X
تبلیغات
نماشا
رایتل

اندکی صبرسحرنزدیک است

اقتصاد مقاومتی، راهبردها و راهکارها

اقتصاد مقاومتی، راهبردها و راهکارها

. مقدمه

با ظهور انقلاب اسلامی، شکل جدیدی ازحکومت در دنیا پدیدار شد که بنای سازگاری با قطب قدرت استکبار را نداشته و به مبارزه با استکبار پرداخت. ظهور چنین حکومتی آن هم درمنطقه خاورمیانه که از لحاظ اقتصادی و ژئوپلیتیکی دارای اهمیت بسیار زیاد است، باعث شد که نظام استکبار جهانی با تمام قوا به مبارزه با انقلاب برخیزد.

با پایان یافتن جنگ و عدم پیروزی استکبار در زمینه های نظامی، تهاجمات به عرصه های دیگرکشیده شد. یکی از این عرصه ها که خصوصاً در سال های اخیر با تهاجمات گسترده همراه بوده است، عرصه اقتصادی است. بنابراین خود انقلاب اسلامی مکلف به نوآوری و نظریه پردازی و الگو سازی در عرصه های جدید اقتصادی است. هر کشوری که علم استکبار ستیزی را برپاکند، نیازمند چنین الگوهایی است. یکی ازاین مفاهیم اقتصاد مقاومتی است.

2. تعریف اقتصاد مقاومتی

بنا به تعریف برخی از اقتصاد دانان از اقتصاد مقاومتی، این نوع اقتصاد معمولاً در رویارویی و تقابل با اقتصاد وابسته و مصرف کننده یک کشور قرارمی گیرد که منفعل نیست و در مقابل اهداف اقتصادی سلطه، ایستادگی نموده و سعی درتغییر ساختارهای اقتصادی موجود و بومی سازی آن بر اساس جهان بینی و اهداف دارد. برای تداوم این نوع اقتصاد، باید هرچه بیشتر به سمت محدودکردن استفاده از منابع نفتی و رهایی از اتکای اقتصاد کشور به این منابع حرکت کرد و توجه داشت که اقتصاد مقاومتی در شرایطی معنا پیدا می کند که جنگی وجود داشته باشد و در برابر جنگ اقتصادی و همچنین جنگ نرم دشمن است که اقتصاد مقاومتی معنا پیدا می کند.

3. محورهای اساسی اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی مفهومی است که درپی مقاوم سازی، بحران زدایی و ترمیم ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی مطرح می شود، که قطعا باور ومشارکت همگانی واعمال مدیریت های عقلایی ومدبرانه، پیش شرط و الزام چنین موضوعی است. اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی ها و تاکید روی مزیت های تولید داخل و تلاش برای خود اتکایی است.

برخی محورهای اساسی و مهم اقتصاد مقاومتی عبارتند از:

حمایت ازتولید ملی

تأکید مقام معظم رهبری درابتدای سال بر ضرورت تداوم تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، مبین سه وظیفه برای دولت، دست اندرکاران تولید و مردم می باشد، سه حلقه ای که نحوه تعامل آنها بر روی هم، تاثیر مستقیم دارد و نتیجه نهایی آن، به این تعامل وابسته است. یعنی هرچه قدر که مردم را تشویق به خرید کالای داخلی کنیم ولی کیفیت تولید کالای داخلی پایین باشد، عملاً رغبتی از سمت مردم به خرید کالای تولید داخلی نخواهد بود. اگر تولید کننده هم برای تولید کالای باکیفیت همت کند ولی دولت و سیستم بانکی کشور، خدمات پولی و مالی ارائه ندهند و یا قوانین اقتصادی، فضای کسب و کار را سخت کند و یا مردم نسبت به کالای داخلی بی رغبت باشند، باز هم نتیجه منفی خواهد بود. لذا باید تمامی ارتباطات این سه حلقه باهم اصلاح شده و در راستای افزایش تولید ملی بهبود پیدا کند.

سیاست های اصل 44 قانون اساسی

محدود سازی اقتصاد دولتی و آزاد سازی اقتصاد از پیامدهای مهم اصل 44 قانون اساسی است. اقتصاد مقاومتی فعال و پویا نیازمند برنامه ریزی استراتژیک و راهبردی، مبتنی بر مردمی کردن اقتصاد از طریق میدان دادن بیشتر به فعالان بخش خصوصی و رفع موانع و مشکلات این بخش می باشد.

بخش خصوصی به عنوان موتور و محرک اصلی رشد اقتصادی و صنعتی است که با بکارگیری سرمایه خود و جذب و مشارکت سرمایه های غیردولتی، استفاده بهینه از منابع انسانی و اعمال مدیریت کار آمد، ضمن ایفاء نقش خود در رشد اقتصادی و صنعتی کشور، می تواند اهداف توسعه ای دولت را محقق نماید.

اقتصاد مقاومتی بر پایه و اساس سرمایه معنوی افراد و جامعه استوار است و بخش خصوصی بدون شک برترین بستر، برای همراهی مردم به عنوان اصلی ترین ارکان مقاومت درجامعه، برای ضد ضربه کردن اقتصاد در برابر تحریم هاست.

توجه به نخبگان واستفاده ازفناوری نوین

نخبه به فرد برجسته و کارآمدی اطلاق می شود که اثرگذاری وی در تولید علم، هنر و فناوری کشور محسوس باشد و هوش، خلاقیت، کارآفرینی و نبوغ فکری وی در راستای تولید دانش و نوآوری موجب سرعت بخشیدن به رشد و توسعه علمی و متوازن کشور گردد. زمانی که فناوری های نوین مشمول تحریم قرار می گیرند و کشورهای دشمن اجازه نمی دهند این فناوری ها به ایران برسند، اگر از نخبگان حمایت شود، می توان این فناوری ها را تبدیل به فعالیت تجاری کرد. میدان دادن به نخبگان در عرصه صنعت، تجارت و کشاورزی، از ویژگی های اقتصاد مقاومتی است و نیز باید شرایط به گونه ای باشد که نخبگان بدون مانع کارهای خود را پیش برند. آنچه جای نگرانی است، تحریم خارجی نیست بلکه نگرانی در خصوص موانع تولید و تجارت درداخل کشور است که گاهی شدیدتر از تحریم ها عمل می کند.

4. اقتصاد مقاومتی، تحقق جهاد اقتصادی

سال گذشته که برحسب منویات مقام معظم رهبری، بنام جهاد اقتصادی نام گذاری شد، آغاز حرکتی بود در راهی که به از بین بردن موانع و معضلات اقتصادی کشور می انجامد. به همین دلیل امسال که به نام تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام گذاری شده، یکی از اهداف مهم آن ایجاد اقتصاد مقاومتی است. جهاد اقتصادی به معنای شروع حرکتی موثر برای ساختن بنیان آینده ایست که امروز برای هر ایرانی یک آغازاست، شروع زندگی در شرایطی بهتر و ایده آل. اقتصاد مقاومتی نتیجه و ثمره اقتصادی است که با تکیه برحرکت های جهادی و فداکارانه در برابر احتکار و انحصار قد علم می کند و با تورم و گرانی مقابله می کند تا مردم به آسایش نسبی در زندگی برسند.

مهم ترین اهداف تحقق اقتصاد مقاومتی عبارتند از:

مهار سوداگری و فساد، گام اول تحقق اقتصاد پایدار

منظور از سوداگری، فعالیت های غیر مولدی است که از تلاطمات و نوسان های بازار سوء استفاده نموده و بهره مندی هایی را نصیب برخی افراد می گرداند. در اقتصاد مبتنی بر دلالی و سوداگری، بخش مولد بیشترین آسیب را دیده و ساز و کار اقتصاد به سمت حباب های قیمتی و نوسان های شدید سوق می یابد. چنین اقتصادی در مواجهه با فشار خارجی کمترین پایداری و مقاومت را داشته و به سرعت متلاشی می شود.

برخی سیاست های اجرایی مناسب ذیل این اصل عبارتند از: سیاست های کنترل زمین و مسکن، مبارزه با قاچاق و واردات غیر قانونی، ساماندهی فضای اطلاعاتی به منظور دسترسی یکسان آحاد جامعه به اطلاعات اقتصادی و...

مردمی سازی اقتصاد، ارتقاء مقاومت اقتصادی دربرابر تحریم ها

برای اینکار، در گام اول می بایست توانمندسازی آحاد مردم در دستور کار قرارگیرد تا زمینه برای حضور موثر همه افراد در فعالیت های مولد اقتصادی فراهم شود. وحدت و همکاری میان فعالین می تواند به اشکال گوناگون شبکه سازی، خوشه سازی، زنجیره تامین و... در دستور کار قرار گیرد. لیکن با محوریت نظم های جمعی میان فعالیت ها، آرمان های مردم سازی اقتصادی محقق شده و سطح پایداری و مقاومت اقتصادی در برابر تحریم ها و فشارها ارتقاء می یابد.

خلاصی از وابستگی به درآمد نفت، مصداق خود اتکایی

ساز و کارهای حوزه اقتصادی بایستی به گونه ای مورد بازبینی قرارگیرند که تمامی مواردی که وابستگی کشور را به دنبال دارد، شناسایی نموده و درخصوص آن تصمیم گیری نمایند. درموارد کم اهمیت تر می توان این حوزه ها را متنوع و متکثر نمود تا میزان وابستگی کشور کاهش یابد. درموارد خاصی نیز ممکن است جایگزین سازی کامل مد نظر قرار گیرد.

برخی از سیاست هایی که دراین خصوص قابل طرح هستند عبارتند از: جایگزینی درآمدهای جاری به جای نفت مانند؛ مالیات و درآمدهای ترانزیتی و... و نیز گسترش شرکای تجاری از یک شریک عمده به چندین شریک کوچکتر.....

اولویت بندی شرکای تجاری ایران

کشورهای منطقه و نیز کشورهایی با همسویی ایدئولوژیک باید بر دیگران ترجیح داده شوند. از سویی کشورهایی با همبستگی بیشتر، تمایل کمتری به ورود در توافقات طرفینی بر علیه یکدیگر دارند و از سوی دیگر، منطقه به سبب مواجهه با تهدیدات و فرصت های مشترک، امنیتشان به هم گره خورده است. در واقع بلوکی از کشورهای همسایه و مجاور به لحاظ جغرافیایی، با حجم اقتصاد و جمعیت بزرگ تر، پایداری بیشتر خواهد داشت. اگر کشور در زمینه های صنایع و رشته فعالیت های اولویت دار مثل غذا و دارو، پیشرفت کند به صادر کننده عمده مبدل شده و به پیشرفت های فنی و صنعتی بسیاری در این زمینه ها می تواند نایل شود، لذا بقای کشور تضمین شده و امکان تحریم و فشار به کشور کاهش می یابد. حوزه انرژی و صنایع نظامی نیز دو زمینه مهم دیگری هستند که بایستی مورد توجه ویژه قرار بگیرند. اولویت بعدی هم صنایع فرهنگی است. در این حوزه نیز به سبب رویکرد فرهنگی و گفتمان ساز انقلاب اسلامی می توان با تحرک و پویایی مناسب مبانی فرهنگی و تربیتی والای اسلامی را به جهان صادر نمود و مبنای فکری نظام سلطه را مورد چالش جدی قرارداد.

فرهنگ سازی اولویت تولید بر واردات و خرید کالای داخلی

علاوه بر ترویج و تبلیغ مفاهیم عام حوزه فرهنگ مقاومت همچون جهاد و مبارزه، در حوزه اقتصادی نیز بایستی مفاهیم فرهنگی مناسبی بسط و توسعه یابد. ترجیح تولید بر واردات و خرید کالای داخلی مساله مهمی است که در بسیاری موارد با موانع فرهنگی روبروست. نفی تکاثر درعین تبلیغ کار و تولید ثروت، نفی اسراف درعین ترویج مصرف میانه و... نیز بایستی محور توجه قرار گیرند. بایستی به لحاظ فرهنگی چنان مساله مطرح شود که جهاد اقتصادی همانند جهاد نظامی مد نظر قرارگرفته و فعالیت مفید اقتصادی امر مجاهدت در راه خدا را داشته باشد.

اینها گوشه ای از اهداف اقتصاد مقاومتی است که تنها با امتداد راه جهاد اقتصادی میسر خواهد شد. ایجاد شرایطی نسبتاً پایدار، اقتصادی ایمن و مقاوم و خود کفایی که آرزوی هر ملتی است.

5. اقتصاد مقاومتی و تحریم ها

تحریم ابزار تنبیهی است که درسیاست خارجی مورد استفاده قرارمی گیرد. هدف از تحریم، فشار بر کشور هدف برای تغییر رفتار است. این تغییر رفتار می تواند تغییر رفتار سیاسی یا تغییر سیاست های اقتصادی باشد. تحریم اقتصادی همواره یکی از ابزارهای فشار و اجبار در پیشبرد اهداف سیاست خارجی کشورها درسطح بین المللی مورد توجه قرارگرفته که البته کارنامه ایالات متحده آمریکا در این خصوص تاریک تر از قدرت های دیگر بوده است.

اهداف واهی این تحریم ها عبارت بودند از:

• جلوگیری از نقض حقوق بشر

• مبارزه با تروریسم بین المللی

• منع گسترش سلاح های هسته ای

• حمایت از حقوق کارگران

• حفظ محیط زیست

• جلوگیری از گسترش مناقشات و جنگ های داخلی

درحالی که مهم ترین هدف آمریکا از این تحریم ها رسیدن به سیاست ها و حفظ استیلای خود آن هم پس از فروپاشی بلوک شرق بوده است. میزان تاثیرگذاری تحریم بطور شدیدی به پارامترهای تعیین کننده ویژگی های اقتصادی کشور تحریم شده بستگی دارد. پارامترهایی همچون:

• روابط تجاری و اقتصادی

• ساختار اقتصادی

• تولید ناخالص ملی

• درآمد سرانه

• نرخ رشد

• درصد صادرات به تولید ناخالص داخلی

• درصد واردات به تولید ناخالص داخلی

• جریان ورود و خروج سرمایه

• عضویت در سازمان ها وموافقت نامه های منطقه ای

• شدت نیاز به کالاهای استراتژیک مانند نفت و نظایرآن

اکثر تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران تا سال 2006 به طور یک جانبه از طرف آمریکا انجام شده است. می توان گفت با توجه به پایبندی مسئولان و ملت ایران به اصول و ارزش های انقلاب اسلامی، سیاست های خصمانه آمریکا با کشورمان پایانی نخواهد داشت، اما آنچه اهمیت دارد این است که باید دراین برهه حساس نیز با تمام توان و ظرفیت در مقابل این سیاست های خصمانه ایستادگی و مقاومت کرد. در کنار استفاده از کلیه ظرفیت های دیپلماتیک جهت زدودن آثار منفی و کاستن از سختی تحریم ها، باید در داخل کشور نیز اقدامات مقابله ای انجام شود، که با اطمینان می توان گفت نامگذاری سال 1391 به عنوان سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی از سوی مقام معظم رهبری که نشان از درایت و هوشیاری معظم له داشته و همچنین طرح موضوع اقتصاد مقاومتی از سوی ایشان از مهم ترین اقدام در این زمینه محسوب می شود که مسئولین نظام باید به دور از هرگونه درگیری جناحی و حزبی، از همه توان خود برای جامه عمل پوشاندن به آنها استفاده نموده و مردم نیز باید مسئولین را دراین امر، بیش از پیش همراهی نمایند، چرا که سربلندی و موفقیت در این مسیر دشوار، نیازمند همدلی و همکاری صمیمانه مسئولین و مردم خواهد بود.

6. نقش دولت و مردم در تحقق اقتصاد مقاومتی

شناسایی نقاط ضعف کشور در اقتصاد مقاومتی و تبدیل آن به نقاط قوت، یکی دیگر از الزامات کشور در رسیدن به جایگاه واقعی خویش در عرصه جهانی است که برای تحقق آن باید همکاری نزدیکی میان دولت و مردم صورت گیرد.

نقش دولت

دولت در شرایط امروز اقتصاد ایران، بزرگ ترین رسالت را دارد. هر یک از سیاست هایش از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، هزینه فرصت ها به شدت بالاست و نیاز به هوشمندی و دقت خاصی از ناحیه دولت احساس می شود.

از جمله سیاست های مناسب از ناحیه دولت در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی عبارتند از:

تثبیت نرخ ارز

یکی از ملزومات تحقق اقتصاد مقاومتی، تثبیت قیمت ارز در بازار است. نوسانات موجود در بازار ارز، زمینه نابسامانی در امر تولید، عرضه و مصرف کالا را فراهم می سازد و در یک جمله بازار را دچار اختلال می کند. از این رو دولت، به عنوان اصلی ترین مقام تصمیم گیری در سیاستهای مالی و ارزی کشور، می تواند بخش قابل توجهی از نوسانات موجود در بازار ارز را با تدابیر پیشگیرانه و اتخاذ سیاست های مناسب به حداقل رسانده تا در آینده، اقتصاد کشور دچار شوک های شدید ناشی از اتخاذ تدابیر سطحی و زود گذر نشود. توزیع مناسب و به اندازه ارز به بازار، توجه به صنایع و مایحتاج عمومی مردم، در اولویت قرار گرفتن اخذ ارز مورد نیاز، تعیین نرخ مرجع مناسب با توجه به شرایط بازار و... می تواند بخشی از تدابیر دور اندیشانه دولت در کنترل قیمت و بازار ارز محسوب شود. از این رو لازم است، بخش های تاثیرگذار بر بازار، با اعتماد به نظرات کارشناسان دلسوز اقتصادی، زمینه را برای تحقق اقتصاد مقاومتی به عنوان شاه کلید عبور کشتی نظام از حوادث پیش روی خود، بیش ازپیش فراهم نمایند.

اشتغال زائی

اشتغال در کشور امنیت عمومی را به دنبال خواهد داشت که می تواند مشکلات فرهنگی را نیز مرتفع کند. بنابراین ایجاد فرصت های شغلی از سوی دولت امری ضروری تلقی می گردد. در شرایط کنونی افزایش فرصت های شغلی، یکی از الزامات و اقدامات مهم مقامات مسئول در دولت محسوب می شود، چرا که در راستای دستیابی به اقتصاد مقاومتی، نیازمند نیروی کار بیشتر در کشور هستیم. از جمله راهکارهای لازم برای رفع موانع اشتغال زائی عبارتند از؛ تغییر نگرش دولت به بخش خصوصی، ایجاد امنیت اقتصادی، مبارزه با مفاسد اداری، کنترل مهاجرت از روستاها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و کنترل اقتصاد زیر زمینی....

ثبات قیمت ها

یکی از زیر ساخت های اقتصاد مقاومتی که به آن توجه کمتری شده است، مسأله تورم است که بعضاً نحوه بودجه ریزی و برخی تصمیم گیری ها درنظام پولی و مالی موجب تورم زایی شده است. تورم درحال حاضر تبدیل به بیماری اقتصادی کشور گردیده و این مسئله باعث شده است که درعرصه بین المللی، صادرات کشور دچار مشکل شود و در طرف مقابل واردات افزایش پیدا کند و دلیل آن بالا بودن قیمت کالاها در داخل کشور است. اقتصاد در شرایط تورمی بازدهی ندارد و به موجب آن تولید داخل افزایش پیدا نمی کند و بیکاری افزایش می یابد و در نتیجه، بالا رفتن نرخ بیکاری درجامعه و افزایش مفاسد اجتماعی، متعاقبا هزینه های اجتماعی و سیاسی و امنیتی کشور افزایش یافته و این مسئله کشور را از تحقق اقتصاد مقاومتی دور خواهد کرد.

اصلاح ساختار دولتی

با وجودی که سالهاست درمحافل مدیریتی سخن از محدود کردن تشکیلات دولتی در تمام عرصه های اقتصادی، تولیدی و اجرایی می شود اما این گستردگی همچنان رو به فزونی است. دولت اگرچه بزرگ ترین مجری در سطح کلان جامعه است، اما این بزرگی به جای انجام نظارت و هدایت کارها با در اختیار گرفتن منابع مادی و نیروی انسانی فراوان در چرخه اقتصاد و تولید به اداره این منابع می پردازد. تا آنجا که امروز خود را با تشکیلات عدیده ای روبرو ساخته است. این در حالی است که با واگذارکردن بسیاری از کارهای اجرایی در اختیار بخش خصوصی از یک سو می تواند از حجم مشغله و تورم کارهای اجرایی خود بکاهد و از سوی دیگر به افزایش رضایت مندی مشتریان و انتظارات نیروهای انسانی خود و نیز افزایش کیفیت خدمات در سطح خرد و کلان کمک شایانی کند. تجربه کشورهایی که موفق به کوچک سازی بخش تشکیلاتی دولت های خود شده اند، نشان می دهد که این کشورها به نتایج بسیار ارزنده ای از نظر اجرای با کیفیت کارهای کلان خود دست یافته اند. به نظر می رسد نقش پر رنگ دولت نیز در اداره کارها باید کاهش یابد و به جای آن روند نظارت بر کارها و هدایت امور توسط دولت توسعه یابد. دولت به عنوان ارکان اجرایی و تصمیم ساز، که ابزارهای لازم اقتصادی را در اختیار دارد، می تواند حرکات کیفی تری را در تمام عرصه ها از خود نشان دهد.

نقش مردم

تحقق اقتصاد مقاومتی صرفاً با مشارکت مردمی امکان پذیر است و لاغیر. برای بالابردن مشارکت مردمی باید از هر نوع فعالیت اقتصادی مردمی استقبال کرد. فضایی باید بر کشور و جامعه حاکم گردد که همه مردم خودشان را مولد در اقتصاد و شریک در پیشرفت و مقاومت کشور، حس کنند و برآن ببالند. در نظریه های اقتصادی نقش مردم به عنوان مصرف کنندگان کالاها بسیار حائز اهمیت است.

از مهم ترین نقش های مردم درتحقق اقتصادی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

مدیریت مصرف

امروزه تعادل درمصرف یک حرکت جهادی است و همه دستگاه های دولتی و غیر دولتی و همچنین آحاد مردم باید موضوع پرهیز ازاسراف و استفاده ازتولیدات داخلی را جدی بگیرند. جلوگیری از هر گونه اسراف و تبذیر، مهم ترین اصل در ارائه یک الگوی اسلامی مصرف است. از این رو خداوند درآیه 67 سوره فرقان، حرکت در مداری به دور از افراط و تفریط را رسیدن به پایداری دانسته است. پس فرد یا جامعه ای که در مسیر پایداری درمصرف حرکت کند به پایداری در اقتصاد می رسد و جامعه به همان مطلوب یعنی اقتصاد سالم، شکوفا و مقاومتی دست خواهد یافت.

قناعت(ساده زیستی و دوری ازتجملات)

امیرمومنان علی علیه السلام بهترین اقتصاد و زندگی سالم اقتصادی که آسایش انسان را تامین کند، اقتصاد مبتنی بر قناعت تعریف می کنند، پس قناعت و اقتصاد واقعی به معنای مصرف به مقدار کفایت است که مهم ترین عامل در ایجاد آسایش پایدار و راحتی دانسته شده است. مردم جامعه باید تفکر خود را نسبت به مصرف تغییر دهند و از مصرف گرایی و ریخت و پاش غیر ضروری در همه ی موارد خودداری کنند.

تولید ثروت حلال

تولید ثروت حلال باید درجامعه نهادینه شود و در کنار آن تولید ثروت های کاذب از طریق دلالی به امر مذموم در میان آحاد جامعه مبدل شود.

ترجیح مصرف کالای داخلی برکالای خارجی

پر واضح است که مردم حق استفاده از کالای باکیفیت را دارند، ولی ترجیحاً باید کالای ساخت داخل را مصرف کنند و این امر نیازمند تحکیم نگاه علمی است، به نحوی که دست اندرکاران عرصه تولید، دولت و دانشگاه ها حلقه ارتباط صمیمی و تعامل پایداری را باید با یکدیگر داشته باشند. زیرا صیانت از اعتبار تولید داخلی در عرصه جهانی وظیفه ملی و اسلامی است، و منافع زود گذر نباید منفعت ملی را به خطر بیندازد.

7. موانع وچالشهای پیش روی اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی و اهداف آن باید با جوهره مقاومت پیوند منطقی داشته باشد، در این راستا باید چالش های پیش رو را شناسایی و در دایره ای بزرگ تر با عنایت به چالش های اقتصاد و امت اسلامی تعریف و برای آن برنامه و راه حل ارائه شود.

از جمله این موانع می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1. وجود عوامل متعدد بر ایجاد فضای منفی برای جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی

2. وجود موانع متعدد پیش روی تولید ملی

3. عدم وجود فضای رقابتی دربخش تولید و توزیع در برخی از گروه کالایی

4. پایین بودن سطح بهره وری نیروی انسانی و ضرورت تشکیل نیروی انسانی کارآمد بیش از گذشته

5. افزایش نقدینگی و عدم تناسب آن با تولید

6. وجود نقدینگی های سرگردان

7. تورم بالا ومستمر درکشور

8. اختلالات متعدد در بازار ارزی کشور

9. سطح بالای بیکاری و عدم اشتغال پایدار

10. افزایش مستمر قیمت مسکن و اجاره ها

11. وابستگی شدید بودجه سالانه کشور به درآمدهای حاصل از فروش نفت خام

12. کسری بودجه مزمن و پایدار

13. عدم اجرای کامل سیاست های اصل 44 قانون اساسی در راستای آزاد سازی و خصوصی سازی

14. وجود نظام مالیاتی ناکارآمد

15. هدفمند نبودن یارانه ها علی رغم اجرای آن

16. ناکارایی نظام پولی و بانکی

17. نوسانات متعدد درشاخص های بورس

18. وجود سیاست های حمایتی و تعرفه ناکارآمد و غیر هدفمند

19. ضعف های زیرساختی و گمرک

20. تامین قطعات و فقدان الگوهای مصرف بهینه

21. مشکلات تامین کالاهای مورد نیاز بخش تولید

22. وابستگی صادرات غیر نفتی به بخش میعانات نفتی، گازی و پتروشیمی

23. عدم حمایت موثر از حقوق تضییع شده مصرف کنندگان

24. مواردی که موجب ایجاد ضعف در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های اقتصادی می شود

25. عدم پیشگیری در مواجهه با فساد مالی در دستگاه های دولتی و غیر دولتی

26. فساد اقتصادی

27. انجام واردات بی رویه

28. عدم اعمال مالیت های سنگین برای فعالیت های غیر تولیدی

29. بروکراسی اداری نیز به عنوان یکی از موانع تحقق اقتصاد مقاومتی است که یافتن راه کارهای حمایتی برای بهره برداری به موقع از پروژه های در دست اجرا را می طلبد.

8. نتیجه گیری و پیشنهادات

با توجه به بررسی همه عوامل موثر و زیر سیستم در اقتصاد مقاومتی باید گفت که تحریم ها نمی توانند خلل مهمی برای کشوری با قدرت جمهوری اسلامی ایران و با این مرزهای گسترده و منابع خدادادی ایجاد کنند، کشوری که به خدای متعال اتکا دارد و ملتی استوار و هوشمند است حتماً پیروز این میدان خواهد بود. نظام اسلامی قادر است با برنامه ریزی، تلاش، تدوین استراتژی ها و اقدامات لازم با محوریت اقتصاد مقاومتی، بخش عمده ای از تهدیدهای امروزین را نیز به فرصت تبدیل کند.

