نامه‌ی بیعت، این نه فرمانده، مراحل جهاد در عراق ضد هجوم آمریکایی‌ها از سال 2003 را ذکر کرده و با یادآوری تجربه‌ی «جماعت توحید و جهاد» به فرماندهی زرقاوی که از عراق با شیخ اسامه بن لادن در خراسان بیعت نمود به بحث کشته شدن زرقاوی در سال 2006 رسیده و سپس اشاره کرده‌‌اند به جانشین شدن ابوحمزة المهاجر در امارت سازمان القاعده در عراق به جای زرقاوی. این قضیه درست همزمان بود با اعلام تشکیل «دولت اسلامی در سرزمین عراق» توسط ابوعمر البغدادی. و چنین بود که ابوحمزة المهاجر با او بیعت نمود تا بدین ترتیب شاخه‌ی القاعده در عراق منحل شده و در «دولت اسلامی عراق» ادغام گردد.

چندی بعد، ابوعمر البغدادی و وزیر جنگش ابوحمزة المهاجر کشته شدند و ابوبکر البغدادی به رهبری «دولت اسلامی عراق» رسید، مسئله‌ای که با خرسندی بن لادن و ظواهری مواجه گردید که به قول نویسندگان نامه «کمک‌کاری برای جهاد جهانی» بود و «[این دولت] مورد مدح و ثنای گسترده‌ی شیخ عطیة الله و شیخ ابویحیی اللیبی هم قرار گرفت.» در ادامه‌ی نامه، نه نویسنده‌ سیر جریانات را تا آغاز حوادث سوریه دنبال کرده‌‌اند، وقایعی که بر مبنای آن «بر دولت اسلامی عراق واجب شد تا دستش را برای یاری برادران خود دراز کند تا توطئه‌ی دو ارتش را در سوریه به شکست بکشانند، ارتش نظام سوریه و ارتش آزاد سوریه.»

این نه فرمانده در نامه‌شان از خراسان آورده‌اند که بعد از گسترش «دولت»، «نیروهای کفر و ارتداد شروع کردند به پاشیدن بذر اختلاف از طریق ایجاد گروه‌های جدید آن هم با اسم های خوش آب و رنگ اسلامی تا مانع و رادعی در مسیر دولت اسلامی باشند.»

این 9 نفر بدون اسم بردن از ظواهری و جبهة النصرة به انتقاد از آنها پرداخته و این ایراد را به آنها گرفته‌‌اند که «این جماعت، جرئت اجرای حدود الهی ضد کسی که خلاف شرع مرتکب شود را ندارند و آن را با دلیل اصطکاک پیدا نکردن با مردم یا نداشن «قدرت و تمکّن [یعنی توانایی بالفعل تشکیل حکومت] توجیه می‌کنند.»

وقتی امیرالمؤمنین تکفیری با امیرالمؤمنین تکفیری می‌جنگد!/ در حال ویرایشاینها این ایراد را به ظواهری گرفته‌اند که «با وجود اثبات ارتداد مرسی حتی نزد کسانی که اندک فهمی دارند، هنوز او را مسلمان نشان می‌‌دهد» و اینکه ظواهری ژست یک سیستم «دَعَوی جدید» را گرفته است [یعنی سیستمی که فعالیتش به جای اقدامات عملی، و اجباری، مبتنی است بر «دعوت مردم». این از طرف تکفیری ها امری زشت و کفرآمیز محسوب می‌شود!] این 9 نفر این ایراد را به ظواهری گرفته‌‌اند که صحبت‌هایش «یک سری صحبت سیاسی دَعَوی است و اشاره‌ای به لزوم سلاح به دست گرفتن ندارد. ضمن آنکه اصطلاحات جدیدی به کار می‌برد که خیلی بیش از اصطلاحات شرعی تأویل بردار است.»

سپس این انتقاد را مطرح کرده‌اند که ظواهری «در سخنانش رو به ملت‌های عربی کرده و بهار عربی را به آنان تبریک گفته است و طنطاوی و قرضاوی را علمای اسلامی نشان داده است.» دیگر انتقاد این افراد از ظواهری آن است که «از دولت اسلامی [عراق و شام] برائت جسته است، دولتی که دین را بر پا کرده و خواستار آموزش توحید به مردم و اعلام برائت از شرک و از اهل شرک شده است و نماد اعلای ایجاد مساوات و عدل بین مردم به حساب می‌آید.»

این 9 فرمانده القاعده در خاتمه بیعت‌نامه‌شان آورده‌اند: «ما از تأخیرمان در اظهار حق، توبه می‌کنیم و آنچه با خدا مخالفت کردیم و فاسد کردیم را بدین ترتیب اصلاح می‌نماییم و می‌گوییم که به آن افساد رضایت نداریم. به همین دلیل این متن را خطاب به امت نوشتیم و از خدا عذر می‌خواهیم.

بدین ترتیب به صراحت اعلام می‌کنیم که حق با دولت اسلامی عراق و شام [داعش] است، دولتی که پرچم اسلام را برافراشته و بدون تعارف احکام خدا را اجرا کرده است و جز خدا نه از کسی می‌ترسد و نه از کسی حساب می‌برد و ما آنان را اینطور می‌بینیم. اگر بر همین مسیر باقی بمانند از طرف ما یاری و تأیید و بیعت دارند، بیعت با امیرش امیرالمومنین شیخ ابی‌بکر البغدادی قریشی بر سمع و طاعة [شنیدن و فرمان بردن] در خوشی و ناخوشی و در سختی و آسانی و بر اینکه در مسئله، با اهلش [یعنی صاحبان فرمان] منازعه نکنیم. و البته اگر این گروه تغییر راه دهد ما هیچ نسبتی نداریم با آنها الا آنطور که با دیگران کردیم
.»

وقتی امیرالمؤمنین تکفیری با امیرالمؤمنین تکفیری می‌جنگد!/ در حال ویرایش
بدین ترتیب، جنگ بین دولت اسلامی عراق و شام و القاعده دیگر فقط در عرصه‌ی میدانی نیست. نبرد، حالا نبردی نامحدود است. هر طرفی معتقد است که حق با اوست. حتی سران دولت، اقدام به یادآوری وقایع گذشته کرده‌اند. زخم های گذشته را باز هم باز کرده‌اند و شروع به بحث کرده‌اند پیرامون اختلاف بین زرقاوی و ظواهری در سال 2005. اینا معتقدند «ظواهری از همان روز اهل سستی کردن بود. او [ظواهری] نه تنها عوام رافضی‌ها [شیعیان و پیروان اهل بیت] را تکفیر نمی‌کرد [البته ظواهری شیعیان را کافر میداند فقط می گوید عوام شیعیان چون فکر میکنند این عقاید کفرآمیز!، اسلامی است، نمی‌شود تکفیرشان کرد] بلکه به روش زرقاوی هم ایراد می‌گرفت و او را به زیاده‌روی در تکفیر متهم می‌‌نمود.»

ادامه دارد ...

در قسمت بعد می‌خوانیم: پاسخ ظواهری به بغدادی: تو یک سرباز فرمان شکنی، به اطاعت امیرت که منم بازگرد!

*آنچه در نقل قول‌ها و مصطلحات این نوشتار آمده، به معنای تأیید مضمون آن نیست و تنها به جهت حفظ امانت و آشنایی دقیق مخاطب با طرز تفکر دشمن، به صورت عینی نقل شده است.