اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

واژه امام در قرآن دوازده مرتبه بیان شده است


 واژه امام در قرآن دوازده مرتبه بیان شده است، هفت مرتبه به صورت مفرد و پنج مرتبه به صورت جمع
 (ائمه) بکار رفته است. خداوند چند شی را با این لفظ توصیف می‌کند که اشاره‌ای به آنها می‌شود.
 
1- انسان؛
 
«إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً» (بقره/124)
«من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم»
 
این پیشوائی گاهی به سود «تابع» تمام می‌شود، همان‌طور که جریان در آیه یاد شده چنین است و
گاهی به ضرر آن تا جائی که او را در دو جهان گرفتار می‌سازد. چنانکه می‌فرماید:
« وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ لَا یُنصَرُونَ » (قصص/41)
«آنان را پیشوائی قرار دادیم که امت خود را به آتش هدایت می‌کنند و آنان کمک کرده نمی‌شوند»
 
2-  طریق و راه؛
 
« فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِینٍ » (حجر/79)
«ما از آنها انتقام گرفتیم و شهرهای ویران شدۀ "قوم لوط" و "اصحاب ایکه" بر سر راه شما در
سفرهای شام بود را معین کردیم »
 
3- کتاب؛
 
« وَمِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَى إَمَاماً وَرَحْمَةً » (هود/17)
«و پیش از آن کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود».
 
4- لوح محفوظ؛
« وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ » (یس/12)
«و همه چیز را در کتاب آشکار کننده‌ای بر شمرده‌ایم».
 
کلمه «ائمه»، دو مرتبه در مورد رهبرانی که پیروان خود را به آتش و جهنم دعوت می‌کنند[1 }و سه مرتبه در مورد رهبرانی که خیرخواه پیروان خود هستند و موجب سعادت آنها می‌شوند. بکار رفته است.[2]
یکی از مسائلی که در اسلام، به خصوص بعد از رحلت پیامبر (ص) میان مسلمانان مورد اختلاف قرار گرفت، مسئله رهبری جامعه و جانشینی پیامبر (ص) بود.
مقام امامت در مکتب شیعه، یک مقام و نصب الهی است که متصدی و مسئول آن را خداوند باید مشخص کند. یعنی همان طور که مقام نبوت را باید خداوند معین کند مقام امامت نیز یک مقام الهی است که هرگز فردی، از طریق انتخاب مردم و یا انتخاب اهل حل و عقد و جلسه شورا به مقام امامت نمی‌رسد.[3]
.
[1] . سوره قصص، آیه 41-  سوره توبه، آیه 12.
[2] . سوره انبیاء، آیه 73 – سوره قصص، آیه 5 – سوره سجده، آیه 24.
[3] . مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن ناشر مدرسه امام علی بن ابی‌طالب (ع)، 1375، چاپ سوم، ج 9، ص 19.

رمز و رازهای اربعین حسینی!


اربعین حسینی و آیین هایی که در آن روز برگزار می شود، نمایشی بی همتا از شور و شعوری اسلامی است که می تواند علاوه بر درمان دردهای جهان اسلام، بهترین و مؤثرترین عامل برای معرفی اسلام حقیقی در جهان باشد.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

رمز و رازهای اربعین حسینی!به گزارش «شیعه نیوز»، با فرا رسیدن اربعین حسینی، شور غیر قابل وصفی شیعیان و دوستداران حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) را در بر می گیرد. راز و رمز این همه دلدادگی و تکاپو برای زیارت کردن سید الشهداء(ع) در روز اربعین چیست؟ این کشش و میل درونی فراتر از یک سفارش معمولی از سوی بزرگان دینی است که سفارشات بزرگان بر بسیاری از اعمال مستحب و حتی واجب بسیار است اما داستان اربعین و زیارت امام حسین(علیه السلام) در روز بیستم صفر حساب دیگری دارد. چرا در میان زیارات مخصوصی که برای امام حسین(علیه السلام) وارد شده است زیارت اربعین جایگاه ویژه ای دارد. درباره اربعین سوالات دیگری نیز مطرح است: این که چرا بزرگان دینی به زیارت اربعین این قدر توصیه کرده اند؟ نقش اربعین در تداوم قیام عاشورا چیست؟

در قرآن توصیه شده است که مؤمنان ایام الله را یادآور شوند تا این روزهای بزرگ الهی فراموش نشود. اربعین در تداوم واقعه کربلا است؛ از این رو برای پاس داشتن روز عاشورا که از اعظم ایام الله است، در روز اربعین عاشقان حسینی با حرکت امام حسین(علیه السلام) تجدید عهد می کنند و این تجدید عهد را در بهترین وجه خود یعنی رفتن به زیارت کربلا ابراز می نمایند.
از این روست که در روایت امام حسن عسکری(علیه السلام)، زیارت امام حسین(علیه السلام) در روز اربعین را از علائم مؤمن دانسته اند.

حضرت آیت الله خامنه ای اهمیت اربعین اباعبدالله(علیه السلام) را در احیاگری فلسفه ی شهادت و استمرار نهضت ظلم ستیزانه ی امام حسین(علیه السلام) می دانند و درس بزرگ آن را زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهادت در مقابل تبلیغات دشمن معرفی می نمایند.

الف) زیارت اربعین در تاریخ و سیره بزرگان

در امتداد عاشورا


آنچه می توان راز زیارت اربعین امام حسین(علیه السلام) در کربلا دانست، نقش این روز در تداوم قیام حسینی است. شواهد خارجی و نحوه برخورد شیعیان به این روز نیز همین را تأیید می کند. این که ائمه علیهم السلام عمل جابر را مورد تحسین قرار دادند و بنا بر نقلی خود اهل بیت علیهم السلام در اربعین به زیارت ایشان رفتند و این که زیارتنامه مخصوص برای اربعین از امام صادق(علیه السلام) وارد شده است، همه نشان از جایگاه ویژه اربعین در ماندگاری واقعه عاشوراست.

اولین زائر کوفی بر مزار سید شهیدان

در نقل دیگر گفته شده است که عبدالله حرّ جعفی که از یاری امام در کربلا دریغ ورزید، بعد از دیدار با عبیدالله بن زیاد به سمت کربلا حرکت کرد و در رسای امام به نوحه سرایی پرداخت.
عبیدالله بن حر از کوفه خارج شد و به کربلا آمد و در آنجا اشعاری به این مضمون گفت:
- فرمانده خیانتکار، فرزند خیانت پیشه به من می گوید چرا تو با آن شهید فرزند فاطمه جنگ نکردی؟! - آری، پشیمانم که چرا او را یاری نکرده ام، بلی هر شخصی که به موقع توفیق نیابد، پشیمان خواهد گردید.
- من از این که از حامیانش نبوده ام حسرتی در خود احساس می کنم که هرگز از من جدا نخواهد شد.
- خدا روان کسانی را که در نصرتش کمر همت بسته اند از باران رحمت خویش همواره سیراب گرداند.
- اکنون که بر قبور و جایگاه آنان ایستاده ام اشکم ریزان است و نزدیک است جگرم پاره شود.

پیاده روی اربعین

از هنگامی که نخستین زائر مضجع منور اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، جابربن عبدالله انصاری در روز اربعین از مدینه به سمت کربلا رهسپار شد تا کنون 1373 سال می گذرد. در این سال ها علما و اولیای الهی برای زیارت سیدالشهدا(علیه السلام) در روز اربعین اهمیت و جایگاه والایی قائل بودند و با پای پیاده از نجف اشرف به سوی کربلا رهسپار می شدند، بی شک جابربن عبدالله، نخستین زائر کربلای معلی در روز اربعین سال 61 هجری است، این سنت حسنه نیز در سال های حضور ائمه معصومین(علیهم السلام) با وجود حکومت سفاک و خونریز اموی و عباسی انجام شده است.

از شیخ انصاری...محدث نوری....حاج آقا مصطفی خمینی

در برخی از روایات تاریخی بیان شده است که زیارت کربلا با پای پیاده در زمان «شیخ انصاری» (متوفی سال 1281 قمری) رسم بوده است، اما در برهه ای از زمان به ورطه فراموشی سپرده می شود که در نهایت توسط «شیخ میرزا حسین نوری» دوباره احیا می شود.
این عالم بزرگوار اولین بار در عید قربان به پیاده روی از نجف تا کربلا اقدام کرد که 3 روز در راه بود و حدود 30 نفر از دوستان و اطرافیانش وی را همراهی می کردند. «محدث نوری» از آن پس تصمیم گرفت، هر سال این کار را تکرار کند. ایشان آخرین بار در سال 1319 هجری با پای پیاده به زیارت حرم أباعبدالله حسین(علیه السلام) رفت.
و سپس رد پای این سنت در بین بزرگان امتداد می یابد. در احوال آقا مصطفی خمینی(ره) آمده چندبار در سال بر این عمل مداومت داشتند.