راه کارهای ذیل جهت رسیدن به اهداف اقتصاد مقاومتی ضروری است:

1. نقطه شروع اقتصاد مقاومتی، سیاست گذاری برای اصلاح الگوی مصرف است. مصرف، تولید را جهت می دهد و این دو در کنار هم، جهت سرمایه گذاری را مشخص می کنند. رونق تولید داخلی و کاستن از وارداتی که می تواند به افول و کم رونقی و توقف واحدهای تولیدی داخلی منجر شود، موجب استقلال اقتصادی، قطع وابستگی به خارج و ارتقای تکنولوژی در سطح کلان تر می شود. البته باید به گونه ای عمل کرد که اقتصاد مقاومتی به معنای تحمیل فشار به مردم نباشد.

2. افزایش بهره وری در تولید، کاهش قیمت تمام شده تولیدات، کیفیت بهتر و خدمات بیشتر در رقابت با تولیدات خارجی و کاهش واردات، حمایت از تولید ملی به ویژه تولیدات استراتژیک

3.کاهش آمار بیکاری و خشکاندن ریشه های فقر و آسیب های اجتماعی ناشی از بیکاری در جامعه

4. فعال سازی سیستم های حمایتی پولی و مالی و بیمه ای بخش تولید برای تحرک در اقتصاد داخلی و نیز حمایت از صادرات کالاهای غیرنفتی

5. افزایش واردات دانش فنی، خطوط تولید و ماشین آلات در ازای کاهش واردات کالاهای مصرفی با توجه به اهمیت این نوع معاملات در عصر اطلاعات، همزمان با تولید علم و تولید دانش فنی و حمایت از شرکت های دانش بنیان

6. توجه به معضل تورم و برقراری یک نظام قابل پیش بینی و قابل مدیریت در قبال شاخص تورم و تطبیق آن با سطح حقوق و دستمزدها و نیز قیمت ارز در پیش گیری سیاست های بهینه در این فرآیند

7. تبدیل تهدیدها به فرصت ها در روند تامین کالاها به این معنا که به محض اعمال تحریم در برخی از کالاها، شکل دهی به عزم ملی درحوزه فناوری و صنعت و تجارت برای ایجاد خود کفایی کامل یا حداقل خود اتکایی در تولید و تامین این اقلام

8. برقراری ارتباطات خاص اقتصادی با برخی از کشورهای دوست، گسترش ارتباطات اقتصادی با کشورها و بلوک های منطقه ای و گسترش شرکای تجاری از یک شریک عمده به چند شریک کوچک تر

9. شکل گیری روحیه جهاد اقتصادی، تولید ملی و حمیت ایرانی. ضمن آنکه برای تقویت اقتصادی ملی، دیپلماسی اقتصاد مقاومتی نیز لازم است. هدف از این نوع دیپلماسی تبیین دستاوردهای اقتصاد مقاومتی در مقابل فشارهای وارده است. فشارها در مورد کالای مصرفی و شاخص های روزمره اقتصادی وارد می شود، ولی دستاوردهای مقاومت کشور، دستاوردهایی استراتژیک و بلند مدت هستند، همچون خود کفایی در تکنولوژی ها و فناوری های برتر(هسته ای)، استقلال درسیاست خارجی و...

10. خودداری از اسراف و ضایع کردن کالاها و ذخیره سازی کالاهای اساسی در ابعاد حجیم توسط دولت و انبارهای کوچک و هدایت شده و هوشمند توسط مردم(مانند کشور سوئیس) حتی در زمان صلح و آرامش جهت تامین امنیت غذایی مردم.

منابع:

1. روزنامه ملت، مقاومت اقتصادی از رهگذر اقتصاد مقاومتی، مورخه 18 / 6 / 91.

2. حسین زاده، محمد، الزامات سال تولید ملی، سایت الف.

3. سخنان حمیدرضا فولادگر، تبلور اقتصاد مقاومتی در دل تحقق اصل ۴۴ نهفته است، خبرگزاری خانه ملت، مورخه  13 / 5 / 91.

4. سخنرانی حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، محورهای اساسی اقتصادمقاومتی، خبرگزاری فارس، مورخه 9 / 5 / 91.

5. لواسانی، سیده زینب، اقتصاد مقاومتی در امتداد جهاد اقتصادی، اقتصاد تبیان، مورخه 11 / 6 / 91.

6. نریمانی، میثم، 5اصل اقتصاد مقاومتی، پایگاه خبری و تحلیلی ندا آنلاین، مورخه 6 / 5 / 91.

7. یارمحمدیان، ناصر، آیا تحریم های اقتصادی علیه ایران تاثیرگذارند؟ روزنامه دنیای اقتصاد شماره 2758، مورخ 4 / 7 / 90.

8. تک تحریم و بانک اقتصاد مقاومتی، سایت آفتاب، مورخه 27 / 6 / 91.

9. عزیزیان، رضا، تثبیت نرخ ارز از ملزومات اقتصاد مقاومتی، روزنامه فرهیختگان، مورخه 6 / 7 / 91.

10. آهنی ها، اصغر، موانع اشتغال زائی درکشورقسمت چهارم، وب اصغر آهنی ها، مورخه 3 / 4 / 91.

11. ابراهیمی، عباس، «اقتصاد مقاومتی» در سایه تورم زدایی و حفظ سرمایه ایرانی تحقق می یابد، پایگاه اطلاع رسانی اقتصاد مقاومتی، مورخه 15 / 7 / 91.

12. منصوریان، بررسی و مطالعه اصلاح ساختار تشکیلات دولتی و موانع خصوصی سازی، سایت مازندران مورخه 25 / 7 / 88.

13. خبرگذاری تقریب، نقش مدیریت مصرف در اقتصاد مقاومتی، مورخه 22 / 5 / 91.

14. زیدی، باقر، نقش مردم دراقتصاد مقاومتی، روزنامه رسالت، مورخه 22 / 5 / 91.

15. حجت الاسلام روح الله بیگی نایب رئیس اول کمیسیون اقتصادی مجلس، تمام ضعف ها را به حساب تحریم نگذاریم، سایت تابناک، مورخه 5 / 6 / 91.

16. دکتر عسگری، علی، 18راهکار در اقتصاد مقاومتی، جام جم، مورخه 3 / 7 / 91.


سایر مقالات


تعریفی جامع و کامل از اقتصاد مقاومتی

در چند سال اخیر و با شدت یافتن تحریم های یک جانبه و غیرانسانی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران با هدف متوقف کردن برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران، واژه ی جدید «اقتصاد مقاومتی» به ادبیات اقتصادی کشور اضافه و به فراخور حال و روز اقتصاد کشورمان مورد بحث قرار گرفته است.

این واژه اولین بار در دیدار کارآفرینان با مقام معظم رهبری در شهریور سال 1389 مطرح گردید. در همین دیدار، رهبر معظم انقلاب «اقتصاد مقاومتی» را معنا و مفهومی از کارآفرینی معرفی و برای نیاز اساسی کشور به کارآفرینی نیز دو دلیل «فشار اقتصادی دشمنان» و «آمادگی کشور برایی جهش» را معرفی نمودند.[1]

برای مفهوم اقتصاد مقاومتی در همین مدت زمان کم، تعاریف متفاوتی ارائه شده که هر کدام از جنبه ای به این موضوع نگاه کرده اند. در این میان، تعریف جامع و کامل از اقتصاد مقاومتی را خود رهبر فرزانه انقلاب ارائه داده اند. ایشان در دیدار با دانشجویان فرمودند:

«اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید می تواند تعیین کننده رشد و شکوفایی کشور باشد.»[2]

این مقاله که مشتمل بر بیانات حکیمانه مقام معظم رهبری درباره اقتصاد مقاومتی است به خوانندگان عزیز تقدیم می گردد.

ارکان اقتصاد مقاومتی

الف: مقاوم بودن اقتصاد

وظیفه ی همه ی ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ کنیم و نگه داریم؛ این یکی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است که ما مطرح کردیم. در اقتصاد مقاومتی، یک رکن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه که ممکن است در معرض توطئه ی دشمن قرار بگیرد، مقاومت کند.[3]

ب: استفاده از همه ی ظرفیت های دولتی و مردمی

بخش خصوصی را باید کمک کرد. اینکه ما «اقتصاد مقاومتی» را مطرح کردیم، خب، خود اقتصاد مقاومتی شرائطی دارد، ارکانی دارد؛ یکی از بخش هایش همین تکیه ی به مردم است؛ همین سیاست های اصل 44 با تأکید و اهتمام و دقت و وسواسِ هرچه بیشتر باید دنبال شود؛ این جزو کارهای اساسی شماست. در بعضی از موارد، من از خود مسئولین کشور می شنوم که بخش خصوصی به خاطر کم توانی اش جلو نمی آید. خب، باید فکری بکنید برای اینکه به بخش خصوصی توانبخشی بشود؛ حالا از طریق بانک هاست، از طریق قوانین لازم و مقرراتِ لازم است؛ از هر طریقی که لازم است، کاری کنید که بخش خصوصی، بخش مردمی، فعال شود. بالاخره اقتصاد مقاومتی معنایش این است که ما یک اقتصادی داشته باشیم که هم روند رو به رشد اقتصادی در کشور محفوظ بماند، هم آسیب پذیری اش کاهش پیدا کند. یعنی وضع اقتصادی کشور و نظام اقتصادی جوری باشد که در مقابل ترفندهای دشمنان که همیشگی و به شکل های مختلف خواهد بود، کمتر آسیب ببیند و اختلال پیدا کند. یکی از شرائطش، استفاده از همه ی ظرفیت های دولتی و مردمی است؛ هم از فکرها و اندیشه ها و راه کارهائی که صاحبنظران می دهند، استفاده کنید، هم از سرمایه ها استفاده شود.

به مردم هم باید واقعاً میدان داده شود. البته در بیانات دوستان به برخی از این حوادثی که ناشی از پیگیری مفسدین اقتصادی و مفاسد اقتصادی است، اشاره شد. واقعاً نمی شود ما کار اقتصادی درست و قوی بکنیم، اما با مفاسد اقتصادی مبارزه نکنیم؛ این واقعاً نشدنی است. همان چند سال پیش هم که من راجع به این قضیه بحث کردم و مطالبی را به مسئولین کشور گفتم، به همین نکته توجه داشتم، که تصور نشود ما می توانیم سرمایه گذاری مردمی و کار سالم مردمی داشته باشیم، بدون مبارزه ی با مفاسد اقتصادی؛ و تصور نشود که مبارزه ی با مفاسد اقتصادی موجب می شود که ما مشارکت مردم و سرمایه گذاری مردم را کم داشته باشیم؛ نه، چون اکثر کسانی که می خواهند وارد میدان اقتصادی بشوند، اهل کار سالمند، مردمان سالمی هستند؛ حالا یکی دو نفر هم آدم های ناسالم پیدا می شوند. باید با چشم های تیزبین، ریزبین و دوربین مراقبت کنید که کسانی نیایند به عنوان ایجاد اشتغال و ایجاد کار و کارآفرینی تسهیلات بانکی بگیرند، اما کارآفرینی واقعی انجام نگیرد. این را باید مراقبت کنید؛ هم شما مراقبت کنید، هم قوه ی قضائیه مراقبت کند. به نظر من همکاری قوه ی مجریه و قوه ی قضائیه در اینجا یک کار بسیار لازمی است.[4]

ج: حمایت از تولید ملی

یک رکن دیگر اقتصاد مقاومتی، حمایت از تولید ملی است؛ صنعت و کشاورزی. خب، آمارهائی که آقایان می دهند، آمارهای خوبی است؛ لیکن از آن طرف هم از داخل دولت، خود مسئولین به ما می گویند که بعضی کارخانه ها دچار مشکلند، اختلال دارند، در بعضی جاها تعطیلی صنایع وجود دارد – گزارش های گوناگونی به ما می رسد، خود شما هم گزارش می دهید؛ یعنی من گزارش های دیگر هم دارم، اما اتکاء من به گزارش های دیگران نیست؛ گزارش های خود شما هم هست که به دست ما می رسد - خب، باید این را علاج کرد. اینها طبعاً ایجاد اشکال میکند. اگر چنانچه همین بخش دوم قضیه - یعنی آن نیمه ی خالی لیوان – نمی بود، شما امروز از لحاظ رونق اقتصادی، وضع بهتری را در کشور ارائه میکردید و کمک های بیشتری به مردم می شد. بالاخره حمایت از تولید ملی، آن بخشِ درونزای اقتصاد ماست و به این بایستی تکیه کرد.

واحدهای کوچک و متوسط را فعال کنید. البته خوشبختانه واحدهای بزرگ ما فعالند، خوبند و سوددهی شان هم خوب است، کارشان هم خوب است، اشتغالشان هم خوب است؛ عمده ی واحدهای بزرگ ما وضعشان این جور است - لذا همان طور که گفتید، محصول سیمانمان، محصول فولادمان، محصولات عمده ی اینجوری مان خوب است - لیکن باید به فکر واحدهای متوسط و کوچک باشید؛ اینها خیلی مهم است، اینها در زندگی مردم تأثیرات مستقیم دارد.[5]

د: مدیریت منابع ارزی

مسئله ی منابع ارزی هم مسئله ی مهمی است؛ که خب، حالا آقایان توجه دارید. روی این مسئله دقت کنید، خیلی باید کار کنید. واقعاً باید منابع ارزی را درست مدیریت کرد. حالا اشاره شد به ارز پایه؛ در این زمینه هم حرف های گوناگونی از دولت صادر شد. یعنی در روزنامه ها از قول یک مسئول، یک جور گفته شد؛ فردا یا دو روز بعد، یک جور دیگر گفته شد. نگذارید این اتفاق بیفتد. واقعاً یک تصمیم قاطع گرفته شود، روی آن تصمیم پافشاری شود و مسئله را دنبال کنید. به هر حال منابع ارزی باید مدیریت دقیق بشود.[6]

ه: مدیریت مصرف

یک مسئله هم در اقتصاد مقاومتی، مدیریت مصرف است. مصرف هم باید مدیریت شود. این قضیه ی اسراف و زیاده روی، قضیه ی مهمی در کشور است. خب، حالا چگونه باید جلوی اسراف را گرفت؟ فرهنگ سازی هم لازم است، اقدام عملی هم لازم است. فرهنگ سازی اش بیشتر به عهده ی رسانه هاست. واقعاً در این زمینه، هم صدا و سیما در درجه ی اول و بیش از همه مسئولیت دارد، هم دستگاه های دیگر مسئولیت دارند. باید فرهنگ سازی کنید. ما یک ملت مسلمانِ علاقه مند به مفاهیم اسلامی هستیم، اینقدر در اسلام اسراف منع شده، و ما متأسفانه در زندگی مان اهل اسرافیم! بخش عملیاتی اش هم به نظر من از خود دولت باید آغاز شود. در گزارش های شماها من خواندم، حالا هم بعضی از دوستان اظهار کردند که دولت درصدد صرفه جوئی است و میخواهد صرفه جوئی کند؛ بسیار خوب، این لازم است؛ این را جدی بگیرید. دولت خودش یک مصرف کننده ی بسیار بزرگی است. شما از بنزین بگیرید تا وسائل گوناگون، یک مصرف کننده ی بزرگ، دولت است. حقیقتاً در کار مصرف، صرفه جوئی کنید. صرفه جوئی، چیز بسیار لازم و مهمی است.

به مصرف تولیدات داخلی هم اهمیت بدهید. در دستگاه شما، در وزارتخانه ی شما، اگر کار جدیدی انجام میگیرد، اگر چیز جدیدی خریده میشود، اگر همین اقلام روزمره ای که مورد نیاز وزارتخانه است، تهیه می شود، سعی کنید همه اش از داخل باشد؛ اصرار بر این داشته باشید؛ خود این، یک قلم خیلی بزرگی میشود. اصلاً ممنوع کنید و بگوئید هیچ کس حق ندارد در این وزارتخانه جنس خارجی مصرف کند. به نظر من اینها می تواند کمک کند.[7]

تبیین اقتصاد مقاومتی

در زمینه ی مسائل اقتصادی، «اقتصاد تهاجمی» را مطرح کردند؛ عیبی ندارد. بنده فکر اقتصاد تهاجمی را نکردم. اگر واقعاً یک تبیین دانشگاهی و آکادمیک نسبت به اقتصاد تهاجمی - به قول ایشان، مکمل اقتصاد مقاومتی - وجود دارد، چه اشکالی دارد؟ آن را هم مطرح کنیم. آنچه که به نظر ما رسیده، اقتصاد مقاومتی بوده. البته اقتصاد مقاومتی فقط جنبه ی نفی نیست؛ این جور نیست که اقتصاد مقاومتی معنایش حصار کشیدن دور خود و فقط انجام یک کارهای تدافعی باشد؛ نه، اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که به یک ملت امکان می دهد و اجازه میدهد که حتّی در شرائط فشار هم رشد و شکوفائی خودشان را داشته باشند. این یک فکر است، یک مطالبه ی عمومی است. شما دانشجو هستید، استاد هستید، اقتصاددان هستید؛ بسیار خوب، با زبان دانشگاهی، همین ایده ی اقتصاد مقاومتی را تبیین کنید؛ حدودش را مشخص کنید؛ یعنی آن اقتصادی که در شرائط فشار، در شرائط تحریم، در شرائط دشمنی ها و خصومت های شدید می تواند تضمین کننده ی رشد و شکوفائی یک کشور باشد.[8]

اقتصاد مقاومتی شعار نیست

هم دانشگاه ها، هم دستگاه های دولتی، هم آحاد مردمی که خوشبختانه توانائی و استعداد این کار را دارند، چه از لحاظ علمی، چه از لحاظ توانائی های مالی، باید تلاش کنند مسئولیت زمان خود و مقطع تاریخی حساس خود را بشناسند و به آن عمل کنند. این که ما عرض کردیم «اقتصاد مقاومتی»، این یک شعار نیست؛ این یک واقعیت است. کشور دارد پیشرفت میکند. ما افق های بسیار بلند و نویدبخشی را در مقابل خودمان مشاهده می کنیم. خب، بدیهی است که حرکت به سمت این افق ها، معارض ها و معارضه هائی هم دارد. بعضی از این معارضه ها انگیزه های اقتصادی دارد، بعضی انگیزه های سیاسی دارد؛ بعضی منطقه ای است، بعضی بین المللی است. این معارضه ها در مواردی هم منتهی می شود به همین فشارهای گوناگونی که مشاهده می کنید؛ فشارهای سیاسی، تحریم، غیر تحریم، فشارهای تبلیغاتی - اینها هست - لیکن در لابه لای این مشکلات، در وسط این خارها، گام های استوار و همت ها و تصمیم هائی هم وجود دارد که بناست از وسط این خارها عبور کند و خودش را به آن نقطه ی مورد نظر برساند؛ وضع کشور الان اینجوری است.[9]

نقش شرکت های دانش بنیان در اقتصاد مقاومتی

یک مسئله ی دیگر در سرفصل اقتصاد مقاومتی، اقتصاد دانش بنیان است... این بخش شرکت های دانش بنیان و فعالیت های اقتصادی دانش بنیان خیلی جاده ی باز و امیدبخشی است. ما استعدادهای برجسته ای داریم که می توانند در این مورد کمک کنند.[10]

ما باید هر کدام نقش خودمان را بشناسیم و آن را ایفاء کنیم. یکی از بخش های ما، اقتصاد است و خاصیت اقتصاد در یک چنین شرائطی، اقتصاد مقاومتی است؛ یعنی اقتصادی که همراه باشد با مقاومت در مقابل کارشکنی دشمن، خباثت دشمن؛ دشمنانی که ما داریم. به نظر من یکی از بخش های مهمی که می تواند این اقتصاد مقاومتی را پایدار کند، همین کار شماست؛ همین شرکت های دانش بنیان است؛ این یکی از بهترین مظاهر و یکی از مؤثرترین مؤلفه های اقتصاد مقاومتی است؛ این را باید دنبال کرد.[11]

هدف دشمن از فشارهای اقتصادی

یک واقعیت دیگر هم این است که اگر کشور در مقابل فشارهای دشمن - از جمله در مقابل همین تحریم ها و از این چیزها - مقاومت مدبرانه بکند، نه فقط این حربه کند خواهد شد، بلکه در آینده هم امکان تکرار چنین چیزهائی دیگر وجود نخواهد داشت؛ چون این یک گذرگاه است، این یک برهه است؛ کشور از این برهه عبور خواهد کرد. این چیزهائی که الان آنها تهدید می کنند، تحریم می کنند، جز آمریکا و جز رژیم صهیونیستی، هیچ کس ذی نفع از این تحریم ها نیست. دیگران را با زور و با فشار و با رودربایستی و با این چیزها وارد میدان کردند. خب، پیداست که زور و فشار و رودربایستی نمی تواند خیلی ادامه پیدا کند - یک مدتی است - شاهدش هم این است که مجبور شدند بیست تا کشور را از همین تحریم های نفتی و امثال اینها استثناء کنند! دیگرانی هم که استثناء نشدند، خودشان مایل نیستند، و بیش از آنچه که ما بخواهیم یا همان اندازه که ما می خواهیم، آنها دنبال راه حل می گردند. بنابراین بایستی مقاومت کرد.

ما باید مسائل کشور را با این دید نگاه کنیم؛ آرمان ها جلوی چشم ما باشد؛ واقعیت های تشویق کننده جلوی چشم ما باشد. در مورد واقعیت های منفی - که در واقع در بعضی موارد واقعیت سازی است، واقعیت نمائی است - دچار اشتباه نشویم. البته توان دشمن را دست کم نگیریم، سهل انگاری و ساده انگاری نکنیم. مسئله، مسئله ی اساسی و مهمی است. شما مثل یک ریاضیدانی که می خواهد یک مسئله ی مهم ریاضی را حل کند، بر سر این مسئله تلاشتان را به کار ببرید و مسئله را حل کنید. شما ریاضیدان بااستعدادی هستید؛ این هم یک مسئله ی ریاضی است. اینجوری باید با مسائل گوناگون برخورد کنید. خوشبختانه انسان مشاهده میکند که همین روحیه هم در دستگاه های گوناگون وجود دارد. به مسئله ی اقتصاد باید با این دید نگاه کرد.

ما چند سال پیش «اقتصاد مقاومتی» را مطرح کردیم. همه ی کسانی که ناظر مسائل گوناگون بودند، می توانستند حدس بزنند که هدف دشمن، فشار اقتصادی بر کشور است. معلوم بود و طراحی ها نشان می داد که اینها می خواهند بر روی اقتصاد کشور متمرکز شوند. اقتصاد کشور ما برای آنها نقطه ی مهمی است. هدف دشمن این بود که بر روی اقتصاد متمرکز شود، به رشد ملی لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملی دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشکل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامی جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادی دشمن این است، و این محسوس بود؛ این را انسان می توانست مشاهده کند.[12]

منظومه ی کامل اقتصادی

من سال ۸۶ در صحن مطهر علی بن موسی الرضا علیه الصّلاة و السّلام در سخنرانی اول سال گفتم که اینها دارند مسئله ی اقتصاد را پیگیری میکنند؛ بعد هم آدم می تواند فرض کند که این شعارهای سال حلقه هائی بود برای ایجاد یک منظومه ی کامل در زمینه ی مسائل اقتصاد؛ یعنی اصلاح الگوی مصرف، مسئله ی جلوگیری از اسراف، مسئله ی همت مضاعف و کار مضاعف، مسئله ی جهاد اقتصادی، و تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی. ما اینها را به عنوان شعارهای زودگذر مطرح نکردیم؛ اینها چیزهائی است که می تواند حرکت عمومی کشور را در زمینه ی اقتصاد ساماندهی کند؛ می تواند ما را پیش ببرد. ما باید دنبال این راه باشیم.[13]

الزامات اقتصاد مقاومتی

مسئله ی اقتصاد مهم است؛ اقتصاد مقاومتی مهم است. البته اقتصاد مقاومتی الزاماتی دارد. مردمی کردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتی است. این سیاست های اصل ۴۴ که اعلام شد، می تواند یک تحول به وجود بیاورد؛ و این کار باید انجام بگیرد. البته کارهائی انجام گرفته و تلاشهای بیشتری باید بشود. بخش خصوصی را باید توانمند کرد؛ هم به فعالیت اقتصادی تشویق بشوند، هم سیستم بانکی کشور، دستگاه های دولتی کشور و دستگاه هائی که می توانند کمک کنند - مثل قوه ی مقننه و قوه ی قضائیه - کمک کنند که مردم وارد میدان اقتصاد شوند.

کاهش وابستگی به نفت یکی دیگر از الزامات اقتصاد مقاومتی است. این وابستگی، میراث شوم صد ساله ی ماست. ما اگر بتوانیم از همین فرصت که امروز وجود دارد، استفاده کنیم و تلاش کنیم نفت را با فعالیت های اقتصادی درآمدزای دیگری جایگزین کنیم، بزرگ ترین حرکت مهم را در زمینه ی اقتصاد انجام داده ایم. امروز صنایع دانش بنیان از جمله ی کارهائی است که می تواند این خلأ را تا میزان زیادی پر کند. ظرفیت های گوناگونی در کشور وجود دارد که می تواند این خلأ را پر کند. همت را بر این بگماریم؛ برویم به سمت این که هرچه ممکن است، وابستگی خودمان را کم کنیم.[14]

اقتصاد مقاومتی و مدیریت مصرف

مسئله ی مدیریت مصرف، یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی است؛ یعنی مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاه های دولتی، هم دستگاه های غیر دولتی، هم آحاد مردم و خانواده ها باید به این مسئله توجه کنند؛ که این واقعاً جهاد است. امروز پرهیز از اسراف و ملاحظه ی تعادل در مصرف، بلاشک در مقابل دشمن یک حرکت جهادی است؛ انسان میتواند ادعا کند که این اجر جهاد فی سبیل اللّه را دارد.

یک بُعد دیگرِ این مسئله ی تعادل در مصرف و مدیریت مصرف این است که ما از تولید داخلی استفاده کنیم؛ این را همه ی دستگاه های دولتی توجه داشته باشند - دستگاه های حاکمیتی، مربوط به قوای سه گانه - سعی کنند هیچ تولید غیر ایرانی را مصرف نکنند؛ همت را بر این بگمارند. آحاد مردم هم مصرف تولید داخلی را بر مصرف کالاهائی با مارک های معروف خارجی - که بعضی فقط برای نام و نشان، برای پز دادن، برای خودنمائی کردن، در زمینه های مختلف دنبال مارک های خارجی میروند - ترجیح بدهند. خود مردم راه مصرف کالاهای خارجی را ببندند.

به نظر ما طرح های «اقتصاد مقاومتی» جواب میدهد. همین مسئله ی سهمیه بندی بنزین که اشاره کردند، جواب داد. اگر چنانچه بنزین سهمیه بندی نمی شد، امروز مصرف بنزین ما از صد میلیون لیتر در روز بالاتر می رفت. توانستند این را کنترل کنند؛ که خب، امروز در یک حد خیلی خوبی هست. حتّی باید جوری باشد که هیچ به بیرون نیازی نباشد، که الحمدللّه نیست. تحریم بنزین را در برنامه داشتند؛ اقتصاد مقاومتی تحریم بنزین را خنثی کرد. و بقیه ی چیزهائی که مورد نیاز کشور است.

