اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

اندکی صبرسحرنزدیک است

کتاب مقاله سخنرانی کتاب درسی نمونه سئوال

دانلود نرم افزار


دانلود دانشنامه فاطمی

دانلود نرم افزار کوثر به‌مناسبت ایام فاطمیه

دانلود بسته نرم‌افزار مذهبی عیدانه برای موبایل

دانلود نرم‌افزار «فاطمیه و نوروز ۹۳»

دانلود نرم افزار زندگانی حضرت زهرا(س) برای موبایل

دانلود نرم‌افزار موبایلی «پرسمان مهدوی»

سه ساله‌ای که تاریخ‌ساز شد/ رقیه سلام‌الله‌علیها از تأیید حضور تا تکذیب وجود +نرم افزارها

دانلود نرم افزار جامع ضد وهابیت – یاوران دجال

دانلود نرم افزار امام حسین علیه السلام

نخستین تفسیر قران برای نوجوانان+دانلود

دانلود نرم‌افزار «فریضه انتخاب»

دانلود نرم‌افزار «مسجد یاب» ویژه تلفن همراه

دانلود بسته نرم افزاری فاطمیه

نرم افزار محرم نامه ویژه ماه محرم

نرم‌افزار نوا(گلچین مداحی و سخنرانی)

دانلود نرم افزار عاشورا تا ظهور

دانلود اولین پلیر مذهبی با 5000صوت طبقه بندی شده

دانلود نرم افزار دو نیمه سیب (ازدواج حسنه)

دانلود نرم افزار ویژه شهادت امام صادق (ع)

دانلود نرم افزار ویژه ماه مبارک رمضان


نرم افزار پاسخ به شبهات فاطمیه

نرم افزار استفتائات مقام معظم رهبری

نرم افزار رایگان آیه امروز پارس قرآن

نرم افزار ال مبین

هجوم پنهان

هجوم پنهان (1)

(بسم الله الرحمن الرحیم)

برنامه هاى ماهواره اى در ارتباط با اصل حاکمیت دولت ها واصل آزادى اطلاعات

مقدمه

یکى از چیزهایى که موجبات رشد و تکامل انسان ها را فراهم مى سازد، حق آزادى اخبار و اطلاعات است. یکایک شهروندان حق دارند به درست ترین و صادقانه ترین اخبار و اطلاعات داخلى و خارجى دست رسى داشته باشند تا بدانند در کشورشان یا دیگر نقاط جهان چه مى گذرد. علاوه بر این، باید بتوانند از راه روزنامه ها، نشریات ادوارى، رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه هاى جمعى از انواع تفسیرها، تحلیل ها و ابعاد مختلف قضایاى سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى اطلاع یابند، آن ها را با هم مقایسه کنند و طبق برداشت خود به کنه واقعیات پى ببرند. دولت ها حق ندارند به بهانه مصلحت اجتماعى از طریق پرده پوشى و سانسور، مردم را در بى خبرى قرار دهند یا آنان را از حقایق منحرف سازند یا گمراه کنند.

 هجوم پنهان (1)

 

موضوع این بحث آن است که عده اى با تکیه بر اصل «آزادى اطلاعات» معتقدند که این حق افراد است که بتوانند آزادانه و با بهترین وسایل ارتباطى در تماس باشند; این به رشد و شکوفایى جوامع کمک خواهد کرد. عده اى دیگر با استناد به اصل حاکمیت دولت ها، اعتقاد دارند که دول ارسال کننده برنامه هاى ماهواره اى باید رضایت دول گیرنده این برنامه ها را از قبل اخذ کرده باشند.
حال بر اساس تحلیل حقوقى، کدام یک از این دو نظر را مى توان تأیید کرد؟ آیا ماهواره تجاوز به حق حاکمیت دولت هاست یا موجب رشد و شکوفایى ملت ها؟

آزادى اطلاعات و برنامه هاى ماهواره اى

1ـ آزادى کسب و ارسال اطلاعات

نوعى از آزادى، که در مغرب زمین از حداکثر ترویج و تبلیغ و بیان برخوردار گشته، «آزادى بیان و تبلیغ» است. شاید بتوان گفت چشمگیرترین جمله اى که درباره این آزادى گفته شده همان جمله معروف نقل شده از ولتر است که گفته: «من با این سخنى که تو مى گویى مخالفم، ولى حاضرم به خاطر این که تو این سخن را آزادانه بیان کنى زندگى خود را از دست بدهم.»1
یکى از حقوقى که بر مبناى آزادى، در اعلامیه جهانى حقوق بشر مقرر شده همین حق است. ماده 19 اعلامیه مى گوید: «هر کس حق آزادى عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابى نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزى آزاد باشد.»2
آیا آزادى در کسب اطلاعات و افکار و انتشار آن با تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزى، مطلقاً بدون هیچ محدودیتى به رشد و شکوفایى جوامع کمک خواهد کرد و نباید نسبت به آن هیچ ممنوعیتى اعمال داشت؟ یا این که آزادى مطلق در هیچ زمینه اى معقول نیست، بلکه از نظر حقوقى با توجه به اصل حاکمیت دولت ها، که یکى از اصول اساسى منشور ملل متحد و نیز در روابط بین المللى است، ارسال اطلاعات ـ به نحو اطلاق ـ چه بسا منافى با حاکمیت بوده و باید در انتشار آن، محدودیت هاى جغرافیایى و رضایت دولت هاى گیرنده برنامه ها، از قبل اخذ شده باشد؟

اطلاعات

گرچه در بدو امر، به ذهن مى رسد که مراد از «اطلاعات» علم و دانش مفید است، هر تخصّصى که باشد، اما عملکرد بسیارى از کشورها با استناد به این اصل بیانگر آن است که هر نوع اطلاعاتى را که به نحوى جهل زدایى کند، هر چند در قالب مبتذل ترین فیلم ها یا مضرترین دانش ها باشد، دربرمى گیرد; مثلاً، آموزش سرقت، خراب کارى، درگیرى، ایجاد نفرت و مانند آن.

آزادى اطلاعات

اسلام نه تنها از آزادى فکر جلوگیرى نمى کند و در بى اطلاع نگه داشتن مردم کوشش ندارد، بلکه اطلاع از حقایق زندگى را جزو وظایف هر شخص مى داند و معتقد است هر کس آراء گوناگون و نظرات مختلف را آزادانه مورد مطالعه و بررسى قرار دهد، حقیقیت را بهتر به دست خواهد آورد و راه و رسم زندگى را به نحو صحیح تشخیص خواهد داد. حضرت على(علیه السلام) مى فرماید: «کسى که با آراء گوناگون روبه رو شود، موارد خطاى آن ها را از درست بازخواهد شناخت»3
اسلام خیر دنیا و آخرت را در سایه علم و شرّ دنیا و آخرت را در سایه بى خبرى و جهل از اسرار هستى مى داند، آن جا که رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)مى فرماید: «خیرُ الدّنیا و الآخرةِ مع العلمِ و شرُّ الدّنیا و الآخرةِ مع الجهلِ.»4
اسلام طلب علم را بر هر زن و مردى واجب مى داند و این منحصر به علوم دینى نیست، بلکه کسب تخصص در همه رشته هاى مورد نیاز را واجب کفایى مى شمارد; همانند علم پزشکى. این در حالى است که دولت هاى استعمارى که اینک دم از آزادى اطلاعات و افکار مى زنند، تلاش داشته اند تا همواره مردم کشورهاى تحت استعمار را از حقایق و اطلاعات محروم نمایند، و امروزه هم اطلاعات نادرست را با شگردهاى گوناگون به آن ها تزریق مى کنند. با وجود آن که در کشورهاى پیشرفته، یک تا چهار درصد جمعیت بالاتر از ده سال بى سوادند، آمار بى سوادان کشورهاى تحت استعمار بین 80 تا 96 درصد است. پاتریس لومومبا طى نطقى که در جشن استقلال کنگو در حضور پادشاه استعمارگر بلژیک ایراد کرد، گفت: در سراسر مملکت ما، تعداد تحصیل کرده ها از 200 نفر تجاوز نمى کند و براى هر پنجاه هزار نفر یک دکتر نداریم. هنوز در سراسر کنگوى چهارده میلیون نفرى، یک طبیب یا یک مهندس سیاه پوست ـ که مردم اصلى کنگو هستند ـ وجود ندارد. در آنگولا ـ مستعمره پرتغال ـ که چهارمیلیون و نیم نفر جمعیت دارد، فقط 750 نفر، آن هم با برنامه قرون وسطایى مشغول تحصیل هستند و در مدت 350 سال دوره استعمار، فقط 4 نفر آنگولایى توانسته اند خود را به دانشگاه برسانند و تازه این ها هم خود محروم شده اند.
پیش از آن که، الجزایر به چنگال فرانسه بیفتد، به اعتراف ژنرال فاتح آن کشور، تقریباً تمام مردم الجزایر سواد خواندن و نوشتن داشتند، ولى بر اثر فجایع استعمار و مبارزه با آزادى فکرى مردم، در سال 1887 م.، طبق آمار رسمى دولتى، از پانصدهزار الجزایرى که در سن تحصیل بوده اند، فقط 963 نفر مشغول تحصیل بوده، آن هم در مدارس مخصوص فرانسویان.5
از دیدگاه اسلام، بیان واقعیات مفید به حال بشر، چه در قلمرو مادى و چه در قلمرو معنوى، نه تنها آزاد است، بلکه کسى که از واقعیات و حقایق اطلاعى داشته باشد و قدرت بیان و تبلیغ آن ها را در خود احساس کند و با این حال ساکت بماند و مردم را از دریافت آن حقایق و واقعیات محروم سازد، مجرم است و هم در این دنیا و هم در آخرت مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.6
خداوند متعال بهترین ارمغان را براى بندگانى مى داند که اقوال و افکار مختلف را شنیده، بهترین آن ها را انتخاب مى کنند.7 اما سؤال مهم این است که آیا با تکیه به اصل آزادى بیان و نشر اطلاعات و افکار، مى توان هر چیزى را که دلخواه باشد، خواه دروغ و مضر و خواه صحیح و سودمند و به هر شکلى، بیان نمود؟
اگر اعتلاى فکر بشر به حدى رسیده بود که هم بیان کننده غیر از حق و واقعیات ابراز نمى کرد و هم مخاطب از اطلاعات کافى برخوردار بود، هیچ مشکلى در آزادى بیان به طور مطلق وجود نداشت. ولى آیا اکنون چنین است؟
واقعیت آن است که همه افکار، حق و صحیح نیست; همه اطلاعات، درست نیست. عقاید و افکار باطل که در واقع، نوعى مرض فکرى به شمار مى رود، فراوان است. امراض فکرى و عقیدتى بسیار مهم تر و خطرناک تر از بیمارى هاى جسمانى است و زمانى که عقل، انتشار امراض جسمانى را در اجتماع تجویز نمى کند، سزاوار است که در انتشار امراض روانى نیز مسامحه نکند و آن ها را تجویز ننماید.
از سوى دیگر، همه اطلاعات صحیح نیز براى همه کس و در همه شرایط مفید نیست; همچون شمشیرى است دو دَم که احیاناً اگر در دست زنگىِ مست قرار گیرد دمار از روزگار افراد بشر درخواهد آورد.
بنابراین، طرح مسأله «آزادى فکر و بیان» حربه اى است براى عرضه هرگونه فکر و اندیشه، آن هم با شگردهاى خاص. علاّمه محمدتقى جعفرى در این زمینه مى گوید: «در یکى از جملات آموزنده اى که از مشهورترین دانشمندان قرن اخیر در خاطر دارم، چنین آمده است: «معمولاً آزادى بیان و تبلیغ، در طول تاریخ، موقعى مورد شدیدترین دفاع قرار گرفته است که جمعى مى خواستند عقاید خود را مطرح سازند و آن را بقبولانند.»8
بدون شک، انقلاب در «عملیات با اطلاعات» یکى از ویژگى هاى مهم عصر حاضر به شمار مى آید که در به وجود آوردن وضعیت آینده، نقش مهمى ایفا مى کند. اکنون از یک سو، جمع آورى، آماده سازى و در دسترس قرار دادن اطلاعات، بسیار متحول شده و از سوى دیگر، در جایى که اطلاعات وجود دارد، در تصمیم گیرى براى عمل مؤثر است، چه در رفتار فردى و چه جمعى. همین رفتار است که جوامع را به رشد و یا به نابودى مى کشاند و مبناى سعادت و شقاوت قرار مى گیرد.
آزادى اندیشه از مختصات اسلام بوده و دلیل آن صدها آیه از قرآن مبنى بر دستور به تفکر و تعقل است. به قول مولوى:
جان نباشد جز خبر در آزمون
هر که را افزون خبر، جانش فزون
اقتضاى جان چو اى دل، آگهى است
هر که آگه تر بود جانش قوى است
جان ما از جان حیوان بیش تر
از چه رو، زان کو فزون دارد خبر9
اما، باید توجه داشت که آلودگى هاى اطلاعاتى به مراتب از آلودگى هاى زیست محیطى خطرناک تر است و انتشار این آلودگى نیز از راه هاى بسیار زیرکانه و از روى قصد و عمد به منظور خاصى از سوى افراد و شرکت هاى متخصص با شگردهاى گوناگون صورت مى گیرد.
گاندى مى گوید: «من دلم مى خواهد که از پنجره خانه من، تمام فرهنگ ها مانند نسیم به داخل خانه بوزد، ولى اگر آن نسیم به طوفانى تبدیل شود که بخواهد مرا جاکن کند، تمام پنجره ها را خواهم بست.»10

پی نوشت ها:
1ـ2ـ محمدتقى جعفرى، حقوق بشر در اسلام و غرب، نشر دفتر خدمات حقوقى بین المللى جمهورى اسلامى ایران، 1370، ص 420/ ص 230
3ـ4 و 5ـ زین العابدین قربانى، اسلام و حقوق بشر، چاپ پنجم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1375، ص 229/ ص 227
6ـ آل عمران: 71 / بقره: 159
7ـ زمر: 17 و 18
8ـ محمدتقى جعفرى، پیشین، ص 421
9ـ به نقل از: مجله رسانه، ش. 3، سال 4، ص 64
10ـ ...، «سه گفتار درباره تلویزیون جهانى و تداخل فرهنگى»، سروش، 1371، ش. 609، 3/5/71، ص 52

منبع: فصلنامه معرفت، شماره 36

هجوم پنهان (2)

(بسم الله الرحمن الرحیم)

برنامه هاى ماهواره اى در ارتباط با اصل حاکمیت دولت ها واصل آزادى اطلاعات

2ـ تبلیغات

تعریف «تبلیغات»

تبلیغ در فرهنگ ما، به معناى رساندن یک پیام و یک سلسله افکار صحیح و اطلاعات درست به مخاطب است، به گونه اى روشن و به دور از حیله و فریب. اما این کلمه در فرهنگ غربى مفهوم خاص خود را دارد.11

 هجوم پنهان (2)

 

کیمبال یونگ «پروپاگاندا» یا تبلیغات را چنین تعریف مى کند: «نشر افکار و عقاید و وضع هاى رفتارى که موضوع واقعى را براى شنونده یا خواننده به روشنى بیان نمى کند.»12
دوب آن را «اقدامات متوالى و منظمى که افراد ذى نفع از راه تلقین براى نظارت بر وضع هاى روانى گروه هایى از افراد و در نیتجه، نظارت بر اعمال آنان به عمل مى آورند» مى داند.13
درست است که واژه «پروپاگاندا» در اصل احترام آمیز بوده است، اما امروزه معناى ناپسندى از آن استفاده مى شود: دخل و تصرف در عقاید به منظورهاى معیّنى. در امریکا، معمولاً «تبلیغ» را از «تربیت» تفکیک مى کنند، به این دلیل که موضوع تربیت حقیقت است و حال آن که در تبلیغات، حقیقت یا عدم حقیقت تفاوتى ندارد.14
دوب معتقد است که ماهیت «تربیت» نظر عینى آن نسبت به حقایق علمى است که در هر عصرى رواج دارد، در صورتى که «تبلیغات» عبارت است از اقدامى عمدى یا غیرعمدى براى نظارت و تفتیش عقاید مردم. حال اگر چنین باشد، تبلیغات را در صورتى مى توان محکوم کرد و مذموم شمرد که از لحاظ اجتماعى زیانبخش باشد. به عبارت دیگر، تبلیغات به خودىِ خود، نه خوب است و نه بد; خوبى و بدى آن بسته به استفاده اى است که از آن مى شود.15

آثار و نتیاج تبلیغات و اطلاعات آلوده

امروزه که بحث «رسانه سالارى و نقش جهانى مطبوعات» مطرح مى شود، هزینه هاى تبلیغاتى بیش از هزینه هاى تسلیحاتى است.16 در این جا، باید به مسأله مهم حدود و نتایج تبلیغات اشاره کرد. بسیارى از کسانى که شاهد وقایع گوناگون در آلمان نازى بوده اند، معتقدند که «تبلیغات بر هر کارى قادر است.» مبارزه تبلیغاتى مؤثر نازى ها در آلمان یکى از دلایل پیروزى آن ها بود. البته تبلیغات تنها در شرایط معیّنى موفق است; هنگامى که وضع روانى مردم با آن موافق باشد، هرچند تبلیغات هم به نوبه خود، در تغییر وضع روانى و راه هایى که در پیش مى گیرد، مؤثر است. خلاصه آن که تبلیغات در تغییر وضع رفتارى (یعنى آمادگى براى بعضى واکنش ها) اثرى عمیق دارد.17
یکى از سلاح هاى برنده عصر حاضر، قدرت پیام است که از طریق تلویزیون، رادیو، ماهواره، انواع مطبوعات، ویدیو و تلکس ها به صورت مستمر در جهان پراکنده مى شود. این وسیله قادر است گروه، قوم، کشور و حتى جهان را چنان تحریک کند که منجر به جنگ ها و قتل نفوس شود و یا در چند ساعت، یک نفر بى گناه را به نحوى جنایت کار نشان دهد که بلافاصله توسط مردم کشته شود یا یک فرد عادى را به سرعت مشهور و صاحب نام کند.18
در کشورهاى تک حزبى، به خصوص در اردوگاه شرق، تبلیغات چنان یک طرفه است که مردم امکان قیاس و قضاوت را از دست مى دهند و این بدترین و سیاه ترین نحوه تبلیغ است. اگرچه در غرب هم رسانه هاى گروهى در دست ثروتمندان و خداوندان سرمایه است و افکار عمومى به سرعت در لابهلاى برنامه هاى تفریحى جالب به سویى که لازم باشد هدایت مى شود، ولى گاه به گاه افکار متفاوتى نیز منتشر مى شود.
نظریه هاى ارتباط شناسى جدید تأکید دارد که در رسانه اى همانند تلویزیون، اگر بسترى از ناهنجارى ها وجود داشته باشد مى تواند با برنامه هاى تخریبى خود، اثرات فوق العاده وحشتناکى بر جا بگذارد.19
مجله پیام یونسکو نکته اى را مطرح مى کند که قابل تعمق است: «همه ما در مواجهه با تلویزیون ـ این جعبه اسرارآمیز ـ که تنها چند دهه پیش از این، ناگهان ظهور کرد، راه خود را در هر دو صفحه آن مى یابیم: در یک سو، تکنیک هاى مداخله و نفوذ، توسعه و افزایش مى یابند و در سوى دیگر، بینندگان به تدریج یاد مى گیرند تا دروغ ها را برملا سازند، شواهد دروغ تصویر را کشف کنند و در مقابل موانع ایجاد شده توسط تلویزیون (که تاکنون مطیع و منقاد آن بوده اند) مقاومت کنند.»20

شکل گیرى برداشت ها و اثر تقدم

نخستین اطلاعاتى را که ما دریافت مى کنیم بیش ترین اثر را در برداشت هاى کلّى ما دارد. این پدیده به «اثر تقدّم» (Primacy Effect) معروف است. اثر تقدم مکرر در تحقیقات مربوط به زمینه شکل گیرى برداشت ها، از جمله در تحقیقاتى که در آن ها به جاى افراد فرضى اشخاص واقعى مطرح بوده، دیده شده است. براى مثال، از آزمودنى هایى که شاهد کوشش هاى یک دانشجوى مرد براى حل یک رشته مسائل چندگزینه اى دشوار بودند، خواسته شد استعداد عمومى دانشجوى مزبور را ارزیابى کنند. گرچه این دانشجو همیشه دقیقاً از 30 مسأله، 15 مسأله را درست حل مى کرد، آزمودنى ها او را بیش تر در مواردى با استعداد تلقى مى کردند; زیرا وى به سؤال هاى آغازین پاسخ درست مى داد. علاوه بر آن، وقتى از آزمودنى ها خواسته شد که تعداد پاسخ هاى درست دانشجو را به خاطر بیاورند، گروهى که شاهد 15 پاسخ درست دانشجو در بخش آغازین مسائل بودند، به طور متوسط، موفقیت او را 6/20 مسأله تخمین زدند، اما گروهى که شاهد پاسخ هاى درست دانشجو در بخش پایانى بودند، به طور متوسط موفقیت دانشجو را 5/12 مسأله تخمین زدند.21
هر چند عوامل متعددى در اثر تقدم دخیل است، اما به نظر مى رسد که این پدیده بیش تر ناشى از پردازش طرحواره اى است. ما در آغاز کوشش هاى خود براى تشکیل برداشتى از یک شخص، فعّالانه در جستوجوى طرحواره اى برمى آییم که بیش ترین هم خوانى را با او دارد. از این رو، یکى از کاستى هاى پردازش طرحواره اى این است که سبب مى شود ادراکات ما زیر سلطه طرحواره قرار گیرد و به همین دلیل نیز در برابر تغییر، مقاوم و در مقابل داده هاى تازه، نسبتاً نفوذناپذیر گردد.
مى توان با هشدار به آزمودنى ها، درباره خطرات قضاوت بر مبناى اطلاعات ناکافى یا با منظور کردن یک دوره زمانى با نوعى تکلیف مزاحم در فاصله زمانى بین دریافت دو مجموعه اطلاعات، مانع به وجود آمدن اثر تقدم شد.22 شیوه اخیر گاهى «اثر تأخر»23 را به وجود مى آورد; به این معنا که اطلاعات پیشین فراموش مى شود و اطلاعات جارى جاى آن را مى گیرد و برداشت نهایى را شکل مى دهد... اما در مجموع، نقش اصلى با اثر تقدم است.24

تبلیغات بین المللى

دکتر محمدعلى العوینى مى گوید: تبلیغات عبارت است از تلاش براى تأثیرگذاشتن بر دیگران; برقرارى ارتباط از طریق وسایل تبلیغاتى به منظور اقناع دیگران و تغییر آراء آنان در قبال مسائل معین. به طور کلى، تبلیغات، نشر افکار یا مواضعى است که بر رفتار یا افکار و یا هر دو تأثیر دارد.
تبلیغات بین المللى یکى از ابزارهاى سیاست خارجى دولت هاست که با وسایل دیگر، تأثیر و تأثر را دارد. عوامل گوناگونى در سیاست خارجى کشورها مؤثر است; همچون میراث تاریخى، موقعیت جغرافیایى، امکانات اقتصادى، قدرت نظامى، جمعیت،فن آورى،نظام بین المللى، ایدئولوژى و نظام داخلى.25
شمارى از ابزارهاى سیاسى، اقتصادى، نظامى، تبلیغاتى، اجتماعى و فرهنگى در جهت تحقق اهداف سیاست خارجى عمل مى کنند; یعنى تبلیغات بین المللى نیز یکى از ابزارهاى سیاست خارجىِ دولت ها به شمار مى رود.
نکته حایز اهمیت این است که تبلیغات بین المللى نیازمند امکانات اقتصادى بسیار است. این مسأله تفاوت بین کشورهاى غنى و کشورهاى فقیر را از نظر توان استفاده از وسایل تبلیغاتى پیشرفته روشن مى سازد. این موضوع در تبیین و تشریح توان تبلیغات کشورهاى بزرگ دخالت دارد و ذهن را از میزان واقع گرایى دلایل این تبلیغات باز مى دارد.26