آداب اربعین از منظر میرزا جواد آقا ملکی تبریزی


آری! از آن پس بسیاری از عاشقان اهل بیت و امام حسین(علیه السلام) و نیز برخی علما و حتی مراجع تقلید با پای پیاده به کربلا سفر کرده اند، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی یکی از مراجع عالیقدر جهان تشیع که خود بارها با پای پیاده از عتبه علویه، رهسپار عتبه حسینی شده است، درباره مراقبه و بزرگداشت روز اربعین حسینی چنین می گوید: «به هر روی بر مراقبه کننده لازم است که بیستم صفر (اربعین) را برای خود روز حزن و ماتم قرار داده، بکوشد که امام شهید را در مزار حضرتش(علیه السلام) زیارت کند، هر چند تنها یک بار در تمام عمرش باشد.»

آیت الله مکارم شیرازی

آیت الله ناصر مکارم شیرازی نیز که در دوران طلبگی سال های 1369 تا 1370 هجری قمری در نجف اشرف ساکن بوده است، دو بار توفیق پیاده روی از نجف تا کربلا را داشته است. وی با پای برهنه از مسیر شط (رودخانه) که حدود 20 کیلومتر طولانی تر از مسیر کنونی نجف کربلاست و حدود 3 روز به طول می انجامید، به زیارت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) مشرف شدند.

ایشان می گوید: وقتی به یکی از این مُضیف ها رسیدیم، صاحب مضیف دعوت و اصرار کرد که مهمان او بشویم و آنجا استراحت کنیم، به او توضیح دادیم که چون امروز کم راه رفته ایم و باید مسافت بیشتری را طی کنیم، فرصت ماندن نداریم، پس از کمی اصرار او و امتناع ما، ناگهان صاحب مضیف که معلوم بود چند وقتی است که مهمان برایش نرسیده و از این بابت خیلی ناراحت است، ناگهان چاقویش را در آورد و تهدید کرد که من مدتی است مهمان برایم نیامده است و شما حتماً باید مهمان ما بشوید! اینقدر مهمانی کردن زائر امام حسین(علیه السلام) در نزد این ها اهمیت و ارزش داشت.... البته بالاخره بعد از این که توضیح بیشتری برایش دادیم و قول دادیم که از طرف او زیارت کنیم، اجازه داد که ما برویم.

آیت الله بهجت

بهجت العرفا آیت الله محمدتقی بهجت فومنی درباره نقش پیاده روی روز اربعین می گوید: روایت دارد که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه و الشریف) که ظهور فرمود، پنج ندا می کند به اهل عالم، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَ  جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَ  جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا،... امام زمان خودش را به واسطه امام حسین(علیه السلام) به همه عالم معرفی می کنند... بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین(علیه السلام) را شناخته باشند... اما الان هنوز همه مردم عالم، حسین(علیه السلام) را نمی شناسند و این تقصیر ماست، چون ما برای  سیدالشهدا(علیه السلام) طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیاده روی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین(علیه السلام) به عالم است.

ب) ما و حماسه پیاده روی زیارت اربعین

اهمیت اربعین حسینی


«و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله و قد توازر علیه من غرته الدنیا و باع حظه بالارذل الادنی»، «خدایا، امام حسین(علیه السلام) همه چیزش را برای نجات بندگانت از نابخردی و سرگشتگی و ضلالت در راه تو داده در حالی که مشتی فریب خورده که انسانیت خود را به دنیای پست فروخته اند بر ضد وی شوریدند و آن حضرت را به شهادت رساندند.» این عبارات، بخشی از جملاتی است که حضرت امام صادق(علیه السلام) بر زبان مبارک خویش جاری می سازند و به زیارت روز اربعین امام حسین(ع) مشهور است. امام ششم شیعیان در این زیارت اشاره می کنند به آنچه که جدشان در راه خدا و برای سعادت بشریت انجام دادند. اما چرا امام صادق(علیه السلام) این جملات را در روز اربعین بیان می کنند و همگان را در این روز به  دلیل و معنای قیام حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) توجه می دهند؟ و چرا به خواندن این زیارت تا این حد توصیه می شود تا آنجا که نشانه ایمان قرار می گیرد و چرا این همه بر زیارت مرقد مبارک حضرت اباعبدالله(علیه السلام) در روز اربعین تأکید می شود و خیل عاشقان از جای جای دنیا خود را به کربلا می رسانند؟

برای یافتن پاسخ صحیح این پرسش ها، باید به حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علی و اله وسلم) بازگشت که ایشان فرموند: «من از حسینم و حسین از من است.» با این تعبیر و تفسیر که اگر قیام حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) نبود، اگر ایشان از همه وجود خود و اهل بیت شان نمی گذشتند، امروز اثری از آثار اسلام ناب محمدی باقی نمانده بود. با علم بر این مسأله، این سؤال مطرح می شود که آیا قیام کربلا به تنهایی می توانست این اثربخشی را داشته باشد؟ اگر حادثه عظیم کربلا در سال 61 می ماند و اگر ما امروز از چگونگی آن اطلاع نداشتیم، این غلبه خون بر شمشیر می توانست امروز کارکرد مؤثر خود را داشته باشد؟

واقعه کربلا نیز مانند هر موضوع مهم دیگر، زمانی در ذهن ها و جامعه زنده مانده و می تواند کارکرد اصلی خود را داشته باشد که نشر یابد و درباره آن روشنگری شده و گرامی داشته شود.

با این روش و منطق، آنچه حسین بن علی(علیه السلام) به سبب آن برخاست، حیات می یابد و در جامعه بسط پیدا می کند و اگر چنین نباشد، دیگربار، یزیدیان و فرهنگ طاغوت غلبه پیدا خواهند کرد.

اربعین حسینی اهمیت و ارج خود را از این منظر می گیرد که فرصتی است برای زنده نگه داشتن حقیقت عاشورا و تکثیر گفتمان سیدالشهدا(علیه السلام). این نگاه به اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) است که به بیستم ماه صفر اصالت می دهد و اربعین را در راستای روشنگری های حضرت زینب(سلام الله علیها) در مجلس یزید و افشاگری های امام سجاد(علیه السلام) قرار می دهد و بزرگداشت آن، همان عمل زینبی است و تکلیف آنانی است که پس از عاشورا زندگی می کنند و به تعبیر دقیق تر می توان گفت تا زمانی که اربعین این چنین پرشور، گرامی داشته می شود، نهضت عاشورا نیز امتداد خواهد داشت و در سایه آن، اسلام زنده است. همان طور که امام خمینی(ره) فرمودند: «همین محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.»

شور حسینی مردم عراق پس از سقوط صدام

تحقیقات نشان می دهد پیاده روی مراجع و علما تا زمان صدام ادامه داشته است، اما از زمانی که او در سال 1358 (1400 قمری) به ریاست جمهوری عراق رسید تا زمانی که در سال 1381 شمسی (1424) قمری سقوط کرد، وقفه ای در اجرای مراسم عزاداری با شکوه و پیاده روی های دسته جمعی ایجاد شد، هر چند که برخی اخبار حکایت از پیاده روی مخفی مردم در زمان صدام داشته است که گاهی منجر به شهادت این افراد توسط نیروی های بعث شده، اما مردم عراق با سقوط صدام، بار دیگر عشق و علاقه وصف ناپذیر خود به امام حسین(علیه السلام) را به جهانیان ثابت کرده اند که در کنار دیگر محبان و شیعیان اهل بیت از کشورهای ایران، لبنان، پاکستان، هند، لبنان، قطر، امارات، کویت، بحرین و... مراسم اربعین حسینی را با شکوه تر از سال قبل اجرا می کنند.