هدفمند کردن یارانه ها هم در جهت شکل دادن به اقتصاد ملی است؛ که اینها می تواند هم رونق ایجاد کند - در تولید، در اشتغال - و هم موجب رفاه شود؛ اینها مایه ی رشد تولید کشور، رشد اقتصادی کشور، مایه ی اقتدار یک کشور است. با رشد تولید، یک کشور در دنیا اقتدار حقیقی و آبروی بین المللی پیدا می کند. این کار بایستی به انجام برسد.[15]

استفاده ی حداکثری از زمان، منابع و امکانات

از زمان باید حداکثر استفاده بشود. طرح هائی که سالهای متمادی طول می کشید، امروز خوشبختانه با فاصله ی کمتری انسان می بیند که فلان کارخانه در ظرف دو سال، در ظرف هجده ماه به بهره برداری رسید. باید این را در کشور تقویت کرد.

حرکت بر اساس برنامه، یکی از کارهای اساسی است. تصمیم های خلق الساعه و تغییر مقررات، جزو ضربه هائی است که به «اقتصاد مقاومتی» وارد می شود و به مقاومت ملت ضربه می زند. این را، هم دولت محترم، هم مجلس محترم باید توجه داشته باشند؛ نگذارند سیاست های اقتصادی کشور در هر زمانی دچار تذبذب و تغییرهای بی مورد شود.[16]

اهمیت تحقیق در زمینه اقتصاد مقاومتی

یکی از دوستان اطلاع دادند که یک ستاد دانشجوئی برای تحقیق در اقتصاد مقاومتی تشکیل شده. کار بسیار جالبی است. اینجور کارهای عمیق، همان چیزی است که کشور به آن احتیاج دارد. شما باید فکر کنید، مطالعه کنید، تحقیق کنید. این تحقیقها اگر به درد آن دستگاه مسئول هم نخورد یا به کار او نیاید یا نپسندد، قطعاً به کار شما می آید و به درد شما می خورد. این، کار بسیار جالبی است.

همچنین یکی دیگر از دوستان اطلاع دادند که در دانشگاه شریف مرکز مطالعاتی ای تشکیل شده و در این زمینه ها کار میکنند. اینها بسیار کارهای مهمی است. این انگیزه ی جوان دانشجو و فکور، خیلی برای آینده ی کشور مهم است.

البته راه حل هائی که گفته شد، بعضی از آنها کاملاً درست است. این را هم من به شما عرض بکنم؛ در همین زمینه ی مسائل اقتصادی، پاره ای از آنچه که پیشنهاد و مطرح شد، ما اطلاع داریم که مد نظر مسئولین هست؛ درباره اش کار می کنند، تصمیم گیری می کنند، اقدام می کنند؛ منتها همه ی اقدام ها یا به اطلاع نمی رسد، یا گفتنی نیست. به هر حال اینجور نیست که مسائل اقتصادی در مد نظر آن مسئولین نباشد.[17]

اقتصاد مقاومتی، معنا و مفهومی از کارآفرینی

دلیل دومِ ما که امروز کار برامان مهم است، کارآفرینی مهم است، این است که ما امروز در مقابل یک فشار جهانی قرار داریم. دشمنی وجود دارد در دنیا که می خواهد با فشار اقتصادی و با تحریم و با این کارهائی که شماها می دانید، سلطه ی اهریمنی خودش را برگرداند به این کشور. هدف این است. یک کشور به این خوبی، با این همه منابع، منابع طبیعی، با این موقعیت سوق الجیشی، با همه ی امکانات، زیر نگین یک قدرتی در دنیا بوده؛ یک روز انگلیس ها بودند، یک روز آمریکائی ها بودند - در واقع نظام سلطه، دستگاه سلطه، امپراتوری سلطه. حالا آمریکا یک گوشه ای از این امپراتوری است - اینها مسلط بودند بر این کشور؛ انقلاب دست اینها را کوتاه کرده. سلطه می خواهد برگردد به این کشور. همه ی این تلاش ها برای این است. مسئله ی انرژی هسته ای بهانه است. آن کسانی که خیال می کنند اگر ما مسئله ی انرژی هسته ای را حل کردیم، مشکلات حل خواهد شد، خطا می کنند. مسئله ی انرژی هسته ای را مطرح می کنند، مسئله ی حقوق بشر را مطرح می کنند، مسائل گوناگون را مطرح می کنند، که اینها بهانه است. مسئله، مسئله ی فشار است، می خواهند یک ملت را به زانو در بیاورند؛ می خواهند انقلاب را زمین بزنند. یکی از کارهای مهم همین تحریم اقتصادی است. می گویند ما طرفمان ملت ایران نیست! دروغ می گویند؛ اصلاً طرف، ملت ایران است. تحریم برای این است که ملت ایران به ستوه بیاید، بگوید آقا ما به خاطر دولت جمهوری اسلامی داریم زیر فشار تحریم قرار می گیریم؛ رابطه ی ملت با نظام جمهوری اسلامی قطع بشود. هدف اصلاً این است. البته ملت ما را نمی شناسند؛ مثل همه ی موارد دیگر محاسباتشان غلط اندر غلط است. از نظر نظام سلطه، گناه بزرگ ملت ایران این است که خودش را از زیر بار سلطه آزاد کرده. می خواهند مجازات کنند به خاطر این گناه، که چرا خودت را از زیر بار سلطه، ای ملت! آزاد کرده ای. این ملت راه را پیدا کرده. اصلاً محاسباتشان اشتباه است؛ نمی فهمند چه کار باید بکنند و چه کار دارند می کنند. خب، اما فشار می آورند؛ فشار اقتصادی از راه تحریم ها.

ما باید یک اقتصاد مقاومتی واقعی در کشور به وجود بیاوریم. امروز کارآفرینی معناش این است. دوستان درست گفتند که ما تحریم ها را دور می زنیم؛ بنده هم یقین دارم. ملت ایران و مسئولین کشور تحریم ها را دور میزنند، تحریم کنندگان را ناکام می کنند؛ مثل موارد دیگری که در سال های گذشته در زمینه های سیاسی بود که یک اشتباهی کردند، یک حرکتی انجام دادند، بعد خودشان مجبور شدند برگردند، یکی یکی عذرخواهی کنند. چند مورد یادتان هست لابد دیگر. حالا جوان ها نمی دانند. در این ده بیست سال اخیر، از این کارها چند بار انجام دادند. این دفعه هم همین جور است. البته تحریم برای ما جدید نیست، ما سی سال است تو تحریمیم. همه ی این کارهائی که شده است، همه ی این حرکت عظیم ملت ایران، در فضای تحریم انجام گرفته؛ بنابراین کاری نمی توانند بکنند. خب، ولی این دلیلی است برای همه ی مسئولان و دلسوزان کشور که خود را موظف بدانند، مکلف بدانند به ایجاد کار، به تولید، به کارآفرینی، به پر رونق کردن روزافزون این کارگاه عظیم؛ که کشور ایران حقیقتاً امروز یک کارگاه عظیمی است. همه خودشان را باید موظف بدانند.[18]

 

پی نوشت ها:



[1] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور، 16 / 6 / 89.

[2] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان، 16 / 5 / 91.

[3] بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی علیه السلام،1 / 1 / 92.

[4] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهوری و اعضای هیئت دولت، 2 / 6 / 91.

[5] همان.

[6] همان.

[7] همان.

[8] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان، 16 / 5 / 91.

[9] همان.

[10] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهوری و اعضای هیئت دولت، 2 / 6 / 91.

[11] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از پژوهشگران و مسئولان شرکت های دانش بنیان، 8 / 5 / 91.

[12] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام، 3 / 5 / 91.

[13] همان.

[14] همان.

[15] همان.

[16] همان.

[17] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از دانشجویان، 19 / 5 / 90.

[18] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور، 16 / 6 / 89.


راهبرد اقتصاد مقاومتی در مناقشه هسته ای - دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲
اقتصاد مقاومتی راهکار بی‌اثر کردن تحریم‌ها - جمعه سی ام فروردین ۱۳۹۲
از اقتصاد مقاومتی تا اقتصاد حماسی - شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲
زمینه‌های توسعه اقتصاد مقاومتی در راهبرد اقتصاد دانش‌بنیان - یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱
تبیین نقش و جایگاه شرکت‌های دانش‌بنیان در توسعه‌ اقتصاد مقاومتی - چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۱
تصویب سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در مجمع تشخیص - شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱
قحطی نظریه اقتصاد مقاومتی درجهان! - پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱
مبانی اجرایی طرح مقاومت اقتصادی - جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۱
چیستی اقتصاد مقاومتی - جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱
مختصات اقتصاد مقاومتی - دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی در مقابل دلالی می‌ایستد - یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱
نماد اقتصاد مقاومتی در تاریخ ایران - چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱
نباید بگذاریم کشورمان به اقتصاد ریاضتی دچار شود - سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱
«کنترل واردات» یا واردات کنترلی - دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱
اقتصاد فعلی ایران اقتصاد استراحتی است - یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱
بهبود سبک زندگی لازمه توسعه اقتصادی - شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱
برندینگ شهری و تأثیر آن بر اقتصاد - سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱
نگاهی تازه به شاخصه های اقتصاد مقاومتی؛ هدف غرب از مصرف گرایی چیست؟ - پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱
زبان فارسی و تولید ملی - چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱
۶ آسیب اقتصاد ما - دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی از مسیر «تدبیر» می‌گذرد - پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی از کلام مقام معظم رهبری تا وزیر اقتصاد دوران جنگ - چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱
راهبرد اقتصاد مقاومتی در سایه تحریم های استکباری - دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱
ایران با راهکار «اقتصاد مقاومتی» به مقابله با تحریم‌ها برخاسته است - یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۱
زیرساخت های عملیاتی سازی الگوی اقتصاد مقاومتی - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
دو سطح یک اقتصاد مقاوم - پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱
«اقتصاد مقاومتی» با سه رویکرد: دانش، تلاش جهادگونه و مصرف هدفمند از تولید داخلی - پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱
راهکارهای کاربردی کردن اقتصاد مقاومتی کدامند؟ - پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی، تنها تبدیل کننده تهدید تحریم به فرصت - دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی مسابقه است یا مقاومت؟ - شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱
طرح انتزاع در تقابل با اقتصاد مقاومتی - دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۱
18 راهکار در اقتصاد مقاومتی - شنبه هشتم مهر ۱۳۹۱
چرا اقتصاد مقاومتی یک ضرورت است؟ - پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱
دانشگاه‌ها همگام با سایر بخش‌ها در جهت اقتصاد مقاومتی همت کنند - یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی را از کجا شروع کنیم؟ - چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی بهترین راه مبارزه با تحریم است - پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی، اقتصاد پیش روی جمهوری اسلامی ایران - چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۱
تبیین ابعاد مختلف اقتصاد مقاومتی مهمترین رسالت علما و روحانیون است - چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی؛ اقتصاد دفاعی یا ترمیمی؟ - شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱
تبیینی آکادمیک از اقتصاد مقاومتی - شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی چیست و چه اقتضائاتی دارد؟‬ - چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۱
صنعت نفت و الگوی اقتصاد مقاومتی - دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی از نگاه مقام معظم رهبری - دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱
نماینده مردم یزد: اقتصاد مقاومتی به معنای ریاضت نیست - دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی یا ریاضت اقتصادی - دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱
مصرف گرایی بلای جان اقتصاد مقاومتی - سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱
اقتصاد مقاومتی؛ پدافند یا استراتژی برای پیشرفت - سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱
هدف از اقتصاد مقاومتی چیست؟ - سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱
«اقتصاد مقاومتی» راهی برای تحقق چشم‌انداز - سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱



اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری


گردآوری: سید امیر حسین کامرانی راد
منبع اختصاصی: راسخون



 
در چند سال اخیر و با شدت یافتن تحریم های یک جانبه و غیرانسانی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران با هدف متوقف کردن برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران، واژه ی جدید « اقتصاد مقاومتی » به ادبیات اقتصادی کشور اضافه و به فراخور حال و روز اقتصاد کشورمان مورد بحث قرار گرفته است. این واژه اولین بار در دیدار کارآفرینان با مقام معظم رهبری در شهریور سال 1389 مطرح گردید. در همین دیدار، مقام معظم رهبری « اقتصاد مقاومتی » را معنا و مفهومی از کارآفرینی معرفی و برای نیاز اساسی کشور به کارآفرینی نیز دو دلیل « فشار اقتصادی دشمنان » و « آمادگی کشور برایی جهش » را معرفی نمودند.1
برای مفهوم اقتصاد مقاومتی در همین مدت زمان کم، تعاریف متفاوتی ارائه شده که هر کدام از جنبه ای به این موضوع نگاه کرده اند. در این میان، تعریف جامع و کامل از اقتصاد مقاومتی را خود رهبر فرزانه انقلاب ارائه داده اند. ایشان در دیدار با دانشجویان فرمودند:

« اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید می تواند تعیین کننده ی رشد و شکوفایی کشور باشد. »2

این مقاله که مشتمل بر بیانات حکیمانه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) درباره اقتصاد مقاومتی است به خوانندگان عزیز تقدیم می گردد.

ارکان اقتصاد مقاومتی

الف: مقاوم بودن اقتصاد

وظیفه‌ی همه‌ی ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ کنیم و نگه داریم؛ این یکی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است که ما مطرح کردیم. در اقتصاد مقاومتی، یک رکن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه که ممکن است در معرض توطئه‌ی دشمن قرار بگیرد، مقاومت کند.3

ب: استفاده از همه‌‌ى ظرفیتهاى دولتى و مردمى

بخش خصوصى را باید کمک کرد. اینکه ما «اقتصاد مقاومتى» را مطرح کردیم، خب، خود اقتصاد مقاومتى شرائطى دارد، ارکانى دارد؛ یکى از بخشهایش همین تکیه‌‌ى به مردم است؛ همین سیاستهاى اصل 44 با تأکید و اهتمام و دقت و وسواسِ هرچه بیشتر باید دنبال شود؛ این جزو کارهاى اساسى شماست. در بعضى از موارد، من از خود مسئولین کشور میشنوم که بخش خصوصى به خاطر کم‌‌توانى‌‌اش جلو نمى‌‌آید. خب، باید فکرى بکنید براى اینکه به بخش خصوصى توانبخشى بشود؛ حالا از طریق بانکهاست، از طریق قوانین لازم و مقرراتِ لازم است؛ از هر طریقى که لازم است، کارى کنید که بخش خصوصى، بخش مردمى، فعال شود. بالاخره اقتصاد مقاومتى معنایش این است که ما یک اقتصادى داشته باشیم که هم روند رو به رشد اقتصادى در کشور محفوظ بماند، هم آسیب‌‌پذیرى‌‌اش کاهش پیدا کند. یعنى وضع اقتصادى کشور و نظام اقتصادى جورى باشد که در مقابل ترفندهاى دشمنان که همیشگى و به شکلهاى مختلف خواهد بود، کمتر آسیب ببیند و اختلال پیدا کند. یکى از شرائطش، استفاده از همه‌‌ى ظرفیتهاى دولتى و مردمى است؛ هم از فکرها و اندیشه‌‌ها و راهکارهائى که صاحبنظران میدهند، استفاده کنید، هم از سرمایه‌‌ها استفاده شود.
به مردم هم باید واقعاً میدان داده شود. البته در بیانات دوستان به برخى از این حوادثى که ناشى از پیگیرى مفسدین اقتصادى و مفاسد اقتصادى است، اشاره شد. واقعاً نمیشود ما کار اقتصادىِ درست و قوى بکنیم، اما با مفاسد اقتصادى مبارزه نکنیم؛ این واقعاً نشدنى است. همان چند سال پیش هم که من راجع به این قضیه بحث کردم و مطالبى را به مسئولین کشور گفتم، به همین نکته توجه داشتم، که تصور نشود ما میتوانیم سرمایه‌‌گذارى مردمى و کار سالم مردمى داشته باشیم، بدون مبارزه‌‌ى با مفاسد اقتصادى؛ و تصور نشود که مبارزه‌‌ى با مفاسد اقتصادى موجب میشود که ما مشارکت مردم و سرمایه‌‌گذارى مردم را کم داشته باشیم؛ نه، چون اکثر کسانى که میخواهند وارد میدان اقتصادى بشوند، اهل کار سالمند، مردمان سالمى هستند؛ حالا یکى دو نفر هم آدمهاى ناسالم پیدا میشوند. باید با چشمهاى تیزبین، ریزبین و دوربین مراقبت کنید که کسانى نیایند به عنوان ایجاد اشتغال و ایجاد کار و کارآفرینى تسهیلات بانکى بگیرند، اما کارآفرینىِ واقعى انجام نگیرد. این را باید مراقبت کنید؛ هم شما مراقبت کنید، هم قوه‌‌ى قضائیه مراقبت کند. به نظر من همکارى قوه‌‌ى مجریه و قوه‌‌ى قضائیه در اینجا یک کار بسیار لازمى است.4

ج: حمایت از تولید ملى

یک رکن دیگر اقتصاد مقاومتى، حمایت از تولید ملى است؛ صنعت و کشاورزى. خب، آمارهائى که آقایان میدهند، آمارهاى خوبى است؛ لیکن از آن طرف هم از داخل دولت، خود مسئولین به ما میگویند که بعضى کارخانه‌‌ها دچار مشکلند، اختلال دارند، در بعضى جاها تعطیلى صنایع وجود دارد - گزارشهاى گوناگونى به ما میرسد، خود شما هم گزارش میدهید؛ یعنى من گزارشهاى دیگر هم دارم، اما اتکاء من به گزارشهاى دیگران نیست؛ گزارشهاى خود شما هم هست که به دست ما میرسد - خب، باید این را علاج کرد. اینها طبعاً ایجاد اشکال میکند. اگر چنانچه همین بخش دوم قضیه - یعنى آن نیمه‌‌ى خالى لیوان - نمیبود، شما امروز از لحاظ رونق اقتصادى، وضع بهترى را در کشور ارائه میکردید و کمکهاى بیشترى به مردم میشد. بالاخره حمایت از تولید ملى، آن بخشِ درونزاى اقتصاد ماست و به این بایستى تکیه کرد.
واحدهاى کوچک و متوسط را فعال کنید. البته خوشبختانه واحدهاى بزرگ ما فعالند، خوبند و سوددهى‌‌شان هم خوب است، کارشان هم خوب است، اشتغالشان هم خوب است؛ عمده‌‌ى واحدهاى بزرگ ما وضعشان اینجور است - لذا همان طور که گفتید، محصول سیمانمان، محصول فولادمان، محصولات عمده‌‌ى اینجورى‌‌مان خوب است - لیکن باید به فکر واحدهاى متوسط و کوچک باشید؛ اینها خیلى مهم است، اینها در زندگى مردم تأثیرات مستقیم دارد.5

د: مدیریت منابع ارزى

مسئله‌‌ى منابع ارزى هم مسئله‌‌ى مهمى است؛ که خب، حالا آقایان توجه دارید. روى این مسئله دقت کنید، خیلى باید کار کنید. واقعاً باید منابع ارزى را درست مدیریت کرد. حالا اشاره شد به ارز پایه؛ در این زمینه هم حرفهاى گوناگونى از دولت صادر شد. یعنى در روزنامه‌‌ها از قول یک مسئول، یک جور گفته شد؛ فردا یا دو روز بعد، یک جور دیگر گفته شد. نگذارید این اتفاق بیفتد. واقعاً یک تصمیم قاطع گرفته شود، روى آن تصمیم پافشارى شود و مسئله را دنبال کنید. به هر حال منابع ارزى باید مدیریت دقیق بشود.6

ه: مدیریت مصرف

یک مسئله هم در اقتصاد مقاومتى، مدیریت مصرف است. مصرف هم باید مدیریت شود. این قضیه‌‌ى اسراف و زیاده‌‌روى، قضیه‌‌ى مهمى در کشور است. خب، حالا چگونه باید جلوى اسراف را گرفت؟ فرهنگ‌‌سازى هم لازم است، اقدام عملى هم لازم است. فرهنگ‌‌سازى‌‌اش بیشتر به عهده‌‌ى رسانه‌‌هاست. واقعاً در این زمینه، هم صدا و سیما در درجه‌‌ى اول و بیش از همه مسئولیت دارد، هم دستگاه‌‌هاى دیگر مسئولیت دارند. باید فرهنگ‌‌سازى کنید. ما یک ملت مسلمانِ علاقه‌‌مند به مفاهیم اسلامى هستیم، اینقدر در اسلام اسراف منع شده، و ما متأسفانه در زندگى‌‌مان اهل اسرافیم! بخش عملیاتى‌‌اش هم به نظر من از خود دولت باید آغاز شود. در گزارشهاى شماها من خواندم، حالا هم بعضى از دوستان اظهار کردند که دولت درصدد صرفه‌‌جوئى است و میخواهد صرفه‌‌جوئى کند؛ بسیار خوب، این لازم است؛ این را جدى بگیرید. دولت خودش یک مصرف‌‌کننده‌‌ى بسیار بزرگى است. شما از بنزین بگیرید تا وسائل گوناگون، یک مصرف‌‌کننده‌‌ى بزرگ، دولت است. حقیقتاً در کار مصرف، صرفه‌‌جوئى کنید. صرفه‌‌جوئى، چیز بسیار لازم و مهمى است.
به مصرف تولیدات داخلى هم اهمیت بدهید. در دستگاه شما، در وزارتخانه‌‌ى شما، اگر کار جدیدى انجام میگیرد، اگر چیز جدیدى خریده میشود، اگر همین اقلام روزمره‌‌اى که مورد نیاز وزارتخانه است، تهیه میشود، سعى کنید همه‌‌اش از داخل باشد؛ اصرار بر این داشته باشید؛ خود این، یک قلم خیلى بزرگى میشود. اصلاً ممنوع کنید و بگوئید هیچ کس حق ندارد در این وزارتخانه جنس خارجى مصرف کند. به نظر من اینها میتواند کمک کند. 7
 

تبیین اقتصاد مقاومتى

در زمینه‌ى مسائل اقتصادى، «اقتصاد تهاجمى» را مطرح کردند؛ عیبى ندارد. بنده فکر اقتصاد تهاجمى را نکردم. اگر واقعاً یک تبیین دانشگاهى و آکادمیک نسبت به اقتصاد تهاجمى - به قول ایشان، مکمل اقتصاد مقاومتى - وجود دارد، چه اشکالى دارد؟ آن را هم مطرح کنیم. آنچه که به نظر ما رسیده، اقتصاد مقاومتى بوده. البته اقتصاد مقاومتى فقط جنبه‌ى نفى نیست؛ اینجور نیست که اقتصاد مقاومتى معنایش حصار کشیدن دور خود و فقط انجام یک کارهاى تدافعى باشد؛ نه، اقتصاد مقاومتى یعنى آن اقتصادى که به یک ملت امکان میدهد و اجازه میدهد که حتّى در شرائط فشار هم رشد و شکوفائى خودشان را داشته باشند. این یک فکر است، یک مطالبه‌ى عمومى است. شما دانشجو هستید، استاد هستید، اقتصاددان هستید؛ بسیار خوب، با زبان دانشگاهى، همین ایده‌ى اقتصاد مقاومتى را تبیین کنید؛ حدودش را مشخص کنید؛ یعنى آن اقتصادى که در شرائط فشار، در شرائط تحریم، در شرائط دشمنى‌ها و خصومتهاى شدید میتواند تضمین کننده‌ى رشد و شکوفائى یک کشور باشد.8
 

اقتصاد مقاومتى شعار نیست

هم دانشگاه‌‌‌ها، هم دستگاه‌‌‌هاى دولتى، هم آحاد مردمى که خوشبختانه توانائى و استعداد این کار را دارند، چه از لحاظ علمى، چه از لحاظ توانائى‌‌‌هاى مالى، باید تلاش کنند مسئولیت زمان خود و مقطع تاریخى حساس خود را بشناسند و به آن عمل کنند. این که ما عرض کردیم «اقتصاد مقاومتى»، این یک شعار نیست؛ این یک واقعیت است. کشور دارد پیشرفت میکند. ما افقهاى بسیار بلند و نویدبخشى را در مقابل خودمان مشاهده میکنیم. خب، بدیهى است که حرکت به سمت این افقها، معارضها و معارضه‌‌‌هائى هم دارد. بعضى از این معارضه‌‌‌ها انگیزه‌‌‌هاى اقتصادى دارد، بعضى انگیزه‌‌‌هاى سیاسى دارد؛ بعضى منطقه‌‌‌اى است، بعضى بین‌‌‌المللى است. این معارضه‌‌‌ها در مواردى هم منتهى میشود به همین فشارهاى گوناگونى که مشاهده میکنید؛ فشارهاى سیاسى، تحریم، غیر تحریم، فشارهاى تبلیغاتى - اینها هست - لیکن در لابه‌‌‌لاى این مشکلات، در وسط این خارها، گامهاى استوار و همتها و تصمیمهائى هم وجود دارد که بناست از وسط این خارها عبور کند و خودش را به آن نقطه‌‌‌ى مورد نظر برساند؛ وضع کشور الان اینجورى است. 9
 

نقش شرکتهاى دانش‌‌بنیان در اقتصاد مقاومتی

یک مسئله‌‌ى دیگر در سرفصل اقتصاد مقاومتى، اقتصاد دانش‌‌بنیان است... این بخش شرکتهاى دانش‌‌بنیان و فعالیتهاى اقتصادى دانش‌‌بنیان خیلى جاده‌‌ى باز و امیدبخشى است. ما استعدادهاى برجسته‌‌اى داریم که میتوانند در این مورد کمک کنند. 10
ما باید هر کدام نقش خودمان را بشناسیم و آن را ایفاء کنیم. یکى از بخشهاى ما، اقتصاد است و خاصیت اقتصاد در یک چنین شرائطى، اقتصاد مقاومتى است؛ یعنى اقتصادى که همراه باشد با مقاومت در مقابل کارشکنى دشمن، خباثت دشمن؛ دشمنانى که ما داریم. به نظر من یکى از بخشهاى مهمى که میتواند این اقتصاد مقاومتى را پایدار کند، همین کار شماست؛ همین شرکتهاى دانش‌‌‌بنیان است؛ این یکى از بهترین مظاهر و یکى از مؤثرترین مؤلفه‌‌‌هاى اقتصاد مقاومتى است؛ این را باید دنبال کرد.11
 