برخى محدودیت ها در تبلیغات بین المللى

تبلیغات یکى از وظایف سازمان هاى بین المللى به شمار مى آید. به عنوان مثال، سازمان ملل متحد نسبت به مشکلات ارتباطات بین المللى و گسترش جریان آزاد اطلاعات و تحقق همکارى مسالمت آمیز بین ملت ها اهتمام مىورزد. سازمان ملل متحد برخى از مسائل را که هنوز مشکل اساسى در ارتباطات بین المللى است مورد بحث قرار داده; مثلاً، شناخت بین المللى حقوق مترتب بر آزادى27 و اجراى آن در زمینه بین المللى. این مشکل در سال هاى اولِ برپایى سازمان ملل متحد، همواره در دستور کار سازمان بود. مجمع عمومى نیز با بعضى از قطعنامه هاى ویژه حقوق مدنى و حقوق سیاسى ـ مثل آزادى بیان ـ موافقت کرد.
سازمان ملل متحد مشکل محکومیت تبلیغاتى که صلح و یا حقوق اساسى انسان را تهدید مى کرد، مورد مطالعه قرار داد. منشور سازمان ملل متحد، تشویق و آمادگى روانى بر جنگ را از طریق تبلیغات و مطابق با حقوق بین الملل رد مى کند. بنابراین، برنامه ریزى جنگى و آمادگى براى جنگ و اعلان جنگ یکى از جرایمى است که بر ضد بشریت صورت مى گیرد و صلح بین المللى را تهدید مى کند. فعالیت هاى تبلیغاتى که راه را براى دشمن هموار مى کند با انتشار دشمنى و نارضایتى بر ضد ملت هاى دیگر و انتشار اطلاعات نادرست براى توجیه عوامل دشمنى صورت مى پذیرد.
مجمع عمومى سازمان ملل متحد در نوامبر 1974 م. اشکال گوناگون تبلیغات، که صلح را تهدید مى کند، ممنوع کرد و از اعضاى سازمان خواست که وسایل لازم براى مقاومت در مقابل این قبیل تبلیغات را در کشورهاى خود به کار گیرند. سازمان ملل متحد تبلیغات جنگى و محکومیت آن را مورد مطالعه قرار داد و در این زمینه، منع جریان اطلاعات و گفتار تحریف شده، و دروغ نیز مورد بحث قرار گرفت.28 در این سازمان، طرح نظام بین المللى اخلاقیات شاغلان تبلیغاتى29 مورد بحث قرار گرفت.
در زمینه اخلاق تبلیغات اقتصادى و آگهى هاى تجارى نیز مشکلاتى وجود دارد. هر چند از تبلیغات اقتصادى بى نیاز نیستیم، اما عامل ناهنجارى براى مصرف کنندگان به حساب مى آید; بعضى آن را براى پیشرفت فرهنگى بشر خطرناک مى دانند. این گونه تبلیغات آثار بین المللى نیز دارد که صرف نظر از مراحل پیشرفت و اوضاع و احوال آن به معناى تحمیل شیوه ها، ارزش ها و معتقدات یک کشور معیّن به کشورهاى دیگر است. از جمله مشکلاتى که کشورهاى در حال رشد هم اکنون با آن روبه رو هستند، مشکل مصرف کالاهاى تجمّلى و تقلید از کشورهاى پیشرفته بدون ملاحظه اوضاع و احوال و اولویت هاى مراحل گوناگون رشد و توسعه مى باشد.
مجمع عمومى سازمان فرهنگى ملل متحد (یونسکو) جریان آزاد اطلاعات را مورد بحث قرار داد و در چهارم نوامبر 1966 م. با اصول همکارى بین المللى30 موافقت کرد. ماده هفتم یونسکو تأکید دارد که «انتشار وسیع نظرات و دانش بر اساس مبادله و بحث آزاد، براى فعالیت خلّاق و پیروى از حقیقت و رشد شخصیت ضرورى است. در همکارى فرهنگى، باید بر نظرها و ارزش هایى که موجب ایجاد جوّدوستى وصلح مى شودتأکید گردد; از هرگونه خصومت در بینش ها و ابراز عقیده اجتناب شود. باید درارائه اطلاعات و تضمین اعتبار آن هرگونه کوششى انجام گیرد.»31
این مسأله اقدام کشورهاى بزرگ نسبت به دخالت فرهنگى و سیاسى در کشورهاى کوچک را تبیین مى کند و به معناى امکان خطراتى در ارتباطات بین المللى است; یعنى اگر در عملى کردن جریان اطلاعات، بد عمل شود، به خطر بزرگى تبدیل خواهد شد.

امپریالیسم تبلیغى

در بسیارى از مواقع، تبلیغات بین المللى مانعى در راه تفاهم بین المللى است; زیرا تبلیغات بین المللى ملتزم به واقع گرایى نمى باشد، بلکه حقایق را مسخ مى کند، نظر دیگرى را که مورد تأیید آن است آشکار مى کند و معمولاً با دروغ و وضع جنبه هاى دیگر موضوع، که برایش مفید است، عمل مى نماید.
تبلیغات بین المللى بر مسخ حقایق و خدمت به یکى از طرف هاى درگیر و هجوم یا رویارویى با طرف دیگر تکیه دارد. مى توان این مسأله را چنین تبیین کرد که تبلیغات بین المللى یکى از ابزارهاى سیاست خارجى کشورهاست و در نتیجه، در برخورد با وسایل دیگر، تلاش مى کند تا در خدمت این سیاست باشد.
از این جاست که واقع نگرى یا عدم تحریف حقایق و دروغ (که معمولاً دشمن سعى دارد طرف مقابل متوجه آن نشود) و تبدیل جنبه هاى موضوع به شکل معیّن در چارچوب تحقق اهداف سیاست خارجى کشورها قرار مى گیرد. این عمل به تشریح سوء توزیع منابع جهانى خبر کمک مى کند; زیرا با وجود امکانات اقتصادى، پیشرفت فن آورى و سیاست هاى خارجى پیشرفته تر، امکان تأسیس خبرگزارى هاى بین المللى بانفوذ، مجلات و روزنامه ها در محدوده جهانى، امکان استفاده از ماهواره ها و ارسال اطلاعات در یک لحظه به مسافت هاى بسیار دور را در اختیار بشر قرار مى دهد. بدین گونه، وسایل تبلیغاتى به سلاحى خطرناک در دست قدرت هاى بزرگ تبدیل گردیده است.
همچنین پیشرفت فن آورى تبلیغات و علوم ارتباطات موجب بالارفتن حجم امکانات تبلیغات بین المللى شده است. بدین روى، این وسایل در تشویق به جنگ و برانگیختن تعصّبات ملى، نژادى و مذهبى مورد استفاده قرار مى گیرد. تبلیغات وسیله اى براى هدایت افکار عمومى کشورهاى دیگر است; تفکر افراد درانحصار وسایل تبلیغات درآمده و موجب گردیده تا آن ها بدون درک، به مفاهیمى روى آورند که دربردارنده یک جنبه از حقیقت است و با تکرار این جنبه به این عقیده پایدار مى رسند که تمام حقیقت همین است و بس. این کار پاسخ به جنبه هاى دیگر حقیقت را مشکل مى نماید، اگرچه به طریقى بتوان متعرض آن گردید. معمولاً روش هاى تربیتى، که به گونه اى با تبلیغات ارتباط دارد، به این مسأله کمک مى کند و این خود عاملى اساسى در پیشرفت اجتماعى است.
به عنوان مثال، قدرت تبلیغات صهیونیستى و تاریخ طولانى آن، که بر تبلیغات عربى پیشى دارد، موجب گردیده است که افراد زیادى در کشورهاى جهان به یک جنبه از حقایق مربوط به مسأله فلسطین و درگیرى اعراب و اسرائیل دست یابند. با تکرار این بخش از حقیقت توسط تبلیغات صهیونیستى، افراد به این عقیده مى رسند که حق همین است و بس. این کار مشکلى را که تبلیغات عربى با آن مواجه است، تفسیر مى کند.
اگر وسایل تبلیغاتى به عنوان وسیله اى براى تحمیل مفاهیم گروه حاکم بر محکومان و یا تحمیل صاحبان قدرت اقتصادى به کار گرفته شود، نیرویى به وجود خواهد آورد که اقلیتى مى تواند مفاهیم خود را بر اکثریت تحمیل نماید. همچنین منجر به سقوط ارزش فرد در بسیارى از اجتماعات خواهد شد; زیرا نقش انسان در گرفتن اخبار در یک جریان خودکار غیرارادى محصور خواهد شد و بلکه موجب خواهد گردید نظر خود را پنهان دارد و یا به گونه اى پنهان از ترس نخبگان حاکم به ابراز آن بپردازد. بدین گونه، رشد اقتصادى، سیاسى، اجتماعى و فرهنگى نابرابر جهان به نوبه خود، موجب رشد نابرابر وسایل تبلیغات مى گردد.
در بررسى یونسکو در سال 1955 میلادى آمده است: «تمرکز وسایل تبلیغاتى، در کشورهاى پیشرفته است و 70 درصد ساکنان جهان از حداقل امکانات در حصولِ بر اطلاعات اساسى برخوردارند و اگر نسبت جهانى بى سوادى را در کشورهاى مختلف جهان مدّ نظر قرار دهیم، خواهیم دید که میان کشورهاى پیشرفته و کشورهاى عقب مانده در زمینه آزادى تبلیغات فاصله اى عمیق وجود دارد، نتیجه آن که مادامى که بخش وسیعى از افراد بشر از مشارکتِ برابر در ارتباطات بین المللى ناتوان باشند، آنچه که به حقوق برابر آزادى ها خوانده مى شود، چیزى جز سخریه نخواهد بود.»32

افکار عمومى

«افکار عمومى» ـ یعنى افکار عموم مردم و نه گروه هاى کوچک ـ همان عقایدى مى باشد که در جامعه رایج است; باورهاى بیش تر مردم، اعتقاداتى که متعلق به اکثریت جامعه بوده و در حقیقت، همان صداىِ مردم است.33
افکار عمومى پدیدارى است که نتایج اجتماعى آن را از همه پدیدارهاى روانى جمعى دیگر وسیع تر و آشکارتر است. در آثار نویسندگان لاتینى، بارها به این اذعان شده که افکار عمومى درتحکیم یا تخریب قدرت، بسیار مؤثر است.
سیسرون خطاب به سناى رُم مى نویسد: «در برابر کاتیلینا، پشتیبانى ملت از آنِ شماست.»34
نویسندگان دوره جدید نیز در این باره نظر دیگرى ندارند. هابز نیز بر این عقیده است که افکار عمومى، دنیا را اداره مى کند. سروبلیام تمپل هم نظریه «افکار عمومى» را به صورت منبع واقعى قدرت سیاسى درآورد.35

رسانه هاى جمعى به عنوان سلاح سیاسى

رادیو، تلویزیون و سینما از جمله رسانه هاى جمعى ارتباطى به شمار مى رود که تأثیر بسیارى بر مردم دارد. رادیو و تلویزیون میان مردم و حکومت تماس زنده برقرار مى کند.
دوورژه مى گوید: «... عادت بر آن جارى شده که این طرق نشر اخبار و افکار را، که نتیجه شیوه هاى فنى جدید است، به نام «وسایل خبرى توده گیر» بنامند. این ها سلاح سیاسى بسیار نیرومندى را تشکیل مى دهند.»36
این مسأله با توجه به انقلاب اطلاعات، که در سراسر جهان صورت گرفته است، روشن تر خواهد شد. منظور از «انقلاب اطلاعاتى» آن است که مردم مى توانند نهادهایى مانند دولت ها را پشت سر بگذارند و به هرگونه اطلاعاتى دست یازند، به گونه اى که پیش از این توانایى چنین کارى را نداشتند و تصور آن را هم نمى کردند. تفاوت این گونه رسانه هاى اطلاعاتى با تلویزیون به سبب دوسویه بودن و حتى چندسویه بودن آن هاست و از این رو، تأثیر آن ها بر اندیشه و تفکر مردم بیش تر است و هرگاه اندیشه کسى دگرگون شود و این دگرگونى بر جامعه حاکم گردد، فرهنگ اجتماعى و مشترک جامعه را دگرگون مى سازد و در برابر، فرهنگى را جایگزین مى کند که سازندگان این فن آورى خواستار آن هستند.
مک لوهان بر این باور است که در عصر حاضر، به انسان «برون راهبر» یا «دگرراهبر» اطلاق مى شود; چرا که در عصر ارتباطات جمعى و نفوذ این گونه رسانه ها به حریم خانه هاى شخصى، هر کس از این وسایل الگو مى گیرد; زیرا انسان اصولاً الگوپذیر است و براى اعمال و رفتار خویش، به دنبال الگوها مى گردد. از این رو، به راهى مى روند که از طریق این وسایل تجویز مى شود. بنابراین، صاحبان و طرّاحانِ این گونه وسایل راهبران اندیشه و عمل انسان ها به شمار مى آیند.37
رسانه ها از چند سو بر فکر و اندیشه انسان احاطه پیدا مى کنند، آن ها به گونه اى در یکدیگر آمیخته اند که توان اندیشیدن را از انسان سلب مى کنند. حمله برق آساى رسانه هاى گروهى و همگانى جدید به گونه اى است که مغز انسان ها را در انقیاد خود قرار مى دهد.

نگرش ها

«نگرش ها» عبارتند از: پسندها و بیزارى ها، دوست داشتن یا دوست نداشتن موقعیت ها، اشیا، اشخاص، گروه ها و هر جنبه مشخصى از محیط، از جمله اندیشه هاى انتزاعى و خط مشى هاى اجتماعى.
با این که نگرش ها، بیانگر احساسات هستند، با شناخت هاى ما و به ویژه اعتقادات ما درباره اشیا پیوندى نزدیک دارند. علاوه بر این، نگرش ها با اعمالى هم که ما در ارتباط با اشیا موضوع نگرش هاى خود انجام مى دهیم، پیوند دارند.38
نگرش هاى هر کس داراى انسجام است; زیرا از یک مجموعه ارزش هاى زیربنایى ریشه مى گیرد.39 از نظر روکیچ، «ارزش» عبارت است از نگرش بنیادى درباره برخى شیوه هاى گسترده رفتار (از قبیل شهامت، شرافت و درستى) یا بعضى حالات شبیه هدف هستى (مانند برابرى، رستگارى، آزادى و خود شکوفایى.) بدین روى، ارزش ها نوعى نگرش است، اما بر هدف ها اطلاق مى شود نه بر وسیله ها.40

نفوذ اجتماعى

نفوذ اجتماعى بیانگر کوشش هایى است عمدى که فرد یا گروه معیّنى براى تغییر عقاید و رفتارهاى دیگران انجام مى دهد. نفوذ اجتماعى نقش محورى درتعامل هاى انسانى و زندگى جمعى دارد. هم یارى، هم زیستى، نوع دوستى و...، همه مستلزم نفوذاجتماعى است.
امروزه با پیشرفت فن آورى رسانه هاى جمعى و نیز استفاده از علومى همانند روان شناسى و جامعه شناسى در شگردهاى تبلیغى، رادیو، تلویزیون، سینما و دیگر رسانه هاى جمعى، از جمله ماهواره از برنده ترین سلاح هاى سیاسى، فرهنگى و عامل مهمى در نفوذ اجتماعى به شمار مى رود و بدین روى، افکار و عقاید اجتماعى را در اختیار خود قرار مى دهند. در ذیل، بعضى از این شگردها اشاره مى شود:
آنچه نگران کننده مى باشد قرین بودن پیشرفت هاى صنعتى همراه با انحطاط اخلاقى روزافزون است و این به معناى مسلح نمودن دزد و چراغ دادن به دست اوست تا گزیده تر برد کالا. از یک سو، پیشرفت صنعت چنان مى شود که «کانال هاى تلویزیونى را در شیشه یک عینک مى توان گرفت»41 و از دیگر سو، انحطاط اخلاقى و سقوط وجدان بشریت به حدى است که مخاطب انیشتین، فیزیکدان مشهور جهان، در برابر او آزادانه از انهدام بشریت سخن مى گوید: انیشتین در سال 1949 م. درباره ملاقات خود با یکى از سران امریکایى چنین نوشت: «اخیراً با یکى از شخصیت هاى باهوش امریکایى، که به صورت ظاهر، مردى صاحب حسن نیت بود، مذاکره مى کردم و به او تذکر دادم که خطر جنگ جدیدى بشریت را تهدید مى کند و اگر چنین جنگى درگیرد، احتمالاً نوع بشر منهدم خواهد شد و فقط تشکیلاتى که مافوق ملت ها باشد، مى تواند از چنین خطرى جلوگیرى کند. اما با نهایت تعجب، مشاهده کردم که مخاطب من چنین جواب داد: به چه دلیل شما این اندازه مخالف با انهدام نوع بشر مى باشید؟»42
و این گفتار حاکى از فرسودگى مغزهاى بشر و پوچ تلقى کردن زندگى است; چنان که خود انیشتین در این مأخذ مى گوید: «چنین جواب تند و صریحى از رنج درونى و بدبختى آشکارى حکایت مى کند که مولود جهان امروز است.»43

پی نوشت ها:
11ـ ر. ک. به: سیدعلى اکبر قرشى، قاموس قرآن، چاپ هشتم، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، 1361، ج 1، ص 228 ـ 229 / فخرالدین طریحى، مجمع البحرین، تحقیق و تنظیم محمود عادل، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1376، ج 1 ـ 2، ص 242 ـ 243
12 و13 و 14ـ اتوکلاین برگ، روان شناسى اجتماعى، ترجمه على محمد کاردان، نشر اندیشه، ج 2، ص 564
15ـ همان، ص 565
16ـ رضا فیوضى، مسؤولیت بین المللى دولت ها، ص 51 ـ 54
17ـ اتوکلاین برگ، پیشین، ج 2، ص 565
18ـ على اکبرنوشین،نوسازى حکومت درجهان سوم،انتشارات چاپخش، ص ...
19ـ رضا فیوضى، پیشین، ص 67
20ـ مجله مجلس و پژوهش، ش. 11، ص 9
21ـ جونز و همکاران، ...
22ـ لوچینز، ...
23- Recency Effect.
24ـ رتیال. اتکینسون و دیگران، زمینه روان شناسى، چاپ ششم، انتشارات رشد، 1371، ج 2، ص 322 ـ 325
25 و26ـ محمدعلى العوینى، امپریالیسم خبرى یا تبلیغات بین المللى، ترجمه محمد سپهرى، نشر معاونت فرهنگى سازمان تبلیغات اسلامى، ص 17 ـ 18 و ص 37
27- Freedom of Information.
28ـ همان، ص 38
29- International Code of Ethics Information Personnel.
30- Declration on the Principles of International Cooperation.
31ـ32ـ همان، ص 21 ـ 40/ ص 48 ـ 49
33ـ على اسدى، افکار عمومى و ارتباطات، نشر سروش، ص 11 ـ 13
34ـ35ـ ژان استوتزل، روان شناسى اجتماعى، ترجمه على محمد کاردان، چاپ پنجم، تهران، دانشگاه تهران، ص 363/ ص 364
36ـ عبدالرحمن عالم،بنیادهاى علم سیاست،تهران،نشر نى،1373، ص 372
37ـ هادى رستگارمقدم، درآمدى بر ارتباط و وسایل ارتباطى، اندیشه حوزه، ش. 1، سال 3 ص 76 ـ 77
38ـ رتیال. اتکینسون و دیگران، پیشین، بخش 8، ص 344
39ـ40ـ میلتون روکیچ، .../ ص 374
41ـ رضا فیوضى، پیشین، ص 64
42 و43ـ محمدتقى جعفرى، پیشین، ص 423 ـ 424
منبع:فصلنامه معرفت، شماره 36

راسخون


هجوم پنهان (3)

(بسم الله الرحمن الرحیم)

برنامه هاى ماهواره اى در ارتباط با اصل حاکمیت دولت ها واصل آزادى اطلاعات

3ـ حقوق فضایى و برنامه هاى ماهواره اى

مقررات حقوقى ماهواره ها

اولین ماهواره (قمر مصنوعى) در 4 اکتبر 1975 م. به مدار کره زمین پرتاب شد و از آن زمان به بعد، ماهواره هاى متعددى از فضاى کشورها عبور کرده است. در طول سالیان دراز، هنوز هیچ دولتى به این کار اعتراض نکرده است. رفتار دولت هاى پرتاب کننده ماهواره ها به دلیل عدم اعتراض دول دیگر موجب به وجود آمدن قاعده جدیدى در حقوق بین الملل شده است که بر اساس آن، مى توان گفت: دولت ها حق دارند ماهواره هاى خود را به فضاى قلمرو دولت هاى دیگر بفرستند و بدین روى، قواعد حقوقى فضا با قواعد حریم هوایى دولت ها فرق دارد.44

 هجوم پنهان (3)

 

با وجود این، چنین نبوده است که فضاى ماوراى جوّ فاقد هرگونه قاعده و مقرراتى باشد. مجمع عمومى سازمان ملل در سال 1972 در قطعنامه شماره 2916 (XXVII) خود، بر لزوم تدوین اصول حاکم بر نحوه استفاده کشورها از ماهواره هاى زمینى براى پخش مستقیم برنامه هاى تلویزیونى تأکید نمود. همچنین در قطعنامه هاى بعدى، از جمله در قطعنامه شماره 35/36 خود به تاریخ 18 نوامبر سال 1981 مقرّر کرد تا در سى و هفتمین اجلاس سازمان ملل توافقى در زمینه پیش نویس اصول حاکم بر چگونگى استفاده کشورها از ماهواره هاى زمینى براى پخش مستقیم برنامه هاى تلویزیونى در سطح بین المللى به عمل آید. این تلاش ها منجر به تدوین اصولى شد که در ذیل به آن ها اشاره مى شود:45
ـ بر اساس مواد 1 و 2 و 3، فضاى باز براى بهره بردارى و استفاده کلیه دول آزاد است... اکتشاف و استفاده از فضا باید با توجه به منافع همه دولت ها صورت گیرد... و کار آن ها مطابق با قواعد حقوق بین الملل باشد.46
ـ فعالیت ها در زمینه پخش مستقیم برنامه هاى تلویزیونى در سطح بین المللى با استفاده از ماهواره، باید به روشنى انجام گیرد که با حق حاکمیت کشورها، از جمله اصل عدم دخالت و نیز حق هر کس براى جستوجو، دریافت و رساندن اطلاعات و نظرات (چنان که در اسناد سازمان ملل، محترم شمرده شده است) منافات نداشته باشد.
ـ چنین فعالیت ها باید مشوّق نشر آزاد و مبادله دو طرفه اطلاعات و دانش در زمینه هاى فرهنگى و علمى باشد، به توسعه برنامه هاى آموزشى، اجتماعى و اقتصادى، و به ویژه در کشورهاى در حال توسعه، کمک کند، کیفیت زندگى همه انسان ها را ترقى دهد و با احترام به تمامیت حقوق سیاسى و فرهنگى کشورها، برنامه هاى سرگرم کننده اى پخش کند.
ـ این فعالیت ها باید مطابق روش سازگار با توسعه تفاهم دوجانبه و تقویت روابط دوستانه و همکارى صمیمانه بین همه کشورها و مردم در راه حفظ صلح و امنیت بین المللى انجام شود.
ـ فعالیت هاى پخش مستقیم برنامه هاى تلویزیونى در سطح بین المللى با استفاده از ماهواره، باید مطابق با حقوق بین الملل، از جمله منشور سازمان ملل متحد، پیمان اصول حاکم بر فعالیت هاى کشورها در اکتشاف و استفاده از فضاى فراجو، از جمله ماه و سایر سیاره هاى خاکى (مصوب 27 ژانویه 1967) و مقررات مربوط به کنوانسیون ارتباطات بین المللى و مقررات رادیویى آن و اسناد بین المللى مربوط به ایجاد روابط دوستانه و همکارى در میان کشورها و حقوق بشر باشد.47
تذکر: پخش «تلویزیون ماهواره» داراى همان ویژگى هاى تلویزیون است، با توانمندى بیش تر در میزان قلمرو حرکت گسترده تر پیام. از این رو، آنتن هاى بشقابى براى دریافت برنامه هاى تلویزیونى ماهواره اى یک وسیله ارتباط جمعى جدید به حساب نمى آید، بلکه گسترش قابلیت هاست. بنابراین، اگر بخواهیم به آثار مسأله آنتن هاى ماهواره اى از حیث محتواى برنامه ها در یک کشور بیندیشیم، قطعاً باید ابتدا به تلویزیون در آن کشور و وضعیت و جایگاه این جعبه سحرآمیز در آن جامعه توجه کنیم.48

