اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

77 مقام ارشد آمریکایی اوباما را به تعامل با ایران فراخواندند +زندگی‌نامه و تصاویر


نظر به اهمیت فراوان اسامی امضا کنندگان این نامه، "مشرق" به معرفی این 77 نفر پرداخته است. بنظر می‌رسد بدنه کارشناسی آمریکایی که به منافع ملی کشور خود توجه عمیق دارد و به مسائل منطقه با «عینک اسراییلی» نمی نگرد، رویکردی واقع گرایانه را اتخاذ کرده و اوباما را به مسیر صحیحی فرا می خواند.
گروه گزارش ویژه مشرق -  77 مقام سابق نظامی، سیاسی، اطلاعاتی و کارشناسان امنیتی آمریکا در نامه‌ای به باراک اوباما از تلاش‌های رئیس‌جمهور آمریکا برای رسیدن به راه‌حل دیپلماتیک در پرونده هسته‌ای ایران، قدردانی کردند.

در نامه این مقامات سابق و فعلی دولت آمریکا، همزمان با حمایت از رویکرد اوباما در برخورد دیپلماتیک با ایران، سیاست‌های پیشین اوباما در قبال ایران - از تحریم و فشار تا تهدید نظامی و همه گزینه‌های روی میز - را عامل تغییر روش ایران در مذاکرات و تلاش برای توافق هسته‌ای دانسته‌اند.

به نظر می رسد بدنه کارشناسی آمریکایی که به منافع ملی کشور خود توجه عمیق دارد و به مسائل منطقه با «عینک اسراییلی» نمی نگرد، رویکردی واقع گرایانه را اتخاذ کرده و اوباما را به مسیر صحیحی فرا می خواند.

نظر به اهمیت فراوان اسامی امضا کنندگان این نامه، گروه گزارش ویژه مشرق به معرفی این 77 نفر پرداخته است.
*********************************************************************************

متن نامه 77 مقام آمریکایی به اوباما به شرح زیر است:

آقای رئیس جمهور،

ما تصمیم شما برای استفاده مقتدرانه از دیپلماسی برای رسیدن به توافق با ایران را تحسین می‌کنیم، بویژه اینکه به نظر می رسد اراده رئیس‌جمهور حسن روحانی نیز برای شفافیت بیشتر و وضع محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی و مورد قبول جامعه بین‌الملل در برنامه هسته‌ای ایران است. کار دشوار دیپلماسی هم اکنون آغاز شده است. دهه‌ها بی‌اعتمادی و نبود ارتباط میان دو کشور، کار رسیدن به توافق و ضمانت مورد نظر را برای اطمینان از اینکه برنامه هسته‌ای ایران فقط برای مقاصد صلح‌آمیز است، بسیار پیچیده خواهد کرد.

شما در تصمیم‌تان برای تعامل با ایران، بدون شک با مخالفت‌هایی روبرو خواهید شد. ما از سیاست جدید شما حمایت می‌کنیم و متعهد می‌شویم تحسین و حمایت سایر هموطنان آمریکاییمان از آرزوی شما برای ساخت خاورمیانه‌ای آرام و با همکاری متقابل در این دوره گذار را جلب کنیم. با توجه به ابتکار عمل اتخاذ شده از سوی دولت ایران که بخشی از آن ناشی از سیاست‌های پیشین شماست، گزینه دیپلماتیک در این برهه صحیح‌ترین گزینه است.

امیدواریم در این مسیر جدید مهم و سازنده‌ای که در پیش گرفته‌اید موفق باشید.


1    مورتون آبراموویچ ( Morton Abramowitz)   

وی در سال‌های ریاست جمهوری جیمی کارتر سفیر آمریکا در تایلند بود و در دولت ریگان به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور اطلاعاتی و تحقیقاتی ف با آغاز ریاست جمهوری جرج بوش پدر وی به عنوان سفیر آمریکا در ترکیه کار خود را آغاز کرد. وی در سال 1991 ریاست اندیشکده بنیاد کارنگی را عهده‌دار شد؛ سپس سرپرستی بنیاد حمایت از دموکراسی (ان‌دی‌یو) را بر عهده گرفت. وی یکی از مهمترین عوامل بنیانگذاری گروه بین‌المللی سنجش بحران (International Crisis Group) است.



2    مایکل آرماکاست  (Michael Armacost )

آرماکاست از سال 1977 تا 1978 در دولت کارتر به عنوان یکی از اعضای منتخب شورای امنیت ملی، بررسی امور مربوط به شرق آسیا و چین را بر عهده داشت. از سال 1989 تا 1993 به عنوان سفیر آمریکا در ژاپن خدمت کرد. پیش از آن وی از سال 1984 تا 1989 معاونت امور سیاسی وزیر امور خارجه را عهده‌دار بود.

در سال‌های حساس حکومت فردینان مارکوس در فیلیپین، یعنی از سال 1982 تا 1984 وی سفارت آمریکا در این کشور را اداره می‌کرد. پس از این، از سال 1995 تا 2002 وی سرپرستی مؤسسه بروکینگز را عهده‌دار شد.



3    برایان آتوود ( Brian Atwood ) 

 آتوود در دوران ریاست جمهوری کارتر به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور کنگره‌ای خدمت کرد. از سال 1986 تا 1993، اولین رئیس مؤسسه ملی دموکراتیک امور بین‌المللی ( National Democratic Institute for International Affairs) وارد این نهاد شد. در فاصله سال‌های 1993 تا 1999، ریاست یو‌اس‌اید را برعهده گرفت.

او به عنوان رئیس دانشکده مطالعات روابط عمومی همفری در دانشگاه مینسوتا در فاصله سال‌های 2002 تا 2010 خدمت کرد. در سال 2010 به درخواست اوباما وی ریاست کمیسیون هماهنگی توسعه در سازمان همکاری و توسعه اقتصادی را پذیرفت.



4    روبرت ماسون بیکرافت ( Robert Mason Beecraft)

از سال 2001 تا 2004 وی به عنوان سرپرست تیم دیپلماتیک آمریکا راهی بوسنی و هرزگوین شد و در آنجا نیز هدایت سازمان همکاری و امنیت در اروپا را بر عهده داشت. از سال 2004 تا 2006، به عنوان استاد استراتژی امنیت ملی در دانشکده ملی جنگ آمریکا تدریس داشت. در حال حاضر به عنوان یک دیپلمات بازنشسته، در نقش مشاور ارشد به وزارت امور خارجه آمریکا کمک می‌کند.



5    جان بیرل ( John Ross Beyrle)
وی از سال 2005 تا 2008 سفارت آمریکا در بلغارستان را اداره می‌کرد. بیرل از سال 2008 مأمور شد تا به سفارت آمریکا در فدراسیون روسیه برود و تا سال 2012 در این سمت باقی ماند. در سال‌های فعالیت وی در روسیه روابط آمریکا با این کشور رو به توسعه و بهبود رفت و منجر به عقد توافقنامه استارت2 شد.

او در حال حاضر به عنوان یکی از کارشناسان روابط آمریکا ـ روسیه، فعالیت دارت و در امور اروپای شرقی و مرکزی و روسیه و دیگر کشورهای شوروی سابق به مقامات وزارت امور خارجه آمریکا مشاوره می‌دهد.



6    حمید بیگلری( Hamid Biglari )

بیگلری مدت 16 سال است که در عرصه بانکداری و امور مالی به شرکت‌های مختلف در آمریکا مشاوره می‌دهد. وی در حال حاضر رئیس شرکت ایمرجینگ مارکتس و معاون مدیر کل شرکت سیتی‌گروپ، که هر دو از جمله شرکت‌های معتبر در بخش تجاری آمریکا هستند، مشغول به کار است.

او یکی از اعضای هیئت مدیره اندیشکده شورای روابط خارجه و یکی از اعضای هیئت امنای اندیشکده جامعه آسیا است.



7    باربارا کی. بودین (Barbara K. Bodine )

بودین در سال 1997 برای تصدی سفارت آمریکا در جمهوری یمن راهی این کشور شد. وی در سال 1999 با رایزنی‌های بسیار اسباب آزادی سه آمریکایی را که در یمن ربوده شده بودند، فراهم آورد. وی تا سال 2001 در این کشور به فعالیت خود ادامه داد.



8    آویس بولن ( Avis Bohlen )

پدر آویس بولن از سال 1953 تا 1957 سفیر آمریکا در شوروی سابق بود. وی در سال 1996 به عنوان سفیر آمریکا به بلغارستان راهی این کشور شد و تا سال 1999 در این سمت خدمت کرد. وی از سال 1999 تا 2002 به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور کنترل تسلیحات مشغول به کار بود. وی هم در آکادمی دیپلماسی آمریکا و هم در اندیشکده شورای روابط خارجی عضویت دائم دارد.



9    ریچارد بوچر ( Richard Boucher )

بوچر پیش از پیوستن به وزارت امور خارجه در سال 1977، در ارتش آمریکا خدمت می‌کرد. وی در سال‌ها 75-1973 به عنوان نیروهای حافظ صلح در سنگال بود. پس از ورود به وزارت خارجه، کشورهای جنوب شرقی آسیا و نیز چین، مهمترین حوزه فعالیت او بوده است. وی در سال‌های 1999 و 2000 به عنوان نماینده ارشد آمریکا در سازمان همکاری اقتصادی آسیا ـ اقیانوسیه (اپک) خدمت می‌کرد.

او از سال 2000 تا سال 2005 به عنوان معاون وزیر امور خارجه در روابط عمومی خدمت کرده است و بیشترین بازه خدمت در چنین سمتی را در طول تاریخ وزارت امور خارجه آمریکا به خود اختصاص داده است. وی در سال‌های 96-1993، سفیر آمریکا در قبرس بود.



10    کنث ال. براون ( Kenneth L. Brown )

 براون از سال 1961 تا سال 1992 در دستگاه دیپلماتیک آمریکا خدمت کرده است. وی سابقه تصدی سفارت آمریکا در ساحل عاج، غنا و جمهوری کنگو را در کارنامه خود دارد. وی همچنین به عنوان معاون دبیر کل سازمان ملل در امور سیاسی فعالیت داشته است. وی همچنین معاونت امور آفریقا در وزارت امور خارجه آمریکا را نیز بر عهده داشته است.



11    پیتر بورلیگ ( Peter Burleigh )

بورلیگ از سال 1995 تا 1997 سفارت آمریکا در سریلانکا را عهده‌دار بود و همزمان سفارتخانه آمریکا در مالدیو را نیز اداره می‌کرد. وی برای مدت کوتاهی در فاصله سال‌های 99-1998 نماینده آمریکا در سازمان ملل بود. وی از اعضای آکادمی دیپلماسی آمریکا می‌باشد.



12    وندی چمبرلین ( Wendy Chamberlin )

وی از سال 1975 وارد دستگاه دیپلماسی آمریکا شد. در سال‌های 2001 و 2002 سفارتخانه آمریکا در پاکستان را اداره می‌کرد. پیش از آن از سال 1993 تا 1996، معاون سفیر آمریکا در کوالالامپور، مالزی بود. از سال 1996 تا 1999 نیز سفارت آمریکا در لائوس را عهده‌دار شد.

در سال‌های 1999تا 2001 نیز به عنوان معاون ارشد وزیر امور خارجه در امور قاچاق مواد مخدر و اجرای قوانین خدمت کرد. وی در سال 2007 به ریاست اندیشکده مؤسسه خاورمیانه منصوب شد.



13    استفن چنی ( Stephen Cheney )

چنی، از آکادمی نیروی دریایی آمریکا فارغ التحصیل شده و مدت 30 سال در عرصه فرماندهی و آموزش نیروهای دریایی خدمت کرده است. عمده فعالیت‌های نظامی وی در ژاپن و کشورهای خاورمیانه سپری شده است. وی در حال حاضر مدیر عامل پروژه امنیت آمریکایی است. پیش از این نیز ریاست آکادمی نیروهای نظامی دریایی در هارلینجن، تگزاس را عهده‌دار بود. وی یکی از اعضای اندیشکده شورای روابط خارجی نیز هست.



14    جوزف کرینشن ( Joseph Cirincion)

کرینشن در حال حاضر ریاست صندوق پلاگ‌شیر را عهده‌دار است؛ این مؤسسه در عرصه سیاست گذاری تسلیحات هسته‌ای و حل منازعات فعالیت می‌کند. وی پیش از این مدت هشت سال مدیریت بخش مطالعات منع گسترش تسلیحات هسته‌ای در اندیشکده بنیاد کارنگی را بر عهده داشت.

وی مدت نه سال نیز در مجلس نمایندگان آمریکا به عنوان عضو کارشناس در کمیسیون‌های مختلف فعالیت می‌کرد. از جمله در کمیسیون خدمات مسلحانه و نیز در کمیسیون عملیات‌های دولتی.



15    الینور کانستبل ( Elinor Constable)

کانستبل از سال 1986 تا 1989، به پیشنهاد رونالد ریگان سفارت آمریکا در کنیا را عهده‌دار شد. پس از خدمت در این سمت، وی به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور علمی اقیانوس‌ها و محیط زیست بین‌المللی انتخاب شد و تا سال 1995 در این سمت مشغول به کار بود. وی یکی از اعضای آکادمی دیپلماسی آمریکا می‌باشد.