هدف دشمن از فشارهای اقتصادی

یک واقعیت دیگر هم این است که اگر کشور در مقابل فشارهاى دشمن - از جمله در مقابل همین تحریمها و از این چیزها - مقاومت مدبرانه بکند، نه فقط این حربه کُند خواهد شد، بلکه در آینده هم امکان تکرار چنین چیزهائى دیگر وجود نخواهد داشت؛ چون این یک گذرگاه است، این یک برهه است؛ کشور از این برهه عبور خواهد کرد. این چیزهائى که الان آنها تهدید میکنند، تحریم میکنند، جز آمریکا و جز رژیم صهیونیستى، هیچ کس ذى‌نفع از این تحریمها نیست. دیگران را با زور و با فشار و با رودربایستى و با این چیزها وارد میدان کردند. خب، پیداست که زور و فشار و رودربایستى نمیتواند خیلى ادامه پیدا کند - یک مدتى است - شاهدش هم این است که مجبور شدند بیست تا کشور را از همین تحریمهاى نفتى و امثال اینها استثناء کنند! دیگرانى هم که استثناء نشدند، خودشان مایل نیستند، و بیش از آنچه که ما بخواهیم یا همان اندازه که ما میخواهیم، آنها دنبال راه‌حل میگردند. بنابراین بایستى مقاومت کرد.
ما باید مسائل کشور را با این دید نگاه کنیم؛ آرمانها جلوى چشم ما باشد؛ واقعیتهاى تشویق‌کننده جلوى چشم ما باشد. در مورد واقعیتهاى منفى - که در واقع در بعضى موارد واقعیت‌سازى است، واقعیت‌نمائى است - دچار اشتباه نشویم. البته توان دشمن را دست‌کم نگیریم، سهل‌انگارى و ساده‌انگارى نکنیم. مسئله، مسئله‌ى اساسى و مهمى است. شما مثل یک ریاضیدانى که میخواهد یک مسئله‌ى مهم ریاضى را حل کند، بر سر این مسئله تلاشتان را به کار ببرید و مسئله را حل کنید. شما ریاضیدان بااستعدادى هستید؛ این هم یک مسئله‌ى ریاضى است. اینجورى باید با مسائل گوناگون برخورد کنید. خوشبختانه انسان مشاهده میکند که همین روحیه هم در دستگاه‌هاى گوناگون وجود دارد. به مسئله‌ى اقتصاد باید با این دید نگاه کرد.
ما چند سال پیش «اقتصاد مقاومتى» را مطرح کردیم. همه‌ى کسانى که ناظر مسائل گوناگون بودند، میتوانستند حدس بزنند که هدف دشمن، فشار اقتصادى بر کشور است. معلوم بود و طراحى‌ها نشان میداد که اینها میخواهند بر روى اقتصاد کشور متمرکز شوند. اقتصاد کشور ما براى آنها نقطه‌ى مهمى است. هدف دشمن این بود که بر روى اقتصاد متمرکز شود، به رشد ملى لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملى دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشکل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامى جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادى دشمن این است، و این محسوس بود؛ این را انسان میتوانست مشاهده کند.12
 

منظومه‌ى کامل اقتصادی

من سال ۸۶ در صحن مطهر على‌بن‌موسى‌الرضا (علیه الصّلاة و السّلام) در سخنرانىِ اول سال گفتم که اینها دارند مسئله‌ى اقتصاد را پیگیرى میکنند؛ بعد هم آدم میتواند فرض کند که این شعارهاى سال حلقه‌هائى بود براى ایجاد یک منظومه‌ى کامل در زمینه‌ى مسائل اقتصاد؛ یعنى اصلاح الگوى مصرف، مسئله‌ى جلوگیرى از اسراف، مسئله‌ى همت مضاعف و کار مضاعف، مسئله‌ى جهاد اقتصادى، و تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى. ما اینها را به عنوان شعارهاى زودگذر مطرح نکردیم؛ اینها چیزهائى است که میتواند حرکت عمومى کشور را در زمینه‌ى اقتصاد ساماندهى کند؛ میتواند ما را پیش ببرد. ما باید دنبال این راه باشیم.13


الزامات اقتصاد مقاومتى

مسئله‌ى اقتصاد مهم است؛ اقتصاد مقاومتى مهم است. البته اقتصاد مقاومتى الزاماتى دارد. مردمى کردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتى است. این سیاستهاى اصل ۴۴ که اعلام شد، میتواند یک تحول به وجود بیاورد؛ و این کار باید انجام بگیرد. البته کارهائى انجام گرفته و تلاشهاى بیشترى باید بشود. بخش خصوصى را باید توانمند کرد؛ هم به فعالیت اقتصادى تشویق بشوند، هم سیستم بانکى کشور، دستگاه‌هاى دولتى کشور و دستگاه‌هائى که میتوانند کمک کنند - مثل قوه‌ى مقننه و قوه‌ى قضائیه - کمک کنند که مردم وارد میدان اقتصاد شوند.
کاهش وابستگى به نفت یکى دیگر از الزامات اقتصاد مقاومتى است. این وابستگى، میراث شوم صد ساله‌ى ماست. ما اگر بتوانیم از همین فرصت که امروز وجود دارد، استفاده کنیم و تلاش کنیم نفت را با فعالیتهاى اقتصادىِ درآمدزاى دیگرى جایگزین کنیم، بزرگترین حرکت مهم را در زمینه‌ى اقتصاد انجام داده‌ایم. امروز صنایع دانش‌بنیان از جمله‌ى کارهائى است که میتواند این خلأ را تا میزان زیادى پر کند. ظرفیتهاى گوناگونى در کشور وجود دارد که میتواند این خلأ را پر کند. همت را بر این بگماریم؛ برویم به سمت این که هرچه ممکن است، وابستگى خودمان را کم کنیم.14


اقتصاد مقاومتى و مدیریت مصرف

مسئله‌ى مدیریت مصرف، یکى از ارکان اقتصاد مقاومتى است؛ یعنى مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاه‌هاى دولتى، هم دستگاه‌هاى غیر دولتى، هم آحاد مردم و خانواده‌ها باید به این مسئله توجه کنند؛ که این واقعاً جهاد است. امروز پرهیز از اسراف و ملاحظه‌ى تعادل در مصرف، بلاشک در مقابل دشمن یک حرکت جهادى است؛ انسان میتواند ادعا کند که این اجر جهاد فى‌سبیل‌اللّه‌ را دارد.
یک بُعد دیگرِ این مسئله‌ى تعادل در مصرف و مدیریت مصرف این است که ما از تولید داخلى استفاده کنیم؛ این را همه‌ى دستگاه‌هاى دولتى توجه داشته باشند - دستگاه‌هاى حاکمیتى، مربوط به قواى سه‌گانه - سعى کنند هیچ تولید غیر ایرانى را مصرف نکنند؛ همت را بر این بگمارند. آحاد مردم هم مصرف تولید داخلى را بر مصرف کالاهائى با مارکهاى معروف خارجى - که بعضى فقط براى نام و نشان، براى پز دادن، براى خودنمائى کردن، در زمینه‌هاى مختلف دنبال مارکهاى خارجى میروند - ترجیح بدهند. خود مردم راه مصرف کالاهاى خارجى را ببندند.
به نظر ما طرحهاى «اقتصاد مقاومتى» جواب میدهد. همین مسئله‌ى سهمیه‌بندى بنزین که اشاره کردند، جواب داد. اگر چنانچه بنزین سهمیه‌بندى نمیشد، امروز مصرف بنزین ما از صد میلیون لیتر در روز بالاتر میرفت. توانستند این را کنترل کنند؛ که خب، امروز در یک حد خیلى خوبى هست. حتّى باید جورى باشد که هیچ به بیرون نیازى نباشد، که الحمدللّه‌ نیست. تحریم بنزین را در برنامه داشتند؛ اقتصاد مقاومتى تحریم بنزین را خنثى کرد. و بقیه‌ى چیزهائى که مورد نیاز کشور است.
هدفمند کردن یارانه‌ها هم در جهت شکل دادن به اقتصاد ملى است؛ که اینها میتواند هم رونق ایجاد کند - در تولید، در اشتغال - و هم موجب رفاه شود؛ اینها مایه‌ى رشد تولید کشور، رشد اقتصادى کشور، مایه‌ى اقتدار یک کشور است. با رشد تولید، یک کشور در دنیا اقتدار حقیقى و آبروى بین‌المللى پیدا میکند. این کار بایستى به انجام برسد.15


استفاده‌ى حداکثرى از زمان، منابع و امکانات

از زمان باید حداکثر استفاده بشود. طرحهائى که سالهاى متمادى طول میکشید، امروز خوشبختانه با فاصله‌ى کمترى انسان مى‌بیند که فلان کارخانه در ظرف دو سال، در ظرف هجده ماه به بهره‌بردارى رسید. باید این را در کشور تقویت کرد.
حرکت بر اساس برنامه، یکى از کارهاى اساسى است. تصمیمهاى خلق‌الساعه و تغییر مقررات، جزو ضربه‌هائى است که به «اقتصاد مقاومتى» وارد میشود و به مقاومت ملت ضربه میزند. این را، هم دولت محترم، هم مجلس محترم باید توجه داشته باشند؛ نگذارند سیاستهاى اقتصادى کشور در هر زمانى دچار تذبذب و تغییرهاى بى‌مورد شود.16


اهمیت تحقیق در زمینه اقتصاد مقاومتى

یکى از دوستان اطلاع دادند که یک ستاد دانشجوئى براى تحقیق در اقتصاد مقاومتى تشکیل شده. کار بسیار جالبى است. اینجور کارهاى عمیق، همان چیزى است که کشور به آن احتیاج دارد. شما باید فکر کنید، مطالعه کنید، تحقیق کنید. این تحقیقها اگر به درد آن دستگاه مسئول هم نخورد یا به کار او نیاید یا نپسندد، قطعاً به کار شما مى‌آید و به درد شما میخورد. این، کار بسیار جالبى است.
همچنین یکى دیگر از دوستان اطلاع دادند که در دانشگاه شریف مرکز مطالعاتى‌اى تشکیل شده و در این زمینه‌ها کار میکنند. اینها بسیار کارهاى مهمى است. این انگیزه‌ى جوان دانشجو و فکور، خیلى براى آینده‌ى کشور مهم است.
البته راه‌حلهائى که گفته شد، بعضى از آنها کاملاً درست است. این را هم من به شما عرض بکنم؛ در همین زمینه‌ى مسائل اقتصادى، پاره‌اى از آنچه که پیشنهاد و مطرح شد، ما اطلاع داریم که مد نظر مسئولین هست؛ درباره‌اش کار میکنند، تصمیم‌گیرى میکنند، اقدام میکنند؛ منتها همه‌ى اقدامها یا به اطلاع نمیرسد، یا گفتنى نیست. به هر حال اینجور نیست که مسائل اقتصادى در مد نظر آن مسئولین نباشد.17


اقتصاد مقاومتی، معنا و مفهومی از کارآفرینی

دلیل دومِ ما که امروز کار برامان مهم است، کارآفرینى مهم است، این است که ما امروز در مقابل یک فشار جهانى قرار داریم. دشمنى وجود دارد در دنیا که میخواهد با فشار اقتصادى و با تحریم و با این کارهائى که شماها میدانید، سلطه‌ى اهریمنى خودش را برگرداند به این کشور. هدف این است. یک کشور به این خوبى، با این همه منابع، منابع طبیعى، با این موقعیت سوق‌الجیشى، با همه‌ى امکانات، زیر نگین یک قدرتى در دنیا بوده؛ یک روز انگلیسها بودند، یک روز آمریکائى‌ها بودند - در واقع نظام سلطه، دستگاه سلطه، امپراتورى سلطه. حالا آمریکا یک گوشه‌اى از این امپراتورى است - اینها مسلط بودند بر این کشور؛ انقلاب دست اینها را کوتاه کرده. سلطه میخواهد برگردد به این کشور. همه‌ى این تلاشها براى این است. مسئله‌ى انرژى هسته‌اى بهانه است. آن کسانى که خیال میکنند اگر ما مسئله‌ى انرژى هسته‌اى را حل کردیم، مشکلات حل خواهد شد، خطا میکنند. مسئله‌ى انرژى هسته‌اى را مطرح میکنند، مسئله‌ى حقوق بشر را مطرح میکنند، مسائل گوناگون را مطرح میکنند، که اینها بهانه است. مسئله، مسئله‌ى فشار است، میخواهند یک ملت را به زانو در بیاورند؛ میخواهند انقلاب را زمین بزنند. یکى از کارهاى مهم همین تحریم اقتصادى است. میگویند ما طرفمان ملت ایران نیست! دروغ میگویند؛ اصلاً طرف، ملت ایران است. تحریم براى این است که ملت ایران به ستوه بیاید، بگوید آقا ما به خاطر دولت جمهورى اسلامى داریم زیر فشار تحریم قرار میگیریم؛ رابطه‌ى ملت با نظام جمهورى اسلامى قطع بشود. هدف اصلاً این است. البته ملت ما را نمیشناسند؛ مثل همه‌ى موارد دیگر محاسباتشان غلط اندر غلط است. از نظر نظام سلطه، گناه بزرگ ملت ایران این است که خودش را از زیر بار سلطه آزاد کرده. میخواهند مجازات کنند به خاطر این گناه، که چرا خودت را از زیر بار سلطه، اى ملت! آزاد کرده‌اى. این ملت راه را پیدا کرده. اصلاً محاسباتشان اشتباه است؛ نمیفهمند چه کار باید بکنند و چه کار دارند میکنند. خب، اما فشار مى‌آورند؛ فشار اقتصادى از راه تحریمها.
ما باید یک اقتصاد مقاومتىِ واقعى در کشور به وجود بیاوریم. امروز کارآفرینى معناش این است. دوستان درست گفتند که ما تحریمها را دور میزنیم؛ بنده هم یقین دارم. ملت ایران و مسئولین کشور تحریمها را دور میزنند، تحریم‌کنندگان را ناکام میکنند؛ مثل موارد دیگرى که در سالهاى گذشته در زمینه‌هاى سیاسى بود که یک اشتباهى کردند، یک حرکتى انجام دادند، بعد خودشان مجبور شدند برگردند، یکى یکى عذرخواهى کنند. چند مورد یادتان هست لابد دیگر. حالا جوانها نمیدانند. در این ده بیست سال اخیر، از این کارها چند بار انجام دادند. این دفعه هم همین جور است. البته تحریم براى ما جدید نیست، ما سى سال است تو تحریمیم. همه‌ى این کارهائى که شده است، همه‌ى این حرکت عظیم ملت ایران، در فضاى تحریم انجام گرفته؛ بنابراین کارى نمیتوانند بکنند. خب، ولى این دلیلى است براى همه‌ى مسئولان و دلسوزان کشور که خود را موظف بدانند، مکلف بدانند به ایجاد کار، به تولید، به کارآفرینى، به پر رونق کردن روزافزون این کارگاه عظیم؛ که کشور ایران حقیقتاً امروز یک کارگاه عظیمى است. همه خودشان را باید موظف بدانند.18


پی‌نوشت‌ها:

1. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور، 1389/6/16
2. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان، 1391/5/16
3. بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی علیه السلام،1392/1/1
4 تا 7. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت، ‌1391/6/2
8 و 9. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان، 1391/5/16
10. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت، ‌1391/6/2
11. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از پژوهشگران و مسئولان شرکت‌های دانش‌بنیان، 1391/5/8
12 تا 16. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام، 1391/5/3
17. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از دانشجویان، 1390/5/19
18. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور، 1389/6/16

 

 

 

اقتصاد مقاومتی چیست و تفاوت آن با ریاضت اقتصادی کدام است؟

"اقتصاد مقاومتی" اصطلاحی است که این روزها نقل محافل خبری و اقتصادی کشور شده و بسیاری آن را راهکار مناسبی برای این روزهای اقتصاد کشور و شرایط تحریم های بی سابقه ای که به کشورمان تحمیل شده می دانند.

به گزارش بانکی دات آی آر، کمتر کسی به تشریح مفهوم اقتصاد مقاومتی و تفاوت آن با ریاضت اقتصادی غرب پرداخته است که منجر به بروز ابهاماتی در این خصوص شده و برخی از مردم این دو مفهوم را مکمل و یا مترادف یکدیگر دانسته اند. در این گزارش تلاش می کنیم این مفاهیم را مقایسه کنیم تا ابهامات بر طرف شود.

 

مفهوم اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزه های فشار یا درشرایط کنونی تحریم و متعاقبا تلاش برای کنترل و بی اثر کردن و در شرایط آرمانی تبدیل چنین فشارهایی به فرصت ، که قطعا باور و مشارکت همگانی و اعمال مدیریت های عقلایی و مدبرانه پیش شرط و الزام چنین موضوعی است. اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی ها و تاکید روی مزیت های تولید داخل و تلاش برای خوداتکایی است.

و صد البته منظور از اقتصاد مقاومتی واقعی، یک اقتصاد مقاومتی فعال و پویاست نه یک اقتصاد منفعل و بسته چنانکه مقاومت برای دفع موانع پیشرفت و کوشش در مسیر حرکت و پیشرفت تعریف می‌شود.

بنابراین مسئولان و اندیشمندان باید مراقب باشند در راه رسیدن به اقتصاد پویا در دام اقتصاد بسته و خود محور نیفتند.

در واقع هدف در اقتصاد مقاومتی آن است که بر فشارها و ضربه‌های اقتصادی از سوی نیروهای متخاصم که سد راه پیشرفت جامعه است، غلبه کرد.

یک نکته:

این روزها در اخبار و محافل خبری وقتی بحث از بحران مالی اروپا می شد بحث سیاست ریاضت اقتصادی جزو بحث های غیر قابل گذشت و اجتناب است.

برخی از مردم اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی را یکی می دانند و یا تصور می کنند اقتصاد ریاضتی یکی از شاخه های اقتصاد مقاومتی است در حالی که این دو اصطلاح کاملا متفاوت بوده و هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند برای روشن شدن موضوع به شرح مفهوم ریاضت اقتصادی می پردازیم.

تعریف ریاضت اقتصادی

ریاضت اقتصادی به طرحی گفته می‌شود که دولت‌ها برای کاهش هزینه‌ها و رفع کسری بودجه، به کاهش و یا حذف ارائه برخی خدمات و مزایای عمومی دست می‌زنند. این طرح که به منظور مقابله با کسری بودجه توسط برخی دولت‌ها انجام می‌شود گاهی اوقات به افزایش میزان مالیات و افزایش دریافت وام‌ها و کمک‌های مالی خارجی می‌انجامد.

اینکه بر اقتصاد و شرایط بحران زده اش ریاضت و سختی تحمیل شود، در ظاهر اصلا کار خوشایندی به نظر نمی رسد، اما ، می تواند به بازیابی درازمدت اقتصاد کمک کند.

بنابراین اگرچه اقتصاد ایران شاید ناچار شود در دراز مدت به سیاست های ریاضتی روی بیاورد، اما اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی دو مفهوم جداگانه و مستقل است که به هیچ عنوان منجر به بروز یکدیگر نخواهند شد.

شهرزاد کیافر

مقام معظم رهبری در 29 بهمن ماه سال 1392 سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را که از مهم‌ترین رئوس آن رشد بهره‌وری، اقتصاد دانش‌بنیان، حمایت هدفمند از صادرات، مقابله با ضربه‌پذیری درآمدهای نفتی، صرفه‌جویی، شفاف‌سازی اقتصاد و گفتمان‌سازی است، ابلاغ کردند.
صراط: مقام معظم رهبری در 29 بهمن ماه سال 1392 سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را که از مهم‌ترین رئوس آن رشد بهره‌وری، اقتصاد دانش‌بنیان، حمایت هدفمند از صادرات، مقابله با ضربه‌پذیری درآمدهای نفتی، صرفه‌جویی، شفاف‌سازی اقتصاد و گفتمان‌سازی است، ابلاغ کردند.

طی یک سال گذشته آرای کارشناسان مختلف را درباره استفاده از ظرفیت‌های درونی در تحقق اقتصاد مقاومتی را پی‌گیری کرده که چکیده این نظرات در پی می‌آید:
 
1- محمد واعظ – کارشناس اقتصادی:
 
خوشبختانه کشور ما با 13 کشور، همسایه است. لذا کسی نمی‌تواند ما را در چنگال تحریم گرفتار کند. توسعه تجارت منطقه‌ای ظرفیت‌های زیادی را ایجاد و تحریم‌ها را می‌شکند. تنها کافی است که این ظرفیت‌ها را بشناسیم و به فعلیت برسانیم. ظرفیت مبادلات منطقه‌ای از جمله مزیت‌های اقتصادی ایران است. ما قلب انرژی منطقه هستیم و می‌توانیم با صادرات گاز، برق و فرآورده‌های نفتی، مزیت‌های اقتصادی ایجاد کنیم.
 
2- ابراهیم رزاقی - کارشناس اقتصادی:
 
صنایع دفاع می‌تواند الگوی بسیار خوبی برای خوداتکایی بخش‌های مختلف اقتصادی باشد. این صنایع بعد از انقلاب اسلامی با استفاده از نیروهای جوان و متعهد کشور پیشرفت‌های خوبی کسب کرده و در حال حاضر ما را در بسیاری از جنگ‌افزارها به خودکفایی رسانده؛ تا جایی که دشمنان مجاب شده‌اند حمله نظامی به ایران کاری احمقانه و بسیار پرهزینه است. به اعتقاد من همین تجربه را می‌توان در قالب اقتصاد مقاومتی و قطع وابستگی به نفت پیاده کرد.
 
3- فرهاد الیاشی - عضو کمیسیون نرم‌افزار سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران (نصر):
 
نبود تقاضای متناسب با عرضه در بازار فناوری و نرم‌افزار کشور باعث رکود این بازار شده و اجرای کامل طرح دولت الکترونیکی مهمترین راه‌حل برای نجات این بازار پررونق در کشور خواهد بود و دولت می‌تواند با تزریق سرمایه به بازار نرم‌افزار و حمایت از فعالان واقعی این حوزه محل درآمد مطمئنی را رقم بزند.
 
4 -مرتضی دلخوش - کارشناس اقتصادی:
 
برخی می‌گویند اقتصاد مقاومتی، قطع ارتباط با خارج است. اما در اقتصاد مقاومتی اگر چه باید از پتانسیل‎های داخل بهره برد، اما مهمترین موضع استفاده از پتانسیل کشورهای دیگر همچون کشورهای همسایه است که ما می‏‌توانیم از طریق صادرات به کشورهایی که در لیست تحریم‎ها نیستند، منافعی را به دست بیاوریم.
 
5- شاهین طبری - رییس کمیسیون نرم‌افزار سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران (نصر):
 
حوزه نرم‌افزار و فناوری اطلاعات در دنیا از بزرگترین منابع درآمدی است؛ در این میان صنعت نرم‌افزار ایران در مقایسه با کشورهای منطقه از قدرت بالاتری برخوردار است و حمایت از این صنعت می‌تواند در کسب درآمد و جذب سرمایه‌های خارجی تاثیرگذار باشد.
 
6 - ماشاءالله عظیمی - عضو هیات مدیره اتاق تعاون ایران:
 
در بخش تعاون به ویژه تعاونی‌های تولیدی، با صرف هزینه اندک می‌توان اشتغالزایی کرد و هرجا که بتوان مشارکت مردم را بالا برود و شبکه‌های مردمی را تقویت کرد، مقاومت در برابر ناملایمات و تحریم‌ها بیشتر می‌شود.
 
7- محمدهاشم پور یزدان پرست – کارشناس اقتصادی:
 
از ابتدای انقلاب اسلامی، با تحریم‌های همه جانبه مواجه بودیم.آنچه سبب شد آن‎ها بتوانند ما را تا این اندازه تحت فشار قرار دهند، نقاط ضعف ما بود. امیدوارم تحریم ها ادامه پیدا کند تا همه به فکر بیفتند مشکلات را حل کنند، چون اگر قیمت نفت به حالت گذشته برگردد و تحریم‎ها هم برداشته شود، همه فراموش می‌کنند که شرایط چگونه بود و هیچ کس به فکر کار و تلاش نخواهد بود. سابقه 30 سال گذشته نشان می‌دهد هر وقت عرصه تنگ شده، به فکر اقتصاد مقاومتی بوده‌ایم و با بالا رفتن قیمت نفت، همه شرایط گذشته را فراموش کرده‌ایم.
 
8 - موسی احمدی - کارشناس امور مالی:
 
هرچه نظام مالی از کارایی بالاتری برخوردار باشد خواهد توانست به نحو کاراتری منابع مالی مورد نیاز را از جامعه جمع‌آوری و در مسیر سرمایه‌گذاری سوق دهد. با توجه به اهمیت نظام مالی، بند نهم سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی به «اصلاح و تقویت همه‌جانبه‌ نظام مالی کشور با هدف پاسخگویی به نیازهای اقتصاد ملی، ایجاد ثبات در اقتصاد ملی و پیشگامی در تقویت بخش واقعی» اختصاص یافته است.
 
9 - بهنام ملکی – کارشناس اقتصادی:
 
ایجاد کنسرسیوم صنایع با هدف تولید برند و ایجاد رقابت سالم در تولید قطعه با یک برند خاص از راه‌های ورود به بازارهای صادراتی است. کوچک‌سازی دولت، واگذاری امور به بخش خصوصی، ضابطه‌مند کردن عزل و نصب‌ها، جدا کردن نفت از بدنه اقتصاد، کاهش هزینه‌های غیرتوسعه‌ای، به تحرک واداشتن مردم نیز از راه‌های اجرای اهداف اقتصاد مقاومتی است.
 
10- پویا محمودیان - رییس کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای (نصر) تهران:
 
ایران می‌تواند به عنوان پست تجارت الکترونیک در منطقه شناخته شود. دولت باید با تصویب قوانین و افزایش دسترسی و سرعت اینترنت تجارت الکترونیک را در کشور گسترش دهد. نیروی انسانی سرعت و دسترسی به اینترنت و زیرساخت‌های لجستیک کشور از جمله عوامل موثر در تجارت الکترونیکی است.
 
11 - امیرعباس سلطانی - نماینده مردم بروجن در مجلس شورای اسلامی:
 
جذب سرمایه‌های سرگردان در رشد اقتصادی کشور بسیار تاثیرگذار است. جلوگیری از فرار مغزهای ملی به دیگر کشورها، جذب سرمایه‌گذاران و همچنین اعطای سیاست‌های تشویقی به تولیدکنندگان راهکاری مناسبی برای رشد اقتصادی کشور است. همچنین با سرمایه‌گذاری در پروژه‌های زیرساختی و زیربنایی می‌توان اقتصاد کشور را رونق بخشید.
 
12- امیر خجسته - نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی:
 
اقتصاد مقاومتی تنها راه نجات کشور است. تنها 30 درصد از ظرفیت صنعت کشور فعال است و در ارزیابی ها مشاهده کردیم باید تلاش و توان بیشتری به کار گیریم همانطور که در هشت سال جنگ تمام عیار عزم ملی و ورود تمام مردم و مسئولان نجات بخش بود، باید همان عزم را به کار گرفت.
 
13 - حجت‌الاسلام محمدرضا امیری - نماینده مردم کهنوج در مجلس:
 
نباید اقتصاد مقاومتی در جامعه ما در حد شعار باقی بماند، بلکه باید نهادینه شود و متاسفانه در سال جاری در این خصوص خیلی کار اساسی و جدی انجام نشده است. البته در حوزه اقتصادی یک اتفاقاتی افتاده و بحث جلوگیری از افزایش تورم را تا حدودی شاهد بودیم که شدت پیشروی تورم، کنترل شده است.
 
14 - علی‌اکبر نیکواقبال - کارشناس اقتصادی:
 
اقتصاد مقاومتی نمی‌تواند به اقتصاد بدون نفت فکر کند. اقتصاد هیچ کشوری در جهان به طور کامل مستقل نیست. کشور ما هم نمی‌تواند از این قاعده مستثنی باشد، لذا نمی‌توان به طور کامل از درآمدهای نفتی و مشتقات آن چشم‌پوشی کرد؛ زیرا در این صورت سطح رفاه کاهش می‌یابد. اما بحث اصلی چگونگی استفاده از درآمدهای نفتی است. در حال حاضر حدود 70 درصد بودجه جاری کشور به نفت وابسته است که باید این رقم به 30 درصد برسد.
 