برنامه هاى ماهواره اى

برنامه هایى که از طریق ماهواره پخش مى شود، دو دسته است:
1. دسته اول مربوط به برنامه هایى است که اطلاعاتى را از فرهنگ ها و تمدن هاى گوناگون به ما مى دهد; از قبیل اخبار، گزارش، فیلم هاى مستند یا آموزنده، ورزش، اطلاعات علمى و مانند آن.
2. دسته دوم برنامه هاى مبتذل اخلاقى، مذهبى و سیاسى در قالب مصاحبه، فیلم و گزارش است.
در بدو نظر،49 مى توان به دسته اول، از زاویه روابط میان فرهنگ ها نگاه کرد و به دسته دوم، از زاویه تقابل فرهنگ ها.
برنامه هاى دسته دوم، مورد اعتراض حتى کارشناسان خارجى هم مى باشد; زیرا بسیارى از شبکه هاى ماهواره اى در دست دولت ها نیست، بلکه در اختیار بخش خصوصى است و غالب آن ها براى جلب مشترى بیش تر و سودآورى افزون تر، به تهیه این گونه برنامه هاى تخریبى مبادرت مىورزند. قابل انکار نیست که در شبکه هاى تلویزیونى ماهواره، مطالب جالب و موضوعات مفیدى نیز مطرح مى شود; همانند نحوه پیش گیرى یا مهار حوادث و بلایاى طبیعى،50 کمک مؤثر دو ماهواره علمى به کار تحقیق دانشمندان در قطب،51 و پیش بینى وقوع زلزله.52
اما واقعیت این است که در برنامه هاى دسته اول نیز اخبار و گزارش و حتى فیلم هاى آموزنده با القاى اندیشه هاى خاص سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى و شگردهاى گوناگون خبرپراکنى و دغل بازى مانند سانسور و بزرگ نمایى ـ در موارد دلخواه ـ یا بى اهمیت انگاشتن ـ در موارد غیرمطلوب ـ تجزیه و تحلیل هاى نادرست و تحمیل فرهنگ پوچ غربى همراه است.
درباره برنامه هاى دسته دوم، کافى است به چند گزارش در این زمینه توجه شود: «یکى از مسلمانان هندى در نامه اى به روزنامه اردوزبان Revolution نوشته است: امروز ماهواره ها مشکل کسانى را که به خاطر حفظ آبرو، زنان و دختران خود را به سینما نمى برند، دو چندان کرده است; چون فسادى که در سینماها محبوس بود، اینک به داخل خانه ها آمده است و ماهواره ها زنان برهنه و یا نیمه عریان را، که در آغوش مردان جاى گرفته اند، به نمایش مى گذارند و ما نیز با محارم خود در خانه هایمان به تماشاى آن ها مى نشینیم. اهل دنیا تحت پوشش هنر، این گونه هنرپیشه ها را ارج مى نهند، اما آن ها در واقع، عزّت و آبرو ندارند. این برنامه هاى تلویزیونى، مسلمانان را از مذهب و دین دور مى کند و لذا، قبل از هر کارى باید این شیطان را از خانه دور انداخت و کمى هم به فکر آخرت افتاد.»53
شیخ عبدالعزیز بن باز، مفتى بزرگ اسلامى عربستان سعودى، اظهار مى دارد: «آنتن هاى بشقابى با اصول اسلام مغایرت دارد و همه جور پلیدى و مفاسد را به بار مى آورد.»
ـ یکى از روزنامه هاى کشور عربستان به نام المسلمون در سلسله گزارش هاى خود با عنوان «مهاجمان از پشت بام ها مى آیند» پیامدهاى منفى این گونه برنامه ها را از زبان متخصصان مطرح کرد.54
براى پى بردن به محتواى برنامه هاى ماهواره اى و ـ دست کم برنامه هاى جذّاب آن، که عمده هدف پیام هاى ماهواره اى مى باشد ـ کافى است ببینیم رقابت این برنامه ها در چیست؟ آیا جز در مجموعه هاى تلویزیونى و فیلم هاى سینمایى و سرگرم کننده است؟ و این بدان معناست که برنامه هاى ماهواره اى عمدتاً علمى و آموزشى نیست. و از این رو، تبلیغات غربى مبنى بر این که منع استفاده از ماهواره به منزله مخالفت با آزادى و برنامه هاى علمى است، بدون پایه و اساس مى باشد; زیرا مسأله ممنوعیت آنتن هاى ماهواره اى، ممنوع کردن بخشى از معارف و یا فنون بشرى نیست، مسأله اتخاذ تصمیم درباره یک «رفتار اجتماعى» است.

شگردهاى تبلیغى ـ هنرى براى نفوذ

در این جا، به شگردهاى گوناگون تبلیغى و نکات قابل توجه در زمینه برنامه هاى ماهواره اى، که در سرزمین اسلامى ما دریافت مى شود، به اختصار اشاره مى گردد تا مشخص شود که آیا این برنامه ها به رشد جوامع بشرى کمک مى کند یا انحطاط اخلاقى آن ها را تسریع مى بخشد:
الف. اگر اخبار و گزارش ها و همچنین مصاحبه هایى را که در واقع منابع اطلاعاتى بینندگان تلویزیون هاى ماهواره اى هستند، به دقت بررسى کنیم، متوجه مى شویم که آن ها همواره در انتخاب اخبار، سیاست «سانسور حقایق» را در قالب هاى گوناگون به شدت دنبال مى کنند; از آن جمله:
ـ بزرگ نمایى واقعیات کوچک براى مخفى نمودن واقعیات بزرگ تر;
ـ انکار یا حذف نیمى از حقایق یک موضوع براى تحریف کل آن حقیقت;
ـ ابراز یک حقیقت همراه با تجزیه و تحلیل ویژه از آن براى تخریب اصل موضوع در جهت جلوگیرى از جاذبه هاى آن حقیقت;
ـ اظهار یک حقیقت و ترکیب آن با اکاذیب گوناگون براى محو آثار و نتایج آن حقیقت;
ـ انتخاب واژه هاى منفى براى بیان یک حقیقت ارزشمند براى ایجاد دافعه در شنوندگان نسبت به آن حقیقت;
ـ القاى اندیشه هاى خاص سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، نظامى، تاریخى و علمى در قالب «خبر و گزارش»;
ـ تخریب شخصیت هاى مفید و ترویج عناصر فاسد به وسیله انتشار مطالبى درباره آن ها تحت عنوان مزبور.
نتیجه آن که حتى اخبار و گزارش هاى خبرى این فرستنده ها هم براى عموم مردم مفید نیست، بلکه به عکس، خطرات بزرگى به همراه دارد; زیرا هر کس با این منابع ـ به اصطلاح ـ خبرى مرتبط شود، گرچه فقط اندکى از اکاذیب و تحریفات آن ها را به مروز زمان باور کند و اندیشه هاى خود را بر اساس آن بنا نهد، خواسته یا ناخواسته از اهداف آن ها پیروى خواهد کرد، به خصوص با توجه به برخى اصول روان شناسى مانند «نقش اثر تقدم» در شکل گیرى برداشت ها که حتى اگر اطلاعات صحیح بعدى هم در اختیار مخاطبان قرار گیرد، اطلاعات ناصحیح اولیه اثر خاصِ خود را خواهد بخشید.
ب. برنامه هاى ورزشى بخش عمده اى از محتواى تلویزیون هاى ماهواره اى را تشکیل مى دهد که توجه به نکات ذیل در بررسى آن ها ضرورى است:
ـ غالب این برنامه ها، بیش از آن که «ورزش» را ارائه دهد، بر جنبه هاى «نمایشى» تکیه مى کند;
ـ در حین برنامه هاى ورزشى و در لابهلاى آن، ترویج الگوهاى لباسى و دیگر وسایل ورزشى، رقص و آواز، پخش شعارهاى منفى بسیار دیده مى شود;
ـ از ورزشکارانى که بسیارى از آن ها از نظر افکار و اعمال فاسد و ناشایست اند بت ساخته مى شود که این خطر عمده اى براى نسل جوان در پى دارد;
ـ برهنگى زنان در قالب ورزش، به نحوى که زن ورزشکار در ذهنیت بیننده تنها در پرتو برهنگى او پذیرفته مى شود و به مروز زمان، برهنگى زنان براى بینندگان مقبول و بدیهى مى نماید;
ـ ورزش هدف اصلى مطرح مى شود و در نتیجه، پیروزى در آن، پیروزى در همه چیز و باخت در میدان ورزش از دست دادن همه چیز تلقى مى شود.
ج. مباحث اجتماعى و فرهنگى و حتى مسائل دینى و اخلاقى در قالب هاى «مصاحبه»، «طرح نظریه»، «میزگرد»، «نظرسنجى»، «توضیح کارشناسان»، «بررسى روان شناسان» و مانند آن آثار مخرّبى به همراه دارد و نمى توان آن را تبادل فرهنگى نامید; زیرا گویندگان این برنامه ها متکلم وحده هستند و مخاطبان فقط شنونده و بیننده. آن ها هرگز افکار و نظریات مخاطبان را منعکس نمى کنند، بلکه چنان بیننده را با نظریات مشابه و رنگارنگ، بمباران فکرى مى کنند که فرصت تأمل و مقایسه حق و باطل را از او مى گیرند.
توجه به نمونه هایى از فرهنگ مهاجمان مؤیّد مدعاست:
ـ در فرهنگ ما پوشیدگى ارزش است، در القاءات آن ها برهنگى که آن را عامل ارتقاى شخصیت زن معرفى مى کنند.
ـ رازدارى و پرده پوشى در مسائل شخصى براى ما یک فضیلت است، در برنامه هاى تلویزیونى غرب، افشاگرى و پرده درى نشانه شجاعت و استحکام شخصیت افراد.
ـ ما عفاف و پرهیز از جلوه گرى زنان را ارج مى نهیم، آن ها جلوه گرى و خودآرایى زنان را بالاترین امتیاز تلقى مى کنند.
ـ ما تفاهم و حفظ آرامش و صلح را در میان افراد، اعم از پیران، جوانان، کودکان، در کنار پیروى از ارزش هاى دینى ضرورى مى شناسیم، امّا آن ها مدام در پى طرح اختلاف و تضاد میان نسل هاى جامعه هستند و تشنج گرایى را با پیروى از اصل «تکیه بر تضاد و تضارب میان نسل ها» دنبال مى کنند.
ـ اگر از نظر ما رفاقت میان زن و شوهر بر مبناى تبعیت از فرامین شرع، که ناشى از مودّت و رحمت الهى میان زوجین است، اساس خانواده را تشکیل مى دهد و براى ساختن انسان و اصلاح فرد و جامعه ضرورى است، آن ها تمام کوشش خود را براى تحریک زن و شوهر علیه یکدیگر و ایجاد رقابت کاذب میان آن ها و ترویج کینه توزى در نهاد خانواده به کار مى گیرند.
ـ ایثارگرى و حفظ منافع دیگران در مکتب و فرهنگ ما ارزش والایى دارد، اما در فرهنگ غرب، فردگرایى و امتیازطلبى محوریت تام دارد.
ما کمال جویى، ارزش گرایى و معنویت طلبى را موجب سعادت مى دانیم، آن ها بیننده را به سوى سرگرمى هاى بى ارزش، لذت هاى زودگذر، رؤیاهاى دروغین و مادى گرى محض سوق مى دهند.
ـ براى ما «عشق» جلوه اى آسمانى دارد، اما آن ها عشق را در حیوانى ترین مرحله ممکن تعبیر و تفسیر مى کنند.
خلاصه آن که همت ما در شکوفایى استعدادهاى خداداد انسان ها، تقویت قوّه عقلانى و تهذیب نفسانى است، در حالى که تلاش غربى ها برخاسته از فرهنگشان در تحریک قواى نفسانى و تخریب نیروهاى فطرى و الهى بشر مى باشد.
د. فیلم ها و مجموعه هاى تلویزیونى که بیش ترین بیننده را از طیف هاى گوناگون در سراسر جهان دارد، عمدتاً ترکیبى از چند موضوع و عامل را در قالب هاى گوناگون عرضه مى کنند:
ـ خدشه دار کردن هر آنچه براى انسان ها تاکنون مقدس و خدشه ناپذیر بوده است;
ـ محور قراردادن برهنگى زنان و شهوت گرایى مردان و محدود کردن رابطه زن و مرد به مسأله التذاد جنسى;
ـ القاى ناامیدى از آینده بشریت و ایجاد یأس از روند تاریخ و حرکت جوامع بشرى;
ـ ایجاد ترس و وحشت در بیننده بر اثر تماشاى صحنه هاى هولناک با بهره گیرى از تغییر نور و رنگ تصاویر و پخش آهنگ هاى هیجان زا به منظور تحریک سلسله اعصاب بینندگان تا در نهایت، اراده و استحکام روانى را از او سلب کنند;
ـ توجیه خشونت هاى وحشیانه به مثابه راه حل نهایى براى رفع اختلافات میان آدمیان، حتى در قالب فیلم هاى کارتونى و بازى هاى رایانه اى;
ـ عادى نشان دادن توطئه هاى رنگارنگ، فتنه گرى ها، کلاه بردارى ها و همه رذایل اخلاقى در قالب ارتباط میان شخصیت هاى داستان هاى فیلم ها که موجد بدبینى و سوء ظن در بیننده نسبت به دیگران مى شود;
ـ ترویج فحشا و منکرات در زشت ترین نوع آن در قالب داستان هاى جذاب و به کمک توجیهات روان شناسانه نظیر انواع تجاوزات جنسى، هم جنس بازى در زنان و مردان، تجاوز افراد به اقارب خویش و تجاوز جنسى حتى به اجساد و مردگان;
ـ ایجاد یأس نسبت به اجراى ارزش هاى انسانى و فضایل اخلاقى در جوامع بشرى; مثلاً، در فیلم ها، افراد خیرخواه و با فضیلت همواره گرفتار مشکلات و دچار شکست شده، لاجرم از دنبال کردن اهداف مقدس پشیمان مى شوند.
ـ القاى برترى هاى نژادى یهود بر دیگران، سفیدپوستان بر سیاه پوستان و سرخ پوستان; این مسأله، به خصوص در فرهنگ امریکایى ریشه دارد امریکایى استدلال مى کند که "åm American"; یعنى چون من امریکایى هستم، باید از یک سلسله مزایایى که دیگران ندارند برخوردار باشم.
ـ القاى برترى غربى ها در مقابل شرقى ها و یا القاى برترى نظام هاى سیاسى غرب در برابر غیر آن و ترویج افکار ـ به اصطلاح ـ بشرگرایانه و اصالت انسانى یا انسان مدارى به جاى خدامحورى در برابر اندیشه هاى الهى که در بسیارى از فیلم ها جلوه گرى مى کند.
به طور کلى، در فرستنده هاى تلویزیونى ماهواره اى مسائلى مطرح مى شود که انسان از بیان آن ها شرم مى کند. این برنامه ها تهدیدى علیه عفت عمومى، اخلاق اجتماعى، ارزش هاى فرهنگى، اقتصاد ملى و کانون گرم خانوادگى همراه ایجاد تنش هاى روانى و مشکلات خانوادگى و آثار منفى اجتماعى و در نهایت، تهدید علیه امنیت ملى هستند.
به همین دلیل در کشورهایى مثل ژاپن، ممنوعیت ماهواره به سختى اجرا مى شود. با این که ژاپنى ها از کشورهایى بودند که قریب 9 سال ماهواره شان بر فراز کره جنوبى فقط فرهنگ ژاپنى را تبلیغ مى کرد، ولى با این حال، خودشان به هیچ وجه، حاضر نیستند امواج ماهواره هاى امریکایى ـ اروپایى را در کشورشان تحمل کنند.55

پی نوشت ها:
44ـ مایکل اکهرست، حقوق بین المللى نوین، ترجمه مهرداد سیّدى، نشر دفتر خدمات حقوقى بین المللى جمهورى اسلامى ایران، 1373، ص 260
45ـ مجله مجلس و پژوهش، ش 11، ص 45 ـ 46
46ـ مایل اکهرست، پیشین، ص 260
47ـ48ـ برگرفته از: جزوه «پیمان ها و اصول سازمان ملل متحد»، فصل فراجوّ، چاپ استفاده صلح جویانه از فضاى فراجوّ، وین، 1994، به نقل از مجله مجلس و پژوهش، ش 11، ص 46/ ص 15ـ17
49ـ مصاحبه زارع قنواتى، عضو کمیسیون فرهنگ و ارشاد اسلامى، به نقل از: روزنامه همشهرى، مورخ 30 شهریور 1370
50ـ ________ «تلکس بین المللى»، تدبیر، ش. 29، سال 3، ص 52
51ـ ________ «کوتاه و خواندنى»، همان، ش. 31، ص 59
52ـ ________ «تلکس بین المللى»، همان، ش. 34، ص 56
53ـ ________ «گسترش شبکه هاى ماهواره اى و عکس العمل هاى مردم هند»، روزنامه جهان اسلام، 1372، ضمیمه روزنامه ش. 789، 21/12/72، به نقل از: مجله مجلس و پژوهش، ش 11، ص 27
54ـ «مهاجمان از پشت بام ها مى آیند»، مجله سروش، ش. 632، 12/10/71، به نقل از: همان، ص 30
55ـ رضا فیوضى، پیشین، ص 63
منبع: فصلنامه معرفت، شماره 36

راسخون


پشت پرده شبکه اهل بیت؟!!!


پشت پرده شبکه اهل بیت؟!!!

حتما در بین شبکه های ماهواره ای به شبکه ای برخورده اید که در آن یک روحانی جوان افغانی مشغول صحبت و مناظره در باره مذاهب شیعه و تسنن است. روحانی جوانی که علیرقم سن کم تسلط بسیار عالی بر مسائل فقهی دارد و حوزه ای که خیلی کار کرده کتب اهل سنت هست موضوع اصلی صحبتهایش اثبات ولایت امیرالمومنین(ع) ...

حتما در بین شبکه های ماهواره ای به شبکه ای برخورده اید که در آن یک روحانی جوان افغانی مشغول صحبت و مناظره در باره مذاهب شیعه و تسنن است. روحانی جوانی که علیرقم سن کم تسلط بسیار عالی بر مسائل فقهی دارد و حوزه ای که خیلی کار کرده کتب اهل سنت هست موضوع اصلی صحبتهایش اثبات ولایت امیرالمومنین(ع) و غصب خلافت توسط خلفای راشدین است! و حقانیت شیعه را از کتابهای خود اهل سنت اثبات میکند ، بارها با علمای اهل سنت مناظره کرده و حتی من بارها دیده شده  که خودش تماس میگرد با علمای اهل سنت ولی خوب هر بار آنها مغلوب می شوند

در این مطلب میخواهیم پی ببریم که این شبکه چگونه و توسط چه کسی تشکیل و از کجا حمایت می شودو اهداف این شبکه ماهواره ای چیست؟
مدیر شبکه کیست؟
 
این شبکه با مدیریت فردی افغانی به نام "حسن اللهیاری" در قم تاسیس شد و عوامل آن با انتخاب این نام مقدس، سعی داشتند در فضای فرهنگی قم، موقعیتی برای خود کسب کنند. اهل بیت، در دوره فعالیت خود در راستای برجسته ساختن اختلافات مذاهب اسلامی و همسو با سیاست‌های انجمن حجتیه مطالبی را تهیه می کرد. تاکید بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه» و برگزاری جشنی موسوم به «عیدالزهرا» و به مناسبت مرگ عمر بن خطاب مهمترین اقدامات این شبکه بود.
انتساب دروغین به مرجعیت
اللهیاری مدتی این شبکه را منتسب به مراجع معرفی می کرد و مدعی بود، بیوت مراجع از آن حمایت می کنند. این ادعا از سوی مسئولان بیوت مراجع رد شد.
از میان مراجع تقلید، بیت "آیت الله قربانعلی محقق کابلی" از علمای افغانی مقیم قم از شبکه اهل بیت، حمایت می کرد. سال گذشته با افشای ماهیت تفرقه افکنانه آن، آیت الله محقق کابلی نیز طی اطلاعیه‌ای که در مهر 1389 منتشر کرد، با تاکید بر اهمیت وحدت بین مسلمانان، اعلام کرد: «از پیروان و شیعیان راستین اهل بیت عصمت و طهارت(ع) جداً تقاضا می‌شود که از هرگونه کمک مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند. از نظر این جانب پرداخت وجوهات شرعیه با هر عنوانی به این شبکه و سایر مراکز و شبکه ها و برنامه هایی که تحت هر عنوانی در راستای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی فعالیت می کنند  نه تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان  است.» 
دیدگاههای سیاسی اللهیاری :
برای خلاصه تر شدن مطلب و ادای حق مطلب عناوینی را تیتر وار ذکر میکنم. یقینا در صورتی که خود شما هم شنونده ی این کانال باشید به زودی زود این قبیل حرکات و سخنها را خواهید شنید:
۱- ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی(مخالف مباحثه ی علما نیستم اما الله یاری واقعا تفرقه انداز است و مدام به اهل سنت عزیز توهین میکند)
۲- تایید شعار نه غزه نه لینان با این بهانه که اول بقیع را آزاد کنیم غزه برای بعد(رسول الله فرمود اگر مسلمانی در یک طرف سرزمینهای اسلامی شب گرسنه بخوابد مسلمانی که در طرف دیگر سرزمینهای اسلامی سیر میخوابد مسئول است)
۳- ایجاد فاصله بین شیعیان و مرجعیت معظم شیعه(الله یاری اساسا مراجع را عادل نمی داند به کرات به حضرت امام خمینی توهین کرده و نعوذ بالله به حضرت آقا اهانتی میکند که قلمم خجالت دارد از نگاشتنش. الله یاری حتی آیت الله العظمی مکارم را عادل نمیداند و بدتر از آن حتی حضرت آیت الله بهجت را هم!!!)

