X
تبلیغات
نماشا
رایتل

اندکی صبرسحرنزدیک است

فلسفه اربعین امام حسین(ع)

فلسفه اربعین امام حسین(ع)


فلسفه اربعین امام حسین(ع)▪ پرسش:
روز اربعین امام حسین(ع) به طور طبیعی این سؤال به ذهن متبادر می شود که چرا فقط برای امام حسین(ع) روز اربعین تعیین شده است و برای امامان دیگر حتی پیامبراعظم(ص) مراسم روز اربعین نداریم؟
▪ پاسخ:
درپاسخ به این سؤال شایسته است به نکات کلیدی که روز اربعین را فقط برای امام حسین(ع) تثبیت کرده است به شرح زیر اشاره نماییم:
۱) در رقم اربعین خصوصیتی وجود دارد که سایر ارقام آن خصوصیت را ندارد. غالب انبیا در سن چهل سالگی به مقام رسالت رسیده اند. وقتی موسی(ع) تقاضای ملاقات خصوصی با خدا کرد. ذات اقدس الله مدت مناجات را چهل شب قرار داد. گفته اند در نماز شب چهل مؤمن را دعا کنید. همسایه ها تا چهل خانه را گرامی بدارید. کسی که چهل حدیث را حفظ و بدان عمل کند خداوند چشمه های حکمت را از دلش بر زبانش جاری می گرداند و...
۲) فداکاری های امام حسین(ع) دین را زنده کرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام کاملا ویژه و منحصر به فرد است. بنابراین حماسه ها و فداکاری های امام حسین(ع) را باید زنده نگه داشت چون زنده نگه داشتن دین اسلام است و گرامی داشت روز عاشورا و اربعین، درحقیقت تلاشی است در جهت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین و معنویت.
۳) مصائب امام حسین(ع) برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. به بیان دیگر مصیبت امام حسین(ع) و حوادث کربلا، از همه مصیبت ها بزرگتر و سخت تر بود اگر عامل دیگری هم درکار نبود، همین عامل کافی بود که نشان بدهد چرا برای امام حسین(ع) بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام(ص) عزاداری و مراسم سوگواری و مدیحه سرایی متعددی برپا می کنیم.
۴) درماه محرم سال ۶۱ (هـ.ق) امام حسین(ع) فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده روز اربعین شهادت امام حسین(ع) و یارانش به کربلا رسیدند و همه مصایب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر(ص) بود.
۵) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین(ع) قصد نابودکردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین(ع) تلاش کردند تا حادثه کربلا به کلی فراموش شود و حتی کسانی را که برای زیارت امام حسین(ع) می آمدند شکنجه می کردند و می کشتند، در زمان متوکل خلیفه عباسی، همه قبرهای کربلا را شخم زدند، مزرعه کردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین(ع) منع کردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می کردند و حادثه کربلا را احیا می کردند که یکی از این مناسبتها حادثه روز اربعین است.
۶) یکی از نشانه های مومن، زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسگری(ع) روایت شده است که «علامتهای مؤمن پنج چیز است، پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی برخاک نهادن درسجده و بسم الله را بلندگفتن»۱ بنابراین یکی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین برشمرده اند.

منبع : روزنامه کیهان

دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟

پاسخ :

 اعتبار اربعین امام حسین(ع) از گذشته میان شیعیان و در تقویم تاریخی
وفاداران به امام حسین(ع) شناخته شده بوده است. کتاب «مصباح المتهجد» شیخ
طوسی که حاصل گزینش دقیق و انتخاب معقول شیخ طوسی از روایات فراوان در باره
تقویم مورد نظر شیعه در باره ایام سوگ و شادی و دعا و روزه وعبادت است،
ذیل ماه «صفر» می نویسد: نخستین روز این ماه (از سال ۱۲۱)،روز کشته شدن زید
بن علی بن الحسین است.

روز ۲۰ صفر یعنی اربعین زمانی است که حرم امام حسین(ع) یعنی کاروان اسرا،
از شام به مدینه بازگشتند و روزی است که جابر بن عبدا… انصاری، صحابی
رسول خدا (ص)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت قبر امام حسین(ع) بشتابد
و او نخستین کسی است که قبر آن حضرت را زیارت کرد.

در این روز، زیارت امام حسین(ع) مستحب است واین زیارت، همانا خواندن زیارت اربعین است.

شیخ طوسی سپس متن زیارت اربعین را با سند به نقل از حضرت صادق(ع) آورده
است: السلام علی ولی ا… و حبیبه، السلام علی خلیل ا… ونجیبه، السلام
علی صفی ا… و ابن صفیه…

این مطلبی است که شیخ طوسی، عالم فرهیخته و معتبر و معقول شیعه در قرن
پنجم در باره اربعین آورده است. طبعا بر اساس اعتباری که این روز میان
شیعیان داشته است، از همان آغاز که تاریخش معلوم نیست، شیعیان به حرمت آن،
زیارت اربعین می خوانده اند و اگر می توانسته اند مانند جابر بر مزار امام
حسین(ع) گرد آمده و آن امام را زیارت می کردند. این سنت تا به امروز درعراق
با قوت برپاست و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی در این روز بر
مزار امام حسین(ع) جمع می شوند.

در اینجا و در ارتباط با اربعین، چند نکته را باید توضیح داد.

 

۱٫ عدد چهل

 

 

نخستین مسأله ای که در ارتباط با «اربعین » جلب توجه می کند، تعبیر اربعین
در متون دینی است. ابتدا باید نکته ای را به عنوان مقدمه یادآور شویم :

اصولا باید توجه داشت که در نگرش صحیح دینی، اعداد نقش خاصی به لحاظ عدد
بودن، در القای معنا و منظوری خاص ندارند؛ به این صورت که کسی نمی تواند به
صرف اینکه در فلان مورد یا موارد، عدد هفت یا دوازده یاچهل یا هفتاد به
کار رفته، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. این یادآوری، از آن روست که
برخی از فرقه های مذهبی، بویژه آنها که تمایلات «باطنی گری » داشته یا
دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منسوب می کرده اند، و نیز برخی از
شبه فیلسوفان متأثر از اندیشه های انحرافی و باطنی و اسماعیلی، مروج چنین
اندیشه ای در باره اعداد یا نوع حروف بوده وهستند.

در واقع، بسیاری از اعدادی که در نقلهای دینی آمده، می تواند بر اساس یک
محاسبه الهی باشد، اما اینکه این عدد در موارد دیگری هم کاربرد دارد و بدون
یک مستند دینی می توان از آن در سایر موارد استفاده کرد، قابل قبول نیست.
به عنوان نمونه، در دهها مورد در کتابهای دعا، عدد صد به کار رفته که فلان
ذکر را صد مرتبه بگویید، اما این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی شود.
همین طور سایر عددها. البته، ناخواسته برای مردم عادی، برخی از این اعداد
طی روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده هایی هم از آنها می
شود. تنها چیزی که در باره برخی از این اعداد می شود گفت، آن است که آن
اعداد معین نشانه کثرت است. به عنوان مثال، در باره هفت چنین اظهار نظری
شده است. بیش از این هرچه گفته شود، نمی توان به عنوان یک استدلال به آن
نظر کرد.

 

عدد «اربعین » در متون دینی

 

 

یکی از تعبیرهای رایج عددی، تعبیر اربعین است که در بسیاری از موارد به
کار رفته است. یک نمونه آن که سن رسول خدا(ص) در زمان بعثت، چهل بوده است.
گفته شده که عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فکری است. گفتنی است،
برخی از انبیا در سنین کودکی به نبوت رسیده اند.

در قرآن آمده است «میقات» موسی با پروردگارش در چهل روز حاصل شده است. در
نقل است که، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روی کوه صفا درحال سجده بود.
(مستدرک وسائل ج ۹، ص ۳۲۹) در باره بنی اسرائیل هم آمده که برای استجابت
دعای خود چهل شبانه روز ناله و ضجه می کردند. (مستدرک ج ۵،ص۲۳۹).

اعتبار حفظ چهل حدیث که در روایات فراوان دیگر آمده، سبب تألیف صدها اثر
با عنوان اربعین در انتخاب چهل حدیث و شرح و بسط آنها شده است. در این
نقلها آمده است که اگر کسی ازامت من، چهل حدیث حفظ کند که در امر دینش از
آنها بهره برد، خداوند درروز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد کرد. در
نقل دیگری آمده است که امیرمؤمنان(ع) فرمودند: اگر چهل مرد با من بیعت می
کردند، در برابردشمنانم می ایستادم.(الاحتجاج، ص ۸۴).

مرحوم کفعمی نوشته است : زمین از یک قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از
ابدال و هفتاد نفر نجیب، هیچ گاه خالی نمی شود. (بحار ج ۵۳، ص ۲۰۰)

درباره نطفه هم تصور بر این بوده که بعد از چهل روز علَقه می شود. همین
عدد در تحولات بعدی علقه به مضغه تا تولد درنقلهای کهن به کار رفته است،
گویی که عدد چهل مبدأ یک تحول دانسته شده است.

در روایت است کسی که شرابخواری کند، نمازش تا چهل روز قبول نمی شود. و نیز
در روایت است که کسی که چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند می شود. نیز در
روایت است که کسی که چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قلبش را نورانی می
کند. نیز رسول خدا(ص) فرمود: کسی که لقمه حرامی بخورد، تا چهل روز دعایش
مستجاب نمی شود. (مستدرک وسائل، ج ۵، ص ۲۱۷).

اینها نمونه ای از نقلهایی بود که عدد اربعین در آنها به کار رفته است.