15 - بهمن محمدی – کارشناس اقتصادی:
 
ما مزیت‌های زیادی بخصوص در بخش کشاورزی، دام و طیور داریم اما در حال حاضر تنها از یک سوم ظرفیت کشور در این زمینه استفاده می‌کنیم. زمینه‌های این ظرفیت‌ها همچون نیروی انسانی، زمین و خطوط مواصلاتی آماده است و تنها باید به کار گرفته شوند.
 
16 - حسین راغفر – کارشناس اقتصادی:
 
منافعی در بخش دولتی و خصوصی وجود دارد و عمده آنها از طریق توزیع درآمدهای نفتی ایجاد شده‌اند که همین امر موجب جلوگیری از هرگونه تغییر می‌شود. بنابراین تحقق اقتصاد مردمی در کشور به سختی ممکن می‌شود و در چنین فضایی امکان زد و بند، فرصت طلبی و استفاده از فرصت های ملی برای منافع شخصی بیشتر دیده می‌شود. بنابراین من معتقدم تا زمانی که اصلاحات ساختاری صورت نگیرد شرایط چندان تغییر نمی کند.
 
17- محمدرضا قنبری – کارشناس اقتصادی:
 
متاسفانه هدررفت انرژی، آب و زمین در کشور نسبت به میانگین جهانی، بالاست. لذا نگرش عامه مردم باید صرفه جویی بشود. نباید نعمات خدادادی را دور بریزیم. باید حتی المقدرو کمتر مصرف کنیم و از تقاضاهای کاذب پرهیز کنیم.
 
18- شهرام آزادی - کارشناس صنعت خودرو:
 
اقتصاد مقاومتی در صنعت خودرو جایگزین کردن چین به جای کره جنوبی نیست. ظرفیت کشور برای تولید خودروهای بین‌المللی مدرن بالاست و زمینه‌هایی همچون مواد اولیه و نیروی انسانی برای تولید خودروهای پیشرفته در کشور وجود دارد. ما مدعی هستیم بهترین دانشجویان را در سطح منطقه داریم. تنها چیزی که نداریم مدیریت برای انجام کار است که باید در این خصوص از توان متخصصان و مدیران مجرب استفاده کنیم.
 
19 - اسماعیل شهبازی - کارشناس کشاورزی:
 
طی یک بررسی تاریخی مشخص شد هر زمان کار تولید کشاورزی در مناطق روستائی و نواحی عشایری با موفقیت و درآمدزائی رضایت بخشی به پیش رفته، کسب و کار بازاریان شهری و نیز دکان‌داران، پیشه‌وران، دوره‌گردان و دستفروشان خوش‌نشین در روستاها و نواحی عشایری مربوط نیز رضایت‌بخش بوده است.
 
برعکس، نبود محصول به سبب خشکسالی یا بلایای طبیعی در هر سال به مفهوم تنگدستی و در نتیجه فقر نه تنها در بین روستائیان، اعم از کشاورز و دامدار و خوش‌نشین که همچنین در بین شهرنشینان هم وجود داشته است. تا آن جا که ملاحظه می‌شود در قالب یک نظام «اقتصاد اصیل مقاومتی»، فعالیتهای کشاورزی عمده ترین و شاید بتوان گفت محور منحصر به فرد اقتصاد درون‌زای مردم در جامعه بزرگ را شامل شده و می‌شود.
 
20 - عباس عرب‌مازار - دبیر علمی محور نظری کنگره ملی اقتصاد مقاومتی:
 
برای اجرای اقتصاد مقاومتی نیازمند یک وفاق و عزم ملی هستیم، ابراز امیدواری کرد که در راستای این کنگره به الگوی نظری و منسجم و قابل قبولی برای اندیشمندان و کارگزاران دست یابیم و همچنین بتوانیم نقشه راه و استراتژی‌های اقتصاد مقاومتی را ارائه کنیم.
 
21 - الله مراد سیف - دبیر علمی محور راهبردی کنگره ملی اقتصاد مقاومتی:
 
مقاومت با فرهنگ و انقلاب اسلامی عجین شده است اما غفلتی که وجود داشت این بود که این مقاومت در برنامه‌های اقتصادی پیش‌بینی و برنامه‌ریزی نشد. نقش و تاثیر تکانه‌ها در تحقق اقتصاد مقاومتی، نقش اقتصاد عدالت محور، مردم پایه، دانش‌بنیان و رقابتی در مقاوم‌سازی اقتصاد، نقش بخش دفاع و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در تحقق اقتصاد مقاومتی و آسیب‌شناسی ناسازگاری‌های جاری اقتصاد ملی با سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی از محورهای راهبردی این کنگره به شمار می‌رود.
 
22 - حجت‌الاسلام والمسلمین داوود رنجبران – معاون آموزشی و پژوهشی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها:
 
این انقلاب در جهان تاثیر‌گذار بوده است و اگر امروز بعد از سال‌ها گذشت از انقلاب موضوع پرداختن به اقتصاد مقاومتی مطرح می‌شود، برای این است که جهان متوجه قدرت ایران شده است.
 
23 - برات قنبری - معاون وزیر ارتباطات:
 
ایمن‌سازی شبکه اینترنت کشور، تولید تجهیزات بومی، طراحی و تولید نرم‌افزارهای متعدد و ایجاد موتور جست‌وجوهای ملی به عنوان عمده‌ترین برنامه‌های وزارت ارتباطات در زمینه تحقق اقتصاد مقاومتی است.
 
24 - بهمن آرمان - کارشناس اقتصادی:
 
در تمام دنیا به خاطر حمایت از تولید، برای سود اختصاص یافته به سرمایه‌گذاری‌های مجدد یا افزایش سرمایه، معافیت مالیاتی در نظر می‌گیرند. حال آن‌که این مساله در کشور ما انجام نمی‌شود. این مساله در لایحه رفع موانع تولید که اخیرا مجلس به تصویب رسانده و برای تایید به شورای نگهبان ارسال کرده، تقریبا مسکوت گذاشته شده که بازتاب‌های منفی بر روی اقتصاد ما خواهد گذاشت. هم‌چنین اصلاح قانون مالیات‌ها، بهبود عملکرد صندوق توسعه ملی و کاهش تنش‌های روابط خارجی از راهکارهای اجرای اقتصاد مقاومتی است.
 
25 - احمد نیکفر - نماینده سابق مجلس:
 
کوچک شدن دولت در کاهش هزینه‌های جاری موثر است اما متاسفانه دولت‌ها درست برخلاف سیاست‌های اصل 44 که مربوط به واگذاری بخش‌های کلان اقتصاد ایران به بخش خصوصی می‌شد، عمل کردند. ظرفیت نیروی انسانی و نقدینگی بخش خصوصی، توان بالقوه کشور در تحقق اقتصاد مقاومتی است اما متاسفانه نقدینگی بخش خصوصی در دست بانک‌ها و کارهای واسطه‌گری همچون بازار سکه و ارز قرار دارد.
 
26 - ابراهیم رضایی – کارشناس اقتصادی:
 
اصلاح نظام مالیاتی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی دارد که خوشبختانه دولت یازدهم گام‌های موثری در این خصوص برداشته و بازوی مالیاتی دولت به طور جدی به این سمت حرکت می‌کند. در حال حاضر اخذ می‌شود ناچیز است و با ظرفیت واقعی فاصله‌ی بسیاری دارد. دولت باید بخشی که مربوط به اشخاص حقوقی می‌شود را با این نگاه که همه در برابر قانون یکسان هستند، ساماندهی کند. مالیات اشخاص حقیقی همچون بازاریان و صاحبان مشاغل نیز باید با کارهای فرهنگی، استفاده از قوه قهریه و همکاری نخبگان دولت و بخش خصوصی، اخذ شود.
 
27 - محمد کهن‌دل – کارشناس اقتصادی:
 
صنایع پایین دستی نفت، میعانات گازی، صنایع داروسازی، صنایع پزشکی و صنایع جایگزین فولاد از جمله مزیت‌هایی هستند که با استفاده از توان دانش‌بنیان به شدت ظرفیت بروز دارند در صورت توجه بیشتر می‌توانند ظرف دو سال اقتصاد را از چسبندگی به نفت رها کنند.
 
28 - رضا سمیع‌زاده - کارشناس فناوری اطلاعات:
 
نزدیک‌ترین مسیر برای اجرای اقتصاد مقاومتی درون‌زا ارتقای توان های‌تک و آی‌تی است. ما 77 میلیون نفریم و می‌توانیم بازار نرم‌افزاری بسیار خوبی در کشورهای فارسی زبان ایجاد کنیم. امروزه صنایع سخت‌افزاری همچون نفت و معدن در جهان صاحب دارند، اما صنایع های‌تک، آی‌تی، بایوتکنولوژی و ... هنوز صاحب ندارند و ما می‌توانیم با ورود به‌موقع در این صنایع پیشرفت کنیم که در این خصوص باید توان از شرکت‌های کوچک استفاده کرد.
 
29 - حامد قادرزاده – کارشناس کشاورزی:
 
نظر به مزیت بالای کشور در تولیدات بخش کشاورزی، چنانچه تولیدکنندگان این بخش از الزامات فرآیند توسعه مانند یکپارچه‌سازی، یکجاسازی و ایجاد تنوع عمودی محصولات کشاورزی، تلاش کنند، توسعه‌ی بخش کشاورزی می‌تواند به بومی کردن توسعه‌ی صنعتی و تولید بر اساس نیاز بازار در بخش صنعت کمک کرده و امکان اقتصادی کردن واحدهای متوسط در بخش صنعت را فراهم کند.
 
30 - سعید شوال‌پور – کارشناس اقتصادی:
 
تبدیل دانش به تکنولوژی نیازمند انجام چهار مرحله است؛ منابع انسانی به دانش، دانش به تکنولوژی، تکنولوژی به تجاری‌سازی و تجاری‌سازی به ثروت می‌انجامد. هم‌اکنون همه این چهار جزء در کشور وجود دارند اما از هم منفک هستند که گسترش شرکت‌های دانش‌بنیان می‌تواند به پیوستگی این اجزا و تحقق تجاری‌سازی دانش بینجامد.
 
31 - محمد قربانی - عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد:
 
سه مولفه در اقتصاد مقاومتی تعیین‌کننده است؛ اولین مولفه مربوط به مسوولان است که وظیفه اجرای سیاست‌های پشتیبانی کننده را بر عهده دارند. دومین مولفه بعد مردمی به عنوان محور اصلی تکیه اقتصاد مقاومتی را تشکیل می‌دهد. سومین مولفه نیز ریل فرهنگ به عنوان واسط بین سیاست‌های اجرایی و مردمی است. تمام اقتصاد مقاومتی بر روی ریل فرهنگ حرکت می‌کند. در این حرکت، مردم ضمن منتفع شدن از اقتصاد مقاومتی، مشارکت فعال دارند.
 
32 - علیرضا معینی – کارشناس اقتصادی:
 
کشورهای صاحب قدرت طی یکصد سال گذشته به نحوی برنامه‌ریزی کردند که سر نخ‌های زنجیره ارزش افزوده دست خودشان باشند. آنها از منابع کشورهای جهان سوم استفاده می‌کنند و با طراحی سازو کارهایی، فناوری، تولید و اشتغال را در اختیار گرفته و کشورهای جهان سوم را به بازار مصرف تولیداتشان تبدیل می‌کنند. اقتصاد مقاومتی راهکارهای استفاده از توان متخصصان داخلی را نشان می‌دهد.
 
33 - سیدحسن هفده تن - معاون روابط کار وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی:
 
برای آنکه سیاستهای اقتصاد مقاومتی که مورد تاکید مقام معظم رهبری است به نحو شایسته اجرا شود چاره‌ای جز خروج اقتصاد از انحصارگری نداریم. اقتصاد باید از بودن در دست یک گروه و سازمان خاص بیرون بیاید. اگر اقتصاد آزاد و از انحصار خارج شود قدرت رقابت‌پذیری پیدا می‌کند اما متاسفانه برخی نهادها و سازمانها علیرغم فعالیت اقتصادی مالیاتی نمی‌پردازند در حالی که با مالیات آنها می‌توان دهها استان محروم کشور را اداره کرد.
 
33 - فرهاد رهبر - رییس اسبق سازمان مدیریت و برنامه ریزی:
 
مقاومتی شدن اقتصاد و بستن بودجه بر مبنای اقتصاد مقاومتی به این معناست که باید نفت را کاملا از آن حذف کرده و درآمدهای واقعی محقق شود تا بتوانیم کشور را به جای گرانی، ارزان اداره کنیم.
 
34 - سعید میرزامحمدی – کارشناس اقتصادی:
 
کشورهای جهان از سال 2006 با بحران و بی‌ثباتی مالی شدید مواجه شدند. آسیب‌های زیست محیطی، عمیق شدن جهانی‌سازی از نظر اجتماعی و اقتصادی، اکثر کشورها را متضرر کرد. لذا بحران‌های ملی و محلی، کشورهای جهان از جمله غربی‌ها را بر شناسایی نقاط آسیب‌پذیر و رفع آنها وادار کرد. اقتصاد مقاومتی مدنظر رهبر معظم انقلاب نیز برای کاهش تاثیرگذاری فشارها بر پیشرفت کشور طراحی شده است.
 
35 - حجت الاسلام والمسلمین علی معلمی نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری:
 
اقتصاد مقاومتی یعنی کم کردن هزینه ها و جلوگیری از واردات بی رویه کالاهای غیر ضروری و دولت باید در این زمینه طراحی ها و برنامه های مناسبی ارائه کند.
منبع: ایسنا
مطالب مرتبط

۱۰ راهکار برای «اقدام و عمل» در «اقتصاد مقاومتی»/ دولت «نقشه‌راه» ارائه کند/ کار با «روحیه انقلابی» پیشرفت می‌کند/ کشور امروز و فردا برای جوانان است


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در رواق امام خمینی(ره) حرم مطهر رضوی(ع) به تبیین شعار سال ۹۵ با عنوان «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» پرداختند.

به گزارش خبرگزاری تسنیمگروه استان‌ها، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در اجتماع پرشور زائران و مجاوران در رواق امام خمینی(ره) حرم حضرت ثامن الحجج(ع) به ایراد سخنرانی پرداختند که گزیده‌ای از بیانات ایشان به این شرح است:

* سال جدید را مجدداً به همه برادران و خواهران تبریک عرض می‌کنم. امسال تنها کمبودی که در این سفر و در این جلسه احساس می‌کنیم، فقدان برادر عزیزمان جناب آقای طبسی است. عالم مجاهد و مبارز و خدمتگزار بااخلاص این بارگاه مقدس؛ وجود ایشان وجود مغتنمی بود، جزو سابقین انقلاب محسوب می‌شدند و فقدان ایشان برای همه کسانی که ایشان را می‌شناختند به‌معنای حقیقی کلمه یک ضایعه بزرگ است. از خداوند می‌خواهیم که روح مطهر ایشان را در سایه الطاف حضرت رضا(ع) قرار دهد و از رحمت و مغفرت خود بهره‌دار کند.

* بحث امروز را از شعار امسال آغاز می‌کنم. در ادامه توضیحاتی که برای شما عزیزان و برای کسانی که این صحبت‌ها را بعداً خواهند شنید، عرض خواهم کرد. مایلم بحثی که انجام می‌گیرد یک بحث منطقی باشد. بحث‌های شعاری امروز جایگاه زیادی در ذهن مردم ما ندارد.  مردم ما، جوانان ما، آحاد جامعه ما فقیه‌اند، به مسائل با چشم منطق و استدلال نگاه می‌کنند. آنچه که عرض می‌کنیم مایلیم که برای اقشار مردم عزیزمان، به‌صورت یک بحث متقن و منطقی عرضه شود.

* علت انتخاب شعار امسال را که باز هم شعار اقتصادی انتخاب کردیم، یک تحلیل و یک نگاه به مجموعه مسائل کشور است. شاید در ذهن بعضی می‌گذشت که ترجیح دارد شعار سال، امسال یک شعار فرهنگی باشد یا شعار اخلاقی، لیکن با توجه به مجموعه مسائل کشور، به‌نظر رسید که امسال هم مثل چند سال قبل، شعار سال را که باید به‌صورت گفتمانی در میان مردم و افکار عمومی کشور رواج پیدا کند، یک شعار اقتصادی قرار دهیم.

* این تحلیل را عرض می‌کنم، مایلم جوانان عزیز ما، آنچه را که می‌شنوند، پیشِ خود تجزیه و تحلیل کرده و روی آن فکر کنند؛ در این مقطع زمانی، سیاست‌های استکبار و به‌خصوص سیاست‌های آمریکا، اقتضا می‌کند که یک تفکری تزریق شود در میان ملت ما؛ اول در میان نخبگان جامعه و بعد از آن به‌تدریج به افکار عمومی منتقل شود. 

* آن سیاستی که موردنظر آنها است، این است که وانمود کنند ملت ایران بر سر یک دوراهی قرار دارد و چاره‌ای ندارد جز اینکه یکی از این 2 راه را انتخاب کند. آن دوراهی که ترسیم می‌کنند، عبارت است از اینکه یا با آمریکا کنار بیاییم یا باید به‌طور دائم فشارهای آمریکا و مشکلات ناشی از آن را تحمل کنیم، یکی از این دو را ملت ایران باید انتخاب کنند. کنار آمدن با آمریکا به‌معنای کنار آمدن با هیچ دولت دیگری نیست چون دولت آمریکا دارای ثروت، دارای دستگاه‌های تبلیغاتی وسیع و دارای سلاح‌های خطرناک و دارای امکانات بسیاری است. طبیعت توافق با آمریکا همین است؛ دیگران هم که با آمریکا توافق کردند از جمله کشورهای دیگر در هر مسئله‌ای، معنایش این است که از مواضع خود به‌نفع طرف مقابل عقب‌نشینی می‌کنند بدون اینکه طرف مقابل به‌نفع آنها عقب‌نشینی قابل توجهی انجام دهد.

* در همین توافق اخیر هسته‌ای هم اگرچه این توافق را ما تأیید کردیم و برگزارکنندگان این توافق را مورد قبول اعلام کردیم و قبول داریم آن را، لیکن اینجا هم همین بود. وزیر خارجه ما در مواردی به بنده گفت که "ما اینجا را نتوانستیم و این خط قرمز را نتوانستیم حفظ کنیم"؛ معنایش همین است، یعنی طرف مقابل وقتی دولتی مثل آمریکاست که پول، امکانات، دیپلماسی فعال و عوامل گوناگونی در اطراف دنیا دارد، کنار آمدن با او به‌معنای صرف‌نظر کردن از برخی چیزهایی است که انسان بر آنها پای می‌فشارد. این یک دوراهی است که بر طبق سیاست‌های آمریکا یک دوراهی ناگریز و یک دوگانه اجتناب‌ناپذیر است، یا باید در مقابل آمریکا و خواست‌های او در موارد بسیاری کوتاه بیاییم یا باید فشارهای آمریکا و تهدیدات و ضررهای ناشی از آن را تحمل کنیم. اینها می‌خواهند این را به‌عنوان یک گفتمان در میان نخبگان جامعه ترویج کنند و به‌تدریج آن را در میان مردم و افکار عمومی سرریز کنند.

* در داخل و خارج از کشور این فکر را دارند ترویج می‌کنند و به‌شکل‌های گوناگونی با بیان‌های مختلفی در وسایل ارتباط جمعی دنیا دارند این را گسترش می‌دهند. البته در داخل هم کسانی هستند که این فکر را قبول دارند و قبول کردند و تلاش می‌کنند که به دیگران هم بقبولانند. حرف آنها این است که طرف مقابل می‌گوید ایران دارای ظرفیت‌های فراوان اقتصادی است، هدف از توافق این بود که کشور ایران بتواند از این ظرفیت‌ها استفاده کند حال این توافق کافی نیست و مسائل دیگری هم هست که در آنها هم باید ملت و دولت ایران و مسئولان ایران تصمیم بگیرند و اقدام کنند.

* مثلاً امروز در منطقه غرب آسیا، یعنی منطقه‌ای که غربی‌ها به آن می‌گویند خاورمیانه، جنجال‌ها و آشفتگی‌های بسیاری هست. این مشکل برای کل منطقه است، می‌گویند اگر می‌خواهید کشور شما از این مشکل نجات پیدا کند، باید سعی کنید مشکل فرونشینی کند و باید با آمریکا بنشینید و مدلی را طبق مدل و میل آمریکا انتخاب کنیم، یا مشکلات دیگری داریم، اختلافات زیادی داریم باید این را حل کنیم  و تمام شود؛ حال در حل این اختلافات، ملت ایران شاید مجبور باشد از اصول خود و خط قرمزها صرف‌نظر کند. طرف مقابل از اصول و ارزش‌هایش تنازل پیدا نمی‌کند ولی ما باید تنازل پیدا کنیم تا در نتیجه کشور بتواند از ظرفیت‌های خود استفاده کرده و به اقتصاد برجسته‌ای برسد، حرف‌شان این است.

* در قضیه هسته‌ای توافق شد، اسمش را گذاشتیم "برجام"؛ برجام دیگری در قضایای منطقه و قانون اساسی کشور و برجام 2 و 3 وغیره باید به‌وجود بیاید تا بتوانیم راحت زندگی کنیم؛ این منطقی است که سعی می‌کنند در میان نخبگان جامعه و از سوی نخبگان جامعه به افکار عمومی جامعه منتقل کنند.

* معنای این حرف چیست؟ معنای این حرف، آن است که جمهوری اسلامی از مسائل اساسی که به‌حکم اسلام و برجستگی‌های نظام جمهوری اسلامی به آن پایبند است، صرف‌نظر کند. از فلسطین و حمایت از مقاومت در منطقه صرف‌نظر کند، از مظلومان منطقه مانند مردم یمن، بحرین وغیره پشتیبانی و حمایت سیاسی نکند و نظام ما با تعدیل خواسته‌های خود، به آنچه طرف مقابل به‌دنبال تحقق آن است، نزدیک شود. معنایش این است که همچنانی که امروز برخی از کشورهای منطقه و دولت‌های منطقه، علی‌رغم حکم اسلام و خواست ملت‌های‌شان، دولت‌ها با رژیم صهیونیستی کنار آمده‌اند و مسئله فلسطین را تحت‌الشعاع مسائل دیگر قرار داده‌اند، جمهوری اسلامی هم به همین ترتیب عمل کند. معنایش این است که همچنانی که امروز برخی از دولت‌های عربی با کمالِ وقاحت، دست دوستی به‌سمت دشمن صهیونیستی دراز می‌کنند، جمهوری اسلامی هم با دشمن صهیونیست کنار بیاید و آشتی کند. 

* البته قضیه به اینجا ختم نمی‌شود. معنای آنچه که ادعا می‌شود، در آن تحلیل سیاسی دشمن، معنایش این است که جمهوری اسلامی، حتی از ابزارهای دفاعی خود هم صرف‌نظر کند. ببینید که بر روی مسئله موشک‌ها چه‌جنجالی به راه انداختند. می‌گویند که چرا جمهوری اسلامی موشک دوربرد دارد؟ چرا دقیق هدف را می‌زنند و هدف قرار می‌دهند؟ چرا آزمایش کردید و چرا تمرین نظامی می‌کنید؟ حالا آمریکایی‌ها در منطقه خلیج فارس که چند هزار کیلومتر با کشورشان فاصله دارد، هر چند وقت یک‌بار با یکی از کشورهای منطقه رزمایش به راه می‌اندازد درحالی که در اینجا هیچ مسئولیتی ندارد اما ایران در حریم امنیت خود و خانه خود، رزمایش می‌کند، جنجال اینها بلند می‌شود که چرا نیروی دریایی و هوایی شما این کار را کرده است.

* از این هم قضیه بالاتر است. تدریجاً موضوع را به این خواهند کشاند که چرا اصلاً نیروی قدس تشکیل شده؟ چرا سپاه تشکیل شده است؟ چرا باید سیاست‌های داخلی جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی باید با اسلام تطبیق پیدا کند؟ شما وقتی در مقابل دشمن در حالی که می‌توانید ایستادگی کنید؛ عقب‌نشینی کردید، دشمن جلو می‌آید و متوقف نمی‌شود. 

* این همان چیزی است که بارها عرض کرده‌ام، این تغییرِ سیرتِ جمهوری اسلامی است. ممکن است صورت باقی بماند ولی از محتوای خود به‌کلی تهی شود، دشمن این را می‌خواهد. اگر جمهوری اسلامی بنا بر این تحلیل دشمن‌خواسته، بنا بر تحلیلی که آنها به ما تزریق می‌کنند در اذهان نخبگان و افکار عمومی ملت، اگر جمهوری اسلامی و ملت ایران می‌خواهد از شرّ آمریکا راحت شود، باید از محتوای جمهوری اسلامی و اسلام و از مفاهیم اسلامی و امنیت خود دست بردارد.

* در همین توافقی هم که با آمریکایی‌ها کردیم در قضیه هسته‌ای؛ آمریکایی‌ها، به آنچه وعده دادند عمل نکردند، کاری که باید انجام می‌دادند را انجام ندادند. به‌تعبیر وزیر خارجه ما روی کاغذ کارهایی را انجام دادند ولی از راه‌های انحرافی متعدد، جلوی مقاصد جمهوری اسلامی را گرفتند.

* امروز در سرتاسر کشورهای غربی و کسانی که تحت تأثیر آنها هستند، همچنان معاملات بانکی ما و بازگرداندن ثروت‌ها دچار مشکل است. وقتی تحقیق کرده و دنبال می‌کنیم، معلوم می‌شود که از آمریکایی‌ها می‌ترسند. گفتند که ما تحریم را برمی‌داریم و روی کاغذ هم برداشتند، اما از طُرق دیگر طوری عمل می‌کنند که اثر رفع تحریم‌ها مطلقاً به‌وجود نیاید.

* کسانی که امید می‌بندند که بنشینیم با آمریکا مذاکره کنیم و به نقطه توافقی برسیم از این غفلت می‌کنند که ما باید به همه تعهدات عمل کنیم اما طرف مقابل با شیوه‌های مختلف، تقلب و خدعه سر باز می‌زند و به تعهداتش عمل نمی‌کند، این چیزی است که در مقابل چشم خود می‌بینیم؛ یعنی خسارتِ محض.

* در منطقه غرب آسیا، کشور عزیز ایران، گل منطقه است؛ اولاً از لحاظ جایگاه راهبردی و موقعیت استراتژیکی یک کشور بی‌نظیر است؛ از لحاظ منابع نفت و گاز در هم منطقه و با یک نگاه نسبت به همه دنیا امتیاز دارد. غیر از نفت و گاز، منابع دیگری هم دارد. این گل منطقه یک روزی یک جا در قبضه کامل آمریکا بود. هر کاری می‌خواستند، را انجام می‌دادند؛ غارت می‌کردند ثروت‌ها را و همه کارهایی که یک دولت مستکبر با یک کشور ضعیف انجام می‌دهد را اینها با ما انجام دادند. این‌جا را در پنجه اقتدار خود داشتند اما انقلاب اسلامی این کشور را از پنجه آنها بیرون کشاند.