۴- کوبیدن دولت ایران و پایین آوردن جمهوری اسلامی از حامی مستضعفان و شیعیان جهان به دشمن اهل بیت!!
۵- اخیرا هم که میگفت مراجع قم به دنبال ریاست و قدرتند و هوای نفس آنها را گرفته و امام زمان عده ی زیادی از اینها را نعوذ بالله میکشد!!!
۶- مقایسه ی حکومت خمینی کبیر با حکومت عباسیان
۷- دفاع از آمریکا به بهانه ی آزادی بیان در آن کشور(لازم به ذکر است آقای الله یاری ساکن آمریکاست. جالب است بدانید در آمریکا قانونی برای شبکه های ماهواره ای وجود دارد با این مضمون که اگر شبکه ای کوچکترین توهینی به مقدسات یک فرقه ی مذهبی یا فکری یا اجتماعی بکند آن شبکه تعطیل میشود و مجوز روی آنتن رفتنش باطل. حال این سوال برای خود من پیش می آید که چرا شبکه ی موسوم به اهل بیت که تماما توهین است بسته نمیشود؟ جز مخالفت این شبکه با دولت جمهوری اسلامی و ایجاد اختلاف بین فرق اسلامی علتی دارد؟)

اعتقادات مبتنی بر تفکرات انجمن حجتیه:
اعتقادات و حرفهای ایشان شدیدا منطبق بر تفکر حجتیه است ، او از افرادی است که معتقداست هیچ کاری نباید انجام داد فقط منتظر باشیم تا خدا هر زمان خواست امام زمان رابفرست بنابر همین اعتقاد مخالف با جمهوری اسلامی است ،اومی گوید حکومت اسلامی رافقط باید ولی معصوم تشکیل بدهد.
با قمه زنی موافق و میگوید به عشق امام حسین (علیه السلام) همه کاری باید کرد....
مذهب شیعه را میخواهند سوق بدهند به سمت حجتیه تا به اهل سنت فحش بدهد و یا حتی حکم قتل برادران اهل سنت را صادر کند . با این تفکرات اگر تا 2 سال دیگر حکم به قتل برادارن اهل سنت ندهدجای سئوال است . در حال حاضر هم توهین به اهل سنت از جانب ایشان کم نیست.
 
شبکه اهل بیت "کاخ سفید"!
حجت‌الاسلام نبوی معاون تبلیغات حوزه علمیه قم طی نشستی از گردآوری اسنادی مبنی بر حضور آمریکایی‌ها در پشت پرده این شبکه ماهواره ای خبر داد و گفت: «هدف این شبکه که به نام دفاع از شیعه و گسترش علوم اهل بیت‌(ع) راه اندازی شده است بد جلوه دادن شیعه بود.»
با بروز حساسیت در خصوص این شبکه، دادگاه ویژه روحانیت در قم، حکم پلمپ دفتر این شبکه را صادر کرد. عوامل این شبکه در ادامه تحرکات خود، ضمن جسارت به علمای اسلام و نیز مقام معظم رهبری و ولایت فقیه، مدعی شداند رویکرد نظام حمایت از اهل سنت و قصد تضعیف مکتب اهل بیت(س) است! عوامل انجمن حجتیه نیز با انتقاد از آنچه آزادی عمل اهل سنت در ایران نامید، از ضرورت حمایت از شبکه اهل بیت سخن گفته‌اند.



 


سید مجید طاهری

فیلم/شیخ حسن الله یاری کیست ؟

شیخ حسن الله یاری کیست؟شیخ حسن الله یاری روحانی شیعه ی افغانی است که در شبکه ای ماهواره ای صحبت میکند و در روز تقریبا ۴ ساعت پخش زنده دارد

به نقل از وبلاگ دست نوشته های یک دانشجوی فنی :

شیخ حسن الله یاری کیست؟شیخ حسن الله یاری روحانی شیعه ی افغانی است که در شبکه ای ماهواره ای صحبت میکند و در روز تقریبا ۴ ساعت پخش زنده دارد…

موضوع اصلی صحبتهایش اثبات ولایت امیرالمومنین(ع) و غصب خلافت توسط خلفای راشدین است!

ایشان بر کتب اهل سنت تسلط بسیار زیادی دارد و برای اثبات ولایت علی(ع) از کتب خود اهل سنت استفاده میکند و با یک سرچ ساده در یوتیوب یا گوگل انبوه مناظرات ایشان با مولویها و دفاع ایشان از مکتب تشیع را می بینید

از طرف دیگر مستحضر مسایل سیاسی دیگری هستید:

اتحاد شیعه و سنی، بحث انقلابهای منطقه، بحث بیداری اسلامی، و سوء استفاده ی غرب از هر فرصتی برای ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی در جهت ایجاد آشوب در کشور تاثیر گذاری مثل ایران و کشوری مثل افغانستان که باتلاق آمریکا شده، در همسایگی ایران است و فرو رفتن در باتلاق این کشور را قبلا شوروی سابق تجربه کرده است(خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان که مصداق بارز و لله جنود السماوات والارض است)

خب. تا اینجای کار بسیار عالی است اما مشکل اساسا از بینش سیاسی این طلبه است و نگاه غلطی که از تشیع در مناسبات سیاسی دارد…

برای خلاصه تر شدن مطلب و ادای حق مطلب عناوینی را تیتر وار ذکر میکنم. یقینا در صورتی که خود شما هم شنونده ی این کانال باشید به زودی زود این قبیل حرکات و سخنها را خواهید شنید:

۱- ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی(مخالف مباحثه ی علما نیستم اما الله یاری واقعا تفرقه انداز است و مدام به اهل سنت عزیز توهین میکند)

۲- تایید شعار نه غزه نه لینان با این بهانه که اول بقیع را آزاد کنیم غزه برای بعد(رسول الله فرمود اگر مسلمانی در یک طرف سرزمینهای اسلامی شب گرسنه بخوابد مسلمانی که در طرف دیگر سرزمینهای اسلامی سیر میخوابد مسئول است…)

۳- ایجاد فاصله بین شیعیان و مرجعیت معظم شیعه(الله یاری اساسا مراجع را عادل نمی داند به کرات به حضرت امام خمینی توهین کرده و نعوذ بالله به حضرت آقا اهانتی میکند که قلمم خجالت دارد از نگاشتنش. الله یاری حتی آیت الله العظمی مکارم را عادل نمیداند و بدتر از آن حتی حضرت آیت الله بهجت را هم!!!)

۴- کوبیدن دولت ایران و پایین آوردن جمهوری اسلامی از حامی مستضعفان و شیعیان جهان به دشمن اهل بیت!!!!!!!!!!!

۵- اخیرا هم که میگفت مراجع قم به دنبال ریاست و قدرتند و هوای نفس آنها را گرفته و امام زمان عده ی زیادی از اینها را نعوذ بالله میکشد!!!

۶- مقایسه ی حکومت خمینی کبیر با حکومت عباسیان

۷- دفاع از آمریکا به بهانه ی آزادی بیان در آن کشور(لازم به ذکر است آقای الله یاری ساکن آمریکاست. جالب است بدانید در آمریکا قانونی برای شبکه های ماهواره ای وجود دارد با این مضمون که اگر شبکه ای کوچکترین توهینی به مقدسات یک فرقه ی مذهبی یا فکری یا اجتماعی بکند آن شبکه تعطیل میشود و مجوز روی آنتن رفتنش باطل. حال این سوال برای خود من پیش می آید که چرا شبکه ی موسوم به اهل بیت که تماما توهین است بسته نمیشود؟ جز مخالفت این شبکه با دولت جمهوری اسلامی و ایجاد اختلاف بین فرق اسلامی علتی دارد؟)

اصلا یک سوالی مثل خوره افتاده به جانم

خود الله یاری مقلد کیست؟ مراجع عظام ما را که قبول ندارد آیت الله محقق کابلی هم از ایشان برائت جسته خودش هم که میگوید مرجع تقلید نیست

اصلا تا آنجا که من میدانم تمام مراجع توهین به صحابه را حرام اعلام کردند و پایکوبی در سالروز فوت صحابه را نیز حرام. حتی خوب است برادران اهل تسنن بدانند موضع ما در قبال افرادی مثل عایشه تفاوت دارد با موضعمان در قبال عمر و ابوبکر

عایشه هرچند خطاکار است و با علی به جنگ برخاست اما ام المومنین است و شیعه به او احترام بیشتری قائل است تا عمر اما الله یاری …. متاسفم

۸- اعتقاد بر عدم ایجاد شرایط ظهور!!! (الله یاری معتقد است باید بنشینی و سکوت کنی تا امام زمان و منجی کل خودش بیاید)

۹- اعتقاد به تعطیلی امور واجب در عصر غیبت مثل جهاد در راه خدا!!!!

۱۰- هیچ تلاشی برای ظهور جایز نیست!!!!

۱۱- چند شب پیش فردی ایرانی تماس گرفت(از افغانستان و اروپا و حتی بحرین هم تماس میگیرند) و اعتراض کرد به موضع شیخ حسن الله یاری در قبال مسئله ی انتظار. الله یاری شروع کرد به توجیه و پس از بالاگرفتن بحث گفت: اصل انقلاب شما از اساس باطل بوده ۸ سال جنگتون هم باطل بوده کفر شما جماعت انقلابی بر من مبرهن است و تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور ممکن نیست و مغایر با شرع است

۱۲- لااقل ما که ایرانیم اما آقای الله یاری ارتش آمریکا هر روز به نوامیس ملت بزرگ افغانستان جسارت میکند و هر روز برادران هم کیش و هم وطنت را میکشد. دست مریزا خوش غیرت!

۱۳- به شخصه دین خمینی کبیر را ترجیح میدهم به اسلام آمریکایی و مسخ شده و استکبار دوست الله یاری حتی اگر جایم اسفل السافلین باشد

از امام جعفر صادق روایت است که در آخر الزمان آنقدر فرق فکری و سیاسی و اجتماعی ضاله پیدا میشود که حد ندارد و وای بر مردم آخر الزمان از دست این همه راه غلط. در ادامه ی روایت دارد که حضرت فرمود اما راه ما اهل بیت همچون باریکه ی نوری مشخص است

خدا همه ی ما را حفظ کند

لازم میدانم درد دلی هم بکنم

عده ای الله یاری را تا مرجعیت بالا می برند و تا میتوانند به به و چه چهش میکنند و عده ای میگویند دجال است و شیطان و مهره ی آمریکا و با حمایت غرب ماهواره تشکیل داده و ….

از دو طرف دلخوربم مخصوصا از دسته ی دوم چرا که دسته ی اول جاهل است اما دسته دوم که قشر حزب اللهی نا آگاه است و به اشتباه قلم و تریبون به دست آنها افتاده و توهم توطئه از نوع دو آتشه اش آنها را گرفته و …

زمانی که امثال آیت الله زنجانی و آیت الله قزوینی که کارشان مناظره است و اساسا تمام کتب شیعه و سنی را حفظند تکریم نمی کنیم و بزرگ نمیکنیم یک جوجه طلبه اینطوری تریبون را در دست میگیرد و همه فکر میکنند تنها اوست که این تبحر را دارد و فقط او از شیعه حمایت میکند و شیفته اش می شوند

در آخر باز هم میگویم مناظرات الله یاری با مولوی های اهل سنت و محکوم کردن آنها را که می بینم لذت میبرم اما اصلا توهین به خلفای راشدین را نمی پسندم چه برسد توهین به قشر انقلابی و سید ما امام خامنه ای…

توهین شیخ الله یاری به نظام مقام مظعم رهبری

توهین الله یاری به نظام مقدس جمهوری اسلامی

آیا شیخ حسن اللهیاری دجال است او کیست ؟؟؟

در روایات امده که دجال بر روی کوهی از نور سوار است که کار او فتنه انگیزی است.

شیخ حسن الله یاری کیست؟


شیخ حسن الله یاری روحانی شیعه ی افغانی که در شبکه ی ماهواره ای موسوم به شبکه جهانی اهل بیت صحبت میکند و در روز تقریبا 4 ساعت پخش زنده دارد
موضوع اصلی صحبتهایش اثبات ولایت امیرالمومنین(ع) است و غصب خلافت توسط خلفای راشدین
ایشان بر کتب اهل سنت تسلط بسیار زیادی دارد و برای اثبات ولایت علی(ع) از کتب خود اهل سنت استفاده میکند و با یک سرچ ساده در یوتیوب یا گوگل انبوه مناظرات ایشان با مولویها و دفاع ایشان از مکتب تشیع را می بینید
از طرف دیگر مستحضر مسایل سیاسی دیگری هستید:
اتحاد شیعه و سنی، بحث انقلابهای منطقه، بحث بیداری اسلامی، و سوء استفاده ی غرب از هر فرصتی برای ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی در جهت ایجاد آشوب در کشور تاثیر گذاری مثل ایران و کشوری مثل افغانستان که باتلاق آمریکا شده، در همسایگی ایران است و فرو رفتن در باتلاق این کشور را قبلا شوروی سابق تجربه کرده است(خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان که مصداق بارز و لله جنود السماوات والارض است)


خب. تا اینجای کار بسیار عالی است اما مشکل اساسا از بینش سیاسی این طلبه است و



نگاه غلطی که از تشیع در مناسبات سیاسی دارد و توهیناتی که بر نظام و متولیان نظام وارد آوردند :



1- ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی(مخالف مباحثه ی علما نیستم اما الله یاری واقعا تفرقه انداز است و مدام به اهل سنت عزیز توهین میکند)


2- تایید شعار نه غزه نه لینان با این بهانه که اول بقیع را آزاد کنیم غزه برای بعد(رسول الله فرمود اگر مسلمانی در یک طرف سرزمینهای اسلامی شب گرسنه بخوابد مسلمانی که در طرف دیگر سرزمینهای اسلامی سیر میخوابد مسئول است...)


3- ایجاد فاصله بین شیعیان و مرجعیت معظم شیعه ، امام ره و حضرت امام خامنه ای ::: ایشان به کرات توهیناتی بر امام خمینی وارد آورده ، ادعا کردند ایشان از ابن عربی تبعیت میکند که ذات شیعه را خوک میداند ... همچنین توهین بزرگ به آقـــا که قلم از گفتن آن شرم دارد و دستم از نوشتن آن میلرزد که بهترین آن سگ خواندن رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای است و هم چنین دجال دانستن ایشان



4- کوبیدن دولت ایران و پایین آوردن جمهوری اسلامی از حامی مستضعفان و شیعیان جهان به دشمن اهل بیت و لیدر های وهابیت !!!!!!!!!!!


5- اخیرا هم که میگفت مراجع قم به دنبال ریاست و قدرتند و هوای نفس آنها را گرفته و امام زمان عده ی زیادی از اینها را نعوذ بالله میکشد!!!


6- مقایسه ی حکومت خمینی کبیر با حکومت عباسیان


7- دفاع از آمریکا به بهانه ی آزادی بیان در آن کشور(لازم به ذکر است آقای الله یاری ساکن آمریکاست. جالب است بدانید در آمریکا قانونی برای شبکه های ماهواره ای وجود دارد با این مضمون که اگر شبکه ای کوچکترین توهینی به مقدسات یک فرقه ی مذهبی یا فکری یا اجتماعی بکند آن شبکه تعطیل میشود و مجوز روی آنتن رفتنش باطل. حال این سوال برای خود من پیش می آید که چرا شبکه ی موسوم به اهل بیت که تماما توهین است بسته نمیشود؟ جز مخالفت این شبکه با دولت جمهوری اسلامی و ایجاد اختلاف بین فرق اسلامی علتی دارد؟)


8- تقریبا به طور متوسط ایشان شبی یک نفر را شیعه میکنند ، به این ترتیب که شنونده ای به برنامه زنگ میزند و از ایشان میخواهد که شهادتین برای او قرائت فرماید ((( این یکی واقعا مضحک است در حدی که آدم خنده اش میگیرد ....)







برگرفته از جامعه مجازی گفتمان دینی

نظر یکی از خوانندگان وپاسخ من:

ناشناس:

چرا دوست دارید همه مسایل را به سیاست ایران و نظام وصل کنید .
استاد حسن الهیاری یکی از مدافعین حریم شیعه هستند اما متاسفانه مثل خیلی از مراجع بزرگ تقلید داخل کشور چون با سیاست های ایران مشکل دارد مورد مواخذه قرار میگیرد .
قرار نیست هر کس شیعه و مدافع حریم تشیع باشد از آقای ایکس و ایگرگ در ایران خوشش بیاید و از او تمجید و تایید کند
چرا همه چی رو به سیاست وصل میکنید
مهم تر دفاع از حریم شیعه هست
ضمنا شما که دم از وحدت شیعه و سنی میزنید آیا میدانید در چند سال اخیر چند تن از شیعیان توسط همین آقایون به شهادت رسیدند .
لطفا یک آمار از شهدای چند سال اخیر در همین ایران و در شهر زاهدان ؛ چابهار ؛ توسط این آقایون بگیرید .
واقعا برای طرز تفکرات شما و امثال شما متاسفم
وحدت یک طرفه را قبول میکنید و از ان طرف توهین های مولوی های اهل سنت را به شیعه نمی بینید ؛ کشتار شیعیان را توسط همین آقایون نمی بینید
خودات فرموید که (رسول الله فرمود اگر مسلمانی در یک طرف سرزمینهای اسلامی شب گرسنه بخوابد مسلمانی که در طرف دیگر سرزمینهای اسلامی سیر میخوابد مسئول است...) پس این همه جوان ؛ کودک ؛ میانسال و ... که در زاهدان و جاهای دیگر توسط اهل سنت شهید میشوند این همه نوامیس شیعه که توسط همین آقایون مورد تجاوز قرار میگیرند و بعد هم تکه تکه میشوند ( در همین ایران )مسئول اینها کیست @ دوست عزیز فکر میکنم شما از خیلی جنایتهای اهل سنت بی خبرید که اینجور حرف از وحدت یک طرفه شیعه و سنی میزنید . و یک سوال از خودتون بپرسید که مسئول این همه خون ناحق ریختن در مملکت اسلامی ایران کیست و به خاطر این که در آن دنیا شرمنده حضرت زهرا سلام الله علیه نشوید این پست را حذف بفرمایید . و یه پیشنهاد دوستانه : سیاست فرزند ناخلفی هست که دین ؛ ایمان و تقوای انسان را به خطر می اندازد . از ان دوری نمایید و به جای تخریب مدافعان اهل بیت و این همه وقت گذاشتن برای تخریب دیگران تمام هدفتان ترویج و دفاع از حریم شیعه باشد نه تخریب به بهانه سیاست .
اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ ابراهیم:دل انسان به حق بودن حقی وباطل بودن باطلی اطمینان پیدا نمی کند.
حقیقت چقدر می تواند پنهان باشد که علی را خانه نشین کند وحسین واصحابش وخانواده اش را شهید واسیر کنند.حرف حق بر دل نشیند حتی اگر از زبان دشمن انسان باشد.خدایا تو مرا به حقیقت تمام امور آگاه گردان که من با این ایمان ضعیف خود تشخیصی ضعیف دارم.

یا مهدی

نظر یکی از خوانندگان:

توسط:علی .من کاملا با نظر بالا مخالفم و فکر می کنم کسانی که چشمان خودشون رو به روی سیاست جهان می بندند و بسته اند مسبب بدبختی شیعیان هستند!
این آقا توهین می کنند!مگر ما نمی توانستیم توهین کنیم؟اگر همه ی فرقه های اسلام به هم توهین کنند و همه خون خواهی، پس کی می توانیم متحد شویم و کی ندای اللهم عجل لولیک الفرج شما تحقق می یابد؟
وهابیت را نمی گویم اما همه می دانند که مسئله ی ما با اهل سنت باید با بحث حل شود!
جواب خون مظلومانمان را باید با خون بگیریم؟

نظر یکی از خوانندگان:

پاسخ ناشناس به اسستدلال علی:

سلام چون نظر من رو روی صفحه اصلی گذاشتید و جواب یکی از دوستان را هم گذاشتید لطفا این جواب بنده رو هم بگذارید .
دوست عزیز نمیدانم مطالعه شما چقدر می باشد طبق گفته خودتان مسئله ما با اهل سنت باید با بحث حل شود ؛ دوست عزیز پیشنهاد میکنم یک سری به کتب اهل سنت بزنید مطالبی که توسط آقای الهیاری عنوان میشود هیچ کدام بدون منبع نیست و جالب تر ان است که تمام منابع هم از کتب خود اهل سنت می باشد حتما منظور شما از بحث با اهل سنت کتمان و پنهان نمودن تاریخ هست ؟ اینها همه اسناد تاریخی از کتب خودشون هست ؛ لطفا کمی مطالعه بفرمایید دوست بزرگوار
اگر آقایان اهل سنت عملکرد خلفا و بزرگانشون رو توهین میدونن اون دیگه مشکل آنها هست نه مشکل ما ....
از شما هم خواهش میکنم کمی در کتب اهل سنت مطالعه بفرمایید .

نظر یکی از خوانندگان:

پاسخ علی به ناشناس:

آقای اللهیاری اولین کسی نیستند که همچین کاری می کنند و قبل از این آقا استدلال های اثبات شده ای وجود داشته کسانی مثل علامه امینی که شیعه را به سنی ها اثبات نمود و همچنین سلطان الواعظین شیرازی در مناظراتی با اهل سنت همه ی آنان را در پاکستان شکست داد. من اصلا با شما روی اینکه شیعه حق است و بلکه سنت یک بدعت می باشد بحثی ندارم.
شما جواب ندادید که انتظار دارید انتقام خون چگونه گرفته شود؟
من این جنبه از کارهای آقای اللهیاری را نمی پسندم که سخنان تفرقه انداز می زنند و می گویند اول باید بقیع را آزاد کنیم،خب این اعلان جنگ است از طرف تشیع به سنی ها و کسانی که از این آقا حمایت کنند باعث بیشتر شدن شکاف بین شیعه و سنی می شوند و این خون هایی که شما می گویید باید جواب داده شود بیشتر ریخته می شود.
با جنگ بین شیعه و سنی اسلام نابود خواهد شد!
شما4 بار گفتید که مطالعه ی خودمو افزایش بدم،من از شما خیلی ممنونم و حتما این توصیه رو در نظر می گیرم. از شما خواهش میکنم که در مورد امام خمینی بیشتر مطالعه کنید و بعد ببینید این آدم چه انسانی رو می کوبه و به اون توهین میکنه!

نظر یکی از خوانندگان:

زهرا:

سلام من به عنوان یه شیعه افغانی نظرم در مورد اللهیاری اینه که یه آدم از گماشته های آمریکاست بیخود نیست اینهمه ساپورت میشه.