16    ویلیام هریسون کورتنی ( William Harrison Courtney)

در سال 1997 رئیس جمهور بیل کلینتون کورتنی را به عنوان مدیر کل امور روسیه، اوکراین و اوراسیا منصوب کرد. وی پیش از این سمت سفیر آمریکا در گرجستان بود و پیشتر از آن نیز سفارتخانه آمریکا در قزاقستان را اداره می‌کرد. وی همچنین در گفتگوهای هسته‌ای و فضایی ژنو، سرپرستی هیئت آمریکایی ناظر بر معاهدات منع آزمایشات هسته‌ای را عهده‌دار بود. همچنین در سفارت‌خانه‌های آمریکا در مسکو و برازیلیا، به عنوان سرپرست هیئت نظارت بر امنیت، ایمنی و خنثی‌سازی تسلیحات هسته‌ای را بر عهده داشت.

وی یکی از اعضای کارشناسان امور بین‌المللی در اندیشکده شورای روابط خارجی می‌باشد و در آکادمی دیپلماسی آمریکا نیز عضو است. وی همچنین یکی از اعضای هیئت مدیره اندیشکده شورای امور جهانی است.



17    چستر ای. کروکر ( Chester A. Crocker )

کروکر از سال 1981 تا 1989، در دولت ریگان،  معاون وزیر امور خارجه در امور آفریقا بود. وی معمار اصلی سیاست «تعامل سازنده» در قبال رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی بوده و در استقلال یافتن نامبیا اثری ملموس داشت.



18    رایان کروکر ( Ryan Crocker )

کروکر را می‌توان از برجسته‌ترین سفرای آمریکا در منطقه خاورمیانه دانست. وی سال‌های 93-1990 را در لبنان، 97-1994 را در کویت، 2001-1998 را در سوریه، 07-2004 را در پاکستان، 09-2007 را در عراق و 12-2011 را در افغانستان سفارت‌خانه آمریکا را اداره کرد. جرج بوش پسر وی را شاهزاده عرب آمریکا خطاب کرده است.

وی عناوین افتخاری و مدال‌های بسیاری را از دولت و دستگاه دیپلماتیک آمریکا دریافت کرده است، از جمله مدال آزادی ریاست جمهوری را که در سال 2009 از دست جرج دبلیو. بوش اخذ کرد. همچنین وی از طرف نیروی دریایی آمریکا، به عنوان تفنگدار دریایی افتخاری، ملقب شده است.



19    والتر کاتلر ( Walter Cutler )

کاتلر از جمله سفرای بسیار مهم و برجسته دستگاه دیپلماسی آمریکا، کسی است که در سال 1979 برای تصدی سفارتخانه آمریکا در ایران انتخاب شده بود. وی در سال‌های 87-1984 و 89-1987 سفارتخانه آمریکا در عربستان سعودی را اداره می‌کرد.

او در سال‌های 84-1982 در تونس و در سال‌های 79-1975 در کنگو تصدی سفارت آمریکا را عهده‌دار بود. وی همچنین معاون وزیر امور خارجه در امور کنگره‌ای بود. از سال 1986 تا 2006 ریاست مرکز بین‌المللی مدیترانه را بر عهده داشت. وی همچنین یکی از اعضای آکادمی دیپلماسی آمریکا است.



20    سوزان دی‌مگیو ( Suzanne DiMaggio)

وی به عنوان معاون مدیر کل برنامه سیاست گذاری در انجمن سازمان ملل در ایالات متحده (یو‌ان‌ای ـ یو‌اس‌ای) با تمرکز خاص روی حل منازعات بین‌المللی، از جمله بحران هسته‌ای ایران فعالیت داشته است. در سال 2007 به اندیشکده انجمن آسیا می‌پیوندد و ریاست کارگروه برنامه‌های سیاست گذاری جهانی را در این اندیشکده عهده‌دار می‌شود. هدف از این کارگروه ارائه راه حل برای مهمترین چالش‌هایی می‌باشد که پیش روی آمریکا قرار گرفته است.



21    تئودور ال. الیوت ( Theodore L. Eliot, Jr)

الیوت در سال‌های 78-1973 سفیر آمریکا در افغانستان بود. پیش از آن تاریخ وی به عنوان دیپلمات در کشورهایی همچون سریلانکا، آلمان، شوروی سابق و ایران خدمت کرد. وی پس از بازنشست شدن از دستگاه دیپلماتیک، برای مدتی مدیریت شرکت تولید تسلیحات ریتون را عهده‌دار بود. وی همچنین از سال 1990 تا 2002 از اعضای هیئت مدیره بنیاد آسیا بود و نیز در سال‌های 1985 تا 1987، مدیریت مرکز امور آسیا اقیانوسیه در بنیاد آسیا را عهده‌دار بود.



22    نانسی الی رفل ( Nancy Halliday Ely-Raphel)

وی در سال‌های 1998 تا 2001 سفارتخانه آمریکا در اسلونی را اداره کرد. وی به عنوان مشاور ارشد وزیر امور خارجه در امور دموکراسی، حقوق بشر و کار و مشاور حقوقی در امور آفریقا در دستگاه دیپلماسی آمریکا خدمت کرده است. وی یکی از اعضای اندیشکده شورای روابط خارجی است.



23    روبرت ویلیام فراند ( Robert William Farrand )

فراند در مدت خدمت خود در وزارت امور خارجه آمریکا به کشورهای گینه نو، جزایر سلیمان، بوسنی و هرزگوین، چک‌اسلواکی و شوروی سابق اعزام شد. وی در سال‌های 1990 تا 1993 سفارت‌خانه آمریکا در گینه نو را اداره می‌کرد. وی یکی از اعضای آکادمی دیپلماسی آمریکا می‌باشد.



24    لزلی اچ. گلب ( Leslie H. Gelb )

گلب از سال 1967 تا 1969 مدیر بخش سیاست گذاری و کنترل تسلیحات برای امور امنیتی بین‌المللی در وزارت دفاع آمریکا مشغول به فعالیت بود. وی بالاترین جایزه پنتاگون، یعنی مدال ممتاز خدمت را از آن خود کرده است. وی در سال‌های 77-1973 به عنوان خبرنگار دیپلماتیک نشریه نیویورک تایمز فعالیت داشت.

او در دولت کارتر به عنوان معاون وزیر امور خارجه مشغول به کار شد و مدال افتخار وزارت امور خارجه را نیز از آن خود کرد. وی در سال 1993 ریاست اندیشکده شورای روابط خارجی را بر عهده گرفت و در سال 2012 به عنوان رئیس بازنشسته این اندیشکده به فعالیت مشاوره خود ادامه داد. وی در اندیشکده‌های مختلفی همچون شبکه امنیت ملی، پروژه ترومن، مرکز منافع ملی و گروه ائتلاف علیه ایران هسته‌ای، در زمره هیئت رئیسه و مشاور ارشد فعالیت می‌کند.



25    روبرت اس. گلبارد ( Robert S. Gelbard)

گلبارد در دولت کلینتون یکی از فرستادگان وی به منطقه بالکان بود. وی در سال 1998 با میلشویچ دیدار کرد و به او در مورد حمله احتمالی ناتو به صربستان هشدار داد. وی در سال‌ها 91-1988 و 2001-1999 به ترتیب سفارت آمریکا در بولیوی و اندونزی را بر عهده داشت. وی یکی از اعضای دیپلماسی آمریکا است.



26    ادوارد ویلیام گنهم ( Edward William Gnehm, Jr)

وی از سال 1969 وارد وزارت خارجه آمریکا شد و مناصب متعددی را تا کنون بر عهده داشته است، از جمله: معاون وزیر امور خارجه در امور آسیای نزدیک و جنوب آسیا، مدیر نیروی انسانی وزارت امور خارجه، معاون وزیر دفاع در امور آسیای نزدیک و آسیای جنوبی، سفیر آمریکا در کویت از سال 1991 تا 1994، سفیر آمریکا در استرالیا به سال‌های 2000تا 2001 و سفیر آمریکا در اردن از سال 2001 تا 2003. 



27    لی اچ. همیلتون ( Lee H. Hamilton )

همیلتون از سال 1965 تا 1999 به عنوان نماینده دموکرات ایالت ایندیانا در مجلس نمایندگان آمریکا خدمت کرده است. وی ریاست کمیسیون‌های مختلفی از جمله کمیسیون امور خارجه، کمیسیون دائمی منتخب برای امور اطلاعاتی و کمیسیون مشترک امور انتشاراتی را بر عهده داشته است.

او همچنین معاون رئیس کمیسیون یازده سپتامبر بود. وی همچنین ریاست و اداره اندیشکده مرکز ویلسون را نیز در کارنامه خود دارد. در سال 2008 به حمایت از اوباما پرداخت و او را در جریان مبارزات انتخاباتی همراهی کرد.



28    ویلیام هاروپ ( William Caldwell Harrop )

ویلیام هاروپ از جمله سفرای برجسته آمریکا است که در طول مدت خدمت 39ساله خود در وزارت خارجه، سفارت‌خانه آمریکا در گینه، کنیا، سیشل، زئیر و اسرائیل را اداره کرده است. وی همچنین در ایتالیا و بلژیک نیز سمت دیپلماتیک داشته است.

او به ریاست انجمن خدمات خارجی آمریکا انتخاب شد و نشان ممتاز افتخاری وزارت امور خارجه را از آن خود کرده است. وی عضویت در مؤسسه امور خارجی واشنگتن و اندیشکده شورای روابط خارجی را در کارنامه خود دارد. هاروپ در آکادمی دیپلماسی آمریکا نیز عضو است.



29    استفن هاینتز ( Stephen Heintz )

هاینتز در سال 2001 به عنوان ششمین رئیس صندوق برادران راکفلر، به این مؤسسه پیوست. پیش از این وی در جایگاه‌های مختلفی در بخش دولتی و غیرانتفاعی فعالیت داشته است.

او بنیانگذار و رئیس اندیشکده دموس است. پیش از آن نیز معاون مدیر عامل مؤسسه شرق‌غرب بود. وی از اعضای اندیشکده شورای روابط خارجی است و در سال‌های 2009، 2010، 2011 و 2013 توسط نشریه نانپرافیت تایمز به عنوان یکی از 50 رهبر با نفوذ در بخش غیرانتفاعی معرفی شده است. 



30    کریستوفر هیل ( Christopher Hill )

وی در سال 1977 وارد وزارت امور خارجه شد. در سال‌های 85-1983 به عنوان مسئول امور اقتصادی به سفارت آمریکا در کره جنوبی رفت. در سال‌های 99-1996 سفیر آمریکا در مقدونیه بود، در سال 1998 و 1999 به عنوان فرستاده ویژه راهی کوزوو شد و در سال‌های 2000 تا 2004 سفارتخانه آمریکا در لهستان را اداره می‌کرد. در سال‌های 2004 و 2005 به سفارت جمهوری کره منصوب شد و پس از آن به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور آسیای شرقی و اقیانوسیه گماشته شد. وی در سال 2009 به پیشنهاد اوباما به عنوان سفیر آمریکا در عراق منصوب شد. 



31    کارلا هیلز ( Carla Hills)

هیلز در دولت جرالد فورد، در سمت وزیر مسکن و توسعه شهری آمریکا مشغول به خدمت شد. وی اولین زنی بود که چنین سمتی را عهده‌دار می‌شد و سومین زنی بود که به عنوان وزیر در دولت آمریکا خدمت کرد. وی پیش از سمت مذکور، به عنوان معاون دادستان عالی آمریکا، بخش مدنی وزارت دادگستری را اداره می‌کرد.

در دولت جرج بوش پدر، در فاصله سال‌های 1989 تا 1993 وی به عنوان نماینده صنف تجار آمریکا مشغول به کار شد. هیلز معاون رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی است و در اندیشکده‌ های مختلفی از جمله مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل، مرکز همکاری برای امنیت آمریکا، گروه سنجش بحران بین‌الملل، شورای سیاست گذاری بین‌المللی و مؤسسه پترسون، عضویت داشته و مشاوره می‌دهد.



32    هیثر ام. هاجز ( Heather M. Hodges )

وی از سال 1980 وارد دستگاه وزارت خارجه آمریکا شد و در اولین مأموریت خود به کاراکاس، ونزوئلا اعزام گردید. سپس راهی گواتمالا شد و پس از آن اداره دفتر امور پرو در وزارت خارجه را عهده‌دار شد. وی موفق به اخذ مجوز پیرسون برای ورود به کنگره گردید و در آنجا به کمیسیون فرعی امور مهاجرین و پناهندگان در سنا مشاوره می‌دهد.

او در سال 1993 به عنوان سفیر آمریکا در نیکاراگوئه انتخاب شد و در سال‌های 2003 تا 2006 نیز به اداره سفارت آمریکا در مولداوی موظف گردید.



33    آلن هولمز ( H. Allen Holmes )

هولمز خدمت در وزارت خارجه آمریکا را در سال 1959 آغاز کرد. وی در سال‌ 1982 به سمت سفیر آمریکا در پرتغال منصوب شد و از سال 1985 تا 1989 نیز به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور سیاسی‌ـ نظامی انتخاب گردید.

