اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

توریسم جنسی 38 هزار دختر مصری توسط آل‌سعود


واشنگتن پست مطرح کرد؛
روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در گزارش خود نوشت: روزانه حدود 38 هزار دختر نوجوان و جوان مصری برای چنین ازدواج هایی در نقاط مختلف جهان فروخته می شوند و زندگی که در آینده در انتظار آنهاست، زندگی بدون آموزش و تحصیل و خودکفایی و استقلال است.
گروه بین الملل مشرق - تجارت و قاچاق دختران جوان و نوجوان مصری درحال تبدیل شدن به پدیده ای بزرگ و خطرناک در مصر شده است و این نکته ای است که روزنامه آمریکایی "واشنگتن پست" آن را افشا کرده و مورد تاکید قرار داده که 81 درصد از خریداران این دختران از عربستان سعودی و به طور خاص از خاندان آل سعود هستند.

واشنگتن پست ضمن پرداخت گزارشی در این ارتباط به این موضوع اشاره می کند، دخترانی که در مناطق پیرامونی و روستایی و محروم مصر زندگی می کنند، بیش از دختران دیگر طبقات اجتماعی مصر در معرض ازدواج زود هنگام قرار می گیرند که ازدواجی موقتی و غیر دائمی است و به طور معمول زمینه را برای عقد یک جانبه هموار و فراهم می کند، بدون اینکه رضایت دختر را در نظر داشته باشد.

این روزنامه آمریکایی در ادامه گزارش خود به این نکته اشاره می کند که روزانه حدود 38 هزار دختر نوجوان و جوان مصری برای چنین ازدواج هایی در نقاط مختلف جهان فروخته می شوند و زندگی که در آینده در انتظار آنهاست، زندگی بدون آموزش و تحصیل و خودکفایی و استقلال است. افزون بر اینکه آنها با خطرات بسیار و فزاینده ای به دلیل بارداری های زود رس و زایمان های غیر طبیعی و اصولی مواجه هستند و در واقع این اولین دلیل دختران نوجوان قرار گرفته در گروه سنی 15 تا 18 سال در جهان سوم است، به گونه ای که از هر 7 دختر نوجوان جهان سومی یک نفر از آنها زیر سن 15 سال ازدواج می کنند و ازدواج آنها از طریق فروش آنها از سوی خانواده اشان صورت می گیرد.

واشنگتن پست توضیح داد که توریسم جنسی نام نوع جدیدی از سیاحت و گردشگری در مصر است که در تابستان و با ورود ثروتمندان عرب حوزه خلیج فارس به این کشور به شدت رو به فزونی می گذارد و خانواده های آنها در قبال ازدواج موقت آنها را به این ثروتمندان عرب از جمله شیوخ سعودی فروخته می شوند.


واشنگتن پست تاکید می کند که پیگیری روند توریسم جنسی کودکان در مصر بسیار سخت و مشکل است، اما سازمان ملل پیش بینی می کند که سالیانه دو میلیون کودک را در برمی گیرد که اغلب آنها از کودکان کشورهای فقیر هستند که دارای پیش زمینه های سیاحت و گردشگری و جذب توریسم هستند، مانند هند، تایلند، کاستاریکا و غیره.

واشنگتن پست در ادامه گزارش خود ذکر می کند که استفاده غیر قانونی از کودکان در سیاحت و گردشگری جنسی در مصر موجب شده تا پوششی دینی و مذهبی برای توجیه و قانونی جلوه دادن آن این نوع از توریسم کنند، در حالی که هیچ یک از اصول و مبادی دین اسلام چنین توریسمی را مباح و مجاز نکرده است.


این روزنامه آمریکایی توضیح می دهد که ازدواج کودکان غیر از مصر در دیگر کشورهای همجوار مصر نیز رایج و متداول است و مهری که بابت اینگونه ازدواج ها پرداخت می شود، بسیار اندک و به اندازه بهایی است که برای قاچاق این کودکان پرداخت می شود.

واشنگتن پست بر این باور است که توریسم جنسی با کودکان در مصر بسیار فضاحت بارتر و بدتر از ازدواج کودکان و استفاده و بهره برداری جنسی از کودکان است و اکثر دخترانی که به این شکل ازدواج می کنند، بعدها به عنوان خدمتکار در خانه ها خدمت خواهند کرد.


یک مسئول حکومتی مصری که در این قضیه فعالیت می کند، در این باره می گوید که برخی از این دختران نوجوان پیش از رسیدن به سن 18 سالگی بیش از 60 بار ازدواج می کنند و ازدواج آنها بین دو تا هفت روز بیشتر دوام نمی آورد.