 

۲٫ اربعین امام حسین(ع)

 

 

باید دید در کهن ترین متون مذهبی ما، از «اربعین » چگونه یاد شده است. به
عبارت دیگر، دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟ چنانکه در آغاز گذشت، مهمترین نکته
درباره اربعین، روایت امام عسکری(ع) است. حضرت در روایتی که در منابع
مختلف از ایشان نقل شده، زیارت اربعین را یکی از پنج نشانه مؤمن دانسته
اند.

این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که درمنابع
دعایی آمده، به اربعین امام حسین(ع) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است.

اما اینکه منشأ اربعین چیست، باید گفت، در منابع به این روز به دو اعتبارنگریسته شده است.

نخست روزی که اسیران کربلا از شام به مدینه بازگشتند.

دوم روزی که جابر بن عبدا… انصاری، صحابی پیامبر خدا (ص) از مدینه به
کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدا… الحسین(ع) را زیارت کند. شیخ مفید (م
۴۱۳) در«مسار الشیعه» که در ایام موالید و وفیات ائمه اطهار(ع) است، به
روز اربعین اشاره کرده و نوشته است: این روزی است که حرم امام حسین(ع)، از
شام به سوی مدینه مراجعت کردند. نیز روزی است که جابربن عبدا… انصاری
برای زیارت امام حسین(ع) وارد کربلا شد.

در کتاب «نزهة الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده، آمده است: در
بیستم این ماه بود که حرم محترم حسین(ع) از شام به مدینه آمدند. (نزهة
الزاهد، ص ۲۴۱) همین طور در ترجمه فارسی «فتوح ابن اعثم» (الفتوح ابن اعثم،
تصحیح مجد طباطبائی، ص ۹۱۶) و کتاب «مصباح» کفعمی که از متون دعایی بسیار
مهم قرن نهم هجری است این مطلب آمده است. برخی عنوان کرده اند که عبارت شیخ
مفید و شیخ طوسی، بر آن است که روز اربعین، روزی است که اسرا از شام به
مقصد مدینه خارج شدند، نه آنکه در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان، ص
۱۵۴) به هر روی، زیارت اربعین از زیارتهای مورد وثوق امام حسین(ع) است که
ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است.

 

۳٫ بازگشت اسیران به مدینه یا کربلا

 

 

اشاره کردیم که شیخ طوسی، بیستم صفر یا اربعین را، زمان بازگشت اسیران
کربلا از شام به مدینه دانسته است. باید افزود، نقلی دیگر، اربعین رابازگشت
اسرا از شام به «کربلا» تعیین کرده است. تا اینجا، از لحاظ منابع کهن،
باید گفت، اعتبار سخن نخست بیش از سخن دوم است. با این حال،علامه مجلسی پس
از نقل هر دو اینها، اظهار می دارد: احتمال صحت هردوی اینها (به لحاظ زمانی
) بعید می نماید. (بحار ج ۱۰۱، ص ۳۳۴ ۳۳۵) ایشان این تردید را در کتاب
دعایی خود «زاد المعاد» هم عنوان کرده است. با این حال، در متونی، مانند
«لهوف» و «مثیرالاحزان» آمده است که اربعین، مربوط به زمان بازگشت اسرا، از
شام به کربلاست. اسیران، از راهنمایان خواستند تا آنها را از کربلا عبور
دهند.

باید توجه داشت، که این دو کتاب، در عین حال که مطالب مفیدی دارند، از
جهاتی، اخبار ضعیف و داستانی هم دارند که برای شناخت آنها باید با متون کهن
تر مقایسه شده و اخبار آنها ارزیابی شود. این نکته را هم باید افزود که
منابعی پس از لهوف به نقل از آن کتاب این خبر را نقل کرده اند، نباید به
عنوان یک منبع مستند و مستقل یاد شوند. کتابهایی مانند «حبیب السیر» که به
نقل از آن منابع خبر بازگشت اسرا را به کربلا آورده اند (نفس المهموم ترجمه
شعرانی، ص ۲۶۹) نمی توانند مورد استناد قرار گیرند.

در اینجا مناسب است دو نقل را در باره تاریخ ورود اسرا به دمشق یاد کنیم. نخست نقل ابوریحان بیرونی است که نوشته است :

روز اول ماه صفر را روزی می داند که سر امام حسین(ع) را وارد دمشق کرده و
یزید هم در حالی که اشعار «ابن زبعری» را می خواند و بیتی هم بر آن افزوده
بود، با چوبی که در دست داشت بر لبان امام حسین(ع) می زد.»

دوم سخن عماد الدین طبری (م حوالی ۷۰۰) در «کامل بهائی» است که رسیدن اسرا
به دمشق را در۱۶ ربیع الاول دانسته یعنی ۶۶ روز پس از عاشورا.

 

۴٫ میرزا حسین نوری و اربعین

 

 

علامه میرزا حسین نوری از علمای برجسته شیعه، و صاحب کتاب «مستدرک
الوسائل» در کتاب «لؤلؤ و مرجان در آداب اهل منبر» به نقد و ارزیابی برخی
ازروضه ها و نقلهایی پرداخته که به مرور در جامعه شیعه رواج یافته و به نظر
وی، از اساس، نادرست بوده است. ظاهرا وی در دوره اخیر نخستین کسی است که
به نقد این روایت پرداخته و دلایل متعددی در نادرستی آن اقامه کرده است.

به نظر می رسد منطقی ترین چیزی که برای اعتبار اربعین در دست است، همین زیارت جابر در نخستین اربعین به عنوان اولین زائر است.

اما درباره اعتبار اربعین به بازگشت اسرا به کربلا، توجه به این نکته هم
اهمیت دارد که شیخ مفید در کتاب مهم خود در باب زندگی امامان و در بخش خاص
به امام حسین(ع) از کتاب «ارشاد» در خبر بازگشت اسرا، اصلا اشاره ای به
اینکه اسرا به عراق بازگشتند ندارد. همین طور ابومخنف، راوی مهم شیعه هم
اشاره ای در مقتل الحسین خود به این مطلب ندارد. در منابع کهن تاریخ
کربلاهم مانند «انساب الاشراف»، «اخبارالطوال»، و «طبقات الکبری» اثری از
این خبردیده نمی شود.

روشن است که حذف عمدی آن معنا ندارد؛ زیرا برای چنین حذف و تحریفی، دلیلی وجود ندارد.

خبر زیارت جابر، درکتاب «بشارة المصطفی» آمده، اما به ملاقات وی با اسرا اشاره ای نشده است.

مرحوم حاج شیخ عباس قمی هم، به تبع استاد خود نوری، داستان آمدن اسرای
کربلا را در اربعین از شام به کربلا نادرست دانسته است(منتهی الامال، ج
۱،صص ۸۱۷ ۸۱۸) در دهه های اخیر مرحوم محمد ابراهیم آیتی هم در کتاب بررسی
تاریخ عاشورا بازگشت اسرا را به کربلا انکار کرده است. (بررسی تاریخ
عاشورا، صص ۱۴۸ ۱۴۹) همین طور شهید مطهری که متأثر از مرحوم آیتی است. اما
این جماعت یک مخالف جدی دارند که شهید قاضی طباطبائی است.

 

۵٫ شهید قاضی طباطبائی و اربعین

 

 

شهید محراب، مرحوم حاج سید محمدعلی قاضی طباطبائی، کتابی با نام «تحقیق در باره اولین اربعین حضرت سید الشهدا» نوشته است.

هدف ایشان از نگارش این اثر آن بود تا ثابت کند آمدن اسرا از شام به کربلا
در نخستین اربعین، بعید نیست. این کتاب مشتمل بر تحقیقات حاشیه ای فراوانی
در باره کربلاست که بسیارمفید و جالب است. اما به نظر می رسد در اثبات
نکته مورد نظر، با همه زحمتی که مؤلف محترم کشیده، چندان موفق نبوده است.

ایشان در باره این اشکال که امکان ندارد اسرا ظرف چهل روز از کربلا به
کوفه، از آنجا به شام و سپس از شام به کربلا بازگشته باشند، هفده نمونه از
مسافرتها ومسیرها و زمانهایی را که برای این راه در تاریخ آمده به تفصیل
نقل کرده اند. دراین نمونه ها آمده است که مسیر کوفه تا شام و به عکس از یک
هفته تا ده دوازده روز طی می شده و بنابراین، ممکن است در یک چهل روز،
چنین مسیررفت و برگشتی طی شده باشد. اگر این سخن بیرونی هم درست باشد که سر
امام حسین(ع) روز اول صفر وارد دمشق شده، می توان اظهار کرد که ۲۰ روز
بعد، اسرا می توانستند در کربلا باشند.

باید به اجمال گفت : بر فرض که طی این مسیر برای یک کاروان، در چنین زمان
کوتاهی، با آن همه زن و بچه ممکن باشد، باید توجه داشت که آیا اصل این خبر
در کتابهای معتبر تاریخ آمده است یانه؟ تا آنجا که می دانیم، نقل این خبر
در منابع تاریخی، از قرن هفتم به آن سوی تجاوز نمی کند. به علاوه، علمای
بزرگ شیعه، مانند شیخ مفید و شیخ طوسی، نه تنها به آن اشاره ای نکرده اند،
بلکه به عکس آن تصریح کرده و نوشته اند: روز اربعین روزی است که حرم امام
حسین(ع) وارد مدینه شده یا از شام به سوی مدینه خارج شده است.

آنچه می ماند این است که نخستین زیارت امام حسین(ع) در نخستین اربعین،
توسط جابر بن عبدا… انصاری صورت گرفته است و از آن پس ائمه اطهار(ع) که
از هر فرصتی برای رواج زیارت امام حسین(ع) بهره می گرفتند، آن روز را که
نخستین زیارت در آن انجام شده، به عنوان روزی که زیارت امام حسین(ع) در آن
مستحب است، اعلام فرمودند.