* کینه انقلاب از دلِ سیاست آمریکا خارج نمی‌شود، وقتی دشمنی‌ آنها تمام می‌شود که بار دیگر همان سلطه را در کشور دوباره تجدید کنند؛ هدفشان این است. البته کارشان را بلدند و سیاستمدارند و می‌دانند که باید به‌تدریج حرکت کرد. چشم ما باید باز باشد؛ باید حواسمان جمع باشد.

* جمهوری اسلامی نه‌فقط ایران را از دست اینها خارج کرد بلکه با روحیه مقاومتی که نشان داد و دلیری‌ای که نشان داد موجب تشویق کشورهای دیگر هم شد. امروز ببینید که در کشورهای متعددی در این منطقه و حتی فراتر از منطقه، "مرگ بر آمریکا" می‌گویند. ملت ایران نشان داد که می‌تواند مقاومت کند و دیگران یاد گرفتند و سررشته از دست آمریکا خارج شده است. آمریکایی‌ها اعلام کردند که می‌خواهند "خاورمیانه بزرگ" درست کنند، مقصود این بود که در این منطقه غرب آسیا؛ در قلب کشورهای اسلامی، دولت جعلی رژیم صهیونیستی را بر همه قلوب این منطقه مسلط کنند؛ هدف این بود.

* الآن نگاه کنید همان‌هایی که شعار "خاورمیانه بزرگ" می‌دادند در قضیه عراق، سوریه، یمن و فلسطین درمانده‌اند. اینها را از چشم ایران می‌بینند؛ دشمنی آنها با جمهوری اسلامی این‌گونه است. سر یک ذره و دو ذره نیست؛ مسئله اساسی است. دارند حرکت می‌کنند بیایند به این سمت بلکه بتوانند سلطه قدیمی خود را برقرار کنند.

*مهم‌ترین سنگر رژیم‌های مستکبر اول انگلیس بعد آمریکا عبارت است از خودِ "رژیم دست‌نشانده طاغوت". رژیم طاغوت سنگر آ‌نها بود، هرکاری می‌خواستند را انجام دادند و هر فعالیت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و جابه‌جایی و موضع‌گیری که مایل بودند را این کشور را این طرف و آن طرف می‌کشاندند، از سنگرِ رژیم طاغوت. خود این رژیم مهم‌ترین سنگر آمریکا و انگلیس در این کشور بود. انقلاب آمد و این سنگر را نابود کرد و از بین برد و ریشه‌کن کرد.

* انقلاب اسلامی، حکومت پادشاهی را در کشور ریشه‌کن کرد، به‌جای حکومت پادشاهی خصوصی، حاکمیت مردمی را به‌وجود آورد. روزی بود در این کشور می‌گفتند مملکت صاحب دارد کی بود، "شاه" صاحب مملکت بود؛ یعنی یک عنصرِ فاسد، وابسته و نالایق و تهی از غیرت ملی. جمهوری اسلامی این صاحب دروغین را گذاشت کنار و داد به دست صاحبان  اصلی‌اش. این نخستین سنگر دشمن بود که انقلاب اسلامی این سنگر را در هم ریخت.

* سنگرهای دیگری هم بود. دیگر سنگر، "ترس" بود؛ "سنگر ِترس از قدرت‌ها". کاری کرده بودند که در کشور که ترس از قدرت آمریکا بر همه دل‌ها حاکم بود. در این دهه‌های آخر آمریکا، قبلش هم انگلیس، هر حادثه‌ای در کشور اتفاق می‌افتاد، می‌گفتند کار انگلیسی‌ها است. این ترس مخصوص مردم نبود، خود سردمدارانِ رژیم هم می‌ترسیدند از آمریکا. خاطراتی که عوامل رژیم نوشتند و بعد از انقلاب منتشر شده نشان می‌دهد که در مواردی خودِ محمدرضا و عوامل نزدیک به او از آمریکایی‌ها ناراضی بودند ولی از ترس مجبور به اطاعت بودند؛ انقلاب اسلامی آمد و این سنگرِ ترس را منهدم کرد.

* امروز در جمهوری اسلامی یک عنصر آگاه، مطلع و متکی به ارزش‌های دینی را پیدا نمی‌کنید که از آمریکا بترسد؛ ملت ترس را دور انداخت، نه‌فقط ترس از آمریکا را بلکه ترس از همه جبهه استکبار را ملت دور ریخت. در جنگ تحمیلی 8ساله که باز متأسفانه جوانان ما آن دوران طلایی و دوران نورانی را درک نکردند، در آن دوران آمریکا به صدام کمک می‌کرد. ناتو و شورویان آن روز و ارتجاع عرب با همه نالیاقتی‌ها و با همه ضعفی که داشت به صدام کمک می‌کرد و شرق و غرب جبهه واحدی شده بودند به‌نفع صدام و علیه جمهوری اسلامی؛ اما جمهوری اسلامی ایستاد و بر همه پیروز شد. بعد از 8 سال نتوانستند یک وجب از خاک ایران جدا کنند.

* امروز انسان‌های آگاه و متکی به ارزش‌های اسلامی از آمریکا نمی‌ترسند. شاید برخی از آمریکا بترسند اما این ترس غیرعقلایی است. اگر ترس محمدرضا از آمریکا عقلایی بود، ترس اینها غیرعقلایی است چراکه آن زمان پشتیبانی مثل مردم نداشتند اما جمهوری اسلامی پشتیبانی قوی مانند این مردم را دارد.

* یکی از سنگرهای دشمن برای تسلط بر کشور ما، عبارت بود از تزریق بی‌اعتقادی به خود، بی‌اعتمادی به خود، نداشتن اعتماد به نفس ملی. در مقابل چشم‌شان زرق و برق غربی‌ها را مشاهده می‌کردند؛ در خودشان این چیزها نبود بنابراین احساس بی‌اعتمادی به خود می‌کردند. آن روز یکی از ارکان دولت، در دوران پهلوی گفت که "ایرانی باید برود لولهنگ بسازد". می‌گفت ایرانی لیاقتش همین است، ایرانی را چه به اختراعات. یک نفر دیگر از برجستگان آن دوران می‌گفت "اگر می‌خواهد ایرانی پیش برود باید بشود غربی و اروپایی". یعنی به خودشان باور نداشتند. انقلاب آمد این ناباوری را به‌کلی تبدیل کرد به اعتمادِ ملی و باور به خود و اعتماد به نفس ملی. امروز جوان ایرانی می‌گوید "ما می‌توانیم" در بسیاری از موارد پیشرفت‌های علمی داشته باشیم. وقتی باور به خود نبود، پیشرفت هم نیست. وقتی "ما می‌توانیم" شعار ما باشد، توانایی هم می‌آید، امروز این را مشاهده می‌کنیم.

* 50 سال در این کشور در دوران طاغوت دانشگاه وجود داشت. در این دانشگاه هم اساتید خوب و متعهدی بودند هم دانشجویان بااستعدادی؛ در تمام طول این 50 سال یک حرکت علمی و یک پدیده نوی علمی وجود نداشت، چرا؟ چون باور نمی‌کردند که بتوانند؛ چون اطمینان نداشتند و این بی‌اطمینانی را در اذهان ملت تزریق کرده بودند. امروز هر روز یک نوآوری داریم در کشور، وقتی دشمنان اینها را می‌بینند، عصبانی می‌شوند. امروز کشور ما در رشته‌های متعدد و دانش‌های پیشرفته جزو 10 کشور اول دنیاست با وجود تحریم؛ در زمینه نانو و هسته‌ای نیز این پیشرفت‌ها را می‌بینیم. یکی از سنگرهای دشمن در ایران، ناباوری به خود بود.

* سنگر دیگر، از سنگرهای دشمن "جدایی دین از سیاست" بود. به همه باورانده بودند که دین باید در محیط نظام اجتماعی و سیاست دخالت نکند. حال آنهایی که با دین سر و کار نداشتند جای خود؛ حتی متدینین و برخی از علمای دین باور نمی‌کردند که اسلام بتواند در مسائل سیاسی دخالت کند. این درحالی است که اصل تولد اسلام در اول، با رویکرد سیاسی بود. پیغمبر اکرم اولین کاری که در مدینه انجام داد، تشکیل حکومت بود. جمهوری اسلامی آمد و این سنگر را هم منهدم کرد.

* دشمن؛ مقصود دولت آمریکاست، تعارف هم نداریم؛ البته می‌گویند ما دشمن نیستیم. پیام نوروزی دادند به ما و برای جوانان دلسوزی کردند. یا در کاخ سفید سفره هفت‌سین پهن کردند که اینها بچه‌گول‌زنی است. از آن طرف تحریم‌ها را حفظ می‌کنند و وزارت خزانه‌داری آمریکا با طُرق خود جوری عمل می‌کند که شرکت‌های بزرگ و بانک‌های بزرگ جرأت نکنند با جمهوری اسلامی معامله کنند که این دشمنی محض است. تحریم و تهدید می‌کنند که این هم دشمنی محض است، اما از طرف دیگر می‌گویند برای جوانان ایرانی دنبال کار هستیم. اینها را کسی باور نمی‌کند؛ اینها، ملت ما را هنوز نشناخته‌اند. ملت ایران، ملتی فهیم و آگاه است و دشمنان خود را می‌شناسد. بله ما، با مردم آمریکا مشکل نداریم، ما با هیچ آحادِ مردمی مشکل نداریم؛ ما با سیاستمداران کار داریم؛ دشمن آنها هستند.

* واقعیت‌هایی وجود دارد، از سرمایه‌های فراوان و ظرفیت‌های فراوانی که در کشور وجود دارد، هم سرمایه‌های طبیعی و هم انسانی و هم فرصت‌های بین‌المللی. به‌خاطر این سرمایه‌ها، امروز کشور ظرفیت پیشرفت فوق‌العاده‌ای در درون خود دارد. امروز جمهوری اسلامی به یک قدرت اثرگذار در سطح منطقه و در مواردی در سطح جهان تبدیل شده و این یک واقعیت است، قدر خود را بدانیم. عظمت این ملت را بدانیم.

* آمریکا به‌دلایل واضحی با ما دشمن است. مرادمان سیاستمداران آمریکا و سیاست‌های آنهاست؛ در قضیه برجام بدعهدی کردند، به تحریم‌های دیگری ما را تهدید کردند. وزیر خزانه‌داری آمریکا به‌شدت شبانه‌روز مشغول کار است که جمهوری اسلامی نتواند از نتایج برجام بهره‌مند شود، مرتباً تهدید می‌کنند. الآن هم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چندماه دیگر شروع خواهد شد و 9 ماه دیگر این دولت عوض خواهد شد. دولتی که بعداً به‌وجود خواهد آمد، هیچ تضمینی وجود ندارد که همین تعهدات اندک را هم اجرایی کند. نامزدهای انتخاباتی آمریکا الآن در بدگویی به ایران مسابقه گذاشته‌اند.

* وقتی می‌گوییم دشمن است آمریکا، عده‌ای منزعج می‌شوند؛ اینها دشمنی است دیگر. فراموش نکنید که ما گفتیم ملت و دولت باید همدل و همزبان باشند. باید کار کنند همه و به دولت کمک کنند. اگر راهنمایی هم دارند، بگویند. واقعیت دیگر این است که این دشمن به‌ظاهر مقتدر ابزارهای دشمنی‌اش نامحدود نیست. چند ابزار اساسی دارد که ابزارهای فعال اوست. یکی تبلیغات است و ایران‌هراسی، یکی نفوذ و دیگری هم تحریم.

* یکی از سه ابزارِ مؤثر دشمن، "تحریم" است. دشمن احساس کرده که کشور و ملت ما از تحریم ضربه می‌بیند، متأسفانه ما خودمان هم تقویت کردیم، در برهه‌ای تحریم را بزرگ کرده و بزرگ‌نمایی کردیم. هی گفتیم تحریم است و تحریم است؛ از آن طرف هم برداشتن تحریم‌ها را تقویت کرده و بزرگ‌نمایی کردیم که اگر برداشته شود، این اتفاق خواهد افتاد و آن اتفاق؛ این‌طور هم پیش برویم، باز هم اتفاقی نخواهد افتاد، بنابراین احساس کرده که با ابزار تحریم می‌تواند کار را پیش ببرد.

* یک دوراهی را دشمن نشان می‌دهد به ما. این دوراهی دروغ است. اما دوراهی دیگری هم وجود دارد، یا باید مشکلات تحریم را تحمل کنیم یا ایستادگی کنیم به‌وسیله اقتصاد مقاومتی. اقدام و عمل نیاز است. کارهایی که باید انجام گیرد در زمینه اقدام و عمل؛ البته دولت در زمینه اقتصادمقاومتی کارهایی کرده است. ما گفتیم ستاد فرماندهی تشکیل دهید که تشکیل شده و معاون اول رئیس‌جمهورِ محترم را در رأس گذاشتند و گزارشی داده‌اند که در پیام ابتدای سال به ملت عرض کردم. منتها این کار‌ها مقدماتی است.

* گزارش دادند که بر اثر فعالیت‌های انجام شده تراز بازرگانی مثبت شده است، یعنی صادرات غیرنفتی ما از واردات بیشتر است که خبر خوبی است. واردات ما نسبت به سال گذشته کمتر شده که منتها کفایت نمی‌کند و کار با این‌ها تمام نمی‌شود. کار اساسی باید انجام گیرد.

* مسئله نخست؛ باید فعالیت‌ها و زنجیره‌های اقتصادی مزیت‌دار کشور را مسئولان دولتی شناسایی کنند و بر آن‌ها متمرکز شوند، برخی از فعالیت‌های اقتصادی در کشور اولویت دارد، مانند مادر می‌ماند و از آن باب‌های اقتصادی و تولیدی گشوده می‌شود. دولت باید نقشه راه را مشخص کند و تکلیف همه را معلوم کنند.

* مسئله دوم؛ زنده‌کردن تولید داخلی است. ما امروز آن‌طور که به من گزارش دادند، حدود 60 درصد از امکانات تولید ما معطل و تعطیل است. برخی به کمتر از ظرفیت کار می‌کنند یا برخی کار نمی‌کنند. باید تولید را احیاء و زنده کنیم. راه دارد، این راه را خیلی از اقتصاددانان بلدند و من به مسئولان دولتی مکرراً گفتم که منتقدین را بخواهید و حرفایشان را بشنوید، گاهی پیشنهاد‌ها و حرف‌های خوبی دارند.

* مسئله سوم؛ اینکه ما بالاخره تجارت خارجی داریم؛ باید وارد کنیم لیکن توجه کنیم که این خریدهای ما قدرت داخلی و تولید داخلی را تضعیف نکند. فرض کنید ما می‌خواهیم هواپیما وارد کرده یا خریداری کنیم به ما گفته می‌شود؛ مسئولان دولتی می‌گویند که اگر چنانچه این درصد از این قیمت را در صنایع داخلی هواپیما سرمایه‌گذاری کنیم، بیش از اینکه از خارج خریداری کنیم داخل رشد خواهد یافت. اینکه نگاه نکنید این خرید و واردات چه بلایی سر تولید داخلی می‌آورد، خطاست. در خریدها کاری کنیم که تولید داخلی تضعیف نشود.

* مسئله چهارم؛ پول‌هایی در خارج از کشور داریم؛ در قضیه برجام بنا بر این شد که پول‌ها برگردد که اکثر آن برنگشته و دچار مشکل است. انسان دست آمریکایی‌ها را پشت این مشاهده می‌کند، لیکن بدجنسی برخی دستگاه‌های آمریکایی موجب شده که بر نگردد. وقتی برگشت هر چند ده میلیاردی که هست، در مصارفی به‌کار نرود که پول هدر شود. این پولی است که وارد کشور می‌شود و کشور نیاز دارد. در درجه اول تولید است؛ مواظب باشند که پولی که وارد می‌شود از بین نرود. صرف خریدهای بی‌مورد و کارهای بی‌جا و اسراف‌ها نشود. مدیریت منابع مالی که از بانک‌ها و مراکز خارجی وارد می‌شود، مسئله‌ای است که باید مورد توجه قرار گیرد.

* مسئله پنجم؛ بخش‌هایی در اقتصاد ما وجود دارد که مهم است مانند نفت و گاز، یا بخش تولید موتور برای خودرو و هواپیما و کشتی که مورد استفاده است. این بخش‌های حساس و مهم باید دانش‌بنیان شود. اینکه می‌گوئیم اقتصاد دانش‌بنیان؛ جوانان و دانشمندان نشان دادند که می‌توانند نوآوری کنند و از سطحی که داریم بالاتر ببرند. آن مغزی که می‌تواند موشک بُردبلند را طوری تنظیم کند که با انحراف 2متر بر سر هدف بخورد کار کوچکی است؟ آن مغزی که می‌تواند این کار را بکند در موارد دیگر هم مثل موتور خودرو و قطار هم می‌تواند پیشرفت کند و سطحی را بالا ببرد. همین الان در کشور ما بنگاه‌های اقتصادی و تولیدی هست که محصولات‌شان از مشابه خارجی بهتر است، بنابراین دانش‌بنیان شدن بخش‌های مهم اقتصادی داخلی یکی از کارهایی است که در اقتصاد مقاومتی شرط است.

*مسئله ششم؛ برخی بخش‌ها را در کشور سرمایه‌گذاری کردیم در گذشته مانند نیروگاه‌سازی یا در زمینه پتروشیمی؛ امروز کشور به نیروگاه نیاز دارد که وقتی ما در گذشته سرمایه‌گذاری کردیم، دیگر نباید از بیرون وارد کنیم یا از بیرون کسی را بیاوریم که برای ما بسازند، بلکه باید این بخش‌ها را احیا کرده و استفاده کنیم.

*مسئله هفتم؛ در همه معاملات خارجی که انجام می‌دهیم "انتقال فناوری" را شرط کنیم. البته برادران ما در دولت گفتند که این کار را انجام دادیم. فرض کنید یک شیِ تولیدی جدیدی را می‌خواهند، بسازند؛ تولید شده را نخرند بلکه شی‌ء را با فناوری مخصوص خود خریداری کنند.

* مسئله هشتم؛ با فساد مبارزه جدی شود؛ با ویژه‌خواری مبارزه جدی شود؛ با قاچاق مبارزه جدی شود. این‌ها به اقتصاد کشور لطمه می‌زند و ضررش به مردم می‌رسد. اگر ما در مقابل آن مجموعه‌ای که فرض بفرمایید با زدوبست‌هایی در زمینه‌ مسائل اقتصادی ویژه‌خواری می‌کنند، خودشان را از امتیازات ویژه برخوردار می‌کنند و یا دچار فساد پولی و مالی و اقتصادی می‌شوند، سهل‌انگاری کنیم، قطعاً کشور ضرر خواهد کرد. نباید سهل‌انگاری شود. باید جلوی آن فسادی را که امروز ممکن است پیش بیاید بگیرند و مانع فساد شوند. قاچاق همین جور است؛ باید با قاچاق به‌معنای واقعی کلمه مبارزه کنند.  

* مسئله نهم؛ بهره‌وری انرژی را بالا ببریم. من یک‌وقتی هم اینجا در یکی از همین سخنرانی‌های اوّل سال، چند سال قبل از این، این را گفتم که ادعا می‌شود و گفته می‌شود اگر ما بتوانیم بهره‌وری انرژی را ارتقا بدهیم، بالا ببریم و صرفه‌جویی کنیم، 100 میلیارد دلار صرفه‌جویی خواهد شد. این همه کار داره انجام می‌گیرد، برخی غیر لازم و برخی مضر، است به جای آن‌ها می‌توان کار را متمرکز کنند در این بخش؛ البته شنیدم ارتقای بهره‌وری از انرژی مصوبه مجلس نیز است که باید انجام گیرد.

* مسئله دهم؛ به صنایع کوچک و متوسط نگاه ویژه کنند. گفتیم الان چند هزار کارگاه و کارخانه‌‌ی متوسط و کوچک در کشور هست، بنا بر آماری که به بنده دادند 60درصد از این‌ها دچار بیکاری و تعطیلی هستند، این خسارت است. آن چیزی که در متن جامعه اشتغال و تحرک ایجاد می‌کند، همین صنایع کوچک و متوسط است.

* خب، این 10 نقطه‌ کار که چنانچه اقدام و عمل بخواهد انجام بگیرد برای اقتصاد مقاومتی، این 10 کار می‌تواند انجام بگیرد. این می‌شود جریان انقلاب، این می‌شود حرکت انقلابی در کشور، این می‌شود اقتصاد مقاومتی‌ که کشور را نجات خواهد داد؛ اگر انجام دهیم تحریم‌ها در ما اثر نمی‌کنند. احتیاج نداریم که از اصول و خط قرمزهای خود صرف‌نظر کنیم تا آمریکا نتواند ما را تحریم کند. ما می‌توانیم با دنبال‌کردن همین سیاستِ اقتصادمقاومتی به‌معنای عملی مسئله و اقدام عملی موضوع، کشور را مصونیت‌سازی کنیم و مصونیت دهیم کشور را تا در مقابل تحریم به خود نلرزیم. اگر اقتصاد مقاومتی محقق شد، تحریم دشمن تأثیر چندانی نخواهد داشت. اگر این اقدامات را انجام دادیم آخر سال 95 مسئولان دولتی می‌توانند بگویند که این چندهزار کارخانه و کارگاه و دامداری و غیره را احیاء کردیم. می‌توانند گزارش دهند و مردم ببینند و حس کنند؛ وقتی مردم حس کردند آن وقت اعتماد و اطمینان پیدا خواهند کرد.

* مردم چه افراد سیاسی و اقتصادی و آحاد باید به مسئولان کشور کمک کنند. البته باید هر سه قوه همکاری کنند تا کار پیش برود. این کمک لازم است. جدیت مسئولان به‌خصوص قوه مجریه لازم است. اگر بتوانیم این حرکت را راه بیاندازیم، این جریانی انقلابی است، هم سرعت خواهد داشت و هم موفقیت.

* کاری که شهدای هسته‌ای پیش‌آهنگ آن بودند در زمینه‌های هسته‌ای. کاری که شهید تهرانی‌مقدم پیش‌آهنگ آن بود. کاری که شهید کاظمی در زمینه سلول‌های بنیادی پیش‌آهنگ آن بود؛ این‌ها کار‌های بسیار بزرگی است. کار‌ی که شهید آوینی و مرحوم سلحشور در زمینه فرهنگی پیش‌آهنگ آن بودند؛ این‌ها پیشروان کارهای انقلابی در کشور هستند. اینکه من بارها تکرار کردم نیروهای انقلابی و حزب‌اللهی را گرامی بدارید، به این خاطر است که هرجا کار انقلابی انجام شد، اثرش را دیدیم.

* مسائل فرهنگی بسیار مهم است و بنده به‌ آن‌ها اهمیت بسیار زیادی می‌دهم. مجموعه‌های خودجوش مردمی که کار فرهنگی می‌کنند که در سراسر کشور هزاران مجموعه خودجوش مردمی است که دارند کار می‌کنند و فکر می‌کنند و کار فرهنگی انجام می‌دهند، باید روز به روز توسعه پیدا کنند و دستگاه‌های دولتی به این‌ها کمک کنند و به‌جای اینکه آغوش خود را به‌روی کسانی که نظام و ارزش‌های اسلامی را قبول ندارند، باز کنند, به روی بچه مسلمان‌ها و نیروی‌های حزب‌اللهی، مومن و انقلابی باز کنند. کارهای فرهنگی‌ با ارزشی دارد انجام می‌گیرد. جوانان انقلابی در تمام زمینه‌ها می‌توانند کار کنند، جوانان عزیز؛ کشور مال شما است، فردا مال شما است، امروز هم مال شما است؛ بدانید که اگر شما در میدان باشید و اگر باور به خود داشته باشید، آمریکا و بزرگتر از آمریکا هم، هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.


رکود، تورم، پایین آمدن قدرت خرید مردم، نرخ رشد پایین اقتصادی، رشد نرخ بیکاری، تعطیلی کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی، اوضاع اقتصادی کشور را بگونه‌ای نموده که ظاهرا امیدی به بهبود آن توسط دولت نیست.
خبرگزاری فارس: داود پرچمی مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی در یادداشتی با هدف کمک به گفتمان‌سازی بحث اقتصاد مقاومتی به بسترهای اجتماعی این سیاست اقتصادی پرداخت.

متن کامل یادداشت پرچمی به شرح زیر است:

« با وقوع انقلاب اسلامی، نظام سیاسی و با وقوع جنگ تحمیلی، نظام دفاعی کشور متحول و از مدلی برخوردار گردیدند که تاکنون ضمن حفاظت از انقلاب و دستاوردهای آن در پاره‌­ای از موارد تبدیل به مدل جمهوری اسلامی و الگوی مقاومت در دیگر سرزمین‌های اسلامی نیز شده اند. نظام فرهنگی جامعه نیز در بخش‌هایی معدود متحول (مانند بخشهایی از نظام تولید علم  و هنر) و در بخش‌هایی اساسی، بدون تغییر مانده است. اما در نظام اقتصادی تقریبا هیچ تحولی متناسب با اصول حاکم بر انقلاب اسلامی شاهد نبوده‌ایم.

الگوهای مورد استفاده ما ابتدا اختلاطی از سوسیالیسم و پس از آن هم بازگشتی به الگوهای اقتصادی سرمایه داری، لیبرالیستی و نئو لیبرالیستی وابسته به نفت بوده است. اقتصادی وابسته، غیر تولیدی و مصرفی که سایر بخش‌ها و نهادهای اجتماعی را متاثر کرده است. اقتصادی که دولت بجای تولیدی بودن و حمایت از تولید کنندگان خود نقش تاجر بزرگی را یافته و در همه زمینه‌های اقتصادی با پشتوانه نفت وارد شده است. اقتصادی نفتی که حوزه نفوذ دولت را گسترده کرده و نظام دیوانسالار بزرگ، تنبل و نامتناسب با نظام اجتماعی که بخش خصوصی و تعاونی را ناتوان در رقابت نموده را ایجاد کرده است. این نظام اقتصادی تولید و کار را بی ارزش، دلالی و واسطه گری و سوء استفاده از فرصتهای عمدتا غیر قانونی را ارزشمند نموده و فساد زاست.

این شرایط موجب شده در بخش اقتصادی جامعه با مشکلاتی مواجه باشد که در حال حاضر بیشترین فشار را به مردم بویژه به اقشار ضعیف مالی وارد آورده و در سطح کلان استقلال کشور را تهدید می‌نماید و این امر صورتی از ناکارآمدی اداره جامعه را به نمایش گذارده است. بخشی از این مشکلات ناشی از رویارویی جبهه مقاومت اسلامی به علمداری ایران اسلامی در مقابل جبهه استکبار جهانی به سر کردگی شیطان بزرگ امریکای جنایتکار است، اما بخش مهمتر آن ناشی از سوء مدیریت اقتصادی است.