روزنامه واشنگتن پست تاکید می کند، تحقیق صورت گرفته از سوی دایره مبارزه با قاچاق کودکان وابسته به کمیته ملی کودکان و مادران مصر نشان می دهد که 75 درصد شرکت کننده در این نظر سنجی در مناطق روستایی و پیرامونی شهرها دختران نوجوانی را می شناسند که در دام چنین تجارتی گرفتار آمده اند و اغلب آنها بر این باور هستند که میزان این نوع تجارت درحال افزایش است.

این تحقیق تاکید می کند، اغلب مشتریانی که برای این نوع تجارت راهی مصر می شوند، از کشورهای حوزه خلیج فارس هستند و 81 درصد آنها سعودی هستند.

خاطره‌تصویری/ضربه‌‌تاریخی محمدعلی‌ کلی


محمد علی کلی و جورج فورمن در 11 دسامبر 1974 به مصاف یکدیگر آمدند تا تکلیف قهرمان جهان در بوکس سنگین وزن حرفه ای را معلوم کنند. جورج فورمن در آن مسابقه تاریخی قصد داشت عنوان قهرمانی کلی را از آن خود کند.
به گزارش خبرنگار ورشی مشرق، این دو بوکسور طراز اول دنیای بوکس، مدت زیادی در کشور زئیر در انتظار آغاز مسابقه تاریخی شان ماندند. زئیر یا جمهوری دموکراتیک کنگو، محل برگزاری این جدال نفس گیر بود.
کلی در زئیر محبوبیت بیشتری داشت. او روزهای قبل از مسابقه، در خیابان با مردم عادی خوش و بش می کرد و رفتاری متواضعانه در مواجهه با زئیری ها داشت اما جورج فورمن مردم فقیر زئیر را چندان تحویل نمی گرفت و همیشه با سگ خودش، بی اعتنا به دیگران، در خیابان ها راه می رفت.
روز مسابقه که فرا رسید، اکثر زئیری ها طرفدار کلی بودند و با هر مشت کلی به صورت فورمن، ورزشگاه به فریاد در می آمد. کلی در راند اول مسابقه، فورمن را سخت زیر حمله گرفت اما در راندهای بعدی، با دفاع کردن و گریختن و بویژه با رقص پای زیبا اما تحریک کننده اش، تماشاگران را به شوق آورد و فورمن را به خشم!

وقتی که فورمن به او حمله می کرد، کلی به فورمن می گفت: " هی جورج! حسابی ناامیدم کردی! " کلی برای فورمن کری می خواند و تماشاگران هم فریاد می زدند: علی بُکشش! علی بُکشش! "
 این ها همه اعصاب فورمن تنومند را به هم ریخته بود تا اینکه کلی، به ناگاه از لاک دفاعی اش خارج شد و با چند ضربه کارساز، جورج فورمن را ناک اوت کرد.
لحظه ای که فورمن نقش بر زمین می شد، کلی خواست مشت دیگری حواله صورت او کند اما از این کار صرفنظر کرد. بعد از مسابقه وقتی از کلی پرسیدند چرا مشت آخر را به فورمن نزدی، گفت: "خواستم آن مشت آخر را به او بزنم اما دیدم شکوه زمین خوردنش از بین می رود!"

 فیلم زیر گزیده ای از مسابقه تاریخی محمدعلی کلی و جورج فورمن است:



من برده نیستم؛ مسلمانم

در سال 1964 او با گرویدن به مذهب اسلام نام خود را از کاسیوس کلی به محمد علی تغییر داد. وی گفته بود: « کاسیوس اسم برده هاست من برده نیستم مسلمانم!»

از هجوم مخاطبان متدین به ماهواره تا جنایتی که انتها ندارد


چند سالی است که مردم ایران با شنیدن اخبار توحش گری و خونخواری رژیم غاصب صهیونیستی متاثر و دل‌آذرده می‌شودند. یکی از این جنایت‌ها را می توان در جنگ 33 روزه لبنان مشاهده کرد که اسرائیل به بمب باران خانه های مسکونی روی آورد و کودکانی را قربانی توحش گری خود کرد.
گروه فرهنگی مشرق؛ در طول روز چهره های فرهنگی کشور هر کدام به فراخور جایگاهشان درباره مشکلات، دغدغه ها و فعالیت های خود با رسانه های مختلف گفتگو می کنند. در ادامه توجه شما را به برخی مصاحبه های انجام شده فرهنگی در روز چهار شنبه جلب می کنیم:

حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا زائری، کارشناس دینی در گفتگو با شفقنا با انتقاد از نحوه پرداختن به مفاهیم دینی و معرفی ناقص دین در اجتماع، بیان کرد: اگر  انسان، زندگی مذهبی را به گونه ای که دین خواسته است، داشته باشد به طور طبیعی آن آرامش معنوی برای او حاصل می شود اما متاسفانه دین به عنوان یک پناهگاه و یک غار امن مطرح نمی شود.

