اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

بررسی ابعاد نقض حقوق بشر در امارات


قوانینی که اطرافیان پادشاه از آن مستنثی هستند؛
یک شبکه تلویزیونی آمریکا نواری ویدئویی از امارات منتشر کرد که شیخ عیسی بن زاید آل نهیان، پسر رئیس سابق امارات متحده عربی در حال زدن شلاق و شوک برقی، ریختن نمک روی زخم و ریختن خاک در دهان و زیر گرفتن یک مجروح با یک مرسدس بنز را نشان می‌داد که این تصاویر مورد تأیید مقامات اماراتی هم قرار گرفت...
گروه گزارش ویژه مشرق- آیا شهروندان کشور امارات حق تغییر دولت خود را خواهند یافت؟ گزارش هایی مبنی بر شکنجه افراد در این کشور وجود دارد. گاهی نیروهای امنیتی امارات خودسرانه شکنجه بازداشت شدگان را در دستور کار خود قرار می دهند. بازداشت خودسرانه و انفرادی مشکلی است که همچنان در این کشور باقی است. قوه قضائیه فاقد استقلال کامل می باشد.

دولت با مداخله به حریم خصوصی و آزادی های مدنی از جمله آزادی بیان، مطبوعات، تجمعات، مشارکت سیاسی را محدود کرده است. گزارش هایی از فساد اداری در دست است که از عدم شفافیت دولت حکایت دارد. سؤاستفاده خانگی از زنان، مشکل لاینحل کشور امارات است. ادعاهایی نیز مبنی بر زمینه سازی پلیس برای سوء استفاده خانگی وجود دارد. قاچاق انسان ادامه دارد و تبعیض قانونی و اجتماعی علیه زنان و اتباع خارجی فراگیر است. دولت به شدت حقوق کارگران خارجی را محدود کرده است. سوء استفاده از خدمه بومی و خارجی امری عادی و رایج است.

از سوی دیگر نتایج تحقیقات سالیانه واحد اطلاعات اکونومیست درباره وضعیت دموکراسی در ۱۶۷ کشور جهان بیانگر آن است که امارات متحده عربی از جمله حکومت های استبدادی است و در رتبه 147  از این رده بندی قرار دارد. رده بندی مذکور بر اساس پنج شاخص اصلی: فرآیند انتخابات، تعدد احزاب، آزادی‌های شهروندی، عملکرد دولت و مشارکت سیاسی و فرهنگ سیاسی می‌باشد. این فهرست، کشورها را براساس وضعیت دمکراسی، از بهترین وضعیت تا وخیم ترین وضعیت به چهار نوع: دموکراسی کامل، دموکراسی شکننده، حکومت‌های هیبریدی و حکومت های استبدادی تقسیم می‌کند.

این مقاله بر پایه گزارش اداره حقوق بشر، دموکراسی و کار  وزارت امور خارجه آمریکا  نگاشته شده است. گزارش «بررسی وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در کشور امارات متحده عربی» در 25 فوریه 2009 منتشر شده است. ضمنا مطالبی که در این گزارش به عقیده نگارنده مغایر با دستورات اسلامی بود، از گزارش حذف شد. 


قسمت اول) احترام کامل به حقوق اشخاص از جمله آزادی افراد همچون:
• محرومیت غیر قانونی و خود سرانه از زندگی؛ گزارشی در این باره که دولت امارات متحده عربی به شکل غیر قانونی و خودسرانه اقدام به قتل و کشتار نماید وجود ندارد.

• ناپدید شدن؛ گزارشی درباره ناپدید شدن با انگیزهای سیاسی وجود ندارد.

• شکنجه، مجازات های بیرحمانه ، غیر انسانی یا اهانت آمیز؛

قانون اساسی امارات شکنجه را ممنوع کرده است، اما در 23 آوریل 2009 شبکه تلویزیونی آمریکایی ای.‌بی.‌سی یک نوار ویدیویی قاچاق شده از امارات را منتشر کرد که شیخ عیسی بن زاید آل نهیان، پسر رئیس سابق امارات متحده عربی را در حال شلاق زدن، زدن شوک برقی (مخصوص گاوها)، وارد کردن چوپ در مقعد، ریختن نمک روی زخم و خاک در دهان و زیر گرفتن یک مجروح با یک مرسدس بنز منتشرکرد؛ این تصاویر مورد تائید مقامات اماراتی قرار گرفت. 


وحشی‌گری و بی رحمی زندانبانان اماراتی از دیگر مواردی است که گزارش ها آن را نشان می دهد. در تاریخ 9 ژوئیه  دادگاهی در دبی 25  زندانبان این کشور به همراه رئیس سابق زندان مرکزی دبی، به جرم سوء استفاده از موقعیت و اقتدار خود و ضرب و شتم زندانیان به سه تا شش ماه زندان محکوم کرد. براساس گزارش ها، از جمله اتهامات مطرح شده آن بود که رئیس زندان، یک زندانی را مضروب نموده، سپس وی را به حال خود رها کرد. در نهایت صدمه به ستون فقرات این زندانی، منجر به ناتوانی دائمی(فلج شدن) وی گردید. متهمین در دادگاه تجدید نظر 18 نوامبر حاضر شدند، دادگاه استیناف دبی حکم آنان را به حالت تعلیق درآورد. در پایان سال نیز حکم رئیس زندان به حالت تعلیق در آمد و او به قید وثیقه آزاد شد.   
              
*زندان و شرایط مراکز نگهداری زندانیان     
شرایط زندان ها در هفت امارت این کشور بسیار متنوع است. برخی از زندان ها بسیار شلوغ است، به خصوص در ابوظبی و دبی. شرایط برای زندانیان زن برابر و یا کمی بهتر از شرایط زندانیان مرد است. زندانیان محکوم به دلایل امنیتی از عامه زندانیان جدا می شوند. شرایط در بخشهای ویژه زندان، چندان متفاوت از دیگر بخشهای زندان نیست. گزارشهای موثقی مبنی بر اینکه مقامات دولتی زندانیان مبتلا به ایدز را از دیگر زندانیان جدا کرده اند، وجود دارد اما این جداسازی باعث تخفیف در مجازات آنان نمی شود.
 
پلیس دبی و ابوظبی اعلام کرد که سازمان های غیر دولتی و کمیته بین المللی صلیب سرخ می توانند با در خواست خود از شرایط زندان‌ها بازدید کنند. با این حال، در تاریخ 21 سپتامبر، زمانی که اعضای سازمان های غیر دولتی امارات برای بازدید از شرایط زندانیان زن عازم زندان "الاویر" دبی شدند، مسئولان زندان درخواست آنان را به شکل کامل اجابت نکردند.

گرچه سازمان های خیریه غیردولتی در طول سال از زندان ها بازدید می کردند اما آنها فقط مجاز به حمایت مادی از زندانیان بودند. با این حال ، برخی افراد، از سوء استفاده مکرر جسمی و آزار روانی زندانیان گزارش داده اند.

*دستگیری یا بازداشت خودسرانه
قانون اساسی امارات دستگیری و بازداشت خودسرانه را ممنوع کرده است اما گزارش ها حاکی از آنست که دولت بدون تفهیم اتهام و یا برگزاری جلسه دادگاه مقدماتی افرادی را در بازداشت یا زندان نگه می دارد. قوانین موجود، حبس نامحدود، بازداشت انفرادی و بدون تجدید نظر را مجاز می داند. طبق این شیوه، بازداشت شدگان ممکن است تنها با وکیل خود تماس بگیرند.

*نقش پلیس و دستگاه امنیت
 وزارت فدرال کشور بر مدیریت افسران پلیس را در هر یک از هفت امارت نظارت می کند؛ هر امارت، تحت ریاست یک افسر پلیس اداره می‌شود که نیروی پلیس خاص خود دارد و بر ایستگاه‌های پلیس منطقه نظارت دارد. هرچند در مقام نظر تمام نیروهای پلیس زیر مجموعه و شاخه‌ای از وزارت کشور هستند اما در عمل به شکل مستقل عمل می کنند البته با کارآمدی های متفاوت. نیروهای پلیس زیر چتر وزارت کشور مسئولیت امنیت داخل کشور را بر عهده دارد و نیروهای مسلح فدرال امنیت خارجی را بر عهده دارند.

 در حالی که گزارش ها نشان می دهد که وقوع ارتش در پلیس امری غیر عادی است، با این وجود هرازگاهی وزارت کشور در پرونده های جنایی مداخله نموده تا اطمینان حاصل کند که پلیس محلی مطابق با قانون و سیاست فدرال رفتار نموده است. ضمن اینکه گزارشی از مصونیت قضایی در این زمینه وجود ندارد.

در تاریخ 10 نوامبر، یک افسر پلیس به دلیل سرقت اموال و دارایی های یک فرد مظنون که توسط پلیس ضبط شده بود، متهم شناخته شد. این افسر پلیس در زمانی که فرد مظنون تحت بازجویی بود، اقدام به سرقت اموال وی نمود. ظاهرا این افسر پلیس، وسایل به سرقت رفته از جمله پول و جواهرات را در خانه خود نگهداری می کرده است.

*دستگیری و بازداشت
قانون کشور امارات، بازداشت و تفتیش بی علت را ممنوع می داند؛ با این حال، در عمل چیز دیگری اتفاق می افتد. گزارشهای موثقی وجود دارد که در برخی موارد نیروهای امنیتی بدون اخذ حکم، اقدام به دستگیری و تفتیش نموده اند.

رویه آن است که ایستگاه های پلیس شکایت را از مردم دریافت می نمایند، سپس متهم را بازداشت نموده و در اغلب موارد به نزد دادستان می فرستند. متهمین سپس به دادگاه منتقل می شوند. پلیس باید ظرف 48 ساعت گزارش دستگیری را به دادستان اعلام کند. وی نیز باید ظرف مدت 24 ساعت تصمیم بگیرد که به متهم تفهیم اتهام کرده یا وی را آزاد کرده یا زندانی نماید.

اما درعمل خلاف قانون کشور امارات اتفاق می افتد، دادستان در محدوده زمانی 24 ساعت، با متهم یا مظنون ملاقات نمی کند؛ گرچه پلیس محدودیت زمانی 48 ساعته خود را مراعات کند. دادستان ممکن است دستور توقیف بازداشت شدگان را تا 21 روز بدون هر اتهامی صادر نماید و یا در برخی موارد به دستور دادگاه تا بیش از21روز فرد را در بازداشت نگه دارند.  دادگاه ممکن است فرصتی بیش از 30 روز از بازداشت بدون اتهام را تمدید نکند ؛ با این حال، قضات ممکن است 30 روز دیگر را به طور نامحدود و بدون اتهام به روزهای گذشته اضافه نمایند.


دادستان ممکن است مظنونین به تروریسم را به مدت شش ماه بدون هیچ اتهامی در بازداشت نگه‌دارد. هنگامی که گروهی مظنون به تروریسم باشند، دادگاه توسط دیوان عالی کشور اداره می شود. این دادگاه ممکن است مدت زمان بازداشت را به طور نامحدود تمدید نماید.

هیچ سیستم رسمی برای قید وثیقه وجود ندارد؛ با این حال، مقامات می توانند به طور موقت سبب آزادی بازداشت شدگان را با سپردن پول، گذرنامه و یا تضمین شخصی که توسط شخص ثالثی ضمانت شده باشد، فراهم کنند. آزادی متهمین در مواردی از جمله قتل نفس غیرعدم می تواند مطابق با قانون پذیرفته نشود. متهم تنها پس از اتمام تحقیقات پلیس حق داشتن وکیل دارد. افراد دستگیر شده به اتهام جرائم غیرامنیتی عموما می توانند فورا با اعضای خانواده شان ملاقات کنند.

* عفو عمومی
در تعطیلات مذهبی و ملی، حاکمان هر یک از امارات هفتگانه، بسیاری از زندانیان را مورد عفو قرار داده یا به آنان وام پرداخت می کنند. طبق گزارش روزنامه ها، حکام اماراتی حداقل 1200 زندانی را عفو کرده و بدهی های شان را در طول سال پرداخت کرده اند. دولت امارات بسیاری از اتباع خارجی که مورد عفو قرار گرفته اند را اخراج می کند. دولت امارات عفوعمومی ژوئن-نوامبر2007 را برای ساکنان غیر قانونی تکرار نکرد.

*دادگاه ها؛
قانون اساسی، قوه قضائیه را به شکل مستقل در نظر گرفته است، اما درعمل تصمیمات خود را با نظارت رهبر سیاسی اتخاذ می کند. قوه قضائیه بیشتر به منظور اخراج اتباع خارجی تشکیل شده است. نظام دادگاه ها در امارات نظامی دوگانه است.


دادگاه های شرع و دادگاه های مدنی. دادگاه های شرع در امور کیفری و حقوق خانواده بر اساس تفسیر هر امارت از شریعت داوری و قضاوت می کنند. اما در دادگاه های مدنی موضوعات مدنی مطرح می گردد که در این میان دبی، ابوظبی و راس الخیمه، به دادگاه عالی فدرال پاسخ گو هستند. در برخی امارت ها، دادگاه های شرعی به تمام پرونده های مدنی و تجاری و همچنین پرونده های جنایی و امور خانواده رسیدگی می کنند. البته به استثنای امارت های  ابوظبی ، دبی و راس الخیمه، باید همگی در برابر دادگاه عالی پاسخگو باشند. دبی یک شورای شیعی ویژه در مسائل مربوط به حقوق خانواده های شیعه دارد.

ارتش سیستم دادگاه نظامی خاص خود را داراست. دادگاه های نظامی فقط مربوط به پرسنل نظامی هستند. موارد مربوط به امنیت ملی تنها توسط دیوان عالی امارات متحده عربی بررسی می گردد.

* روش دادگاه
طبق قانون کشور امارات متحده عربی، تا زمانی که جرم متهمان اثبات نشده باشد، مجرم شناخته نمی شوند. قانون اساسی این کشور حق برخورداری از یک محاکمه عمومی را می پذیرد، بجز در مواردی که مربوط به امنیت ملی باشد. هیئت منصفه در دادگاه های اماراتی وجود ندارد. متهمین حق دارند تا خود در دادگاه حضور داشته باشند. حق داشتن وکیل مدافع برای متهم تنها محدود به دادگاه است یعنی متهم از داشتن وکیل در اداره پلیس و دفتر دادستانی محروم است.

 در تمام موارد جرم و جنایت از جمله جرائم سنگین و مستوجب حبس ابد، متهم حق دارد که وکیل دولتی بگیرد. همچنین دولت ممکن است به صلاحدید خود برای تبهکاران فقیر با مجازات حبس از سه تا 15 سال وکیلی را منصوب کند. قانون به دادستان ها این اختیار را می دهد تا درخواست وکلای مدافع را جهت هرگونه تحقیق و بررسی رد کنند. متهمان و وکلای مدافع آنها می توانند شهود را احضار نموده و از شهود سوال نمایند. طبق قانون امارات تمام مراحل پیگرد بایستی به زبان عربی انجام شود، با این حال متهم حق دارد تا از یک مترجم استفاده نماید. در برخی موارد همچون اخراج ساکنان غیر قانونی، ترجمه تنها در زمان صدور حکم ارائه می شود.

هر دادگاهی در امارات یک روند استیناف ویژه خود دارد. در مورد قتل، تنها خانواده مقتول می تواند حکم مجازات اعدام را تخفیف دهند. دولت معمولا با خانواده های قربانیان مذاکره می کند تا آنان در ازای عفو متهم و تخفیف حکم اعدام، دیه دریافت کنند. ممکن است دادستان برای حکم تبرئه یک دادگاه عالی تر، درخواست تجدید نظر نماید، چرا که ممکن است شواهد دیگری به دست آورده باشد. دادگاه استیناف باید برای ابطال حکم برائت متهم، به اتفاق آرا دست یابد. 

*زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان
هیچ گزارشی از زندانیان سیاسی وجود ندارد(البته این به معنای نبودن زندانی سیاسی در امارات نیست)، اما براساس گزارش ها، برخی افراد بدون اتهام و به دلایل نامعلوم در حبس انفرادی نگهداری می شوند.

*شیوه های قضایی مدنی  
شهروندان و خارجیان مقیم در امارات می توانند برای پیگیری خسارت ها یا توقیف و نقض حقوق بشر به دادگاه مراجعه کنند. دادگاه مدنی، مانند دیگر دادگاه های در امارات ، فاقد استقلال کامل است.

*ورود خودسرانه به حریم خصوصی( خانواده ، خانه) و بررسی مکاتبات؛
قانون اساسی ورود به داخل خانه شخصی افراد را بدون کسب اجازه آنان ممنوع می داند، مگر زمانی که پلیس با مجوز قانونی به این عمل اقدام نماید. اما گزارشاتی وجود دارد که نشان می دهد نیروهای پلیس گاهی بدون رعایت این قانون، حریم خصوصی اشخاص را نقض می کنند. مسئولین اماراتی معمولا مکاتبات خصوصی بررسی نمی کنند؛ با این وجود، گزارش هایی مبنی بر سانسور ایمیل های ارسال شده از خارج کشور وجود دارد.