هولمز در دولت کلینتون به انتخاب وی به عنوان معاون وزیر دفاع در امور عملیات‌های ویژه و منازعات محدود مشغول به فعالیت شد. در همین دوره بود که دفتر تحت اداره او به وزارت دفاع پیشنهاد داد که استراتژی ضد تروریستی ملی جدیدی را در پیش گیرد.



34    ویلیام جی. وندن هوول ( William Jacobus vanden Heuvel)

هوول نویسنده، تاجر، وکیل مدافع و سفیر کهنسال آمریکایی است که کار خود را به عنوان معاون اجرایی سفیر آمریکا در تایلند در سال‌ 1953 آغاز کرد. وی در سال‌های 79-1977 به عنوان سفیر آمریکا در دفتر اروپایی سازمان ملل در ژنو و معاون سفیر آمریکا در سازمان ملل به سال‌های 81-1979، خدمت کرد.

وی در شرکت‌های مختلفی به عنوان عضوی هیئت مدیره فعالیت کرده است از جمله، در شرکت‌های یو‌اس بنک‌نوت، تایم وارنر و شرکت نفتی نورث‌ آگین. در حال حاضر وی مدیر بنیاد آمریکا اطریش و معاون مدیر شورای سفرای آمریکای است. او در اندیشکده شورای روابط خارجی نیز عضو است و وی در مؤسسه جامعه اُاس‌اس، عضویت افتخاری دارد.



35    توماس ال. هیوز ( Thomas L. Hughes)

هافز در دولت‌های کندی و جانسون به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور تحقیق و اطلاعات مشغول به فعالیت بوده است. از سال 1971 ریاست اندیشکده بنیاد کارنگی را بر عهده گرفت.


36    روبرت هانتر ( Robert Edwards Hunter )

هانتر، کارشناس ارشد مرکز روابط فراآتلانتیک در دانشکده مطالعات پیشرفته روابط بین‌الملل جان هاپکینز در دانشگاه هاروارد است. پیش از این وی به عنوان سفیر آمریکا در ناتو (98-1993) خدمت کرده است.

او در دولت رئیس جمهور جیمی کارتر به عنوان مدیر امور خاورمیانه مشغول به کار بود و در شورای امنیت ملی در سال‌های 79-1977 مدیریت امور اروپای غربی را بر عهده داشت. او در سال‌های 1993 تا 1997 مشاور سیاست خارجی سناتور ادوارد ام. کندی بود.

هیوز تا کنون بیش از 850 عنوان مقاله و یادداشت در نشریه‌های مختلفی همچون فارن پالیسی، فارن افیرز، واشنگتن کوارترلی و ... منتشر شده است.



37    دنیس جت ( Dennis Coleman Jett)

جت در دولت کلینتون عهده‌دار سفارتخانه آمریکا در موزامبیک و پرو بود. وی در حال حاضر در دانشکده روابط بین‌الملل دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا تدریس می‌کند.



38    جیمز آر. جونز ( James R. Jones)

جونز در سال 1965 به کاخ سفید وارد شد و به عنوان رئیس ستاد مشترک در دولت لیندون جانسون، منصوب گردید. پس از اتمام دوره ریاست جمهوری جانسون وی برای اولین بار در انتخابات کنگره شرکت کرده و به عنوان نماینده اوکلاهاما وارد مجلس نمایندگان آمریکا شد. وی پس از این شش دوره در انتخابات شرکت کرده و پیروز شد و در تمام ادوار در کمیسیون بودجه مشغول به فعالیت بود. در سال 1993 به انتخاب رئیس جمهور کلینتون به سفارت آمریکا در مکزیک گماشته شد.



39    ریچارد دی. کازلاریچ ( Ricahrd D. Kauzlarich)


وی در سال‌های 93-1991 مسئولیت روابط آمریکا با شوروی سابق و برقراری روابط اقتصادی با اتحادیه اروپا را برعهده داشت. وی در سفارت‌خانه‌های آمریکا در اتیوپی، اسرائیل و توگو خدمت کرد و در سال‌های 97-1994 سفارت آمریکا در آذربایجان را عهده‌دار بود و در سال‌های 99-1997 در بوسنی و هرزگوین سفارتخانه آمریکا را اداره می‌کرد. او به عنوان کارشناس اطلاعات ملی از سال 2003 تا 2011 در وزارت امور خارجه مشغول به کار بوده است. 



40    دنیل کورتزر ( Daniel Charles Kurtzer )

وی در سال 1981 به عنوان سفیر آمریکا در قاهره منصوب شد. در سال‌های 2001 تا 2005 نیز به عنوان سفیر آمریکا در اسرائیل انتخاب شد. وی به همراه جیمز اشتاین برگ و دنیس راس، بیانیه سال 2008 اوباما برای آیپک را تنظیم کردند.



41    بروس لینگن ( Bruce Laingen )

وی در طول جنگ جهانی دوم در خدمت نیروی دریایی آمریکا بود و در سال 1949 به وزارت امور خارجه آمریکا پیوست. وی در جریان تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان انقلابی جمهوری اسلامی ایران، در شمار آمریکایی‌هایی بود که به گروگان گرفته شدند. لینگن پیش از این در سال 1977 سفیر آمریکا در مالت بود.



42    جورج دبلیو. لانداو ( George W. Landau )

وی در سال 1957 وارد وزارت امور خارجه آمریکا شد. عمده حوزه فعالیت او آمریکای جنوبی می‌باشد و سفارتخانه‌های آمریکا در پاراگوئه، شیلی و ونزوئلا را اداره کرده است. او از اعضای اندیشکده شورای روابط خارجی و آکادمی دیپلماسی آمریکا می‌باشد.



43    جان لیمبرت ( John Limbert )

لیمبرت از جمله کارمندان سفارت آمریکا در تهران بود که به سال 1979 توسط دانشجویان پیرو خط امام تسخیر شد و وی نیز در شمار دیگر آمریکایی‌های حاضر در این سفارت‌خانه به گروگان گرفته شد. وی پیش از آن در کشورهایی همچون الجزایر، جیبوتی، عربستان سعودی و امارات متحده عربی فعالیت داشت. از سال 2000 تا  2003 به سفارت آمریکا در جمهوری اسلامی موریتانی گماشته شد. لیمبرت، یکی از اعضای هیئت مشاوره شورای ملی آمریکایی ـ ایرانی است.



44    فرانک لوی ( Frank Loy)

لوی از سال 1981 تا 1995 رئیس صندوق مارشال بود. وی از سال 1998 تا 2001 به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور جهانی فعالیت کرد.



45    ویلیام اچ. لورز ( William H. Lures )

لورز مدیر کنونی پروژه ایران در دانشگاه کلمبیا است. وی به مدت ده سال رئیس انجمن سازمان ملل در ایالات متحده بوده است. لورز همچنین مدت 32 سال را در وزارت امور خارجه آمریکا خدمت کرده است. وی در سال 1978 به عنوان سفیر آمریکا در ونزوئلا تعیین شد و پس از آن در سال 1983 به چک‌اسلواکی رفت.



46    پرینستون ناتان لیمن ( Princeton Nathan Lyman )

لیمن در سال‌های 89-1986 در نیجریه و در سال‌های 95-1992 در آفریقای جنوبی، سفارت آمریکا را عهده‌دار بود. در سال‌های 98-1996 معاون وزیر امور خارجه در امور سازمان‌های بین‌المللی بود. وی از اعضای آکادمی دیپلماسی آمریکا و همچنین مؤسسه آسپن و نیز شورای روابط خارجی است.



47    جسیکا تی. متیوس ( Jessica T. Mathews)

متیوس در سال‌های 1977 تا 1979، ریاست دفتر امور جهانی شورای امنیت ملی را بر عهده داشت. در سال 1993 به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور جهانی تعیین شد. از سال 1993 تا 1997 به عنوان کارشناس ارشد در اندیشکده شورای روابط خارجی فعالیت کرد. وی در سال 1997 مقاله مشهور «تغییر جهت قدرت» خود را در نشریه فارن افیرز منتشر کرد که به تصدیق هیئت تحریریه این نشریه به عنوان یکی از برجسته‌ترین مقالات این نشریه در 75 سال پیشینه آن می‌باشد. وی از سال 1997 به ریاست اندیشکده بنیاد کارنگی منصوب شد و همچنان در این سمت به فعالیت مشغول است.



48    جک متلوک ( Jack Matlock)

متلوک از برجسته‌ترین چهره‌های متخصص شوروی سابق است که در سال‌های جنگ سرد نقش برجسته‌ای ایفا کرد. وی در سال‌های 91-1987 سفارت آمریکا در شوروی سابق را عهده‌دار بود. در دولت ریگان وی به اداره سفارت‌خانه آمریکا در چک‌اسلواکی موظف شد. از وی آثار بسیاری در نشریات علمی و خبری مختلف منتشر شده است.



49    ریچارد مک‌کورمک ( Richard T. McCormack)

مک‌کورمک در سال 1982 به دستور ریگان به معاونت امور تجاری و اقتصادی وزیر امور خارجه آمریکا منصوب شد و تا سال 1985 در این سمت باقی ماند. در آن تاریخ ریگان مأموریت جدیدی به او محول کرد و وی را در سمت سفیر آمریکا در سازمان دولت‌های آمریکایی منصوب کرد.

در سال 1989 رئیس جمهور بوش پدر وی را به عنوان معاون امور اقتصادی و کشاورزی وزیر امور خارجه آمریکا منصوب کرد که این سمت تا سال 1991 ادامه یافت. وی از سال‌های 2004 تا 2006 به عنوان مشاور ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل مشغول به فعالیت بود.



50    توماس ایی. مک‌نامارا ( Thomas E. McNamara )

در سال 1986 ریگان، مک‌نامارا را به عنوان مدیر بخش ضد تروریسم و ضد مواد مخدر در شورای امنیت ملی آمریکا منصوب کرد. سپس در سال 1988 وی را در مقام سفیر آمریکا به کلمبیا اعزام کرد. او تا سال 1991 بر این سمت باقی بود تا اینکه بوش او را به عنوان مشاور ویژه رئیس جمهور در امور امنیت ملی و مدیر ارشد برنامه‌های بین‌المللی و امور آفریقایی در شورای امنیت ملی، منصوب کرد. وی سومین نفری است که مدال خدمات ویژه در امور اطلاعات ملی را به خود اختصاص داد. 



51    ویلیام بی. میلام ( William B. Milam )

میلام از سال 1998 تا 2001 سفیر آمریکا در پاکستان بود. پیش از آن به عنوان کاردار سفارت آمریکا در لیبی به سر می‌برد. وی در حال حاضر به عنوان کارشناس ارشد در اندیشکده مرکز ویلسون فعالیت دارد.



52    توماس میلر ( Thomas J. Miller)

وی در سال 1976 به وزارت امور خارجه آمریکا پیوست و کار خود را با مدیریت دفتر امور اسرائیل و دفتر امور اعراب ـ اسرائیل و مدیریت دفتر امور شمال آفریقا را عهده‌دار شد. وی در دولت بوش پسر به سفارت آمریکا در یونان گماشته شد. پیش از آن نیز در دولت کلینتون سفارت بوسنی و هرزگوین و قبرس را عهده‌دار بود. وی یکی از اعضای اندیشکده شورای روابط خارجی است.



53    ویلیام جی. میلر ( William G. Miller  )

میلر در سال 1986 کارشناس ارشد امور بین‌الملل در مؤسسه سیاست گذاری هاروارد بود که به ریاست کمیسیون آمریکایی روابط آمریکا ـ شوروی منصوب شد. از سال 1993 تا 1998 وی به عنوان سفیر آمریکا در اوکراین مشغول به کار شد. میلر در اندیشکده‌های شورای روابط خارجی، مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک و مؤسسه خاورمیانه، عضو است.



54    کامرون مانتر ( Cameron Munter)

مانتر از در سال‌های 2001-1999 مدیر دفتر اروپای مرکزی، شرقی و شمالی در شورای امنیت ملی بود. پیش از آن معاون حقوقی وزارت امور خارجه بود و در سال‌ها 98-1997 در دفتر توسعه ناتو، رئیس ستاد مشترک بود. وی در سال 2007 برای تصدی سفارت آمریکا در صربستان عازم این کشور شد. او در سال 2010 نیز به عنوان سفیر آمریکا در پاکستان به این کشور روانه شد که در سال 2012 پیشاپیش استعفا داده و از کار در وزارت امور خارجه کناره‌گیری کرد.



55    ریچارد مورفی ( Richard Murphy)

مورفی از سال 1974 تا 1978 سفارت آمریکا در سوریه را بر عهده داشت. پس از آن بلافاصله راهی فیلیپین شده و تا سال 1981 سفارت آمریکا در این کشور را عهده‌دار بود. پس از آن نیز به عربستان سعودی اعزام شد و سفارت‌خانه آمریکا در این کشور را تا سال 1983 اداره کرد. در سال‌های 89-1983 وی به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور آسیای نزدیک و جنوبی، مشغول به کار شد. مورفی در سال‌های 1993 تا 2004، مدیر میزگرد خاورمیانه در شورای روابط خارجی بود.