*متاسفانه در مواردی دیده شده است که مخاطب مذهبی متدین نیز صدا و سیمای جمهوری اسلامی را کنار گذاشته و شبکه های دینی و مذهبی ماهواره را دنبال می کند یعنی اصلا دنبال «من و تو»، «بی بی سی» و  شبکه های اینچنینی هم نیست، حتی برای برنامه مذهبی خود از شبکه های ماهواره ای استفاده می کند. در حقیقت باید از تکلیف من نوعی به عنوان مدعی هدایت جامعه و دینداری، روحانیت، مسجد، نهاد دینی و مذهبی، سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات حوزه علیمه قم، وزارت ارشاد، صدا و سیمای جمهوری اسلامی و آموزش و پرورش سوال کرد.

*یکی از مشکلات جدی که در حال حاضر در جامعه وجود دارد و باید واقعا به آن اشاره کرد، این است که تجربه زندگی معنوی، کاملا به زندگی مادی وابسته است. نمی توان معنویت را جدا کرد و زندگی معنوی وابسته به زندگی مادی است. نمی توان به فرد دچار فقر و مشکلات مادی گفت شب بیا در مسجد دعابخوان، تا شکم او سیر نباشد نمی توان با او از معنویت حرف زد. در روایات مکرر از خود پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) آمده است، «وقتی فقر از دری وارد می شود، ایمان از در دیگر بیرون می رود» و امثال آن.

سهیل کریمی یکی از مستند سازان کشور که مدتی است در سوریه در حال تکمیل مستند خود بود با اتمام کار این مستند گفتگویی با خبرگزاری تسنیم داشته است که به شرح ذیل می‌باشد:

*در سفر به سوریه و حضور در مناطق ملتهب آن مستندی از عملیات‌های گروهی ویژه علیه مخالفین حکومت سوریه را به تصویر کشیدم.

*پس از حضور در این کشور و موافقت سیستم امنیتی ارتش سوریه، توانستم با این گروه ویژه آشنا شوم که آنها فعالیت‌های گسترده‌ای را از پشت خط مقدم آغاز و تا دل خط مقدم انجام می‌دادند که با همراهی در گروه آن‌ها با چگونگی فعالیت‌های این گروه ویژه آشنا و آن را تصویربرداری کردم.

*مستند «ما چند نفر» شرح حال گروه ویژه‌ای است که عملیات‌های فوق‌محرمانه‌ای در جنگ انجام می‌دهند که هم باعث خسارت بسیار شدیدی در جبهه مقابل و نیز ایجاد انگیزه و شادمانی محور مقاومت در فتنه اخیر در سوریه می‌‌شدند.

*این مستندساز با بیان اینکه مستند «ما چند نفر» در مرحله تدوین قرار دارد خاطر نشان کرد: پس از تأیید و بازبینی تصاویر از سوی سیستم امنیتی در کشور سوریه، کار تدوین مستند به پایان می‌رسد.




چند سالی است که مردم ایران با شنیدن اخبار توحش گری و خونخواری رژیم غاصب صهیونیستی متاثر و دل‌آذرده می‌شودند. یکی از این جنایت‌ها را می توان در جنگ 33 روزه لبنان مشاهده کرد که اسرائیل به بمب باران خانه های مسکونی روی آورد و کودکانی را قربانی توحش گری خود کرد.

از این رو یکی از خبرگزاری های داخلی گفتگویی با عکاس ایرانی که مسوولیت پوشش خبری این جنگ را بر عهده داشت مصاحبه را صورت داد که در ادامه از نظر مخاطبان می گذرد.

مجید کلهر نخستین فرزند شهید حاج حسینعلی کلهر است که در سال 66 هنگامی که مجید دانش‌آموز کلاس سوم ابتدایی بوده در جنگ تحمیلی به شهادت رسید. کلهر بعدها در زمان حمله آمریکا به عراق بازهم به‌عنوان یکی از معدود عکاسان ایرانی به عراق رفت، کشوری که پدرش را در جنگ با آن از دست داد. برخی تصاویری که از قاب دوربین آنالوگ مجید کلهر با نگاتیوهایش در عراق ماندگار شده، عکس‌هایی است که بسیاری از عکاسان بزرگ جهان با مدرن‌ترین دوربین‌های دیجیتال‌شان موفق به ثبت آنها نشده‌اند.