قسمت دوم) احترام به آزادی های مدنی همچون:

*آزادی بیان و مطبوعات؛
قانون اساسی آزادی بیان و آزادی مطبوعات را می پذیرد؛ گرچه، دولت در عمل این حقوق را محدود می نماید. قانون، انتقاد از حاکمان و همچنین سخنانی که ممکن است موجب ایجاد یا تشویق ناآرامی های اجتماعی گردد را ممنوع کرده است. روزنامه نگاران و سردبیران در کشور امارات از ترس مجازات های دولت، به طورگسترده اقدام به خود سانسوری می نمایند؛ به ویژه آنکه بیشتر روزنامه نگاران اصالتا غیر بومی هستند و ترس اخراج از امارات را دارند. انتقاد عمومی از دولت و وزرای آن به شکل محدود مجاز است اما انتقاد از خانواده حکام به ویژه شیوخ حاکم به کلی ممنوع است. با این وجود، انتقادات در محافل کاملا خصوصی و با احتیاط کامل بیان می شود.

دولت صاحب امتیاز سه روزنامه است که به شدت رسانه های بخش خصوصی را تحت تاثیر قرار داده اند، از جمله از طریق یارانه های دولتی. خبرگزاری دولتی امارات، مرتبا اخبار را به زبان های انگلیسی و عربی تولید می نمایدکه برخی از روزنامه ها آنها را عینا منتشر می کنند. بجز رسانه ها مستقر در منطقه آزاد رسانه ای دبی و رسانه های خارجی زبان(غیر عربی)، اغلب ایستگاه های تلویزیونی و رادیویی متعلق به دولت هستند. به استثنای تلویزیون پاکستان، روزنامه نگاران و سازمان های خبری خارجی فعال در خارج از منطقه آزاد رسانه ای دبی هیچ محدودیتی در محتوای منتشر شده و اخبار تولید شده برای استفاده در خارج از کشور ندارند.


در تاریخ 15 ژوئن، کانال تلویزیون پاکستان محل کار و کارکنان خود را به کشوری نامعلوم منتقل می نماید. مدیران تلویزیون ادعا کردند که از آنان خواسته شده تا ظرف 48 ساعت منطقه آزاد رسانه ای دبی را ترک کرده و یا پخش دو برنامه را متوقف کنند.

طبق قانون امارات، اعضای شورای ملی رسانه که از سوی رئیس جمهور منصوب می شوند، مجوز انتشار و سانسور همه نشریات، از جمله انجمن نشریات خصوصی  را صادر می کنند. خروجی رسانه ها باید با اطلاع ویراستاران منتصب شورای ملی رسانه باشد.

شورای ملی رسانه، مسئولیت صدور اعتبار نامه های مطبوعاتی را بر عهده دارد. قانون اجازه می دهد تا نشریات داخلی و خارجی به منظور حذف انتقادات آنها از دولت، خانواده سلطنتی و یا دولت های دوست و همچنین اظهارات که"تهدیدی برای ثبات اجتماعی است"خوانده می شوند، سانسور شوند.

به گفته مقامات شهرداری و پلیس دبی، به روزنامه نگاران دستورالعمل خاص چاپ و نشر داده نشده است. اما مقامات دولتی به روزنامه نگارانی که مسائل سیاسی را منتشر کرده اند، هشدار داده اند. لذا روزنامه نگاران خود سانسوری شدیدی را متحمل می شوند.

در تاریخ 2می، شورای ملی رسانه برای جلوگیری از چاپ نشریات به شش زبان محلی - چهار روزنامه در مالایالام  و دو خبرنامه به زبان اردو  - دوره آموزش نشر برگزار کرد. در تاریخ 18 نوامبر، دادگاه تجدید نظر فدرال در ابوظبی روزنامه"امارات الیوم" را به دلیل آنچه افترا خوانده می شد، به مدت بیست روز توقیف کرد. اما این حکم هرگز اجرا نشد و روزنامه به انتشار خود ادامه داد. دادگاه در سال 2006 مدیر مسئول و سردبیر روزنامه ای که ادعای دوپینگ در مسابقات بین المللی اسب سواری را مطرح کرده بود، مبلغ20000 درهم جریمه کرد.

دولت امارات برای سرکوب هرگونه انتقاد علیه رهبران سیاسی این کشور از قانون ضد توهین و افترا استفاده می کند. گرچه هیچ روزنامه نگاری از سپتامبر سال 2007 به دلیل توهین به حکام اماراتی به زندان محکوم نشده است- چرا که معاون رئیس جمهور و نخست وزیر شیخ محمد بن رشید آل مکتوم دستور داد، روزنامه نگاران دیگر برای نقض این موارد زندانی نشود- اما مجازات برای نقض دیگر موارد همچنان باقی است.

 مامورین سانسور شورای ملی رسانه، تمام رسانه های برون مرزی را بررسی می کنند و قبل از پخش برنامه هایی آن، انتقاد بی جهت از کشورهای دوست یا انتقاد به دولت یا خانواده سلطنتی را، ممنوع و یا سانسور می نمایند. در مورد انتشار کتب نیز به همین شیوه عمل می شود.

شماری از سازمان های خبری بین المللی که شامل رویترز، آسوشیتدپرس، فرانس پرس، بلومبرگ، داو جونز نیوزوایرز، سی ان ان و بی بی سی می‌باشند، همگی در شهرک رسانه‌ای دبی حضور دارند و می‌توانند آزادانه در مورد حوادث منطقه‌ای و محلی گزارش تهیه کنند. با این وجود، محدودیت هایی بسیاری برای رسانه‌های محلی وجود دارد و به شدت از هر گونه انتقاد علیه خانواده سلطنتی منع شده اند. روزنامه‌های انگلیسی زبان مهم امارات عبارتند از:  


_گلف نیوز, پر تیراژ ترین روزنامه _ امیریتز ایونینگ پست, تنها روزنامه انگلیسی عصر   _خلیج تایمز, دارای رتبه دوم در تیراژ _ امیریتز تودی, روزنامه‌ای دولتی

*آزادی های علمی و حوداث فرهنگی
دولت آزادی های علمی و آکادمیک محدود کرده است لذا تولیدات دانشگاهی برای دانشکده ها سانسور می شوند. دولت همچنین شرکت در برخی رخدادهای فرهنگی را محدود کرده است.

*آزادی برای تجمع صلح آمیز و انجمن ها؛  
قانون اساسی آزادی تجمع و تشکل ها را پذیرفته است اما در عمل دولت به این حقوق احترام نمی گذارد.

آزادی تجمعات
قانون از دولت می خواهد تا برای تشکیل اجتماعات عمومی مجوز صادر کند. اما دولت مجوزی برای تجمعات عمومی یا تظاهرات با اهداف سیاسی صادر نمی کند. در تاریخ 31 دسامبر ، نیروهای امنیتی در شارجه مانع از برگزاری یک گردهمایی شدند. این گردهمایی برای نشان دادن همبستگی با مردم غزه برگزار شد. با این حال، دولت در تجمعات غیر سیاسی غیر رسمی که بدون مجوز دولتی در یک مکان عمومی تشکیل می گردید، دخالت نمی کند مگر اینکه نسبت به آن شکایاتی صورت گرفته باشد. در امارات در طول سال تجمعات متناوبی بدون اجازه دولت تشکیل می گردد، گاهی  کارگران در اعتراض به دستمزد خود تجمع می کنند. بجز در موارد معدودی که در آن جمعیت دست به اعمال مخرب و یا خشونت آمیز بزنند، دولت در سایر موارد دخالت نمی کند. شهروندان معمولا به بحث های سیاسی در اجتماعات غیر رسمی و یا محافل خصوصی محدود می شوند لذا امکان طرح این مسائل در فضای عمومی جامعه امارات نیست.


*آزادی تشکیل اتحادیه و سندیکا
 تشکیل و فعالیت سازمان های سیاسی، احزاب سیاسی، اتحادیه های صنفی در امارات همگی غیرقانون است. همه سازمان های غیر دولتی توسط وزارت امور اجتماعی ثبت شوند، بسیاری از این سازمان ها یارانه های دولتی دریافت می کنند. حدود 100 سازمان غیر دولتی محلی توسط وزارت امور اجتماعی به ثبت رسیده است. عمد همکاری شهروندان در جهت اهداف اقتصادی، مذهبی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و دیگر امور بوده است. بیش از 20 سازمان غیر دولتی محلی بر روی مباحث غیر سیاسی تمرکز دارند که البته با دخالت دولت مواجه نیستند یا به شکل محدود مواجه اند. اتحادیه ها بایستی خط سانسور دولتی را دنبال نموده و پیش از انتشار آثار خود، آنها را به تایید دولت برسانند. مشارکت در رخدادهای خارج از کشور از طریق اعضای سازمان های غیر دولتی و با حمایت مالی وهدایت دولت انجام می شود. شرکت کنندگان باید برای حضور در این مراسم ها از دولت مجوز دریافت کنند، حتی اگر آنها سخنگو نباشند.

* آزادی مذهبی؛
قانون اساسی امارات، آزادی مذهب و دین را بر طبق آداب و رسوم مسلم این کشور مجاز می شمارد؛ قانون اساسی فدرال اعلام می کند که اسلام دین رسمی این کشور است؛حدود 95 درصد از حمایت های مالی دولتی و یارانه های دولتی به مساجد سنی مذهب اختصاص دارد.

امارت ها هر یک دارای استقلال قابل توجهی در مسائل مذهبی هستند. تعدادی از گروه های غیرمسلمان عبادتگاه هایی دارند که می توانند در آنها اعمال مذهبی خود را آزادانه انجام دهند. گروه های مذهبی درخواست کرده اند تا از امکانات سایر سازمان های مذهبی برای سازماندهی و عبادت در خانه های شخصی خود استفاده کنند. پلیس یا سایر نیروهای انتظامی در طول سال در اجتماع این گروه ها دخالت نمی کنند.

دولت بر گروه های مذهبی نظارت دارد. یک کمیته در کشور امارات مسئولیت تدوین و توزیع متن خطبه های تمام ائمه جمعه سنی و شیعه را برعهده دارد و بر میزان پایبندی آنان- به متن خطبه های پیش نویس- نظارت می کند. مسئولین دبی، اقتداری بیشتر جهت نظارت بر وعاظ مساجد خصوصی دارند. 

*تبعیض اجتماعی:
در تاریخ 15 ژوئن ، 83 معلم‌ تربیتی امارات با گرایش‌های اسلامی در اعتراض به برکناری خود از حرفه معلمی در برابر وزارت آموزش و پرورش این کشور در دبی تحصن کردند. به گفته دولت، معلمان به عنوان بخشی از طرح اصلاح آموزش باید جابجا گردند. این معلم‌ها علت برکناری خود را تفکرات اسلامی خویش می‌دانند و می گویند که دولت نسبت به این قشر از معلمان مشکوک است لذا آنان را منتقل نموده است. آنان می‌گویند که معلمان تربیتی که دارای چنین تفکراتی بودند، اوائل سال تحصیلی جاری از شغل اصلی خود (معلمی) برکنار شدند و به وزارتخانه‌های دیگر انتقال یافتند که کار جدیدشان با حرفه و تخصص‌شان هیچ تناسبی ندارد.

در این تحصن برخی زنان شرکت داشتند که دارای روبنده بودند. همچنین تحصن کنندگان پارچه نوشته‌های در دست داشتند که بر آنها نوشته شده بود " اول شهروند " و " در سایه سیاست‌ها طرد و منزوی کردن، شهروند اماراتی چطور می‌تواند زندگی سعادتمندی داشته باشد ". تحصن کنندگان با ارسال طوماری خطاب به شیخ "خلیفه بن زاید" امیر امارات از وی خواستند به شکایت آنان رسیدگی کند.  براساس قوانین امارات برگزاری هرگونه تحصن در این کشور ممنوع است. با وجود این، مقامات دولتی امارات از پرپایی تحصن معلم‌ها در برابر وزارت آموزش وپرورش جلوگیری نکردند و این تحصن بدون هیچ گونه درگیری پایان یافت. همچنین گفته شده که برخی از فرزندان این معلمان از دریافت کمک هزینه تحصیلی نیز محروم شدند.

*آزادی جنبش ها، آوارگان داخلی، حفاظت از پناهندگان و افراد بی تابعیت؛
قانون، آزادی عمل در داخل کشور، مهاجرت و بازگشت به وطن را پذیرفته است و به طور کل دولت در عمل این حقوق را محترم می شمارد اما محدودیتهای قانونی برای سفر خارجی وجود دارد. دولت امارات با دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان همکاری های بشر دوستانه دارد اما این مسئله در مورد پناهندگی و یا اعطای آن صدق نمی کند.

شهروندان مردی که درگیر مسائل قانونی حکم ورشکستگی باشند، مجاز به مسافرت به خارج از کشور نیستند. دولت ممکن است وضعیت شهروندی افراد را به دلیل ارتکاب جنایت و یا به جهت فعالیت های تحریک آمیز سیاسی با روش های گوناگون از جمله توقیف گذرنامه شهروندان، لغو کند. با این حال، ابطال تابعیت به ندرت اتفاق می افتد. قانون اساسی تبعید اجباری را ممنوع کرده است؛ در این مورد گزارشی در دست نیست. 

*حمایت از پناهندگان
قانون کشور امارات خود را موظف به اعطای پناهندگی و یا پذیرش پناهندگان مطابق با کنوانسیون 1951 سازمان ملل متحد و پروتکل الحاقی1967 و تاسیس سیستمی برای تامین حمایت از پناهندگان از سوی دولت، نمی داند.اما در عمل، دولت اقداماتی جهت اخراج و یا بازگشت مهاجرین به کشور مبدا نمی نماید. در عین حال دولت همچنان به بازداشت برخی از افراد خواهان پناهندگی، به ویژه فلسطینیان و افراد غیر اعراب، ادامه می دهد.

*افراد بدون تابعیت
به طور کلی شهروندان اماراتی از یک پدر و مادر به وجود می آیند. تخمین ها نشان می دهد که20000 تا100000 نفر بدون تابعیت و یا هر نوع مدرک شهروندی دیگر، در این کشور زندگی می کنند، اما دولت همچنان برای بهبود روش های تابعیت برای این افراد فعالیت می کند. از 7 سپتامبر تا  6 نوامبر، مراکز ثبت امارات در چهار امارت، تابعیت افرادی را که حداقل از تأسیس فدراسیون در سال 1971 در این کشور ساکن بودند، پذیرفتند. در 18 اکتبر، دولت به51 نفر بی تابعیت، تابعیت اماراتی داد.

کودکان حاصل ازدواج زنان اماراتی با مردان خارجی، در زمان تولد، تابعیت نمی گیرند؛ با این حال، زنان اماراتی با این شرایط می توانند برای کودکان خود درخواست تابعیت کنند و به طور کلی دولت آن را اعطا می کند. زنان خارجی ممکن است حق شهروندی(تابعیت) از یک شهروند مرد اماراتی را پس از 10 سال زندگی مشترک دریافت کنند.


بیشتر افراد بی تابعیت کسانی هستندکه در زمان تاسیس کشور امارات، وابستگی های قبیله ای خود راه به حق تابعیت ترجیح داده اند اما افراد دیگر که غیر قانونی وارد کشور شده بودند، در جستجوی شغل و استخدام بود. اماراتی های بی تابعیت در استخدام با تبعیض و در دسترسی به خدمات پزشکی و آموزش با محدودیت روبرو هستند. افراد بدون پاسپورت یا دیگر کارت های هویت برای جابجایی در داخل و یا خارج کشور با محدودیت هایی روبرو هستند.

قسمت سوم) احترام به حقوق سیاسی: حق شهروندان
قانون کشور امارات اجازه تغییر دولت، حتی به شکل مسالمت آمیز را به شهروندان کشور اماراتی نمی دهد و مردم امارات حق ندارند تا آزادانه قوانینی را که بر آنان نظارت دارند، تغییر دهند. در امارات انتخابات عمومی و نهادهای مدنی برای تغییر دولت مبتنی بر مردم سالاری وجود ندارد و شهروندان حقی مبنی بر تشکیل احزاب سیاسی ندارند.

در تاریخ 16 دسامبر، دولت حق شورای ملی فدرال برای برگزاری همه پرسی عمومی در رابطه با موضوعات سیاسی مطرح در جامعه همچون هویت ملی تحت عنوان عدم توازن جمعیتی بین جمعیت اقلیت شهروندان و اکثریت جمعیت مهاجرین خارجی را نپذیرفت.