متن زیارت اربعین هم ازسوی حضرت صادق(ع) انشاء شده و با داشتن آن مضامین
عالی، شیعیان را از زیارت آن حضرت در این روز برخوردار می کند.

اهمیت خواندن زیارت اربعین تاجایی است که از علائم شیعه دانسته شده است.

زیارت اربعین در «مصباح المتهجد» شیخ طوسی و نیز «تهذیب الاحکام» وی به
نقل ازصفوان بن مهران جمال آمده است. وی گفت که مولایم صادق(ع) فرمود:
زیارت اربعین که باید وقت برآمدن روز خوانده شود چنین است…. (مصباح
المتهجد، ص ۷۸۸، تهذیب الاحکام، ج ۶،ص ۱۱۳، اقبال الاعمال، ج ۳، ص ۱۰۱،
مزار مشهدی، ص ۵۱۴ (تحقیق قیومی )، مزار شهید اول (تحقیق مدرسة الامام
المهدی، قم ۱۴۱۰)، ص ۱۸۵ ۱۸۶).

این زیارت، به جهاتی مشابه برخی از زیارتهای دیگر است، اما از آن روی که
مشتمل بر برخی از تعابیر جالب در زمینه هدف امام حسین از این قیام است،
اهمیت ویژه ای دارد. در بخشی از این زیارت درباره هدف امام حسین(ع) از این
نهضت آمده است:

خدایا، امام حسین(ع) همه چیزش را برای نجات بندگانت از نابخردی وسرگشتگی و
ضلالت در راه تو داده در حالی که مشتی فریب خورده که انسانیت خود را به
دنیای پست فروخته اند، بر ضد وی شوریده و آن حضرت را به شهادت رساندند.


آیا جن واقعیت دارد؟

جن موجودى
است که از شعله آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است و
داراى علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.

 واژه «جنّ» ۲۲ بار در قرآن ذکر شده، و
روی هم الفاظ « جنّ، جانّ و جِنّه ۳۲ بار در ۳۱ آیه آمده است. در کتابهای
آسمانی دیگر نیز به نامهای «جنّ، جانّ، ابلیس، شیطان و شیاطین» نام برده
شده است.

جن در لغت
در
مفردات، راغب اصفهانی در معنای جنّ آورده است: اصل کلمه جنّ «پنهان و
پوشیده بودن شئ از حواسّ است. به کودک در شکم هم از آن جهت «جنین» گویند که
ناپیداست و «مجنون» از آن جهت که آثار و نشانی از عقل در او دیده نمی شود،
و «جُنّ» به معنی سپر که جنگجو سر و گردن خود را با آن می پوشاند.

آیات قرآن کریم درباره ویژگی‌های جن‌ها
«جن» چنانکه از مفهوم لغوى این کلمه به دست مى‌‏آید ، موجودى است ناپیدا که مشخصات زیادى در قرآن براى او ذکر شده، از جمله اینکه:

۱- موجودى است که از شعله آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است، (وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ) (الرحمن- ۱۵)

۲- داراى علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است. (آیات مختلف سوره جن)

۳- داراى تکلیف و مسۆولیت است (آیات سوره جن و سوره الرحمن).

۴- گروهى از آنها مۆمن صالح و گروهى کافرند (وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِکَ کُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا). (جن ۱۱)

۵- آنها داراى حشر و نشر و معادند (وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا). (جن ۱۵)

۶- آنها قدرت نفوذ در آسمان ها و خبرگیرى و استراق سمع داشتند، و بعداً ممنوع شدند (وأَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا). (جن ۹)

۷- آنها
با بعضى انسان ها ارتباط برقرار مى‌‏کردند و با آگاهى محدودى که نسبت به
بعضى از اسرار نهائى داشتند ، به اغواى انسانها مى‌‏پرداختند (وَأَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا). (جن ۶)

۸- در میان آنها افرادى یافت مى‏‌شوند که از قدرت زیادى برخوردارند، همانگونه که در میان انسانها نیز چنین است (قَالَ عِفْریتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِکَ وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ)
«عفریتى از جنّ گفت: «من آن را پیش از آنکه از مجلس خود برخیزى براى تو
مى‏آورم و بر این [کار] سخت توانا و مورد اعتمادم.»! (نمل ۳۹)

۹- آنها قدرت بر انجام بعضى کارهاى مورد نیاز انسان را دارند 
وَمِنَ
الْجِنِّ مَن یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ … یَعْمَلُونَ
لَهُ مَا یَشَاء مِن مَّحَارِیبَ وَتَمَاثِیلَ وَجِفَانٍ کَالْجَوَابِ):
«گروهى از جن پیش روى سلیمان به اذن پروردگار کار مى‏‌کردند، و براى او
معبدها، تمثالها، و ظروف بزرگ غذا تهیه مى‌‏کردند» (سبا ۱۲- ۱۳)

۱۰- خلقت آنها در روى زمین قبل از خلقت انسانها بوده است (وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ) (حجر ۲۷)

آیا پذیرفتن موجودی به نام «جن» عاقلانه است؟
در
حالى که اگر موضوع وجود جن از این خرافات پیراسته شود، اصل مطلب کاملاً
قابل قبول است، چرا که هیچ دلیلى بر انحصار موجودات زنده به آنچه ما
مى‏‌بینیم، نداریم، بلکه علماء و دانشمندان علوم طبیعى نیز مى‌‏گویند:
موجوداتى را که انسان با حواس خود مى‌‏تواند درک کند، در برابر موجوداتى که
با حواس قابل درک نیستند ناچیز است.

تا این اواخر که موجودات زنده
ذره بینى کشف نشده بود، کسى باور نمى‌‏کرد که در یک قطره آب، یا یک قطره
خون، هزاران هزار بلکه میلیون ها و میلیاردها موجود زنده باشد که انسان
قدرت دید آنها را نداشته باشد.

و نیز دانشمندان مى‏‌گویند: چشم ما
رنگ هاى محدودى را مى‏‌بیند، و گوش ما امواج صوتى محدودى را مى‏‌شنود، رنگ
ها و صداهائى که با چشم و گوش ما قابل درک نیست بسیار بیش از آن است که
قابل درک است.

وقتى وضع جهان، چنین باشد چه جاى تعجب که انواع
موجودات زنده‌‏اى در این عالم وجود داشته باشند که ما نتوانیم با حواس خود
آنها را درک کنیم، و وقتى مخبر صادقى مانند پیامبر اسلام صلى الله علیه و
آله و قرآن کریم از آن خبر دهد چرا نپذیریم؟

به هر حال از یکسو قرآن
کلام ناطق صادق، خبر از وجود جن با ویژگی هائى که در بالا ذکر شد داده
است، و از سوى دیگر هیچ دلیل عقلى بر نفى آن وجود ندارد، بنابراین باید آن
را پذیرفت، و از توجیهات غلط و ناروا باید بر حذر بود ، همانگونه که از
خرافات عوام در این قسمت باید اجتناب کرد. 

ویژگی‌های جن‌ها,زندگی جن ها<p style=

اصل وجود جن بنا بر آیات و روایات فراوان قابل انکار نیست

 
خرافه های جن
جن
از نظر آیات قرآن  و روایات وجود دارد و درباره این موجود ناپیدا سخن گفته
شده است ولى مى دانیم مردم عوام و ناآگاه خرافات زیادى درباره این موجود
ساخته اند که با عقل و منطق سازگار نمی باشد و به همین جهت یک چهره خرافى و
غیر منطقى به این موجود داده که وقتى کلمه جن گفته مى شود مشتى خرافات نیز
با آن تداعى مى شود از جمله اینکه آنها را با اشکال غریب و عجیب و
وحشتناک، و موجوداتى دم دار و سم دار!، موذى و پر آزار، کینه توز و بد
رفتار که ممکن است از ریختن یک ظرف آب داغ در یک نقطه خالى، خانه هایى را
به آتش کشند! و یا کشتن و گرفتن آن ها و موهومات دیگرى از این قبیل.

موجودی که از نظر فیزیکی وجود ندارد
چطور می تواند کشتن آن صورت بگیرد! این ها خرافه ها و شایعاتی است که با
ماهیت جن سازگار نمی باشد. جن اصلا جسم ندارد و جسمانی نیست و همانطور که
با توجه به آیات بیان شد از آتش است و این آتش از جنس آتش عنصرى نیست؛ زیرا
از خود گرما برون نمى دهد.

به هر حال از یک سو قرآن کلام ناطق
صادق، خبر از وجود جن با ویژگیهایى که در بالا ذکر شد داده است، و از سوى
دیگر هیچ دلیل عقلى بر نفى آن وجود ندارد، بنا بر این باید آن را پذیرفت، و
از توجیهات غلط و ناروا باید بر حذر بود همانگونه که از خرافات عوام در
این قسمت باید اجتناب کرد.

مفهوم دیگر جن
این
نکته نیز قابل توجه است که جن گاهى بر یک مفهوم وسیع‌تر اطلاق مى‏شود که
انواع موجودات ناپیدا را شامل مى‏‌شود، اعم از آنها که داراى عقل و در کند و
آنها که عقل و درک ندارند، و حتى گروهى از حیواناتى که با چشم دیده
مى‌‏شوند و معمولًا در لانه‌‏ها پنهانند، نیز در این معنى وسیع وارد است.

شاهد
این سخن روایتى است که از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده است که
فرمود: «خداوند جن را پنج صنف آفریده است: صنفى مانند باد در هوا (ناپیدا
هستند) و صنفى به صورت مارها، و صنفى به صورت عقربها، و صنفى حشرات
زمین‌‏اند، و صنفى از آنها مانند انسانند که بر آنها حساب و عقاب است.»
«سفینة البحار» ج ۱ ص ۱۸۶ (ماده جن)

با توجه به این روایت و مفهوم گسترده آن، بسیارى از مشکلاتى که در روایات و داستان ها در مورد جن گفته مى‌‏شود، حل خواهد شد.