56    گرگوی نیوبولد ( Gregory S. Newbold)

نیوبولد، ژنرال سه ستاره تفنگداران دریایی آمریکا است که فرماندهی عملیات‌های ستاد مشترک [نیروی دریایی] را در سال‌های 2000 تا 2002 (زمانی که بازنشسته شد) بر عهده داشت. وی از برجسته‌ترین نظامیان مخالف طرح‌های دونالد رامسفلد برای اشغال عراق بود و بازنشستگی زودهنگام او بی ربط به این ماجرا نبود.

معاونت امور نظامی فرمانده نیروی دریایی آمریکا، طراح سیاست گذاری جنگی در ستاد مشترک نیرو‌های مسلح، مدیر طرح و برنامه نیروی انسانی تفنگداران دریایی آمریکا و استاد دانشکده ملی جنگ آمریکا از جمله فعالیت‌های مهمی است که نیوبولد در کارنامه خود دارد.



57    رونالد نیومن ( Ronald Neumann )

وی در سال 1970 وارد وزارت خارجه آمریکا شد و به تدریج در حوزه خاورمیانه و به طور خاص منطقه خلیج فارس، تخصص خود را تکمیل کرد. در سال 1973 وی به عنوان سرکنسولگری آمریکا در تبریز مشغول به کار شد. وی در سال 1991 مدیریت دفتر امور ایران و عراق را بر عهده گرفت. در سال 1994 برای تصدی سفارت آمریکا در الجزایر راهی آن کشور شد.

نیومن سپس به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور خاور نزدیک مشغول به کار شد و در سال 2000 به عنوان سفیر آمریکا در بحرین انتخاب شد. او در سال 2005 روانه افغانستان شد تا سفارت آمریکا در این کشور را عهده‌دار  شود. پدر او نیز سفیر آمریکا در افغانستان بود. نیومن از اعضای آکادمی دیپلماسی آمریکاست و تسلط کامل به زبان‌های عربی، فرانسه و فارسی دارد. 



58    توماس نیلز ( Thomas Michael Tolliver Niles)

نیلز در سال 1985 برای تصدی سفارت آمریکا در کانادا به این کشور رفت و تا سال 1989 در این کشور بود. پس از آن در سال‌های 91-1989 سفیر آمریکا در اتحادیه اروپا بود و در سال‌های 97-1993 سفارت آمریکا در یونان را اداره می‌کرد. وی از اعضای آکادمی دیپلماسی آمریکا می‌باشد. 



59    جوزف نای ( Joseph Nye )

جوزف نای به عنوان یکی از بنیانگذاران نظریه نئولیبرالیسم در روابط بین‌الملل و پیشرو و سردمدار نظریه قدرت نرم است. وی مفهوم «قدرت هوشمند» را بنیان گذاری کرد. نای در میان 1700 پژوهشگر برجسته روابط بین‌الملل، جایگاه ششمین کارشناس برجسته و صاحب نظر این حوزه را در بیست سال گذشته به خود اختصاص داده است.

جدای از فعالیت‌های علمی و سوابق پژوهشی وی، معاونت وزیر امور خارج در امور امنیتی را در دولت کلینتون در کارنامه خود دارد. وی در سال‌های 94-1993 مدیریت شورای امنیت ملی را که کار هماهنگی ارزیابی‌های اطلاعاتی برای رئیس جمهور را انجام می‌دهد، بر عهده داشت. وی در حال حاضر ریاست دانشکده مطالعات حکومتی جان اف. کندی در دانشگاه هاروارد را عهده‌دار است.



60    پائول پیلار ( Paul Pillar )

پیلار 28 سال سابقه کار اطلاعاتی در آژانس اطلاعات مرکزی (سی‌آی‌ای) را در کارنامه خود دارد. وی از سال 1977 تا 2005 در این نهاد مشغول به فعالیت بوده و عمده فعالیت‌های اطلاعاتی او مربوط به منطقه خاورمیانه می‌شود. وی در حال حاضر یکی از کارشناسان مؤسسه بروکینگز است.

او از جمله مخالفان بوش پسر در حمله به عراق بود و معتقد بود ارزیابی‌های اطلاعاتی جامعه اطلاعاتی آمریکا از وضعیت عراق نادرست است. از وی مقالات بسیاری منتشر شده است و همچنین پیلار در نشست‌ها و رویدادهای بسیاری در اندیشکده‌های مختلف آمریکایی و اروپایی شرکت می کند.



61    توماس آر. پیکرینگ ( Thomas R. Pickering)

پیکرینگ دیپلمات بازنشسته و برجسته آمریکایی است که در سال 2001 از خدمت در وزارت امور خارجه بازنشسته شد و به عنوان معاون مدیر کل دفتر روابط بین‌الملل شرکت بوئینگ تا سال 2006 مشغول به کار شد. در دوران خدمت خود در وزارت امور خارجه وی سفیر آمریکا در روسیه (96-1993)، در هند (93-1992)، در سازمان ملل (92-1989)، در اسرائیل (88-1985)، در السالوادر (85-1983)، در نیجریه (83-1981) و در اردن (78-1974) بود.

او سال‌های 1997 تا 2000 را به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور سیاسی خدمت کرد. پیکرینگ نشان سفیر برجسته، بالاترین نشان دستگاه دیپلماسی آمریکا را در اختیار دارد. وی از اعضای آکادمی دیپلماسی آمریکا است و در اندیشکده‌های مختلفی همچون شورای ایرانی آمریکایی‌ها، مرکز هنری استیمسون، پروژه اصلاح امنیت ملی، شورای روابط خارجی و مرکز ویلسون عضویت و فعالیت دارد.


62    آنتونی کوینتون ( Anthony Quainton )

کوینتون در سال 1976 به عنوان سفیر آمریکا در امپراطوری آفریقای منصوب شد و تا سال 1978 در این کشور بود. پس از آن به عنوان هماهنگ کننده امور ضدتروریسم در دولت مشغول به کار شد و تا سال 1981 در همین سمت باقی ماند.

کوینتون در سال‌های 84-1982 سفارت آمریکا در نیکاراگوئه را بر عهده داشت و در سال‌های 87-1984 نیز سفارت‌خانه آمریکا در کویت را اداره می‌کرد. پس از آن در سال 1989 به پرو رفت و سفارت آمریکا را تا سال 1992 در این کشور بر عهده گرفت. او در سال‌های 95-1992 به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور امنیت دیپلماتیک فعالیت داشت.



63    ویلیام ای. رینش ( William A. Reinsch )

رینش در حال حاضر ریاست شورای ملی تجارت خارجی (ان‌اف‌تی‌سی) را بر عهده دارد. این شورا در سال 1914 بنیانگذاری شد و قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین انجمن تجاری است که به موضوعات سیاست گذاری تجاری، تأمین مالی صادرات، مالیات گذاری بین‌المللی و منابع انسانی می‌پردازد. پیش از پیوستن به ان‌اف‌تی‌سی، رینش به عنوان معاون وزیر تجارت در امور سیاست گذاری صادرات فعالیت می‌کرد.



64    ویلیام ای. راف ( William A. Rugh)

راف از سال 1964 تا 1995، در دستگاه وزارت امور خارجه آمریکا مشغول بود و 9 مأموریت دیپلماتیک را در جهان عرب به انجام رساند. وی در سال‌های 84-1981 سفیر آمریکا در یمن بود و از سال 1992 تا 1995 سفیر آمریکا در امارات متحده عربی و نیز به عنوان معاون هیئت اعزامی به سوریه در سال‌های 85-1981 ایفای نقش کرد.

وی همچنین از طرف آژانس اطلاعات ایالات متحده در جده، ریاض، قاهره و واشنگتن انجام وظیفه کرد. او صاحب چندین تألیف در حوزه دیپلماسی و جهان عرب است. راف در حال حاضر عضو مؤسسه خاورمیانه است.



65    کریم سجادپور ( Karim SajjadPour )

سجادپور مدت چهار سال است که به بنیاد کارنگی پیوسته است و پیش از آن در گروه سنجش بحران‌های بین‌المللی به عنوان تحلیلگر مسائل ایران فعالیت داشت. وی در سال 2007 در نشست جهانی اقتصاد داووس نشان «رهبر جوان جهانی» را دریافت کرد.



66    گری سیک ( Garry Sick)

گری سیک کارشناس برجسته مسائل خاورمیانه است که در دوران ریاست جمهوری فورد، کارتر و ریگان، به عنوان کارشناس ویژه مسائل ایران در شورای امنیت ملی حضور داشته است. وی دو عنوان کتاب در مورد روابط میان ایران ـ آمریکا تألیف کرده است.



67    آنه ماری اسلاتر ( Anne-Marie Slaughter )

اسلاتر در حال حاضر استاد سیاست و امور بین‌الملل در دانشگاه پرینستون است. پیش از این وی ریاست دانشکده مطالعات روابط عمومی و بین‌الملل وودرو ویلسون در دانشگاه پیرنستون را بر عهده داشت. او در سال‌های 2009 تا 2011 به عنوان مدیر سیاست گذاری در وزارت امور خارجه مشغول به کار بود و صاحب تألیفات بسیاری در حوزه روابط بین‌الملل است. 



68    رونالد اسپایرز ( Ronald Spires)

دیپلمات برجسته آمریکایی که دارای نشان سفیر کارکشته از طرف وزارت امور خارجه است. وی در سال‌های 74-1973 سفارت آمریکا در باهاما را اداره می‌کرد و در سال‌های 80-1977 نیز در ترکیه عهده‌دار این سمت بود. او در سال‌های 89-1983 معاون وزیر امور خارجه در امور مدیریتی بود.

اسپایزر در سال 2004 به گروهی با عنوان «فرماندهان نظامی و دیپلمات‌های خواهان تغییر» پیوست که می‌کوشید سیاست خارجی جرج بوش پسر را نقد کند و در جریان مبارزات انتخاباتی سال 2004 از جان کری حمایت کرد.



69    نیکولاس ولیوتس ( Nicholas Veliotes )

وی در سال 1955 کار خود در وزارت امور خارجه را آغاز کرد. وی به طور خاص در منطقه خاورمیانه به انجام مأموریت‌های دیپلماتیک مشغول بود. او از سال 1978 تا 1981 به سفارت آمریکا در اردن اعزام شد و از سال 1981 تا 1984 معاون وزیر امور خارجه در امور خاور نزدیک و جنوبی بود.

وی از این سال به بعد تا هنگام بازنشستگی در سال 1986 به سفارت آمریکا در مصر گماشته شد و اکنون از اعضای آکادمی دیپلماسی آمریکاست. 



70    جیمز والش ( James Walsh )

جیمز والش استاد امنیت بین‌الملل در دانشگاه ام‌آی‌تی است. وی در کارگروه تروریسم رادیولوژیکی در دانشگاه هاروارد عضویت دارد. او به طور خاص روی چند پروژه مربوط به ایران و کره شمالی فعالیت می کند. وی در چند موضع با حضور در مجلس سنا به ایراد سخنرانی در مورد مسئله هسته‌ای ایران پرداخته است. 



71    الکساندر واتسون ( Alexander Watson)

واتسون در سال 1962 وارد وزارت امور خارجه شد. او در سال‌های 81-1980 به عنوان کاردار سفارت آمریکا در بولیوی خدمت کرد. واتسون از سال 1986 تا 1989 سفیر آمریکا در پرو بود و در سال‌های 96-1993 معاون وزیر امور خارجه در امور بین‌آمریکایی بود. واتسون نیز به گروه انتقادی «دیپلمات‌ها و فرماندهان نظامی حامی تغییر» پیوست.



72    آلن ونت ( Allen Wendt )

ونت در سال 1968 به عنوان سفیر آمریکا در این کشور مشغول به فعالیت بود که به همراه دیگر کارمندان سفارت آمریکا در ویتنام مورد حمله ویتکنگ‌ها قرار گرفت. بعدها در سال 1993 وی به عنوان سفیر آمریکا در اسلونی مشغول به کار شد و تا سال 1995 در این سمت باقی ماند.



73    جان وایتهد ( John Cunningham Whitehead)

وایتهد، بانکدار مشهور آمریکایی در حال حاضر یکی از اعضای بنیاد یادبود مرکز تجارت جهانی است. وی در سال‌های 89-1985 به عنوان معاون وزیر امور خارجه در دولت ریگان مشغول به کار بود و مدال ریاست جمهوری برای شهروند برتر را از دست ریگان تحویل گرفت.



74    لارنس ویلکرسون ( Lawrence Wilkerson )

سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا و رئیس ستاد مشترک در دوران تصدی وزارت امور خارجه توسط کالین پاول.

وی از جمله افرادی بود که پیشنهاد همکاری ایران برای ایجاد ثبات در عراق را با دیده مثبت نگریست، با این حال دیک چنی آن را رد کرد. وی از مخالفین دیک چنی و به طور کلی سیاست خارجی دولت بوش بود. 