*در روستای قانا در جنوب لبنان که یک محله شیعه‌نشین است دو فاجعه مشابه در دو برهه زمانی رخ داده است که این دو را با فاجعه قانای اول و قانای دوم نام می‌برند. قانا روستایی است که به‌دلیل وجود غاری که حضرت عیسی(ع) در آن معجزاتی داشته برای مسیحیان بسیار مقدس است و هرساله در آن مراسمی برگزار می‌شود. در 1996 در جنگ 16روزه «خوشه‌های خشم» بین رژیم صهیونیستی و حزب‌الله لبنان این روستا بمباران می‌شود. مردم روستایی بی‌سرپناه در این جنگ به مقر نیروهای حافظ صلح سازمان ملل که در قانا بوده پناه می‌برند به این امید که رژیم صهیونیستی به آن حمله نمی‌کند. اما این رژیم وقتی از پناه گرفتن شیعیان قانا به این ساختمان مطلع می‌شود آنجا را مورد حمله توپخانه قرار داده بیش از 100 کودک و پیرزن و پیرمرد بیگناه را به‌شکل وحشیانه‌ای به شهادت می‌رساند تا جایی که این فاجعه انسانی اعتراضات جهانی را به‌همراه داشته است.


*اتفاق مشابهی هم در روز نوزدهم جنگ 33روزه سال 2006 رخ می‌دهد. این بار مردم عادی و زنان و کودکانی که آواره شده بودند به خانه‌ای در این روستا پناه می‌برند که از استحکام نسبی برخوردار بوده و نسبت به دیگر خانه‌ها سالم‌تر مانده بود. باز هم رژیم صهیونیستی با اطلاع از این تجمع غیرنظامیان در این خانه، حدود ساعت 2 بامداد که مردم بی‌گناه روستا در این خانه در خواب بودند، آن را هدف بمباران قرار می‌دهد و بیش از 60 غیرنظامی که اکثراً زن و کودک بودند به شهادت می‌رساند. عکسهای استخراج اجساد شهدای این فاجعه جنجال بسیاری در دنیا به‌پا کرد. من و وحید فرجی تنها عکاسان ایرانی بودیم که توانستیم از این فاجعه انسانی عکاسی کنیم و این با همه دردناکی‌اش برای من، یکی از افتخارات زندگی‌ام محسوب می‌شود؛ اینکه در آن زمان در قانا بودم و توانستم عکس‌های این فاجعه را برای قضاوت مردم جهان و آیندگان ماندگار کنم.


سکوت مجیدی شکسته شد
حدود یک سال است که اخبار مربوط به ساخت فیلم سینمایی محمد (ص) در رسانه ها مطرح شده و بسیاری منتظرند تا سرانجام این اثر را از زبان کارگردان بشنوند.  اما در این کدت مجید مجیدی هیچ ظهار نظری در این مورد نکرده بود اما امروز برای اولین بار با ایسنا به گفتگو پرداخت و اظهار داشت:


*هدف اصلی ما از ساخت فیلم «محمد»(ص) ایجاد نوعی اتحاد و وفاق در دنیای اسلام و مقابله با قرائت‌های مختلفی بود که از اسلام در دنیا و غرب وجود داشت. مقطعی که از زندگی پیامبر اکرم (ص) برای نمایش در این فیلم انتخاب شده نیز بر همین اساس صورت گرفته است.

*مجیدی در بخش دیگری از سخنانش درباره‌ دلیلش برای رسانه‌ای نکردن مراحل ساخت فیلم محمد (ص) گفت: من محافظه‌کار نیستم. دلیل رسانه‌ای نکردن مراحل ساخت فیلم و عدم تبلیغات نیز به دلیل برخی نگاه‌های ژورنالیستی است که ممکن است مشکلاتی را به وجود بیاورد. در آینده و با آماده شدن فیلم نشست‌هایی را در این خصوص برگزار خواهیم کرد و اطلاعات لازم را به سمع اصحاب رسانه خواهیم رساند.

توحش غربی با چاشنی فرهنگ ایرانی


نقدی بر صنعت بازیهای رایانه‌ای ایران؛
به صورت میانگین همه بازی سازها تایید کردند که چیزی تحت عنوان سناریو نداشته و بعضی از آنها هم در بهترین حالت 20 الی 50 صفحه قصه و خط داستانی تعریف کرده بودند.
سرویس فرهنگی مشرق - خودشان می گویند به اندازه هالیوود رویش حساب باز کرده اند و تا بتوانند در این حوزه سرمایه گذاری می کنند. موضوعش آنقدر جدی شده که اخیرا از روی آنها فیلم سینمایی می سازنند و چهره بازیگرانشان را بر اساس چهره های گرافیکی و کامپیوتری طراحی می کنند!