مثلاً
در بعضى از روایات از امیرمۆمنان على علیه‌السلام مى‌‏خوانیم که فرمود: لا
تشرب الماء من ثلمة الاناء و لا من عروته فان الشیطان یقعد على العروة
والثلمة: «از قسمت شکسته ظرف و طرف دستگیره آن آب نخورید زیرا شیطان، روى
دستگیره، و قسمت شکسته مى‌‏نشیند»

با توجه به اینکه «شیطان» از «جن»
است، و با توجه به اینکه جاى شکسته ظرف، و همچنین دسته آن محل اجتماع
انواع میکروب‌ها است، بعید به نظر نمى‌‏رسد که «جن و شیطان» به «مفهوم عام»
اینگونه موجودات را نیز شامل شود. (دقت شود)

کلام آخر:
اصل
وجود جن بنا بر آیات و روایات فراوان قابل انکار نیست ولی جزئیات وجودی و
مباحث دیگر مرتبط با آن به گونه ای با خرافات و اوهام آمیخته است که
اعتمادی بر آن ها نیست.


عدد اربعین چرا در متون اسلامی و روایات اهمیت زیادی دارد؟

عدد اربعین درمتون دینی

 

یکی از تعبیرهای رایج عددی‌، تعبیر عدد اربعین است که در بسیاری از موارد به کار رفته است‌.

 

عدد اربعین

اهمیت عدد اربعین

 

عدد اربعین

یک نمونه آن که سن‌ّ رسول خدا (ص‌) در زمان مبعوث شدن‌، چهل بوده است‌.
گفته شده که عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فکری و عقلی است‌.
گفتنی است برخی از انبیاء در سنین کودکی به نبوّت رسیده‌اند.
از ابن عباس (به نقل از پیامبرگرامی اسلام) نقل شده
که اگر کسی چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نکرد،
آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلی آمده است
‌که‌، مردمان طالب دنیایند تا چهل سالشان شود.
پس از آن در پی آخرت خواهند رفت‌. (مجموعه ورام‌، ص ۳۵)

 

اهمیت عدد اربعین در روایات

در نقلی آمده است :که اگر کسی چهل روز خالص برای خدا باشد،
خداوند او را در دنیا زاهد کرده و راه و چاه زندگی را به او می ‌آموزد و حکمت ‌را در قلب و زبانش جاری می‌کند.‌

 

اعتبار حفظ چهل حدیث که در روایات ‌فراوان دیگر آمده‌،
سبب تألیف صدها اثر با عنوان اربعین در انتخاب چهل ‌حدیث و شرح و بسط آنها شده است‌.
در این نقلها آمده است که اگر کسی از امّت من‌، چهل حدیث حفظ کند
که در امر دینش از آنها بهره برد، خداوند در روز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد کرد.
در نقل دیگری آمده است که ‌امیرمؤمنان (ع‌) فرمودند:
اگر چهل مرد با من بیعت می‌کردند، در برابر دشمنانم می‌ایستادم‌. الاحتجاج‌، ص (۸۴)

 

اربعین امام حسین (ع)

 

علت بزرگداشت اربعین چیست‌؟

 

مهمترین نکته درباره اربعین‌، روایت امام عسکری (ع‌) است‌.
اما این که منشأ اربعین چیست‌، باید گفت‌، در منابع به این روز به دو اعتبار نگریسته شده است‌.
نخست روزی که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند.

 

دوم روزی که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی پیامبر خدا (ص‌) از مدینه به ‌کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع‌) را زیارت کند.
شیخ مفید (م ۴۱۳) در«مسار الشیعه» که در ایام موالید و وفیات ائمه اطهار علیهم السلام است‌،
اشاره به روز اربعین‌کرده و نوشته است‌: این روزی است که حرم امام حسین (ع‌)، از شام به سوی مدینه مراجعت کردند.
نیز روزی است که جابر بن عبدالله برای زیارت امام ‌حسین (ع‌) وارد کربلا شد.

کهن‌ترین کتاب دعایی مفصل موجود، کتاب «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی از شاگردان شیخ مفید است
که ایشان هم همین مطلب را آورده است‌.

شیخ ‌طوسی پس از یاد از این که روز نخست ماه صفر روز شهادت زید بن علی بن‌الحسین (ع‌) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن کعبه توسط سپاه شام در سال‌هجری است‌،
می‌نویسد: بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه کربلا) روزی است که حرم سید
ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت کرد ونیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌) ازمدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند.
او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (ع‌) را زیارت کرد.
در چنین روزی زیارت آن حضرت ‌مستحب است و آن زیارت اربعین است‌. (مصباح المتهجد، ص ۷۸۷)
در همانجا آمده است که وقت خواندن زیارت اربعین‌، هنگامی است که روز بالا آمده ‌است.‌

 

در کتاب «نزهة الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده‌، آمده‌:

در بیستم ‌این ماه بود که حرم محترم امام حسین(ع) از شام به مدینه آمدند. (نزهة‌الزاهد، ص ۲۴۱)
همین طور در ترجمه فارسی فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم‌، تصحیح مجد طباطبائی‌‌) و کتاب مصباح کفعمی که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است‌
این مطلب آمده است‌. برخی استظهار کرده‌اند که عبارت شیخ مفید و شیخ‌طوسی‌، بر آن است که روز اربعین‌، روزی است
که اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص ۱۵۴)
به هر روی‌، زیارت اربعین از زیارت‌های مورد وثوق امام حسین (ع‌) است که ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است‌.

بازگشت اسیران به مدینه یا کربلا

 

اشاره کردیم که شیخ طوسی‌، بیستم صفر یا اربعین را، زمان بازگشت اسرای ‌کربلا از شام به مدینه دانسته است‌.

باید افزود که نقلی دیگر، اربعین را بازگشت اسرا از شام را به «کربلا» تعیین کرده است‌.
تا اینجا، از لحاظ منابع کهن‌، باید گفت اعتبار سخن نخست بیش از سخن دوم است‌.
با این حال‌، علامه مجلسی پس از نقل هر دو این‌ها، اظهار می‌دارد: احتمال صحت هر دوی اینها (به لحاظ زمانی‌) بعید می‌نماید.

 

 

 

زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلا

(بحار ج ۱۰۱، ص ۳۳۴ ـ ۳۳۵) ایشان این ‌تردید را در کتاب دعایی خود «زاد المعاد» هم عنوان کرده است‌.
با این حال‌، درمتون بالنسبه قدیمی‌، مانند «لهوف» و « مثیرالاحزان » آمده است
که اربعین‌، مربوط ‌به زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلا ست.
اسیران‌، از راهنمایان خواستند تا آنها را از کربلا عبور دهند.

 

باید توجه داشت که این دو کتاب‌، در عین حال که مطالب مفیدی دارند،
ازجهاتی‌، اخبار ضعیف و داستانی هم دارند که برای شناخت آنها باید با متون ‌کهن‌تر مقایسه شده و اخبار آنها ارزیابی شود.
این نکته را هم باید افزود که ‌منابعی که پس از لهوف‌، به نقل از آن کتاب این خبر را نقل کرده‌اند،
نباید به‌عنوان یک منبع مستند و مستقل‌، یاد شوند.
کتابهایی مانند «حبیب السیر» که به ‌نقل از آن منابع خبر بازگشت اسرا را به کربلا آورده‌اند، (نفس المهموم ترجمه شعرانی‌، ص ۲۶۹) نمی‌توانند مورد استناد قرار گیرند.

 

تاریخ ورود اسرا به دمشق

 

در اینجا مناسب است دو نقل را در باره تاریخ ورود اسرا به دمشق یاد کنیم‌.
نخست نقل ابوریحان بیرونی است که نوشته است‌:
در نخستین روز ماه صفر، أدخل رأس الحسین علیه السلام مدینة دمشق‌، فوضعه یزید لعنه الله بین یدیه‌و نقر ثنایاه بقضیب کان فی یده و هو یقول‌:
لست من خندف ان لم أنتقم‌
من بنی أحمد، ما کان فَعَل‌
لیْت‌َ أشیاخی ببدرٍ شهدوا
جَزَع الخزرج من وقع الاسل‌
فأهلّوا و استهلّوا فرحا
ثم قالوا: یا یزید لاتشل‌
قد قتلنا القرن من أشیاخهم‌
و عدلناه ببدر، فاعتدل(الاثار الباقیه‌،ص ۴۲۲)

 

وی روز اول ماه صفر را روزی می داند که سر امام حسین علیه السلام را وارد دمشق کرده
و یزید هم در حالی که اشعار ابن زبعری را می خواند و بیتی هم بر آن افزوده بود،
با چوبی که در دست داشت بر لبان امام حسین (ع) می زد.
دوم سخن عماد الدین طبری (م حوالی ۷۰۰) در «کامل بهائی» است
که رسیدن اسرا به دمشق را در۱۶ ربیع الاول دانسته ـ یعنی ۶۶ روز پس از عاشورا ـ میداند که طبیعی‌تر می‌نماید.

میرزا حسین نوری و عدد اربعین

 

علامه میرزا حسین نوری از علمای برجسته شیعه‌، و صاحب کتاب «مستدرک الوسائل»
در کتاب «لؤلؤ و مرجان در آداب اهل منبر» به نقد و ارزیابی برخی از روضه‌ها و نقلهایی پرداخته
که به مرور در جامعه شیعه رواج یافته و به نظر وی ‌از اساس‌، نادرست بوده است‌.
ظاهرا وی در دوره اخیر نخستین کسی است
که به نقد این روایت پرداخته و دلایل متعددی در نادرستی آن اقامه کرده است.