از مهمترین اشکالات امور اقتصادی سیاست گذاری و برنامه ریزی بر مبنای قانونمندیهای صرف و ناب اقتصادی است، درحالی که کنش اقتصادی تعاملی است که در بستری فرهنگی و اجتماعی واقع میشود و متاثر از قانونمندیهای فرهنگی و اجتماعی جامعه نیز می باشد. اشکال دوم آن است که این قانونمندیها بر گرفته از نظام اقتصادی سرمایه داری و لیبرالیسم اقتصادی است. عدم­ توجه و حداقل کم توجهی به اقتصاد به عنوان یک پدیده­ چند بعدی و دارای ابعاد فرهنگی و اجتماعی، و همچنین عدم تناسب این راهبردها با اصول انقلاب اسلامی، تحلیل­ها و راهکارهایی را که در عمل به نتایج مطلوب نمی­‌رسند را پیش رو گذارده‌اند. این انتقاد در اغلب سیاست گذاریهای کلان اقتصادی مشاهده می شود. سیاستهای کلی تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، سیاست‌های کلی نظام در تشویق سرمایه گذاری، سیاست‌هاى کلى اصل 44 قانون اساسى و سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی عمدتا با رویکرد اقتصادی صرف و مبتنی بر قانونمندیهایی است که مبانی نظری، اهداف و خواستگاه فرهنگی و اجتماعی متفاوتی از شرایط اجتماعی و فرهنگی نظام انقلابی و اسلامی ایران دارد.

آشکارا مشخص است تفکر حاکم بر مجمع تشخیص مصلحت نظام در بعد اقتصادی به عنوان دستگاه مشورتی سیاستگذار نیاز به تجدید نظر و مدیریتی جدید دارد که در باور و عمل اقتصاد نئو لیبرالیستی را نسخه شفا بخش اقتصاد بیمار کشور تلقی نکند و در راه کارهای خود ایمان به خود باوری و توانمندی نظام انقلابی در حل مشکلات، با روشهای متناسب با اصول انقلاب اسلامی داشته باشد. بی تردید ریاست فردی که در موضوعات مختلف بی تردید مواضعی خارج از اصول انقلاب اسلامی دارد بر چگونگی تعیین این سیاستها تاثیر گذار خواهد بود.

متاسفانه در بسیاری از سیاست گذاریها که در قالب سیاستهای کلی تدوین شده عموما به علل قریب مشکلات اقتصادی پرداخته شده و علل بعید و دورتر که خود بوجود آورنده علل قریب هستند و یا بر پیدایش و تغییر آنها موثرند مورد غفلت قرار گرفته اند.

در شرایطی که دشمن هجمه و جنگ تمام عیار اقتصادی را همراه با وجوه دیگر دشمنی خود، مبتنی بر شناختش از شرایط اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی ما به ما تحمیل نموده و شرایط اداره امور اقتصادی کشور بگونه­ای است که مانع موفقیت اقتصاد مقاومتی است، توجه به قواعد و راهبردهایی که وجوه فرهنگی و اجتماعی جامعه ما را در نظر بگیرد امری لازم و ضروری است و می­تواند به تبدیل آن به یک گفتمان اجتماعی، قابلیت اجرا و افزایش احتمال موفقیت در آن کمک نماید.

  باید توجه داشت تحریم­ها از عوامل پیدایش برخی مشکلات اقتصادی ماست اما عامل اصلی مشکلات اقتصادی کشور در نظام معرفتی سیاست گذاران و کارگزاران امور اقتصادی، نداشتن برنامه عملی برای مقابله با جنگ اقتصادی توسط دولتمردان، سوء مدیریت منابع و فساد اقتصادی است. با وجودی که رهبر معظم انقلاب در کمال درایت و شناخت از اوضاع ایران و جهان و بویژه استکبار جهانی از حدود 20 سال پیش نسخه اقتصاد مقاومتی را برای حفظ دستاوردهای انقلاب، استقلال و تضمین و تداوم پیشرفت کشور تجویز نموده‌اند، لیکن به نظر می‌رسد سیاست‌های کلی تدوینی آن توسط مجمع تشخیص مصلحت بدلیل نگاه صرف اقتصادی با مبانی لیبرالیسم اقتصادی و حداقل کم توجهی به مختصات فرهنگی و اجتماعی جامعه از قابلیت آن برای عملیاتی شدن کاسته است. ضروری است که برای عملیاتی شدن آن حداقل پیوستی متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی داشته و تغییر برخی از شاخصها که لازمه عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی است مورد توجه قرار گیرد.

شواهد و سخنان مسئولین کشور در سطوح و در مواقع مختلف گویای آن است که در برجام از خطوط قرمز کشور عبور شده، بدعهدی دشمن و عمل نکردن به تعهدات متقابل رخ داده و علیرغم ادعای خوش باوران برجام فرجام لازم و وعده داده شده را نیافته است. بعید به نظر میرسد مسئولان اجرایی کشور با اطلاعاتی که در اختیار دارند این مهم را درک نکرده باشند، لیکن عقب نشینی از ادعاها هزینه سیاسی خواهد داشت و تنها دستاوردی که دولت می تواند پس از قریب سه سال روی آن مانور می کند و مردم تحت فشار ناکارآمدیهای اقتصادی را امیدوار به بهبود اوضاع نگه دارد و از این طریق انتخابات مجلس را تحت تاثیر قراردهد را زیر سئوال خواهد برد. متاسفانه با  نوع تعامل صورت گرفته با غرب در فرایند مذاکرات و تجربه آنان در اخذ امتیازات ارزشمند با تضمین قطعی و دادن امتیازات کم ارزش با تضمین نسبی تحت فشارهای اعمالی و تبدیل دولت به عامل ایجاد فشار به حکومت، تحریم‌ها تبدیل به پاشنه آشیل نظام شده و آنها بدلیل دشمنی ذاتی با انقلاب اسلامی هیچگاه این فرصت را از دست نداده و به صور مختلف آن را نگه خواهند داشت. بنابراین فرض رفع تحریمها و عدم نیاز به اتخاذ راهبرد اقتصاد مقاومتی در اداره امور اقتصادی کشور فرضی محال است.

از سوی دیگر رکود، تورم، پایین آمدن قدرت خرید مردم، نرخ رشد پایین اقتصادی، رشد نرخ بیکاری، تعطیلی کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی، اوضاع اقتصادی کشور را به‌گونه‌ای نموده که ظاهرا امیدی به بهبود آن توسط دولت نیست. دولتی که مهمترین وعده‌های انتخاباتیش حل مسائل اقتصادی و بهبود وضع معیشتی مردم بوده، به عنوان یک کنش‌گر سیاسی تمام عیار در جناح بندی‌های سیاسی داخلی عمل نموده و بعضا با اتخاذ مواضع و بیاناتی مغایر با دیگر ارکان نظام موجبات تشتت در جامعه و کاهش تمایل به مشارکت نیروهای موثر بر روند اصلاح اقتصادی می‌گردد.

عجیب است در دولتی که افراد با تجربه بالای سطوح عالی مدیریت بر واحدهای اقتصادی دولتی و ظاهرا موفق در اداره فعالیتهای اقتصادی شخصی و بعضا مالک موسسات متعدد و ثروتهای بزرگ به عنوان تیم اقتصادی مشغول بکار باشند و نتوانند هیچ حرکت روشن و موثری در بهبود اوضاع اقتصادی انجام دهند. این شیوه اداره امور اقتصادی و پیوند آن با سیاست خارجی می تواند همسو با جریان خارجی تبدیل به اهرم فشاری علیه نظام گشته تا از پیگیری اهداف مبتنی بر اصول انقلاب کوتاه بیاید و اصرار بر آنها با تقابل مردم که تحت فشار مشکلات اقتصادی هستند مواجه شود.

فضاسازی های رسانه ای و امید کاذب ایجادی حل مشکلات در صورت کنارآمدن با امریکا و اصرار بر اصول انقلاب و حفظ استقلال کشور را عامل این وضع جلوه دادن هزینه نارضایتی و رویارویی مردم و نظام را در پی داشته و مسئولان و افرادی که در عین حضور در قدرت و بهره مندی از آن خود را در موقعیت اوپوزیسیون قرار داده اند، منفعت سیاسی آن را خواهند برد.

نگاه به بیرون برای حل مشکلات اقتصادی مبتنی بر فروش نفت و جلب سرمایه گذاری خارجی، تجویزات برگرفته از اقتصاد سرمایه داری است که تا وقتی ذره ای پایبندی به اصول انقلاب بویژه استکبار ستیزی، دفاع از مظلومان، حفظ استقلال کشور و اداره جامعه و روابط بین المللی بر اساس شرع مقدس اسلام وجود داشته باشد، محقق نخواهد شد، مگر در شرایط قدرتمندی نظام و آن هم در تعامل با علاقه‌مندان انقلاب اسلامی در اقصا نقاط عالم و دنیای اسلام.

این رویه با فرض تحقق فقط منافع قدرتمندان و ثروتمندان که عمدتا رو به بیرون دارند را تامین خواهد کرد و شاید این دلیلی برای فشار و استقبال از مذاکره با امریکا باشد. تجربه سالیان نشان داده است که این افراد در بزنگاهها در مقابل منافع فردی و گروهی خود حمایت از کشور و نظام را نادیده می گیرند. این شرایط گویای آن است که 1- سیاست گذاری بر مبانی اقتصاد مقاومتی امری اجنتاب پذیر است، 2- سیاست گذاری اقتصادی مبتنی بر اندیشه سرمایه داری و لیبرالیسم اقتصادی نمی تواند مبانی نظری مناسبی برای اقتصاد مقاومتی باشد. 3- بدون توجه به جنبه های فرهنگی و اجتماعی فعالیتهای اقتصادی هیچ نوع سیاست گذاری از جمله سیاست گذاری در امور اقتصاد مقاومتی به نتیجه نخواهد رسید.

* تعریف اقتصاد مقاومتی

اگر اقتصاد را الگوهای ارتباطی(اعم از کنش و ساختارهای) شبکه­‌ای از کنش­گران تولید، توزیع و مصرف کالا و خدمات در شرایط تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، جغرافیایی و اقلیمی و مواهب طبیعی برای کاربرد بهینه­ منابع، به ویژه منابع کمیاب و کسب بیشترین سرمایه­ اقتصادی درسطوح مختلف بدانیم، بر این اساس می‌­توان گفت اقتصاد مقاومتی الگوهای ارتباطی شبکه­ای از کنش­گران تولید، توزیع و مصرف کالا و خدمات در شرایط تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، جغرافیایی و اقلیمی و مواهب طبیعی است که مانع از تحمیل قواعد دیگری به خود در کاهش تولید سرمایه اقتصادی می­گردد و در صورت لزوم می­تواند قواعد خود را به گونه ای به دیگری تحمیل نماید که کسب سرمایه اقتصادی او را کاهش دهد. بنابراین می­توان اقتصاد مقاومتی را این­گونه نیز تعریف نمود:

مدل الگوی ارتباطی شبکه ای از کنش‌گران تولید، تامین، توزیع و مصرف مستمر و متعادل کالاها و خدمات، در سه سطح خرد، میانه و کلان بر مبنای اصول انقلاب اسلامی است که در جنگ تحمیلی اقتصادی از سوی استکبار جهانی یا ایادی داخلی آن، یا در شرایط بحرانهای اقتصادی داخلی و خارجی با تنظیم روابط بخش اقتصادی با سایر بخش­های نظام، الگوی پیشرفت اسلامی و ایرانی را تداوم می بخشد.

* بسترهای اجتماعی و فرهنگی اقتصاد مقاومتی

 در این بخش با رویکردی جامعه شناختی و تاکید بر جامعه شناسی اقتصادی و توجه بیشتر به مسائل فرهنگی و اجتماعی و نه دیدگاهی صرفا اقتصادی به بررسی برخی ضروریات و الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی می­پردازیم. همانطور که اشاره شد عوامل موثر اقتصادی بر اقتصاد مقاومتی عموما علتها و دلائل قریب اقتصاد مقاومتی است درحالی که برخی علل بعید آنها از چنان اهمیتی برخوردار است که مانع تغییر و اثر گذاری علل و موانع قریب می گردند. از ویژگی های مهم اقتصاد مقاومتی مردم محوری آن است. متاسفانه در شرایط فعلی موانع بسیاری برای مشارکت مردم در این امر وجود دارد. رفع برخی از این امور که عمدتا تابع موانع فرهنگی و اجتماعی است در ذیل بیان شده است.

توجه به ابعاد فرهنگی اقتصاد مقاومتی: در شرایطی که اقتصاد امری است که در بستری اجتماعی و فرهنگی واقع می شود تدابیر لازم مرتبط با آن در نظر گرفته نشده است. نه در سیاستهای کلی وظیفه ای برای دستگاههای فرهنگی دیده شده و نه دستگاه‌های فرهنگی و بویژه شورای انقلاب فرهنگی به این موضوع مهم پرداخته اند.

هیچ یک از دستگاه‌های فرهنگی وظیفه‌ای برای جامعه پذیری اقتصادی مردم و بویژه نوجوانان و جوانان متناسب با اقتصاد مقاومتی در تولید و مصرف ندارند. همچنین است سبک زندگی و تولید و مصرف سرمایه اقتصادی. در هیچ یک از موارد وظیفه ای برای تقویت هویت دینی، انقلابی و ملی و گرایش به اجتماع ملی، داخلی بودن گروه مرجع مردم که زمینه ساز مشارکت درونی مردم در اقتصاد مقاومتی باشد دیده نشده است. شورای انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی موظفند متناسب با ماموریت و وظایف دستگاههای فرهنگی کشور (مخصوصا رسانه ملی، آموزش و پرورش، آموزش عالی)،  برای هر یک سیاست گذاری فرهنگی نموده و بر تدوین و اجرای برنامه های آنان نظارت داشته باشند. لازم است دستگاههای فرهنگی نظام سرمایه فرهنگی یا شناخت و معرفت لازم برای تحقق اقتصاد مقاومتی را در سطوح خرد، میانه و کلان و نوع تولیدی و مصرفی آن و همچنین عوامل فرهنگی قریب و بعید آن را تولید نمایند.

توجه به ابعاد اجتماعی اقتصاد مقاومتی: در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی لازم است به سرمایه اجتماعی مردم، ارتقاء و استفاده از آن نیز توجه شود. از راههای مهم آن که ارتباط تنگاتنگ با اقتصاد دارد شبکه های اجتماعی اقتصادی است. در این راستا لازم  است تدابیری برای استفاده از ظرفیتهای تشکلات موجود مانند و انجمنهای صنفی، اتحادیه ها و تشکل گروههای اجتماعی جدید متناسب با اقتصاد مقاومتی و مرتبط نمودن آنها در یک شبکه گسترده اندیشیده شود. این تشکلات که می توانند گره های شبکه ها نیز محسوب می شوند از تامین کنندگان، تولید کنندگان و توزیع کنندگان سرمایه، مواد، نیروی انسانی، خدمات مشاوره ای علمی، و حقوقی، مالی و بانکی، حمل و نقل و توزیع و امثالهم اعم از حقیقی یا حقوقی، خصوصی یا تعاونی و داخلی و یا خارجی باشند. از این طریق می تواند سرمایه اجتماعی موجود و ایجاد شده را در خدمت اقتصاد مقاومتی قرارداد.

وفاق اجتماعی بین مسئولان، نخبگان و مردم: وفاق نخبگان، مسئولین اجرائی و آحاد مختلف مردم در اداره امور جامعه بویژه امور اقتصادی، امری ضروری برای به نتیجه رسیدن اقتصاد مقاومتی است. ضروری دانستن پیاده­سازی اقتصاد مقاومتی در تمامی مراحل سیاست­گذاری، برنامه­ریزی و اجرایی و در عرصه­های تولید و مصرف و توزیع همه کالاها و خدمات، از سوی همه آحاد جامعه بویژه مسئولان و نخبگان موجب هم­افزایی خواهد شد. همانطور که استقلال یک اصل مشترک عام انقلاب و مورد قبول تمامی اقشار بوده و هست، پذیرش اقتصاد مقاومتی به عنوان الگوی استقلال اقتصادی نظام جمهوری اسلامی و مدل اقتصادی این نظام برای تحقق پیشرفت اسلامی و ایرانی، به عنوان یک اصل مشترک عام، ضروری است.

برای این امر لازم است اصول و مبانی این مدل بر مبنای نظام اعتقادی انقلاب اسلامی و آرمان­های برخواسته از آن و واقعیات اقتصادی ایران و نظام اقتصادی حاکم بر روابط بین­الملل تدوین و با افزایش روابط بین گروهی بین نخبگان، مسئولان و فعالان اقتصادی درباره آن تبادل نظر صورت گرفته تا وفاق اجتماعی در این زمینه حاصل شود.

همانطور که رهبر معظم انقلاب نیز مکرر تاکید کرده اند، نظرات افراد مختلف حتی منتقدین اقتصادی شنیده شود و بهترین آنها مبنای سیاست گذاری و عمل قرار گیرد. از آنجا که راههای برون رفت از شرایط نامطلوب اقتصادی فعلی ناشی از قرائتهای مختلف مسئولین است برای دستیابی به وفاق جمعی لازم است قوانین رسمی کشور که حدود اختیارات مسئولین بخصوص مسئولین اجرایی را مشخص می کند، مبنای عمل قرار گیرد و هر یک از قوا متناسب با وظایف و اختیارات خود که در قانون تعیین شده است عمل نمایند. بهره مندی همگان از عواید و فواید و دسترسی عادلانه به منابع در این مدل و ادراک و پذیرش آن امر دیگری است که موجب وفاق برای پیاده سازی این مدل می گردد. به نظر می رسد اداره کنندگان امور اقتصادی مایل هستند اقتصاد مقاومتی را در قالب اقتصاد سرمایه داری اجرایی نمایند. لازم به ذکر است بر اساس تحقیقاتی که نگارنده انجام داده است شکاف اجتماعی بین دو تفکر اسلام گرا و غرب گرا، انقلابی و غیر انقلابی، سنتی و مدرن در جامعه ما وجود داشته و آمادگی سازماندهی برای تقابل باهم و تبدیل به تضاد اجتماعی شدن را دارد. بر دلسوزان جامعه است که با تاکید بر مشترکات عام و قانون گرایی، همه توان خود برای جلو گیری از تضاد اجتماعی و پر کردن شکاف فرهنگی در جامعه را بکار بسته و بر وفاق اجتماعی تاکید نمایند.

افزایش مقبولیت نظام سیاسی: هر چه توانایی در حل مشکلات مردم بیشتر باشد، توانمندی و هرچه انطباق پذیری با ارزشهای مردم بیشتر باشد، ارزشمندی و این دو تعیین کننده میزان مقبولیت دولتها بوده که با افزایش آن متابعت و رعایت قواعدی که از سوی دولتها تعیین می شود بیشتر خواهد شد. اکنون که دولت به دلائلی توانایی حل مشکلات اقتصادی را ندارد و تاکنون به وعده هایی که داده نتوانسته عمل کند، افزایش ارزشمندی آن می تواند تا حدودی این کاستی را جبران نماید.

 اشاره شد که اقتصادمقاومتی الگوهای خاص ارتباطی کنش‌گران در عرصه تولید، توزیع و مصرف کالا و خدمات در جامعه است، یعنی مجموعه­ای از ارزش­ها و هنجارها در این زمینه­ است. ارزش­ها و هنجارها زمانی مورد قبول واقع خواهند شد که ارزش­‌گذار و هنجار پرست اعم از مسئولان و یا کلیت نظام حداقلی از مقبولیت و مشروعیت برخوردار باشند. وقتی یک مسئول بلندپایه از مردم می­خواهد که« آن­هایی که توانایی مالی دارند به یارانه نه بگویند» و قریب72 میلیون نفر از75 میلیون نفر برای دریافت یارانه ثبت­نام می­کنند به معنی آن است مردم آن فرد را برای این دعوت مشروع نمی­‌دانند. اما زمانی که امام می­‌گفتند: « ما را از تحریم نترسانید ما فرزند رمضانیم.» مردم لبیک می­‌گفتند و خودشان را با گفتار امام(ره) تنظیم می­‌کردند، زیرا شناخت مردم از  زندگی امام(ره) آن بود که خیلی با مردم عادی فرقی ندارد.

تحقیقات نشان می‌دهد مردم قواعد اداره امور اقتصادی را قبول ندارند، آنها را به نفع تعیین کننده‌های قواعد می‌دانند تا عموم مردم، وقتی عبارت « اینها فکر خودشان هستند»  توسط مردم بکار می رود موید عدم پذیرش هنجار فرستها و تنظیم کننده های قواعد اقتصادی و قواعد آنهاست.

در تحقیقی که در سال93 سطح شهر تهران توسط نویسنده انجام­ شده در سوالی در مورد اقتصاد مقاومتی از پاسخگویان پرسیده شد که « به نظرتان چه عاملی می­تواند باعث شود مردم حاضر نباشند سختی­های اقتصادی را تحمل کنند؟» در پاسخ به این سوال حدود48 درصد پاسخگویان به بیکاری و خودِ مشکلات اقتصادی اشاره کرده‌­اند، و حدود31 درصد نیز به این نکته اشاره کرده اند که مردم به دلیل عدم اعتماد به دولت و مسئولین حاضر نیستند دشواری­های اقتصادی را تحمل کنند.

بنابراین اگر مردم شاهد دگرگونی سبک زندگی مسئولین و خانواده آن ها به سوی تجمل گرایی و تفاخر جویی باشند و یا مطالبی درباره­ی میزان ثروت برخی از مسئولین و چگونگی کسب آن بشنوند، حتی اگر واقعیت هم نداشته باشد، از مشروعیت آنان و نظام کاسته می­‌شود. تحت این شرایط مردم بخصوص صاحبان سرمایه و تولید کنندگان که در هرم قدرت قرار ندارند و مردم عادی در تغییر سبک زندگی و الگوی مصرف خود به اقتصاد مقاومتی به عنوان مدل فعالیت اقتصادی خود گرایش نخواهد یافت. بر این اساس هر پدیده ای که از مقبولیت نظام بکاهد باید رفع شود. هر نوع اقدامی که باعث بی­اعتمادی مردم به نظام و مسئولین شود بدلیل کاهش مشروعیت نظام مذموم است؛ هرکسی که مشروعیت نظام را کاهش دهد به نحوی وارد جنگ علیه نظام شده است.

تشدید مبارزه با فساد اقتصادی و تجدید نظر در نظام حقوقی: لازمه اقتصاد مقاومتی پاکی اقتصادی است، امری که متاسفانه بصورت گسترده و سازمان­یافته در کشور و بخصوص در نهادهای مالی، اقتصادی و هرجا که مالکیت و حقوق دولت مطرح است وجود دارد. بر اساس گزارش سازمان تحقیقات شفافیت که هرساله سطح فساد را بر مبنای نظر سنجی های مردمی اعلام می­‌کند، امتیاز ایران از100 نمره 26 است و در بین  175 کشور در رتبه 144 قرار دارد، کشورهایی نظیر اکراین، نیجریه و کامرون با ما در یک رتبه قرار دارند، امتیاز ایران در این شاخص در سال2012، 28 بوده است.

علاوه بر اصلاحات ساختاری مانند اقتصاد غیر نفتی، شفاف سازی مالی تمام موسساتی که به نحوی از منابع عمومی استفاده می‌کنند، تقویت پای بندی دینی و اخلاقی و ...، عزم ملی و عمومی برای مقابله مردمی با فساد لازم است که با ایجاد مراکز دریافت اطلاعات مردمی و بسیج عمومی و تشکیل هسته­‌های حزب الله مقابله با فساد ( با استفاده از تجربه گشت ثارا ..)، تقویت و فعال­سازی دستگاه­‌های نظارتی، تجدید نظر در قوانین و رویه‌­های قضایی و شدت عمل و بخصوص اعمال مجازات­های اجتماعی که از سرمایه اجتماعی مفسدان و اعضای درجه یک خانواده شان و کسانی که از سوء استفاده آنها بهره مند می شوند بکاهد، محقق می شود..

همانطور که درجنگ نظامی خیانتکاران و عوامل کمک کننده دشمن محاکمه صحرایی می‌شوند، در جنگ اقتصادی نیز لازم است دادگاه ویژه‌ای ایجاد و عملکرد سوء مسئولین و فعالان اقتصادی مورد بررسی و احکام مجازات شدید برای آنها صادر و اجرا شود. مفاسد اقتصادی کوچک و حتی تصمیم گیریهایی که بیت المال مسلمین را تلف و استقلال و تمامیت اقتصادی کشور را خدشه دار می کنند مانند خدشه دار شدن تمامیت ارضی کشور باید با مجازاتهای سنگین اجتماعی، مالی و جانی روبرو شود.  این ضعف قوه قضائیه است که فردی از پشتوانه حضور سببی در قدرت برخوردار است و به جرم فساد اقتصادی و امنیتی محکوم شده است، همانند یک قهرمان ملی با قرائت بیانیه‌ای که از تلویزیون رسمی کشور پخش می شود به زندان می رود و برای تعطیلات نوروزی خود همراه خانواده به کیش می‌رود و در مقابل افرادی چون خسروی و زنجانی که  ریشه در قدرت ندارند با مجازات های سنگین رو به رو می شوند. مسئولان محترم قوه قضائیه فکر نمی کنند که این رفتار چه تاثیری بر دیگر افرادی که زمینه فساد کردن دارند، و قضات ذاذگستری و مردم خواهد داشت و این نوع امور که کم هم نیست چگونه مشروعیت و مقبولیت نظام را خواهد کاست.

طبق اصل 49 قانون اساسی دولت موظف است که تمام اموال بدست آمده از حرام را به خزانه مسلمین برگرداند. بنابراین دستگاه­های دولتی با هماهنگی هم و با استفاده از توان عمومی نخبگان و مردم وظیفه دارند در این زمینه اقدام نمایند. از ضروریات تقابل با فساد تجدیدنظر در نظام حقوقی است.

اگر حفظ نظام اوجب واجبات است و مردم هزاران شهید عزیز خود را فدای آن کرده اند، معقول نیست آبروی کسانی که آبروی یک نظام را می برند مرجح باشد. با طرح مخفف اسامی م- ر، م – ه، الف - ر بنام حفظ آبروی مردم فساد ریشه­کن نمی‌­شود. بر اساس مطالعاتی که نگارنده انجام داده است، یکی از بهترین راهکارهایی که می‌­شود جلوی جرم­‌زایی را گرفت مجازات­های اجتماعی است (نه مجازاتهای جایگزین فعلی که قضات آموزش صدور احکام آن را ندارند و سازوکار ضمانت اجرای آن نیز مشخص نیست). یعنی مجرمین با مجموع سرمایه­‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی شان و متناسب با نوع جرم و اندازه تاثیر جرمشان مجازات شوند. با این شرایط نمی توان از مردم انتظار مشارکت موثر در رونق اقتصاد مقاومتی داشت و بیم آن میرود که اقتصاد مقاومتی نیز در وجه دولتی آن محصور بماند و آحاد مردم نتوانند در قالب بخش تعاونی و خصوصی در آن نقشی نداشته باشند.

مالکیت اجتماعی و مردم‌بنیانی اقتصاد مقاومتی: صرف نظر از نوع مالکیت که دولتی باشد یا غیردولتی مردم باید در امور اقتصادی کشور نقش مهم و کلیدی داشته باشند. این امر نیازمند تغییرات اساسی در ساختارهای اقتصادی است که روابط بین دولت و مردم را تنظیم می کند. طبق قانون­اساسی اقتصاد ایران دارای سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی است.