*انتخابات و مشارکت سیاسی
در تاریخ 2 دسامبر، شورای عالی فدرال، اصلاحیه قانون اساسی این کشور را اعلام کرد. براین اساس دوره نمایندگی اعضای شورای ملی فدرال از دو سال به چهار سال افزایش یافت.

مسئولیت قوای مقننه و مجریه فدرال بر عهده شورای عالی فدرال می باشد، این شورا متشکل از حکام موروثی هفت امارت می باشد که اعضای آن رئیس جمهور امارات و معاون رئیس جمهور را انتخاب می کنند. به طور کلی تصمیمات در سطح فدرال با اجماع  حاکمان امارت های هفتگانه، خانواده های آنان و سایر خانواده های برجسته اتخاذ می گردد. همچنین خانواده های حاکم بر کشور امارات، از طریق مشورت با دیگر چهره های سرشناس قبیله ای، حاکمان جدید کشور امارات را انتخاب می کنند.

با وجود اینکه شورای ملی فدرال اقتدار قانونگذاری ندارد، اما به طور کلی پیش نویس تمام قوانین و مقررات فدرال قبل از اینکه بطور رسمی توسط شورای عالی فدرال تصویب شود، بررسی می نماید؛ همچنین می تواند برای اصلاح قانون، پیش نویش را بازگرداند. شورای ملی فدرال این قدرت را داراست تا از هر کدام از وزا سوال بپرسد. در طول سال گذشته دولت، 80 درصد از توصیه های شورای ملی فدرال پذیرفته است. اعضای سابق و حال حاضر شورای ملی فدرال اختیارات گسترده تری را در زمینه قانونگداری خواستار شدند.

در کشور امارات برخی از زنان درعرصه سیاسی فعال هستند که عمدتا در سطح فدرال می باشد. چهار زن به عنوان وزیر در کابینه منصوب شدند؛ نه زن، که یکی از آنها قبلا انتخاب شده بود، برای فعالیت در شورای ملی فدرال انتخاب منصوب شدند. چندین زن به عنوان دادستان کل و یا قاضی خدمت می کنند. در شارجه، زنان 7کرسی از مجموع 40 کرسی شورای مشورتی تصاحب کرده اند و دو تن از زنان به عنوان مدیران بخش های محلی انتخاب شدند. با این وجود، زنان مناصب ارشد دولتی غیر فدرال را در دیگر امارت ها کسب نکرده اند.

بجز در قوه قضائیه، اقلیت ها از جمله شیعیان، در مناصب ارشد فدرال حضور ندارند. بسیاری از قضات، از اتباع خارجی هستند.

*فساد دولت و شفافیت
قانون، جرائمی را برای فساد اداری در نظر گرفته است. به طور کلی دولت قوانین موثری را برای مبارزه با فساد اداری به اجرا گذاشته است. گزارش ها حاکی است که فساد دولتی در سطح مدیریتی نیز رخ می دهد. البته هیچ قانونی برای افشای وضعیت مالی مقامات دولتی وجود ندارد. در 8 ژانویه، اداره تابعیت و اقامت امارات، کارمند این اداره در العین را به دلیل صدور غیر قانونی روادید در ازای رشوه دستگیرکرد. در 25 اکتبر وزارت خزانه داری امارات متحده عربی مبلغی در حدود 300 میلیون درهم (حدود 82 میلیون دلار) که یکی از کارمندان اختلاس کرده بود، به خرانه دولت بازگرداند.

قانون، دسترسی عمومی به اطلاعات دولتی را می پذیرد اما دولت آن را به شکل گزینشی و محدود عملی می نماید. معمولا درخواست های دسترسی به اطلاعات بدون پاسخ می مانند.

قسمت چهارم) نگرش دولت نسبت به بررسی های غیردولتی راجع به نقض حقوق بشر 

*به طور کلی دولت به سازمان ها اجازه تمرکز بر روی مسائل سیاسی نمی دهد، در حال حاضر دو سازمان حقوق بشر محلی شناخته شده در امارات وجود دارند: انجمن ]شبه مستقل[ دفاع از حقوق بشر امارات - که در مورد مسائل حقوق بشر و شکایاتی مانند حقوق کار ، حقوق اشخاص بی تابعیت و رفاه زندانیان و رفتار انسانی نظارت دارد- و کمیته مشارکت حقوقدانان حقوق بشر - که بر آموزش حقوق بشر و برگزاری سمینارها و کنفرانس ها با تایید دولت، متمرکز است؛ اما توسط دادستان دولت اداره می گردد. به طور کلی انجمن دفاع از حقوق بشر امارات بدون دخالت دولت فعالیت می کند. به هر جهت، عدم دخالت دولت به معنی همکاری های کامل نیست.

در مجموع، دولت با دیگر سازمان های بین المللی از جمله صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) و سازمان کمیساریای عالی پناهندگان همکاری دارد. دفتر سازمان ملل متحد در امور انسان دوستانه، یک دفتر در این کشور دارد.

قسمت پنجم) تبعیض، سؤاستفاده اجتماعی و قاچاق انسان
قانون اساسی امارات ، همه را در مقابل قانون بدون در نظر گرفتن نژاد، ملیت یا موقعیت اجتماعی برابر می داند. قانون، تبعیض اجتماعی به دلیل معلولیت را ممنوع کرده است؛ با این حال، تبعیض حقوقی و فرهنگی در کشور امارات همچنان وجود دارد.

*زنان
در طول سال 53 مورد تجاوز به عنف گزارش شد، که 46نفر از آنان به احکامی چون سه ماه زندان ، حبس ابد و اخراج(ویژه اتباع خارجی) محکوم شدند. بااین حال، با توجه به مسئولیت سنگین عدم اثبات و فشار اجتماعی، احتمال دارد که آمار حقیقی تجاوز به عنف بسیار بالاتر از آمار موجود باشد.


سوء استفاده خانگی از زنان، از جمله تجاوز جنسی، مشکل فراگیر کشور امارات است. قانون کیفری امارات به مردان اجازه می دهد تا در صورت صلاحدید خود از ابزار فیزیکی، از جمله خشونت، علیه زن و اعضای کوچک خانواده استفاده کنند. با این وجود، برخی از موارد سو استفاده خانگی ممکن است به شکل حمله البته بدون قصد کشتن باشد.   در صورت مرگ شخص مضروب، 10 سال زندان برای فرد مهاجم در نظر گرفته شده است. اما در صورت نقض عضو فرد مضروب، هفت سال زندان برای ناتوانی دائمی، و یک سال زندان برای ناتوانی موقت در نظر گرفته شده است. قربانیان بدرفتاری خانگی ممکن است به واحدهای پلیس مستقر در بیمارستان بزرگ عمومی شکایت کنند.

پلیس دبی در سال 2007 ،126 مورد ضرب و شتم توسط همسران اماراتی گزارش کرد، ضمن اینکه بیش از 200 مورد درگیری غیر فیزیکی(لفظی) گزارش شده است. اغلب زنان نسبت به طرح شکایت رسمی به دلیل سوء استفاده های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بی میل هستند. چندین گزارش مبنی بر خودداری پلیس از حفاظت زنان و در عوض تشویق آنان برای بازگشت به خانه وجود دارد. در برخی موارد، مسئولین امر با شوهر به اتهام سوء استفاده تماس گرفته واز آنان می خواهند تا همسران خود را به خانه منتقل کنند. در سال 2007 بنیاد دبی در امور زنان و کودکان  ، که با بودجه دولت دوبی اداره می شود، سر پناهی برای کمک به قربانیان قاچاق انسان و خشونت خانگی باز گشایی کرد.

انکار هویت، مشکل نو ظهور دادگاه های اماراتی است. با وجود آزمایشات" دی ان ای"  که اثبات کننده روابط پدری و فرزندی است ،اما دادگاه نمی تواند مردی را مجبور به پذیرفتن مسئولیت پدری نماید. این مفاهیم برای مادران این کودکان بسیار جدی است چرا که آنان با اتهام بالقوه زنای محصنه روبرو هستند.

در کشور امارات روسپیگرى غیر قانونی است. اما در سال های اخیر، فحشا به یک مشکل در حال رشد تبدیل شده است، به ویژه در دبی. هرچند فحشا به طور گسترده ای وجود دارد، اما دولت درباره این موضوع آشکارا سخن نمی گوید. با این حال، یک افسر پلیس به دلیل اطلاع رسانی از حمله قریب الوقوع به یک فاحشه خانه متهم شناخته شد. گفته می شود، مدرکی دال بر توریسم جنسی در امارات وجود ندارد.

در طول سال، مطبوعات گزارش داد که دولت امارات مردانی را که اقدام به ایذا زنان جامعه می نموده اند را دستگیر وتحت پیگرد قانونی قرار داده است. مجازات انجام عملی قبیح و خلاف قوانین اخلاقی عمومی، شش ماه زندان است. بی احترامی و ریختن آبروی یک زن با گفتار و کرداری در خیابان های عمومی مجازاتی برابر یک سال زندان و 10000 درهم دارد. در تاریخ 28 ژانویه، دادستان کل، راننده ای را که مزاحم فروشنده ای در یک فروشگاه شده بود، به نقض حریم خصوصی و انجام اعمالی قبیح در ملا عام متهم نمود.

میزان اشتغال زنان امارات در یک دهه گذشته بین 19 تا 24درصد در نوسان بوده است. هیچ قانونی زنان را از کار و یا  اشتغال منع نمی کند. لذا مردان حق ندارد، زنان را چنانچه در زمان ازدواج شاغل بوده اند را از کار منع کنند، اما برخی از همسران مانع از کار زنان خود می شوند. گاهی زنان شاغل، مزایایی برابر با مردان دریافت نمی کنند؛ بر اساس برخی گزارش ها آنان در ارتقای شغلی نیز با تبعیض مواجه اند.

زنان اماراتی 65 درصد از تمام دانشجویان دانشگاه های این کشور را تشکیل می دهند. دولت امارات همچنان سعی می کند تا زنان را در برخی عرصه های اجتماعی وارد نماید. در تاریخ 16 ژانویه ، اولین خلبان زن از دانشکده هوایی" خلیفه بن زاید" فارغ التحصیل شد و در تاریخ 15 سپتامبر، این کشور اولین زنان سفیر خود را منصوب کرد. زنان اماراتی 10 درصد از نیروی دیپلماتیک این کشور را تشکیل داده اند. در تاریخ 5 نوامبر در نهاد قضائی دبی، 10کارآموز دختر به عنوان اولین زنان دادستان کل در امارت دبی سوگند یاد کردند. زنان امارات 9 کرسی از 40 کرسی شورای ملی فدرال را تشکیل می‌دهند که هشت نفر آنها توسط رئیس امارات انتخاب می‌شوند. نیمی از اعضای این مجلس مشورتی انتصابی هستند.

*کودکان
دولت متولد شدن کودکان بدون تابعیت را ثبت می کند اما حق تابعیت به آنان اعطا نمی کند.آموزش تا کلاس نهم اجباری است، اما این اجبار قانونی عملی نمی شود، و برخی از کودکان در مدرسه حضور پیدا نمی کنند. اتباع خارجی در صورتی که در آزمون ورودی حداقل 90 درصد نمره آزمون را کسب کنند، می توانند در مدارس دولتی ثبت نام کنند. آموزش مقطع ابتدایی برای اتباع اماراتی رایگان است اما این قانون برای اتباع خاجی وجود ندارد. طبق آمارهای موجود، در هر گروه سنی، دختران و زنان، موفقیت های آکادمیک بیشتری کسب کرده و به سطوح بالاتری از آموزش نسبت به همسالان مرد دست می یابند.

در کشور امارات کودک آزاری رایج نیست. گرچه شواهدی موجود است اما تأثیرات اجتماعی مانع از گزارش مواردی ازکودک آزاری شده است. قانون از کودکان در برابر سوء استفاده و قاچاق حمایت می کند. همچنین دولت با کمک به  قربانیان، سر پناهی برای آنان مهیا می کند.

*قاچاق انسان
قانون همه اشکال قاچاق انسان را ممنوع کرده است؛ با این حال، قاچاق انسان به عنوان یک مشکل جدی همچنان در امارات مطرح است. ببشتر مردان، زنان و بچه ها از جنوب و شرق آسیا، شرق اروپا، افریقا و خاور میانه برای بندگی و بردگی و سوء استفاده جنسی به این کشور قاچاق می شود. مهاجران کشورهای آسیای جنوبی و شرقی شامل بنگلادش، هند، پاکستان، سریلانکا و فیلیپین حدود 50 درصد هستند؛ مهاجران سایر کشورهای عربی و ایران نیز بیش از 20 درصد و اتباع کشورهای غربی کمتر از 10درصد جمعیت امارات را تشکیل می‌دهند.


زنان از هند، سریلانکا، بنگلادش، اندونزی، اتیوپی و فیلیپین با علاقه به کشور امارات مهاجرت کردند تا به عنوان پیشخدمت کار کنند؛ شرایط بردگی اجباری شامل: ساعت کار بیش از حد و بدون پرداخت دستمزد، سوء استفاده های جنسی، لفظی، ذهنی، فیزیکی و محدودیت در عمل می باشد. به طور مشابه  مردان از هند، سریلانکا، بنگلادش و پاکستان برای کار در صنعت ساخت و ساز به امارت مهاجرت کرده اند. گاهی اوقات کار به بندگی و بردگی اجباری منجر می شود.

 گرچه غیر قانونی است اما نگهداشتن گذرنامه های کارگران از سوی کارفرمایان اماراتی امری است مرسوم. ناظران معتقدند که اسپانسرهای اشتغال شهروندان و قاچاقچیان خارجی، در قاچاق زنان و دختران به کشور امارات -خصوصا دوبی- همکاری می کنند. زنان و دختران قربانی با ویزای توریستی و یا ویزای کار وارد کشور می شوند اما این در نهایت ممکن است که به زور قربانی استثمار تجاری- جنسی شوند.

قانون، مجازات هایی- چون زندان- برای کسانی اقدام به قاچاق انسان به ویژه برای بهره برداری جنسی- تجاری و بردگی اجباری می کنند،تعیین کرده است. کمیته ملی مبارزه با قاچاق انسان، نهادی است دولتی که مسئولیت مبارزه با قاچاق انسان را با هماهنگی دولت و ارگانهای انتظامی و وزارتخانه ها برعهده دارد. اگر چه 11 نفر در طول سال تحت تعقیب و محکومیت قرار گرفتند، اما به طور کلی مجازات ها عملی نشد.

در واقع دولت پیشرفتی چشم گیر در جهت ارائه روشی موثر برای جلوگیری و شناسایی قربانیان واقعی یا بالقوه قاچاق انسان نداشته است چرا که برخی از قربانی ها اساسا از سوی مسئولین اماراتی شناسایی نشده اند. در نتیجه بسیاری از قربانیان به اتهامات جنایی اخراج شدند؛ در حالی که دسترسی به خدمات حمایتی نداشته و یا آنکه قادر نبودند تا علیه قاچاقچیان خود شهادت دهند. گزارش هایی از سفارتخانه های خارجی نشانگر آنست که برخی از مقامات پلیس قربانیانی را که به دنبال شکایت علیه کارفرمایان خود بوده اند را تحت فشار قرار داده و به کارفرمایان کمک نموده اند تا قبل از وصول شکایت قربانیان، آنان را به کشور خود بازگردانند. قربانیان یعنی کسانی که قادر به ارائه شواهد مربوط به قاچاق انسان نبودند، گاهی تنها منتظر زمانی برای بازگشت به خانه خود بودند.

 کمیته ملی مبارزه با قاچاق انسان، تلاش های فعال خود را برای از بین بردن قاچاق انسان، با آگاهی بخشی، آموزش پرسنل مجری قانون و هماهنگی تلاش های دولت ادامه می دهد.

*افراد معلول
قانون، تبعیض علیه افراد معلول را ممنوع کرده است. بر اساس قانون، بیشتر ساختمان های عمومی به نوعی طراحی شده تا دسترسی به آن برای افراد معلول میسر باشد. گزارشی در رابطه با تبعیض علیه افراد معلول در محل کار یا آموزش و پرورش وجود ندارد. مراقبت های بهداشتی در پنج مرکز توانبخشی فدرال وزارت کار ارائه می شود اما در مراکز خصوصی، ارائه خدمات به شکل نامطلوب توصیف شده است. علاوه بر این، مراکز عمومی برای معلولین خارجی قابل استفاده نیستند.

بخش های مختلف در درون وزارتخانه های کار و آموزش وپرورش، مسئول حفاظت از حقوق افراد معلول هستند. یک درصد از تمام مشاغل دولتی فدرال و 2درصد از مشاغل دولتی در ابوظبی برای افراد معلول محفوظ است. 
 