75    روس ویلسون ( Ross L. Wilson )

ویلسون از سال 2000 تا 2003 سفیر آمریکا در آذربایجان بود. او در سال‌های 08-2005 نیز به سفارت آمریکا در ترکیه گماشته شد. وی در حال حاضر در مرکز مطالعات اوراسیا در اندیشکده شورای آتلانتیک مشغول به فعالیت است.



76    تیموتی ویرث ( Timothy Wirth)

ویرث از سال 1975 تا 1987، به عنوان نماینده دموکرات ایالت کولورادو در مجلس نمایندگان آمریکا فعالیت داشت. از سال 1978 تا 1993 نیز به عنوان سناتور این ایالت وارد مجلس سنا شد. او در دوران ریاست جهوری کلینتون، معاون امور جهانی وزیر امور خارجه بود. 



77    فرنک جی. وایزنر ( Frank G. Wisner )

وایزنر از سال 1994 تا 1997 سفیر آمریکا در هند بود. او در سال‌های 94-1993 سمت معاون سیاست گذاری وزیر دفاع را نیز عهده‌دار بود.

وایزنر در سال‌های 93-1992 معاون امور امنیت بین‌المللی وزیر امور خارجه و در سال‌های 1991 و 1992 سفیر آمریکا در فیلیپین بود. او پیش از آن در سال‌های 91-1986 سفارت آمریکا در مصر را اداره می‌کرد.

وی در سال‌های 82-1979 به سفارت آمریکا در زامبیا گماشته شد. او از جمله اعضای هیئت مشاوره شبکه ملی امنیت (ان‌اس‌ان) است.

در چگونه جهانی زندگی می کنیم ؟( به روایت تصویر و آمار)


تصاویر زیر نشان می دهد تا چه میزان نابرابری و فاصله در میان جوامع بشری وجود دارد و رفع این نابرابری و تبعیض ها چه راه درازی می طلبد.
اگر  دنیا را یک دهکده 100 نفره در نظر بگیریم تقسیم منابع و واقعیت های آماری آن چگونه است؟

یه گزارش عصر ایران مرور تصاویر زیر به خوبی می تواند دید بهتری نسبت به شرایط دنیایی که در آن زیست می کنیم به دست بدهد.

تصاویر زیر نشان می دهد تا چه میزان نابرابری و فاصله در میان جوامع بشری وجود دارد و رفع این نابرابری و تبعیض ها چه راه درازی  می طلبد.

البته بخش دیگری از واقعیات آمار جهان وضعیت طبیعی آن است و اطلاع از آنها صرفا می تواند دید شهروندان جامعه جهانی را نسبت به جهانی که در آن زیست می کنند باز تر کند.


30 درصد جمعیت جهان کودک و 70 درصد آن بزرگ سال است

ملیت 61 درصد جمعیت جهان آسیایی، 12 درصد اروپایی، 13 درصد افریقایی ، 1 درصد اقیانوسیه و 13 درصد آمریکایی است

نسبت جمعیت جهان 48 مرد در برابر 52 زن است
17 درصد مردم دنیا به زبان چینی، 9 درصد به انگلیسی،6 درصد اسپانیولی،6 درصد روسی،4 درصد عربی،8 درصد هندی و 50 درصد به دیگر زبان ها تکلم می کنند

86 درصد از مردم دنیا قادر به خواندن و نوشتن هستند و 14 درصد بی سواد اند

33 درصد مردم دنیا مسیحی، 19 درصد مسلمان،13 درصد هندو،6 درصد بودایی اند. 5 درصد به ارواح در طبیعت باور دارند و 24 درصد بی دین بوده و یا منکر خدا هستند


76 درصد مردم دنیا به برق دسترسی دارند و 24 درصد بدون بر ق اند


83 درصد مردم دنیا به آب پاک و سالم دسترسی دارند و 17 درصد دسترسی ندارند



50 درصد مردم دنیا به منابع غذایی کافی دسترسی ندارند، 30 درصد همیشه به منابع غذایی کافی دسترسی دارند که نیمی از این افراد دچار اضافه وزن اند ، 20 درصد دچار سوء تغذیه اند که از این تعداد از هر بیست نفر یک نفر در اثر  گرسنگی ناشی از بی غذایی می میرند

74 درصد از مردم دنیا مالک 39 درصد از ثروت دنیا هستند و 20 درصد از مردم دنیا مالک 2 درصد ثروت دنیا هستند اما 6 درصد باقی مانده که همه آنها از آمریکا هستند مالک 59 درصد باقی مانده ثروت دنیا هستند
68 درصد از مردم دنیا هوای پاک تنفس می کنند و 32 درصد هوای آلوده


48 درصد از مردن دنیا آزادی بیان، رسانه، افکار، مذهب ندارند و در معرض انواع آزار ، دستگیری و شکنجه و حتی مرگ هستند و 52 درصد دیگر شهروندان آزاد محسوب می شوند


1 درصد از جمعیت جهان آلوده به ویروس اچ آی وی هستند و 99 درصد نیستند

در هر سال در جهان به ازای مرگ 1 نفر 2 نفر متولد می شود

30 درصد مردم دنیا سفید پوست و 70 درصد دیگر رنگین پوست اند

آیا جمهوری اسلامی ایران تنها سه دیپلمات عمومی دارد؟


مرندی، لاریجانی و ایزدی تنها سه دیپلمات ایران در عرصه دیپلماسی عمومی هستند و اگرچه این سه نفر از نیروهای متعهد انقلاب اسلامی می باشند اما از سوی دیگر کمیت اندک افراد حاضر در عرصه دیپلماسی عمومی مخاطرات و تهدیدات مخصوص به خود را نیز علیه نظام اسلامی به همراه خواهد داشت.
مشرق؛ در ابتدا دیپلماسی و یا روابط دیپلماتیک به ارتباط میان سیاستمداران کشورهای مختلف و دانش مربوط به این حوزه اتلاق می شد. با این تعریف نماینده ی رسمی یک کشور در کشور دیگر و یا یک سازمان بین المللی دیپلمات نام داشت و مقام های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی را شامل می شد.

دیپلماسی عمومی در سال 1965 مطرح شد و اگر چه با گذشت چند دهه در معنای این واژه و کاربردهای آن تغییراتی صورت گرفته و هم اکنون نیز تعاریف متفاوتی برای این عبارت وجود دارد، اما در کل به برنامه ها و اعمالی که یک دولت برای اثرگذاری بر روی روابط بین الملل و افکار عمومی سایر کشورها انجام می دهد، دیپلماسی عمومی گفته می-شود. هدف دیپلماسی عمومی ارتقاء جایگاه دولت مبدأ در ذهن و مغز مردم کشور مقصد است، در واقع این دیپلماسی مسئول ارائه وجهه مطلوب از دولت ها نزد مردم سایر کشور های جهان است.
 

دیپلماسی (Diplomacy)
      

دیپلماسی عمومی
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد مولفه‌های نوینی در عرصه روابط بین‌المللی بخصوص در حوزه‌های ارتباطی شکل گرفت چرا که معادلات بر اساس مفهوم جدیدی به نام «قدرت نرم» پایه ریزی شدند. «دیپلماسی عمومی(Public Diplomacy)» یکی از ارکان اصلی قدرت نرم است که چنین تعریف می شود: « تلاش های یک دولت برای اطلاعرسانی، ایجاد درک متقابل و نیز تاثیر بر افکار عمومی ملت های دیگر که عبارتند از: تبادلات علمی- دانشجوی، فرهنگی، ورزشی، بکارگیری رسانه های رادیویی، تلویزیونی، و اینترنتی، خدمت رسانی و در نهایت، انتشارات.».

این نوع از دیپلماسی در سیاست خارجی کشور‌های غربی و بویژه ایالات متحده امریکا(چه در بعد سیاسی و چه در بعد دانشگاهی) بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در فرهنگ واژگان و اصطلاحات روابط بین‌الملل وزارت آمریکا در سال‌1985، دیپلماسی عمومی چنین تعریف شده است: «دیپلماسی عمومی به برنامه‌های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آنها اطلاع‌رسانی یا تحت‌ تأثیر قراردادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است؛ ابزار اصلی آن نیز انتشار متن، تصاویر متحرک، مبادلات فرهنگی، رادیو، تلویزیون و اینترنت است.». "تارا ساننشاین(Tara Sonenshine)" معاون دیپلماسی عمومی وزارت خارجه ایالات متحده درباره ی دیپلماسی عمومی چنین می گوید: «عبارت دیپلماسی عمومی شامل طیف وسیعی از تلاش‎ها برای انتقال و توضیح سیاست‎ها و ارزش‎های ایالات متحده، هم‎چنین برنامه‎هایی برای ترویج انتقال دمکراسی، کارآفرینی و تبادل آموزشی می‎شود.»

در دیپلماسی عمومی، دیگر مقامات رسمی و حکومتی روابط دیپلماتیک را رقم نمی زنند، بلکه در این دیپلماسی تجار، گردشگران، مبلغان مذهبی، خبرنگاران در کنار سایر عناصر فرهنگی، علمی و هنری و از طریق رسانه ها، شرکت های خصوصی، نهاد های غیرانتفاعی، سازمان های مردم نهاد و مانند این ها دخیل بوده و با مردم کشور هدف ارتباط برقرار می کنند. در دیپلماسی عمومی افکار مردم سایر جوامع جهت همراهی در مواضع سیاسی، اقتصادی و نظامی ِ کشور مبداء توجیه می شود، این اقناع کردن همراه با تبلیغ بنیان های فکری، فرهنگی، اعتقادی و در کل سبک زندگی دولت مطبوع همراه است.

در دپیلماسی عمومی مواضعِ دولت مردان و گردانندگان حکومت در کشور مقصد هیچ گاه به اندازه ی واکنش ها و بازخوردهای عوام جامعه قدرت اعمال نفوذ نخواهد داشت. در این شکل نوین دیپلماسی مردم جامعه ی هدف یا به کلی نسبت به ارزش ها و هنجارهای فرهنگ وارداتی واکنش منفی نشان داده و آن را طرد می کنند، و یا خود را تسلیم آن کرده و از آرمان های ملی و بومی خود دست می کشند. حالت سومی هم وجود دارد، اینکه این مردم در کنار حفظ استقلال هویتی خود از برخی محصولات مادی و معنوی وارداتی استفاده کنند.

دیپلماسی عمومی باعث می شود الگوهای رفتاری ملی در حوزه های مختلف با الگوهای نظام سلطه جایگزین شوند. از آنجا که دیپلماسی عمومی جزئی از قدرت نرم است در نتیجه تغییراتی که ایجاد می کند نیز بدون کشمکش، جنگ و خون ریزی و از راه های نرم افزاری است.

با دیپلماسی عمومی می توان بذر تردید در مبانی و زیرساخت‌های فکری و عقیدتی یک نظام سیاسی کاشت و از طریق آن به شکلی آرام و تدریجی جامعه هدف را دچار تغییر کرد. شرکت ها و کمپانی های جامعه ی استعمارگر معمولاً نقش پر رنگی در دیپلماسی عمومی دارند بطوریکه می توان بسیاری از بنگاه های اقتصادی مشهور و برندهای معروف را مشاهده کرد که در عرصه ی دیپلماسی عمومی فعال اند.

 
 
دشمنان و رقبای ایران اسلامی سعی می کنند با استفاده از دیپلماسی عمومی، میزان تأثیر‌گذاری خود بر شهروندان ایرانی را افزایش دهند و شاهد آن نیز افزایش توسل به دیپلماسی عمومی از طرف اکثر کشور‌های غربی در مقابل جمهوی اسلامی ایران و در سال های اخیر است. از همین روست که در سالهای اخیر شاهد رشد قارچ گونه امکانات اطلاع رسانی به زبان فارسی در داخل کشورهای غربی هستیم. غربی ها به خصوص امریکا و اتحادیه اروپا سعی می کنند با اتخاذ رویکردی سازماندهی شده و منسجم‌ به فعالیت علیه ایران بپردازند.

با افزایش حملات غربی های مسلح به سلاح دیپلماسی عمومی، دستگاه های ایرانی نیز فعالیت خود را برای مقابله با آماج حملات دشمنان آماده کردند که در این میان می توان به راه اندازی اتاق های فکری همچون دانشکده مطالعات جهان یا اندیشکده روابط بین الملل و ... اشاره کرد. دیپلماسی عمومی نیز همچون هر میدان نبرد دیگری، فرمانده هان و پرچمداران خود را دارد و ایران نیز از این مسئله مستثنی نیست.