در اصل44 بخش خصوصی مکمل دو بخش دیگر تلقی شده و این به معنی آن است که قانون اساسی درصدد پیشگیری پیامدهای منفی مالکیت خصوصی است. همچنین تجربه ناموفق واگذاری واحدهای تولیدی و خدماتی تحت تملک دولت به بخش خصوصی که عموما منجر تولید فساد و تعطیلی آنها شده است را در کارنامه این بخش داریم. ازسوی دیگر مالکیت دولتی بویژه مبتنی بودن اقتصاد بر نفت و اقتصاد سرمایه­داری دولتی، انگیزش لازم برای پیشرفت اقتصادی را بوجود نیاورده بلکه موجب عقب­افتادگی اقتصادی، وابستگی، فساد، گسترش حوزه نفوذ دولت و بزرگ شدن و غیر پاسخگو شدن آن و دیگر پیامدهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه شده است. صرف نظر از برخی اشکالات و انتقادات، به نظر می­رسد اقتصاد تعاونی فواید هر دو نوع اقتصاد سرمایه­داری و سوسیالیستی را در برداشته باشد.

برای مشارکت عمومی مردم در اقتصاد مقاومتی گسترش تعاونی­‌ها با مالکیت اجتماعی در کنار موارد یاد شده در بالا می­تواند تحول اساسی در تنظیم امور اقتصادی بوجود آورد و راه حل مناسبی برای پیشرفت اقتصادی کشور باشد. مالکیت اجتماعی به­معنی آن است که مالکیت اموال عمومی از آن دولت است، اما اداره و بهره­برداری از آن در قالب مشارکت در تعاونی‌­ها به مردم سپرده می­‌شود. نقش دولت نظارت بر تناسب فعالیت­ها و ارتقاء بهره­وری و عدم کاهش آن است. این شیوه راه­حل مناسبی برای کوچک­سازی دولت و واگذاری واحدهای اقتصادی تحت تملک دولت است. کوچک‌­سازی دولت یعنی حداقل دخالت دولت در اداره امور و پرداختن به نظارت و سیاست­گذاری بیشتر. مالکیت اجتماعی راهی برای مردمی نمودن بنیان­های اقتصاد مقاومتی است. تعاونی های اقتصادی (و نه خدماتی که خود کَلّ بر دولت و دستگاههای دولتی هستند) می توانند حداقل برای یک دوره گذار مورد توجه قرار گیرند با خصلت اشتغال زایی خود نقش مهمی در کاهش نرخ بیکاری و رونق اقتصادی داشته باشند.

تشکیل سازمان بسیج اقتصادی که با هدف ارتقاء شاخص­های اقتصادی توسط اقشار مختلف مردم فعالیت نماید می­تواند بخشی از بسترهای لازم برای مردمی کردن اقتصاد و تحقق این امور را فراهم نماید. علاوه بر این پیوند مشارکت در فعالیت­های اقتصادی با نظام اعتقادی و انقلابی از سوی مردم که نیازمند کار فرهنگی است، امری ضروری است. اخذ رویکردهای جمع­گرایانه و عام­گرایانه در سیاست­گذاری­‌های اقتصادی و پرهیز از سیاست­ها و رویه‌­های فردگرایانه و خاص­گرایانه و همچنین پرهیز از هرگونه انحصارگرایی فردی و گروهی و طبقاتی و مرجح دانستن منفعت جامعه بر آن از مواردی است که موجب مشارکت بیشتر و حداکثری مردم در فعالیت­های اقتصادی می گردد. برای این منظور لازم بخش تعاون به عنوان یک بخش اقتصادی و نه یک بخش خدماتی نگریسته و با انفکاک از وزارت تعاون و امور اجتماعی، خود یک وزارت مستقل و یا حداقل زیر مجموعه وزارت اقتصاد و دارایی باشد.

دانش بنیان بودن اقتصاد مقاومتی: کشورهای با توسعه­ی علمی ضعیف در صورتی که در فرایند پیشرفت جامعه خود به نظم اجتماعی و تعادل در رشد تمامی اجزای نظام اجتماعی در برنامه­ریزی­های خود توجه داشته­باشند از پیشرفت علمی سریعتری هم برخوردار خواهند شد. همچنین با توجه به کارکرد تغییرآوری و نظم­آفرینی نهاد علم در صورتی که پیشرفت علمی نظم در جامعه را تقویت نماید علاوه بر رشد مضاعف خود، موجب پیشرفت جامعه نیز خواهدشد.

از سوی دیگر نهاد اقتصاد، حساس­ترین نهادها نسبت به تغییرات است و تغییرات علمی و فناوری حاصل از آن خود را در نهاد اقتصاد نشان می­دهند. بر این اساس لازم است نهاد علم کشور که بخشی از سازمان اجتماعی آن شامل دانشگاه­ها و پژوهشگاه­‌هاست، فعالیت­های خود را به‌ گونه تنظیم نامید که پاسخگوی نیازهای کشور در بستر اقتصاد مقاومتی باشد. برای این منظور لازم است در فرآیند پیشرفت علمی رویکرد نهادگرایی در دو سطح خرد و کلان مورد توجه باشد. نهادگرایی علمی در سطح خرد به معنی نقش­محور شدن نهاد علم است. نهاد علم در تربیت نیروی انسانی خود اعم از ارتقای دانش فنی و جامعه­‌پذیری و انتقال فرهنگ، افزایش توانایی برای ایفای نقش­‌های اجتماعی که افراد در جریان زندگی خود اختیار می­‌کنند را محور قرار داده و دانش لازم برای ایفای نقش­های اجتماعی عام را علاوه بر دانش و مهارتهای لازم برای نقشهای خاص (شغلی) به افراد انتقال و از تک بعدی نمودن آن­ها برای ایفای نقش شغلی پرهیز شود.

نهادگرایی علمی در سطح کلان در دو بعد قابل طرح است: 1- نهاد محوری نهاد علم، نهاد علم در تولید و انتقال علم متناسب با کارکردهای نهادهای دیگر به‌ گونه‌ای عمل کند که کارکرد آن­ها و روابطشان با هم و با نهاد علم تسهیل شود و موانع آن رفع گردد. نظام اجتماعی و اجزای آن برای دستیابی به اهدافشان که پاسخگویی به نیازهای افراد و فراهم نمودن شرایط رشدو پیشرفت فردی و اجتماعی آن­ها و حداقل تولید سرمایه­های چهارگانه(فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی) است به تعادل برسد.

همچنین مهارت­ها به گونه‌ای ارائه شود که ایفای نقش­های شغلی افراد در نهادهای مختلف، و دستیابی به هدف آن نهادها را تسهیل نماید. 2- علم محوری نهادهای دیگر، نهادهای مختلف برای تنظیم روابط نقش­های درونی خود و روابط خود با سایر نهادها، به منظور به تعادل رسیدن نظام اجتماعی و دستیابی به اهداف آن مبتنی بر یافته های علمی(کارکردهای نهاد علم) عمل نمایند. نهاد علم باید از توانایی شناخت موانع نهادگرایی علمی و ارائه راه حل برای آن­ها در سطوح مختلف نیز برخوردار باشد. این رویکرد موجب ایجاد، حفظ و ارتقاء نظم اجتماعی در جامعه نیز خواهد شد. برای این منظور اقدامات ذیل لازم است:

تدوین نظام جامع اشتغال، آموزش و تامین اجتماعی: در حال حاضر نهاد آموزش ما نیروی متخصص تربیت می­کند و روی دست بخش اشتغال می­گذارد در صورتیکه نهاد اشتغال ظرفیت هضم این همه متخصص را ندارد. لازم است، متناسب با شرایط فعلی و برنامه­های آینده کشور نیاز به تخصص در بخش­های مختلف احصاء شود و نهاد آموزش ما بویژه آموزش عالی به تربیت آن­ها با رویکرد نقش‌­محور بپردازد. یکی از مطالعات نگارنده گویای آن است که در حال حاضر سالانه با حدود 22 هزار میلیارد تومان در آموزش­عالی اتلاف سرمایه ناشی از ناتوانی و عدم تناسب نیروی متخصص دانش­آموخته دانشگاه­‌ها مواجه‌­ایم. در حالی که نرخ اشتغال تحصیل کردگان ما از کمترین نرخهاست، بالاترین نسبت جمعیت دانشجو به کل جمعیت را با فاصله بسیار زیاد به خود اختصاص داده ایم. این امر علاوه بر مغایرت با شرایط لازم برای تحقق اقتصاد مقاومتی، یکی از مهمترین چالشهای پیشروی کشور است که در زمینه های مختلف پیامدها بسیار ناگواری را در پی دارد. 

کاهش جمعیت دانشجویان کشور: با توجه به نیاز سنجی به‌عمل آمده در نظام جامع اشتغال، آموزش و تامین اجتماعی، تغییر روش گزینش دانشجو به نخبه گزینی متناسب با آن از ضرورت­های مهم دانش­بنیان بودنِ تحقق اقتصاد مقاومتی است. در حالی که جمعیت کشور در سالیان پس از انقلاب کمی بیش از دو برابر شده است، جمعیت دانشجوی ما تقریبا25 برابر شده‌­است، این امر بویژه با شرایطی که در ایجاد اشتغال برای تحصیل­کردگان داریم از مهمترین مشکلات جامعه است. بویژه اینکه سیطره فرهنگی استکبار علمی همانند دیگر کشورهای جهان بر دانشگاه­های ما هم نیز حاکم است. جمعیت دانشجویی با این کمیت و کیفیت از عوامل تغییرات اجتماعی و سیاسی آینده کشور خواهد بود.

با اتخاذ روش نخبه گزینی برای تحصیل در دانشگاه متناسب با نیاز های تخصصی براورد شده در کل کشور و متناسب با نیاز استانها و تخصص‌های مختلف، با تجدید نظر در انواع رشته های دوره متوسطه، در حد دیپلم مهارتهای لازم جهت اشتغال در یک موقعیت شغلی ارائه شود. برای مثال در شهرهای بزرگ دیپلم فروشندگی، رانندگی و تاکسی داری، نانوایی و ساختمان سازی و ... و در مناطق شمالی کشور دیپلم برنج کاری، پرورش کرم ابریشم، تعمیر ماشین آلات کشاورزی، و یا در مناطق دیگر دیپلم زراعت، باغداری، پرورش دام و طیور، فراوری لبنیات و ... ارائه شود.

هر چند که در این امر تاخیر شده است اما با توجه به پنجره جمعیتی باز شده پیش روی کشور می توان از فرصت نیروی جوان کشور برای تحقق توسعه در قالب اقتصاد مقاومتی بهره جست، در غیر این صورت پنجره جمعیتی همانطور که در حال حاضر برخی وجوه خود را نشان داده است تهدید و چالش بزرگی پیش روی نظام وجامعه خواهد بود.

تغییر نظام بودجه و اعتبار دانشگاه­‌ها: به مرور زمان باید تامین بودجه دانشگاه­‌ها به خودشان سپرده شود. بطور مثال 30 درصد دولت کمک کند و 70 درصد بودجه توسط خود دانشگاه­ها از طریق عقد قرارداد با سایر سازمان­ها بدست آید(نه از آموزش‌­های آزاد که خود برای کشور معضل آفرین است) بلکه از طریق قراردادهای پژوهشی برای حل مشکلات و معضلاتی که جامعه اعم از بخش دولتی و بویژه بخش خصوصی  و تعاونی و در حوزه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با آن روبرو هستند.

تغییر در نظام ارتقاء اساتید دانشگاه‌­ها: حداقل کاری که می‌­توان کرد این است که اگر مقاله­‌ای بر گرفته از یک طرح پژوهشی مورد نیاز یک سازمان اعم از دولتی و یا خصوصی است، که مشکلی از آن سازمان و جامعه را رفع کرده باشد با تایید مسئولین همان سازمان، و یا دارای نوآوری بوده مخصوصاً در مورد علوم انسانی (حداقل) بالاترین نمره امتیاز برای ارتقاء را کسب کند و یا برای آن ضریب ترجیحی قائل شوند. در مراحل پیشرفته­تر می­توان این ویژگی را شرط لازم برای پذیرش مقالات و یا فعالیت­های علمی اساتید در ارتقاء آنان قرارداد. همچنین است اتخاذ رویکرد شاگردپروری با جهت­گیری نقش محور توسط اساتید می­تواند از شرایط ترجیحی ارتقاء اساتید قلمداد گردد.

کاهش نابرابری اقتصادی و اجتماعی و رشد طبقه متوسط اقتصادی: رشد نابرابری و کاهش رفاه دهک­های پایین جامعه در مراحل اولیه توسعه اقتصادی اجتناب­ناپذیر است زیرا نابرابری ایجاد انگیزه فعالیت اقتصادی می­کند. مطالعه تطبیقی روند توسعه کشورها نشان می­دهد نابرابری پس از توسعه اقتصادی نیز مسیر افزایشی خود را ادامه می­دهد، اما رفاه در جامعه بطور کلی و برای اقشار ضعیف نیز تاحدودی افزایش می­یابد. هر چند حفظ استقلال اقتصادی نسبت به رشد و عدالت از اولویت برخوردار است، اما نابرابری اجتماعی می­تواند موجب کاهش مشروعیت نظام و در نتیجه عدم رعایت قواعد تنظیمی آن در عرصه­های مختلف از جمله در اقتصاد مقاومتی گردد.

بنابراین تلاش در جهت تحقق عدالت اقتصادی و کاهش نابرابری به عنوان یک اصل برای کشور و نظام انقلابی و اسلامی ضرورت دارد، اما در شرایط سخت در حداقل نگه داشتن آن واجب است. احساس، مشاهده و اطلاع از نابرابری، پیامدهای ناگواری برای نظام اجتماعی خواهد داشت. در صورتی که تفاوت رفاه و ثروت بین نخبگان و سایر اعضای جامعه خیلی زیاد باشد، جامعه به عنوان اجتماع اجتماعات نمی‌­تواند دوام ­بیاورد. هر چه نابرابری­ها افزایش پیدا کند استانداردهای آموزشی، میانگین امید ­به ­زندگی، تحرک­اجتماعی کاهش می‌­یابد و میزان جرم و جنایت، مرگ و میر نوزادان بیشتر می­شود و افراد محروم روابطشان را با سایرین از دست می­‌دهند و ایزوله می­‌شوند. نابرابری باعث بی اعتمادی اجتماعی و کاهش انسجام اجتماعی می­‌گردد و این دو رشد انحرافات اجتماعی را سبب خواهند شد. کاهش نابرابری، مردم و بویژه جوانان را امیدوارتر نموده و موجب صبر و تحمل بیشتر و انگیزه بیشتر برای مشارکت می گردد. متاسفانه وجود ساختارهای نابرابر در کشور که با توجیه کاهش هزینه دولت صورت می­گیرد آثار تخریب نابرابری را بیشتر و آن را در جامعه نهادینه­تر می­نماید. مدارس غیردولتی، بیمارستان­های خصوصی، واگذاری واحدهای اقتصادی تحت­تملک دولت به افراد تحت عنوان خصوصی­سازی از جمله این ساختارها می‌­باشند. در شرایط نابرابر طبقه بالایی بودن ارزش و موجب رشد چشم و هم چشمی و نمایش ثروت و افزایش مصرف مخصوصا کالای خارجی می­‌شود.

رشد جمعیتی طبقه متوسط از نظر اقتصادی از عوامل بعید تحقق رونق اقتصادی و به تبع رونق اقتصاد مقاومتی است. طبقه متوسط بدلیل امید بیشتر به موفقیت و تغییر سر نوشت خود خصلت ریسک پذیر دارد، بنابراین با کاهش نابرابری‌های اجتماعی و فاصله طبقاتی، طبقه متوسط بزرگ تر شده در نتیجه امید به موفقیت و تلاش برای کسب موفقیت بیشتر و ارتقاء طبقاتی، مشارکت و تاش اقتصادی آنان بیشتر خواهد شد.

در این رابطه دو نکته مهم قابل توجه وجود دارد: 1- رشد طبقه متوسط در ایران بدلیل ناکارآمدی سیاستگذاری­ها و برنامه­ریزی های فرهنگی همراه با ارزشهای طبقه متوسط بین المللی است. که در این رابطه لازم تدابیر لازم اندیشیده شود که مجال آن در این نوشته نیست. 2- در حال حاضر ما با شکاف طبقاتی روبرو نیستیم، اما گرایش مردم نسبت به سبک زندگی تجمل گرایانه و تفاخر جویانه مسئولین بسیار منفی است که موجب نارضایتی آنان و پیامدهای منفی آن می شود. تخریب نابرابری در مسیر تحقق اقتصاد مقاومتی زمانی بیشتر می شود که مردم چنین احساسی را نسبت به مسئولین داشته باشند تحت چنین شرایطی پذیرش و رعایت قواعد تنظیمی بسیار دشوارتر خواهد بود.

کارآمدسازی نظام تامین اجتماعی: برای کاهش آثار تخریبی نابرابری در تحقق اقتصاد مقاومتی ایجاد یک نظام کارآمد تامین اجتماعی ضروری است. لازم است مردم حداقل در تغذیه، سلامت و آموزش تحت پوشش و حمایت یک نظام کارآمد تامین اجتماعی قرار بگیرند زیرا در جنگ اقتصادی به اقشار ضعیف ضربه بیشتری می­خورد. در این رابطه لازم است نظام پرداخت یارانه از نقدی به کالا و خدمات در تغذیه، سلامت، آموزش، و حمل و نقل با استفاده از کارت قابل شارژ با زمان استفاده یکسال تغییر یابد.

تقویت پای بندی اخلاق اقتصادی: بین تقوی و بندگی خداوند و وسعت روزی و معیشت و بین معصیت و نادیده انگاشتن دستورات الهی و تنگی و مشقت در زندگی و معیشت رابطه وجود دارد. بر این اساس پایبندی دینی مردم موجب بهبود وضع اقتصادی خواهدشد. ترویج روحیه جهادی، نوع عملکرد مسئولین و توجه به اخلاق در اقتصاد و اخلاق حرفه­ای موارد مهمی هستند که معنویت و پایبندی دینی مردم موجب تحقق آنها می‌شود. بعلاوه از آنجا که جمهوری­اسلامی یک نظام مبتنی بر شریعت اسلامی است تقویت پایبندی دینی مردم موجب رعایت هنجارهای وضع شده از سوی این نظام می­‌گردد.

موفقیت نظام اسلامی در حل مشکلات زندگی مردم و رعایت قواعد دینی بخصوص از سوی متولیان امور و وابستگان آن­ها از عوامل مهم تقویت دینداری مردم خواهد بود. تعمیق شناخت اعتقادی و تاکید بر دستورات اخلاقی دینی بویژه اخلاق اجتماعی و تاکید بر اهمیت و رعایت حق­‌الناس بویژه در تعاملات اقتصادی می­تواند بر افزایش پایبندی دینی مردم و در نتیجه رعایت قواعد اخلاقی لازم در اقتصاد مقاومتی موثر باشد. کسب مال­حلال نه فقط در سطح خرد و توسط افراد بلکه در سطح میانه وکلان یعنی توسط سازمانها و دولت نیز باید مورد توجه باشد. آلودگی بیت­المال به حرام که متاسفانه در برخی سازمان­ها با توجیه کسب درآمد انجام می‌شود موجب از بین رفتن خیر و برکت می­گردد. برکت در امور اقتصادی که با رعایت دستورات دینی حاصل می‌شود یک اصل اقتصادی است که لازم است از ارکان اقتصاد مقاومتی به حساب آید.

ارزشمندی­ کار و تعهد به کار با افزایش سرمایه­ شغلی: اقتصاد مقاومتی دو بعد دارد، تولید بهینه و مصرف بهینه. بعد تولید بهینه خود کفایی اقتصادی و تامین بهینه نیازهای داخلی و جایگزینی واردات بویژه در کالاهای استراتژیک غذایی، دارویی و دفاعی، و تولید در مزیتهای نسبی اقتصادی صادراتی را شامل می شود. ارزشمندی کار و تعهد­به­کار رکن اساسی تولید بهینه است.

ارزشمندی کار علاوه بر کار فرهنگی بویژه در دوران جامعه‌­پذیری افراد در مراحل تحصیل و ورود به محیط کار، تابع موثرسازی نتیجه آن در وضعیت زندگی افراد و ارتقاء پایگاه اجتماعی و امید به ارتقاء طبقه­اجتماعی آنان است. طبقه اجتماعی افراد با مجموع سرمایه­های مختلف آنان مانند سرمایه اقتصادی یا ثروت، سرمایه فرهنگی یا معرفت، سرمایه ­اجتماعی یا منزلت و سرمایه­ سیاسی یا قدرت تعیین می­‌شود و کار و آنچه از قبل آن بدست می‌­آید تاثیر مهمی در میزان دستاوردهای افراد از این سرمایه­ها دارد.

سرمایه شغلی مجموع دارایی­‌هایی است که افراد از قبل ایفای نقش در یک موقعیت شغلی بدست می‌­آورند و می‌­تواند تعیین کننده مهم پایگاه اجتماعی و طبقه افراد بوده و موجب افزایش تعهد به کار آنان گردد. در شرایط فعلی تمرکز پاداش شغلی بر سرمایه اقتصادی است. وجود نابرابری اجتماعی و تصور از آن و وجود مشکلات و نابسامانی­های اقتصادی توجه به این نوع سرمایه را در ازای کار از سوی کارکنان و کارفرمایان بیشتر نموده است. این در شرایطی است که محدودیت منابع امکان پاسخگویی نامحدود و یا حداقل در حد انتظار کارکنان را نمی­دهد و اگر به فرض چنین امکانی هم وجود داشته­ باشد، توان ارضای نیاز و ایجاد انگیزه این نوع سرمایه محدود و اشباع­‌پذیر است. به نظر می‌­رسد توجه به افزایش سرمایه شغلی که انواع سرمایه­‌های دیگر را در خود دارد می‌­تواند این نقیصه را رفع نماید. افزایش سرمایه شغلی تعهد بکار و در نتیجه ارتقاء کمی و کیفی تولید و خودکفایی اقتصادی را درپی‌­خواهد داشت.

تغییر سبک­ زندگی: سبک زندگی الگوی نسبتاً پایداری از اندیشه، شناخت، احساس، کنش و رفتار، بر اساس جهان­بینی، نظام ارزشی، نگرش­ها، گرایشات، موقعیت­ها و منابع که مشخص کننده طبقه­اجتماعی بوده، و به طور روزمره در عرصه های مختلف زندگی مشاهده شده و نشانگر هویت اجتماعی افراد و الگوهای دستیابی به اهداف آنان می باشد.

آنچه در زندگی روزمره ما مشاهده می‌­شود تناسبی با نظام انقلابی اسلامی ندارد. این مشکلی است که با گذشت 35 سال از پیروزی انقلاب نه تنها از بین نرفته بلکه تشدید شده است. امروز سبک زندگی به مثابه راهبردی برای ایجاد تغییر و تحول در اصول و نظام جمهوری اسلامی مورد توجه دشمنان انقلاب اسلامی و پیروان داخلی آنان است و یکی از مهمترین دریچه های نفوذ نرم محسوب می شود. سبک­زندگی اسراف­گرایانه و تفاخرجویانه فعلی ما نه تناسبی با اسلام دارد و نه تناسبی با انقلاب. آمارهای مصرف کالا و خدمات نسبت به جمعیت در کشور و مقایسه آن با متوسط جهانی و کشورهای دارای شرایط تقریبا یکسان با ما موید این ادعاست.

بی تردید بخش مهمی از حرکت به سمت اقتصاد مقاومتی منوط به تغییر در شرایط ساختاری است که سبک زندگی را شکل می­دهد، البته جامعه پذیری نقش مهمی در دگرگونی تفکر و شناخت خواهد داشت. برای تغییر سبک زندگی یا تغییر دگرگونی اندیشه، شناخت، احساس و رفتار، تغییر جهان بینی، نظام ارزشی و نگرش­ها لازم است. برای این منظور جامعه­ پذیر کردن اعضای جامعه توسط مدارس، دانشگاه­‌ها و رسانه­‌ها برای تحول و دگرگونی سبک زندگی، ارزشمندی کار و مسئولیت­پذیری و تعهد به کار امری ضروری و لازم است. متاسفانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سیاست گذاری‌های خود به این موضوع مهم توجه لازم را ندارد، در سیاستگذاری های فرهنگی، کار فرهنگی به کار تبلیغی و آن هم محدود به چند مقوله که افراط در آن­ها نوعی صورت گرایی دینی را القا می­‌کند، تقلیل­داده­ شده است.

تغییر سبک زندگی مسئولین و مقامات دولتی مهمتر از مردم عادی است، زیرا آن­ها هم الگوی جامعه­هستند و هم مشروعیت هنجارها را تعیین می­کنند. در نظام جمهوری اسلامی مسئولین و خانواده­هایشان نباید از حد متوسط جامعه مرفه­تر زندگی کنند و به ثروت­اندوزی دست بزنند. نادیده گرفتن این شیوه زندگی نباید از دید دستگاه­های نظارتی مخفی مانده و به مردم اطلاع­رسانی نشود. برای این منظور رفع موانع قانونی و تصویب قوانین متناسب لازم­است. ارائه علنی فهرست دارایی‌های مسئولین قبل و بعد از مسئولیت آنها گام مهمی در شفاف سازی برای مبارزه با فساد مالی و اداری ضروری است. تغییر سبک زندگی مسئولین در سطح میانه و کلان نیز مقوله مهمی است که لازم است به آن پرداخته شود. اداره امور با روش­هایی که هزینه جاری را افزایش می­دهد و اجرای برنامه­ها و فعالیت­‌هایی که واجب نیست تناسبی با اقتصاد مقاومتی نخواهد داشت.

بطور خلاصه می­توان گفت سبک­ زندگی اقتصادمقاومتی سبک­ زندگی اقتصادی است که در تولید تکاثرگرا و کثرت­خواه است و در مصرف قناعت­پیشه. سبک­زندگی که تقوی­الهی افراد موجب برکت در مال آن­ها شده و وسعت‌روزی و فراخی معیشت آنان می‌گردد.

اهمیت اقتصاد خانگی و مهارت­های زندگی: اقتصاد خانگی و مصرف به عنوان یک موضوع علمی و قابل مطالعه، لازم است در مدارس متوسطه، دانشگاه‌­ها، مراکز فنی و حرفه‌­ای، و از طریق رسانه­‌ها بویژه صدا و سیما آموزش داده ­شود. این آموزش‌­ها، مهارت­های زندگی لازم برای دختران و پسران در نقش­‌های مختلف اجتماعی‌شان را در بر می‌­گیرد که مورد تاکید آموزش نقش محور بود.

بخش مرتبط با اقتصاد مقاومتی این آموزش­ها شامل دانش و اطلاعاتی درباره شناخت مواد غذایی و تهیه و نگهداری غذا و تغذیه، منسوجات و طراحی پوشاک و خیاطی، طراحی داخلی و چیدمان و دکوراسیون منزل، پیشگیری از خطرات و استفاده صحیح از وسایل و لوازم خانگی، آشنایی با مواد شیمیایی (بویژه شوینده­‌ها) کاربرد آن­ها، آموزش­های زیست­ محیطی استفاده از آب، انرژی، سوخت، آشنایی با اقتصاد و مدیریت منابع خانواده و برنامه­ریزی مالی، پس­انداز، وام و بدهی، قدرت خرید و تورم، چگونگی صرفه­‌جویی و کاهش هزینه­‌ها و کسب درآمد و تولید خانگی برای مصرف و فروش و موضوعاتی از این قبیل است، آشنایی افراد با این موضوعات و حمایت از کاربرد این شیوه‌­ها می‌­توانند نقش موثری در موفقیت اقتصاد مقاومتی داشته باشد.»