* اقلیت های ملی، نژادی، قومی
تبعیض اجتماعی علیه80 درصد از جمعیت ساکن یعنی ساکنان خارجی، اعمال می شود. این افراد عمدتا از شبه قاره هند هستند. این تبعیض ها که در بسیاری از جنبه های زندگی روزانه شایع است، شامل مناقصه و استخدام، آموزش و پرورش، مسکن، تعامل اجتماعی و مراقبت های بهداشتی می باشد. هر چند دولت در جهت بهبود استانداردهای زندگی برای همه ساکنان تلاش می کند اما چند برنامه، ویژه بهبود شرایط زندگی اتباع خارجی است.

بخش ششم)حقوق کارگران

* حق داشتن انجمن و اتحادیه؛
 قانون امارات، اجازه تشکیل و یا پیوستن به اتحادیه ها را به کارگران نمی دهد؛ ضمن اینکه هیچ اتحادیه ای در این کشور وجود ندارد. گرچه سازمان های حرفه ای مانند کانون وکلا وجود دارد، اما آنها نیز باید برای ارتباطات بین المللی خود تاییدیه دولت را کسب کنند.

قانون به صراحت اعتصاب کارگران بخش خصوصی را منع نمی کند، اما به یک کارفرما اجازه می دهد تا یک کارگر را به طور موقت به حالت تعلیق درآورد. علاوه بر این دولت ممکن است اجازه کار را لغو کرده و کارگرانی را که برای بیش از هفت روز بدون دلیل موجه غایب بودند، اخراج نماید؛ یا اینکه فرد را از کار کردن در این کشور به مدت یک سال منع کند. دولت اعتصابات کارکنان بخش دولتی را با استناد به مسئله امنیت ملی ممنوع اعلام کرده است.

 به طور کلی دولت امارات، کارگران را به دلیل تظاهرات مسالمت آمیز در واکنش به عدم دریافت دستمزد از کارفرمایان مجازات نمی کند. با این حال، در طول سال دولت اقداماتی را برای تفکیک کردن تظاهرات مسالمت آمیز انجام داده است. حدود 10000 کارگر حداقل درهفت اعتصاب، در خلال سال گذشته شرکت کرده اند. بیشترین نارضایتی مربوط به عدم پرداخت دستمزدها و شرایط کاری خطرناک و توهین آمیز بوده است.

به عنوان مثال ، در تاریخ 11 فوریه، بیش از 300 کارگر علیه کارفرمای اهل دبی خود در عجمان به دلیل عدم پرداخت دستمزد تظاهرات کردند. کارگران از طرف خوابگاه خود در عجمان به دفتر کار در دبی راهپیمایی کردند، در شارجه برای شکایت علیه کارفرمای خود تجمع کردند. کارگران برای چهار ماه عدم دریافت دستمزد و شرایط  نامناسب زندگی شکایت کردند. پلیس شارجه، اعتصاب مسالمت آمیز کارگران را پراکنده کرد و آنان را به عجمان بازگرداند. وزارت کار امارات، کارفرما را احضار کرده و با وی برای حل و فصل اختلافات توافق کرد.

در تاریخ 7 ژوئیه، حدودا 3000 کارگر در راس الخیمه به سطح دستمزد شان اعتراض کردند. اعتصاب با آتش زدن خودروها و اتوبوس ها به خشونت کشیده شد. وزارت کشور نمی توانست  در این درگیری ها مداخله نماید چرا که شرکت در منطقه آزاد تجاری  در امارت راس الخیمه قرار داشت. کارگران توسط پلیس دستگیر و برای حدود دو هفته  بازداشت شدند. پلیس هشت نفر از موثرین این اتفاقات را زندانی کرد. در پایان نیز عوامل این حوادث از کشور اخراج شدند.

*ممنوعیت اجبار و یا کار اجباری؛
قانون، کار تحمیلی یا اجباری را منع می کند، خصوصا برای کودکان ؛با این وجود، نمونه هایی از کار تحمیلی و اجباری، به ویژه برای برخی از بزرگسالان  غیر بومی وجود دارد.

برخی آژانس های اشتغال و کار در کشور امارات همچنان به رویه سابقه خود جهت ورود تعداد زیادی از کارگران خارجی به این کشور ادامه می دهند. این مسئله در شرایطی است که این کارگران مجبور به انجام کارهای تحمیلی و اجباری کارفرمایان خود می باشند که همین امر خود به افزایش آمار خودکشی در میان کارگران بی پناه خارجی دامن می زند. برخی از زنان با وعده های دروغ همچون استخدام قانونی به کشور امارات وارد می شوند اما نهایتا مجبور به فاحشه گری می شوند. ضمن پرداخت کم به کارگران غیر متخصص و نیمه ماهر، گاهی شرایط دوگانه ای ایجاد می شود که در آن به کارگر موقعیت خاصی پیشنهاد شده اما وی ویزا برای کار و موقعیت دیگری دریافت می کند.

عدم پرداخت دستمزد به کارگران، به ویژه کارگران خارجی، برای مدت زمان طولانی امری عادی است. در تاریخ 1 ژوئن، برای کاهش مشکل عدم پرداخت دستمزدها، وزارت کار و بانک مرکزی یک تفاهم نامه امضا کردند که  براساس آن، مدیریت سرمایه دستمزدهای کارگران تسهیل شود؛ اما این سیستم حتی تا پایان سال موثر واقع نشد.

برخی از کارگران خانگی و کشاورزی عملا ملزم به انجام کار اجباری می شوند. کارفرمایان گذرنامه های کارکنان شان را پیوسته نزد خود نگه داشته و به شدت آزادی آنان را محدود کرده اند.

*ممنوعیت کار کودکان و حداقل سن استخدام؛
قانون، استخدام افراد جوانتر از 15 سال را منع کرده و مقررات ویژه ای برای استخدام افراد 15 تا 18 سال سن قرار داده است. گزارش ها از کودکانی حکایت می کند که بر اساس پروانه کار پدر و مادرشان به امارات آمده اند و تحت فشار کار می کنند.

*شرایط کار؛
در کشور امارات میزانی برای حداقل دستمزد وجود ندارد. بسیاری از کارگران بدون دریافت حداقلی از دستمزد، برای گذران یک زندگی ساده، به حال خود رها می شوند. دستمزدها به کارفرمایان و مشاغل بستگی دارد. تخمین زده می شود حدود پرداخت ها در کشور امارات برای کارگران خانگی و کشاورزی بیش از 400 درهم (حدود 110 دلار) در ماه و برای کارگران ساختمانی بیش از 600 درهم (164 دلار) در ماه پرداخت می شود. به طور کلی بیشترین دستمزد دریافتی از آن کارکنان ماهر و مجرب و کارمندان یقه سفید می باشد.
 
بر اساس قانون کار کشور امارات، ساعت کار در روز 8 ساعت و ایام کاری 6 روز در هفته می باشد؛ اما این استاندارد های قانونی اجرا نمی گردد. قوانینی وجود دارد که ساعات کار و استراحت را بر طبق طبیعت مشاغل تنظیم می کند. اما نه قانونی در رابطه با پرداخت دستمزد اضافه کار وجود دارد و نه ممنوعیتی برای اضافه کار اجباری زیاد. با این وجود، کارگران بومی تحت صلاحیت و نظارت وزارت کار فعالیت می کنند.

قانون، کارفرمایان را ملزم به فراهم کردن محیطی سالم و امن برای کارمندان می نماید؛ با این حال، علیرغم افزایش در تعداد بازرسان وزارت کار، دولت بطور یکسان استانداردهای بهداشتی و ایمنی را به اجرا نگذاشته است.  وزارت کار همچنین برای کمک به کارگران خارجی برای یافتن راهکارها استخدام، مترجم زبان را به کار گرفته است.

علیرغم تلاش برای بهبود تسهیلات مسکن، برخی از کارگران کم مهارت و خارجی همچنان به زندگی در شرایط  غیر استاندارد ادامه می دهند؛ آپارتمان ها پرجمعیت و یا اسکان در اردوگاه های کار ناامن و غیربهداشتی که گاهی فاقد برق، آب آشامیدنی و امکانات پخت و پز و حمام از جمله این موارد است.

در تاریخ 26 آگوست، یک آتش سوزی، باعث مرگ 11 کارگر شاغل در یک واحد ساختمانی در حال ساخت  در دبی  شد. در واکنش به این حادثه، دولتمردان دبی اعلامیه های هشدار دهنده ای به پیمانکاران جهت خالی کردن 422 واحد مسکونی داری شرایط غیر ایمن، ارسال کردند.

وزارت کار امارت، زمان استراحتی بین ساعات12:30 الی 3:00 بعدازظهر برای اکثر کارگران در فضای باز در گرم ترین ماه های سال یعنی جولای و آگوست تعیین نمود؛ با این حال، بخش نفت و شرکت های آسفالت و سیمان، از این قانون مستثنی شدند و کارگران این بخش ها در معرض خطر گرمازدگی قرار داشتند.

کارگران خانگی به طور دائم در معرض سوء های استفاده جسمی، جنسی و احساسی قرار دارند. در تاریخ 5 ژوئن ،دادگاهی در فجیره، زنی را به اتهام ضرب و شتم و شکستن استخوان های خدمتکارانش، به پرداخت 4000 درهم (حدود 1100 دلار) محکوم کرد.

در طول سال مطبوعات تعدادی از مواردی که کارگران در محل کار، به علت اقدامات غیرایمن مجروح و کشته شده اند، را گزارش می کند. گرچه قانون، دولت را ملزم به پیگیری وضعیت مصدومان و کشته شدگان مشاغل مختلف می نماید، اما در عمل دولت علی رغم آنکه مواردی از این دست را ثبت می کند اما الزامی برای پیگیری آنها ندارد.

بخش هفتم) مقایسه و تطبیق با فاکتورهای اسلامی

برای بررسی انطباق مولفه های اسلامی حقوق بشر و مردم سالاری دینی با آنچه که هم اکنون در این کشور حاشیه خلیج فارس می گذرد، به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مراجعه می کنیم، چراکه این سند ملی با ظرافت خاصی به تبیین شاخصه های اسلامی پرداخته است لذا می توان از آن به عنوان سنگ محک استفاده کرد. برای این منظور برخی اصول مرتبط با حقوق بشر و مردم سالاری را مطرح نموده و سپس از کم و کیف آن در کشور امارات سخن می گوییم.


*«همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، با رعایت موازین اسلامی برخودارند.»  براساس این اصل اسلامی– انسانی همه انسان ها به طور مساوی از حقوق بهره مند می گردند اما آنچه در کشور امارات می گذرد خلاف این اصل می باشد. در امارات افراد مبتلا به ایدز و برخی بیماری های دیگر با تبعیض مواجه اند. عدم برابری در این کشور تا بدان جاست که زنان مبتلا به سرطان پستان، به دلیل بیماری شان شغل خود را از دست خواهند داد.

*«هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند.»  اما مظنونین به تروریسم در امارات بدون هیچ اتهامی به مدت شش ماه در بازداشت نگه داشته می شوند؛ یا اینکه علی رغم ممنوعیت ورود به داخل خانه شخصی افراد بدون کسب اجازه آنان و یا مجوز قانونی، نیروهای پلیس گاهی حریم اشخاص خصوصی را نقض می کنند.

*«هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است.»  این قانون در کشور امارات نیز وجود دارد اما در عمل چیز دیگری حادث می شود. برای مثال می توان به انتشار فیلم شکنجه یک تبعه افغان که توسط برادر ولیعهد امارات که دنیا او را به نام شکنجه‌گر امارات شناخت، اشاره کرد. این درحالی است که وی بدون هیچ وجاهت قانونی و به دلخواه خود اقدام به این کار نمود و نهایتا از سوی دادگاه امارات تبرئه شد. ضمن اینکه وحشیگری و بیرحمی زندانبانان اماراتی در شکنجه زندانیان، قابل تامل است.

*«نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام و یا حقوق عمومی باشد.» قانون اساسی امارات نیز آزادی بیان و آزادی مطبوعات را می پذیرد؛ اما دولت در عمل این حقوق را محدود می نماید. روزنامه نگاران و سردبیران از ترس مجازات دولت به طورگسترده اقدام به خودسانسوری می نمایند، به ویژه آنکه بیشتر روزنامه نگاران اصالتا خارجی بوده و از اخراج می ترسند. از همه مهمتر آنکه انتقاد از خانواده حکام به ویژه شیوخ به کلی ممنوع است. دولت امارات برای سرکوب هرگونه انتقاد علیه رهبران سیاسی این کشور از قانون ضد توهین و افترا استفاده می کند.

*«بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.»  گرچه به حسب ظاهر مسئولین اماراتی معمولا مکاتبات خصوصی بررسی نمی کنند؛ با این وجود، گزارش هایی مبنی بر سانسور ایمیل های بین المللی وجود دارد. بعید به نظر می رسد که ماموران امنیتی امارات از شنود مکالمات مردم خودداری نمایند، شاید به دلیل این که مهاجرت فراوان به این سرزمین صورت می پذیرد و این کشور را نسبت به امور امنیتی حساس می نماید. سانسور سیاسی در کشور به اعلا درجه خود رسیده است چرا که فشار از سوی دستگاه حکومتی این امیر نشین نه تنها موجب سانسور بلکه مقوم خود سانسوری شدیدی بوده است.

*«احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی وصنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند، مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس ]کشور[    را نقض نکنند. هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی آنها مجبور سازند.» اما سازمان های سیاسی ، احزاب سیاسی ، اتحادیه های صنفی در امارات همگی غیرقانونی هستند. استبداد سیاسی تا به حدی است که به طور کلی دولت به سازمان ها اجازه پرداختن به مسائل سیاسی را نمی دهد.

*«تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.»  قانون امارات نیز از دولت می خواهد تا برای تشکیل اجتماعات عمومی مجوز صادر کند، اما دولت مجوزی برای تجمعات عمومی یا تظاهرات با اهداف سیاسی صادر نمی کند. البته گاهی تشکیل تجمعات با مخالفت دولت روبرو نمی شود مثل تجمع83 نفر از معلمان‌ تربیتی امارات در اعتراض به برکناری خود از حرفه معلمی در برابر وزارت آموزش وپرورش این کشور. البته لازم به یاد آوری است که دولت اعتصابات کارکنان بخش دولتی را با استناد به مسئله امنیت ملی ممنوع اعلام کرده است.

 در نهایت با بررسی وضعیت حقوق بشر و مردم سالاری درکشور امارات متحده عربی می توان گفت:

قوانین کشور امارات گرچه در مواردی مسئولین امر را ملزم به رعایت حقوق بشر می نماید اما قوانین موجود توسط رهبران سیاسی امارات به شکل مطلوب، اجرایی نمی گردد و در موارد متعدد بر خلاف نص قوانین این کشور عمل می شود.

ساختار، قوانین و اخلاق رهبران کشور امارات متحده به گونه ای است که نظامی استبدادی و بی اعتقاد به آرای مردم را ترسیم می کند. نظامی که نه تنها نظر مردم را نمی پذیرد بلکه با نظرات سیاسی مخالف به شدت برخورد می کند. لذا بررسی وجوه مردم سالاری در این کشور اساسا بی معناست.

و در پله سوم اینکه، امارات به عنوان یک کشور مسلمان سنی مذهب، نه در وجوه رعایت قوانین اسلامی و نه در وجوه اجرای حقوق بشر غربی موفق نبوده است.  علت این امر ساختار استبدادی این کشور است که مانع از اجرای مدل های مذکور گردیده است.

نتیجه گیری:
وضعیت حقوق بشر در امارات متحده عربی همواره مورد انتقاد سازمان‌های حامی حقوق بشر بوده‌است. شهروندان حق انتخاب و یا تغییر دولت و عضویت در احزاب سیاسی را به دست نیاورده‌اند. در طول تاریخ این کشور تنها یک انتخابات در سال 2006 برگزار شده‌است، که مجمع تشکیل شده به وسیله انتخابات هیچ گونه حق قانونگذاری ندارد. کارگران خارجی از بسیاری از حقوق کار محروم هستند. امارات متحده عربی بسیاری از معاهدات بین المللی درباره حقوق کارگران را امضا نکرده ‌است.