سه دیپلمات دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران
         


















تهدیدات ناشی از عدم تنوع رهبران عرصه دیپلماسی عمومی
مرندی، لاریجانی و ایزدی تنها سه دیپلمات ایران در عرصه دیپلماسی عمومی هستند و اگرچه این سه نفر از نیروهای متعهد انقلاب اسلامی می باشند اما از سوی دیگر کمیت اندک افراد حاضر در عرصه دیپلماسی عمومی مخاطرات و تهدیدات مخصوص به خود را نیز علیه نظام اسلامی به همراه خواهد داشت. همانقدر که کمیت پایین حسن مدیریت متمرکز را دارد، اما در ازای آن نظام از نیروهای کمتری استفاده می کند که به معنی استعداد های کمتر، چهره های تکراری و تجربیات محدود تر است، در حقیقت عدم استفاده از هر فرد دارای پتانسیل در این عرصه به معنی عدم استفاده از یک نیروی زبده جنگی است. از این رو سعی می شود به مهمترین معایب این کمیت پایین به شکل مختصر اشاره شود:

1- عدم چرخش نخبگان
استمرار رهبری دیپلماسی عمومی در دستان یک جریان، یقیناً منجر به تداوم مدیریت در دستان گروهی خاص و به خودی خود مانع چرخش نخبگان در این سطح از مدیران می شود. و مسلم است با عدم تغییر این مدیران، افراد جدید و بدنبال آن تفکر و استرتژی های بدیع نیز به مسند ریاست نخواهند رسید و نهادهای مربوطه دچار نوعی یکنواخت زدگی و کهولت می شوند.

 
در حقیقت استمرار تمرکز بر روی این افراد موجب می شود که چهره های جدید و تفکرات جدید به میدان نیایند از سوی دیگر این افراد نیز همچون سایر خلایق پس از مدت زمانی سرگرم امور اجرایی می شوند و احتمال می رود که توانایی ذهنی و کوشش پژوهشی شان پس از مدت زمانی تحلیل برود و موجب شود که سلاح برنده نظام در عرصه دیپلماسی عمومی در اثر مرور زمان زنگ بزند و این عدم چرخش نخبگان موجب خلع سلاح نظام در میدان دیپلماسی عمومی شود.

 بالاخص این تهدید وقتی شدت می باد که با اندک توجهی در می یابیم از یک سو هر سه فرد نامبرده دارای خط فکری مشابهی هستند و از سوی دیگر در طول دوران فعالیتشان سیری مشخص را طی کرده اند و این دو عامل در کنار هم در دراز مدت موجب تکراری شدن فعالیت ها در عرصه دیپلماسی عمومی و از رونق افتادن استدلال های نظام در این عرصه می شود. با تکراری شدن استدلال ها و حتی چهره در دراز مدت، ابزارهای رسانه ای دشمنان با تکرار این افراد و استدلال هایشان و حمله به نقاط ضعف این استدلال ها، دفاعیات نظام اسلامی را در این عرصه فاقد منطق و برخواسته از عادت و سناریو از پیش تعیین شده نشان می دهند تا بدین طریق بتواند به راحتی ذهن مخاطبان و شهروندان را تسخیر نمایند.


 

2- دلزدگی مردم و مخاطبین از فعالیت های نظام در عرصه دیپلماسی عمومی
چرخش نخبگان در هر کشوری که از ساختاری مردمی برخوردار است، امری طبیعی می باشد. در یک چهارچوب کارآمد، نخبگان و برجستگان طیف ها و گروه های سیاسی در عرصه رقابت برای کسب جایگاه، با تلاش های خود سعی می کنند ضمن شرکت در رقابت ها، در اقناع افکار مسئولین و جلب حمایت و نظر تصمیم گیران و تاثیر گذاران برای کسب پیروزی نیز فعالیت کنند.

مردم و بطور کلی عوام که شناخت دقیقی بر جریان ها و حساسیت های موجود ندارند, تحت تاثیر القای روانی دشمن نظام را یک سیستم بسته و غیر قابل نقوذ در نظر می گیردند که بر پایه خودی – غیر خودی تصمیم گیری می کند. بالاخص در کشور ما که کشوری کثرت گرا و متنوع با حضور قومیت ها، نژادها، زبانها و ادیان گوناگون است، حضور تعدادی مشخص در این عرصه موجب می شود که دشمنان اینگونه به مردم مناطق مختلف کشور القاء کنند که ظرفیت های سیاسی، نگرشی، اعتقادی و روشی آنها در حوزه های سیاسی نادیده گرفته می شود و در نتیجه یک فضای سیاسی کثرت گرا با حضور سلایق و علایق سیاسی در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی در دید آنها محسوس نیست.

در نهایت این مسئله باعث می شود دشمن و تسلیحاتش در دیپلماسی عمومی بتوانند این توهم را به ذهن مردم تزریق کنند که در نظام ایران، عدم شایسته سالاری در تصدی مسئولیتها، اعمال باند بازی، تبارگماری و خانواده سالاری حاکم بوده و تصدی مسئولیت ها از طرف عده ای معدود باعث سرخوردگی مردم به ویژه جوانان شده است.

 

3- محروم ساختن نظام از استراتژی "پلیس خوب،پلیس بد"
در اغلب فیلم‌های پلیسی دو بازجو به سراغ متهم می‌روند: "پلیس بد" با موضع خصمانه، اتهام زدن، رفتار تند و تهدید با متهم برخورد می‌کند و "پلیس خوب" لحنی دوستانه‌تر می‌گیرد و موضعی مشفقانه‌تر. بدین ترتیب، پلیس خوب سعی در جلب اعتماد و همکاری متهم دارد.

در حقیقت«کلانتری» جهانی، دو نوع پلیس دارد؛ پلیس خوب و پلیس بد. استراتژی مذکور همچون وقتی است که راننده ای چراغ قرمز را رد کرده و باید جریمه شود، پلیس خوب می گوید باج بده تا بخشیده شوی در غیر اینصورت پلیس بد ماشینت را متوقف می کند. در عرصه دیپلماسی عمومی نیز این استراتژی کارایی های خاص خود را دارد، نباید فراموش کرد رهبران این عرصه بنوعی (با تسامح) نقش سخنگوی حاکمیت ها را در این حوزه بازی می کنند و صحبت ها و اعلام نظرهایشان می تواند نوعی خط دهی محسوب شود.

از این رو می توان به راحتی کاربرد استراتژی پلیس خوب، پلیس بد را در این عرصه متصور دانست، بدین ترتیب یک جریان می تواند هویج های مورد نظر دولتش را مطالبه کند و از سوی دیگر با چماق دولت های مقابل را از راه های نامطلوب دولت متبوع خود دور کند.

به عبارتی ساده تر، با داشتن طیفی متنوع از سخنگویان در عرصه دیپلماسی عمومی می توان خواسته های مطلوب حاکمیت را از طریق سخنگوی مهربان، سخنگوی خشن اعلام داشت، بدون اینکه نظام خود در دید اذهان در معرض عقب نشینی نشان دهد. اما برای ایران باید گفت که متاسفانه تعداد کم این افراد و از سویی داشتن خط مشی فکری واحد باعث شده است که تهران به خوبی نتواند از این امکان بهره برداری کند.




 
در مجموع با توجه به تهدیدات ناشی از تعداد اندک و تکرر حضور در دستان یک جریان، بهتر است سعی شود از یک سو این چالش ها را مفروض دانست و از سوی دیگر اقدامات بازدارنده مربوطه را انجام داد. بهتر است از یک سو برخی متخصصین عرصه دیپلماسی عمومی را که طیف فکری متفاوتی دارند در چهارچوب رسانه های قابل کنترل به خدمت گرفت؛ بدین ترتیب با بهره گیری از طیف های فکری متفاوت در مجموعه های مربوط به پرس تی وی و امثالهم، از یک سو تنوع سازی میسر می شود و از سوی دیگر سر کلاف در دست نظام باقی می ماند. همچنین با توجه به کمیت سخنگویان مذکور بهتر است از طریق نهادهای مختلف همچون سازمان بسیج اساتید، دانشگاه ها و مراکز مطالعاتی سعی شود با تربیت نسلی وفادار و مطمئن کمیت سخنگویان نظام در عرصه دیپلماسی عمومی را افزایش داد و از سوی دیگر موجبات تخصصی تر شدن این نیروها را فراهم کرد.

گفتگوی مشرق با دانشمند هسته‌ای ایرانی‌الاصل آمریکا؛


گفتگوی مشرق با دانشمند هسته‌ای ایرانی‌الاصل آمریکا؛
به گفته دکتر نخعی، تهران 15 ﺳﺎل ﭘﯿﺶ از داﻧﺸﻤﻨﺪان ھﺴﺘﻪ‌ای آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ھﺴﺘﻪ‌ای اﯾﺮان را ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ اﻣﺎ وزارت دﻓﺎع آﻣﺮﯾﮑﺎ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﺮد ﭼﻮن ﻧﻤﯽ ﺧﻮاﺳﺖ ﯾﮕﺎﻧﻪ اھﺮم ﻓﺸﺎرش ﺑﺮ اﯾﺮان در پرونده هسته‌ای از دﺳﺖ ﺑﺮود.

گروه بین‌الملل مشرق - دکتر «بهراد نخعی» دانشمند ایرانی الاصل آمریکایی، دکترای مهندسی اتمی از دانشگاه تنسی آمریکا دارد. وی سابقه زیادی در زمینه تدریس و کار اجرایی در نیروگاه‌های هسته‌ای آمریکا داشته و هم اکنون حدود پنج سال است که بازنشسته شده و وقت خود را به فعالیت در زمینه مسائل اجتماعی و تبلیغ در خصوص استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای اختصاص داده است.

به گفته دکتر نخعی، تهران 15 ﺳﺎل ﭘﯿﺶ از داﻧﺸﻤﻨﺪان ھﺴﺘﻪ‌ای آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ھﺴﺘﻪ‌ای اﯾﺮان را ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﻨﻨﺪ اﻣﺎ وزارت دﻓﺎع آﻣﺮﯾﮑﺎ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﺮد ﭼﻮن ﻧﻤﯽ ﺧﻮاﺳﺖ ﯾﮕﺎﻧﻪ اھﺮم ﻓﺸﺎرش ﺑﺮ اﯾﺮان در پرونده هسته‌ای از دﺳﺖ ﺑﺮود.

در ﺳﺎل ۱۹۹۸، در دوﻟﺖ ﮐﻠﯿﻨﺘﻮن، وزارت دﻓﺎع آمریکا ﺗﺼﻤﯿﻤﯽ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﻓﺮﺳﺘﺎدن ﮔﺮوھﯽ ﻣﺘﺸﮑﻞ از داﻧﺸﻤﻨﺪان ھﺴﺘﻪ‌ای ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺑﻪ اﯾﺮان ﺑﺮای ﺑﺎزرﺳﯽ از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ھﺴﺘﻪ‌ای اﯾﻦ ﮐﺸﻮر را وﺗﻮ ﮐﺮد. ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ بهراد نخعی داﻧﺸﻤﻨﺪ ھﺴﺘﻪ‌ای ﮐﻪ ﻗﺮار ﺑﻮد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اﯾﻦ ﺳﻔﺮ را ﺗﺮﺗﯿﺐ دھﺪ، اﯾﻦ دﻋﻮت از ﺟﺎﻧﺐ اﯾﺮان ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد. ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ دکتر نخعی، ﭘﻨﺘﺎﮔﻮن ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﯽ‌ﺗﻮاﻧﺴﺖ ﯾﮏ ﯾﺎ ﭼﻨﺪ داﻧﺸﻤﻨﺪ را ھﻢ ﺑﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﺧﻮد در اﯾﻦ ﮔﺮوه ﺑﮕﻨﺠﺎﻧﺪ، ﺑﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻓﺮﺳﺘﺎدن ھﯿﺌﺖ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎﻧﯽ ﻣﺘﺸﮑﻞ از داﻧﺸﻤﻨﺪان ھﺴﺘﻪ‌ای ﺑﻪ اﯾﺮان ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﺮد.

سوال: آقای نخعی شما به عنوان یک متخصص فنی مسائل هسته‌ای و به عنوان کسی که مسائل سیاسی مرتبط با مساله هسته‌ای ایران را دنبال کرده است، لطفا توضیحی از روند کلی مساله هسته‌ای ایران بفرمایید. بحث‌های زیادی در خصوص برنامه هسته‌ای ایران در داخل و خارج از کشور وجود دارد که برای مثال گفته می شود کشوری که ذخایر عظیم انرژی دارد چرا به دنبال برنامه هسته‌ای است. این صحبت‌ها در حالی مطرح می‌شود که اصلا برنامه هسته‌ای ایران قبل از انقلاب و با تبلیغات خود غربی‌ها کلید خورد پس این مساله که دسترسی ایران به منابع انرژی بهانه موجهی توسط غربی‌ها برای جلوگیری و تشکیک در برنامه هسته‌ای ایران نیست و باید دلیل مشخص‌تری از این بحث‌ها برای مقابله غرب با برنامه هسته‌ای ایران وجود داشته باشد.

دکتر نخعی: در اوسط دهه 60 میلادی جمعیت ما رو به افزایش بود. مساله افزایش جمعیت مساله‌ای نبود که تنها ایران با آن مواجه باشد بلکه مساله‌ای بود که دنیا با آن مواجه بود. در سال ۱۸۵۰ جمعیت جهان از یک میلیارد نفر گذشت و بعد از گذشت صد سال این جمعیت به دو میلیارد نفر رسید این زمانی بود که برق نقش کلیدی را در زندگی مردم بازی می‌کرد.