مسؤولان جا و عقب نمانند

نگاهی به بزرگداشت محرم و صفر در جامعه ایران و نگاه به عطشی که مردم ما برای سفر به کربلای معلی در روز اربعین از خود نشان می دهند، بار دیگر بر این مسأله صحه می گذارد که مردم، پیشرو و پیشتاز هستند و مسؤولان عقب تر و کندتر از آن ها حرکت می کنند. مردم به بهترین وجه، بزرگداشت قیام حضرت اباعبدالله(ع) را دو ماه برگزار می کنند و در برگزاری مراسم اربعین حسینی نیز دستگاه های ذی ربط را مجبور به همراهی می کنند. دستگاه هایی که نه نقش سازماندهی کننده برای سفر، که مأموریت تسهیل کننده سفر مردم را پیدا کرده اند. این پیشروی و پیشتازی مردم در بزرگداشت ایام احترام و عزاداری برای سید شهیدان، نکته بسیار مهم و مبارکی است که حامل پیام های متعددی است که مهم ترین آن ها این است که دغدغه مردم برای زنده نگه داشتن اسلام و مسیر حسین بن علی(ع) بی اندازه پررنگ است. توجه مردم به فرهنگ عاشورا حامل این پیام است که مردم جلوتر از برخی مسؤولان و دستگاه ها فرهنگی کشور بر ضرورت توجه به اسلام و شعائر آن رسیده و برای تحقق آن اقدام کرده اند و اکنون نوبت این دستگاه ها است که به خواست مردم و به کارگیری ظرفیت عظیم مردمی، برای تحقق هرچه بیشتر معارف اسلامی، باطن و ظاهر دین تلاش کنند که این خواسته به حق مردم است و غفلت از آن، نابخشودنی.

بجاست که برای بهره برداری از این ظرفیت بی بدیل، قرارگاهی دائمی با بهره گیری از توان تمامی دستگاهها تشکیل و ارتباط سران دو کشور در سطح رؤسای جمهور و دیگران و به خصوص انعکاس گسترده رسانه ای بین المللی را برای ساماندهی هرچه بیشتر پیگیری نمایند.

قدرت اربعین گره گشای مشکلات جهان اسلام


این همایش بزرگ اگر مورد توجه بزرگان، علما و رؤسای کشورهای اسلامی قرار گیرد، می تواند ابزاری کارگشا در نیل به اهداف اسلامی باشد.

قرار سالانه عاشقان راه حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) این است که از جای جای جهان، خود را به نجف برسانند و از کنار مضجع شریف حضرت علی بن ابی طالب(علیه السلام) و با پای پیاده، راهی دیار کربلا شوند، به طوری که اگر بخواهیم نام تک تک کشورهایی را که افرادی از آن ها، برای پیاده روی به سوی حرم حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) خود را به نجف می رسانند بنویسیم، بدون مبالغه باید نام تمام کشورهای جهان را سیاهه کنیم. از قلب اروپا تا آمریکا، از آفریقا تا شرق دور و صد البته از کشورهای منطقه، انبوه مردمان دلداده به حسین(علیه السلام)، خود را به راه پیمایی اربعین می رسانند آن چنان که گفته می شود، در سال گذشته نزدیک به بیست میلیون نفر این  راه پیمایی را با شکوه هرچه تمام تر برگزار کردند. امسال نیز گمان می رود که بیش از 25 میلیون نفر انسان عاشق پا در این مسیر بگذارند.

نماد وحدت و عظمت
بزرگ ترین راه پیمایی جهان در کربلای معلی و در روز اربعین حسینی اتفاق می افتد. جمع کثیری از سراسر جهان گرد هم می آیند و مسافتی حدود 80 کیلومتر را پیاده طی می کنند و ویترینی از وحدت، همبستگی و بزرگی مسلمانان و عظمت جامعه اسلامی را به تصویر می کشند. تجمعی که در واقع، تولیدکننده یک قدرت بی نظیر برای جهان اسلام است، قدرتی که می تواند گره بسیاری از مسائل را در جهان اسلام بگشاید، قدرتی که می توان با در اختیار داشتن آن، راه را بر افراطی گری و گروه های مدعی اسلام بست.

البته به شرط آن که این قدرت در کانون توجه بزرگان و علمای اسلامی قرار گیرد و برای افزودن بر آن، برنامه های مشخص طرح ریزی شود. این همایش بزرگ اگر مورد توجه بزرگان، علما و رؤسای کشورهای اسلامی قرار گیرد، می تواند ابزاری کارگشا در نیل به اهداف اسلامی باشد، چراکه این اجتماع بزرگ می تواند زمینه ساز قدرت روزافزون مسلمانان و مرهمی بر دردهای پیکره جهان اسلام شود. البته با رعایت دو پیش شرط اساسی؛ اول این که، ما نیز به عنوان افراد جامعه اسلامی با حضور هرچه بیشتر در این همایش و باشکوه تر برگزار کردن این گردهمایی جهانی بر تأثیرگذاری آن بیفزاییم و دوم آن که، راه انحراف این گردهمایی برای آنان که چنین قصد و طمع دارند، بسته شود.

نتیجه گیری

اربعین حسینی و آیین هایی که در آن روز برگزار می شود، نمایشی بی همتا از شور و شعوری اسلامی است که می تواند علاوه بر درمان دردهای جهان اسلام، بهترین و مؤثرترین عامل برای معرفی اسلام حقیقی در جهان باشد. انعکاس گسترده رسانه ای آنچه در بیستم ماه صفر در عراق روی خواهد داد، حتماً مردم سراسر جهان را متوجه اسلام خواهد کرد! آنان کنجکاو می شوند که بدانند این جمعیت عظیم از چه روی در کربلا گرد آمده است؟ آنان بی شک از خود خواهند پرسید که حسین بن علی(علیه السلام) کیست که این مردمان، این چنین مشتاقانه برای زیارت مقبره او می شتابند؟!

البته تحقق این مسأله، نیازمند هوشیاری رسانه ای در جهان اسلام و پوشش گسترده و صحیح از مراسم با شکوه اربعین حسینی است. هوشیاری که بی تردید زمینه ساز گسترش یافتن سلوک امام حسین(علیه السلام) و اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) در جهان خواهد شد و رویکرد رسانه های استکبار را که مدت هاست پروژه اسلام هراسی و تعریف واژگون از اسلام را دنبال می کنند، بی اثر خواهد کرد.

انتهای پیام/ ص .خ
منبع: مشرق

داعش کیست و چه اهدافی دارد؟


داعش کیست و چه اهدافی دارد؟
 
     مقاله ای در پایگاه اینترنتی العالم با عنوان داعش کیست و چه اهدافی دارد؟
         منتشر شده که در آن به جزئیاتی درباره گروهک دولت اسلامی عراق و شام
                                معروف به داعش اشاره شده است.


                                                  به گزاش واحد مرکزی خبر ،‌ در پایگاه اینترنتی العالم آمده است :

                                                              داعش در ماه آوریل سال 2013 میلادی تشکیل شد.

داعش ابتدا این گونه معرفی شد که از ادغام بین « دولت اسلامی » وابسته به شبکه القاعده که اکتبر سال 2006 میلادی به وجود آمد و گروه تکفیری مسلح در سوریه معروف به «جبهه النصره » تشکیل شده است اما این ادغام را که ابو بکر بغدادی یکی از رهبران « دولت اسلامی عراق » اعلام کرد به سرعت از سوی جبهه النصره تکذیب شد.

پس از گذشت دو ماه از این قضیه ایمن الظواهری رهبر شبکه القاعده دستور داد این ادغام ملغی شود اما بغدادی این روند را ادامه داد تا اینکه دولت اسلامی عراق و شام ( داعش ) به یکی از گروههای تروریستی اصلی تبدیل شد که در سوریه و عراق آدمکشی و ویرانگری می کند.

داعش حروف اختصاری « دولت اسلامی عراق و شام» است اما در مناطق تحت کنترل داعش در سوریه از نام « دولت» برای داعش استفاده می شود و هرکس از کلمه داعش استفاده کند هفتاد و پنج ضربه شلاق مجازات اوست.

داعش یک گروه مسلح تروریستی است که اندیشه سلفی جهادی ( تکفیری) را پیشه خود کرده است و هدف سازمان دهندگان داعش نیز بازگرداندن چیزی است که آنان آن را « خلافت اسلامی و اجرای شریعت» می نامند و عراق و سوریه نیز جولانگاه عملیات داعش است.

داعش از زمانی که در سوریه ظاهر شده درباره خاستگاه ، اقدامات، اهداف و ارتباطاتش جنجالهای طولانی را به وجود آورده و باعث شده است به محوری از محورهای مطالب مطبوعات و رسانه ها و تحلیلها و گزارشها تبدیل شود.