نظر یکی از خوانندگان:

سید مجتبی:

اللهیاری راهش درسته
این شماها هستید که .... را به آقایی پذیرفتید
و قصد بیدار شدن را ندارید
بیدار شو
حقیقت خیلی واضح تر از اوون چیزیه که فکر می کنی

نظر یکی از خوانندگان:شهاب

آقای الله یاری هر چه که میگویند با دلیل و منطق هست اگه خود من یکبار چیزی از ایشون میشنیدم که با عقل و واقعیت فرق داشت قبول نمیکردم
عادت کردید سرتونو بکنید زیر برف و هی بگید وهدت وهدت؟آخه کدوم وهدت وقتی اینجا تو زاهدان این سنی ها اینقدر دارن شیعه کشی میکنن؟؟؟؟
همینطور ساکت بودید که حال و روز ما اینجور شده
اگه مرد هستید برید با منطق جوابشو بدید
ضمنا ایشان توهینی نمیکنند فقط میگن لعنت بر عمر و....
لعنت هم به معنای آرزو و دعا برای دوری از بخشش خداست
بی سواد های بی عرضه یه مرد توی عالم شیعه واسه خون خواهی حضرت زهرا جونشو گذاشته کف دستش اونوقت شما دارید بهش خنجر میزنید به جای اینکه بهش کمک کنید.
نصر من الله و فتح ان غریب.مرگ بر این ... مردم فریب

پاسخ امام به یاوه های حسن اللهیاری

دانلود فایل صوتی سخنرانی امام خمینی پیرامون انتظار فرج

برای دانلود بر روی این لینک کلیک کنید.

مدت زمان: حدود 13 دقیقه
حجم: حدود 3 مگابایت

--------------------------------------------
توضیحات
--------------------------------------------

برداشتهاى مختلف از انتظار فرج‏
سخنرانى‏[ در جمع مسئولان و کارکنان وزارت پست( برداشتهاى مختلف از انتظار فرج)]
زمان صبح 14 فروردین 1367 15 شعبان 1408
مکان تهران، حسینیه جماران‏
موضوع برداشتهاى مختلف از انتظار فرج‏
مناسبت میلاد حضرت مهدى( عج)
حضار :خانواده‏هاى شهدا، اسرا و مبارزان مسلمان لبنان و فلسطین- غرضى، محمد( وزیر پست و تلگراف و تلفن)- مسئولان و کارمندان وزارت پست و تلگراف و تلفن‏
-----------------------------------------------------------------------------

متن سخنرانی

-----------------------------------------------------------------------------

صحیفه امام    ج‏21    16    قدرتهاى بزرگ و تبلیغ معناى غلط از انتظار. .....  ص : 15
موضوع: برداشتهاى مختلف از انتظار فرج.
مناسبت: میلاد حضرت مهدى (عج).
حضار: خانواده‏هاى شهدا، اسرا و مبارزان مسلمان لبنان و فلسطین- غرضى، محمد (وزیر پست و
 تلگراف و تلفن)- مسئولان و کارمندان وزارت پست و تلگراف و تلفن.

 بسم اللَّه الرحمن الرحیم.
انتظار فرج و معناى صحیح آن.
این عید سعید ان شاء اللَّه، بر همه مسلمین جهان، مستضعفان عالم و خصوصاً ملت ما، مبارک باد. آنچه که امروز مى‏خواهم به عرضتان برسانم برداشتهایى که از انتظار فرج شده است؛ بعضى‏اش را من عرض مى‏کنم. بعضیها انتظار فرج را به این مى‏دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان- سلام اللَّه علیه- را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحى هستند که یک همچو اعتقادى دارند. بلکه بعضى از آنها را که من سابقاً مى‏شناختم بسیار مرد صالحى بود، یک اسبى هم خریده بود، یک شمشیرى هم داشت و منتظر حضرت صاحب- سلام اللَّه علیه- بود. اینها به تکالیف شرعى خودشان هم عمل مى‏کردند و نهى از منکر هم مى‏کردند و امر به معروف هم مى‏کردند، لکن همین، دیگر غیر از این کارى ازشان نمى‏آمد و فکر این مهم که یک کارى بکنند، نبودند ..
یک دسته دیگرى بودند که انتظار فرج را مى‏گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه مى‏گذرد، بر ملت‏ها چه مى‏گذرد، بر ملت ما چه مى‏گذرد؛ به این چیزها ما کار نداشته باشیم، ما تکلیف‏هاى خودمان را عمل مى‏کنیم، براى جلوگیرى از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء اللَّه، درست مى‏کنند؛ دیگر ما تکلیفى نداریم. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کارى به کار آنچه در دنیا مى‏گذرد یا در مملکت خودمان مى‏گذرد، نداشته باشیم. اینها هم یک دسته‏اى، مردمى بودند که صالح بودند ..
یک دسته‏اى مى‏گفتند که خوب، باید عالم پر [از] معصیت بشود تا حضرت بیاید؛ ما باید نهى از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کارى مى‏خواهند بکنند؛ گناه‏ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود ..
یک دسته‏اى از این بالاتر بودند، مى‏گفتند: باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت- سلام اللَّه علیه- تشریف بیاورند. این هم یک دسته‏اى بودند که البته در بین این دسته، منحرفهایى هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهایى هم بودند که براى مقاصدى به این دامن مى‏زدند ..
یک دسته دیگرى بودند که مى‏گفتند که هر حکومتى اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آنها مغرور بودند. آنهایى که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعض روایاتى که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتى باشد، در صورتى که آن روایات [اشاره دارد] که هرکس علم بلند کند با علم مهدى، به عنوان «مهدویت» بلند کند، [باطل است.].
حالا ما فرض مى‏کنیم که یک همچو روایاتى باشد، آیا معنایش این نیست که تکلیفمان دیگر ساقط است؟ یعنى، خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نیست این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید، تا حضرت صاحب بیاید؟ حضرت صاحب که تشریف مى‏آورند براى چى مى‏آیند؟ براى اینکه گسترش بدهند عدالت را، براى اینکه حکومت را تقویت کنند، براى اینکه فساد را از بین ببرند. ما برخلاف آیات شریفه قرآن دست از نهى از منکر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را براى اینکه حضرت بیایند؟ حضرت بیایند چه مى‏کنند؟ حضرت مى‏آیند، مى‏خواهند همین کارها را بکنند. الآن دیگر ما هیچ تکلیفى نداریم؟ دیگر بشر تکلیفى ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد؟ به حسب رأى این جمعیت، که‏ بعضیشان بازیگرند و بعضیشان نادان، این است که ما باید بنشینیم، دعا کنیم به صدام. هر کسى نفرین به صدام کند، خلاف امر کرده است؛ براى اینکه حضرت دیر مى‏آیند! و هر کسى دعا کند به صدام؛ براى اینکه این فساد زیاد مى‏کند، ما باید دعاگوى امریکا باشیم و دعاگوى شوروى باشیم و دعاگوى اذنابشان از قبیل صدام باشیم و امثال اینها تا اینکه اینها عالم را پر کنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند. بعد حضرت تشریف بیاورند، چه کنند؟ حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند؛ همان کارى که ما مى‏کنیم و ما دعا مى‏کنیم که ظلم و جور باشد! حضرت مى‏خواهند همین را برش دارند. ما اگر دستمان مى‏رسید، قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم. تکلیف شرعى ماست، منتها ما نمى‏توانیم. اینى که هست این است که حضرت عالم را پر مى‏کند از عدالت؛ نه شما دست بردارید از تکلیفتان، نه اینکه شما دیگر تکلیف ندارید ..
ما تکلیف داریم که، اینکه مى‏گوید حکومت لازم نیست، معنایش این است که هرج و مرج باشد. اگر یک سال حکومت در یک مملکتى نباشد، نظام در یک مملکتى نباشد، آن‏طور فساد پر مى‏کند مملکت را که آن طرفش پیدا نیست. آنکه مى‏گوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج بشود؛ همه هم را بکُشند؛ همه به هم ظلم بکنند براى اینکه حضرت بیاید. حضرت بیاید چه کند؟ براى اینکه رفع کند این را. این یک آدم عاقل، یک آدم اگر سفیه نباشد، اگر مغرض نباشد، اگر دست سیاست این کار را نکرده باشد که بازى بدهد ماهارا که ما کار به آنها نداشته باشیم، آنها بیایند هر کارى مى‏خواهند انجام بدهند، این باید خیلى آدم نفهمى باشد!.
قدرتهاى بزرگ و تبلیغ معناى غلط از انتظار.
اما مسئله این است که دست سیاست در کار بوده؛ همان طورى که تزریق کرده بودند به ملتها، به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیتهاى دنیا که سیاست کار شماها نیست؛ بروید سراغ کار خودتان و آن چیزى که مربوط به سیاست است، بدهید به دست امپراتورها.
خوب، آنها از خدا مى‏خواستند که مردم غافل بشوند و سیاست را بدهند دست حکومت‏ و به دست ظلمه، دست امریکا، دست شوروى، دست امثال اینها و آنهایى که اذناب اینها هستند و اینها همه چیز ما را ببرند، همه چیز مسلمانها را ببرند، همه چیز مستضعفان را ببرند و ما بنشینیم بگوییم که نباید حکومت باشد، این یک حرف ابلهانه است، منتها چون دست سیاست در کار بوده، این اشخاص غافل را، اینها را بازى دادند و گفتند: شما کار به سیاست نداشته باشید، حکومت مال ما، شما هم بروید توى مسجدهایتان بایستید نماز بخوانید! چه کار دارید به این کارها؟.
اینهایى که مى‏گویند که هر علمى بلند بشود و هر حکومتى، خیال کردند که هر حکومتى باشد این برخلاف انتظار فرج است. اینها نمى‏فهمند چى دارند مى‏گویند. اینها تزریق کرده‏اند بهشان که این حرفها را بزنند. نمى‏دانند دارند چى چى مى‏گویند. حکومت نبودن، یعنى اینکه همه مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، برخلاف نص آیات الهى رفتار بکنند. ما اگر فرض مى‏کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار مى‏زدیم؛ براى اینکه خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتى بیاید که نهى از منکر را بگوید نباید کرد، این را باید به دیوار زد. این گونه روایت قابل عمل نیست. و این نفهمها نمى‏دانند چى مى‏گویند، هر حکومتى باشد حکومت [باطل‏] است! بلکه شنیدم بعضى از اشخاص گفته‏اند که خوب با این وضعى که هست، الآن در ایران هست، دیگر ما نباید تهذیب اخلاق بکنیم؛ دیگر غلط است این حرفها! چیزى نیست دیگر حالا؛ حتماً باید استاد اخلاق در یک محیطى باشد که همه مردم فاسدند، شرابخانه‏ها همه بازند و- عرض مى‏کنم که- جاهاى فساد همه بازند! اگر یک جایى باشد که خوب باشد، آنجا دیگر تهذیب اخلاق لازم نیست، نمى‏شود، باطل است! اینها یک چیزهایى است که اگر دست سیاست در کار نبود، ابلهانه بود، لکن آنها مى‏فهمند دارند چى مى‏کنند. آنها مى‏خواهند ما را کنار بزنند ..
بله، البته آن پر کردن دنیا را از عدالت، آن را ما نمى‏توانیم [پر] بکنیم. اگر مى‏توانستیم، مى‏کردیم، اما چون نمى‏توانیم بکنیم ایشان باید بیایند. الآن عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوى ظلم را بگیریم، باید بگیریم؛ تکلیفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است،] تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم. اما نمى‏توانیم بکنیم؛ چون نمى‏توانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند. اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم براى آمدن حضرت- سلام اللَّه علیه- در هر صورت، این مصیبتهایى که هست که به مسلمانها وارد شده است و سیاستهاى خارجى دامن بهش زده‏اند، براى چاپیدن اینها و براى از بین بردن عزت مسلمین [است‏]. و باورشان هم آمده است خیلیها. شاید الآن هم بسیارى باور بکنند که نه، حکومت نباید باشد، زمان حضرت صاحب باید بیاید حکومت. و هر حکومتى در غیر زمان حضرت صاحب، باطل است؛ یعنى، هرج و مرج بشود، عالم به هم بخورد تا حضرت بیاید درستش کند! ما درستش مى‏کنیم تا حضرت بیاید ..
ان شاء اللَّه، خداوند اصلاح کند اینها را. و امیدوارم که خداوند این روز را بر همه ما، بر همه شما مبارک کند و دست ظالمها را کوتاه کند و قدرت بدهد به ملتهاى مظلوم براى سرکوب کردن ظالمها ..
- والسلام علیکم و رحمة اللَّه.


چه کسانی از مراجع شخص شما یا محتوی شبکه شما را تائید و حمایت می کنند؟

۴- هر مسلمانی می داند که کوچک ترین اشکال در نقل حدیث چه عواقبی دارد یا نسبت کذب به معصومین علیهم السلام موجب بطلان روزه می شود که حاکی از اهمیت و خطیر بودن نقل احادیث است و لذا بزرگان ما برای نقل حدیث، از محدثین جلیل القدر اجازه می گرفتند تا احادیث را به صورت مباشر و متصل نقل کنند. مثلا محدثین بزرگی همچون محدث نوری، محدث قمی و آقابزرگ تهرانی خود اجازه نقل حدیث داشتند و به ثقات خود نیز اجازه نقل حدیث می دادند در حالی که مخاطبین آنها، معدودی از طلاب حوزه درس آنها بود و یا کتب آنها که به افراد نه چندان زیادی می رسید. حال سوال این است شما که به صورت مداوم احادیث معصومین علیهم السلام را نقل می کنید و مخاطبین شما به مراتب بیشتر از مخاطبین محدث نوری است از چه بزرگانی اجازه نقل حدیث گرفته اید؟ اگر دارید بگویید تا مخاطبان و مقلدان شما هم بدانند.

۵- همه می دانند که مردم امریکا و مردم اروپا مشکل اقتصادی دارند و هر روز علیه وال استریت و تنگناهای اقتصادی در خیابان ها تظاهرات می کنند و با پلیس درگیر می شوند. سوال: با این همه مشکل اقتصادی در امریکا، چه کسی یا کمپانی هزینه های صدهزار دلاری اگر نگوییم میلیون دلاری (در سال) شبکه شما، اجاره خانه، خرج معیشت، ایاب و ذهاب، خدمه شبکه، لوازم اداری و اجاره محل شبکه و غیره را پرداخت می کند؟ قطعا بیت آیه الله وحید چنین پول هایی به شما نمی دهد. چرا که بسیار با تقوی و محتاط هستند. به خاطر دارم چند سال پیش به خاطر رفتار خلاف احتیاط یکی از وکلایشان، سخت ناراحت شدند و تا مدتی اجازه انتشار رساله عملیه را ندادند. پس چنین مرجعی حتما اجازه صرف وجوهات شرعیه برای این چنین شبکه ماهواره ای نمی دهند، مضاف بر اینکه همه طلاب می دانند که معظم له حتی برای شهریه طلاب و حوزه های علمیه مشکلات مالی دارند. در حالی که طلاب مشغول به تحصیل، کمترین شهریه را دریافت می کنند و زندگی سخت را تحمل می کنند. شاید بگویید شبکه با کمک های مردم اداره می شود که این هم قطعا دروغ است؛ چون مردم چنین پول هایی به شبکه های ماهواره پرداخت نمی کنند و بیشتر شبکه های مستقل از طریق پیام های بازرگانی اداره می شوند. پس چه کسی یا کمپانی هزینه های سرسام آور شبکه و شخصی شما را پرداخت می کند؟ این حق شیعیان بویژه ایرانیان است که بدانند در این وضعیت مشکلات مالی حوزه های علمیه، زندگی مشقت بار طلاب و تحریم اقتصادی امریکا و غرب بر علیه ایران، چه کسی پشت شبکه است و چنین دست و دل بازی می کند؟

۶- در حالی که ایرانی ها، افغان ها، پاکستانی ها و ...  در لیست سیاه امریکا قرار دارند و بسیاری از دانشجویان مشکل تردد و تحصیل دارند، شما چگونه توانستید نه تنها ویزا بلکه اقامت آنجا را بگیرید و به فعالیت تبلیغی بپردازید؟ این در حالی است که رفتار ظالمانه امریکا نسبت به شیعیان در لبنان، بحرین، حجاز، پاکستان و ایران بر همگان روشن است. آیا این یک توطئه برنامه ریزی شده جهت ایجاد تفرقه در بین شیعیان و از بین بردن اقتدار آنان نیست؟

۷- شناخت مخاطب و جذب آنان، یکی از اصول مسلم روانشناسی تبلیغ است. رعایت متانت، سعه صدر، حسن خلق، پرهیز از هتک حرمت و فحش، تحقیر مخاطب و تماس گیرنده، خنده های بی معنی و خنک،  به تکرار در منابع روائی ما بر آن تاکید شده است. مگر امام رضا علیه السلام نمی فرمایند: اَلنّاسُ لَو عَلموا مَحاسِنَ کلامِنا لاتَّبَعُونا. پس چه نیازی به این هتاکی و مسخره بازی ها؟ بحث های منطقی را تبدیل به جدل کردن چرا؟ آیا اینگونه رفتارها مضاف به عدم استفاده از ابزار صوتی و تصویری مناسب جذب مخاطب، برای این نیست تا آبروی تشیع را از بین ببرید و دشمن بگوید شیعه که اینقدر از آن تعریف می کنید یعنی همین حسن اللهیاری که از علمای بزرگ شیعه است؛ مگر نمی بینید مجتهد بزرگی است و عمامه اش هم از عمامه علامه طباطبایی بزرگتر است. آیا واقعا فکر کرده اید که این شبکه به جای جذب مخالفان حتی موافقان را هم متنفر می کند و لذا بعضی از بزرگان شیعه از شما تبری جسته اند. آیا شما با این روش مشمئز کننده، معارف متعالی اهلبیت(ع) را به یک مشت اراجیف تبدیل نمی کنید و آن را در سطح بین الملل جاز نمی زنید؟ واقعا جای تاسف دارد، افکار بلند و زحمات طاقت فرسای بزرگانی همچون شیخ طوسی، مفید، شهدای ثلاث، اخوند خراسانی، بروجردی، خمینی، طباطبایی کجا و گفتار و رفتار این شبکه کذایی کجا!

۸- شما چرا بزرگان شیعه را دعوت به جدل می کنید؟ در حالی که ظاهرا طلبه هستید و احترام علما و اساتید چیزی است که هر طلبه آن را در آداب المتعلمین می آموزد. ( طلاب خود این کتاب را می شناسند چه رسد به کسی که مثل ایشان ادعای اجتهاد دارد). ظاهرا این تناقض در همه گفتار و رفتار ایشان نهفته است؛ از طرفی خود را منتسب به شیعه می نماید و از طرف دیگر به علمای شیعه هتاکی می کند؟ سیره بزرگان شیعه احترام به سایر علما و مراجع است هرچند که در بعضی مسائل سیاسی، اجتماعی و فقهی، با هم اختلاف نظر داشته باشند.  

۹- احترام به سادات و ذریه حضرت زهرا(س) از اصول پذیرفته شده همه فرق اسلامی غیر از نواصب است، شما چرا به آن عزیزان اهانت می کنید؟ نمی توانید انکار کنید که به تکرار نسبت به امام خمینی، آیه الله خامنه ای، دکتر حسینی قزوینی و ... اهانت کردید و آنها مورد تمسخر قرار دادید. از رسول خدا و حضرت زهرا(س) شرم نمی کنید؟ مضاف بر این که به بزرگانی همچون آیت الله مکارم شیرازی، آسید صادق شیرازی، جوادی و حسن زاده املی اهانت کردید. واقعا برای شما متاسفم.

۱۰- مگر شیعیان بحرین تحت ستم نیستند و هر روز شهید نمی دهند؟ شما چرا در شبکه از شیعیان بحرین دفاع نمی کنید؟

۱۱- جمهوری اسلامی عصاره زحمات و شکنجه طاقت فرسای مجاهدان، خون شهدای بیشمار و زحمات مجتهدین مخلص شیعه است که پس از 1400 سال به پیروزی رسید. به شهداء الفضیله علامه امینی مراجعه کنید. بیوگرافی شهدای اول، ثانی و ثالث را مرور کنید. زندانیان مجتهدینی بزرگی همچون شهدای ثلاثه، آیت الله انواری برای 13 سال، جمی آبادانی، دستغیب، بهشتی، شهید آیه الله مدنی که اسوه ای بی نظیر بود، را به خاطر بیاورید.  ایجاد حکومت اسلامی با اشراف یک روحانی دستاوردی بود که در مخیله فقهاء شیعه نمی گنجید و لذا سلف صالح بحثی در رابطه با ولایت فقیه مطرح نفرمودند چون تصور افتادن حکومت به دست روحانیت را نمی کردند. در حالی که ماه ها در باره بیع عبید و اماء بحث می کردند. امروز اقتدار شیعه در این نظام تبلور یافته است، چه بپذیرید یا نپذیرید. از سوی دیگر، آمریکا منشا هر فساد و ستمی در جهان است؛ این را نیز همه می دانند و نیاز به آمار و برهان نیست. خون مردم فلسطین، عراق، یمن، بحرین، سوریه و همه مظلومین از دست امریکا و رژیم صهیونیستی می چکد، این را هم نمی توانید انکار کنید. حال شمای مجهول الهویه، به ظاهر طلبه به خانه دشمن پناه برده و با بودجه های پنهانی، همگام با همه شبکه های معاند صهیونیستی علیه بزرگان شیعه و سنی تبلیغ می کنید. شمای معمم چرا با رژیم صهیونیستی متحد شده و علیه جمهوری اسلامی و رهبر آن با ادبیاتی مبتذل داد سخن می دهید؟ اگر صهیونیست ها علیه نظام حرف بزنند، توجیه دارد چون پر واضح است که سیاست های ایران بر علیه ظلم و ستم آنهاست و این موشک های ایران است که در تل اویو فرود می آید. اما شمای به ظاهر طلبه که سر سفره امام (عج) نشسته اید و خود را به آیه الله وحید می چسبانید، چرا نمک می خورید و نمکدان می شکنید؟ شما در قبال این همه ظلم  و ستم امریکا و رژیم صهیونیستی که خون مردم غزه هنوز از دست آنها می چکد، یا سکوت کرده و یا توجیه می کنید که امریکا بهتر از جمهوری اسلامی است. آقای اللهیاری شما بر درخت نشسته اید و بن می برید، چه بدانید یا ندانید، به تعبیر آیه الله آسید کاظم حائری با این سخنان استعمار را تائید می کنید، چه دانسته یا ندانسته.

۱۲- مردم غزه که مستمرا به خاک و خون کشیده می شوند، مگر مسلمان نیستند؟ شما چرا از آنها حمایت نمی کنید؟ آیه به خاطر این است بودجه شبکه قطع می شود و یا شما اخراج می شوید؟ نگویید بحث سیاسی نمی کنید، شما بارها از امریکا و معارضان سوری حمایت کرده و به جمهوری اسلامی حمله کرده اید. آیا واقعا به نظر شما حکومت شیعه از حکومت رژیم صهیونیستی بدتر است که از کشتار مردم غزه چشم می پوشید و در مقابل به تنها حکومت شیعی می تازید؟

۱۳- آیا می توانید تائید آیات بزرگ همچون گلپایگانی، سیستانی، مرعشی نجفی، اراکی، بهاء الدینی، مشکینی، صافی گلپایگانی، مدنی، دستغیب، اشرفی اصفهانی، نوری همدانی، مکارم شیرازی، شهیدین محمد صادق و محمد باقر صدر، علامه بزرگوار طباطبایی، جعفری، جوادی آملی ، حسن زاده آملی، بیت آیه الله حکیم، عبادی، آیتین شیرازی در مشهد، آقا مجتبی تهرانی، آقا جواد تهرانی، اخوین فلسفی هاو ... از انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی را انکار کنید؟ آیه شما مصالح تشیع را از این بزرگانی که با تقوی زندگی کردند و به زندان رفتند و صدها شاگرد مجتهد تربیت کردند، بیشتر می فهمید؟ آیا ملکه استنباط شما از این بزرگان اقوی است؟ در وقتی که هنوز نطفه شما منعقد نشده بود آیه الله مدنی استاد مسلم سطوح عالی در حوزه نجف بود و به احترام امام خمینی محراب خود را تحویل داد و خود پشت سر ایشان اقتدا کرد. 