 

 

ایشان این عبارت سید بن طاوس در لهوف را نقل کرده‌است که اسرا در بازگشت از شام‌، از راهنمای خود خواستند
تا آنها را به کربلا ببرد؛ و سپس به نقد آن پرداخته است‌.( لؤلؤ و مرجان‌،ص ۱۵۲)

داستان از این قرار است که سید بن طاوس در « لهوف » خبر بازگشت اسراء را به‌کربلا در اربعین نقل کرده است‌.
در آنجا منبع این خبر نقل نشده و گفته می‌شود
که وی در این کتاب مشهورات میان شیعه را که در مجالس سوگواری بوده‌، درآن مطرح کرده است‌.

 

 

حرکت اسرا به سمت شام

اما همین سید بن طاوس در «اقبال الاعمال» با اشاره به این که شیخ طوسی در مصباح‌ می ‌گوید
اسرا روز اربعین از شام به سوی مدینه حرکت کردند
و خبر نقل شده ‌در غیر آن که بازگشت آنان را در اربعین به کربلا دانسته‌اند، در هر دو موردتردید می‌کند.

تردید او از این ناحیه است که ابن زیاد مدتی اسراء را در کوفه ‌نگه داشت.
با توجه به این مطلب و زمانی که در این نگه داشته
صرف شده و زمانی که در مسیر رفت به شام و اقامت یک ماهه در آنجا و بازگشت مورد نیاز است‌،
بعید است که آنان در اربعین به ‌مدینه یا کربلا رسیده باشند.
ابن طاوس می‌گوید: این که اجازه بازگشت به کربلا به آنها داده باشد، ممکن است‌، اما نمی‌توانسته در اربعین باشد.

 

 

ورود جابر به کربلا

 

در خبر مربوط به‌بازگشت آنان به کربلا گفته شده است که همزمان با ورود جابر به کربلا بوده و با او برخورد کرده اند .
ابن طاوس در این که جابر هم روز اربعین به کربلا رسیده باشد، تردید می‌کند.(اقبال الاعمال، ج ۳ ، ص ۱۰۱)

 

این ممکن است که ابن طاوس لهوف را در جوانی و اقبال را در دوران بلوغ فکری تألیف کرده باشد.
در عین حال ممکن است دلیل آن این باشد
که آن کتاب را برای محافل روضه خوانی و این اثر را به عنوان یک اثر علمی نوشته باشد.
دلیلی ندارد که ما تردید های او را در آمدن جابر به کربلا در روز اربعین بپذیریم. به نظر می رسد
منطقی ترین چیزی که برای اعتبار اربعین در دست است
همین زیارت جابر در نخستین اربعین به عنوان اولین زائر است.

 

 

بازگشت اسرا به کربلا

 

اما درباره اعتبار اربعین به بازگشت اسرا به کربلا توجه به این نکته هم اهمیت دارد
که شیخ مفید در کتاب مهم خود در باب زندگی امامان و در بخش خاص به امام حسین (ع) از کتاب «ارشاد»
در خبر بازگشت اسرا، اصلا اشاره‌ای به این که‌اسرا به عراق بازگشتند ندارد.

همین طور ابومخنف راوی مهم شیعه هم‌اشاره‌ای در مقتل الحسین خود به این مطلب ندارد.
در منابع کهن تاریخ کربلاهم مانند انساب الاشراف‌، اخبارالطوال‌، و طبقات الکبری اثری از این خبردیده نمی‌شود.
روشن است که حذف عمدی آن معنا ندارد؛ زیرا برای چنین‌حذف و تحریفی‌، دلیلی وجود ندارد.

خبر زیارت جابر، درکتاب بشارة المصطفی آمده‌، اما به ملاقات وی با اسرا اشاره نشده است‌.

 

آمدن‌اسرای کربلا در اربعین

 

مرحوم حاج شیخ عباس قمی هم‌، به تبع استاد خود نوری‌، داستان آمدن‌اسرای کربلا را در اربعین از شام به کربلا نادرست دانسته است‌. (منتهی الامال‌، ج ۱،صص ۸۱۷ ـ ۸۱۸)
در دهه‌های اخیر مرحوم محمد ابراهیم آیتی هم در کتاب‌بررسی تاریخ عاشورا بازگشت اسرا را به کربلا انکار کرده است‌.
(بررسی تاریخ‌عاشورا، صص ۱۴۸ ـ ۱۴۹) همین طور آقای مطهری که متأثر از مرحوم آیتی است.
اما این جماعت یک مخالف جدی دارند که شهید قاضی طباطبائی است.

شهید قاضی طباطبائی و عدد اربعین‌

 

شهید محراب مرحوم حاج سید محمدعلی قاضی طباطبائی رحمة الله علیه‌، کتاب‌ مفصلی با نام «تحقیق درباره اولین اربعین حضرت سید الشهداء» درباره اربعین ‌نوشت‌که اخیرا هم به شکل تازه و زیبایی چاپ شده است.

هدف ایشان از نگارش این اثر آن بود تا ثابت کند، آمدن اسرای از شام‌به کربلا در نخستین اربعین‌، بعید نیست‌.
این کتاب که ضمن نهصد صفحه‌چاپ شده‌، مشتمل بر تحقیقات حاشیه‌ای فراوانی در باره کربلاست که بسیارمفید و جالب است‌.
اما به نظر می‌رسد در اثبات نکته مورد نظر با همه زحمتی که مؤلف محترم کشیده ، چندان موفّق‌ نبوده است‌.

ایشان در باره این اشکال که امکان ندارد اسرا ظرف چهل روز از کربلا به کوفه‌، از آنجا به شام و سپس از شام به بازگشته باشند،
هفده نمونه از مسافرتها ومسیرها و زمانهایی که برای این راه در تاریخ آمده را به تفصیل نقل کرده‌اند.

 

 

 

مسیر کوفه تا شام

دراین نمونه‌ها آمده است که مسیر کوفه تا شام و به عکس از یک هفته تا ده دوازده ‌روز طی می‌شده و بنابر این‌، ممکن است
که در یک چهل روز، چنین مسیررفت و برگشتی طی شده باشد.
اگر این سخن بیرونی هم درست باشد که سر امام حسین (ع‌) روز اول صفر وارد دمشق شده‌،
می‌توان اظهار کرد که بیست ‌روز بعد، اسرا می‌توانستند در کربلا باشند.

 

 

نخستین اربعین

 

باید به اجمال گفت‌: بر فرض که طی این مسیر برای یک کاروان‌، در چنین زمان ‌کوتاهی‌، با آن همه زن و بچه ممکن باشد،
باید توجه داشت که آیا اصل این ‌خبر در کتابهای معتبر تاریخ آمده است یانه‌.
تا آنجا که می‌دانیم‌، نقل این خبر در منابع ‌تاریخی‌، از قرن هفتم به آن سوی تجاوز نمی‌کند.
به علاوه‌، علمای بزرگ شیعه‌، مانند شیخ مفید و شیخ طوسی‌، نه تنها به آن اشاره نکرده‌اند،
بلکه به عکس‌ِ آن تصریح کرده و نوشته‌اند: روز اربعین روزی است
که حرم امام حسین (ع‌) وارد مدینه شده یا از شام به سوی مدینه خارج شده است‌.

 

نخستین زیارت امام حسین

 

آنچه می ‌ماند این است که نخستین زیارت امام حسین (ع‌) در نخستین اربعین، توسط جابر بن عبدالله انصاری صورت گرفته است
و از آن پس ائمه اطهار علیهم السلام که از هر فرصتی برای رواج زیارت امام حسین (ع‌) بهره می‌گرفتند،
آن‌روز را که نخستین زیارت در آن انجام شده‌، به عنوان روزی که زیارت امام‌حسین (ع‌) در آن مستحب است‌، اعلام فرمودند.

متن زیارت اربعین هم از سوی حضرت صادق علیه السلام انشاء شده
و با داشتن آن مضامین عالی‌، شیعیان را از زیارت‌آن حضرت در این روز برخوردار می‌کند.

 

اهمیت خواندن زیارت اربعین

 

اهمیت خواندن زیارت اربعین تاجایی است که از علائم شیعه دانسته شده است‌،
درست آن گونه که بلند خواندن بسم الله در نماز و خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز درروایات بیشماری‌، از علائم شیعه بودن عنوان شده است‌.

 

 

زیارت اربعین

 

زیارت اربعین در «مصباح المتهجد» شیخ طوسی و نیز «تهذیب الاحکام» وی به نقل ازصفوان بن مهران جمال آمده است‌. وی گفت که مولایم صادق (ع‌) فرمود:
زیارت اربعین که باید وقت برآمدن روز خوانده شود چنین است…..
(مصباح المتهجد، ص ۷۸۸، تهذیب الاحکام‌، ج ۶،ص ۱۱۳، اقبال الاعمال‌، ج ۳، ص ۱۰۱، مزار مشهدی‌، ص ۵۱۴ (تحقیق قیومی‌)،
مزار شهید اول (تحقیق‌مدرسة الامام المهدی‌، قم ۱۴۱۰)، ص ۱۸۵ ـ ۱۸۶

 

 

هدف امام حسین‌(ع‌)

 

این زیارت‌، به جهاتی مشابه برخی از زیارات دیگر است‌، اما از آن روی که ‌مشتمل بر برخی از تعابیر جالب در زمینه هدف امام حسین از این قیام است‌،
دارای اهمیت ویژه می‌باشد. در بخشی از این زیارت در باره هدف امام حسین‌(ع‌) از این نهضت آمده است‌:”…
و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة ‌و حیرة الضلالة‌… و قد توازر علیه من غرّته الدنیا و باع حظّه بالارذل الادنی‌”.