بهره‌کشی و بدرفتاری با کارگران، اعمال تبعیض بین تابعیت‌ها، عدم پرداخت به موقع دستمزدها، گرفتن گذرنامه کارگران، عدم وجود نسخه‌ای از قرارداد امضاء شده، نبود بهداشت مناسب برای کارگران،‌ نبود آزادی برای تشکیل اتحادیه و سندیکای کارگری و انتخاب نمایندگان،‌عدم دسترسی کارگران برای طرح شکایات خود به مراجع ذیربط، بی‌اطلاعی کارگران از حقوق خود،‌ اعمال سیستم کفالت که باعث می‌شود کارفرمایان بر کارگران تسلط بی‌چون چرا داشته باشند، عمل نکردن کارفرمایان به وعده‌ها و تعهدات، عدم وجود آمار حوادث کارگری در حین کار، بی‌توجهی به حقوق کارگران مصدوم و بدرفتاری نسبت به کارگران مهاجر زن که هم از دستمزدهای ناچیز برخوردارند و هم از طرف کارفرمایان مورد ضرب و شتم و سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند، از مصادیق نقض حقوق کارگران مهاجر در امارات است.

دولت امارات همچنین محدودیت‌های گسترده‌ای را برای آزادی بیان بوجود آورده‌است. این کشور رسانه‌ها را از انتقاد از مقامات سیاسی و مشکلات اقتصادی کشور برحذر داشته‌است. همچنین خودسانسوری نیز به طرز گسترده در رسانه‌های اماراتی وجود دارد. استفاده از کودکان لاغر به عنوان شترسوار در مسابقات شترسواری به صورت اجباری و سوء استفاده از آنان نیز مورد انتقاد سازمان‌های حامی حقوق بشر قرار گرفته‌است. این موضوع در سال 2002 در امارات ممنوع شد. دولت محدودیت‌های وسیعی را در مورد انتشار اطلاعات در موضوعاتی همچون خانواده امیران امارات و دولت این کشور قرار داده‌است.

محدودیت درخصوص فعالیت‌های سیاسی همواره یکی دیگر از مهم‌ترین چالش‌های امارات متحده عربی بوده است. این درحالی است که در امارات متحده عربی فعالیت احزاب سیاسی ممنوع است و فرهنگ‌ها و اعتقادات دیگر معمولا تحمل نمی‌شوند؛ درعوض هر یک از این امیرنشین‌ها شامل ابوظبی، دوبی، عجمان، فجیره، راس الخیمه، شارجه از استقلال فراوانی برخوردارند. شیوخ عرب بازهم برای آن‌که بتوانند خود را با جامعه جهانی هماهنگ نشان دهند و این‌گونه از میزان فشار وارده بر امارات بکاهند، در سال 2007 بود که اجازه صدور اولین مجوز یک نهاد غیردولتی را صادر کردند. این نهاد حوزه فعالیتش حقوق بشر است که البته تاکنون اقدام ویژه‌ای نداشته و فعالیت موثری از خود نشان نداده است.

از سوی دیگر مجازات‌های سختی برای منتقدان دولت امارات در نظر گرفته می‌شود. بخصوص در برخورد با روزنامه‌نگاران کمترین مماشاتی را اعمال نمی‌کنند. در سال 2007 بود که صاحب یک وب‌سایت مخالف دولت را علاوه بر جریمه نقدی و بسته شدن وب‌سایت، به حبس نیز محکوم کردند.
 
با وجود غیر قانونی بودن روسپیگری در امارت متحده عربی، کشور امارات، مقصد قاچاقچیان انسان و زنانی از کشورهایی همچون تاجیکستان، افغانستان، روسیه و دیگر کشورهای اروپای شرقی است که در نهایت در حلقه فحشا در امارات برای جذب در گردشگری جنسی گرفتار می‌شوند. در این میان زنان کارگر از رنج مضاعفی می‌برند چرا که جنسیت آنها نیز مزید بر علت شده تا بیشتر مورد استثمار و بدرفتاری قرار بگیرند. حبس خانگی، محرومیت از غذا و تعرض جنسی و آزار فیزیکی از جمله مواردی است که در خصوص این گروه از مهاجران وجود دارد.
 
اینها بخشی از مواردی است که دولت امارات متهم به نقض آنهاست. با وجود این به نظر می‌رسد نزدیک‌ترین همسایه ایران در حاشیه خلیج فارس قصد دارد در جهت هماهنگ شدن با افکار عمومی جهانی و جلب سرمایه‌گذاری‌های خارجی و نیل به شاخص‌های توسعه پایدار، به آرامی نشانه‌های برخی اصلاحات دموکراتیک و رعایت بیشتر هنجارهای حقوق بشری را از خود نشان دهد چرا که روابط گسترده سیاسی و اقتصادی امارات را با سایر کشورها بخصوص غرب، تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. اما امارات متحده عربی تا رسیدن به سطح اولیه استانداردهای لازم در زمینه مردم سالاری و حقوق بشر فاصله زیادی دارد.

مراکز پاسخ‌گویی به سؤالات شرعی دفتر رهبری +شماره تلفن


پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، لیستی از مراکز پاسخ‌گویی به سؤالات شرعی زیر نظر این دفتر را به همراه شماره تلفن این مراکز منتشر کرد.
مشرق - پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، لیستی از مراکز پاسخ‌گویی به سؤالات شرعی زیر نظر این دفتر را به همراه شماره تلفن این مراکز منتشر کرد که به شرح زیر است:

استان

مرکز

تلفن

آذربایجان شرقی

تبریز (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

0411-3373737

تبریز (حوزه علمیه طالبیه)

0411-5257413

تبریز (حوزه علمیه حضرت ولی عصر (عج))

0411-3298625

تبریز (دفتر پاسخگویی منیر)

0411-4418222
0411-4419222
0411-4436455

سامانه پاسخگویی پیامکی

3000409900

مراغه (دفتر امام جمعه)

0421-2223320

بناب (حوزه علمیه حضرت ولی عصر (عج)):
پاسخگویی برادران
پاسخگویی خواهران (مسائل اختصاصی بانوان)


0412-7458001
0412-7458107

آذربایجان غربی

ارومیه (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

بزودی فعال می‌شود

اردبیل

اردبیل(دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

0451-2247920

مشکین شهر (دفتر امام جمعه)

0452-5234993

اصفهان

اصفهان (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

0311-2241194

کاشان (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

0361-5552575
0361-5558181
0361-5573309

کاشان (سامانه پاسخگویی پیامکی)

30007185572255

البرز

کرج

بزودی فعال می‌شود

ایلام

ایلام (حوزه علمیه)

0841-3336160

ایلام (دفتر سازمان تبلیغات اسلامی)

0841-3338082

بوشهر

بندر بوشهر

بزودی فعال می‌شود

تهران

دفتر مقام معظم رهبری:
پاسخگویی عمومی
پاسخگویی خواهران (مسائل اختصاصی بانوان)


021-64412000
021-64411

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)

021-51225205,6

امامزاده صالح

021-22737790

مدرسه مروی

بزودی فعال می‌شود

صندوق صوتی پاسخگویی(سازمان تبلیغات اسلامی)

09650

چهارمحال و بختیاری

شهرکرد (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

0381-2242626

خراسان جنوبی

بیرجند

بزودی فعال می‌شود

خراسان رضوی

مشهد (دفتر نماینده ولی فقیه)

0511-2259300

مشهد (دفتر امام جمعه)

0511-8598611

مشهد (سامانه پاسخگویی آستان قدس رضوی)

0511-32020

مشهد (حرم مطهر) به صورت پیام کوتاه (اس ام اس)

30002020

خراسان شمالی

بجنورد (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

0584-2211210

خوزستان

اهواز

بزودی فعال می‌شود

زنجان

زنجان

بزودی فعال می‌شود

سمنان

سمنان

بزودی فعال می‌شود

سیستان و بلوچستان

زاهدان

بزودی فعال می‌شود

فارس

شیراز (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

0711-2300096

قزوین

قزوین (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

0281-2226979

قم

دفتر مقام معظم رهبری:
پاسخگویی عمومی
پاسخگویی خواهران (مسائل اختصاصی بانوان)


025-37746666
025-37112253-6

مرکز ملی پاسخگویی

09640

سامانه پاسخگویی پیامکی

30009640

کردستان

سنندج (دفتر نماینده ولی فقیه)

0871-2267532

کرمان

کرمان

بزودی فعال می‌شود

کرمانشاه

کرمانشاه (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

0831-8249351

مرکز پاسخگویی خواهران (مسائل اختصاصی بانوان)

0831-8212100
0831-8212200

مرکز پاسخگویی بخش برادران

0831-8212300
0831-8212400

کهگیلویه و بویراحمد

یاسوج (دفتر نماینده ولی فقیه)

0741-3337359

یاسوج (دفتر امام جمعه)

0741-2222505

گلستان

گرگان

بزودی فعال می‌شود

گیلان

رشت

0131-6600744

لرستان

خرم‌آباد

بزودی فعال می‌شود

مازندران

ساری

بزودی فعال می‌شود

مرکزی

اراک (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

086-32274047
086-32275225
086-32275255

هرمزگان

بندرعباس

بزودی فعال می‌شود

همدان

همدان (دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه)

0811-2524230
0811-2511150

ملایر (دفتر امام جمعه):
پاسخگویی عمومی
پاسخگویی خواهران (مسائل اختصاصی بانوان)


0851-3350009
0851-3321115

یزد

یزد

بزودی فعال می‌شود

کشور

مرکز

تلفن

سوئد

مرکز اسلامی امام علی (ع)

0046858012314

از 'دکترین گالیوریسم' تا 'خاورمیانه اسلام'


گزارش تحلیلی مشرق؛
نیویورک‌تایمز از طرحی خبر داد که طبق آن، پنج‌کشور خاورمیانه به ۱۴کشور تقسیم‌می‌شوند اما طبق دکترین گالیوریسم، خاورمیانه همان سرزمین 'لی‌لی‌پوت' است که از میان شش گالیور آن یعنی ایران، مصر، عربستان، ترکیه، عراق و رژیم اسرائیل، پنج کشور اول باید تجزیه و قطعه‌قطعه شوند و تنها گالیور ششم که اسرائیل است بماند و لی‌لی‌پوت خاورمیانه را مدیریت کند.
گروه جنگ نرم مشرق - روزنامه نیویورک‌تایمز در مطلبی با اشاره به اینکه نقشه خاورمیانه را می‌توان دوباره ترسیم کرد، به تشریح این تقسیم‌بندی پرداخت و نوشت: در مورد سوریه، رقبای فرقه‌ای و قومی می‌توانند حداقل به سه بخش تقسیم شوند.

این روزنامه در توضیح این تقسیم‌بندی نوشت: سوریه می‌تواند به سه بخش علوی، کردستان سوریه و سرزمین سنی‌ها تقسیم شود. علوی‌ها، اقلیتی هستند که به مدت چند دهه است، سوریه و مسیر ساحلی آن را تحت کنترل خود گرفته‌اند. کردستان سوریه می‌تواند از این کشور جدا شود و در نهایت با کردهای عراق یکی شود. سرزمین سنی‌ها نیز می‌تواند جدا شود و با استان‌هایی از عراق تلفیق شود تا سنی‌ستان را تشکیل دهد.

این روزنامه آمریکایی در بخش دیگری از مطلب خود به تقسیم‌بندی عراق پرداخت و نوشت: در میان امکان‌پذیرترین احتمالات، کردهای شمال می‌توانند به کردهای سوریه بپیوندند. بسیاری از مناطق مرکزی، که تحت کنترل سنی‌هاست، به سنی‌های سوریه بپیوندد و جنوب عراق نیز شیعه‌ نشین شود.

نیویورک‌تایمز در ادامه به توجیه خود برای تقسیم‌بندی لیبی پرداخت و افزود: به خاطر رقابت‌های منطقه‌ای و قبیله‌ای قدرتمند، لیبی می‌تواند به دو بخش تاریخی خود تقسیم شود؛ «طرابلس‌تا‌نیا» و «سیرنایسا» و احتمالا کشور سومی با نام «فزان» در جنوب غربی.

در بخش دیگری از این مطلب به تقسیم‌بندی عربستان سعودی پرداخته شده و آمده است: مدتهاست، عربستان سعودی با اختلافات داخلی روبروست که این مسئله می‌تواند در صورت انتقال قدرت به نسل بعدی پادشاهان از میان برود. در واقع، اختلافات قبیله‌ای، اختلافات شیعه و سنی و چالش‌های اقتصادی، اتحاد این پادشاهی را تهدید می‌کند. بنابراین عربستان می‌تواند به پنج منطقه تقسیم شود.

نیویورک‌تایمز همچنین به تقسیم‌بندی یمن اشاره کرد و نوشت: به دنبال برگزاری رفراندوم بالقوه‌ در جنوب یمن برای استقلال این بخش، این فقیرترین کشور عربی می‌تواند به دو کشور تبدیل شود.

به نوشته این روزنامه، در یک حرکت قدرتمند، همه یا بخشی از جنوب یمن می‌تواند بخشی از عربستان سعودی شود. تقریبا همه تجارت سعودی‌ها از طریق دریاست و دسترسی مستقیم به دریای عربی می‌تواند به کاهش وابستگی این کشور به خلیج فارس و نیز کاهش نگرانی از توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز منجر شود.

اما سابق تجزیه‌گری آمریکایی مناطق بزرگ به کجا برمی‌گردد؟ با فروپاشی شوروی سابق و تأسیس جمهوری­‌های تازه‌استقلال‌یافته قفقاز (گرجستان، آذربایجان و ارمنستان) و آسیای مرکزی (ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و قزاقستان) و انقلاب­‌های غربگرای پس از آن در بخشی از این نواحی، ظن این می‌رفت که آمریکا به دنبال تغییر مرزبندی­‌های سیاسی موجود، برای آسان‌تر کردن مدیریت خود بر جهان است. روشی که لااقل بین اقتصاددانان امریکایی که شعار "کوچک‌تر، زیباتر" سر می­‌دهند، سنتی کهنه است و ظاهرا جامعه سیاسی- اطلاعاتی آمریکا چندان بی‌علاقه به استفاده از آن نیستند. از این روست که منطقه خاورمیانه نیز به عنوان قطب نفت و گاز جهان همواره در معرض خطر این زیباسازی به سبک آمریکایی است.

پیش از ورود به بحث بهتر است در باب جغرافیای این منطقه توضیحاتی داده شود:

واژه نادرست و مجعول خاورمیانه در معنای اخص شامل ایران، ترکیه و خاورمیانه عربی است، اما در قالب معنی اعم و خاور بزرگ، سودان، شاخ آفریقا، ماوراء قفقاز و آسیای مرکزی را نیز در برمی­‌گیرد. با پیروزی آمریکا در جنگ خلیج فارس در سال 1991میلادی، بوش پدر، رئیس جمهور وقت آمریکا، عزم کشورش برای برپایی نظام نوین جهانی را مبتنی بر نشر ارزش­‌های آمریکایی در سراسر جهان و آمریکایی نمودن آن اعلام کرد.

ابتدا ناظران می­‌پنداشتند که پروژه نظم نوین آمریکا فقط به صدور تفکر و سبک زندگی آمریکایی محدود می ­شود اما مدتی نگذشت که مشخص شد آمریکا در راستای صدور فرهنگ خود به دنبال بالکانیزه‌کردن جهان نیز هست. بر همین اساس نیروی هوایی ایالات متحده در سال 1995 میلادی با مشارکت هزار آینده‌پژوه، برنامه­‌ای را با هدف پیش‌بینی بدترین وضعیت­‌های احتمالی پیش روی آمریکا و جهان در سه دهه آینده، به اجرا در آورد. نتایج این پروژه در قالب چهار سناریو در اختیار پنتاگون قرار گرفت:

1. دنیای کینگ خان: در این دنیا چین پس از پیوند با ملت­‌های همسایه و هم­کیش به یک "ابرملت" تبدیل شده و ثقل مدیریت جهانی را از غرب به شرق منتقل می‌کند، بدین ترتیب تسلط غرب بر مدیریت جهانی پایان می­ یابد. این سناریو نظرات میرشایمر در مورد آینده چین را تأیید می­‌کند؛ وی معتقد است خیزش اقتصادی چین نمی­‌تواند صلح‌آمیز باشد و اگر رشد شتابان چین همچنان ادامه پیدا کند در چهار دهه آینده، آمریکا و چین وارد یک جنگ احتمالی خواهند شد.

2. دنیای زایباتسو: مجموعه­‌های غول‌پیکر فراملیتی قدرت جهانی را در دست گرفته و اثرگذاری "دولت ـ ملت‌ها" را به حداقل می­ رسانند. در این دنیا و با چنین وضعیتی نیروهای مسلح آمریکا وظیفه دارند امنیت آبراه­‌های بین المللی و مسیرهای اصلی حمل و نقل هوایی و زمینی را به منظور اطمینان از آزادی انتقال انرژی و کالا، حفظ کنند. قابل توجه آنکه آمریکا میزبان بیشترین کمپانی­‌های فراملیتی با مبدأ آمریکایی است.

3. دنیای دردسرهای گالیور: فقر، تبعیض و بی‌عدالتی مشخصه اصلی این دنیاست، چرا که تنها 15 درصد ملت­ها مالک 85 درصد ثروت جهانی هستند. تبعیض­‌های اعمال‌شده در حوزه علوم و فناوری­‌های نوین و عدم دسترسی جوامع فقیر به دانش، این وضعیت را تشدید خواهد کرد.