هویت و اهداف این گروه بنیادگرا و ارتباطات آن به علت اطلاعات متناقض در خصوص آن گم شده است.

گروهی معتقدند داعش یکی از شاخه‌های القاعده در سوریه است.

گروه دیگری آن را یک سازمان مستقل می دانند که برای تشکیل دولت اسلامی در تلاش است و یک گروه سوم نیز معتقد است داعش ساخته و پرداخته نظام سوریه است تا مخالفان و گروههایش را نابود کند. با توجه به این مطالب داعش چیست ؟

داعش در عراق ... ریشه‌ها و فرآیند تأسیس آن :

با وجود آنکه این گروه به تازگی در سوریه پا به عرصه گذاشته است اما یک تشکیلات جدید نیست بلکه قدیمی‌ترین تشکیلات در بین  همه گروههای مسلح برجسته در سوریه و در منطقه است.

ریشه های تشکیل داعش به سال 2004 میلادی باز می گردد زمانیکه ابو مصعب زرقاوی ( سرکرده القاعده در عراق)  گروهی به نام « جماعت توحید و جهاد » را تشکیل  داد.

زرقاوی ریاست این گروه را به عهده داشت و با القاعده به رهبری اسامه بن لادن در آن زمان بیعت کرد و سپس نماینده القاعده در این منطقه شد و « شبکه القاعده در کشور رافدین ( عراق)» نام گرفت.

شبکه القاعده در عراق در زمان اشغالگری آمریکا در عراق به عنوان یک گروه جهادی ضد نیروهای آمریکایی مطرح و همین باعث جذب جوانان عراقی شد که برای مقابله با اشغالگران آمریکایی در عراق تلاش می کردند و به سرعت بر نفوذ این شبکه و نیروهای آن افزوده و به قدرتمندترین شبه نظامیان مستقر و جنگجو در عراق تبدیل شد.

زرقاوی در سال 2006 میلادی در نوار ویدیویی ظاهر شد و تشکیل « شورای مشورتی مجاهدین » به رهبری عبد الله رشید بغدادی را اعلام کرد .

زرقاوی در همان ماهی که تشکیل این شورا را اعلام کرد کشته شد و ابو حمزه مهاجر به عنوان رهبر شبکه القاعده در عراق انتخاب شد.

اواخر سال 2006 میلادی یک گروه نظامی تشکیل شد که دربرگیرنده همه شبکه‌ها و تشکیلات بنیادگرا در عراق بود علاوه بر اینکه مظهر و نماد اهداف این گروهها بود و نامش نیز « دولت اسلامی عراق» به رهبری ابو عمر بغدادی است.

ابو بکر بغدادی فرمانده داعش کیست؟

در چهارمین ماه سال 2010 میلادی و مشخصا در آوریل آن سال نیروهای آمریکایی به اجرای عملیات نظامی در منطقه ثرثار اقدام و به خانه‌ای که ابو عمر بغدادی و  ابو حمزه مهاجر در آن حضور داشتند حمله کردند و پس از درگیریهای شدید بین دو طرف و به کارگیری هواپیماها این دو نفر کشته شدند.

یک هفته بعد این گروه در بیانیه‌ای در اینترنت به کشته شدن ابو عمر بغدادی و ابو حمزه مهاجر اعتراف کرد.

شورای مشورتی دولت اسلامی عراق پس از گذشت ده روز تشکیل جلسه داد و ابو بکر بغدادی را به جای عمر بغدادی به ریاست انتخاب کرد و او امروز « امیر دولت ا سلامی عراق و شام » محسوب می شود.

ابو بکر بغدادی امیر داعش کیست؟

او ابراهیم بن عواد بن ابراهیم بدری متولد سال 1971 میلادی در شهر سامراست.

وی اسامی و القاب زیادی مانند علی البدری السامرایی ، ابو دعا ، دکتر  ابراهیم ، کرار و ابو بکر بغدادی دارد.

او فارغ التحصیل دانشگاه اسلامی بغداد است و لیسانس و فوق لیسانس و دکترایش را در این دانشگاه گرفته و معلم و استاد و مبلّغ بوده است و با فرهنگ اسلام ، علم و فقه شرعی نیز آشناست و به علوم تاریخی و نسب افراد نیز آشنائیت دارد.

ابراهیم بن عواد بن ابراهیم البدری در یک خانواده مذهبی دارای عقیده سلفی تکفیری متولد شده است. پدرش شیخ عواد از بزرگان عشیره البو بدری عراق است  که نسب وی به قریش باز می گردد و عموهایش از مبلّغان اسلامگرا در عراق است.

بغدادی فعالیتهای خود را با تبلیغ و آموزش شروع کرد اما طولی نکشید که به عرصه جهادی کشیده شد و به عنوان قطبی از قطبهای سلفیه جهادی و به عنوان برجسته ترین نظریه پردازان سلفیه جهادی در استانهای دیاله و سامرای عراق مطرح شد.

نخستین فعالیتهای خود را از مسجد امام احمد بن حنبل آغاز و یک مؤسسه جهادی کوچک در این منطقه به وجود آورد و این مؤسسه نیز چندین عملیات تروریستی انجام داد و در جنگهای خیابانی در عراق در سالهای گذشت شرکت کرد.

بغدادی سپس نخستین گروه موسوم به « ارتش اهل سنت و جماعت» را با همکاری با برخی شخصیتهای بنیادگرایی که با وی در اندیشه و خط مشی و هدف هم سو بودند تشکیل داد و در بغداد ، سامرا و دیاله فعالیتهایش را گسترش داد و طولی نکشید که به همراه گروهش به شورای مشورتی مجاهدین ملحق شد و برای تشکیل و سازماندهی شوراهای شرعی در این شورا تلاش کرد و به عنوان عضوی از اعضای شورای مشورتی بود تا اینکه تشکیل دولت  اسلامی عراق اعلام شد.

ابو بکر بغدادی با ابو عمر بغدادی روابط نزدیکی داشت تا جاییکه ابو عمر بغدادی پیش از کشته شدنش توصیه کرد ابو بکر بغدادی جانشین وی در رهبری دولت اسلامی عراق باشد و این اتفاق در شانزدهم ماه مه سال 2010 میلادی رخ داد و ابو بکر بغدادی به عنوان امیر دولت اسلامی عراق منصوب شد.

صرف نظر از اقدامات القاعده در عراق و دوره زرقاوی و پیروان زرقاوی ،‌ دولت اسلامی عراق از زمانیکه ابو بکر بغدادی به رهبری آن انتخاب شده است یک تاریخ خونین طولانی دارد.

دولت اسلامی در عراق تعداد زیادی عملیات و حملات تروریستی انجام  داده که نتیجه آن کشته شدن هزاران عراقی بوده است.

مهم ترین این حملات نیز عملیات مسجد ام القری در بغداد بود که طی آن خالد فهداوی از نمایندگان مجلس عراق کشته شد. همچنین چندین عملیات انتقام خون اسامه بن لادن رهبر سابق القاعده انجام شد و حملات متعدد تروریستی در عراق صورت گرفت که بر اثر آن صدها نفر از نیروهای ارتش و پلیس و مردم کشته شدند.

پایگاه اینترنتی وابسته به القاعده در عراق مسئولیت بیش از 100 حمله انتحاری در انتقام کشته شدن بن لادن را به عهده گرفته است.

سپس چندین عملیات موسوم به عملیات ویژه مانند حمله به بانک مرکزی عراق ، وزارت دادگستری ، حمله به زندانهای ابو غریب و حوت انجام شد .

داعش در سوریه .....

بغدادی از بحرانی که در سوریه رخ داد و از هرج و مرجی که آنجا به وجود آمد بهره برداری و ورود خود را به خط رویارویی در سوریه اعلام کرد. بغدادی نیز مانند سایر گروههای تکفیری مسلح و مرتبط با  القاعده دریافت که خاک سوریه جای مناسبی برای ارتکاب جنایت و کافر دانستن دیگران است علاوه بر اینکه از این هرج و مرج برای  تحقق خواسته ها و گسترش نفوذ از مرزهای گسترده سوریه با عراق تا شرق سوریه بهره برداری و علیه نظام سوریه اعلام جنگ کرد.

دولت اسلامی از شرق سوریه با شعار « یاری اهل سنت در سوریه » دست به کار شد.