خدایا، امام حسین (ع‌) همه چیزش را برای نجات بندگانت از نابخردی وسرگشتگی و ضلالت در راه تو داده
در حالی که مشتی فریب خورده که انسانیت ‌خود را به دنیای پست فروخته‌اند
بر ضد وی شوریده آن حضرت را به‌شهادت رساندند.

دو نکته کوتاه:

 

نخست آن که برخی از روایاتی که در باب زیارت امام حسین (ع‌) در کتاب کامل الزیارات ‌ابن قولویه آمده‌،
گریه چهل روزه آسمان و زمین و خورشید و ملائکه را بر امام‌حسین (ع‌) یادآور شده است‌.(اربعین شهید قاضی،ص ۳۸۶)

دوم این که ابن طاوس یک اشکال تاریخی هم نسبت به اربعین بودن روز بیستم صفر مطرح کرده
و آن این که اگر امام حسین (ع‌) روز دهم محرم به شهادت رسیده‌ باشد، اربعین آن حضرت نوزدهم صفر می‌شود نه بیستم‌.
در پاسخ گفته شده ‌است، به احتمال ماه محرمی که در دهم آن امام حسین (ع‌) به شهادت رسیده‌، بیست و نه روز بوده است‌.
اگر ماه کامل بوده‌، باید گفت که روز شهادت را به ‌شمارش نیاورده ‌اند.(بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۳۵)

علل بزرگداشت اربعین حسینی

هدف امامان از بزرگداشت همه ساله روز اربعین چه بوده است؟ در رأس بزرگان دین، ائمه بودند که اعمال مخصوصی را در این روز دستور دادند
به عنوان این که مربوط به اربعین حسینی است
نه صرف بیستم صفر بودن تا آخرین امام حاضر حضرت امام حسن عسکری علیه السلام که زیارت اربعین امام حسین علیه السلام را یکی از نشانه های مؤمن برشمردند.

عدد اربعین امام حسین

ریشه این همه اهمیت شیعیان و بزرگان دین در مورد اربعین شهادت امام حسین علیه السلام چیست؟
این مراسم از چه زمانی شروع شده است؟ و چرا برای دیگر معصومین، اربعین گرفته نمی شود؟
آیا اربعین امام حسین علیه السلام برگرفته از چهلم گرفتن برای اموات است.
و یک بزرگداشت عادی همانند بزرگداشت برای افراد دیگریست که از دنیا رفته اند؟

 

هدف امامان از بزرگداشت همه ساله روز اربعین چه بوده است؟

روز چهلم شهادت امام حسین علیه السلام که همان روز بیستم صفر می باشد
از همان اولین سال واقعه کربلا ۶۱ قمری روز تجدید غم و اندوه شیعیان و ارادتمند به خاندان اهل بیت علیهم السلام بوده است.
عمل بزرگان دین، برای متدینین با اهمیت است به گونه ای که مردم نگاهشان به گفتار و نحوه برخورد عالم دینی است
که به چه چیز بهاء می دهند تا آن را انجام دهند و از چه چیز مردم را باز می دارد تا سراغش نروند.
اگر عملی را عالمی تأیید کرد و یا بالاتر از آن خود ابتدا به ساکن اقدام کرد
این بعنوان یک سیره حسنه در بین مردم متدین جا افتاده و دنبالش را می گیرند.

 

یکی از نشانه های مؤمن

اربعین هم از این امر مستثنا نیست. در رأس بزرگان دین، ائمه بودند که اعمال مخصوصی را در این روز دستور دادند
به عنوان این که مربوط به اربعین حسینی است نه صرف بیستم صفر بودن
تا آخرین امام حاضر حضرت امام حسن عسکری علیه السلام که زیارت اربعین امام حسین علیه السلام را یکی از نشانه های مؤمن برشمردند.

 

زیارت مخصوصه در روز اربعین

 

یکی از مهمترین علل جایگاه ویژه اربعین در میان شیعیان، همین روایت امام حسن عسکری علیه السلام بر فضیلت این روز است
که زیارت مخصوص امام حسین علیه السلام در روز اربعین را یکی از نشانه های شیعه بودن مطرح کردند.

تهذیب: از حضرت ابى محمد حسن بن على عسکرى علیه السّلام، روایت است که فرمود:

نشانه‏ هاى مؤمن پنج چیز است:

پنجاه و یک رکعت نماز، زیارت اربعین، انگشترى در دست راست کردن، پیشانى به خاک مالیدن، و با صداى بلند بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* گفتن.

 

مأثور از امام و روایت شده چنین‏ کاین پنج خصلت است علامت بمؤمنین‏

اول نماز پنچه و یک رکعت و دوم‏ انـگـشـتــر عقـیـق نـمـودن یـد یـمـیـن‏

سـوم بلند گفتن بسم‏ اللَّه‏ صلاة چهـارم بـخـاک بهـر خـــدا سـودن جـبین‏

پنجم که حق نصیب کند جمله مرد و زن‏ بـوسـیـدن مزار حسـیـــن روز اربـــعـیــن‏

بخاطر همین بسیاری از شیعیان از اقصا نقاط جهان سعی دارند
در اربعین خود را به قبر امامشان در کربلا برسانند و آنهایی هم که شرایط سفر ندارند آرزوی چنین زیارتی در دل دارند.

 

 

از یاد نرفتن قیام خونین کربلا

ائمه علیهم السلام برای ادامه این مسیر و از یاد نرفتن قیام خونین کربلا این روز را بزرگ شمرده
و از اولین زائر حسینی یعنی جابر بن عبدالله انصاری – که در اولین اربعین خود را به قبر شهدای کربلا رساند – تجلیل کردند.
و کم کم روایات بسیاری در زمینه ثواب زیارت امام حسین علیه السلام در روزهای خاص و در تمام طول سال نقل شد.

عظمت مصیبت شهادت امام حسین صلوات الله علیه

اما چرا در بین ائمه علهم السلام به زیارت امام حسین علیه السلام تأکید شده
و باز در بین زیارات در طول سال زیارت اربعین جایگاه ویژه ای پیدا کرده است؟ باید گفت:
به علت شدت مصیبت شهادت امام حسین علیه السلام که مصیبةً ما أعظمها و أعظم رزیتها فی الإسلام مصیبتی بوده
که نه سابقه ای داشته و نه لاحقه ای. بنابراین فرق این مصیبت با مصائب دیگر روشن است
همانگونه که امام حسن مجتبی علیه السلام به برادرش فرمود:
لَا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏.

 

 

زنده نگهداری قیام امام حسین

 

(3) از طرفی قیام امام حسین صلوات الله علیه باید زنده می ماند
تا خون مبارکش هدر نرود و لذا تمام تلاش ائمه بر آن بود که به نحوی یاد حضرت سیدالشهداء بر سر زبانها باشد.

در این راه حتی از ابزار گریه و عزاداری به نحو احسن استفاده بردند.
گریه های امام سجاد علیه السلام شاهد بر این مدعی است.
و این که یکی از راههای زنده ماندن یاد و هدف قیام امام حسین(علیه السلام) زیارت حضرت است چه از دور و چه از نزدیک.

و اما چرا  عدد اربعین؟

زیرا اولین زیارت در روز اربعین صورت گرفت.
البته قبل از آن هم بطور مخفیانه زیارت محقق شده بود
اما بصورت آشکارا و رسمی ظاهرا این اولین زیارت بوده است.
به عنوان نمونه گزارش زیارت شهدای کربلا قبل از دفن شدن
که توسط ابن نما تاریخ نویس قرن نهم در کتابش مثیر الأحزان ذکر شده آورده می شود.

اربعین حسینی

 

آورده‏اند که «سلیمان عدوى» در سومین روز شهادت حسین علیه السلام و یاران فداکارش بر کربلا گذر کرد
و پس از تماشاى آن پیکرهاى به خون خفته و گلهاى پرپر شده مرثیه‏اى جانسوز بدین مضمون سرود:
مررت على أبیات آل محمّد فلم ارها امثالها یوم حلّت‏

بر خانه ‏ها و سراپرده خاندان محمد صلى الله علیه و آله گذر کردم
و آنها را بسان روزگار پر افتخار پیامبر آباد و آزاد و در امنیت و آرامش ندیدم.

مگر نمی ‏نگرى که خورشید جهان افروز در سوگ امام حسین علیه السلام و یارانش رنگ پریده و بیمار است،
و زمین و زمان از این سوگ سهمگین به لرزه در آمده و دگرگون شده است.

 

اولین زائر حسینی

بنابراین ائمه علیهم السلام برای ادامه این مسیر و از یاد نرفتن قیام خونین کربلا این روز را بزرگ شمرده
و از اولین زائر حسینی یعنی جابر بن عبدالله انصاری – که در اولین اربعین خود را به قبر شهدای کربلا رساند – تجلیل کردند.
و کم کم روایات بسیاری در زمینه ثواب زیارت امام حسین علیه السلام در روزهای خاص و در تمام طول سال نقل شد،

 

 

در پایان به ذکر یک روایت اکتفا می شود:

حسن بن على بن فضّال، از ابو ایّوب خزّاز، از محمّد بن مسلم، از امام‏ ابو جعفر محمّد بن علی علیهماالسلام روایت کرده است که فرمود:
شیعه ما را به زیارت حسین بن علی علیه السلام امر کنید،
زیرا که زیارت‏ او ویرانى و غرق و آتش‏سوزى و خورده شدن توسط درندگان را دفع میکند،
و زیارت‏ او بر کسى که به امامت حسین (ع) از جانب خداى عز و جل معترف باشد فرض است.