4. دنیای هرج و مرج‌های رایانه‌ای: در عصر اطلاعات، دشمنان آمریکا می­توانند با نفوذ و از کار انداختن شبکه‌ها، سیستم‌ها و سامانه­‌های اطلاعاتی، این کشور را فلج کنند. بدین ترتیب آمریکا از یک طرف باید پیشدستی کرده و دشمنان سایبری خود را نابود کند و از طرف دیگر با بازنگری در زیرساخت­ های اطلاعاتی، آن­ها را غیرقابل نفوذ نماید. از همین رو آمریکا با واگذاری کنترل اینترنت به سازمان ملل مخالف بوده و خواهان حفظ سلطه خود بر آن است.

در این پروژه برای خاورمیانه نیز یک نقشه نهایی در نظر گرفته شد بود که ثابت می­کرد آمریکا به دنبال برپایی مجموعه‌ای اقلیمی از ملت‌ها است که دارای بازار مشترک و هیأت‌های مرکزی با نظام اقتصاد جهانی به‌ویژه با جامعه غرب است؛ زیرا بر اساس برآوردهای موجود، بیشترین ظرفیت انرژی، بازار مصرف گسترده، نیروی کار ارزان و منابع انسانی کارآمد در برخی از علوم و فنون جدید، از مصادیق بالقوه منطقه است.

در حقیقت یکی از اصول اساسی نظم نوین جهانی آمریکا بر تغییر صورت بندی مرزهای ملی و حکومت اسلامی استوار می­ باشد.

در همین راستا طرح هایی مانند نقشه جغرافیایی جدید برای خاورمیانه ارائه شد که مبتنی بر آن، باید ایران به 7 کشور، عربستان به 5 کشور، عراق به 3 کشور، افغانستان به 3 کشور و ترکیه به 2 کشور تقسیم شوند. نتایج پروژه سال 1995 و نقشه­ های مفروض منتشر شده برای منطقه حاکی از آن بود که آمریکا قصد دارد پیاده‌سازی دکترین گالیوریسم در خاورمیانه را جزء اولویت­‌های خود قرار دهد.

دکترین گالیوریسم در مورد خاورمیانه به دکترین گالیورششم معروف است. طراح این دکترین، جیمز بلک‌ول (James Blackwell) آن را این گونه تبیین می­‌کند: «خاورمیانه همان «لی‌لی‌پوت» است که از میان شش گالیور آن یعنی ایران، مصر، عربستان، ترکیه، عراق و اسرائیل، پنج کشور اول باید تجزیه و قطعه‌قطعه‌شده و تنها گالیور ششم که اسرائیل است مانده و لی‌لی‌پوت خاورمیانه را سرپرستی کند.»

گالیور و گالیوریسم

در داستان گالیور، لی‌لی‌پوت شهر مردم کوتوله­ ای است که حتی در کف دست گالیور جا می­ شوند. گالیور یک جوان انگلیسی سفید پوست و در اندازه­ یک انسان طبیعی است. در این داستان گالیور بر سر گنجی که در زیر پای مردم لی لی پوت قرار دارد با یک کاپیتان انگلیسی درگیر بوده، و این درحالی است که مردم لی لی پوت کاری به گنج ندارند.

غربی­ ها خاورمیانه را لی لی پوتی می­ دانند که در آن کشورها سه دسته اند:

  • کشورهای نگران همچون کویت، امارات، قطر، عمان، بحرین و تونس که همواره به آنها گفته می­ شود  ایران به زودی شما را می­ گیرد و یا عراق به زودی شما را می­ گیرد.
  • کشور­های آرزومند که دوست دارند گالیور منطقه باشند، مانند لیبی، یمن و عربستان. در داستان گالیور نیز پسر جوانی از اهالی لی لی پوت که خود را شوالیه لی لی پوت می­ نامد، پهلوان تخیلی است و خویش را در حد و توان گالیور تصور می­ کند. عربستان دوست دارد همانند ایران باشد ولی نمی­ تواند، معمر قذافی دوست داشت چون جمال عبدالناصر باشد، اما نتوانست.
  • کشور­های گالیور که شامل عراق، ایران، سوریه، ترکیه، مصر و اسرائیل هستند.

گالیورها باید به سود اسرائیل شکسته و تجزیه شده و به کشورهای آرزومند تبدیل شوند، کشورهای آرزومند باید به نگران­ها بپیوندند و در نهایت کشورهای نگران باید در حالت ترس دائمی از اسرائیل بسر ببرند. در واقع تنها اسرائیل است که باید به عنوان گالیور باقی بماند. گالیورهای دیگر باید کوچک تر و ضعیف شده و همواره در نگرانی باقی باشند چرا که کشور­های نگران که مانند مردم لی لی پوت در دستان گالیور جای می­ گیرند، راحت تر پذیرای قیمومیت اسرائیل خواهند بود. بدین ترتیب ضروری است در جهت منافع اسرائیل و امریکا ریخت شناسی جهان اسلام دچار تغییرات فراوانی گردد.

خاورمیانه معاصر و گالیوریسم

حادثه یازده سپتامبر به آمریکایی­ها فرصت پیاده سازی طرح خاورمیانه بزرگ را داد. اولین بار کالین پاول وزیر خارجه وقت آمریکا، پروژه تغییر جغرافیای خاورمیانه را مطرح کرد و پس از آن به تدریج سایر مقامات آمریکایی ابعاد دیگر این پروژه را علنی نمودند. با حمله به عراق و سقوط صدام، مقامات آمریکا بار دیگر خاورمیانه نوین را یادآور شده و عراق را یکی از نقاط عطف تحقق این طرح دانستند چرا که از نظر ایشان، عراق دروازه ورود به خاورمیانه جدید بود. در همان زمان «دیک چنی» معاون بوش اعلام کرد راه خاورمیانه نوین از عراق می‌گذرد. آن­ها تصور می­ کردند که در مرحله سوم پروژه سخت‌افزاری تحقق خاورمیانه بزرگ قرار دارند و این مرحله چیزی جز تهاجم رژیم صهیونیستی به لبنان با حمایت و هماهنگی آمریکا نبود. در همین راستا کاندولیزا رایس وزیر خارجه وقت امریکا، در تل آویو از فرارسیدن زمان خاورمیانه جدید خبر داد.

اما مقاومت حزب الله لبنان و شکست رژیم صهیونیستی در جنگ سی و سه روزه اکثر تحلیلگران را به این نتیجه رساند که این طرح آمریکایی مرده به دنیا آمده و تولد خاورمیانه جدید به شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.

در واقع خاورمیانه جدید تداوم پروژه خاورمیانه بزرگ آمریکا است که در آن امریکایی­ها به دنبال روند تحولاتی که با ماهیت اسلام‌گرایی در خاورمیانه طی می‌شد، حتی پیش از حادثه یازده سپتامبر به دنبال تغییراتی اساسی در منطقه بودند. اسلام گرایی که آمریکایی آن را یکی از تهدیدات جدی و استراتژیک علیه منافع و امنیت ملی خود تلقی می‌کردند عامل اتخاذ این سیاست­ها بود. این موضوع در تدوین استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 نیز مورد توجه قرار گرفته است.

امریکایی­ها برای تحقق خاورمیانه جدید دو استراتژی داشتند. تغییر رژیم با روش­ های سخت افزاری و اصلاح ساختار سیاسی کشورهای دوست. در نتیجه کشورهای خاورمیانه به چند دسته تقسیم شدند:

  1. کشورهای سرچشمه بیداری اسلامی مانند ایران.
  2. کشورهای دارای گروه­ها و جنبش­های اسلامی تاثیرگذار و در عین حال متأثر از جمهوری اسلامی ایران مانند لبنان. الگوی حزب‌ا... لبنان در طول زمان در خاورمیانه رشد و تعمیق یافته است.
  3. کشورهای متأثر از ایران که سازش پذیر نبوده و ضمن اینکه مانع تحقق طرح‌های آمریکا در خاورمیانه هستند، امنیت اسرائیل را نیز تهدید می‌کنند، مانند سوریه.
  4. کشورهایی که ارتباطی با جنبش­های اسلامی نداشته اما به‌ جهت‌ قدرت‌طلبی تهدیدی برای رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا محسوب می‌شدند، مانند رژیم سابق عراق.
  5. کشورهای کاملاً سازگار با سیاست­های آمریکا که تحولات داخلی شان آن ها را در معرض سقوط و خارج شدن از جرگه هم­پیمانان امریکا قرار داده است، مانند عربستان، اردن، مصر، کویت .

راهبرد اصلی امریکا برای مهار کشورهای مقاوم یا کشورهای بالقوه تهدید زا استفاده از پتانسیل اختلافات قومی و مذهبی است. با برهم زدن نظم و ایجاد هرج و مرج مسیر لی لی پوتی کردن خاورمیانه هموار می­ شود. طرحی که امریکایی­ها در این راستا دنبال می ­کنند، خطرات گسترده ای برای کشورهای منطقه در پی دارد.

سلطه آمریکا ماهیت اصلی ساختار و نظم جدید را تشکیل خواهد داد، از همین رو فرهنگ زدایی در منطقه و ترویج فرهنگ غربی و سایر فرهنگ­ های مغایر با فرهنگ ناب اسلامی و فرهنگ­ های بومی تشدید می­ یابد.

رفتار کنونی امریکا نشان دهنده این است که کاخ سفید دومینوی مبتنی بر قاعده بازی مهره­ ها را دنبال می­ کند. این کشور قصد دارد پس از اشغال افغانستان و عراق سایر کشورهای منطقه بویژه ایران و سوریه را نیز تحت سلطه خود درآورد. به همین منظور است که امریکا خاورمیانه و از جمله ایران اسلامی را محاصره جغرافیایی، نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کرده است.

گالیوریسم در قبال ایران

در دو قرن اخیر استعمارگران بخش ­های زیادی از ایران را بواسطه­ بی لیاقتی شاهان قاجار و پهلوی جدا کردند. تجزیه همواره یکی از راه کارهای بریتانیا برای سلطه بر منطقه خاورمیانه بوده است، زیرا کشور­های کوچک هنگامی که با همسایگان خود مشکل پیدا کرده و احتیاج به حمایت و پشتیبانی داشتند، دست به دامان آن­ها شده و در نتیجه حضورشان تثبیت می­ شد. امپراتوری­ها به مرور زمان تجزیه و کم قدرت شدند، آخرین جداسازی در دهه 1340 روی داد، زمانی که بحرین از ایران جدا شد.

پس از فروپاشی شوروی، ایالات متحده در جایگاه ابرقدرت جهانی به پیروی از استعمارگران گذشته برای حفظ سلطه سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی خود به استفاده از تغییر رژیم (Regime change) و تغییر در ساختار دولت­ها در کنار دامن زدن به گرایشات تجزیه طلبانه روی آورد. به همین منظور:

  1. فلسطین دو پاره شد، برای محدود سازی مقاومت به غزه و جلوگیری از وحدت تشکل­ های فلسطینی که از ملزومات تشکیل کشور مستقل فلسطینی است.
  2. عراق دچار اختلافات فرق ه­ای گسترده شده است. مناطق کردنشین وضعیت شبه تجزیه پیدا کرده اند، سنی­ ها به دنبال تشکیل اقلیم خود هستند، و این­ها در حالی صورت می­ گیرد که امریکا از بدو ورود طرح تقسیم عراق به سه منطقه را اعلام کرده بود.
  3. سوریه گرفتار جنگ داخلی خونینی است که وارد سومین سال خود می ­شود. زیرساخت­ های کشور از بین رفته، میلیون­ها نفر آواره شده اند. بخشی از سنی­ ها نیز برای خود امارات اسلامی تشکیل داده اند.

شاید سوریه آخرین دومینویی است که سلسله دومینوهای قبلی را به لبنان و ایران وصل می­ کند. این کشور که در نقطه اتصال سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا و در بین اروپای صنعتی و خاورمیانه نفت خیز قرار گرفته است، به مثابه پل پیروزی برای طرفین نبرد بوده و محل تمرکز سیاستگذاری­ های جریانات معارض می­ باشد.

امریکا به این دلیل بطور پله پله و در جهت محاصره و تضعیف ایران قدم برمی داد که رابطه­ ایران و امریکا در شرایط فعلی شبیه رابطه­ شوروی و امریکا است. در حقیقت امریکا در حال تکرار مدل جنگ سرد در مواجهه با ایران است. بالکانیزاسیون و در نتیجه تجزیه ایران مبتنی بر دکترین گالیور ششم و قراردادن هر قطعه­ تجزیه شده نزدیک به خود نیز در همین راستاست.

همانطور که گفته شده دکترین گالیور ششم به دنبال قطعه قطعه کردن منطقه است، از این رو می­ توان مهمترین ابزار امریکا در این رویارویی را قومیت و قومیت­ گرایی در منطقه و ایران دانست.

قومیت گرایی

قوم(Ethnie) یا قومیت به تجمعات انسانی گفته می­ شود که قبل از پیدایش دولت شهرها بصورت عشیره ای یا قبیله ای زندگی می­ کردند. در جامعه شناسی سیاسی موضوع اقلیتهای قومی و رابطه آنها با دولت مرکزی بسیار مهم است. در حالت عادی اقلیت­های قومی تمایلی به جدا شدن از کشور ندارند که البته این به میزان وفاداری آن­ها به دولت مرکزی بستگی دارد. سیاست دولت مرکزی نسبت به اقلیت­های قومی نیز متفاوت است.

ممکن است سیاست دولت در جهت حفظ هویت فرهنگی اقلیت­های قومی، جذب و یا ادغام آنها در درون فرهنگ و قومیت مرکزی مانند اقدامات رضا شاه در ایران باشد. برخی از کشورها دارای جمعیت ناهمگون بوده و از چندین گروه زبانی، نژادی و مذهبی تشکیل شده اند در حالیکه هر گروه نسبت به همگون شدن با گروه­های دیگر به مخالفت بر می­خیزد و سعی می­کند اصالت خود را حفظ نماید. ایران نیز دارای اقلیت­های قومی متفاوتی است که در طول تاریخ عقب ماندگی­ های اقتصادی نواحی تحت سکونت اقوام نسبت به مناطق مرکزی، جدایی فرهنگی، زبانی و دینی آن­ها را تشدید کرده است. به همین علت پس از جنگ جهانی دوم به دلیل آمادگی شرایط داخلی و دخالت نیروهای خارجی، ایران شاهد خیزش­های قومی و قوم گرایی در آذربایجان و کردستان بود.

شکافهای فرهنگی، قومی، زبانی و مذهبی بر اثر روی­دادهای تاریخی و چگونگی ایجاد یک کشور در طول زمان بوجود آمده اند. به این ترتیب تنوعات قومی ناشی از عوامل گوناگونی است که یکی از مهم­ترین آن­ها تاریخ کشور است. برخی کشورهای امروزی که سابقه تاریخی امپراتوری داشته اند، ترکیب بیشتری از اقوام، مذاهب و گروه­های زبانی را به خود گرفته اند. آنچه درباره اقلیت­ های قومی ایران حائز اهمیت است، استقرار آن­ها در حاشیه و نوار مرزی کشور و همسایگی شان با اکثریت قومی آن سوی مرز است. نباید از یاد برد که مرزهای ایران و سایر کشورهای منطقه با دخالت و نظارت بریتانیای کبیر ترسیم شده است تا با تقسیم اقوام و قرار دادن هر بخش در یک کشور، همواره آتش هرج و مرج و جدائی طلبی­ها شعله ور باشد.

عوامل تشدید کننده شکاف های قومی

  • زبان: زبان مهمترین عنصر تمیز قومی و عامل اصلی پیوند انسان­ها با یکدیگر است.
  • مذهب: مذهب نیز از جمله عوامل تشدید کننده گرایشات قومی است.
  • ناسیونالیسم منفی و کاذب قومی: در این حالت افراد با افسانه بافی و تحریف تاریخ، هویت جداگانه ای برای خود دست و پا کرده و از این طریق حس ناسیونالیستی سایر افراد قوم را بر می­انگیزند.
  • نارضایتی اقتصادی و سیاسی: زمانی که افراد یک قوم در دست یابی به منافع و مشاغل در نسبت با سایر گروه­های قومی ناکام بمانند و این موضوع با بی اعتنایی دولت مرکزی همراه باشد، زمینه اعتراض و شورش ایجاد خواهد داشت. در مطالع ه­ای که بر روی ساختارهای چند قومیتی خاورمیانه صورت گرفته است، سه نوع شکاف فرهنگی(قومی) دیده می­شود.
  1. یک گروه مسلط و یکه تاز و برخی اقلیت­های پر دردسر (مثل اردن)
  2. یک گروه مرکزی و چندین گروه دور از مرکز (مثل مراکش و ایران)
  3. دو یا چند گروه تقریباً متوازن و حریف (نظیر شیعیان و سنی­ها در عراق، مسیحیان و مسلمانان در لبنان)

اقوام ایرانی

کشور ایران بواسطه شرایط گوناگونی که در طول هزاران سال با آن­ها مواجه بوده است، دارای اقلیت­های قومی و مذهبی مختلفی است. اقوامی که امروز در جمهوری اسلامی ایران زندگی می ­کنند به مرحله خودآگاهی قومی رسیده و برای خود اختصاصات قومی مشخصی همچون زبان، پیشینه تاریخی، آداب و رسوم فرهنگی دارند.