حضور القاعده در سوریه با ظهور و بروز « جبهه النصره » به فرماندهی ابو محمد جولانی اواخر سال 2011 میلادی آغاز شد و طولی نکشید توانایی های آن افزایش یافت و ظرف چند ماه به یکی از قوی‌ترین نیروهای جنگجو در سوریه تبدیل شد و با اعلام بیعت جبهه النصره با شبکه القاعده در افغانستان به رهبری ایمن ظواهری گزارشهای اطلاعاتی و رسانه‌ای از ارتباط جبهه النصره با دولت اسلامی در عراق خبر داد و دولت اسلامی در عراق در سوریه نیز ادامه یافت.

نهم آوریل سال 2013 میلادی ابو بکر بغدادی از طریق شبکه شموخ الاسلام ادغام شاخه جبهه النصره با دولت اسلامی در عراق

را با اسم « دولت اسلامی عراق و شام ( داعش) را اعلام کرد و داستان داعش از اینجا شروع شد .

داعش و النصره :

پس از مدت کوتاهی ابو محمد جولانی امیر جبهه النصره در نوار صوتی ارتباط خود با دولت اسلامی در عراق را  اعلام کرد اما گفت وی یا شورای مشورتی جبهه النصره از اعلام بغدادی در خصوص ادغام دو گروه بی خبرند و با اندیشه ادغام مخالفت و بیعت با القاعده در افغانستان به رهبری ظواهری را اعلام کرد. با وجود  عملیات مشترک النصره و داعش در سوریه اما جنگ سردی بین دو این گروه در سوریه از زمان اعلام بغدادی حاکم است.

هر یک از النصره و داعش اندیشه تندروی تکفیری واحدی دارند و بر اساس خط مشی سلفیه جهادی عمل می کنند و به تشکیل دولت اسلامی در عراق باور دارند اما تفاوت بین دو گروه در نزدیکی آنان به وضع سوریه و لحاظ کردن این خصوصیت از جانب آنهاست.

جبهه النصره در مرحله اول بحران سوریه در اواخر سال 2011 میلادی شکل گرفت و از جامعه سوریه که در سایه دولتی سکولار زندگی می کند تجربه به دست آورد.

افراط گرایی جبهه النصره از داعش در ارتباط با جامعه سوریه کمتر بوده است به ویژه آنکه داعش به تازگی وارد بحران سوریه شده بود و مسیری را طی نکرده بود که قابل قبول باشد بلکه با قدرت نفوذ خود را تحمیل کرده بود و خودش را با توسل به زور در مناطق تحت کنترل تحمیل کرده است.

جبهه النصره با حضور شماری از رهبران سوری که در زندانهای سوریه زندانی بودند و از عفو عمومی استفاده کرده بودند تشکیل شده است. عده ای از این افراد به صورت محرمانه پیش از شروع بحران دعوت به شورش می کردند و عده ای دیگر زیر پرچم القاعده بودند و در کشورهای دیگر مانند عراق و افغانستان و چچن جنگیده بودند و با آغاز بحران در سوریه به این کشور بازگشته بودند تا در سوریه بجنگند مانند ابو محمد الفاتح جولانی .

جولانی از تحصیل کرده های دانشگاهی سوری است که در عراق و چچن و برخی کشورهای دیگر جنگیده است.

داعش بیشتر به عنصر جنگجوی خارجی متکی است و تعداد اعضای خارجی داعش در سطح فرماندهی یا در بین جنگجویان از تعداد سوری آن بیشتر است.

داعش و ارتش آزاد سوریه :

رابطه داعش با گروه موسوم به ارتش آزاد سوریه بسیار متشنج تر و خونین تر است.

سیاست داعش در کافر دانستن نظامها و کشورها و گروهها به حدی رسیده است که هر گروهی در ارتش آزاد را کافر می پندارد.

بین داعش و همه گروههای وابسته به ارتش آزاد در مناطق نزدیک به نفوذ داعش در سوریه درگیریهای طولانی صورت گرفته است.

داعش و کردها :

داعش در چهارچوب کنترل بر مناطق مرزی در شمال و شرق سوریه با شبکه های کردی در شمال شرقی سوریه و مشخصا در مناطق حسکه و قامشلی و عندان درگیر شده است.

درگیریهای شدیدی بین دو طرف صورت گرفته است و کردها توانسته‌اند مناطق خود را در شمال و شمال شرقی سوریه بازپس گیرند.

مناطق نفوذ داعش :

داعش در شمال سوریه حضور دارد و حضور اعضای داعش از مرزهای عراق با سوریه آغاز می‌شود و دیر الزور و الرقه را در بر

می‌گیرد و الرقه در کنترل کامل داعش است .

داعش بر جرابلس ، منبج و الباب و اعزاز درشمال حلب نیز کنترل یافته است علاوه بر اینکه شمال ادلب در نزدیکی مرزها با ترکیه

نیز در کنترل داعش است.

داعش همواره در تلاش است نفوذ خود را گسترش دهد.

جنایات معاویه کاتب وحی !


جنایات معاویه کاتب وحی !


پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یکی از شخصیت‌های روسیاه تاریخ اسلام، معاویة بن ابی‌سفیان (علیه اللعنة و الهاویة) می‌باشد. این شخصیت فاسد تاریخ اسلام، چنان روسیاه است که هیچ شکی در فساد و تباهی او نیست، ولی متأسفانه بعضی از سلفیون و وهابیون، سعی در دفاع از این شخصیت جنایتکار دارند لذا ما را بر آن داشت که گوشه‌ای از جنایات وی را بیان کنیم.

ابن‌تیمیه در دفاع از بنی امیّه می‌گوید: «بنی‌امیه بر تمام افراد روی زمین حکومت داشتند و دولت اسلام در زمان آنان عزیز بود و تنها اعتراضی که مردم بر آن‌ها داشتند دو چیز بود. یکی بدگویی به علی (علیه السلام) و دیگری تأخیر نماز از اول وقت». در جایی دیگر می‌گوید: «سنت در دولت بنی‌امیه قوی‌تر و ظاهرتر از دولت بنی عباس بود، زیرا در دولت بنی عباس تعداد زیادی از شیعه و دیگران از اهل بدعت نفوذ کرده بودند».[۱]

دفاع از یزید در کشتن اهل مدینه

ابن‌تیمیه در جایی دیگر می‌گوید: «یزید جمیع اشراف مدینه را نکشت، کشته‌ها به ده هزار نفر نرسید، خون‌ها به قبر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نرسید، قتلی در مسجدالنبی واقع نشد». با آن که ابن اثیر در الکامل نقل می‌کند: «بعد از واقعه کربلا اهل مدینه بیعت خود را از یزید خلع نمودند، خبر به یزید رسید، مسلم بن عقبه را که مردی خون‌ریز بود به مدینه فرستاد و دستور داد تا سه روز مردم را به بازگشت به بیعت دعوت کند و گرنه همه اهل مدینه را به قتل برساند. و نیز اجازه داد تا سه روز تمام اموال مدینه بر لشکرش حلال باشد. مسلم بن عقبه با لشکری وارد مدینه شد و تا سه روز فجیع‌ترین قتل و غارت‌ها را در طول تاریخ بشر انجام دادند». ابن کثیر می‌گوید: «لشکر یزید با زنان مدینه کاری کردند که بعد از آن واقعه هزار زن بدون شوهر بچه‌دار شدند». ابن‌قتیبه می‌گوید: «در آن واقعه، از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) هشتاد نفر بدری و از قریش و انصار هفت صد نفر کشته شدند؛ از سایر مردم نیز ده هزار نفر را کشتند.» با آن که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر کس اهل مدینه را بترساند خدا او را خواهد ترسانید و لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد».[۲]  

تفاله‌ها و دنباله‌روهای بنی‌امیه، یعنی وهابیت و سلفی‌های بدنام نیز دقیقاً اقتدا به مولای خود، ابن تیمیه و معاویه کرده و به شدت از بنی‌امیه دفاع می‌کنند و برعکس کینه بسیار شدیدی نسبت به اهل‌بیت (علیهم السلام) دارند. در بیشتر مبارزاتی که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) با کفار و مشرکین مکه داشتند، سرکرده بت‌پرستان، ابی‌سفیان، پدر معاویه (لعنة الله علیهما) بود. ابوسفیان تا آخرین نفس با پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) مبارزه کرد و تا مجبور نشد اسلام را قبول نکرد و اسلام را از روی اکراه و ترس از جانش پذیرفت آن هم زمانی که دید مقاومت و جنگ با رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) بی‌فایده است.