منظورم بازی های رایانه‌ای است. صنعتی که از حدود سه دهه قبل ظهور کرد و قدم به قدم رشد کرد تابه مرحله ای برسد که ابرقدرت های دنیا در حوزه جنگ نرم و برای تخریب فرهنگی یک کشور در ذهن دیگر مردم جهان تنها و تنها با ساخت یک بازی رایانه ای به هدف خود می رسند.

امروز دیگر آنقدر کمپانی بازی سازی، سرمایه گذار، کنسول های رنگارنگ گیم و البته سبک های مختلف طراحی بازی وجود دارند که حتی برای معرفی برخی بازی های معروف، جلسات رونمایی مجلل با حضور چهره های  با نفوذ کشور های مختلف برگزار شده و سالیانه شاهد برپایی جشنواره های پر زرق و برق بازی در سراسر دنیا هستیم.


***بازی های رایانه ای در ایرانورود کشور ما به حوزه بازی های رایانه ای از اواسط دهه هشتاد آغاز شد. سازمانی تحت عنوان بنیاد ملی بازی های رایانه ای ظهور کرد و با تولید چند بازی پیش پا افتاده نظیر "رانندگی در تهران" بارقه هایی از یک صنعت نو پا کلید خورد. می توان گفت بازی سازان ما از ابتدای دهه 90 به صورت جدی وارد این حوزه شدند به طوری که از سال 90 نمایشگاه بازی های رایانه ای کار خود را شروع کرد و چند شرکت و سازمان مستقل بازی سازی متولد شدند.

پیشرفت بازی سازی در ایران فعلا شرایط قابل قبولی دارد به طوری که سال گذشته بازی رایانه ای "گرشاسپ" موفق شد در عرصه جهانی نیز مورد توجه قرار بگیرد.

بازی های چشم گیر ایرانی آنقدری نیستند که بخواهیم این مقدمه را طولانی کنیم. بنابراین برای اطلاع از این که در سال 92 چقدر نسبت به سالهای قبل پیشرفت کردیم، تصمیم گرفتیم چند ساعتی را در مصلی تهران و در میان غرفه های رنگارنگ بازی های رایانه ای بگذرانیم.

آنچه در پی می آید ماحصل گشت و گذار خبرنگار مشرق به همراه یکی از کارشناسان حوزه بازی های رایانه ای در مصلی تهران و البته پرسش و پاسخ با برخی غرفه داران است:

***نور، صدا، حرکت!
نور، صدا، حرکت! این ها فاکتورهای اولیه برای فیلم سازی است. جمله ای آشنا که حتما همه شما هم آن را شنیده اید. دقیقا همین فاکتور ها در مورد بازی سازی هم وجود دارند. اما آنچه به نور و صدا و حرکت معنی می بخشد محتواست. یک فیلم سینمایی بدون محتوای غنی و سناریوی عمیق و تاثیر گذار تنها تصویر و رنگ و صدایی است که از پیش چشم مخاطب می گذرد و در با گذر زمان خیلی زود از ذهن ها پاک می شود.

یک بازی رایانه ای هم نیازمند یک داستان قوی و پرکشش است تا مجبور نباشد تنها به جذابیت های بصری تکیه کند. آنچه بازی های آمریکایی و ژاپنی را مانا می سازد همین است! سری بازی های تام رایدر، وارکرافت و کانتر استراک هر کدام بیش از یک دهه از عمرشان می گذرد اما هنوز هم طرفداران خود را دارند.

این به جذابیت های گرافیکی آنها مربوط نیست. بلکه مستقیما مربوط به نوع روایت داستان، شخصیت پردازی ها و در مجموع قصه ای است که سازندگان از طریق یک دنیای فانتزی برای بازیکن ها روایت می کنند.

بازی سازان ایرانی پیشرفت داشتند. از لحاظ گرافیکی و شبیه سازی بازی ها و صد البته از نظر تعدد تولید آثار مختلف رایانه ای به مرحله قابل قبولی رسیدند. برخی بازی هایی که در حال حاضر برای فروش در مصلی تهران موجود هستند، از نظر کیفیت ساخت با محصولات درجه دو و سه آمریکا و ژاپن قابل مقایسه هستند.


قیمت ها نیز معقول تر شده اند و دیگر لازم نیست برای یک بازی ایرانی تمام موجودی جیبمان را خالی کنیم. اما هنوز هیچ کدام حرفی برای گفتن به مخاطبان ندارند. یعنی از نظر داستان و شخصیت پردازی همه آثار تولید شده بی کیفیت تلقی می شوند و نمی توان از آنها دفاع کرد.