جمهوری اسلامی 8731 کیلومتر مرز دارد که 2700 کیلومتر آن آبی است. با توجه به محل استقرار قومیت­ها در مرزها می­توان گفت بخش عمده­ای از مرزهای خاکی نقاط آسیب پذیر سیاسی و امنیتی محسوب می­گردند. قوم ترک در شمال غربی ایران استقرار داشته و با قوم و کشورهای همزبان خود، یعنی آذربایجان و ترکیه همسایه است.

قوم کرد در غرب کشور با قوم هم زبان و هم مذهب خود، یعنی کردستان عراق همسایه است. در ادامه نوار مرزی غرب، قوم عرب استقرار دارد که با کشور عراق هم مرز و هم زبان است. در شرق نیز قوم بلوچ با قوم همزبان خود در پاکستان و افغانستان همسایه است. به این ترتیب روشن است که بهره گیری از احساسات قوم گرایانه همواره یکی از راه­ های ضربه زدن دشمنان به انقلاب اسلامی است.

برای اشراف تخصصی تر به بحث قومیت گرایی و بستر پیاده سازی دکترین گالیور ششم در ایران بهتر است تقسیم بندی استان­های کشور بر مبنای ترکیب قومی آن­ها مورد توجه قرار بگیرد.

  • استان هایی که با وجود تاثیرپذیری از مهاجرت اقلیت­ های قومی، جمعیت قومی قابل توجهی ندارند. این استان­ها در مرکز کشور قرار داشته و بیشتر جمعیت آن­ها را فارس ­های شیعه مذهب تشکیل می­ دهند. استان­ های تهران، سمنان، قم، مرکزی، اصفهان و یزد از این دسته اند.
  • استان هایی که اکثر جمعیت آن­ها به اقوامی تعلق دارد که به لحاظ زبانی و فرهنگی پیوند زیادی با قوم و زبان فارسی دارند، از جمله استان­ های خراسان، فارس، کهکیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، قزوین، کرمان، گیلان، مازندران، لرستان، ایلام، هرمزگان و بوشهر.
  • استان هایی که عمده جمعیت آن­ها را گروه­های قومی تشکیل می­دهند. این استان­ها برحسب تبعات سیاسی و امنیتی بالقوه و بالفعلی که دارند به دو دسته تقسیم می­ شوند:

- دسته اول شامل استان­ های اردبیل، آذربایجان شرقی، خوزستان، کرمانشاه، زنجان و همدان، که شکاف قومی و زبانی آن­ها به علت پیوند مذهبی با اکثریت جامعه ایرانی، تهدیدی برای یکپارچگی و وحدت ملی نیست.

- دسته دوم شامل استان­ های سیستان و بلوچستان، گلستان، آذربایجان غربی و کردستان که شکاف قومی آن­ها به لحاظ تفاوت مذهب و به علت هم­جواری با هم قومی­ های خود در آن سوی مرزها مستعد تحریک، دامن زدن به احساسات قوم گرایانه و آسیب زدن به یکپاچگی کشور می­ باشد.



منافع کثیر القومه بودن ایران برای دنبال کنندگان دکترین گالیور ششم

استقرار و پراکندگی گروه­های قومی کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و آذری در مجاورت مرزهای ایران باعث شده است تا گروه­های قومی مشابه که در آن سوی مرزها مستقر هستند، بتوانند به کشور ورود غیرقانونی داشته و برای تردد غیرمجاز در مناطق مرزی و حتی در عمق کشور مشکل چندانی نداشته باشند.

تفکرات قوم گرایانه، تجزیه طلبانه و ناسیونالیستی قومیت­های هم­جوار، گروه­های قومی ایران را متاثر می­ سازد و مسایل امنیتی در داخل کشور پدید می­ آورد. در مناطق مانند خوزستان، کردستان و آذربایجان غربی این معضل به شکل جدی تهدیدکننده است.

این تهدیدات احتمالی باعث حضور نیروهای دولتی و نظامی در مناطق قومی نشین همراه با هزینه­ های سنگین سیاسی و اقتصادی خواهد بود. انسداد و کنترل مرزها که مستلزم حضور نیروهای غیربومی در منطقه قومی نشین است، با واکنش منفی اقوام مواجه می­ گردد. به علاوه هزینه­ های سیاسی کنترل این گونه حرکت­های بحران ساز، سیاست خارجی کشور را در نسبت با سایر کشورها و نهادهای بین‌المللی تحت تاثیر قرار خواهد داد. هم اکنون نیز جمهوری اسلامی ایران از سوی جنبش­های شبه وهابی و برخی کشورها به افراطی گری شیعی و سرکوب اهل سنت متهم شده است.

به طور کلی چند قومی بودن برای هر کشوری تهدیدی بالقوه برای امنیت ملی آن قلمداد می­ گردد که برای جمهوری اسلامی نیز به واسطه وجود دشمنان به همین ترتیب است. مساله حساس دیگر استقرار و سکونت اقوام در نوار مرزی کشور است، بویژه آن که هر یک از این اقوام با اکثریت قومی آن سوی مرز نیز در همسایگی به سر برده و شاید مهمترین تهدید امنیتی از ناحیه قومیت­ها همین مساله باشد.

هم­نوایی اقوام با اکثریت قومی آن سوی مرز، در دراز مدت حس جدایی طلبی را در میان ایشان تقویت خواهد نمود. نکته بعدی استقرار اقوام ایرانی در نقاط حساس اقتصادی و حمل و نقل بازرگانی کشور است، به علاوه اینکه همین مناطق با بحران­های عدیده اقتصادی نیز دست و پنجه نرم می­ کنند. خطر ناشی از این نکته زمانی بیشتر می­ گردد که با بیکاری  نیروهای جوان این مناطق همراه باشد.

نتیجه آن که دشمنان به سادگی می­توانند با استفاده از علقه­ های قومی و نقاط مشترک فرهنگی و مذهبی اقوام دو طرف مرز، در کنار پررنگ کردن محرومیت و شرایط نابسامان اقتصادی، طیف ایرانی این اقوام را تحریک کرده و جدایی طلبی و تجزیه طلبی را در مناطق مرزی ایران دامن بزنند.

همچنین نباید از یاد برد که پس از فروپاشی شوروی سابق، نفوذ اسرائیل در جمهوری­ های تازه استقلال یافت ه­ای مانند ترکمنستان و آذربایجان چشمگیر بوده و با توجه به رخنه این کشور در عراق اشغال شده و نیز حضور امریکا در کشورهای پاکستان و افغانستان، دامن زدن به تحرکات قومی در ایران یکی از جدی ترین گزینه­ های دشمنان انقلاب اسلامی برای تهدید و آسیب رساندن به امنیت ملی ایران است. نمونه­ بارز اقدامات صورت گرفته از سوی دشمنان را می­ توان در افشای استفاده اسرائیل از نواحی مرزی برخی از این کشورها برای جاسوسی از ایران و یا حمایت آن­ها از گروه­ های سلفی معاند ایران نظیر گروهک ریگی و فعالیت­ های خرابکارانه­ی آن مشاهده کرد.


راهکار­های ایران در نبرد با دکترین گالیور ششم

ایران از مدت­ها قبل با دکترین گالیور درگیر بوده است، از زمانی که هم­وطنان گالیور خطوط مرزی ایران و سایر کشورهای منطقه را ترسیم کردند. انگلیسی­ها برای مقابله با قدرت ایران و کاستن از توان آن ابتدا در طول چند قرن بخش های زیادی از آن را جدا کرده و یا زمینه ساز جدا کردن آن­ها شدند. سپس در دوره اخیر و زمان تعیین مرزهای بین المللی، مرزها را به گونه­ ای کشیدند که همواره نوار مرزی ایران دستخوش هرج و مرج باشد.

بدین ترتیب که مرزها را درست از میان اقوام کشیدند، تا بدین وسیله اقوامی که در گذشته همه به ایران تعلق داشتند، در کشورهای جداگانه قرار گرفته و بطور مداوم خواستار پیوستن به هم قومی­ های خود در کشور دیگر باشند.


به طور طبیعی محرومیت و نابسامانی شرایط اجتماعی، مردم عادی جامعه را به سوی یافتن جایگزین مناسب می­ کشاند که در این میان غرض ورزان فرصت می­ یابند مطالبات حقیقی و مشروع مردم این مناطق را به تمایلات جدایی طلبان و احساسات قوم گرایانه متصل سازند.

برای جلوگیری از وقوع این گونه مسائل، باید زمینه مشارکت عمومی در داخل جامعه فارغ از نوع قومیت مذهب، زبان، نژاد و فرهنگ فراهم شود.

در شرایط حساس کنونی، ایران شاهد تلاقی تقاضاها و مطالبات قومی است. این مرحله یکی از حساس ترین و پیچیده ترین گذرگاه­های تاریخی است که جز با فکر و اندیشه، مدیریت و تعدیل ابهامات و القائات موجود قومی و مشارکت مردمی نمی توان از آن به خوبی گذشت و امنیتی مستدام را برای ایران تضمین نمود. با توجه به چنین مواردی می­ توان پیشنهاداتی را البته با قابلیت تعدیل در موارد مختلف جهت سیاستگذاری مناسب و مدیریت قومی متکثر ارائه نمود:

  1. تقویت حس وفاداری ملی در فرهنگ سیاسی جامعه
  2. ایجاد اعتماد و برابری در میان خرده فرهنگ­های موجود جهت رشد و تعالی آن ها
  3. اهتمام جدی به توسعه و گسترش رفاه اقتصادی مناطق قومی نشین
  4. جای گزینی شیوه­ های مدیریت علمی به جای شیوه ­های مدیریت سنتی
  5. ترویج اصل احترام به حقوق قومیت­ها در نهادهای مختلف
  6. اجرای طرح­های اشتغال زا در مناطق قومی

دفاع از توهین کننده به امیرالمومنین(علیه السلام) در برنامه ای زنده

دفاع از توهین کننده به امیرالمومنین(علیه السلام) در برنامه ای زنده


 
یکی از وظایف اصلی شبکه های وهابی تطهیر افراد معلوم الحالی همچون؛ معاویه، یزید، ابن تیمیه ها است تا جایی که برای این کار نظریه علمای بزرگ اهل سنت در رد "ابن تیمیه" را دور بودن ایشان از قرآن می دانند.
 
 روزگاری که علمای اهل سنت قاطعانه و با استدلال به آیات و روایات عقاید "ابن تیمیه" را رد کرده و کتاب ها بر آن نوشتند شاید به امروز که شبکه های وهابی به فکر تطهیر ابن تیمیه بر آیند، فکر هم نمی کردند.
 
یکی از وظایف اصلی شبکه های وهابی تطهیر افراد معلوم الحالی همچون؛ معاویه، یزید، ابن تیمیه ها  است تا جایی که برای این کار نظریه علمای بزرگ اهل سنت در رد "ابن تیمیه" را دور بودن ایشان از قرآن می دانند.
 
کارشناس شبکه وهابی نور در برنامه زنده، به دفاع تمام قد و تطهیر یکی از توهین کنندگان به اهل بیت پرداخت و او را دوستدار اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین معرفی کرد.
 
وی در جواب بیننده ای که با استناد به "کتاب منهاج السنة" ابن تیمیه ثابت کرد وی به امیرالمومنین سلام الله علیه توهین کرده است و علمای بزرگ اهل سنت نیز وی را به خاطر افکارش رد کرده اند گفت: « بیاییم رد یک عالم سنی و معتزلی یا صوفی را[ مبنا] قرار ندهیم اینها مدرک نمی شوند، بیاییم به این رُدود(ردهای علما) توجه نکنیم ...الان بیاییم کاری به اقوال ابن حجرهیثمی ، سبکی و ... نداشته باشیم»
 
وی بدون در نظر گرفتن این مطلب که چرا باید استوانه های علمی اهل سنت چرا باید در رد عقاید و تفکر ابن تیمیه چنین نظریاتی داشته باشند، در ادامه دفاع خود از این اهانت کننده به امیرالمومنین سلام الله علیه گفت:« بیاییم  ببینیم عقیده ابن تیمیه را زیر ذره بین قرار بدهیم و ببینیم ابن تیمیه دشمن اهل بیت است یا محب اهل بیت بحث منطقی و علمی این است.»
 
در جواب این کارشناس وهابی و تمامی وهابیون باید گفت؛ یکی از راه های شناخت منویات و عقاید شخص خصوصا نویسندگان رجوع به کتب آنهاست.
 
کافی است به کتاب منهاج السنة ج 8 ص 329 نوشته "ابن تیمیه" رجوع کرد و نظر وی را در مورد امیرالمومنین سلام الله علیه نگاه کرد تا مشخص شود وی از دشمنان شماره یک ایشان و تمامی اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین است.
 
از طرف دیگر به واسطه همین عقاید خلاف شرع وی بود که توسط استوانه های علمی اهل سنت رانده شده و برخی از ایشان حکم به کفر وی داده اند.
 
 در زیر به برخی از این نظرات اشاره می کنیم:
 
ابن حجر عسقلانی (م 852) مؤلف فتح الباری در شرح صحیح بخاری و ابن هیثمی (م 973) و ملا قاری حنفی ( م 1016) و ابن شاکر کتبی (ت 764) و محمود کوثری مصری (م 1371) و یوسف بن اسماعیل بن یوسف (م 1265) حصنی دمشقی (م 729) و غیره که از علما بزرگ اهل سنت هستند هر کدام ابن تیمیه و عقاید او را مردود شمرده و در این راستا کتاب‌هایی تألیف نموده‌اند.
 
ابن حجر هیثمی که از دانشمندان بزرگ اهل سنت است درباره ابن تیمیه می‌گوید: خدا او را خوار و گمراه و کور و کر کرده است و معاصرین وی از شافعی‌ها و مالکی‌ها و حنفی‌ها بر فساد افکار و اقوال او تصریح دارند و اعتراض او حتی عمر بن خطاب و علی بن ابی طالب ـ علیه‌السلام ـ را نیز در بر گرفته است.... سخنان ابن تیمیه فاقد ارزش بوده او بدعت گذار، گمراه و غیر معتدل است. خداوند با او به عدالت خود رفتار نماید و ما را از شر عقیده و اسم وی حفظ کند. (هیثمی، احمد بن حجر، الفتاوی الحدیثه، مصر، مطبعه العلمیه، ص 86)
 
سُبکی یکی دیگر از علما هم عصر ابن تیمیه می‌گوید: او در پوشش پیروی از کتاب و سنت در عقاید اسلامی بدعت گذاشت و ارکان اسلام را در هم شکست. او با اتفاق مسلمانان به مخالفت برخاست سخنی گفت که لازمه آن جسمانی بودن خدا و مرکب بودن ذات اوست.... و با این سخنان حتی از 73 فرقه هم بیرون رفت. (سبکی، تقی الدین، الدره المضیئه فی الرد علی ابن تیمیه، بی تا، بی نا، ص 5)
 
شوکانی یکی دیگر از علما اهل سنت می‌گوید: محمد بخاری حنفی متوفای سال 841 هـ از بدعت گذاری و کفر ابن تیمیه سخن گفته است تا جایی که در مجلس خود تصریح کرده که اگر کسی به ابن تیمیه «شیخ‌الاسلام» بگوید کافر است. (شوکانی، محمد علی، البدر الطالع 2:262، بیروت، دار المعرفه)
 
عسقلانی می‌گوید دو تن از قاضی شافعی و مالکی ندا در دادند که هر کسی به عقیده ابن تیمیه معتقد شود خون و مالش حلال می‌باشد. (عسقلانی، احمد بن علی، الدرر الکامنه، 1:471، هند، حیدر آباد، دوم، 1392 هـ)
 
شیخ زین الدین بن رجب حنبلی از کسانی است که معتقد به کفر ابن تیمیه بود و با صدای بلند اعلان می‌نمود که هر کسی ابن تیمیه و پیروان او را تکفیر کند معذور می‌باشد.( ابی بکر دمشقی، تقی الدین، دفع شبهه من شبّه و تمرّد، مصر، مکتة الازهریه، بی تا، ص 123)
 
ابن قیم جوزی که شاگرد و مبلغ عقاید ابن تیمیه بود نیز از طرف علما اهل سنت تکفیر شده و از جمله از طرف شمس الدین مالکی محکوم به کفر و اعدام شده بود لکن ابن قیم به او می‌گوید، قاضی حنبلی توبه و اسلامم را پذیرفته و مرا محقون الدم شمرده است. قاضی مالکی بعد از این اظهارات ابن قیم، او را شلاق زده و بر الاغ سوارش نموده و در خیابان‌ها می‌گرداند.
 