شجره ملعونه که در قرآن بیان شده است «وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ [اسراء ۶۰]» در مورد معاویه و پدرش ابوسفیان می‌باشند که مورد لعن خداوند عالم و پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می‌باشند. این در حالی است که خود اهل سنت نیز شأن نزول آیه شریفه: «وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ»‌ را صادق بر بنی‌امیه می‌دانند. و به تعبیر "ابوالفدا" مفسرین در مورد نزول آیه، در شأن بنی‌امیّه اجماع دارند. همان‌گونه که رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) به طور خصوصی، مروان و پدرش را (از بنی‌امیّه) مورد لعن قرار داده است.[۳] علی بن اقمر، از زبان عبداللّه بن عمر، نقل می‌کند که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) از راهی می‌رفت و ابوسفیان را که سواره بود و معاویه و برادرش همراه او بودند یکی دهانه‌کش بود و دیگری ستورران، دید و چون به آن‌ها نظر افکند فرمود: «خدایا! دهانه‌کش و ستورران و سوار را لعنت کن». از عبد اللّه بن عمر پرسیدیم: «تو خودت از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدی؟» گفت: «آری، اگر دروغ بگویم گوشم کر باد چنانکه دیدگانم کور».[۴]

طبری در تاریخش چنین می‌نویسد: «پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابوسفیان را که بر خری سوار بود و معاویه دهانه آن را می‌کشید و پسرش یزید، آن را می‌راند، دید و فرمود: «خداوند دهانه‌کش و سوار و ستور ران را لعنت کند».[۵] وقتی که هم قرآن و هم رسول گرامی‌اش، این شجره خبیثه را لعن و نفرین کرده‌اند، سَلَفیون بی‌آبرو چگونه از او دفاع می‌کنند؟

جنایت بُسر بن ارطاة، فرمانده معاویه

معاویه پس از حکمیت، "بُسر بن ارطاة" را با گروهی از لشگریان به اطراف و اکناف فرستاد و امر کرد در هر جا شیعیان علی را دیدند بکشند و بر زن و مرد و کودک رحم نکنند. بسر بن ارطاة به طرف مدینه حرکت کرد و در آنجا گروهی از اصحاب علی (علیه السلام) را کشت و خانه‌های جماعتی را خراب کرد، و از مدینه به طرف مکه رفت و در آنجا چند نفر از " آل‌مهلب" را از بین برد. این مُفسدِ جانی در مکه و نجران نیز تعدادی را کشت و سپس به یمن رفت. عبیدالله بن عباس عامل علی (علیه السلام) در آن جا نبود، بُسر بن ارطاة دو کودک عبیداللّه را با دست خود سر برید و بعد از این جنایات و خون‌ریزی‌ها به طرف معاویه برگشت.

در کتاب تهذیب التهذیب آمده است که معاویه به بسر فرمان داد: «هر کس را که در اطاعت علی بن ابی‌طالب یافتی، به قتل برسان!» این مرد جبار به فرمان معاویه، در مکه و مدینه اعمالی جنایت بار و دور از انسانیت انجام داد.[۶] ابن عساکر می‌نویسد: «او با توده‌های مختلف مردم برخورد می‌کرد، و هر کس را که به اطاعت امام دل داده بود، می‌کشت. مثلاً قبیله بنی‌کعب که در یک آبادی ما بین راه مکه و مدینه به سر می‌بردند، قتل عام کرد. و سپس اجساد کشتگان را به چاه انداخت».[۷] مسعودی در کتاب مروج الذهب در این زمینه می‌نویسد: «او افراد فراوانی از قبیله خزاعه و غیر ایشان را به قتل رسانید! او هر کس از طرفداران و هواخوهان امیرالمونین (علیه السلام) را می‌یافت، زنده نمی‌گذاشت!»

در دو کتاب استیعاب و اسدالغابة می‌خوانیم: «بسر بن ابی‌ارطاة در یکی از یورش‌های وحشیانه‌اش، قبیله حمدان را مورد حمله قرار داد. مردانشان را کشت، و زنانشان را اسیر نمود. اینان اولین دسته از زنان مسلمان به شمار می‌آمدند که در اسلام، اسیر شده و بر سر بازاری برای فروش عرضه گردیدند»! افرادی که بسر در یورش‌های وحشیانه‌اش به قتل رسانید، تا ۳۰,۰۰۰ تن برشمرده‌اند! او حتی گروهی را هم به آتش درانداخت و سوزانید تا آنجا که بسر لشگر خویش را پیش راند، و تا توانست، کشتار کرد و به آتش کشید![۸]
در همین زمان هم اگر می‌بیینم و یا می‌شنویم که تکفیری‌های وحشی، مسلمانان و علی الخصوص شیعیان را شکم دریده و یا سر می‌برند و یا در آتش می‌افکنند نباید تعجب کرد چون این‌ها همان دنباله‌روهای معاویه و بنی امیه هستند.

جنایت یزید در مدینه

وقتی مردم مدینه قیام کردند، یزید، مسلم بن عقبه را فرستاد و به او گفت: «اهل شام را آزاد بگذار تا هر چه می‌خواهند درباره دشمنان خودشان انجام دهند». مسلم با لشکریان خود به طرف مدینه حرکت کرد و مردم مدینه را ترسانیده و لشکریان خود را مدت سه روز آزاد گذاشت تا هر جنایتی که میل دارند انجام دهند و در نتیجه این آزادی دوشیزگان زیادی که بالغ بر سیصد نفر بودند مورد تجاوز قرار گرفتند و زنان زیادی که شوهر نداشتند از زنا حامله شدند و مدینه را که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) «طیبه» نام‌گذاری کرده بودند، «فتنه» خواندند. این جبّار خون ریز در مدینه گروه زیادی از قریش و مهاجر و انصار و فرزندان آن‌ها را کشت، که عدد آن‌ها در حدود هزار نفر بوده و در حدود چهار هزار نفر از سایر مردم کشته شدند و از مردم مدینه به عنوان بردگان یزید بیعت گرفت، و هر کس امتناع می‌کرد، او را می‌کشتند.

مبارزه معاویه با فضائل علی (علیه السلام)

معاویه برای جلوگیری از فضائل علی (علیه السلام) بخش‌نامه‌ای برای عُمّال و حُکّام خود صادر کرد و گفت: «از ذمّه من بری است کسی که درباره ابوتراب فضیلتی نقل کند و یا از اهل‌بیت او تجلیل نماید، پس از این دستور در شهرها و قُراء و قصبات، خطباء در منابر خود علی و اهل‌بیت او را سب کردند و از آنان برائت حاصل نمودند». از همه جا بیشتر اهل کوفه را تحت فشار قرار دادند زیرا شیعیان علی در این شهر زیاد بودند. در تعقیب این بخش‌نامه، بخش‌نامه دیگری فرستاد و گفت: «هر کس متهم به دوستی این خانواده است. خانه‌اش را خراب کنید و آنان را مورد عقوبت و خواری قرار دهید و ذلیل و ناتوان سازید». حُکّام به ظلم و جنایت‌شان افزودند و به افرادی که در مظانّ تشیع و دوستی اهل‌بیت قرار داشتند بسیار سخت می‌گرفتند مخصوصاً در کوفه بسیار جنایت کردند.

شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) در بلای شدیدی گرفتار شدند و زندگی بر آنان بسیار سخت شد. کار به جایی رسید که حتی شیعیان نسبت به خدمتکاران خود ظنین بودند و هرگاه اراده می‌کردند مطلبی با آنان بگویند عهد و پیمان‌هایی شدید از آن‌ها می‌گرفتند و سپس مقصود خود را در میان می‌گذاشتند. معاویه جنگ صفین را برعلیه امیرالمؤمنین (علیه السلام) به راه انداخت و از شدت کینه وعنادی که با امیرالمؤمنین (علیه السلام) داشت، دستور داد که بالای منابر حضرت را لعن و نفرین بکنند. و این بدعت شوم تا ۶۰ سال ادامه داشت. این در حالی است که به گواه تمام مفسرین شیعه و سنی این آیه شریفه در شأن اهل‌بیت (علیهم السلام) که یکی از آن‌ها امیرالمؤمنین (علیه السلام) است نازل شده است. «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً [احزاب/۳۳] به راستی خدا می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و به نیکی شما را پاک سازد».