این نکته ای است که خود بازی ساز ها هم آن را تایید می کنند و قتی از آنها در مورد سناریو بازی سوال کردیم، اول مات و و مبهوت ما را نگاه کردند و بعد برای این که پاسخ ما را داده باشند، کمی در مورد بازی توضیح دادند و در آخر هم معلوم شد فقط چند خطی به عنوان خط داستانی برای بازی خودشان متن نوشته اند و دیگر تمام سرمایه و فکر و انرژی خود را بر روی نکات فنی متمرکز کردند.

به صورت میانگین همه بازی سازها تایید کردند که چیزی تحت عنوان سناریو نداشته و بعضی از آنها هم در بهترین حالت 20 الی 50 صفحه قصه و خط داستانی تعریف کرده بودند. یکی از غرفه داران در این زمینه گفت: ما بدون هیچی حمایتی در حال کار بر روی این پروژه ها هستیم. مگر صنعت بازی سازی ما چقدر قدرت دارد که بخواهیم سناریو و بخش محتوایی هم به آن اضافه کنیم؟

***ایرانیزه کردن بازی های آمریکایی!
اولین نکته ای که با چند دقیقه نگاه کردن به گیم پلی بازی های حال حاضر به ذهن می رسد، تقلید است! فضای جذاب بازی های ایرانی یک کپی ناشیانه از نمونه های غربی است که تنها وجه تمایز آنها استفاده از دیوار نوشته ها و صداهای فارسی در فضای بازی است. اگر نه شکل و شمایل همه چیز از فضای داستان تا شکل لباس پوشیدن و شخصیت پردازی ها همه و همه شما را به یاد صدها بازی آمریکایی می اندازد که سالهای قبل تولید شده اند و البته موفق هم بوده اند.

این نشان می دهد که بازی سازهای ما صرفا به جذابیت های بصری و قدرت موتور های گرافیکی تکیه کرده اند و فقط می خواهند از عرصه بازی سازی عقب نباشند. یکی دیگر از غرفه داران در این زمینه معتقد بود: تمام همکاران ما مهندس و افراد فنی هستند. من اصلا نیازی به حضور نویسنده و افراد محتوایی احساس نکردم. هزینه هم ای هم در این زمینه صرف نشد.

تعداد شرکت های بازی سازی که قالبا به صورت خصوصی فعالیت می کنند در طول یک سال تقریبا 30 درصد افزارش داشته و همگی آنها حداقل دو محصول برای ارائه به مخاطبان داشتند. بازی های آنلاین، استراتژیکی، و سه بعدی به صورت اول شخص یا سوم شخص به وفور در نمایشگاه یافت می شود. اما همه آنها در یک زمینه اشتراک دارند " فقدان تیم محتوایی و یک سناریو مکتوب"

کارشناس بازی های رایانه ای در این زمینه معتقد است: نداشتن سناریو و خط داستانی باعث شده شما هیچ فرقی میان کاراکترهای طراحی شده توسط فارسی زبانان با کاراکترهای غربی احساس نمی کنید و حتی در بازی های اکشن همان میزان خشونت و تنشی که در نمونه های غربی وجود دارند، قابل مشاهده است. این نکات حتی در طراحی پوسترها و تبلیغات بازی ها نیز مشهود بوده و نشان می دهد متاسفانه هیچ تلاشی برای ایرانی کردن حال و هوای بازی ها صورت نگرفته و اگر دیروز از خشونت و بد آموزی بازی های غربی ایراد می گرفتیم امروز مجبوریم از نسخه های داخلی خودمان هم انتقاد کنیم.

***سرمایه و مدیریت هزینه ها
هفتاد میلیون تومان برای طراحی یک بازی آنلاین. 490 میلیون تومان برای یک بازی نقش آفرینی! 300 میلیون تومان برای یک بازی اساطیری! این ها در پاسخ سوال ما بود که پرسیدیم چقدر برای بازی های خود هزینه کردید؟


روال کار کمپانی های مطرح بازی سازی در کشورهای پیشرفته بدین شکل است که از کل بودجه در نظر گرفته شده برای ساخت یک اثر، حدود 70 درصد آن را برای بخش محتوایی و گروهی کنار می گذارند که قرار است سناریو بازی را کلید بزند و شخصیت ها را طراحی کند. این مدیریت هزینه باعث خواهد شد که کاراکترهای مانا و مشهوری خلق شوند که با گذر زمان از ذهن مخاطب نمی روند و حتی در مواردی به قهرمان های ذهنی آنها بدل می شوند.