منبع: جام نیوز

آیا جهاد نکاح واقعا وجود دارد؟


اغلب رسانه‌های آمریکایی، اگرچه نه همه‌شان، خبر جهاد جنسی را به عنوان واقعیتی سرد و قطعی و مسلم به خورد مخاطبانشان دادند.

به گزارش مشرق به نقل از نیمروز، گفته شده است زنان تونسی برای جهاد نکاح عازم سوریه میشوند. اما حقیقت ماجرا چیست؟

تا کنون این خبر حتما به گوش شما هم خورده است که یک حرمسرا از دختران تونسی به عنوان «جهادگران جنسی» راهی سوریه شده‌اند تا خواهش‌های نفسانی شورشی‌های منحرف را در قالب چیزی به نام «جهاد النکاح» برآورده کنند؛ و اخیراًهم با شکمهایی برآمده از کودکان جهادی به کشورشان برگشته‌اند. اما در کمال تاسف باید عرض کنم هیچ شاهدی دال بر اینکه زنانی از تونس برای جهاد نکاح به سوریه میروند وجود ندارد.

خبر کسل کننده‌ای است؟ میدانم.

اما نبود شواهد و مدارک دال بر چنین داستانی باز هم مانع از آن نشده است که بسیاری از رسانه‌ها این تیتر خبری را روی هوا نقاپند،‌ آن را بسط ندهند و دراخبارشان آنرا کار نکنند.

شروع ماجرا از ماه دسامبر بود که شبکه خبری الجدید در لبنان گزارش کرد که عالم مشهور تندرو سلفی، شیخ محمدالعریفی، از مخالفان پر آوازه رژیم سوریه فتوایی صادر کرده است مبنی بر جواز تجاوز به زنان غیر سنی در سوریه توسط شورشیان. اما این ادعای شبکه الجدید قویاً و شدیداً توسط او و اطرافیانش تکذیب شد.

بعدتر، در ۲۷ مارس سال ۲۰۱۲ سایت خبری پان-عربیست الاحیات لبنان نوشته‌ای را منتشر کرد درباره چیزی که آنرا بحران دختران جوان تونسی و مسئله‌ای به عنوان«جهادالنکاح»خوانده بود.

این سایت مجدداً مدعی شده بود که انگیزه این دختران تونسی، فتوایی از شیخ محمد العریفی است که دختران تونسی را به سفر به سوریه و آمیزش جنسی با مخالفان دولت سوریه ترغیب کرده است. گرچه باز هیچ سندی دال بر وجود این فتوا وجود ندارد و اطرافیان شیخ این فتوای مضحک را بکلی دروغ خوانده‌اند.

این گزارش مدعی شده بود که۱۳ دختر تونسی گم شده‌اند و گفته میشود به سوریه رفته اند برای جهاد جنسی. اما این داستان وقتی دررسانه‌های مجازی عرب زبان بیشتر مورد توجه واقع شد که ویدئوییاز تلوزیون العالم منتشر شد که در آن پدر و مادر یک دختر ۱۷ ساله ادعا میکنند که دخترشان توسط سلفی‌ها شستشوی مغزی شده تا برای ازدواج موقت با شورشی‌ها به سوریه برود. شبکه العالم بعدتر هم ویدئویی پخش کرد که مدعی مصاحبه با یکی از این دخترها بود.

در حالیکه وزیر امور مذهبی تونس، آقای نورالدین الخدیمی چنین عقاید مذهبی را محکوم کرده‌است، به نظر میرسد هیچگونه مدرک واقعی دال بر صدرو چنین فتاوی چه از سوی العریفی چه از سوی دیگر علما وجود ندارد.

در ماه جولای این خبر مجدداً به تیتر بعضی مطبوعات بازگشت. زمانیکه بعد که اعتراضات حامیان اخوان‌المسلمین در مصر، گزراش‌هایی بر پایه یک پست فیسبوکی کاملاً‌ مشکوک مخابره شد که بر طبق آن، اینبار زنان حامی اخوان‌المسلمین خود را آماده جهاد جنسی میکردند. شبکه العربیه، متعلق به عربستان سعودی که از حامیان اصلی سرکوب اخوان‌المسلمین در مصر است، از نخستین شبکه‌هایی بود که این موضوع را گزارش کرد.

با این وجود، آنچه ماجرای جهاد النکاح را در سطح جهانی مشهور کرد، گزارش العربیه و اسوشیتدپرساز سخنرانی اخیر وزیر داخلی تونس،‌ لطفی بن جدو در مقابل مجمع عمومی بود که در طی آن گفته بود دختران تونسی فریب داده شده‌اند و هر کدام در سوریه «با بیست، سی، یا صد نفر از شورشیان همبستر شده‌» و اکنون حامله به تونس آمده‌اند.

این خبر مثل تمام خبرهایی که در آن به موضوع سکس و مسلمین پرداخته میشود با استقبال گرم و گسترده مطبوعات آمریکایی مواجه شد. نمونه‌هایی مانند نشریه اتلانتیک در مقاله
ٔ «نوجوانان تونسی با جهاد جنسی به کمک شورشیان سوری شتافتند»، نشریه تایم در مقالهٔ «وزیر تونسی میگوید زنان تونسی عازم جهاد جنسی شده‌اند»، نشریه بیزنس اینسایدر در مقالهٔ «دختران سوریه بعد از جهاد جنسی، حامله به خانه بازگشتند»، نشریه گلوبال پست در مقالهٔ «وزیر تونسی گفته است زنان تونس بعد از حهاد جنسی حامله به کشورشان بازگشته‌اند»، نشریه جزبل در مقالهٔ «وزیر تونسی به زنان درباره عزیمت به حهاد جنسی هشدار داد»، هافینگتون پست در مقاله «جهاد جنسی در سوریه زنان تونسی را حامله کرد»، نشریه دیلی بیست در مقالهٔ «جهاد جنسی سوریه»، تنها مثالهای معدودی از حجم عظیم استقبال این رسانه‌ها از این خبر هستند. شرح و بسط و شاخ و برگی که نویسندگان این مقالات به این ادعای وزیر تونسی دادند، قطعاً جناب ادوراد سعید فقید را در قبرش لرزانده است!

علیرغم تمام توجه جهانی که به این موضوع شده است و با وجود ابراز نگرانی مقامات تونسی، شواهد قابل اعتنایی در دست نیست که چیزی به نام جهادالنکاح اصلاً موضوعی واقعی باشد. (این اصطلاح در فقه اسلامی هم اساساًجایگاهی ندارد)

داستان بازگشت زنان حامله از جهاد جنسی در سوریه و همراه آوردن جنین سوریان جهادگر در شکم شان (با تشکر از شبکه راشا تودی RT!)، در بهترین حالت قصه‌ایست فوق‌العاده مشکوک. بسیاری ناظران از زمان انتشارش در فضای انگلیسی زبان آنرا شدیدا سوال برانگیز دانسته‌اند. در یک جنگ داخلی که تعداد زیادی جبهه ایدئولوژیک هم در آن گشوده شده است، شاید مخرب‌ترین وجه جنگ، جنگ اطلاعات باشد.

سوریه در این مدت کشکولی بوده‌است مملو از اخبار غلط، اخبار دروغ، نسبت‌های ناروا و تبلیغات حکومتی. رسوایی مینت-پرس و رسوایی اوبگی، دو مورد از اخیرترین مواردیست که نه تنها به خوبی مشکلات گزارش واقعیات از درون سوریه را نشان میدهد، بلکه نشانگر آن است که اطلاعات مشکوک، اخبار غلط و گزارش‌های تایید نشده، چقدر راحت توسط رسانه‌ّها قاپیده میشوند تا در خدمت قضاوت‌های ایدئولوژیک یا تفاسیر خیال‌بافانه درآیند.

لورن وولف، مدیر پروژه «زنان تحت محاصره» که مسئولیت مطالعه موارد آزار جنسی زنان در جنگهای قرن بیستم به بعد را به عهده دارد، تاکید میکند که موسسه مطبوعش طی یکسال اخیر دسترسی مستقیم به درون سوریه نداشته است، اما تا آنجا که بررسی آنها درباره شایعات مربوط به جهاد نکاح نشان میدهد، آنها مستقلاً هیچ مدرک محکمی در ابن باره پیدا نکرده‌اند.

وی میافزاید: «ما این روزها همه جور چیز وحشتناک از سوریه دیده‌ایم. نهایتاً چه کسی میتواند اطمینان بدهد که این اتفاق هم نیفتاده است؟ اما از طرفی همه گونه تبلیغات دروغی هم از سوریه به گوشمان رسیده است. چه کسی میتواند مطمئن باشد که این شایعه هم یکی از آنها نیست؟»

روث مایکلسون

نویسنده و خبرنگاری که مدتی هم طی سپتامبر ۲۰۱۲ درون سوریه بوده،‌ کسی است که وسیعاً ‌درباره سوءاستفاده‌های جنسی در این جنگ نوشته است، با این حال او نه تنها درباره صحت این شایعه بشدت تردید میکند، بلکه انتشار وسیع این داستان را در واقع مدیون چندین جنبه نژادپرستانه و تفکربه اصطلاح شرق‌شناسانه (اورینتالیسم) مستتر در آن میداند. 

او میگوید: «نخستین چیزی که بعد از دیدن این خبر توجهم را جلب کرد این بود که رسانه‌های غربی دیگر مدتهاست خسته شده‌اند از انتشار اخباری شبیه به: فلان زن پناهنده مجبور به ازدواج با بهمان مرد خلیجی شد و بعد مورد سوءاستفاده قرار گرفت. این یکی اما نوید بخش موج جدیدی از اخبار است.

انگار همیشه باید در میان تیترهایشان خبری از مردان عرب تشنه سکس و زنان مورد سوءاستفاده واقع شده قرار داشته باشد. این اخبار مذکورهم برایشان نسخه دوم همان قبیل خبرهاست.

البته در نسخه اول هم به این معنی نبود که اساساً مشکلی وجود نداشت. در همین مورد کمپ‌های پناهندگان سوری مثلاً، قطعاً خشونت جنسی در آنها وجود دارد. اما نوع روایتی که در رسانه‌ها انعکاس پیدا میکند جوری است که انگار یک خشونت جنسی اپیدمیک فراگیر وغیرقابل کنترل در فلان اردوگاه برقرار است. این خودش به طور جدی مخرب است.

این نوع روایات نه تنها یافتن و حل مشکلات واقعی را دشوارتر میکنند، بلکه جوری در رسانه‌های پرداخته میشود که زنان مظلوم واقع شده سوری را بصورت جمعیتی ساکت و احمق از قربانیان جنسی مردانی سیری‌ناپذیر به تصویر میکشد...»

این ماجرای جهادالنکاح، یادآور تاریخچه ای است مملو از فتاوی غلط تفسیر شده (مثل فتوای دروغین درباره شکل غیر اخلاقی برخی میوه‌ّها)، سطح تحقیق پائین و شلخته‌کاری خبرنگار و عکس‌العمل عجولانه در انعکاس خبر (مثل خبر دروغین شهر زنانه در عربستان، ماجرای غیر واقعی عروسی کودک در یمن، داستان پسری که به خاطر زیبایی از عربستان اخراج شد)، و در مجموع اعتیاد و علاقه عجیب و غریبی که به موضوع مسلمانها و سکس وجود دارد.

اینها مشخصاً به این تصویر دامن میزنند که زنان مسلمان چیز یکبار مصرفی هستند صرفاً برای میل سیری‌ناپذیز مردان‌شان، و همچنین فردیت و اراده زنان مسلمان را مخدوش کرده و آنان را به عنوان کنیزان مطیع اراده مردان به تصویر میکشند.

مایکلسون می‌افزاید، «اساساً چرا ممکن است مردان سوری لازم داشته باشند از خارج زن وارد کنند وقتی میدانیم زنان زیادی درون سوریه ‌دوشادوش مردانشان در حال مبارزه هستند؟»

خوب ولی حالا با ادعای جناب وزیر چه باید کرد؟ انکارش که اجازه نداریم بکنیم اما حداقل میتوانیم از ایشان درباره‌اش بیشتر بپرسیم. چون اطلاعات دقیقتری که در خود سخنرانی‌شان به ما نداده‌اند، حداقل امیدواریم اطلاعات دقیق تری مثلاً از منابع اطلاعاتی دولتشان داشته باشد؛ نه اینکه خدای نکرده ایشان هم از شایعات آنلاین این خبر را گرفته شده باشند.

ایشان به عنوان وزیر امور داخله لازم است جواب دهند که چگونه این دختران، بعضاْ در حد ۱۳ ساله، از کشور خارج شده‌اند؟ بعد به سوریه وارد شده‌اند؟ و بعد دوباره حامله خارج شده‌اند؟ بعد چرا فقط زنان تونسی از این فتوای ادعایی شیخ عربستانی اطاعت کرده‌اند؟ چرا پاکستانی و چچنی و لیبیایی نه؟ لطفا اعلام کنید چه کسی آنها را برده و آورده است؟ یا اگر تنها رفته اند و برگشته‌اند توضیح بدهند چگونه از مرز‌های سوریه داخل و خارج شده‌اند؟

تنها چیزی که ما میدانیم این است که حداقل سیزده دختر تونسی گم شده‌اند. چند صد جوان تونسی گفته شده که به شورشیان پیوسته‌اند و جلوی هزاران نفر دیگرشان در تونس گرفته شده است. این را هم میدانیم که خشونت جنسی بخش جدایی ناپذیری از هر جنگی است. 

اما، انحصار این ادعا درباره دختران صرفاً تونسی (که یاد آور کلیشه مشهور دخترکان شمال آفریقایی در دستان عربهای خلیجی است)، فقدان هر گونه شواهد و قرائن دیگری که توسط خبرنگاری گزارش شده باشد؛ یا توسط هیچکدام از امدادگران، و فعالان مقیم درون سوریه گزارش شده باشد، دروغ بودن اصل ادعای وجود چنین فتوایی، و همچنین وجود تاریخ مستند تخریب‌های متقابل گروههای درگیر بواسطه اتهامات بی‌پایه، همگی نشانگر آن است که این قصه چگونه صرفاً وسیله‌ای برای بهره برداری سیاسی مقامات تونس بوده است. این ماجرا فواید و کاربری داخلی روشنی برای دولت فعلی تونس در مواجهه با حامیان سلفی‌ها درون مرز‌هایشان دارد.

هر وقت موضوع به سکس و مسلمین مربوط میشود، رسانه‌های بین‌المللی خیلی عجولانه رفتار میکنند و بسیار مشتاقند نشان دهند که مسلمین (و به طور کلی‌تر،همه نژاد قهوه‌ای پوست‌ها!) آنقدر تحت فشار جنسی شدیدی قرار دارند که ناچاراً با انواع انحرافات جنسی رو آورده‌اند (برای مثال این و این و این) و همیشه هم زنانشان هزینه این انحرافات را میپردازند.

دو کلمه «سکس» و «جهاد» دو کلمه کلیدی هستند که برای مخاطب این رسانه‌ها بسیار حساسیت برانگیز بوده و بالطبع اخبارشان «کلیک برانگیز» است و لذا بازار خیلی خوبی در راسته‌ی خبرفروشها دارند و بنگاههای خبری بخوبی این را میدانند. آنها به جای اینکه وقت بیشتری برای تایید این اخبار بگذارند، یا حداقل از زبان محتاط‌تری استفاده کنند، اغلب رسانه‌های آمریکایی، اگرچه نه همه‌شان، خبر جهاد جنسی را به عنوان واقعیتی سرد و قطعی و مسلم به خورد مخاطبانشان دادند.

جای دیگری نوشته بودم: «پیش‌فرضها و تمایلات نهانی که در غرب درباره تصویر جنسیت درون کشورهای اسلامی وجود دارد، به ژورنالیسم منفعل و شلخته فرصت رشد و نمو را داده است. این نوع خبرنگاران عاشق نوشتن این جور خبرها هستند و ما هم عاشق خواندن ستونهایشان.

مشکلی جدی در این تعادل نامیمون وجود دارد.ولی ما همچنان مشغول بلعیدن هر آنچه هستیم که به سوی ما مخاطبین وامانده پرتاب میشود.