با این آیه و آیات فراوانی که در شان حضرت و اهل‌بیت (علیهم السلام) وارده شده است، چطور معاویه (لعنة الله علیه) جنگ صفین را بر علیه حضرت راه اندازی کرد؟ معاویه پسرش یزید را (که سگ‌باز و میگسار بود) مسلط بر مردم کرد و این شخص جنایت کار فاجعه کربلا را رقم زد که پاره تن  رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به شهادت رسانید. سلفیه روسیاه از این جنایتی که معاویه مرتکب شده است چطور دفاع می‌کنند؟ آیا این که او کاتب وحی (؟!!) و از اصحاب پیامبر (؟!!) بود، نباید او را تقبیح کرد؟ و چون اجتهاد کرده و خطا کرده است، نباید ایرادی به او گرفت.

منبع:

[۱]. شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، ج ۲، ص: ۵۳۲، علی اصغر رضوانی، نشر مشعر.
[۲]. شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، ج ۲، ص: ۵۳۰.
[۳]. شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، ج ۲، ص: ۵۳۲.
[۴]. ترجمه الغدیر، ج ۱۹، ص: ۲۱۸، ترجمه جمعی از نویسندگان، ناشر، بنیاد بعثت.
[۵]. همان.
[۶]. همان.
[۷]. همان.
[۸]. همان.

روانشناسی داعش و داعشی ها

روانشناسی داعش و داعشی ها

خبرگزاری اهل‌بیت (ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

در پی شدت گرفتن فعالیت تروریست های موسوم به "گروه دولت اسلامی عراق و شام" یا همان "داعش"، فعالیت های این گروه زیر ذره بین قرار گرفت.

معمولا اخبار و اطلاعاتی که درباره داعش منتشر می شود درباره پیشروی ها، عقب نشینی ها یا جنایات این گروه است. اما نوشته زیر که به قلم یکی از اعضای کمیته‌های آموزش و رسانه انجمن روان‌پزشکان ایران به چاپ رسیده است به بررسی گروه تروریستی داعش از زاویه ای دیگر پرداخته است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: دکتر سامرند سلیمی (روان‌پزشک)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به نظر من "پدیده داعش" جدید نیست، ولی عواملی این گروه را متمایز می‌کند؛ مثلا تماشاگران شبکه‌های تلویزیونی دنیا شاهد فیلم‌هایی هستند که خود داعش منتشر می‌کند. آن‌ها سایت‌های اینترنتی دارند که به‌وسیله آن فیلم‌ها و عکس‌های خود را به تمام دنیا مخابره می‌کنند. از طرفی منطقه همزمان پر از خبرنگار است چون هم جنگ سوریه در جریان است و هم مسائل منطقه‌ای خاورمیانه بسیار مهم هستند، بنابراین خبرنگار‌ها می‌توانند لحظه به لحظه وقایع را پوشش دهند.

علاوه بر این‌ها، اهمیت استراتژیک کشور عراق و منابع نفتی آن مزید بر علت شد و اینکه داعش اولین حمله‌های خود را متوجه مناطق نفت‌خیز و پالایشگاه‌ها کرد، در خبرساز شدن اقدام‌های آن‌ها موثر بود، اما چیزی که بیشتر از هر چیز دنیا را تکان داد، الگویی از رفتار بود که این گروه هنگام تصرف مکان‌ها نشان می‌دادند؛ فیلم‌هایی از داعشی‌ها منتشر شد که آن‌ها را در جاده‌ها و در حال بازرسی اتومبیل‌ها نشان می‌داد در حالی که لپ‌تاپ‌هایی در دست داشتند با اسامی کسانی که با دولت همکاری داشتند یا به هر نوعی تفکراتشان با ایدئولوژی داعش متفاوت بود.

اعضای این گروه کارت شناسایی راننده‌ها را با فهرست این اسامی مطابقت می‌دادند و اگر اتفاقا نام آن‌ها در این لیست وجود داشت، همانجا بدون محاکمه حکم اعدام در موردشان اجرا می‌شد!

این فیلم‌ها در تمام دنیا پخش ‌شد و تعجب همه دنیا را بر‌انگیخت که کدام ایدئولوژی و دین می‌تواند اینگونه باشد که براساس آن، افرادی اجازه پیدا کنند صرفا براساس یک نام و بدون محاکمه، کسی را کنار جاده به قتل برسانند و شادمانی کنند.

مساله این است که اعضای این گروه غیر از خودشان، بقیه آدم‌ها را دیندار و دین‌مدار نمی‌دانند بنابراین هرگونه خشونت و قتلی را عین وفاداری به ایدئولوژی دینیشان فرض می‌کنند در حالی که بسیاری از مسلمانان در سراسر دنیا و به‌خصوص طبقه فرهیخته آن‌ها، از این اقدام‌ها متحیر مانده‌اند و هرگز چنین اعمالی را خداپسندانه و بر مبنای دین نمی‌دانند و از آن‌ها بیزارند.

آیا داعش تروریست است؟

«ترور» یعنی ایجاد وحشت و ترس. در واقع ترور یعنی استفاده از خشونت غیرمترقبه، شوک‌آور و غیرقانونی علیه افراد غیرنظامی برای وادار کردن یک دولت یا یک جامعه به پذیرش خواسته‌هایی که بر مبنای یک ایدئولوژی استوار است.

اما تروریست از منظر روان‌شناختی می‌خواهد چه اتفاق‌هایی در جامعه بیفتد و هدفش چیست؟ آن‌ها پدیده‌های روان‌شناختی‌ای را در جامعه ایجاد می‌کنند تا از طریق آن به مردم و غیرنظامی‌ها فشار بیاید تا آن‌ها هم به دولت‌ها فشار بیاورند و در ‌‌نهایت آن گروه به خواسته‌هایش برسد. پدیده‌های روان‌شناختی که در اثر حرکات تروریستی و شنیدن خبر آن‌ها در مردم ایجاد می‌شود؛ وحشت، احساس نابسامانی و آشفتگی، ناآرامی و بی‌قراری، بدبینی، اضطراب و دلشوره، خشم، سوگ و احساس رخ دادن تراژدی است.

از همه مهم‌تر، ترکیبی از همه این احساس‌های ناخوشایند است که باعث بروز احساس شدید سردرگمی، نابسامانی و ناامنی درون آدم‌ها می‌شود. اما چه چیزی باعث روا داشتن ترور می‌شود؟ واضح است کسانی که چنین رفتارهایی دارند، خودشان آن را بی‌رحمانه، وحشیانه و غیرانسانی نمی‌دانند و این حق مسلم را برای خود قائل هستند که چنین اعمالی انجام دهند.

در سال‌های اخیر در دنیا، راجع ‌به کسانی که رفتارهای تندرو داشته‌اند، بررسی‌هایی انجام شد. یکی از مهم‌ترین و بهترین این تحقیقات را دکتر واگدی لوزا در دانشگاه کانادا انجام داد که در مورد تروریسم گروه‌های مذهبی مثل القاعده با رویکرد خاورمیانه بود و می‌توان نتایج آن را به داعش هم تعمیم داد. براساس این مطالعه، معلوم شد در غرب بیشتر کسانی که به این گروه‌ها می‌پیوندند، مردانی هستند در سنین ۱۷ تا ۲۳ ساله، معمولا از خانواده‌های طبقه متوسط با دستاوردهای نسبتا بالای شغلی و تحصیلی در علوم مدرن و دارای مدارک دانشگاهی.

اما نتایج مطالعه‌هایی هم که در سال ۱۹۹۹ انجام گرفت، نشان داد کسانی که در کشورهای خودشان دست به اقدام‌های تروریستی می‌زنند، افرادی هستند با تحصیلات کم و بیکار که از متن جامعه تقریبا کنار گذاشته شده‌اند و خودشان هم خودشان را از متن جامعه جدا کرده‌اند.

رهبران این گروه‌های تندرو و افراطی مذهبی، به طور متوسط ۱۵ سال بزرگ‌تر از پیروان و دیگر اعضای گروه هستند، حدود ۴۰ سال سن دارند، جذبه و قدرت تاثیرگذاری خیلی زیادی دارند، قادرند احترام طرفداران و پیروانشان را نسبت به خودشان برانگیزانند، دانش زیادی درباره ایدئولوژیشان دارند به نحوی که می‌توانند دیگران را تحت‌تاثیر قرار دهند، ذاتا شخصیت پرنفوذی دارند، الهام‌بخش دیگران هستند، تشویق و ترغیب را در عالیترین شکل ممکن بلدند، معمولا از مرگ نمی‌ترسند و استاد مرگ هستند. البته در رهبران این گروه‌ها، افرادی هم وجود دارد که اتفاقا کاملا از مرگ گریزانند در حالی که دیگران را برای مردن در راه ایدئولوژی تشویق می‌کنند.