اتفاقی که متاسفانه در کشور ما هنوز رخ نداده و با وجود طر احی صدها بازی رایانه ای اگر درمورد قهرمان های آنها از مخاطابن سوال کنید، بعید است بتوانند نام آنها و حتی شکل و شمایل آنها را به یاد بیاورند. دلیلش هزینه نکردن برای بخش محتوایی است. برای مثال یکی از غرفه های بازی سازی در مورد تفکیک هزینه های ساخت گفت: از حدود 200 میلیون تومانی که هزینه کردیم حدود 180 میلیون برای بخش های طراحی و مهندسی و خریداری ابزار های مورد نیازمان هزینه شد. مابقی هم دستمزد همکاران و خرج های ریز و درشت دیگر بود!


***سخن پایانی
گام نهادن جوانان با ذوق ایرانی در این مسیر قابل تقدیر است. هدفشان هر چه که باشد سعی دارند رقابت خود را با مغزهای مبتکر  بین المللی جدی تر کنند. اما باید یادشان باشد در این زمینه تمام جوانب کیفی را در نظر بگیرند تا به جای کار فرهنگی، کار ضد فرهنگی انجام ندهند.

بی توجهی به محتوا و موضوع بازی های رایانه ای بدون شک یعنی گام نهادن در همان مسیری که کشورهای دیگر هم در آن گام بر میدارند و در واقع همان جنگ نرمی است که دشمن علیه ما به راه انداخته و حداقل کاری که از دست ما بر می آید این است که در زمین آنها بازی نکنیم.

سایت محمد خاتمی خبر مشرق را تأیید کرد +سند


محمدعلی نجفی امروز در پاسخ به پرسش چند نفر از نمایندگان مجلس مدعی شد که تا به حال نامه سرگشاده و مملو از اهانت و بهتان فتنه‌گران علیه نظام اسلامی را تا کنون ندیده است غافل از اینکه پیش از این، پایگاه اطلاع‌رسانی رسمی سید محمد خاتمی، آن را تأیید کرده است.
گروه سیاسی مشرق- پس از سخنان "علیرضا زاکانی" نماینده اصولگرای مجلس نهم درباره حمایت، دخالت و تحریک مردم به تظاهرات‌های غیر قانونی در فتنه 88 توسط وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش، "محمدعلی نجفی" به دفاع از خود پرداخت.

پس از دفاعیات نجفی و رد حمایت و دخالت وی در فتنه، "مشرق" در مطلبی با عنوان "امضای نجفی روی کارت سوخت فتنه"، اقدام به انتشار نامه سراسر توهین، افترا و بهتان چندی از فتنه‌گران در فتنه 88 کرده که نام آقای "نجفی" نیز به عنوان یکی از امضاکنندگان و تأییدکنندگان این نامه، در کنار دیگر امضاکنندگان دیده می‌شود.

از سوی دیگر، ظهر امروز نجفی در پاسخ به سوال چندنفر از نمایندگان مجلس مبنی بر شبهه‌دار بودن پاسخ‌های آقای نجفی و اسناد موجود، جوابی داده که نیاز به توضیحات بیشتر دارد.

در این راستا، مشرق برای روشن‌شدن موضوع، اقدام به انتشار منبع مستند دیگری از دخالت، حمایت و تحریک مردم توسط آقای نجفی می‌کند.

نمایندگان مجلس در سؤال خود از آقای نجفی پرسیده‌اند: «پس از دفاعیات جنابعالی مطالبی در صحن علنی مطرح گردید که شبهاتی برای نمایندگان محترم که ضرورت دارد با اطلاع کامل رأی دهند، ایجاد کرده است. لطفاً در ارتباط با موارد زیر به‌صراحت و شفاف اطلاع‌رسانی فرمایید:

1- ایراد فرمودید نام میدانی که قرار بود به 9 دی تغییر یابد قبلا به نام آیت‌الله حق‌شناس بوده و به حرمت نام ایشان با تغییر نام مخالفت کرده بودید. دوستان مدعی شده‌اند این میدان قبلا به نام مالکی به نام حق‌شناس بوده و ارتباطی با مرحوم آیت‌الله حق‌شناس نداشته.

2- نامه سرگشاده‌ای منتشر گردید که نام جنابعالی به همراه تعداد دیگری در ذیل آن آمده است که در این نامه که به مراجع عظام منتشر شده است نکاتی مطرح شده که مطابق اصول نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نبوده و اهانت به ساحت مقدس نظام کرده است. مزید استحضار این نامه به تاریخ 26 جولای 2009 مصادف با 4 مرداد 1388 می‌باشد.