۱۴- در پایان این سوال را مطرح می کنم که چرا بزرگانی همچون آیات عظام محقق کابلی، مکارم شیرازی، سید کاظم الحائری و ... شبکه شما را شبکه فتنه و موید استعمار می دانند و کمک به آن را تحریم کرده اند؟  و یا شما را نا آشنا با مبانی فقهی و کلامی اهل بیت(ع) دانسته اند؟ ( تعابیر این بزرگان مختلف است).

والسلام علی من اتبع الهدی

سید احمد حسینی خراسانی

 

شیخ حسن الله یاری کیست ؟
شیخ حسن الله یاری کیست ؟
 
شیخ حسن الله یاری روحانی شیعه ی افغانی است که در شبکه ای ماهواره ای صحبت میکند و در روز تقریبا ۴ ساعت پخش زنده دارد...
شیخ حسن الله یاری کیست؟شیخ حسن الله یاری روحانی شیعه ی افغانی است که در شبکه ای ماهواره ای صحبت میکند و در روز تقریبا ۴ ساعت پخش زنده دارد…

موضوع اصلی صحبتهایش اثبات ولایت امیرالمومنین(ع) و غصب خلافت توسط خلفای راشدین است!

ایشان بر کتب اهل سنت تسلط بسیار زیادی دارد و برای اثبات ولایت علی(ع) از کتب خود اهل سنت استفاده میکند و با یک سرچ ساده در یوتیوب یا گوگل انبوه مناظرات ایشان با مولویها و دفاع ایشان از مکتب تشیع را می بینید

از طرف دیگر مستحضر مسایل سیاسی دیگری هستید:

اتحاد شیعه و سنی، بحث انقلابهای منطقه، بحث بیداری اسلامی، و سوء استفاده ی غرب از هر فرصتی برای ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی در جهت ایجاد آشوب در کشور تاثیر گذاری مثل ایران و کشوری مثل افغانستان که باتلاق آمریکا شده، در همسایگی ایران است و فرو رفتن در باتلاق این کشور را قبلا شوروی سابق تجربه کرده است(خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان که مصداق بارز و لله جنود السماوات والارض است)

خب. تا اینجای کار بسیار عالی است اما مشکل اساسا از بینش سیاسی این طلبه است و نگاه غلطی که از تشیع در مناسبات سیاسی دارد…

برای خلاصه تر شدن مطلب و ادای حق مطلب عناوینی را تیتر وار ذکر میکنم. یقینا در صورتی که خود شما هم شنونده ی این کانال باشید به زودی زود این قبیل حرکات و سخنها را خواهید شنید:

۱- ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی(مخالف مباحثه ی علما نیستم اما الله یاری واقعا تفرقه انداز است و مدام به اهل سنت عزیز توهین میکند)

۲- تایید شعار نه غزه نه لینان با این بهانه که اول بقیع را آزاد کنیم غزه برای بعد(رسول الله فرمود اگر مسلمانی در یک طرف سرزمینهای اسلامی شب گرسنه بخوابد مسلمانی که در طرف دیگر سرزمینهای اسلامی سیر میخوابد مسئول است…)

۳- ایجاد فاصله بین شیعیان و مرجعیت معظم شیعه(الله یاری اساسا مراجع را عادل نمی داند به کرات به حضرت امام خمینی توهین کرده و نعوذ بالله به حضرت آقا اهانتی میکند که قلمم خجالت دارد از نگاشتنش. الله یاری حتی آیت الله العظمی مکارم را عادل نمیداند و بدتر از آن حتی حضرت آیت الله بهجت را هم!!!)

۴- کوبیدن دولت ایران و پایین آوردن جمهوری اسلامی از حامی مستضعفان و شیعیان جهان به دشمن اهل بیت!!

۵- اخیرا هم که میگفت مراجع قم به دنبال ریاست و قدرتند و هوای نفس آنها را گرفته و امام زمان عده ی زیادی از اینها را نعوذ بالله میکشد!!!

۶- مقایسه ی حکومت خمینی کبیر با حکومت عباسیان

۷- دفاع از آمریکا به بهانه ی آزادی بیان در آن کشور(لازم به ذکر است آقای الله یاری ساکن آمریکاست. جالب است بدانید در آمریکا قانونی برای شبکه های ماهواره ای وجود دارد با این مضمون که اگر شبکه ای کوچکترین توهینی به مقدسات یک فرقه ی مذهبی یا فکری یا اجتماعی بکند آن شبکه تعطیل میشود و مجوز روی آنتن رفتنش باطل. حال این سوال برای خود من پیش می آید که چرا شبکه ی موسوم به اهل بیت که تماما توهین است بسته نمیشود؟ جز مخالفت این شبکه با دولت جمهوری اسلامی و ایجاد اختلاف بین فرق اسلامی علتی دارد؟)

اصلا یک سوالی مثل خوره افتاده به جانم

خود الله یاری مقلد کیست؟ مراجع عظام ما را که قبول ندارد آیت الله محقق کابلی هم از ایشان برائت جسته خودش هم که میگوید مرجع تقلید نیست

اصلا تا آنجا که من میدانم تمام مراجع توهین به صحابه را حرام اعلام کردند و پایکوبی در سالروز فوت صحابه را نیز حرام. حتی خوب است برادران اهل تسنن بدانند موضع ما در قبال افرادی مثل عایشه تفاوت دارد با موضعمان در قبال عمر و ابوبکر

عایشه هرچند خطاکار است و با علی به جنگ برخاست اما ام المومنین است و شیعه به او احترام بیشتری قائل است تا عمر اما الله یاری …. متاسفم

۸- اعتقاد بر عدم ایجاد شرایط ظهور!!! (الله یاری معتقد است باید بنشینی و سکوت کنی تا امام زمان و منجی کل خودش بیاید)

۹- اعتقاد به تعطیلی امور واجب در عصر غیبت مثل جهاد در راه خدا!!!!

۱۰- هیچ تلاشی برای ظهور جایز نیست!!!!

۱۱- چند شب پیش فردی ایرانی تماس گرفت(از افغانستان و اروپا و حتی بحرین هم تماس میگیرند) و اعتراض کرد به موضع شیخ حسن الله یاری در قبال مسئله ی انتظار. الله یاری شروع کرد به توجیه و پس از بالاگرفتن بحث گفت: اصل انقلاب شما از اساس باطل بوده ۸ سال جنگتون هم باطل بوده کفر شما جماعت انقلابی بر من مبرهن است و تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور ممکن نیست و مغایر با شرع است

۱۲- لااقل ما که ایرانیم اما آقای الله یاری ارتش آمریکا هر روز به نوامیس ملت بزرگ افغانستان جسارت میکند و هر روز برادران هم کیش و هم وطنت را میکشد. دست مریزا خوش غیرت!

۱۳- به شخصه دین خمینی کبیر را ترجیح میدهم به اسلام آمریکایی و مسخ شده و استکبار دوست الله یاری حتی اگر جایم اسفل السافلین باشد

از امام جعفر صادق روایت است که در آخر الزمان آنقدر فرق فکری و سیاسی و اجتماعی ضاله پیدا میشود که حد ندارد و وای بر مردم آخر الزمان از دست این همه راه غلط. در ادامه ی روایت دارد که حضرت فرمود اما راه ما اهل بیت همچون باریکه ی نوری مشخص است

خدا همه ی ما را حفظ کند

لازم میدانم درد دلی هم بکنم

عده ای الله یاری را تا مرجعیت بالا می برند و تا میتوانند به به و چه چهش میکنند و عده ای میگویند دجال است و شیطان و مهره ی آمریکا و با حمایت غرب ماهواره تشکیل داده و ….

از دو طرف دلخوربم مخصوصا از دسته ی دوم چرا که دسته ی اول جاهل است اما دسته دوم که قشر حزب اللهی نا آگاه است و به اشتباه قلم و تریبون به دست آنها افتاده و توهم توطئه از نوع دو آتشه اش آنها را گرفته و …

زمانی که امثال آیت الله زنجانی و آیت الله قزوینی که کارشان مناظره است و اساسا تمام کتب شیعه و سنی را حفظند تکریم نمی کنیم و بزرگ نمیکنیم یک جوجه طلبه اینطوری تریبون را در دست میگیرد و همه فکر میکنند تنها اوست که این تبحر را دارد و فقط او از شیعه حمایت میکند و شیفته اش می شوند

در آخر باز هم میگویم مناظرات الله یاری با مولوی های اهل سنت و محکوم کردن آنها را که می بینم لذت میبرم اما اصلا توهین به خلفای راشدین را نمی پسندم چه برسد توهین به قشر انقلابی و سید ما امام خامنه ای…

منبع: وبلاگ

چندی است یک افغانی با راه اندازی شبکه ای ماهواره ای به نام اهل بیت به ایجاد شبهه در میان شیعیان می پردازد وبنام تشیع به جنگ با شیعه برخاسته است وچیز دیگری که شک وتردیدها را در خصوص وابستگی این شبکه به سازمان های جاسوسی غرب وصهیونیست بیشتر می کند اینست که همزمان شبکه دیگری بنام فدک دقیقا با همان رویکرد شبکه اهل بیت علیهم السلام با این تفاوت که به زبان عربی است افتتاح وپخش می شود وهردو شبکه دقیقا در مسیر خواست سران وهابیت وغرب وصهیونیست قدم برمی دارد که ذیلا به برخی از اقدامات این شبکه می پردازیم:

1)رویکرد تکفیری نسبت به برادران اهل سنت بر خلاف فرمایش قران وسنت نبی اکرم صلوات الله علیه :برابر اعتقادات شیعه وسنی اعتقاد به وحدانیت خداوند وجاری نمودن کلمه لا اله الا الله مرز بین توحید وشرک است وتشخیص نفاق یا باور داشتن وجزای آن با خداوند است وکسی که لا اله الا الله می گوید از شرک مبرا می گرددوهرچند اختلافاتی در اعتقادات شیعه وسنی وجود دارد اما این اختلافات دلیل تکفیر طرف دیگر نیست که این شبکه با تمام توان سعی در مشرک وکافر قلمداد نمودن اهل سنت دارد با اینکه آنها قرانشان همان قران ما پیامبرشان حضرت محمد(ص) ونمازشان چون ما ودارای بسیاری از اشتراکات با شیعیان هستند

2)جامه عمل پوشاندن به نوایا ومقاصد شوم غرب وصهیونیست در رابطه با خاورمیانه وتشدید اختلافات ملی و مذهبی وغیره وایجاد دودستگی در بین مسلمین وخارج نمودن موضوع اصلی مسلمین یعنی صهیونیست غاصب از دغدغه اول مسلمین:وهابیت که گروهی افراطی وتندرو است توسط غرب تشکیل تا اجرای سیاستهای غرب را تسهیل نماید وتا به امروز نیز انصافا خاندان آل یهود خدمات بسیاری به غرب ارائه نموده اند اما با تغییر مناسبات منطقه غرب نیاز خود به درگیر نمودن مسلمین در میان خود را احساس تا از این طریق مسئله غارت ثروتهای مسلمین واشغال بیت المقدس وفلسطین به مسائل کم اهمیت مبدل شود وتمرکز شیعه وسنی بر نابودی طرف مقابل قرار گیرد وغرب ومنافعش در امان باشد که قسمتی از این ماموریت به عهده رسانه های اینچنینی گذاشته شده است.

3)استفاده از الفاظ رکیک علیه مقدسات افراد صریحا در قران نهی شده است اما این دوشبکه فدک واهل بیت مرتبا با استفاده از کلماتی مانند فاحشه واهل لواط وهزاران نسبت ناروای دیگرضمن توهین به بزرگان اهل سنت باعث توهین متقابل وهابیت به ائمه اطهار شده ووقاحت وهابیت را به جایی رسانده که در برابر اهل بیت شمشیر را از رو بسته اند.

4)افرادی معلوم الحال که از کارکنان همان شبکه ها می باشنددر مناسبتهای مربوط به اهل سنت بدترین توهینها را به بزرگان اهل سنت می نماید وباعث ایجاد تنفر اهل سنت از تشیع می شود ودر تاریخ بزرگان وشیعه استفاده از چنین الفاظی در میادین جنگ نیز سابقه نداشته است.

5)از ابتدای انقلاب تا کنون غرب وصهیونیست قصد داشتند انقلاب ایران را در همان ابتدا نابود کنند اما سالها تمام توان خود را به کار بستند وتمام راهها را برای براندازی امتحان نمودند اما نتیجه ای نداشت وبعنوان آخرین حربه مهمترین راه کار شیطان وصهیونیستها که همان حمله به مقدسات با استفاده از خودشان است را برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران وولایت فقیه بکاربستند واین نوکر حقیر یهودی ها اللهیاری با فحاشی به مراجع وعلما وولایت فقیه وتعارض با اعتقاد بزرگان شیعه قصد ضربه زدن به نظام را دارد که این اقدام نیز نتیجه ای نخواهد داشت.

6)در آمریکا بارها مسئولین اعلام کرده اند که خاندان سعود خط قرمز آمریکا هستند ودر برابر هر گونه اقدام برای براندازی آنان را برنخواهد تابید اما عجیب اینست که شبکه اهل بیت که خود را دشمن اهل سنت ووهابیت معرفی می کنددر کنار سازمان جاسوسی آمریکا به حیات خود ادامه می دهد ومرتبا دم از آزادی در غرب می زندووجود آزادی را در غرب تبلیغ می کند حال آنکه او افسارگسیختگی وشهوت پرستی راآزادی می داند.

7)با اینکه اللهیاری مرتبا از همه شبکه های اهل سنت تقاضا می نماید که با آنهامناظره کنداما به دلیل بی ادبی وفحاشی های او حتی کسانی امثال ملازاه که خودش از بی تربیت ترین افراد روزگار است از مناظره با او خودداری می کندووهابیون نیز چون علمای تشیع اللهیاری را فبول ندارند او را چون کودکی وراج می پندارند که خود را به در و دیوار می زند تا بلکه بتواند نامی برای خود دست وپا کند واز این رهگذار نانی .اما قطعا نتیجه ای برای او در برنخواهد داشت.حال اللهیاری که کسی او را عددی حساب نمی کندادعای مناظره با آیت الله قزوینی را داردومصداق این ضرب المثل است که اللهیاری را به ده راه نمی دادند او سراغ کدخدای ده را می گرفت.

8)ایشان چون پاسخی برای اعتقاد حضرت صاحب جواهر به ولایت فقیه ندارد واز طرفی فرموده امام صادق در مورد عدم تبعیت از حکام بی دین وعدم ارجاع داوری ها وقضاوتها به حاکم بی دین را نیز بارها بی پاسخ گذاشته ابتدا بایست به جای اینکه از افراد بپرسد که آیا عالم دین هستی یا نه وچون طلبه نیستی من پاسخ نمی دهم ابتدا پاسخ خود را به افراد شنونده وبیننده بدهد تا ببینیم جواب او در مورد عقیده صاحب جواهر وفرمایش امام صادق علیه السلام چیست تا بفهمیم که عامل آموزش دیده سازمان سیاست یا و چیزی به او یاد داده اند یا اینکه فقط هدفش مطرح کردن خود دروکسب وجه برای خود از طریق گفتگو با حضرت آیت الله العظمی قزوینی است وحال همگان می دانند که این افغانی فقط به صورت تک بعدی آموزش داده شده وحتی توان پاسخگویی به نیازهای شرعی روزانه خود را ندارد وفقط در خصوص مبحث پاسخ به شبهات کتبی را مطالعه کرده است.

در پایان به فرموده مولای متقیان که فرمودندمن علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا استناد میکنم وبه صراحت می گویم که ایشان بر خلاف تعالیم ائمه روزانه به ولی نعمتهای خود وکسانی که او را از جهل رهانیدند اما او خود منحرف شدتوهین واهانت می نماید حال آنکه او بنده وعبد ذلیل وکوچک علمای اعلام قم است ودر همین چند کلمه اثبات گردید که این فرد ارزش مناظره یا حتی پاسخ به هرزه گویی هایش را ندارد وچنین شخصی فقط در همان حد واندازه نوکری یهودیانی است که او را به بهشت موعود اللهیاری یعنی غرب واسرائیل راه داده اند



یکی از خصوصیات شیخ آمریکایی، حسن اللهیاری مجری شبکه لس آنجلسی (ا ه ل ب ی ت) فحاشی، بی ادبی و بد دهنی است که برخی اوقات این گونه بروز می کند :

فحاشی اللهیاری مجری شبکه در برنامه زنده



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و اله الطاهرین المعصومین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.

حضرت آیه الله العظمی حاج سید کاظم الحائری دام ظله العالی

سلام علیکم

با احترام احتمالا اطلاع دارید که مدتی است یک شبکه ماهواره ای به نام شبکه اهل بیت علیهم السلام در آمریکا شروع به فعالیت نموده و برنامه های آن بر محور مسائل زیر تمرکز یافته است :

به اختلافات شیعه و سنی به صورت جدلی می پردازد و سعی دارد احادیث غیر معروف را برجسته نماید.

مطاعن خلفا و عایشه را به صورت مبالغه آمیزی توضیح می دهد مخصوصا مسائل غیر اخلاقی و اعمال شنیع را که در بعضی روایات آمده است.

مجری برنامه ها، یک معمم جوان به نام حسن اللهیاری است. (او تبعه افغانستان و مقیم آمریکاست).

اعتقادات و افکار حسن اللهیاری به شرح ذیل بیان می شود :

- تضعیف اهل سنت با ادبیات ابتذال و مستهجن.

- تضعیف و توهین به مرجعیت شیعه از جمله : امام خمینی، آیه الله فاضل لنکرانی، آیه الله جوادی آملی، آیه الله خامنه ای، آیه الله ناصر مکاری شیرازی، آیه الله سید صادق شیرازی و...

توضیح : او امام خمینی را فقیه نمی داند و گاه با تمسخر می گوید که او مسائل بدیهی فقه را نیز نمی فهمد. از آیه الله ناصر مکارم شیرازی به نام شکر فروش نام می برد. آیه الله جوادی آملی را بیسواد و ... می داند. به آیه الله خامنه ای زشت ترین رذائل اخلاقی را نسبت می دهد که زبان از گفتنش شرم دارد. شبکه وابسته به آیه الله شیرازی را متهم به جذب مقلد و اخذ وجوهات شرعی می کند. واقعا جای سوال دارد که چگونه یک طلبه و معمم چنین کلمات رکیک و زشتی را بر زبان جاری می کند و مکرر از حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و اهلبیت (ع) دم می زند؟

- توهین به دیگر علما از جمله آیت الله حسن زاده آملی و... می گوید خاک بر سر طلبه ها که پیش این علما درس می خوانند. طلبه های احمق و ...

- توهین به حوزه های علمیه و روحانیت به صورت کلی. آنان را یکی از مشکلات اصلی امام زمان (عج) و ظهور آن حضرت می داند و آنها را مواجب بگیر می خواند. به صورت کلی علما و طلاب را به دو دسته تقسیم می کند : یا کسانی که وابسته به حکومت ایران هستند و یا کسانی که ترسو هستند و جرات حرف زدن ندارند؛ فقط اوست که یک تنه در مقابل همه مخالفین اهلبیت و امام زمان (ع) ایستاده است. قائل به نقش مرجعیت شیعه نسبت به ظلم ستیزی در قبال حکومت های جور و ستمگر نیست و مردم را دعوت به صبر و دعا برای ظهور می کند.

- مخالفین خود را جماعت دجالیه می خواند که منظور بزرگان شیعه و طلاب حوزه های علمیه هستند.

- او خود را مجتهد می داند در حالی که مراجع و علمای برجسته او را نمی شناسند و تائید نمی کنند.

- توهین به سادات و ذریه حضرت زهرا (س) به تکرار از زبان او شنیده می شود.

- بی ادبی و هتاکی را به نهایت رسانده و با ادبیات مستهجنی با موافق و مخالف صحبت می کند.

- عوام فریب است و کسانی که او را مجتهد می خوانند تحسین می کند و تا آخر تلفن های آنها در شبکه پخش می شود در حالی که دیگر تلفن ها با هتاکی، به سرعت قطع می شود.

- در ضمن آیت الله محقق کابلی قبلاً به این شبکه اجازه بخشی از سهم امام علیه السلام را داده بودند که پس از روشدن نیات واقعی آنها اجازه خود را لغو نموده و آن را مجزی نمی دانند، بلکه دادن وجوهات به آنها را از مصادیق تعاون بر اثم و عدوان می دانند. همچنین معلوم نیست گردانندگان این شبکه هزینه حداقل چند صد هزار دلاری سالانه این شبکه را از کجا تأمین می کنند.

سوال:

لطفاً پس از سوال از موثقین، بفرمائید محتوی برنامه های این شبکه مورد تائید است؟

آیا نحوه بیان حسن اللهیاری را در معرفی مکتب اهل بیت تائید می فرمائید؟

آیا می توان به شبکه موسوم به اهل بیت و حسن اللهیاری از وجوهات شرعیه کمک کرد؟

السلام علیکم و علی جمیع اخواننا المومنین و رحمه الله و برکاته

الاحقر سید احمد حسینی خراسانی

وکیل شرعی آیت الله العظمی سیستانی و آیه الله خامنه ای (دام ظلهما)

حسن اللهیاری در جدیدترین توهین خود به فارسی زبانانی که با شبکه (ا ه ل ب ی ت) تماس می گیرند، تماسهای آنها را بی ارزش دانست که باعث اتلاف وقت می شود.

وی در فیس بوک خود می نویسد : «دوستان عزیز به دلیل اینکه تماسهای فارسی زبانان ارزش خود را از دست داده و سؤالات تکراری شده و همچنین به دلیل اینکه پاسخ به تماسها در برنامه های فارسی، اتلاف وقت برای من است، در نظر دارم تماسهای برنامه های فارسی را قطع کنم.»


حسن اللهیاری مدیر تلویزیون لس آنجلسی (ا ه ل ب ی ت) با هدف تخریب وحدت میان برادران شیعه و سنی، به شدت به اعتقادات اهل سنت فحاشی و بددهنی می کند. و متأسفانه این کار را به نام شیعه انجام می دهد. و باز متأسفانه برخی افراد ساده لوح تحت تأثیر این فرد قرار می گیرند :

این فقط بخش کوچکی از فعالیت های مخرب وحدت وی می باشد.


برچسب‌ها: شبکه اهل بیت, شیخ حسن اللهیاری, شیعه, سنی, وحدت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  3 نظر

سید زهیر مجاهد : مدتیست شبکه اهل بیت (ع) مشغول پخش برنامه است، موافقان و مخالفان زیادی پیدا کرده، برخی او را تکفیر می کنند و عامل دست بیگانه می شمارندش و برخی زبان گویای تشیع می نامندش و همه سخنانش را مفید می دانند!