 

باشگاه خبرنگاران

عدد اربعین چرا در متون اسلامی و روایات اهمیت زیادی دارد؟

اخبار مرتبط :
  • اربعین در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام
منبع: نیک صالحی


نکات پیاده روی اربعین به صورت سوال و جواب

ساک هایمان را چه کنیم؟ سعی کنید از کوله پشتی استفاده کنید. راحتترین نوع بار جهت حمل در این مسافت کوله هایی است که کامل روی دوش قرار می گیرد. در غیر اینصورت از ساک های چرخدار که تحمل این مسافت را داشته باشند استفاده کنید.

به گزارش فرهنگ نیوز :این متن سوال و جواب به دلیل استقبال مردم از پیاده روی اربعین توسط خبرنگار فرهنگ نیوز آماده شده است و در طول این مصاحبه سعی شده است که تمامی سوالاتی که ممکن است به ذهن مخاطبینی که برای اولین بار به پیاده روی اربعین می روند خطور می کند پاسخ داده شود، در صورتی که سوالاتی داشتید که در بین سوالات زیر نبود در قسمت نظرات همین متن درج نموده تا توسط افرادی که این توفیق را داشته اند پیاده روی اربعین را درک کنند پاسخ داده شود.

 

از کجا تا کجا باید پیاده برویم؟

زائرین ایرانی معمولاً از نجف تا کربلا را پیاده طی می کنند اما برخی از هیئات مسیر بغداد تا کربلا را طی می کنند. این درحالی است که تمامی ورودی های شهر کربلا میزبان زائرین اربعین حسینی است.

 

فاصله نجف تا کربلا چقدر است؟

فاصله ی خروجی شهر نجف تا ابتدای شهر کربلا حدود 80 کیلومتر است.

 

چه مدت پیاده خواهیم رفت؟

معمولاً این مسافت را در 3 روز و 2 شب طی میکنند. یعنی از صبح زود سه روز مانده به اربعین حرکت کرده و شب اربعین به کربلا می رسند.

 

آیا حتماً باید کل مسیر را پیاده برویم؟

خیر! هر چند که لحظه ی رسیدن به کربلا به صورت پیاده لحظه ی فوق العاده ای است و تجربه ی طول مسیر باعث می شود خستگی از یاد انسان برود اما اگر زائری به هر دلیل قادر به طی کردن راه به صورت پیاده نباشد می تواند به وسیله خودرو هایی که بین راه وجود دارد بقیه مسیر را با ماشین طی کند. این خودرو ها را ارتش آماده کرده است و معمولاً زائرین را به صورت گروهی تا کربلا می برند.

 

آیا در طول مسیر از هم کاروانی ها جدا خواهیم شد؟

بستگی به توافق شما با هم کاروانی هایتان دارد. بعضی از کاروان ها به صورت گروهی حرکت می کنند و تا کربلا با هم می رسند. برخی قرار می گذارند که مثلاً عصر اربعین یا شب اربعین فلان جا حضور داشته باشید.

 

چه کنیم که در حرکت های گروهی و دسته ای گم نشویم؟

استفاده از پرچمی که به نوعی نشان دسته ی شما خواد بود مطمئناً خوب است اما با توجه به اینکه این پرچم باید نسبتاً بلند باشد تا دیده شود دو تا مشکل اساسی دارد: اولاً اینکه کسی که این پرچم را حمل می کند مطمئناً انرژی زیادی از دست خواهد داد و باید این پرچم دست به دست شود. ثانیاً در طول مسیر تعداد پرچم ها خیلی زیاد است و تقریباً پیدا کردن پرچم کار ساده ای نیست. مگر آنکه رنگ و نوع پرچم خیلی متمایز باشد.

 

اگر در طول مسیر همراهان مان را گم کنیم چه طوری در آن شلوغی قرار بگذاریم؟

تمام طول مسیر پیاده روی از خروجی نجف تا ورودی کربلا تیر های چراغ برقی وجود که شماره گذاری شده اند. از 1 تا 1460 هر کدام از این تیرها با هم دقیقاً 50 متر فاصله دارند. به نوعی خط نشان هستند که چقدر از مسیر را طی کرده و چه قدر باقی است. معمولاً برای اینکه هم کاروانی ها با هم قرار بگذارند از شماره های این تیرها که سمت چپ یا راست مسیر پیاده روی قرار دارد استفاده می کنند.

 

آیا خانم ها یا افرادی با سن و سال بالا می توانند این مسیر را طی کنند؟

این سوال معمولاً از آنجا ناشی می شود که گمان می شود تمام این مدت 3 روز و 2 شب را باید پیاده روی کرد! در حالی که تقریباً هر چند کیلومتر استراحت می کنید و نیاز نیست که تمام این مسیر را به صورت یک نفس پیاده روی کنید. هرچند که ماشین هایی هم بین راه وجود دارد که زائرینی که از ادامه ی پیاده روی ناتوان شده اند را به مقصد برسانند اما با نگاهی به اطراف خود خواهید دید که جمعیت خانم ها و همچنین افراد مسن کم نیستند بلکه بعضی از خانم ها با بچه ای در آغوش یا افرادی با معلولیت جسمی این مسافت بلکه بیشتر از آن (از شهرهایی مثل بصره 14 روز پیاده روی تا کربلا) را طی می کنند. در کل حضور در بین جمعیتی که همگی باهم به سمت هدفی خاص در حال حرکت هستند معمولاً طی مسیر را برای انسان راحت می کند. این تجربه را در راهپیمایی های مناسبتی احتمالاً تجربه کرده اید.

 

امنیت در طول مسیر چگونه است؟ آیا اینکه ما دو شب در طول مسیر هستیم امن هست؟

امنیت بین نجف تا کربلا خیلی خوب است و در سنوات گذشته در این مسیر انفجار یا خرابکاری اتفاق نیافتاده است هرچند که در مسیر بغداد-کربلا موردهایی از نقض امنیت وجود داشته است. اما مسیر پیاده روی نجف تا کربلا جزء امن ترین مسیرهای منتهی به کربلاست و تقریباً می توان گفت از امنیت شهر نجف و همچنین مسیر آن تا کربلا و شهر کربلا مخصوصاً منطقه ای که اطراف حرمین است خیالتان راحت باشد.

 

چه کفشی باید بپوشیم؟

حتماً سعی کنید از کفش راحت استفاده کنید اگر کفش تان ذره ای پای شما را اذیت می کند این اذیت در آن حجم پیاده روی خیلی نمود خواهد داشت و مطمئناً در روز آخر که معمولاً پای انسان در اثر یک عکس العمل طبیعی تاول های کوچکی خواهد زد بیشتر اذیت خواهید شد. ذکر دونکته اینجا ممکن است مفید باشد: عرب ها از دمپایی برای پیاده روی استفاده می کنند. احتمالاً حرکت با دمپایی به مراتب راحتر از کفش نامناسب خواهد بود. همچنین معمولاً چند ساعت آخر پیاده روی که نزدیک شهر کربلا خواهید شد به خاطر فشاری که کفش به پا خواهد آورد اکثر مردم پابرهنه راه خواهند رفت زیرا پابرهنه راه رفتن راحتر از حرکت با کفش نا مناسب است.

 

ساک هایمان را چه کنیم؟

سعی کنید از کوله پشتی استفاده کنید. راحتترین نوع بار جهت حمل در این مسافت کوله هایی است که کامل روی دوش قرار می گیرد. در غیر اینصورت از ساک های چرخدار که تحمل این مسافت را داشته باشند استفاده کنید زیرا اگر چرخ این ساک ها روی آسفالت مسیر حرکت دچار مشکل شود مطمئناً مجبور به حمل این ساک ها به روش های دیگر خواهید بود که کار را برای پیاده روی دشوار می کند. ممکن است با هماهنگی با دوستانتان کسی راضی شود که ساک ها را با ماشین های عبوری به کربلا ببرد و آنجا منتظر شما باشد! اما سعی کنید تجربه ی پیاده روی را ولو با حمل ساک دستی از دست ندهید. برخی از اعراب از جعبه های میوه استفاده می کنند و یک سر طنابی را در آن حلقه کرده و سر دیگر در دست می گیرند. با کشیدن این جعبه از نجف تا کربلا هم بار خود را در آن قرار می دهند و در بعضی موارد بچه های خردسال را به وسیله این جعبه ها می کشند.

 

آیا نیاز به حمل مواد خوراکی داریم؟

خیر! تقریباً می توان گفت همه نوع خوراکی در طول مسیر به صورت رایگان در اختیار است! در خیلی از موارد صاحبان موکب ها (هیئت هایی که بین راه چادر زده اند) به اصرار شما را مجبور می کنند از خوراکی های آنها بردارید.

 

این موکب ها چیست و چه تعداد در مسیر موکب هست؟

از ابتدای مسیر تا انتهای مسیر تقریباً تمامی طول مسیر به وسیله ی چادر ها یا سازه هایی تقسیم بندی شده است که هیئات هایی از سراسر عالم مسئولیت این چادر ها را بر عهده دارند! البته قریب به اتفاق این هیئت ها قبیله های عراقی هستند. عراقی ها به هیئت، موکب می گویند.

 

در این موکب ها چه خبر است؟ و چه خدماتی به زائرین می دهند؟

خدماتی که در این موکب ها داده می شود شامل موارد زیر است

انواع پذیرایی صبحانه / ناهار / شام. طبیعتاً در این حالت حق انتخاب با شماست که از کدام چادر چه چیزی را برای ناهار یا شام انتخاب می کنید! مثلاً ممکن است جایی به اصرار شما را دعوت به قیمه نجفی کند و چادری دیگر آب گوشت پخته باشد یا حتی در ایستگاهی برای صرف ساندویچ فلافل توقف کنید! حتی تنور هم در کنار راه یافت می شود و همانجا مشغول پخت نان هستند! انواع طعام از ماهی تا انواع ساندویچ و خورشت را می توانید در طول مسیر میل بفرمایید! فرقش با جاهای دیگر دنیا در این نیست که رایگان است بلکه علاوه بر رایگان بودن اصرار صاحب طعام و التماس او برای خوردن حتی یک لقمه از طعامش هر انسانی را منقلب می کند!