کسانی که جذب گروه‌هایی مثل داعش می‌شوند، غیرطبیعی‌اند؟

در این مورد توافق نظر وجود ندارد. برخی مطالعه‌ها نشان می‌دهد عده زیادی از این آدم‌ها اختلال‌های شخصیتی دارند. حتی برخی از آن‌ها به اختلال‌های روان‌پزشکی عمده‌تری هم مبتلا هستند. اما مهم‌ترین نکته شخصیتی که می‌توان به آن اشاره کرد، این است که این افراد در خانواده یا جامعه‌ای بزرگ شده‌اند که در آن‌ها احساس شدید خودکم‌بینی و احساس حقارت به‌ وجود آورده است.

این آدم‌ها هرگز جدی گرفته نشده‌اند و احساس کرده‌اند شهروند درجه یک نیستند و حقوق آن‌ها با حقوق دیگر شهروندان تفاوت دارد. آن‌ها حس می‌کنند مثل دیگران با آن‌ها رفتار نمی‌شود. یکی از بارز‌ترین نمونه‌های این وضعیت را شاید بتوان در رفتار مردم عرب ساکن حومه پاریس در ۳-۲ سال گذشته مشاهده کرد. آن‌ها در پاریس به دنیا آمده بودند و پاسپورت‌ فرانسوی داشتند اما احساس تعلق و دلبستگی به جامعه فرانسه در آن‌ها شکل نگرفته بود و همین باعث شد اغتشاش‌هایی را در پاریس ایجاد کنند که خسارت‌های زیادی به بار آورد.

بعد از آن، دولت فرانسه تازه متوجه شد نمی‌تواند به تبعیض قائل شدن ادامه دهد و باید زمینه‌های پیوستن این مردم به فرهنگ فرانسوی و در عین حال احترام به فرهنگ عربی و اسلامی را فراهم کند تا با چنین عصیان و آشوب‌هایی مواجه نشود.

یکی دیگر از جنبه‌های شخصیتی اعضای چنین گروه‌هایی، این است که استقلال شخصیتی ندارند و نیاز دارند از فرد دیگری با جذبه و تاثیرگذاری بالا‌تر پیروی کنند. آن‌ها اعتماد به نفس ندارند و فقط در چارچوب یک ایدئولوژی می‌توانند احساس اعتماد به نفس پیدا کنند، آن هم ایدئولوژی‌ای با رفتارهای خشن تا کسی جرات نکند در مقابلشان بایستد.

افرادی که فاقد حس همدلی و همدردی با دیگران هستند و اساسا از کودکی وجدان در آن‌ها شکل نگرفته، از کودکی آسیب شدیدی به خودانگاره‌شان وارد شده یعنی در خانواده و جامعه مرتب به آن‌ها گفته می‌شده بد هستند، از قوم بدی هستند، مذهبشان به درد نمی‌خورد، ملیت وحشی‌ای دارند و...، مدام در پی این هستند، که خشم خود را جایی‌‌ رها کنند و یکی از بهترین راه‌های این کار، پیوستن به گروه‌هایی است که می‌توان با عضویت در آن‌ها و رفتارهای خشونت‌آمیز، خشم را تخلیه کرد.

اعضای این گروه‌ها، معمولا نسبت به اطرافیان و جهان بدبین هستند و گاهی اشتغال ذهنی زیادی با قدرت دارند چون مثلا تحت‌کنترل یک والد بسیار خشن یا حاکمیت خشن و تنبیه‌گر بوده‌اند. گروه‌هایی مانند داعش ماوایی می‌شود برای آن‌ها تا احساس قدرت کنند. آدم‌هایی با چنین ویژگی‌هایی، چنان تحت‌تاثیر و نفوذ قرار می‌گیرند که نوعی هیپنوتیزم در آن‌ها رخ می‌دهد، به گونه‌ای که باعث می‌شود تماسشان با واقعیت‌ها قطع و درکشان از حقایق مخدوش شود.

یکی از کارهایی که رهبران این گروه‌ها به خوبی انجام می‌دهند، شستشوی مغزی است؛ یعنی مسائل ایدئولوژیک را به اسم واقعیتی در کل هستی به خورد این آدم‌ها می‌دهند و آن‌ها را به این باور می‌رسانند که واقعیت همین است که رهبرانشان می‌گویند.

گروه دیگری از محققان هم براساس مطالعه‌هایشان به این نتیجه رسیده‌اند که اعضای گروه‌های تروریستی، اصلا شخصیت غیرطبیعی ندارند و خیلی از آن‌ها طبیعی، تحصیلکرده و فرهیخته و به شدت به ایدئولوژی خود وفادارند و حتی حاضرند در راه ایدئولوژیشان، جان خود را فدا کنند. در واقع این افراد از طریق فدا کردن جانشان احساس مفید بودن، جانفشانی و ایثار می‌کنند و طی این راه را پرافتخار می‌دانند که در ‌‌نهایت باعث می‌شود نامی بزرگ در این دنیا و جایگاه رفیعی در دیار باقی برایشان به‌وجود آید.

به نظر من، طبیعتا از هر دو گروه این آدم‌ها، در گروه‌هایی مثل داعش دیده می‌شود و شاید باید برای پی بردن به واقعیت به رفتار آن‌ها نگاه کنیم. من معتقدم آنچه آدم‌های طبیعی را از غیرطبیعی متمایز می‌کند، میزان قانونمندی و رفتارهایی است که براساس وجدان از آن‌ها سر می‌زند.

کسانی که به جانفشانی و ایثار و افتخار معتقدند، مطمئنا حاضر نیستند شخصی که به اسارت آن‌ها درآمده، بدون محاکمه، کنار جاده و جلوی چشم اعضای خانواده‌اش تیرباران کنند.

متاسفانه با توجه به رفتار‌ها و اقدام‌های گروه داعش، به نظر می‌رسد بیشتر اعضای آن شخصیت غیرطبیعی دارند و تفکراتشان غیرمنعطف، ابتدایی و بدوی است. آن‌ها معمولا عادت دارند و آموخته‌اند به مسائل خیلی ساده‌انگارانه نگاه کنند. نمونه‌اش همین پدیده اعلام خلافت برای همه جهان از یک منطقه در عراق و سوزاندن پاسپورت‌های تبعه‌های کشورهای اروپایی است تا نشان دهند جهانشمول فکر می‌کنند و تفکر ملیتی ندارند! این افراد معتقدند حکومت و خلافتی برای تمام دنیا تاسیس کرده‌اند و همه این‌ها نشان از ساده‌انگاری آن‌ها دارد.

داعشی‌ها پدیده‌ها را یا سیاه مطلق می‌بینند یا سفید سفید، یا خوب خوب یا بد بد. آن‌ها دنیا را به دو دسته تقسیم شده می‌بینند؛ ثروتمندان بی‌درد استثمارگر و فقرای دردمند بدبخت و این یعنی تفکر همه یا هیچ. عقاید آن‌ها بیشتر از اینکه عقاید خاصی باشد، بر پایه رد تفکر دیگران است و همه حق را با خود می‌دانند. علاوه بر این، اعتقاد دارند تفکرشان در تمام اعصار و برای همه مردم و همه شرایط درست و بجاست بنابراین می‌خواهند ایدئولوژی خود را به زور به همه بقبولانند و اگر کسی مخالفت کند، درصدد آزار او برمی‌آیند. به وضوح سیستم تحلیلی این گروه‌ها ضعیف است چون آموزش‌هایی که در مدارس خود دیده‌اند بیشتر بر اساس حافظه‌ است نه تحلیل.

در ‌‌نهایت تاکید می‌کنم که تشکیل داعش و گروه‌هایی نظیر آن، حاصل پس زده شدن و تحقیر از سوی خانواده و جامعه است بنابراین اگر هر کشوری می‌خواهد پدیده‌ای مثل داعش در آن ظهور نکند، باید بداند لازم است به حقوق شهروندی و دین و مذهب مردم احترام بگذارد.

مطالب مرتبط