چرا باید به اینجا برسد؟
شبکه ای که در آغاز راهش بسیار خوب شروع کرد و مخاطبان زیادی را در سرتاسر جهان به خود جلب نمود اما بر اثر تحرکاتی، تغییر هدف داد و از طریق رسانه اقدام به تخریب هم کیشان خود نمود! یادش بخیر، در دو پست در سالهای قبل به حمایت از شبکه اهل بیت(ع) نوشتم و تا امروز برای آن پست ها کامنت می گذارند و اظهار نظر می کنند (بیشترین نظرات مربوط به همان پست هاست)، آن زمان شخص آقای اللهیاری فقط دو خط را جوابگو بودند "خط شیعیان" و "خط مخالفین" اما امروز عملا تبدیل به سه خط شده! یکی خط موافقین با نظرات شخصی ایشان است که به "خط شیعیان" تعبیر می کنند و دو خط دیگر (که از یک شماره با آنان سخن می گویند، خط مخالفین) "حامیان ولایت فقیه" و "خط مخالفین شیعه" را شامل می شود. کار به جایی رسیده که ایشان مهمترین مسئله شیعه را "ولایت فقیه" می داند و به شبکه ولایت تماس می گیرد و آنان را بر سر این موضوع به مناظره می طلبد!

بحث بنده در این چند خط این است که :
امروز خطرات شبکه های وهابی از سر ما گذشته که نوبت به خودی ها رسیده، امروز خودزنی ها نفس شیعه را گرفته که کار به خواندن ترانه (بر علیه ائمه معصومین) می رسد، وقتی آقای اللهیاری در جواب برخی مقلدین مراجع تقلید می گوید: آنها کی هستند؟ اصلا مرجع نیستند! من از آنها بالاترم!!! آیا تیشه زدن به ریشه تشیع نیست! آیا نباید توقع داشته باشیم که دیگران بیایند و مراجع را به تمسخر بگیرند و ... حداقل احترام بزرگی آنان و سبقت آنان در علم و عمل را حفظ کنیم، سیره بزرگان ما در مقابله با انسان های فاسد شیعه اینگونه که شما با مراجع تقلید عمل می کنید، نبوده!

خدا را شاهد می گیرم از طرفداران ایجاد این شبکه بودم ولی امروز با این نوع حرکات که به تشیع ضربه می زند مخالفم، جناب آقای اللهیاری خودش هست و یک دوربین در مقابلش، گاهی تصور می کند که فقط دارد با یک نفر صحبت می کند و اصلا به مصالح امت اسلامی (حداقل شیعیان) فکر نمی کند، "رسانه" یک وسیله ایست که مخاطبان مختلف با ذهنیت های گوناگون از آن استفاده می کنند پس باید طوری صحبت کرد که زمینه ساز فساد و دور شدن از هدف نگردد. منبع


برچسب‌ها: شبکه اهل بیت, شیخ حسن اللهیاری, ولایت فقیه, اختلاف
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  2 نظر

به نظر شما چرا حسن اللهیاری مدیر شبکه (ا ه ل ب ی ت) که خود اهل کشور جنگ زده و تحت ظلم افغانستان است، اصلاً صحبتی پیرامون کشور و هموطنان خود نمی کند؟ چرا مدام درباره مسائل سیاسی ایران صحبت می کند؟ آیا باید باور کرد که وی واقعاً دلش برای ایران و مردم آن سوخته است و دنبال منافع خود نیست؟ چرا از عملکرد آمریکا در افغانستان دفاع می کند؟ چرا عقاید وی در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شباهت عجیبی با عقاید انجمن حجتیه دارد؟ و هزاران چراهای دیگر ...

از همراهان و دوستان عزیز درخواست داریم نظر خود را پیرامون این سؤالات بیان نمایند.


برچسب‌ها: شیعه ناب آمریکایی, شبکه اهل بیت, شیخ حسن اللهیاری
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  8 نظر


یکی از جلوه های بسیار زننده و خشنی که شبکه اهل بیت به بهانه محرم و صفر بسیار زیاد به آن پرداخت، معضل قمه زنی و زنجیرزنی با زنجیرهای تیغ دار بود. این شبکه به صورت گسترده اقدام به پخش صحنه های رقت آور از قمه زن هایی می نمود که بر اثر شدت قمه زدن، پشت آنها به شدت مجروح شده بود. حتی در صفحه فیس بوک شبکه اهل بیت نیز تصاویر انواع مختلف قمه در اندازه های مختلف بود، گویی که به بازار چاقو فروشان گذر کرده باشی.


برچسب‌ها: شبکه اهل بیت, شیخ حسن اللهیاری, قمه, محرم, وهن شیعه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  یک نظر

شیخ حسن اللهیاری در برنامه روز چهارشنبه خود (13 دی) برگی دیگر از ماهیت و مأموریت خود را افشا کرد. وی ضمن تمجید از رضاخان ملعون، او را "مرحوم رضاخان" خطاب کرد و مدعی شد وی احترام زیادی به علماء می گذاشت.


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, رضاخان
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

روز به روز بیشتر روشن می شود که بودجه و امکانات شبکه اهل بیت که مقر آن نیز در آمریکاست توسط سازمان سیا تأمین می شود. یک شیعه هوشمند با یادآوری فعالیت های انجمن حجتیه و اندک تأملی پی می برد که کاسه ای زیر نیم کاسه است. پر واضح است که یکی از اهداف این شبکه، زنده کردن عقاید انجمن حجتیه است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی از هم فروپاشید. مناسب است خوانندگان عزیز به تاریخچه آن انجمن مراجعه نمایند تا بیشتر در متن قضایا قرار گیرند.

حال جهت مزید اطلاع، مطالب دیگری بیان می شود که برای تقریب به ذهن مخاطب می تواند مفید باشد :
 
1 – آمریکایی ها خوب می دانند که اسلام آمریکایی توان مقابله با شیعیان راستین که همان امت اسلام ناب محمدی (ص) هستند را ندارند، لذا با مکر و خباثت سعی بلیغ می کنند تا شیعیان را از دو جهت با مشکل مواجه کنند؛ از سویی وهابی ها و تکفیری ها را تحریک می کنند تا خون شیعیان را مباح بشمارند و هر روز آنان را در عراق، سوریه، بحرین، عربستان، پاکستان، ... به خاک و خون بکشند. (البته این نیز نیاز به بستر سازی دارد که اللهیاری ها انجام می دهند) و از سوی دیگر بر این هستند تا شیعه را از درون به چالش بکشند. چرا که ستون پنجم دشمن به مراتب راحت تر می تواند کیان شیعه و تنها نظام اقتدار تشیع را از درون دچار مشکل کند. بنابراین آمریکایی ها به دنبال کسانی هستند که با جمهوری اسلامی ایران خصومت داشته باشند و در این میان حسن اللهیاری ها در دامشان گرفتار آمده اند.
 
2 – این شبکه با فحش و دشنام دادن های متنوع و مکرر به مقدسات اهل سنت، موجب می شود اهل سنت نیز موضع گیری های افراطی و متشددی برای تقابل با شیعیان اتخاذ کنند که در این میان تکفیری ها فرصت را غنیمت می شمارند و در جهت تأمین مصالح آمریکا و اسرائیل خواهد بود. نشست های متعدد وزارت اوقاف مصر و دانشگاه الازهر برای مقابله با تبشیر شیعی در همین راستا قابل ارزیابی است در حالی که همین الازهر بود که با تلاش های مخلصانه آیت الله بروجردی و فتوی شیخ شلتوت مذهب شیعه را در مصر به رسمیت شناخت. تضعیف تشیع در مصر، سودان و تونس ارمغانی است که این نوع شبکه ها برای شیعیان به همراه داشته است. بلی دوست نادان به مراتب بدتر و خطرناک تر از دشمن دانا است. این نادان با این نوع تبلیغ همه زحمات آیت الله بروجردی، سید شرف الدین و سایر بزرگان را از بین می برد.

3 – توهین های مکرر این روحانی نمای سبک مغز به امام خمینی، آیت الله خامنه ای، آیت الله جوادی آملی و سایر علمای شیعه، دقیقاً همان هدفی است که آمریکا ترسیم کرده است تا بدین گونه بزرگان شیعه را لجن مال کند و افراد سفیهی همچون اللهیاری را از رهبران شیعه بشما آورد.

4- شعار و تکرار این سخن که اول بقیع را آزاد کنیم بعد سراغ حمایت از غزه می رویم! به دقت همان چیزی است که آمریکا و اسرائیل به دنبال آن هستند زیرا که طبق توصیه مشارالیه تا موقع ظهور امام زمان (عج) بایستی در خانه خفه خون بگیریم و از هیچ مسلمانی دفاع نکنیم؛ در حالی که رسول خدا (ص) می فرماید : من اصبح و لایهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم.
 
5- لجن مال کردن شیعه و سنی در این شبکه، بیشتر به مرتد شدن مخاطبین می انجامد نه تشیع آنان. به تعبیر علماء ما قصد لم یقع و ما وقع لم یقصد. فتأمل.
 
6 – 1400 سال است که اختلافات شیعه و سنی وجود داشته و حل هم نشده است و معلوم هم نیست کی حل بشود. لذا بیان این گونه مسائل به صورت مستمر فقط نفرت بین مسلمانان را بیشتر می کند و ماحصل آن این می شود که اهل سنت به جای اسرائیل و آمریکا می گویند باید پشت هلال شیعی را درهم بشکنیم! هلالی که اگر نبود اسرائیل الان از نیل تا فرات بود.
 
7 –  اگر ما خطایی از یک شخص معمولی ببینیم می گوییم هنوز جاهل است اما اگر انجام منکر یا ترک واجبی را از یک روحانی معمم ببینیم، فکر ما سراغ این می رود که به احتمال قوی آن روحانی اصلاً ایمان ندارد و این مثال در مورد این شبکه صدق می کند. وقتی بحث سیاسی پیش می آید، او به یکباره در حد یک بچه مدرسه نرفته بی سواد و بی منطق ظاهر می شود و می گوید شبکه من تأثیر بیشتری برای شیعیان جهان داشته تا انقلاب اسلامی ایران! به قول مشهدی ها زرشک.

8- او ایران را عامل جنگ تحمیلی می داند در حالی که همه مردم دنیا و حتی سازمان ملل تحت سلطه غرب هم اعتراف کرد که عامل جنگ تحمیلی صدام بود که این همه بدبختی برای ملت ایران و عراق به وجود آورد. درست گفته اند که حب الشئ انسان را کور و کر می کند. اینقدر خباثت و جهالت یک به ظاهر طلبه جای تعجب ندارد؟ آمریکا کی می تواند بلند گویی بهتر از این پیدا کند؟

 در یک کلام بقول بنده خدا وقتی می خواهی چیزی را تخریب کنی، خوب به آن حمله نکن، بلکه بد از آن دفاع کن! این قضیه شبکه اهل بیت حسن اللهیاری است. تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل. +


برچسب‌ها: شبکه اهل بیت, شیخ حسن اللهیاری, انجمن حجتیه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  2 نظر

آقای اللهیاری! چرا بزرگانی همچون آیات عظام محقق کابلی، مکارم شیرازی، سید کاظم الحائری و ... شبکه شما را شبکه فتنه و موید استعمار می دانند و کمک به آن را تحریم کرده اند؟ و یا شما را نا آشنا با مبانی فقهی و کلامی اهل بیت (ع) دانسته اند؟ ( تعابیر این بزرگان مختلف است).


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

آقای اللهیاری! آیا می توانید تائید آیات بزرگ همچون گلپایگانی، سیستانی، مرعشی نجفی، اراکی، بهاء الدینی، مشکینی، صافی گلپایگانی، مدنی، دستغیب، اشرفی اصفهانی، نوری همدانی، مکارم شیرازی، شهیدین محمد صادق و محمد باقر صدر، علامه بزرگوار طباطبایی، جعفری، جوادی آملی ، حسن زاده آملی، بیت آیه الله حکیم، عبادی، آیتین شیرازی در مشهد، آقا مجتبی تهرانی، آقا جواد تهرانی، اخوین فلسفی هاو ... از انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی را انکار کنید؟ آیه شما مصالح تشیع را از این بزرگانی که با تقوی زندگی کردند و به زندان رفتند و صدها شاگرد مجتهد تربیت کردند، بیشتر می فهمید؟ آیا ملکه استنباط شما از این بزرگان اقوی است؟ در وقتی که هنوز نطفه شما منعقد نشده بود آیه الله مدنی استاد مسلم سطوح عالی در حوزه نجف بود و به احترام امام خمینی محراب خود را تحویل داد و خود پشت سر ایشان اقتدا کرد.

برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  یک نظر

اوج تواضع شیخ حسن اللهیاری :

چه کسی مغرور است؟


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, تواضع, غرور, کلیپ
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  یک نظر

آقای اللهیاری! مردم غزه که مستمرا به خاک و خون کشیده می شوند، مگر مسلمان نیستند؟ شما چرا از آنها حمایت نمی کنید؟ آیا به خاطر این است که بودجه شبکه قطع می شود و یا شما اخراج می شوید؟ نگویید بحث سیاسی نمی کنید، شما بارها از امریکا و معارضان سوری حمایت کرده و به جمهوری اسلامی حمله کرده اید. آیا واقعا به نظر شما حکومت شیعه از حکومت رژیم صهیونیستی بدتر است که از کشتار مردم غزه چشم می پوشید و در مقابل به تنها حکومت شیعی می تازید؟


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

وقتی شیخ حسن اللهیاری دچار توهم شدید می شود :


توهم شیخ حسن اللهیاری


دوستان عزیز برای تمام بیماران متوهم خصوصاً مریض منظور دعا کنید!


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, توهم, کلیپ, انتخابات
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

جمهوری اسلامی عصاره زحمات و شکنجه طاقت فرسای مجاهدان، خون شهدای بیشمار و زحمات مجتهدین مخلص شیعه است که پس از 1400 سال به پیروزی رسید. به شهداء الفضیله علامه امینی مراجعه کنید. بیوگرافی شهدای اول، ثانی و ثالث را مرور کنید. زندانیان مجتهدینی بزرگی همچون شهدای ثلاثه، آیت الله انواری برای 13 سال، جمی آبادانی، دستغیب، بهشتی، شهید آیه الله مدنی که اسوه ای بی نظیر بود، را به خاطر بیاورید. ایجاد حکومت اسلامی با اشراف یک روحانی دستاوردی بود که در مخیله فقهاء شیعه نمی گنجید و لذا سلف صالح بحثی در رابطه با ولایت فقیه مطرح نفرمودند چون تصور افتادن حکومت به دست روحانیت را نمی کردند. در حالی که ماه ها در باره بیع عبید و اماء بحث می کردند. امروز اقتدار شیعه در این نظام تبلور یافته است، چه بپذیرید یا نپذیرید. از سوی دیگر، آمریکا منشا هر فساد و ستمی در جهان است؛ این را نیز همه می دانند و نیاز به آمار و برهان نیست. خون مردم فلسطین، عراق، یمن، بحرین، سوریه و همه مظلومین از دست امریکا و رژیم صهیونیستی می چکد، این را هم نمی توانید انکار کنید. حال شمای مجهول الهویه، به ظاهر طلبه به خانه دشمن پناه برده و با بودجه های پنهانی، همگام با همه شبکه های معاند صهیونیستی علیه بزرگان شیعه و سنی تبلیغ می کنید. شمای معمم چرا با رژیم صهیونیستی متحد شده و علیه جمهوری اسلامی و رهبر آن با ادبیاتی مبتذل داد سخن می دهید؟ اگر صهیونیست ها علیه نظام حرف بزنند، توجیه دارد چون پر واضح است که سیاست های ایران بر علیه ظلم و ستم آنهاست و این موشک های ایران است که در تل اویو فرود می آید. اما شمای به ظاهر طلبه که سر سفره امام زمان (عج) نشسته اید و خود را به آیه الله وحید می چسبانید، چرا نمک می خورید و نمکدان می شکنید؟ شما در قبال این همه ظلم و ستم امریکا و رژیم صهیونیستی که خون مردم غزه هنوز از دست آنها می چکد، یا سکوت کرده و یا توجیه می کنید که امریکا بهتر از جمهوری اسلامی است. آقای اللهیاری شما بر درخت نشسته اید و بن می برید، چه بدانید یا ندانید، به تعبیر آیه الله آسید کاظم حائری با این سخنان استعمار را تائید می کنید، چه دانسته یا ندانسته.


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

آقای اللهیاری! مگر شیعیان بحرین تحت ستم نیستند و هر روز شهید نمی دهند؟ شما چرا در شبکه به اصطلاح اهل بیت از شیعیان بحرین صحبت و دفاعی نمی کنید؟
برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  2 نظر

آقای اللهیاری! احترام به سادات و ذریه حضرت زهرا (س) از اصول پذیرفته شده همه فرق اسلامی غیر از نواصب است، شما چرا به آن عزیزان اهانت می کنید؟ نمی توانید انکار کنید که به تکرار نسبت به امام خمینی، آیه الله خامنه ای، دکتر حسینی قزوینی و ... اهانت کردید و آنها را مورد تمسخر قرار دادید. از رسول خدا و حضرت زهرا (س) شرم نمی کنید؟ مضاف بر این که به بزرگانی همچون آیت الله مکارم شیرازی، آسید صادق شیرازی، جوادی آملی و حسن زاده آملی اهانت کردید. واقعاً برای شما متاسفم.


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

آقای اللهیاری! شما چرا بزرگان شیعه را دعوت به جدل می کنید؟ در حالی که ظاهرا طلبه هستید و احترام علما و اساتید چیزی است که هر طلبه آن را در آداب المتعلمین می آموزد. ( طلاب خود این کتاب را می شناسند چه رسد به کسی که مثل ایشان ادعای اجتهاد دارد).

ظاهرا این تناقض در همه گفتار و رفتار ایشان نهفته است؛ از طرفی خود را منتسب به شیعه می نماید و از طرف دیگر به علمای شیعه هتاکی می کند؟ سیره بزرگان شیعه احترام به سایر علما و مراجع است هرچند که در بعضی مسائل سیاسی، اجتماعی و فقهی، با هم اختلاف نظر داشته باشند.


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

شناخت مخاطب و جذب آنان، یکی از اصول مسلم روانشناسی تبلیغ است. رعایت متانت، سعه صدر، حسن خلق، پرهیز از هتک حرمت و فحش، تحقیر مخاطب و تماس گیرنده، خنده های بی معنی و خنک، به تکرار در منابع روائی ما بر آن تاکید شده است. مگر امام رضا علیه السلام نمی فرمایند: اَلنّاسُ لَو عَلموا مَحاسِنَ کلامِنا لاتَّبَعُونا. پس چه نیازی به این هتاکی و مسخره بازی ها؟ بحث های منطقی را تبدیل به جدل کردن چرا؟ آیا اینگونه رفتارها مضاف به عدم استفاده از ابزار صوتی و تصویری مناسب جذب مخاطب، برای این نیست تا آبروی تشیع را از بین ببرید و دشمن بگوید شیعه که اینقدر از آن تعریف می کنید یعنی همین حسن اللهیاری که از علمای بزرگ شیعه است؛ مگر نمی بینید مجتهد بزرگی است و عمامه اش هم از عمامه علامه طباطبایی بزرگتر است. آیا واقعا فکر کرده اید که این شبکه به جای جذب مخالفان حتی موافقان را هم متنفر می کند و لذا بعضی از بزرگان شیعه از شما تبری جسته اند. آیا شما با این روش مشمئز کننده، معارف متعالی اهلبیت(ع) را به یک مشت اراجیف تبدیل نمی کنید و آن را در سطح بین الملل جار نمی زنید؟ واقعا جای تاسف دارد، افکار بلند و زحمات طاقت فرسای بزرگانی همچون شیخ طوسی، مفید، شهدای ثلاث، اخوند خراسانی، بروجردی، خمینی، طباطبایی کجا و گفتار و رفتار این شبکه کذایی کجا!


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

آقای اللهیاری! در حالی که ایرانی ها، افغان ها، پاکستانی ها و ... در لیست سیاه امریکا قرار دارند و بسیاری از دانشجویان مشکل تردد و تحصیل دارند، شما چگونه توانستید نه تنها ویزا بلکه اقامت آنجا را بگیرید و به فعالیت تبلیغی بپردازید؟ این در حالی است که رفتار ظالمانه امریکا نسبت به شیعیان در لبنان، بحرین، حجاز، پاکستان و ایران بر همگان روشن است. آیا این یک توطئه برنامه ریزی شده جهت ایجاد تفرقه در بین شیعیان و از بین بردن اقتدار آنان نیست؟


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  یک نظر

آقای اللهیاری! همه می دانند که مردم آمریکا و مردم اروپا مشکل اقتصادی دارند و هر روز علیه وال استریت و تنگناهای اقتصادی در خیابان ها تظاهرات می کنند و با پلیس درگیر می شوند. سوال : با این همه مشکل اقتصادی در آمریکا، چه کسی یا کمپانی هزینه های صد هزار دلاری اگر نگوییم میلیون دلاری (در سال) شبکه شما، اجاره خانه، خرج معیشت، ایاب و ذهاب، خدمه شبکه، لوازم اداری و اجاره محل شبکه و غیره را پرداخت می کند؟ قطعاً بیت آیه الله وحید چنین پول هایی به شما نمی دهد. چرا که بسیار با تقوی و محتاط هستند. به خاطر دارم چند سال پیش به خاطر رفتار خلاف احتیاط یکی از وکلایشان، سخت ناراحت شدند و تا مدتی اجازه انتشار رساله عملیه را ندادند. پس چنین مرجعی حتما اجازه صرف وجوهات شرعیه برای این چنین شبکه ماهواره ای نمی دهند، مضاف بر اینکه همه طلاب می دانند که معظم له حتی برای شهریه طلاب و حوزه های علمیه مشکلات مالی دارند. در حالی که طلاب مشغول به تحصیل، کمترین شهریه را دریافت می کنند و زندگی سخت را تحمل می کنند. شاید بگویید شبکه با کمک های مردم اداره می شود که این هم قطعا دروغ است؛ چون مردم چنین پول هایی به شبکه های ماهواره پرداخت نمی کنند و بیشتر شبکه های مستقل از طریق پیام های بازرگانی اداره می شوند. پس چه کسی یا کمپانی هزینه های سرسام آور شبکه و شخصی شما را پرداخت می کند؟ این حق شیعیان به ویژه ایرانیان است که بدانند در این وضعیت مشکلات مالی حوزه های علمیه، زندگی مشقت بار طلاب و تحریم اقتصادی امریکا و غرب بر علیه ایران، چه کسی پشت شبکه است و چنین دست و دل بازی می کند؟


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

آقای اللهیاری! هر مسلمانی می داند که کوچک ترین اشکال در نقل حدیث چه عواقبی دارد یا نسبت کذب به معصومین علیهم السلام موجب بطلان روزه می شود که حاکی از اهمیت و خطیر بودن نقل احادیث است و لذا بزرگان ما برای نقل حدیث، از محدثین جلیل القدر اجازه می گرفتند تا احادیث را به صورت مباشر و متصل نقل کنند. مثلا محدثین بزرگی همچون محدث نوری، محدث قمی و آقا بزرگ تهرانی خود اجازه نقل حدیث داشتند و به ثقات خود نیز اجازه نقل حدیث می دادند در حالی که مخاطبین آنها، معدودی از طلاب حوزه درس آنها بود و یا کتب آنها که به افراد نه چندان زیادی می رسید. حال سؤال این است شما که به صورت مداوم احادیث معصومین علیهم السلام را نقل می کنید و مخاطبین شما به مراتب بیشتر از مخاطبین محدث نوری است، از چه بزرگانی اجازه نقل حدیث گرفته اید؟ اگر دارید بگویید تا مخاطبان و مقلدان شما هم بدانند.

برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

آقای اللهیاری! امروز مردم چشم و گوش بسته نبوده و بسیار با فراست و هوشمند هستند و این گونه مسائل را به خوبی تحلیل و ارزیابی می کنند. همه می دانند که مثلا شبکه الکوثر را جمهوری اسلامی، شبکه ثقلین را مجمع جهانی اهلبیت (ع)، شبکه ولایت را بیت آیه الله مکارم شیرازی و شبکه سلام را آیه الله سید صادق شیرازی تائید و حمایت می کنند. حال سوال این است : چه کسانی از مراجع شخص شما یا محتوی شبکه شما را تائید و حمایت می کنند؟


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید

آقای اللهیاری! شما که ادعای اجتهاد دارید، در دروس خارج فقه و اصول چه مراجعی و چند سال شرکت داشته اید؟ کدام مرجع به شما اجازه اجتهاد داده است؟ افراد آشنا با مدارج علمی در حوزه علمیه می دانند که معمولاً مجتهدین اجازه خود را از مراجع عالی دریافت می کنند. مثلا آیت الله وحید اولین اجازه خود را از آیه الله حجت دریافت نمودند، یا آیه الله میرزا علی آقای فلسفی اجازه خود را از آیه الله خوئی دریافت کردند.


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  یک نظر

آقای اللهیاری، شما به عنوان یک معمم مدارج علمی را در کدام حوزه های علمیه طی کرده و در محضر چه اساتیدی تلمذ نموده اید؟ شما ظاهرا طلبه هستید و حتما هم علم لدنی ندارید؛ پس باید پیش اساتیدی درس خوانده باشید. این حق مخاطب شبکه اهلبیت (ع) است که بداند کارشناس مذهبی شبکه چقدر و کجا درس خوانده است؟


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, در جستجوی حقیقت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  یک نظر


متأسفانه جامعه مسلمان فارسی زبان امروز گرفتار ویروسی خطرناک به نام «ملایاری» شده است. کسانی که نیم نگاهی به شبکه وهابی «وصال فارسی» و شبکه به ظاهر شیعی «اهل بیت» داشته باشند به خوبی متوجه منظور ما می شوند.

شبکه وصال فارسی توسط یک ایرانی متعصب به نام «ابو منتصر ملازاده» اداره می شود. وی فردی فحاش، بد دهن، مغرض و دروغگو می باشد. شبکه به ظاهر شیعی اهل بیت نیز توسط یک افغانی متعصب به نام «حسن اللهیاری» اداره می شود. وی نیز فردی فحاش، بد دهن، مغرض و دروغگو است.

جالب اینجاست که هر دو شبکه در دشمنی با نظام و حکومت اسلامی در ایران با یکدیگر مشترک و هم قسم هستند، یکی در جبهه وهابیت و دیگری در جبهه به ظاهر شیعی.

شبکه وصال در انگلیس و شبکه اهل بیت در آمریکا قرار دارد. این موضوع به خوبی نشان می دهد که یک طرف این توطئه انگلیس و طرف دیگر آمریکا است. ویروسی که بازار مشترک بوده و توسط آمریکا و انگلیس تولید شده است.

برچسب‌ها: ملازاده, شیخ حسن اللهیاری, ملایاری, شبکه اهل بیت, شبکه وصال فارسی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  یک نظر

بعد از اینکه آیت الله محقق کابلی از شبکه اهل بیت و مدیر آن حسن اللهیاری اعلام برائت و بیزاری کرد و بیانیه ای صادر کرد، حملات هکری به سایت ایشان آغاز شد و سعی شد تا بیانیه را از روی سایت حذف کنند و یا در آن دست برده و تحریف کنند.


جناب آقای شیعه ناب آمریکایی شیخ حسن اللهیاری؛
چرا آقای محقق کابلی چنین بیانیه ای صادر کرد؟ شما چه جوابی از آن دارید؟

چرا ایشان گفته که ارسال وجوهات شرعیه به شبکه شما نه تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان و حرام است؟

پول هایی که مردم فریب خورده با نیت پاک به شما داده اند در کجا صرف کرده اید؟ آیا درست است که بخش اعظم این پول ها صرف کارهای اقتصادی شما شده است؟ اگر جواب منفی است چرا فاکتور مخارج شبکه و پول های صرف شده را در شبکه نشان نمی دهید؟

برچسب‌ها: شیعه ناب آمریکایی, شبکه اهل بیت, شیخ حسن اللهیاری, آیت الله محقق کابلی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  2 نظر


سلام خسته نباشید!

1- می خواستم نظرتون رو درباره آقای اللهیاری و برنامه اش بدونم؟ (شبکه اهل بیت) من با تفرقه بین شیعه و سنی مخالفم ولی چرا ما نباید یک شبکه بین این صورت داشته باشیم که حقانیت مذهب شیعه رو بیان کنه در صورتی که وهابیت این همه داره کار میکنه؟ درسته گاهی اوقات لعن میکنه که با این کارش مخالفم.

2- حضرت علی (ع) می فرمایند : هیچ کس با قرآن همنشین نشد مگر اینکه با افزایش و کاهشی از پای آن برخواست. افزایش در هدایت و کاهش در گمراهی. چطور ممکنه آقای اللهیاری با این همه تسلط به معارف دین و قرآن دست نشانده غربی ها برای تفرقه بین شیعه و سنی باشه؟ (البته من نظرم اینه که ایشون داره تفرقه ایجاد میکنه و خوش خدمتی به دشمنان)

برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, اختلاف, شیعه, سنی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عمار  |  نظر بدهید


این شبکه با مدیریت فردی افغانی به نام "حسن اللهیاری" در قم تاسیس شد و عوامل آن با انتخاب این نام مقدس، سعی داشتند در فضای فرهنگی قم، موقعیتی برای خود کسب کنند. اهل بیت، در دوره فعالیت خود در راستای برجسته ساختن اختلافات مذاهب اسلامی و همسو با سیاست‌های انجمن حجتیه مطالبی را تهیه می کرد. تاکید بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه» و برگزاری جشنی موسوم به «عیدالزهرا» و به مناسبت مرگ عمر بن خطاب مهمترین اقدامات این شبکه بود.


برچسب‌ها: شیخ حسن اللهیاری, شبکه اهل بیت, انجمن حجتیه, کاخ سفید, دادگاه ویژه
ادامه مطلب

نگاهی به کارنامه مولوی عبدالحمید

نگاهی به کارنامه مولوی عبدالحمید
مولوی عبدالحمید کارنامه ای بسیار پر از لکه های سیاه دارد که این روزها هر رسانه ای به طریقی به آن می پردازد. با وجود اینکه طی چند ماه اخیر برخی افراد در دولت تدبیر و امید و برخی نشریات زنجیره ای تلاش کرده اند که تصویری مثبت از وی در کشور نشان بدهند، ولی آنقدر کارنامه وی دارای نکات منفی است که هر روز قسمت های جدیدی در رسانه ها منتشر می شود.

به گزارش زاهدان پرس، مجله پرطرفدار پنجره در آخرین شماره خود قسمتی از کارنامه سیاسی مولوی عبدالحمید را مورد بازخوانی قرار داده است که در ذیل بدون دخل و تصرف و صرفا  حهت اطلاع خوانندگان منتشر می شود:


پنجره نوشت:

سایت مولوی عبدالحمید با انتشار خبری اذعان داشته است که روز پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۲، شخص ایشان نامه‎ای رسمی با محتوای تقریبا محرمانه به مقام معظم رهبری نوشته‎ است. نامه مذکور به‎صورت کامل منتشر نشد و تنها به خبر ارسال آن و بعضی مواردی که از دیدگاه خود ایشان یا گردانندگان سایت مهم به‎شمار می‌‎رفت، اشاره شده است. فارغ از موضوع و محتوای نامه، آنچه مهم است تلاش ایشان برای مطرح شدن در جایگاه رهبری بلامنازع اهل تسنن در کشور است. در این نامه یکی از مهم‎‌ترین بند‎‌ها به صدور حکم اعدام برای ۲۶ نفر از تروریستهایی که دستشان به خون ملت آغشته است، اشاره شده و با توجه به شرایط حساس جهانی و بهره‎برداری دشمنان از اختلافافکنی از رهبر فرزانه انقلاب می‌‎خواهد: «اینجانب با اطمینان از درایت و دوراندیشی آن زعیم عالیقدر و با انگیزه خیرخواهی برای نظام و میهن اسلامی، درخواست دارم با تدبیر حکیمانه، به هر نحوی که صلاح می‌‎دانید از اعدام این افراد جلوگیری فرمائید؛ زیرا اعدام این جمع اثرات منفی در داخل و خارج کشور به‎جا می‌‎گذارد».


این ۲۶ نفری که مولوی عبدالحمید به‎دنبال تخفیف مجازات آن‎هاست چه کسانی هستند؟ این‎‌ها تروریست‎‎های تکفیری هستند که برایشان سنی و شیعه هیچ تفاوتی نمی‌‎کند و هرکس به آنچه آن‎‌ها اعتقاد نداشته باشد از نظرشان مهدورالدم و واجب‎القتل شمرده می‌‎شوند. جالب آنجاست که تشخیص تمام موضوعات، احراز عقیده باطل افراد و نیز اجرای حکم به عهده خودشان است و در دم، خون فرد بی‎گناه را در کوچه و خیابان می‌‎ریزند. تروریست‎‎های تکفیری مورد اشاره مولوی عبدالحمید، حتی به عالمانی چون ماموستا شیخ‎الاسلام (نماینده مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری) و ماموستا برهان عالی نیز رحم نکرده و با به شهادت رساندن این دو بزرگوار که بحق از منادیان واقعی وحدت در میان علمای اهلتسنن بودند داغ سنگینی بر دل‎‎های مردم غیور کردستان به‎ویژه اهلتسنن گذاشتند.


به‎نظر مولوی عبدالحمید آیا مردم غیرتمدار کردستان رضایت می‌‎دهند کسانی که علاوه بر ایجاد ناامنی، شهادت علمای دیار آن‎‌ها را نیز در پرونده خود دارند، ‎ با کمال آسودگی به زندگی نکبت‎بارشان ادامه دهند؟ آن‎‌ها حتی به محیط‎بانان زحمتکش کردستان نیز رحم نکرده و چهار تن از آنان به نام‎‎های کمالحسین‎ پناهی، احمدی، معمر مرغوبیو و مسعود علیخانی را بی‎هیچ گناهی به شهادت رساندند. آیا تغییر عنوان «تروریست‎‎‌ها و تکفیریون» به «زندانیان اهل تسنن» یک مغالطه نامیمون نیست که دقیقا‌‌ همان دشمنان قسم‎خورده اسلام و اختلاف‎انگیزان بیان کردهاند؟


از سوی دیگر تقریبا اکثر قریب به اتفاق افراد مد نظر جناب مولوی عبدالحمید به علت اعترافات خودشان نسبت به قتل‎‎های انجام‎داده، دارای شاکیان خصوصی هستند که این امر وضعیت را جدی‎‌تر می‌‎کند و جناب مولوی به‎جای تلاش برای دفاع از دم مسلمان از قاتلین آن‎‌ها دفاع می‌‎کنند. ایشان بیانات و موضعگیری‎‎های جالب دیگری نیز داشته‎اند که برخی از آن‎‌ها به‎صورت خبر فوری در صدر اخبار و تحلیل‎‎های رسانه‎‎های بیگانه قرار می‌‎گیرد. به‎عنوان نمونه، ایشان در دیدار با برخی از محصلین مدارس دینی اهل تسنن که در محل دفتر کارشان برگزار شد طی اظهاراتی قابل تأمل مدعی شدند که بسیج خواهران شرعا درست نیست.


فارغ از موضعگیری‎‎های علنی ایشان در حوادث سال ۸۸ و نقش و عملکرد بسیج در آن سال‎‌ها، شنیدن این عبارات جالب است که: «مسئله‎ای که باعث پریشانی بنده شده است و می‌‎خواهم در همین موضوع نامه‎ای به مراجع بنویسم، مسئله بسیج خواهران است. بسیج خواهران شرعا درست نیست. این مسئله سیاسی نیست بلکه یک مسئله علمی و فقهی است. در دوران استالین، با ادعای مساوات بین زن و مرد، به دست زنان بیل و کلنگ دادند و آن‎‌ها را سوار بر تراکتور کرده و مانند مردان از آن‎‌ها در کار‎های کشاورزی کار گرفته می‌‎شد که البته زنان به این اقدام اعتراض کردند که این چه مساواتی است؟! خداوند زن را برای کاری درست کرده و مرد را برای کاری دیگر. لذا اعتقاد ما این است که زنان برای جنگ آفریده نشده‎اند».


ایشان در ادامه سخنان خود، مطالبی می‌‎گویند که طبق معمول به سرعت در رسانه‎‎های بیگانه تی‌تر و برجسته می‌‎شود، با کوبیدن بر طبلی که صدای تفرقه می‌‎دهد: «ما در مورد بسیح برادران حرف و اعتراضی نداریم. اگر چه ما بار‎‌ها گفته‎ایم که فقط به بسیج کردن برادران راضی نیستیم و رضایت ما زمانی است که مردم ما در نیرو‎های مسلح استخدام شوند زیرا ما می‌‎خواهیم به وطن خودمان خدمت کنیم و در این راه بمیریم. خلاصه اینکه همه این‎‌ها سیاست‎های تبعیضآمیزی هستند که انشاءالله به پایان خواهند رسید و من به شما نوید می‌‎دهم که خداوند این سیاست‎‎های نادرست را از بین می‌‎برد».


ایشـــان در موضـع‎گیری دیگری بدون اشاره به‎نحوه قاچاق مواد مخدر و شهدای بیشماری از مناطق مظلوم و محروم سیستان و بلوچستان، خراسان، کرمان و… در فتوایی دیگر مدعی شده که مجازات اعدام برای قاچاقچیان مواد مخـدر کـاری غیراسلامی است. ایشان در جلسه تفسیر قرآن مسجد مکی می‌‎گوید: «در کشور ما اگر کسی سلاح به‎همراه داشته باشد یا مواد مخدر از قبیل تریاک و هروئین و… حمل کند، اعدام می‌‎شود. گسترده‎‌ترین اعدام‎‌ها مربوط به مواد مخدر است، درحالی‎که این مجازات اسلامی نیست!» نکته جالب اینکه برخی تلاش می‌‎کنند تا در بین مردم منطقه این موضوع را جا بیندازند که برخی مدیران این مدارس برای توجیه این مسئله فتوا داده‎اند که با پرداخت قسمتی از سود حاصل از قاچاق به مدارس دینی بقیه اموال آن‌ها حلال خواهد شد!


شاید آنچه بیش از هر چیزی درباره شیخالاسلام مورد تاسف باشد این است که از مواضع، دفاعیات، حمایت‎‌ها و… که توسط دشمنان ملت، قاتلین، قاچاقچیان، جریانهای معارض سیاسی و… از ایشان به وقوع می‌‎پیوندد، همواره سیاست سکوت و در بخش قابل ملاحظه‎ای هم همراهی را برگزیده‎اند. مجموع اظهارات عوامل ضدانقلاب در رسانه‎‎های ضد‎ انقلاب و برخی شبکه‎‎های وهابی مانند العربیه درباره عبدالحمید نشان می‌‎دهد که او به نقطه امید غرب و وهابیت در جنوب شرق کشور تبدیل شده است و ضد ‎انقلاب برای لحظه به لحظه سخنان وی در خطبه‎‎های او در مسجد مکی زاهدان در حال برنامه‎ریزی است. هم‎چنان که بار‎‌ها این رسانه‎‌ها و حتی برخی رسانه‎‎های بین‎المللی با استناد به اظهارات مولوی عبدالحمید، جمهوری اسلامی را متهم به ظلم و تبعیض نسبت به اهلتسنن و اقلیت‎‌ها کرده‎اند.


یکی از شناخته شده‎‌ترین حامیان ایشان، عبدالستار دوشوکی است. وی در اوایل سال ۱۳۶۰ از ایران فرار و به انگلیس مهاجرت کرد. وی در انگلستان مورد توجه دستگاه جاسوسی انگلیس قرار گرفت و سازمان جاسوسی mi۶ با قرار دادن تسهیلات فراوان برای وی، زمینه تحصیل دوشوکی را در دانشگاه لیز انگلیس تا مقطع دکتری پزشکی فراهم کرد.


وی سپس با کمک‎‎های دولت انگلیس جبهه متحد بلوچستان را در لندن راهاندازی کرد و طی دو دهه اخیر تلاش کرده است که از درون سیستان و بلوچستان برای ایجاد جریانهای تجزیهطلب یارگیری و شبکه‎سازی اجتماعی کند. عبدالستار دوشوکی که همواره از مواضع مولوی عبدالحمید و اتهامات وی به جمهوری اسلامی در رسانه‎‎های ضد ‎انقلاب حمایت می‌‎کند طی اظهاراتی قابل تأمل در این‎باره گفته است: «تنها صدایی که در میان اهل تسنن منعکس می‌‎شود، صدای مولوی عبدالحمید است. در برخی از مناطق سنی‎نشین، علما و امامان جمعه را مجبور کرده‎اند مواضع جمهوری اسلامی را میان پیروان اهل تسنن تبلیغ و تکرار کنند ولی استثنایی که هست این است که مولوی عبدالحمید همیشه از حقوق ضایع شده مردم اهل تسنن دفاع کرده و تاکنون مثل امامان جمعه‎ دیگر حرف‎هایی را که از تهران دیکته می‌‎شود، بیان نکرده است».


وی هم‎چنین برای پیشبرد برنامه‎‎های دولت انگلیس در جنوب شرق ایران، مرکز مطالعات ملی بلوچستان را راهاندازی کرد و از این طریق تلاش کرد برخی دانشجویان ایرانی محصل در دانشگاه‎‎های انگلیس را جذب کند. عبدالستار دوشوکی یک پای ثابت برنامه‎‎های تلوزیونی بی‎بیسی فارسی و رادیو فردا در حوزه اهلتسنن و قومیت‎‌ها و اقلیت‎‌ها و فعالین شناختهشده اپوزیسیون می‌‎باشد.


عبدالحمید در موضع‎گیری دیگری در دولت قبل و پس از سفر موفقیت‎آمیز دولت به استان سیستان و بلوچستان و تصویب ۲۲۰ مصوبه مهم برای پیشرفت و توسعه این استان در سخنانی بسیار مشکوک مدعی می‌‎شوند که اختلافات مذهبی در سیستان و بلوچستان در قبل از انقلاب نبوده و این مسائل بعد از انقلاب شکل گرفته است! معتقدیم مهم‎‌ترین خدمتی که نظام جمهوری اسلامی و دولت می‌‎تواند انجام دهد، رفع تبعیضات است.


ایشان در جای دیگر در موضعی بر خلاف موضع رسمی جمهوری اسلامی و بیانات صریح رهبر معظم انقلاب با اشاره‎ای که البته اصل آن محل تردید است، با رسمیت یافتن مخالفان رژیم بشار اسد از سوی اکثر کشور‎های جهان [آمریکا]، از مقامات جمهوری اسلامی خواست در زمینه کناره‎گیری بشار اسد پادرمیانی کند.


در میزان تسلط ایشان بر امور و قدرت تحلیل آینده توسط ایشان، دقت در این عبارات قابل توجه است؛ «در رابطه با تحولات سوریه بنده از این تریبون مختصر توصیه خیرخواهانه‎ای داشتم و آن اینکه با توجه به اینکه بخش اعظم خاک سوریه در کنترل مخالفان بوده و اکثریت قریب به اتفاق دنیا، مخالفان آقای بشار اسد را به رسمیت شناخته‎اند، روز‎های زیادی به پایان حکومت فعلی نمانده است؛ لذا توصیه بنده به مقامات جمهوری اسلامی آن است که برای جلوگیری از خونریزی و قتل عام بیشتر زنان و کودکان در سوریه، پادرمیانی کرده و خواستار کناره‎گیری آقای بشار اسد و توقف کشتار و تخریب بیشتر زندگی مردم سوریه از سوی وی شوند». همه این‎‌ها زمانی قابل توجه است که با وجود جنایت بی‎سابقه خاندان آلسعود در بحرین تاکنون مولوی عبدالحمید حاضر به محکوم کردن حکومت دیکتاتور عربستان سعودی نشده است.


در کنار هم قرار دادن موارد فوق در کنار این مسئله قابل توجه است که، مولوی عبدالحمید در سال‎های اخیر بار‎‌ها به‎عنوان تی‌تر اول رسانه‎‎های تکفیری و تروریست منطقه در آمده بود. در بهمنماه سال گذشته تبدیل به تی‌تر یک روزنامه دولت می‌‎شود. پس از حماسه پر شکوه ملت ایران در ۲۴ خرداد، گروه‎های زیادی ادعای سهمخواهی به بهانه حمایت از آقای حسن روحانی نمودند و خود را عامل اصلی رای آوردن ایشان جلوه دادند. در این بین نکته شاخص، سهمخواهی مولوی عبدالحمید از دولت یازدهم است. مولوی عبدالحمید در این مدت از هیچ تلاشی برای پیوند دادن خود با دولت مضایقه نکرده؛ به‎طوری که گفته می‌‎شود حتی به تهران سفر و با رئیس‎جمهور دیدار کرده است. اما سوالی که بی‎پاسخ مانده است نسبت مولوی عبدالحمید افراطی با اعتدال چیست؟


سال گذشته یکی از سایت‎‎هایی که خود را منتسب به ایشان می‌‎داند و سنگ اصلاح‎طلبان استان را به سینه می‌‎زند با انتشار خبری در ۱۳ فروردین اعلام کرد: «بعد از حرف و حدیث‎‎های فراوان و ارائه دیدگاه‎های موافق و مخالف، سرانجام هیئت دولت امروز ۱۳ فروردین، تقسیم استان سیستان و بلوچستان به سه استان مجزا را تصویب کرد. براساس مصوبه هیئت دولت، استان سیستان و بلوچستان به سه استان سیستان، بلوچستان و ایرانشهر تقسیم می‌‎شود». این در‎ حالی بود که چند هفته قبل از آن برای اولین‎بار مولوی عبدالحمید، از تقسیم استان سیستان و بلوچستان سخن گفت و خوراک تازه‎ای برای رسانه‎‎های ضد ‎انقلاب و طرفداران تروریست‎‌ها ایجاد کرد. در همین حال طرفداران مولوی عبدالحمید نیز در پی مواضع سوال برانگیز وی با انتشار پیامک‎‎های گسترده تلاش کردند حتی در میان عموم مردم نیز در اینباره تردید‎‌ها و شبهاتی را منتشر و بر تحریک افکار عمومی بیفزایند.


همه آنچه در بالا ذکر شده و مواضع دیگری که نظیر آن‎‌ها کم نیستند، ما را بر آن می‌‎دارد که در ماجرای اخیر نسبت به عملکرد جناب مولوی دقت نظر بیشتری داشته باشیم و فارغ از جایگاه علمی ایشان در میان اهل تسنن، ورود ایشان به عرصه‎‎های مدیریتی و سیاسی را با دقت بیشتری زیر نظر داشته باشیم.


در پایان ذکر این نکته ضروری است که نگاه ما به مولوی عبدالحمید از دید یک فرصت برای اتحاد بیشتر اقوام و مذاهب ایرانی است و از اینکه عدهای تلاش کنند تا ایشان را مصادره نمایند ناراضی هستیم و توقع داریم این ظرفیت با تمام توان در خدمت منافع ملی باشد./زاهدان پرس