به خاطر می آورم زمانی که ما در ایران زندگی می‌کردیم و کوچک بودیم شب‌ها چراغ نفتی روشن می‌کردیم و درس می‌خواندیم، در آن زمان مردم با چراغ نفتی غذا درست می‌کردند. با افزایش جمعیت مصرف انرزی هم شدت گرفت. از سال ۱۸۵۰ تا سال ۱۹۵۰ که صد سال طول کشید تا یک میلیارد نفر به جمعیت جهان اضافه شود ولی از سال ۱۹۵۰ تا سال ۱۹۶۲ یعنی دوازده سال یک میلیارد نفر دیگر به جمعیت جهان اضافه شد. این جمعیت در ابتدای سال دو هزار هفت میلیارد و در حال حاظر به چیزی حدود هشت میلیارد نفر رسید. با افزایش جمعیت و مدرن شدن زندگی در جهان برق از یک کالای لوکس به یکی از نیازهای اولیه انسان تبدیل شد. چند سال پیش که در نیویورک برق‌ها قطع شد مردم بیرون خیابان‌ها مانده بودند چون حتی قفل خیلی از خانه‌ها برقی بود و مردم حتی وارد خانه خودشان بشوند تازه اگر حتی می توانستند وارد خانه بشوند اگر می‌خواستند از آب استفاده کنند این آب را می بایست پمپ‌های برقی به طبقات مختلف منتقل می کردند.

سوخت‌های فسیلی در دنیا دیگر به تنهایی نمی تواند پاسخگوی نیاز مردم باشد و مضاف بر آن به شدت موجب آلودگی محیط زیست می شود.

در دنیا دو نوع منبع انرژی وجود دارد نوع اول منابع انرژی نرم مانند انرژی خورشیدی و انرژی باد است و منبع انرژی دیگر منبع انرژی سخت مانند سوخت‌های فسیلی و انرژی هسته‌ای است.

آمریکا اولین حامی غنی‌سازی در ایران بود

زمانی که برنامه هسته‌ای ایران در حال شکل‌گیری بود هدف این بود که حدود 20 هزار مگاوات از انرژی مورد نیاز کشور توسط انرژی هسته‌ای تأمین شود. در آن زمان تنها درآمد ما از محل فروش نفت بود و اگر قرار بود که نفت به مصرف داخلی برسد دیگر امکان کسب درآمد و سرمایه‌گذاری آن از بین می‌رفت. با توجه به وجود معادن اورانیوم در ایران گزینه انرژی هسته‌ای گزینه مناسبی برای تامین نیاز صنعت کشور به نظر می‌رسید. آمریکایی‌ها علاوه بر تشویق زیادی که در خصوص ایجاد برنامه هسته‌ای در ایران می‌کردند به شدت از غنی سازی اورانیوم در ایران حمایت می‌کردند تا بتوانند با استفاده از غنی‌سازی صورت گرفته در ایران مشتری‌هایی را در جهان برای اورانیوم غنی شده در ایران پیدا کنند و آن را به دنیا بفروشند.

در آن زمان به دلیل مسائل سیاسی که وجود داشت آمریکا امکان این را نداشت که خود غنی‌سازی کند و اورانیوم غنی‌شده را به کشورهای دیگر بفروشد به همین خاطر به دنبال این بود که بتواند این غنی‌سازی را در ایران انجام دهد و از طریق ایران آن را به کشورهای دیگر دنیا بفروشند. در آن زمان رییس مرکز مطالعات اتمی آمریکا که خانمی به نام "دیکسی لیری" بود به ایران سفر کرد تا بتوانند با فروش رآکتور اتمی به ایران، امکان غنی‌سازی را بررسی بکنند.

چهار دیدگاه درباره برنامه هسته‌ای پس از انقلاب/ایران برنامه غنی‌سازی مخفی نداشته است

بعد از آن انقلاب چهار دیدگاه در خصوص برنامه هسته‌ای وجود داشت. یک گروه معتقد بود که به هیچ وجه ایران نیازی به برنامه هسته‌ای ندارد. گروه دیگر اعلام می کرد که باید برنامه هسته‌ای داشته باشیم ولی این برنامه نباید هیچ جنبه نظامی داشته باشد. گروه سوم معتقد بود که ماباید برنامه کاملاً صلح‌آمیز داشته باشیم ولی باید تحقیقات در خصوص برنامه تسلیحاتی هسته‌ای داشته باشیم که در صورت نیاز به سمت دستیابی به سلاح هسته‌ای حرکت کنیم یعنی آن توانایی که در حال حاضر ۴۵ کشور در دنیا دارند و گروه آخر هم که به‌شدت کم‌تعداد بود می‌گفتند چون بقیه کشورها سلاح هسته‌ای دارند ما هم باید داشته باشیم که این گروه واقعا اهمیت چندانی نداشتد.

با این تفاسیر، ایران بعد از انقلاب تصمیم گرفت که اقدامات لازم را برای آغاز به‌کار رآکتورش انجام بدهد به خصوص رآکتور هایی که ایران به شرکت زیمنس آلمان به قیمت ۸۵۰ میلیون دلار سفارش داده بود و پول آن را پیش پرداخت کرده بود. ایران تماس گرفت برای ادامه پروژه. نمایندگان شرکت زیمنس به ایران آمدند ولی آمریکایی‌ها در زمان ریگان فشار آوردند و آنها را از ادامه همکاری با ایران منصرف کردند. در آن زمان ایران تصمیم گرفت با همکاری آژانس بین المللی انرژی اتمی تحقیقاتی را در زمینه غنی‌سازی آغاز کند ولی این بار هم آمریکایی‌ها بر خلاف مقرارت، آژانس را از ادامه همکاری با ایران منصرف کردند.

این ادعا که گفته می‌شود برنامه غنی‌سازی ایران مخفیانه بوده، نادرست است. اگر این ادعا درست بود پس چطور آمریکایی‌ها در زمان ریگان به سازمان انرژی اتمی برای عدم همکاری با ایران در زمینه غنی‌سازی فشار آوردند؟ به این دلیل که برنامه غنی‌سازی ایران آشکار بود و آمریکایی‌ها هم از آن اطلاع داشتند.

برنامه هسته‌ای ایران پس از فراز و نشیب‌های زیاد ادامه یافت و ایران با روس‌ها برای اتمام پروژه رآکتور اتمی بوشهر به توافق رسیدند و براساس توافقات صورت گرفته قرار بود که سوخت اول و دوم رآکتور بوشهر را روس‌ها تأمین کنند و پس از سپری‌شدن دوره ۲۴ ماهه مصرف سوخت در نیروگاه، روس‌ها سوخت را پس بگیرند و به کشورشان بازگردانند و سوخت جدید به ایران بدهند.

برنامه هسته‌ای ایران تا زمان دور اول ریاست جمهوری "بیل کلینتون" ادامه پیدا کرد و در این زمان بود که فشار بر ایران شروع به افزایش کرد آمریکایی‌ها اعلام کردند که باید ایران برنامه هسته‌ای خود را متوقف کند. این مسأله در زمانی بود که ایران در خصوص برنامه هسته‌ای اقدامات ابتدایی را انجام داده بود ولی هنوز تحقیقات دقیقی در این خصوص صورت نگرفته بود. طی این زمان به ایران فشار می آوردند که ایران نباید برنامه هسته‌ای داشته باشد و از طرف دیگر داشنمندان ایرانی رفته‌رفته براساس قوانین بین‌المللی دست آوردهای خود را در این زمینه افزایش می‌دادند.

خیال آمریکا با تخریب تأسیسات هسته‌ای ایران هم راحت نمی‌شود/ مشکل دانش هسته‌ای ایران است

اگر واقعاً خواست غربی‌ها جلوگیری از برنامه هسته‌ای ایران بود نفت ایران را تحریم نمی کردند و برعکس تحریم‌ها را برمی‌داشتند و انگیزه ایران را برای پیگیری برنامه هسته‌ای کم می‌کردند. شما می‌دانید که در زمان ریگان نفت ما را تحریم کردند و الان 30 و خرده‌ای سال است که با محرومیت نفتی مواجه هستیم. اگر واقعاً مشکل آن‌ها عدم دستیابی ما به برنامه هسته‌ای بود به هر شکلی می‌توانستند تحریم‌های نفتی را بردارند که ما نیازی به برنامه هسته‌ای نداشته باشیم، ولی این کار را نکردند. آنها می‌خواستند که ما نه بتوانیم نفت‌مان را بفروشیم و نه این برنامه هسته‌ای را داشته باشیم. پس مطالبات و رفتار آنها در قبال ایران صادقانه نبود.

خیال آمریکایی‌ها با متوقف‌شدن و یا حتی تخریب تأسیسات هسته‌ای ما راحت نمی‌شود. مسأله نانوایی نیست که مثلا اگرتنورشان را خراب کنند بگویند خیالشان راحت شود. مشکل آنها این است که کسانی درایران هستند که دارای دانش هسته‌ای هستند و باز هم ممکن است برنامه هسته‌ای ایران را آغاز کنند. اگر برنامه هسته‌ای ایران تعطیل شود بهانه دیگری پیدا می‌کنند. اگر ایران برنامه هسته‌ای خود را متوقف کند برخلاف منافع بین المللی و کشورهای دیگر عمل کرده است و حقی را نه تنها از مردم ایران بلکه از مردم دنیا گرفته است.

سخنان نتانیاهو ارزش خواندن و شنیدن ندارد

سوال: فکر می‌کنید که غرب با وجود اطلاع از صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران چگونه افکارعمومی را در کشورهای خود علیه برنامه هسته‌ای ایران سوق می دهد؟ و اینکه نتانیاهو مکرر اعلام می کند که برای مثال ایران طی چند ماه آینده به بمب هسته‌ای دست پیدا می کند بر چه اساسی است؟

دکتر نخعی: در خصوص اظهارات نخست وزیر اسراییل باید بگویم که نتانیاهو دارای ذره‌ای اعتبار نیست که آنچه که می‌گوید را حتی خواند یا حتی شنید. در نتیجه ایشان دهانش را که باز کند آنچه که می گوید مردود است و غیرقابل قبول است و اینکه به هر چه ایشان میگوید نه باید خواند و نه باید نگاه کرد. ذره‌ای اعتبار در گفتار و عملش وجود ندارد.

غرب با توجه به عدم اطلاع مردم از مراحل مختلف برنامه هسته‌ای ایران، سعی می کند که مردم را از برنامه هسته‌ای ایران بترساند و یکی از مواردی که اخیرا به آن متوسل شده‌اند آب سنگین اراک است.

ایران تا 6 ماه پیش‌ از راه‌اندازی راکتور آب سنگین اراک، الزامی به اعلام آن ندارد

مرکز آب سنگین ما هنوز در مراحل اولیه است و هیچ نوع مواد اتمی درآن وارد نشده درنتیجه تحت نظارت سازمان انرژی اتمی نیازی نیست قرار بگیرد. طبق قوانین و مقررات سازمان انرژی اتمی که ما امضا کردیم و به آن پایبند هستیم، ما۶ماه قبل ازاینکه مواد اتمی به یک ساختمان و یک تاسیسات وارد کنیم موظفیم به سازمان انرژی اتمی اطلاع بدهیم و قبل از آن هیچ احتیاجی نداریم که آن را اعلام کنیم. ما مراکز پاستوریزه شیر هم داریم اجباری نداریم که آنها را هم به سازمان آژانس انرژی اتمی اطلاع بدهیم.

نمایی از مرکز آب سنگین اراک

بسیاری از ایزوتوپ‌هایی که برای شیمی درمانی استفاده می‌شود در راکتورهای تحقیقاتی تولید می‌شود همان راکتورهایی که برخلاف مقررات سازمان آژانس بین المللی و مقررات بهداشتی بین المللی سوختش را در سال ۲۰۰۸ به ایران ندادند با اینکه هیچ جنبه غیرطبی نداشت و می‌دانستند در ایران ما مریض‌هایی داریم که مبتلا به سرطان هستند و احتیاج به این ایزوتوپ‌ها دارند و بعضی از این ایزوتوپ‌ها بیش از ۲۰ روز دوام نمیاورند و باید به آنها برسد، با نهایت شقاوت حاضر نشدند که سوخت این راکتور رابه ما بدهند و ما مجبور شدیم که خودمان بسازیم.

این اقدام غرب اول درسی که به ما داد این بود که ما باید احترام به دیگران بگذاریم ولی به هیچ کس نباید برای نیازهای اصلی کشورمان اعتماد کنیم. اگر خودمان نتوانیم آن را تولید کنیم هیچ انتظاری نباید داشته باشیم که دیگران به ما بدهند از این شاهد بهتری شما نمیتوانید پیدا بکنید برای این گفتار من. ما خودمان به این دانش دست پیدا کردیم.

طبق بند ۴ معاهده منع سلاح‌های اتمی ما حق داریم که بازتولید هم داشته باشیم برای اینکه بند چهار می گوید که از تمام مزایای استفاده و تولید و تجهیزات صلح‌جویانه اتمی ما می‌توانیم بهره‌برداری کنیم برای همین چه غنی‌سازی و چه بازتولید یعنی سوخت اتمی که دوره اش در راکتور تمام شده است این حق را داریم که این سوخت را باز تولید کنیم که این مساله هم جزو تولید و تحقیقات محسوب میشود.