 

انواع میوه. معمولاً میوه ها را در وسط راه پیاده روی به زور به دستتان می دهند!

 

انواع شیرینی جات. خرما و شیرینی های محلی عراق به وفور در طول مسیر دیده می شود.

 

انواع نوشیدنی. چیزی که شاید در تمام مسیر به صورت یکنواخت پراکنده شده است چایی شکر معروف عراقی هاست! که در استکان های کمر باریک زائران را برای رفع خستگی و عطش به سوی خود می خواند! علاوه بر چایی قهوه تلخ و آب معدنی و انواع نوشابه هم در طول مسیر توزیع می گردد.

 

محل خواب و استراحت! بعضی از موکب ها طوری شرایط موکب را طراحی کرده اند که محل استراحت زائرین باشد. در این موکب ها پتو و بالش و سایر ملزومات یافت می شود و معمولاً در هر ساعتی عده ای در این موکب ها مشغول استراحت هستند.

 

مشت و مال زائرین! در طول مسیر موکب هایی را خواهید دید که زائرین را مشت و مال می دهند! بعضی توسط دستگاه و بعضی به صورت سنتی و حرفه ای! حتی در مواردی پاهای خسته و خاکی زائرین را به زور می شویند! حتی ناراحت می شوند اگر شما اجازه ندهید که پاهایتان را بشویند!

 

ایستگاه های امدادی و توزیع دارو و ملزومات پزشکی. در طول مسیر ایستگاههای امدادی تعبیه شده است که اگر مشکلی برای کسی پیش آمد با مراجعه به این ایستگاه ها از خدمات پزشکی بهره مند شود. در طول مسیر هلال احمر ایران نیز ایستگاههایی دارد که به زائرین خدمات می دهد.

 

ایستگاه های فرهنگی. در این ایستگاه ها بسته های فرهنگی از مداحی تا پوستر و مطالب و بروشور های فرهنگی توزیع می شود.

 

خدمات متفرقه! برخی از موکب ها دست به نوع آوری زدند و خدماتی به مردم ارائه می کنند که ممکن است مورد نیازشان باشد مثلاً موکب هایی هستند که خیاط در آنها نشسته و با نخ و سوزن و چرخ خیاطی آماده است تا مشکل لباس یا کیف دستی شما را برطرف کند! در موکب هایی کفاش نشسته! در موکب هایی برخی با تلفنی در دست التماس می کنند که از تلفن آنها استفاده کنی و با هرجای دنیا که میخواهی تماس بگیری!

 

در طول مسیر چه نوع لباسی مناسب است؟ آیا گرمای هوا زیاد است؟

با توجه به اینکه هم اکنون اربعین در سرما قرار دارد گرمای هوا به هیچ وجه اذیت کننده نیست و علاوه بر آن در ساعات شب و همچنین صبح هوا خیلی سرد هم خواهد شد. و بهتر آن است که لباس گرم به اندازه کافی بردارید.

البته با توجه به پیاده روی طولانی مدت امکان عرق سوز شدن وجود دارد که با پوشیدن لباس های مناسب و یا استفاده از لباس های زیر ورزشی که کشتی گیران به صورت کاملا جذب استفاده می نمایند از این اتفاق جلوگیری نمایید.

 

آیا برای پیاده روی پول همراهمان باشد؟

معمولاً به خاطر رایگان بودن خدمات در طول این سه روز هزینه ای نخواهید داشت اما مقدار کمی پول هم ضرر نخواهد داشت بهتر است از پول ملی خود عراق استفاده کنید (دینار عراق)

 

اگر شارژ موبایلم تمام شد چه کنم؟ اصلاً برق وجود دارد یا خیر؟

در طول مسیر موکب هایی هستند (تقریباً هر 1 کیلومتر) که در کنار جاده پنل های 15تایی یا 20تایی برق گذاشته اند و زائرین دستگاههای برقی خود را در این پنل برای شارژ و استفاده زده اند.

 

محل خواب چگونه است؟ و چه نکاتی را باید برای محل خواب در نظر گرفت؟

برای محل خواب طول روز با توجه به وجود خورشید و گرمای نسبی هوا خیلی نکته ی خاصی وجود ندارد. اما برای خواب پیشنهاد می شود که اولاً قبل از ساعت 8 محلی را برای خواب از بین موکب های طول مسیر انتخاب کنید ثانیاً با توجه به سرمای شب سعی کنید به جای چادر در موکب هایی که ساختمان دارند و گرمتر هستند اطراق کنید. احتمال اینکه بعد از ساعت 11 شب جای گرم و مناسب گیر بیاورید کمی سخت خواهد شد. ذکر چند نکته در اینجا اهمیت دارد اولاً جای خواب مناسب برای خواهران و برادران در طول مسیر وجود دارد ثانیاً کسی بدون جای خواب نخواهد ماند! چون جا  و ملزومات خواب مثل پتو و بالش به اندازه کافی هست فقط باید بتوانید موکبی که هنوز کامل پر نشده را پیدا کنید اگر از خود اهالی بخواهید برایتان معرفی می کنند که کجا هنوز برای خواب جا دارد.

 

در طول شب شرایط پیاده روی چگونه است؟

معمولاً بعد از ساعت 9 شب مسیر پیاده روی خلوت تر می شود و اکثر موکب داران تا اذان صبح استراحت می کنند اما در این میان کم نیستند موکب دارانی که شب را هم متناسب با سرمای شب خدماتی ارائه می کنند که زائرین شب رو را کمک کند. به عنوان مثال چایی و شیر داغ و حتی هدبند! برای جلوگیری از سرمای شب در طول شب توزیع می شود و عده ای هستند که ترجیح می دهند تا اذان صبح پیاده روی کرده و بعد از طلوع آفتاب بخوابند.

 

سرویس بهداشتی و وضعیت بهداشت مسیر چگونه است؟

هرچند که جمعیت زیادی در مدت زمان کوتاهی در این مسیر تردد می کنند اما به لطف اهل بیت و عشق خدام الحسین مسیر از لحاظ بهداشتی وضعیت مناسبی دارد و همچنین سرویس های بهداشتی (حمام و توالت) به صورت مرتب توسط خادمین تمیز می شود و اغلب سطح بهداشت در وضعیت نسبتاً خوبی قرار دارد. هرچند پیشنهاد می شود در کوله ی همراهتان یک صابون داشته باشید.

 

چه کنیم بیشتر بهره ببریم؟

همانطور که عراقی ها خود را برای پذیرایی از شما از مدت ها قبل آماده می کنند شما هم برای تاثیر گذاری بیشتر روی آنها و بالا بردن سطح علاقه و همچنین فکر آنها کار کنید/ به عنوان مثال تجربه ی ما در سنوات گذشته نشان داد بچه هایی که در طول مسیر ایستاده اند و به زائرین نگاه می کنند و گاهاً حتی با اصرار به شما خوراکی تعارف می کنند با یک اسباب بازی کوچک یا حتی یک بسته پاستیل چقدر به سر شوق آمده و مطمئناً در دراز مدت تاثیر این حرکت در ذهنشان و تصورشان راجع به شیعیان و حتی ایرانیان چقدر مثبت خواهد بود. حتی آماده کردن بسته های فرهنگی به زبان های عربی یا انگلیسی و توزیع آن بین مردمی که پیاده می روند تاثیر گذار است. گاهی یک پوستر یا یک عکس کوچک مذهبی با یک جمله ی عمیق تاثیر شگرفی بر ذهن مخاطب خواهد گذاشت. روی تاثیر گذاری متقابل چه برای موکب داران چه برای سایر زائران از سراسر جهان برنامه ریزی کنید.

 

اگر در طول مسیر با همکاروانی ها به صورت گروهی اطراق می کنید بهتر است که برنامه ای برای آن محل در نظر بگیرید مثلاً ذکر مصیبت یا مداحی و ... چون هم بعضی از موکب ها سیستم صوتی دارند که در اختیار می گذارند هم اینکه در طول مسیر به خاطر صدای زیاد بلندگو ها که دائماً در حال پخش نوای مداحی عربی هستند احتمالاً نمی توان مراسم یا مداحی داشت و گوش کردن به همین نواها و دیدن صحنه هایی که از جلوی چشم انسان در حال عبور است برای آماده شدن دل و توجه آدمی کافی است.

 

زیارت حسین با خستگی پیاده روی گویی مزه ای دوچندان دارد و اینجاست که پا و دل با هم ارتباط پیدا می کنند! در طول مسیر هنگامی که پاهایمان خسته یا حتی در مواردی جراحتی کوچک پیدا می کند کافی است برای آماده شدن دل. کمی اگر مرغ دل را پرواز دهی به وضوح کاروانی را خواهی دید که از کربلا به سوی شام به اسیری می روند و وقتی نگاهت را به طرفین بر میگردانی و میبینی اینچنین با عزت در حال راه رفتنی و اینچنین از تو پذیرایی می شود مطمئناً با خود می گویی این کجا و آن کجا؟ اینجاست که آدمی می گوید: لایوم کیومک یا اباعبدالله

 

به منظور دریافت آخرین مطالب، مداحی ها و نرم افزارهای مربوط به اربعین و پیاده روی اربعین در خبرنامه فرهنگ نیوز، عضو شوید (برای عضویت اینجا کلیک کنید)