غلامرضا تاجگردون، غلامرضا اسداللهی، هادی قوامی، سیدهادی حسینی، محمود نگهبان سلامی، بهروز نعمتی، علیرضا سلیمی‌، محمدعلی مقیمی، علی مطهری، سبحانی‌فر، عباس صلاحی
***************

جواب نجفی نیز در پاسخ به سؤال دوم: «نامه مورد اشاره را نه‌تنها بنده امضا نکرده‌ام بلکه برای اولین بار هفته گذشته در جلسه کمیسیون آن را دیدم. این ترفند برخی سایت‌های هدایت شده خارج از کشور است که مطالبی برعلیه نظام تنظیم می‌کنند و نام عده‌ای از شخصیت‌های داخلی را برای اعتباربخشیدن به مطالب کذب خود درج می‌نمایند

آقای نجفی در جواب خود، به چند مورد اشاره می‌کند که مشرق برای روشن‌شدن موضوع، توضیحاتی ارائه‌ می‌کند تا مردم خود به قضاوت بنشینند.

آقای نجفی می‌گویند: نه تنها بنده امضا نکرده‌ام بلکه برای اولین بار هفته گذشته در جلسه کمیسیون آن را دیدم.

1- آقای نجفی! اگر منظور جنابعالی از لفظ امضاء، همان خط کشی عامه مردم زیر اسناد و مکتوبات است، باید گفت که در عرف نامه‌نگاری، قرار گرفتن اسم شخص زیر نامه به معنای امضاء و تأیید محتوای نامه است و نیازی به این نیست که شما حتماً امضاء به معنای عرف کنید.

2- آقای نجفی! اینکه جنابعالی پس از چهارسال از فتنه 88، تازه هفته گذشته از محتوای این نامه باخبر شدید، هم جای شکر دارد و هم جای بسی تأسف.

جای شکر دارد برای اینکه ادعای حمایت شما از فتنه 88 سبب شد که از کرده خود برائت جویید و بگویید که نامه را امضا نکرده‌اید و جای تأسف دارد برای اینکه کسی می‌خواهد وزیر شود که هنوز نمی‌تواند خودش تصمیم بگیرد و دیگر دوستاش برای او تصمیم می‌گیرند و به جای او نامه امضاء می‌کنند.

3- آقای نجفی! شما در پاسخ خود به نمایندگان، به نکته بسیار مهمی اشاره کردید؛ شما گفتید: این، ترفند "برخی سایت‌های هدایت‌شده خارج از کشور" است که مطالبی برعلیه نظام تنظیم می‌کنند و نام عده‌ای از شخصیت‌های داخلی را برای اعتباربخشیدن به مطالب کذب خود درج می‌نمایند.

آقای نجفی! برای روشن‌شدن مطلب باید گفت حرف جنابعالی تا حدی صحیح است، آنجا که گفته‌اید "سایت‌های هدایت شده خارجی" اما امیدواریم منظورتان پایگاه اطلاع‌رسانی رسمی سید محمد خاتمی رئیس جمهور اسبق کشورمان نباشد که متن نامه شما و همفکران‌تان با امضای شما در آن به وضوح دیده می‌شود.


سند نامه فتنه‌گران به مراجع عظام تقلید در فتنه 88 با امضای نجفی

برای مشاهده در سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای مشاهده در سایز اصلی روی عکس کلیک کنید

آقای نجفی با توجه به تأیید سند منتشرشده از سوی مشرق توسط پایگاه رسمی سید محمد خاتمی، امیدواریم تا پیش از کسب رأی اعتماد نمایندگان، از حمایت خود از فتنه عذرخواهی کنید. همان‌گونه که رهبر انقلاب نیز به‌تازگی در دیدار دانشجویان تأکید کردند افرادی که در انتخابات 88 فکر می‌کردند تقلب شده است باید عذرخواهی کنند.
مسئله‌ اصلى گم نشود. خب، در انتخابات سال ۸۸، آن کسانى که فکر می‌کردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجهه با تقلب، اردوکشى خیابانى کردند؟ چرا این را جواب نمی‌دهند؟ صد بار ما سؤال کردیم؛ نه در مجامع عمومى، نخیر، به شکلى که قابل جواب‌دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نمی‌کنند؟ در جلسات خصوصى می‌گویند ما اعتراف می‌کنیم که تقلب اتفاق نیفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا کشور را دچار این ضایعات کردید؟ چرا براى کشور هزینه درست کردید؟ اگر خداى متعال به این ملت کمک نمی‌کرد، گروه‌هاى مردم به جان هم مى‌افتادند، می‌دانید چه اتفاقى مى‌افتاد؟ مى‌بینید امروز در کشورهاى منطقه، آنجاهایی که گروه‌هاى مردم مقابل هم قرار می‌گیرند، چه اتفاقى دارد مى‌افتد؟ کشور را لب یک چنین پرتگاهى بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصیرت به‌خرج دادند. در قضایاى سال ۸۸، این مسئله اصلى است؛ این را چرا فراموش می‌کنید؟