سوسیالیست‌ها در فرانسه همکاری تنگاتنگی با صهیونیست‌ها دارند/اسرائیل با کمک فرانسه هسته‌ای شد/مواضع فرانسه حاکی از جیب خالی آن‌هاست

سوال: با وجود اینکه در دولت جدید و تیم مذاکره کننده جدید با حسن‌نیت برای مذاکرات اعلام آمادگی کردند ولی آمریکایی‌ها و در کل غربی‌ها با پیش‌شرط گذاشتن و مانع‌تراشی مانع از به نتیجه رسیدن مذاکرات می‌شوند. برای مثال همه جهان شاهد بود که در مذاکرات ژنو‌2 زمانی که همه در مذاکرات به توافق رسیده بودند این فرانسوی‌ها بودند که مانع از به نتیجه رسیدن مذاکرات شدند و از این بدتر این بود که زمانی که وزرای کشورهای غربی ۵+۱ به کشورهایشان برگشتند به اتفاق اعلام کردند که دلیل به نتیجه نرسیدن مذاکرات ایران بوده و مواضع مشترکی را با ایران دنبال می‌کنند. در صورتی که حقیقت امر واقعا غیر از این بود. ایران با این وجود چگونه می تواند به غربی‌ها اعتماد کند؟

دکتر نخعی: از زمان اشغال فلسطین توسط اسراییلی‌ها، چپ‌ها در فرانسه همکاری تنگاتنگی با صهیونیست‌ها داشتند و به محض اینکه فرانسه به دانش هسته‌ای دست پیدا کرد تلاش کرد که اسرائیل به سلاح‌های هسته‌ای دست پیدا کند. بنابراین سلاح هسته‌ای اسرائیل فرزند چپ‌ها و سوسیالیست‌ها در فرانسه است و الان هم که سوسیالیست‌ها به قدرت رسیدند با همان کیفیت به اسرائیلی‌ها خدمات می دهند.

از طرف دیگر فرانسه که خود را از بازار ایران محروم می‌بیند برای جبران باید توجه کشورهای عربی را جلب کنند تا از این طریق بتوانند بازارهای آنها را تسخیر کنند. مخالفت سرسختانه با ایران علاوه بر صهیونیست‌ها کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نیز طرفدار فرانسه خواهد کرد. اظهارات مقامات فرانسه براساس حقیقت و صداقت نیست بلکه براساس جیب خالی‌شان است و حالا که در شرایط سخت اقتصادی هستند این سیاست را دنبال می کنند برای همین فرانسه را در اینجا اصلا نباید به حساب آورد. رفتار وزیرخارجه فرانسه به یک «زن خراب» شبیه‌تر است تا یک سیاستمدار. ولی آمریکا به نظر می رسد بالاخره به این نتیجه رسیده است که کشوری که می‌تواند با کمک او در خاورمیانه باقی بماند ایران است و برای همین مشتاق به نتیجه رسیدن مساله هسته‌ای ایران است.

فرانسه در ژنو شروع به مخالفت کرد. مواضعی را مطرح کرد که اسرائیلی‌ها می‌خواستند و فرانسوی‌ها تلاش کردند تا از این فرصت برای نزدیک کردن بیشتر خود به گروه‌های فشار در آمریکا و برخی سران کشورهای عربی استفاده کنند. فرانسوی‌ها در دقایق آخر تلاش کردند که مواضع صهیونیست‌ها را در مذاکرات اعمال کنند و ایران را وادار به امضای آن کنند ولی ایران اعلام کرد که این چیزی نیست که ما بر سر آن مذاکره کرده بودیم.

سوال: تعریف شما از آمریکا چیست؟ آیا مقصود شما از آمریکا دولت آمریکا است؟

مقصود من دولت آمریکا است و تفاوت‌های زیادی میان دولت و کنگره وجود دارد. در حال حاضر دولت آمریکا منافع خود را در این می‌بیند که با ایران کنار بیاید و به توافق برسد.

شکست تلاش آمریکا برای گنجاندن تبصره در ان‌پی‌تی برای جلوگیری از غنی‌سازی در ایران

سوال: ماقبلا شاهد این بودیم که دولت آمریکا اشتیاق زیادی برای به نتیجه رسیدن مذاکرات نداشت و در واقع مذاکره را برای مذاکره می‌خواست. چه اتفاقی افتاده است که الان منافع آمریکا در به نتیجه رسیدن مذاکرات تامین می شود؟

آمریکایی‌ها در زمان بوش پسر اقدامات زیادی کردند و سعی کردند با رشوه دادن به کشورهایی مانند روسیه و چین با تحریم علیه ایران موافقت کنند آمریکایی‌ها به دنبال یک چیز بودند و آن افزودن تبصره‌ای به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای بود که کشورهایی که داری غنی‌سازی نیستند دیگر اجازه غنی‌سازی پیدا نکنند.

قرار بود در ۱۴ آوریل ۲۰۰۶ در سازمان ملل در این خصوص تصمیم‌گیری بشود ولی درست روز ۱۱ آوریل همان سال که مصادف با سالگرد قطع روابط آمریکا با ایران و روزی که پرتغال‌ها از جزیره قشم اخراج شدند بود، ایران اعلام کرد که ما غنی‌سازی کردیم و وقتی مشخص شد که ایران توانسته است که غنی‌سازی کند آن جلسه که قرار بود در سازمان ملل برگزار شود لغو شد. برای اینکه دیگر نمی‌توانست بگوی که مثلا اگر کشوری که یه‌کم غنی‌سازی کرد شامل این قانون بشود.

سوال: آقای نخعی شما یکی از دانشمندان هسته‌ای آمریکا هستید. آیا تا به حال شده است که ایرانی بودن خود را مخفی کنید؟

من اگر هزار دفعه دیگر هم به دنیا بیایم دلم میخواهد ایرانی به دنیا بیام. من ایرانی هستم و افتخار هم می‌کنم و همیشه باید سربلند باشیم ما. 

(گفتگو از: مصطفی افضل زاده)

چرا مسیحیان امام حسین را دوست دارند؟


حق چنان در من ِ مسیحی جوشید که از شدت محبتش مرا شیعه علی خواندند. ای آسمان گواه باش و ای زمین شهادت بده که من علی را دوست دارم.
به گزارش ویژه نامه حسینیه مشرق به نقل از فارس، «پدر، پسر، روح‌القدس» عنوان کتابی است از حجت‌الاسلام و المسلمین زائری. این روحانی ِ پژوهشگر در کتاب «پدر، پسر، روح‌القدس» -که به نوعی ماحصل زندگی او در کشور لبنان و در بین مسیحیان این منطقه است- به مقوله تجلی عشق علوی و شور حسینی در آثار نویسندگان،‌ اندیشمندان و شاعران مسیحی پرداخته است. در ادامه بخش‌هایی از مطالب و آثاری که نویسندگان مسیحی در رثای سید و سالار شهیدان تالیف کرده‌اند را می‌خوانیم:

ای سرور شهادت، شعر چه ارزشی دارد اگر حامل پیام ارزش‌ها نباشد، اینگونه یاد و نام تو نه تنها فخر قهرمانان است بلکه ای حسین، تو در خاطر خدای جای داری... و ای کربلا خاک تو معطر به خون پاکی آبیاری شد که با عزت و شرافت کودکانی از آن می‌رویند که در فلسطین مقاوم هست که با هر متجاوز به حق می‌ستیزد. فروغ پیروزی میان قطرات اشک در چشم این کودکان می‌درخشد.

آفرین بر تو یا حسین، اینان کودکان و نوادگان تواند که در ایستادگی و قیامشان جاودانه شده‌ای. پیامت در جگرهایشان حک شده است.

در تو می‌نگرم که میان میدان ایستاد‌ه‌ای؛ چون قهرمانی که از بهشت آمده و فراتر از انسان‌ها همه با شر و نادرستی می‌ستیزد. چونان شیر ایستادی و چون گرگان گرسنه و شغالان گردت را گرفتند. آفرین بر مرگی که عظمت دین را در خود دارد. آنان دغدغه‌ای جز سلب خلافت نداشتند اما تو نگران دین بودی. در یک دست شمشیر داشتی و در یک دست قرآن. در تمام روزگار نام تو رمز ایثار و شهادت شد و نام آنان رمز کفر.  و ای حسین، امروز یاد تو در دل‌هایمان چون آیات الهی جاودانه است.

جرج زکی الحاج – شاعر و نویسنده مسیحی و استاد دانشگاه / قصیدة‌الحسین؛ ص 22

حق چنان در من ِ مسیحی جوشید که از شدت محبتش مرا شیعه علی خواندند. ای آسمان گواه باش و ای زمین شهادت بده که من علی را دوست دارم.

آن چنان گریستم که بالشم از اشک خیس شد و در قلمم پژواک ناله‌ها مویه کرد. من ِ مسیحی را حسین به گریه انداخت و قطرات اشک از از افق چشمانم تابید و درخشید. هرگز حال آنکه از دور بر روی هیزم می‌سوزد یکسان نیست. نه فرزدق زین العابدین چون من گفته: «و درد و داغی که من می‌کشم و می‌سوزم دریافت و نه متنبّی به شیوه من سروده شد».

پولس سلامه – حقوقدان، شاعر و نویسنده صاحب‌نام مسیحی / مآثر، ص 308

در زندگی بشر روزهای اندکی هستند که تمام تاریخ را یکجا مجسم می‌کنند و عاشورا یکی از آن روزهاست. آنچه عاشورا مجسم می‌کند فقط تاریخ شیعه نیست. بلکه تاریخ شهیدان و تاریخ شهادت است که باعث می‌شود یادش در جان‌ها عمق و امتداد یابد و هر انسانی آگاهانه با آن همدلی کند. ایمان حسین و وفاداری اصحابش و قیام آنان بر علیه ظلم و سخاوتمندی و جانبازی اهل بیت ارزش‌هایی هستند که در کربلا مجسم شده‌اند و مصیبت کربلا از مرزهای زمان و مکان گذشت و بر آستانه ارزش‌های انسانی نشست و الگو و نمونه‌ای شکوهمند شد -‌نه تنها برای شیعیان بلکه برای همه مردم-‌ تا سال به سال از آن درس بیاموزند و الهام بگیرند.

ادمون رزق - ادیب و حقوقدان برجسته‌ی مسیحی و نماینده سابق و وزیر در سه دولت لبنانی / مشارکة فی‌الاسلام، ص 30

اما صرف‌نظر از این اظهار نظرها، نویسنده‌های مسیحی دیگری هم در رثای سید و سالار شهیدان به تالیف آثار ادبی مستقلی پرداخته‌اند. به عنوان مثال پولس سلامه یکی از شاعرانی است که منظومه‌ای با عنوان «حماسه غدیر» سروده است و البته این منظومه او را در جهان اسلام و تشیقع به عنوان شاعری تاثیرگذار تبدیل کرد. او قصاید و غزلیات فراوانی در رثای اهل بیت و به خصوص امام حسین دارد.

یکی از اشعار این شاعر مسیحی، مجموعه‌ای است که ترتیب تالیف آن، به ترتیب جلسات عزاداری رایج در شب‌های دهه اول محرم است. شاعر، هر شعر را در این منظومه برای یکی از شهدا کربلا آورده است و هر شب، متناسب با عزاداری‌های رایج در فرهنگ عزاداری شیعیان، به یکی از اصحاب خاص امام حسین پرداخته است.

سلامه در شعری که برای برای روز پنجم محرم و در وصف عبدالله بن حسن آورده است نوشته:

از یاران حسین جز پسری خرد باقی نمانده بود که از خیمه زنان و کودکان گریخت و آمد تا خود را فدای عمویش کند. زینب سعی کرد تا جلوی او را بگیرد اما نتوانست. حسین فریاد زد: او را مانع شو ولی فایده‌ای نداشت. گفت من در سایه عمویم خواهم مرد زیرا زندگی بدون عمو برایم ارزش ندارد. در این هنگام بجر بن کعب شمشیری بر حسین فرود آورد و کودک برای حمایت او دست خود را جلوی ضربه شمشیر گرفت و تیغ دستش را قطع کرد. کودک از درد فریاد برآورد و مادرش را صدا زد و دیگر هیچ نگفت.

این شاعر و ادیب مسیحی در دهمین شعر این منظومه که اختصاص به امام حسین دارد نیز، می‌نویسد:

«شمر فریاد زد: بشتابید و او را بکشید. زرعة بن شریک از پست ترین ناپاکان شمشیر بر آورد و بر شانه و گردن حسین زد و شاخه‌ای بزرگ از باغستان کرامت را افکند. قامت بلند حسین بی تاب شد و بر زمین افتاد. شمر شتافت تا سر از بدن او جدا کند و ای کاش دستانش خشک می‌شد. شمر سر مبارک پسر پیامبر را برید و نور آن خورشید درخشان را خاموش ساخت. لباس‌های تن او را غارت کردند و آنگاه با اسب‌ها بر جنازه‌ی پاک او تاختند.»

شما می‌توانید برای خریدن این کتاب در هرکجای کشور بدون پرداخت هزینه‌ی پستی با مرکز پخش خیزش نو به شماره تلفن 02166977580 تماس حاصل کنید یا این کتاب را از کتابفروشی‌های سراسر کشور تهیه کنید.